Posts

زبون بدن در سخنرانی؛ چند ترفند که بر جذابیت گفتار شما می افزاید

اگه از شما بپرسم: «هنگام آماده شدن واسه یک سخنرانی، چقدر از کل زمان خود رو به تنظیم زبون بدن تون اختصاص میدید؟» شاید می گین: «خیلی کم». بیشتر ما بیشتر روی محتویات سخنرانی تمرکز می کنیم و از یاد میبریم تأثیری که روی مخاطبان می ذاریم، بیشتر از راه زبون بدن، نحوه ی صحبت کردن و لحن صدای ماست، نه چیزایی که می گیم. این مقاله رو بخونین تا با اهمیت زبون بدن در سخنرانی و ۵ تکنیکی که بر جذابیت سخنرانی شما اثر می ذارن، آشنا شید.

 

تحقیقات نشون دادن که توانایی ما واسه ایجاد رابطه مؤثر با مخاطبان و اثر گذاشتن روی اونا، به صدا و زبون بدن مون خیلی وابسته. این وابستگی اون قدر زیاده که محتویات سخنرانی جایگاه سوم رو داره و اثر اون در ایجاد رابطه با مردم فقط ۷٪ است! صدا با ۳۸٪ رتبه دوم و زبون بدن با تأثیری ۵۵ درصدی، رتبه اول رو در ایجاد رابطه مؤثر با مردم داره. چرا زبون بدن این قدر مهمه؟

خوب، تا به حال پیش اومده که ایمیل یا پیغامی رو واسه کسی فرستاده باشین و گیرنده، منظور شما رو اشتباهی فهمیده باشه؟ خیلی اوقات از یاد میبریم که لغات بی احساسات، بی معنی هستن.

در هرکدام از دوره های آموزش مهارتای سخنرانی، از شرکت کنندگان می خوام به یادماندنی ترین ارائه ای رو که در تموم زندگی خود دیده ان (خوب یا بد)، به یاد بیارن. خیلی از اونا استادی در دانشگاه یا کارفرمایشان رو به یاد میارن. بعد از شرکت کنندگان می خوام ویژگیای برجسته یا چیزی رو که بیشتر تو ذهن شون مونده، به یاد بیارن. باید بگم که تا به حال نشنیده ام کسی بگه: «محتویات اون سخنرانی باورنکردنی بود». بیشتر اوقات نکته ای که توجه مردم رو جلب می کنه، خودِ سخنران یا روشای خاص اون واسه انتقال اطلاعات هستن. بعضی از این روش ها شوخی، رابطه چشمی، توضیحات کوتاه و مفید، شخصیت گیرا، مثالای ارتباطی، داستانا و … هستن.

با این مقدمه، فکر می کنم بهتر باشه به بررسی راه حلایی بدیم که با استفاده از اونا می تونین اثر مثبت تری روی مخاطبان تون داشته باشین، ویژگیای بدی که شما رو از ایجاد رابطه بازمی دارن، مخفی کنین و ویژگیایی که توانایی هاتون رو بیشتر می کنن، بهبود ببخشین. درنهایت هدف شما اینه که اثر مثبتی روی مخاطب بذارین. واسه این کار باید همه نقاط قوت و ضعف خود رو در نظر بگیرین. اگه همه ضعف هاتون رو از بین ببرین ولی چیزی به نقاط قوت تون اضافه نکنین، فایده ای نداره.

۱. در همون ۹۰ ثانیه ی اول، توجه همه رو جلب کنین

از لحظه ای که اولین بار حضار ما رو می بینن، ۴ تا ۶ ثانیه وقت داریم اثر مثبتی روی اونا بذاریم. حالا چه جوری کاری کنیم که اولین اثر ما مثبت باشه؟ چیجوری می تونیم به حضار بفهمانیم کنترل همه چیز رو در اختیار داریم و در کارمون وارد هستیم؟ واسه این کار، نه تنها با استفاده از محتویات سخنرانی، بلکه باید از راه تسلط خود، شنونده رو تحت اثر قرار بدیم.

وقتی به جایگاه سخنرانی رسیدید، چانه ی خود رو بالا بگیرین، به حضار نگاه کنین، یادداشتای خود رو پایین بذارین، به همه لبخند بزنین و از اونا تشکر کنین که واسه شنیدن سخنرانی شما اومدند. این بهترین روش واسه اثر گذاشتن روی حضاره. ولی شمایی که می خواید حرفه ای تر عمل کنین، بهتره مقدمه ای مربوط به موضوع پیدا کنین و اونو در اول سخنان خود بگید یا جمله ای کوتاه و مفید پیدا کنین که توجه همه رو جلب کنه. این جمله ممکنه درباره آمار یک چیز باشه، یا یک سؤال. می تونین از وسیله کمکی استفاده کنین. هر چیزی که انتخاب می کنین، باید جالب باشه و همه رو واسه ادامه سخنرانی آماده کنه.

۲. حتی اگه به شرایط تسلط ندارین، وانمود کنین مسلط هستین

مادرم همیشه می گفت: «اگه بلد نیستی اداش رو دربیار» و حق با اوست. منظور اون این نبود که باید آبروی خودم رو ببرم یا ادای فهمیدن رو دربیاورم. اون باور داشت بعضی وقتا باید اعتماد بقیه رو جلب کنیم و واسه این کار نباید احساسات واقعی خود رو بروز بدیم. اگه استرس دارم، ترسیده ام یا به خودم اطمینان ندارم، اشکالی نداره، ولی به عنوان یک حرفه ای نباید کاری کنم مخاطبان احساساتم رو بفهمن. وقتی به جایگاه سخنرانی رفتید، هرچقدر هم که استرس داشته باشین، باید ظاهر خود رو حفظ کنین.

۳. درست بایستید

ممکنه فکر کنین ایستادن که دیگر نیاز به آموزش نداره، ولی «درست ایستادن» بزرگ ترین مسئله ایه که دیده ام. متأسفانه، در خیلی مواقع، حالت نشستن و ایستادن ما آدما اشتباهه. با قوز کردن یا پایین نگه داشتن سر خود، نمی تونین اثر مثبتی روی حضار بذارین.

چند تمرین واسه درست ایستادن هست:

از دوست خود بخواهید کمک تون کنه بهترین وضعیت ایستادن تون رو پیدا کنین. از اون بخواهید روبه روی شما بایستد. اول چانه ی خود رو پایین ببرین، بعد سرتون رو آهسته بلند کنین و از دوست خود بخواهید وضعیتی رو که در اون بااعتمادبه نفس به نظر می رسین، به شما بگه. اگه چانه زیاد بالا باشه، ازخودراضی به نظر می رسین و اگه زیاد پایین باشه انگار که ترسیده اید. وضعیتی رو که در اون بااعتمادبه نفس به نظر می رسین، پیدا کنین و تا روز ارائه اونو تمرین کنین.

درمورد پشت و شونه ها، باید فرض کنین یک عروسک خیمه شب بازی هستین و به وسیله نخی که به سرتون وصل شده، کنترل میشید. اگه کسی این نخ رو بِکِشد چه می شه؟ قدتون بلندتر می شه؟ اگه بی اینکه از زمین جدا شید می تونین قد خود رو بلند تر کنین، پس باید پشت خود رو صاف تر نگه دارین.

کار شونه ها کمی سخت تره، چون کسی که به شما کمک می کنه، باید چشمان تیزبینی داشته باشه. دوست شما باید بفهمد که شونِه هاتون رو رو به جلو خم کردین و باید اونا رو عقب تر بدین یا نه. دوباره از دوست خود بخواهید پشت سر شما بایستد. به شکل عادی بایستید، دوست تون دستش رو پشت شونِه شما قرار می ده و کمی با انگشت شست فشار می بده. از دوست تون بخواهید با دستای خود کمی شما رو به عقب بکشه. اگه بی اینکه سینه ی خود رو جلو بدین بتونین شونِه هاتون رو عقب بدین، به این معنیه که باید وضعیت شونه ها رو تغییر بدین.

۴. یک جا نایستید، بعضی وقتا به طرف مخاطبان حرکت کنین

شاید شما جزو افرادی هستین که میدونن یک جا ایستادن موقع سخنرانی خیلی جالب نیس، ولی بازم این کار رو می کنین! دفعه ی بعد که ارائه دارین، نوار چسبی رو روی زمین بین خودتون و حضار بچسبونید. وقتی ارائه خود رو شروع کردین، ببینین چندبار می تونین در طول این نوار چسب راه برید تا به حضار نزدیک شید. بیشتر اوقات اگه سخنران به طرف ما حرکت کنه، حس می کنیم با ما رابطه برقرار کرده.

۵. از دستان خود استفاده کنین

خیلی آسون می تونیم با استفاده از دست هامون، شخصیت و جذابیت خود رو نشون بدیم. دستا بهترین وسایل دیداری ما هستن. مردم همیشه می پرسند: «با دست هامون چیکار کنیم؟» جواب من اینه: «از اونا استفاده کنین». مطمئنا می تونین دست هاتون رو حرکت ندین یا اونا رو در جیب خود فرو کنین یا دست به کمر بایستید، ولی بهتره واسه اثر گذاشتن روی حضار، از اونا استفاده کنین. دستان ما طراحی شدن تا با کمک اونا با دنیای دور رابطه برقرار کنیم، پس بهتره به بهترین روش از اونا استفاده کنیم.

فکر کنین که چه جوری می تونین واسه نشون دادن احساسات (تعجب، خطر، کنجکاوی) از دستان خود استفاده کنین؟ عمق و گستردگی موضوع سخنرانی رو با استفاده از دست هاتون نشون بدین. از یکی از شنوندگان بخواهید به شما کمک کنه. اشارهای دست و بازو چه شکلی هستن؟ چه جوری می تونین از حرکات دست در سخنرانی بعدی خود استفاده کنین؟

دوباره به متن سخنرانی تون نگاهی بندازین و بخشایی رو که می تونین از حرکات دست استفاده کنین، علامت بزنین.

نبایدهای زبون بدن در سخنرانی

  1. زمین یا آسمان رو نگاه نکنین (رابطه چشمی معنی داری برقرار کنین)؛
  2. تا زمانی که به جایگاه سخنرانی نرسیده اید، صحبت کردن رو شروع نکنین؛
  3. با موهای سر و صورت خود بازی نکنین؛
  4. روی یک پا تکیه نکنین؛
  5. با یک انگشت به کسی یا چیزی اشاره نکنین؛
  6. دست به سینه نباشید؛
  7. پاها رو روی هم نیندازید؛
  8. بدن خود رو به دو طرف تاب ندین؛
  9. پاها رو جفت نکنین؛
  10. به حضار پشت نکنین.

به یاد داشته باشین که نمی تونین تموم تکنیکا رو هم زمان یاد بگیرین. باید وقت صرف کنین، تمرین کنین و همیشه سعی کنین راهی واسه تقویت مهارت هاتون پیدا کنین. مثلا می تونین هنگام تمرین سخرانی، از خودتون فیلم بگیرین. بعد درحالی که صدای اونو قطع کردین اونو چندبار نگاه کنین و روی زبون بدن خود تمرکز کنین.

خیلی از آدما به طور طبیعی موقع سخنرانی جذبه و گیرایی لازم رو دارن، ولی بقیه واسه جذابیت بخشیدن به سخنرانی خود، باید روی زبون بدن شون کار کنن.

برگرفته از: newdirectionsconsulting

 



۴۰۰۰تومن


زبون بدن حرفه ای در سخنرانی؛ ۶ ترفندی که بر قدرت تاثیرگذاری شما می افزاید 

زبون بدن نقش مهمی در تأثیرگذاری بر بقیه و کسب نتیجه دلخواه داره. اما چه جوری میشه نشونه های مناسب و مثبت ارسال کرد و نتیجه دلخواه گرفت؟ با مطالعه رهبران موفق درزمینهای مختلف، حالات و نشونه هایی که زبون بدن رو موثر و قدرت مجاب کنندگی اونو افزایش میدن، شناسایی کردیم. درادامه، با حالتای زبون بدن حرفه ای در سخنرانی آشنا میشید.

 

چند سال پیش واسه پیش بینی برنده(ها) به همایشی دعوت شدیم که در این همایش شرکت کنندگان واسه ارائه ایده ی استارتاپی خود باهم رقابت می کردن؛ ۲۵۰۰ کارآفرین بخش ی فناوری واسه کسب هزاران یورو سعی می کردن. درحالی که سخنرانیا و ارائه ها رو مشاهده می کردیم، به جای توجه به ایده ی کارآفرینان تمرکزمان بر زبون بدن و حالتای ریز چهره ی داوران بود.

پیش بینی ما درباره برندها درست از آب درآمد! دو سال بعد واسه شرکت درهمان همایش دعوت شدیم، اما این بار هدف مشاهده و بررسی شرکت کنندگان بود. وظیفه ی ما نه پیش بینی برندها، بلکه توضیح این بود که ارتباطات غیرکلامی شرکت کنندگان تاچه اندازه بر موفقیت یا شکست اونا مؤثره.

ما به هر شرکت کننده، امتیازی بین ۰ تا ۱۵ دادیم. افراد واسه نشونه های مثبت و مطمئن زبون بدن مثل لبخند زدن، حفظ رابطه چشمی و نمایش حالتی قانع کننده امتیاز می گرفتن. درمقابل واسه نشونه های منفی مثل بی قراری، حرکات خشک دست و چشمان گریزان از تماس امتیاز ازدست می دادن. نتیجه ها نشون داد افرادی که جزو ۸ نفر اول بودن، متوسط ۸/۳ امتیاز کسب کردن. درحالی که متوسط نمره افرادی که نتونستن به رتبه های برتر برسن ۵/۵ بود. زبون بدن مثبت رابطه محکمی با موفقیت داره.

ما به نتایج مشابهی در دنیای سیاست رسیدیم! طی مبازرات انتخاباتی سال ۲۰۱۲ به شکل آنلاین، یک هزار شرکت کننده بررسی شد. شرکت کنندگان (از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه) یک ویدئوی ۲دقیقه ای از «باراک اوباما» و «میت رامنی» تماشا کردن که هم محتوای احساسات برانگیز و هم محتوای خنثی داشت. دوربینا حرکات چهره ی شرکت کنندگان رو ضبط کردن و بعد ما اونا رو از نظر ۶ احساس کلیدی روانشناختی بررسی کردیم. این ۶ احساس عبارتند از: شادی، تعجب، بیزاری، خشم و اندوه. ما نوع احساس (مثبت یا منفی) و قدرت اونا رو کدگذاری کردیم. بررسیا نشون داد «اوباما» احساسات منفی کمتری رو همراه با واکنشای احساسی قوی تر برانگیخت. درمقابل «رامنی» حتی از بین هم حزبیای خود ۱۶درصد رو به واکنش منفی واداشت! بررسی زبون بدن نشون داد: «اوباما» و برندهای همایش نامبرده زبون بدن مشابهی رو به کار گرفتن. «اوباما» حالتایی غیرتدافعی، مثبت و مطمئن رو به شکلی همگام و موافق با سخنرانی خود نشون می داد. درمقابل «رامنی» معمولا نشونه های منفی منتشر می کرد و حرکات و حالتای مخالف و مبهم چهره اش باعث محوشدن پیامش می شد.

۱. جعبه

سخنرانیای «بیل کلینتون» در روزهای آسون فعالیت سیاسی اش با حرکاتی پردامنه همراه بود که اونو غیرقابل اعتماد جلوه می داد. واسه کاهش این حرکتا، مشاوران به اون پیشنهاد کردن تصور کنه جعبه ای در مقابل قفسه ی سینه و شکمش قرار داره و سعی کنه حرکات دستش از محدودی این جعبه خارج نشه. از اون زمان «جعبه ی کلینتون» به اصطلاحی معروف در این بخش تبدیل شد.

۲. نگهداشتن توپ

حالتی که فرد رو در وضعی نشون می ده که انگار یک توپ بسکتبال در دستانشه، حس اعتماد و اختیار رو منتقل می کنه؛ انگار همه حقایق در دست تونه. «استیو جابز» در سخنرانی هاش از این حالت خیلی استفاده می کرد.

۳. دستان هرمی

وقتی افراد عصبی و مضطرب هستن، بیشتر دست هاشون بی قرار و پیوسته درحال حرکته. درمقابل اگه مطمئن و با اعتمادبه نفس باشن، دست هاشون آروم و بی حرکته. واسه آروم نگه داشتن دستا اونا رو به شکل یک هرم در مقابل هم قرار بدین. مدیران خیلی این حالت رو به کار می گیرن. البته نباید بیش ازاندازه در این وضعیت بمونین یا حالت چهره ی قاطع و مغرور رو چاشنی اون بکنین؛ هدف، نشون دادن اینه که آروم و مطمئن هستین نه ازخودمتشکر!

۴. حالت ایستادن

طرز ایستادن افراد نشونه ای از طرز فکر آنهاست. هنگام ایستادن بهتره پاهایتان به اندازه عرض شونِه از هم فاصله داشته باشن. اینجور حالت قاطع و محکمی نشون دهنده ی اینه که اختیار امور رو دردست دارین.

۵. کف دستا رو به بالا

این حالت نشونه بی پرده بودن و روراستیه. «اُپرا وینفری» در سخنرانی هاش این وضعیت رو زیاد به کار میگیره. اون که فردی قوی و اثر گذاره، درعین حال نشون می ده مایل به ایجاد ارتباطی رو راست با مخاطبانشه، خواه طرف مقابل یک نفر باشه خواه جمعیتی بزرگ.

۶. کف دستا رو به پایین

عکس حالت قبل هم می تونه اثر داشته باشه. این وضعیت نشونه قدرت، اعتبار و قاطعیته. «باراک اوباما» معمولا پس از یک سخنرانی پرانرژی از این حالت واسه آروم کردن جمعیت استفاده می کرد.

اگه می تونین از سخنرانی یا ارائه تون فیلم ورداری کنین. بعد اونو بی صدا تماشا و فقط بر زبون بدن تون تمرکز کنین. از نشونه هایی که معرفی کردیم استفاده می کنین؟ وضعیت ایستادن تون چطوره؟ به این فکر کنین که دفعه ی بعد چه جوری این حالتا رو نمایش بدین. در مقابل آینه و بعد دوستان تون تمرین کنین تا استفاده از این حالتا واسه تون طبیعی شه.

رابطه غیرکلامی به تنهایی باعث موفقیت یا شکست شما نمی شه، اما ممکنه به کسب نتیجه بهتر کمک کنه.

برگرفته از: hbr

 



۴۰۰۰تومن


خطر پذیری در زنان؛ زنان خطر پذیر موفق ترن؟ 

 

نون اصلا به خطر پذیری شهره نیستن. به دنبالِ رکود اقتصادی، حتی از این محافظه کاری نسبت داده شده به زنان تقدیر هم شده؛ چراکه تحقیقات این سؤال رو مطرح کردن که اگه در دنیای امور پولی، زنان بیشتری بر مسند قدرت نشسته بودن بحران اقتصادی رخ می داد یا نه؟ اما این تفکر که زنان به طور ذاتی از خطر گریزان هستن یک افسانهه. واقعا، نبود خطر پذیری در زنان، بیشتر از اونکه مربوط به ذات زنانه باشه به نحوه ی تربیت اونا مرتبطه.

اما فارغ از دلیل خودداری ما زنان از خطر، خطر گریزی می تونه در درازمدت به ضررمون باشه. خیلی از زنان فوق العاده موفق درباره اینکه چرا زنان نیاز دارن با ترس هاشون رو به رو شن و خطر پذیری بیشتری به خرج دن حرف زده ان. اینجا، از زبون همون زنانی که خطر پذیری رو تموم و کمال در عمل پیاده کردن و از منافع اون بهره مند شدن، هفت دلیلی رو میگیم که چرا خطر پذیری در زنان جزو چیزای مهم رسیدن به موفقیت واسه آنهاه.

۱. فرصتای عالی با خطر پذیری به وجود بین

خطر پذیری فرصتایی عالی رو، که بی خطر پذیری ندیده باقی می مونن، در اختیار فرد قرار می ده. ما زنان تمایل داریم که خطر پذیری رو منفی آزمایش کنیم، بیشتر به اون به دیده خطر یا کار غیرعاقلانه نگاه می کنیم. اما، این رو هم به یاد داشته باشیم که درعینِ حال که بعضی خطرا مفید حتمی ندارن، بعضی خطرا هم جواب میدن. خطر رو نه یک راه منتهی به شکست بلکه فرصتی واسه پیروزی ببینین؛ همون کاری که ساندرا پیترسون (Sandra Peterson)، مدیر ارشد کسب وکار ۱۰میلیاردی بایر کراپ ساینس (Bayer CropScience) -شرکتی فعال در بخش ی کشاورزی علمی و سلامتی- خوب از پسش برآمد. اون در سال ۲۰۱۱ به مجله تجاری فوربز اینجور گفت:

ساندرا پیترسون

«بیشتر زنان موفقی که در دنیای کسب وکار سراغ دارم، موفقیت شون رو مدیون تمایل شون به پذیرش رقابتای خطر داری بودن که بقیه در روبرو شدن با اونا میگن: ! مطمئن نیستم دلم بخواد این کار رو انجام بدهم.” اگه به راه کاری من نگاه کنین می ببینن که نقشای پرریسکی رو پذیرفته ام. این نقشا واسه بعضی خطر به حساب می اومدن اما واسه من اینجور بود: چه عالی! این فرصتی بی نظیره و به من اجازه می ده در سازمان نقشای مهم تری رو برعهده بگیرم.” اما بعضی به من می گفتن: دیوونه شدی؟ تو درباره دیابت، درباره ماشینای شست وشو، یا صنایع غذایی یا اتومبیل یا درباره صنعت کشاورزی چه میدونی؟” »

۲. خطر پذیری نشونه اعتماد به نفس شماس و کمک می کنه جدا شید

علاوه بر چیزی که گفته شد، خطر پذیری فرصت خوبی واسه شما فراهم می کنه که بدرخشید و خودتون رو به عنوان یک رهبر، و نه فقط کسی که به وضع موجود رضایت می ده، به بقیه معرفی کنین. تامارا عبدالجبار (Tamara Abdel-Jaber)، مدیر ارشد شرکت تکنولوژی اطلاعات پالما (Palma) و یکی از ۱۰۰ زن قوی عربِ معرفی شده در مجله تجارت عربی در سال ۲۰۱۱ این طور می گه:

«من قضیه رو این جور می بینم، خیلی از مردم در خاورمیانه منابع و علم زیادی در اختیار ندارن. واسه اینکه برتر باشین، کمی بیشتر به خودتون زحمت بدین … من مشتاق علم هستم و از سنای پایین با سعی سخت در مدرسه به دنبال اون بودم و در طول زندگی ام به این کار ادامه دادم. دانشی که دارم کمکم می کنه تا به خودم مطمئن باشم، و آدم خطر پذیری هستم.»

۳. خطرا به ما درس میدن و این درسا می تونن ما رو به راهی مهم و تازه هدایت کنن

خطر پذیری، علاوه بر فرصتای بیرونی ای که واسه ما فراهم می کنه و موجب به رسمیت شناخته شدن و اعتبار ما می شه فرصتی هم واسه رشد داخلی مون فراهم می کنه. هدر ربتز (Heather Rabbatts)، اولین زن حاضر در مقام مدیریت غیراجرایی انجمن فوتبال در گزارشی گفت:

هدر ربتز

«همیشه احساس کردم که در خطر پذیری چیز واقعا هیجان انگیزی هست. جمله با ارزشی در این باره هست که می گه: ، یادگیری تنها زمانی حاصل می شه که در خطر خطر باشی. من عاشق هر دوی اینا هستم؛ خطر و یادگیری. این علاقه منو به طرف برعهده گرفتن مشاغلی جهت داده که مردم پیش خودشون میگن: از پسش برنمیاد، غیرممکنه.” جواب من اینه که نه اینجور نمیشه.»

۴. موفقیت از آسمان بر شما نازل نمی شه، باید به دنبال اون برید

اون طرف فواید شخصی و شغلی اون، خطر پذیری در زنان می تونه یه قدم لازم واسه رفتن به دنبال موفقیت باشه. زمانی که هافینگتون پست از کِی کپلویتز (Kay Koplovitz) پرسید که چه جوری اولین زنی بود که مدیر ارشد یک شبکه تلویزیونی شد، اون جواب داد:

«واقعا باید یه قدم به جلو وردارین و سفرتون رو شروع کنین. باید با این مسئله، که دقیقا نمی دونین چه جوری باید به نتیجه مطلوب تون برسین، آسون برخورد کنین. در مسیرتون تجربه هایی انتظار شما رو میکشن. و واسه اینکه بتونین راه عبورتون رو صاف کنین و حقیقتا راه جلو تون رو به طرف نتیجه مورد نظر مدیریت کنین، باید آسون باشین. من انتظار موفقیتم رو داشتم. من می خواستم که موفق باشم.»

۵. با ماندن در کنج آسایش تون به رؤیاهایتان نمی رسید

خطر پذیری نه فقط در راه شغلی فعلی شما امتیازات پنهون ای به همراه میاره بلکه واقعا ممکنه راه رو به دنیای احتمالاتی که هنوز می تونین مورد توجه بذارین باز کنه. پاملا بارنز (Pamela Barnes) رئیس و مدیر ارشد اینجندر هلث (EngenderHealth) که سازمانی جهانی طبق تأمین بهداشت باروریه زنان رو تشویق می کنه که از کنج آسایش خود بیرون بیان تا بتونن پتانسیلای خود رو حالا درآورند. اون می گه:

پاملا بارنز

«جهانی که اون طرف کنج آسایش ما هست می تونه واسه همه، و به ویژه زنان جوون، بزرگ و ترسناک باشه. تا قبل اینکه بخوایم از این کنج بیرون بزنیم و خطر پذیر باشیم، هیچوقت نخواهیم تونست به موفقیتای حرفه ای برسیم و پتانسیل هامون رو کشف کنیم. زمان عبور از کنج آسایش مون فرا رسیده؛ زمانِ این فرا رسیده که به دنبال چیزی بریم که مشتاق اون هستیم، زمان رسیدن به رؤیاهایمان.»

۶. پذیرش خطر پذیری کمک می کنه بر ترس از شکست پیروز شدین

آریانا هافینگتون (Arianna Huffington)، یکی از بنیان گذاران و سردبیر اسبق روزنامه هافینگتون پست از خیلی وقت قبل ترس رو به عنوان یک مانع کلی در موفقیت برشمردهه. اون سال پیش به مجله بیزنس اینسایدر اینجور گفت:

«ما زنا کمی خطر فرار تر از بقیه هستیم، چون هروقت کسی می خواد کاری رو شروع کنه احتمال بزرگی هست که با شکست رو به رو شه، و ما زنان با شکست خوردن، بیشتر مشکل داریم… زنان با مسئله ای روبرو ان که من اونو هم خونه ای نفرت انگیزی می اسمم که تو ذهن ما زندگی می کنه و پیوسته شور و شوق رو از ما میگیره، نمی خواد شکست بخوریم چون ما هویت خودمون رو با شکستا و پیروزی هامون تعریف می کنیم. اما به جرأت می گم که شکست پایان راه موفقیت نیس، بلکه، معمولا شروع اینه.»

اون در همین ماه به روزنامه گاردین گفت که مادرش همیشه به اون می گفته که: «شکست عکس پیروزی نیس بلکه یه قدم به طرف موفقیته.»

۷. خطر پذیری در زنان به معنای بی گدار به آب زدن نیس

همونجوریکه خطر پذیری می تونه از دید شخصی و حرفه ای به روشنی مفید باشه، اما این کار بی رفت و امد با دنیای بیرون هم رخ نمی ده. افراد بی داشتن آمادگی و آموزش دادن خودشون درباره احتمالات شکست از خطر پذیری فایده ای نمی برند. جین کیوسی (Jeanne Kucey)، مدیر ارشد بنگاه تعاونی اعتبار جت استریم (JetStream Federal Credit Union) خوب از این حقیقت آگاهه و می گه:

«با وجود اینکه بی شک من آدمی خطر پذیرم، ، کاری رو که لازمه انجام میدم و متوجه اهمیت مراحل اجرایی و پیگیری تا پایان کار هستم. شما نمی تونین چندین ایده رو همین طوری مطرح کنین بی اینکه به کل مراحل پروژه و چیزی که در آخر کار باید به اون برسین نظر داشته باشین.»

برگرفته از: huffingtonpost

 



رکود تورمی چیه و چه تاثیری بر اقتصاد داره؟ 

خطر غیرسیستماتیک رو «خطر مشخص»، «خطر قابل پخش» یا «خطر پسمانده» هم می گن. این خطر یکی از شکلای مختلف خطر سرمایه گذاریه و در شرکت یا صنعتی که در اون سرمایه گذاری می کنین هست. خطر غیرسیستماتیک رو می تونین از راه جور واجور سازی کم کنین. خطر غیرسیستماتیک به اخبار مربوط می شه. اخباری که مختص یک سهم خاصه؛ مثلا وقتی کارکنان شرکتی که شما در اون سرمایه گذاری کردین اعتصاب می کنن.

خطر سیستماتیک رو «خطر بازار» یا «خطر غیرقابل پخش» هم می خونن. این خطر به کل بازار یا کمه کم بخشی از اون مربوط می شه. این خطر که ناپایداری هم نامیده می شه، نوسانات روزانه بازار و اثر اون روی قیمت سهام رو شامل می شه. ناپایداری یک ملاک ریسکه. معیاری که ویژگیا یا «ایجاد و خو »ی سرمایه گذاری رو سبک و سنگین میکنه، نه دلیل این ویژگیا رو. در این مقاله مطالب بیشتری درباره خطر سیستماتیک و غیرسیستماتیک یاد می گیرین.

 

دلیل اینکه مردم از سهام پول در میارن، همین حرکتا و نوسانات بازار هستن. ناپایداری واسه کسب سود ضروریه. هرچه سرمایه گذاری شما بی ثبات تر باشه، احتمال بیشتری هست که شرایط اون به شکل یهویی بهتر یا بدتر شه.

میزان سود بانکی(بهره)، رکود و جنگ همه می تونن دلایلی واسه خطر سیستماتیک باشن. چون که همه این موارد روی تموم بازار اثر می ذارن و جور واجور سازی روی اونا تأثیری نمی ذاره. خطر سیستماتیک رو می تونین از راه پوشش خطر کم کنین.

خطر سیستماتیک در تموم سرمایه گذاریا هست. اگه تورم وجود داشته باشه، می تونین در بخشایی سرمایه گذاری کنین که در برابر تورم مقاوم هستن. اگه میزان سود بالا باشه، می تونین سهام مربوط به بخش انرژی خود رو بفروشین و اوراق بهادار تازه منتشر یافته بخرین. اما اگه اقتصاد کشور مشکل داره، بهترین کار اینه که سرمایه گذاریایی پیدا کنین که از بقیه ی بازار مقاوم تر باشه. مثلا می تونین از سهام صنایع دفاعی یا راه حلای سهام روبه نابودی استفاده کنین.

ملاک ناپایداری یا خطر سیستماتیک

ملاک ناپایداری، «بتا» یا خطر سیستماتیک نام داره. این ملاک مقایسه یک سهام یا پرونده با تموم بازاره. یعنی، بتا میزان کلی خطر بازار بورس رو در مقایسه به بازار کل به ما می ده. بتا خطر بازار بورس رو با بقیه سهام مقایسه می کنه. بررسی سرمایه گذاری از حرف یونانی β واسه نشون دادن بتا استفاده می کنه. بتا در مدل قیمت گذاری داراییای سرمایه گذار (CAPM) هم استفاده می شه.

بتا با استفاده از بررسی رگرسیون محاسبه می شه. از پایه بتا یعنی رابطه میزان سود اوراق بهادار با نوسانات بازار. وقتی بتا ۱ باشه یعنی قیمت اوراق بهادار با نوسانات بازار تغییر می کنه. وقتی بتا کمتر از ۱ باشه، یعنی اوراق بهادار پایدارتر از بازار هستن. اگه بتا بالاتر از ۱ باشه، یعنی قیمت اوراق بهادار ناپایدارتر از بازاره. مثلا اگه بتا واسه سهام ۱.۲ باشه، شاید این سهام ۲۰ درصد ناپایدارتر از بازاره.

راهنمای راحت ی بتا

۱. بتای منفی

اگه بتا زیر صفر باشه، یعنی رابطه اون با بازار عکسه. احتمال وجود بتای منفی خیلی خیلی کمه. درگذشته، بعضی سرمایه گذاران باور داشتن که طلا و سهام طلا بتای منفی داره. این باور به خاطر این بود که وقتی بازار سهام نابودی داشت سهام طلا سود بیشتری به دست میاره. ولی این باور در دراز مدت غلط از آب در اومد.

۲. بتای صفر

پول نقد از پایه بتای صفر داره. یعنی، مهم نیس بازار چه تغییراتی می کنه، ارزش پول نقد همیشه ثابته. البته به شرطی که تورم وجود نداشته باشه.

۳. بتای بین صفر و یک

بتای کمتر از ۱ (و بیشتر از صفر) واسه شرکت هاییه که ناپایداری اونا کمتر از بازار باشه. بیشتر شرکتای خدماتی در این بخش هستن.

۴. بتای یک

وقتی بتا ۱ه، یعنی از ناپایداری یک شاخص به ویژه واسه اشاره به همه بازار استفاده کردیم و این شاخص رو واسه سبک سنگین کردن همه سهام و بتاهای دیگر به کار می بریم. مثلا میشه به شاخص S&P 500 اشاره کرد. اگه یک بتای سهام ۱ باشه، به اندازه و در جهت شاخص منبع حرکت می کنه. پس اگه شاخص سرمایه از S&P 500 پیروی کنه، بتای نزدیک به ۱ داره.

۵. بتای بیشتر از یک

این یعنی اینکه ناپایداری سهام بیشتر از شاخص عمومیه. خیلی از شرکتای وابسته به فناوری در بازار بورس آمریکایی Nasdaq بتای بالای ۱ دارن.

۶. بتای بیشتر از صد

این غیرممکنه، چون بتای بالای صد یعنی ناپایداری سهام، ۱۰۰ برابر بیشتر از بازاره. اگه سهامی بتای ۱۰۰ داشته باشه، با هر نابودی در بازار بورس احتمال این هست که ارزش اون سهام به صفر برسه. ممکنه در سایتای تحقیقاتی بتای بالای صد دیده باشین. در این صورت یا خطای آماری اتفاق افتاده یا بازار به خاطر کمبود نقدینگی دچار نوسانات شدید شده. سهام خارج از بازار بورس معمولا دچار این مشکل می شن. به کم پیش میاد که سهام شرکتای معروف بتای بالای ۴ داشته باشن.

چرا باید با معنی بتا آشنا باشین؟

آماده اید با سرمایه خود خطر کنین؟ خیلی از مردم این آمادگی رو ندارن. پس سرمایه گذاریایی رو انتخاب می کنن که ناپایداری کمی داشته باشه. بقیه افراد ترجیح میدن کمی بیشتر خطر کنن. چون در این صورت احتمال داره سود بیشتری به دست بیارن. واسه همین، سرمایه گذاران حتما باید معنی توان خطر پذیری رو بفهمن. سرمایه گذاران باید بدونن کدوم سرمایه گذاریا با تمایلات اونا واسه خطر پذیری متناسبه.

وقتی از بتا واسه امتحان ناپایداری استفاده می کنین، می تونین اوراق بهاداری رو پیدا کنین که با توجه به میزان خطر واسه شما مناسب تر هستن. سرمایه گذارانی که اصلا خطر پذیر نیستن باید سرمایه گذاریایی رو انتخاب کنن که بتای پایینی داره. اونایی که می خوان بیشتر خطر کنن، می تونن سهامی رو بخرن که بتای بالاتری داشته باشه.

خیلی از شرکتای دلالی بتا رو واسه تموم سهام خرید و فروشی خود محاسبه می کنن. این شرکتا نتایج محاسبات خود رو در کتاب بتا منتشر می کنن. این کتاب بتای حدسی واسه تقریبا تموم سهام قابل عرضه در بازار عمومی رو ارائه می کنه. مشکل اینجاست که بیشتر افراد به این کتابای دلالی دسترسی ندارن و محاسبه بتا حتی واسه سرمایه گذاران باتجربه هم سخته.

هشدارهایی در مورد بتا

مهم ترین اخطار در مورد استفاده از بتا به خاطر تصمیم گیری واسه سرمایه گذاری اینه که بتا یکی از امتحانای تاریخی واسه ناپایداری سهامه. اعداد بتای قدیمی یا ناپایداری تاریخی حتما نمی تونن آینده بتا یا ناپایداری رو پیش بینی کنن. یعنی، اگه بتای سهامی الان ۲ باشه، هیچ تضمینی نیس که سال دیگر این مقدار ثابت خواهد موند.

تحقیقی در مورد قابل اطمینان بودن بتای گذشته انجام شده. این تحقیق به این نتیجه رسید که بتای گذشته واسه سهام شخصی نمیتونه بتای آینده رو پیش بینی کنه. یکی از یافتهای جالب تحقیق این بود که به نظر می رسه بتا به میزان میانگین خود بازمی شه. این یعنی اینکه بتا چه بالاتر و چه پایین تر از یک باشه، ممکنه به طرف ۱ برگرده.

اخطار دوم اینه که بتا میزان خطر سیستماتیک رو نشون می ده. خطری که بازار به شکل کلی با اون روبرو شدن. درواقع، داریم سهام رو با شاخص بازار مقایسه می کنیم. این شاخص تحت اثر خطرای کلی بازار قرار داره. از طرف دیگر، بتا رو با مقایسه ناپایداری سهام با ناپایداری شاخص محاسبه می کنیم. پس بتا فقط خطر به وجود اومده به خاطر تغییرات بازار رو مورد توجه میگیره. سهام ممکنه با خطرای شخصی شرکتا هم روبرو باشن. ولی میزان بتا این خطرا رو نمی شناسه. پس، با اینکه بتا به سرمایه گذاران می گه تغییرات بازار چه تأثیری روی قیمت سهام داره، ولی به خطرای دیگری که شرکتا با اون روبرو هستن توجهی نمی کنه.