دانلود پایان نامه

برسانند.بعضی از پاداشهایی که زوجها مبادله می کنند شامل پول، اجناس، عشق، مقام اجتماعی و اطلاعات است (فورن هام ،1983 ؛به نقل از یانگ،1998).

فرضیه کلی این تئوری این است که افراد در جستجوی موقعیتهایی هستند که در آن پاداشها از هزینه ها بیشتر باشد و از رفتارهایی که مستلزم هزینه زیاد است اجتناب کنند.بنابراین فرد A تا جایی نسبت به فرد B قدرت دارد و می تواند بر رفتارهای او تاثیر بگذاردکه قادر باشد پاداشها و هزینه هایی را که برای فرد B وجود دارد کنترل یا تعیین کند.آنچه که یک شخص در یک رابطه دریافت می دارد با آنچه در آن رابطه هزینه کرده است باید تاحدودی برابر باشد.عدم تعادل هزینه ها و دریافت ها باعث تعارض و عدم رضایت فردی که سهم کمتری از منابع را می برد می شود و می تواند وضعیت کل خانواده را به مخاطره بیاندازد (ریچر ، 2000؛ به نقل از ذوالفقارپور ،1380).
نظریه اسناد: این نظریه نشانگر آن است که واکنش مردم به یک مشکل، بر مبنای عقایدشان در مورد علت مشکل است. در زندگی زناشویی علت مشکل را به همسر نسبت دادن و مسئولیت شخصی را برای ایجاد تعارض نپذیرفتن یک روش معمولی است تا شخص نسبت به خود احساس بهتری داشته باشد بدون اینکه تعارض را حل کند(بوکام ،پستین ،1990 ؛ به نقل از یونگ،1998) .
جاکوبسن و دیگران دریافتند که زوجهای درمانده ، رفتار منفی و همراه با عدم همکاری همسران خود را به عوامل درونی اسناد می دهند و از این طریق حداکثر برخورد منفی خود را تضمین می کنند. بلعکس احتمال می رود که زوجهای غیر درمانده رفتارهای پاداش دهنده و مثبت همسران خود را بیشتر به عوامل درونی نسبت دهند.(برنشتاین؛ به نقل از پورعابدی،1380).
در واقع زوجهای درمانده بر رفتار منفی همسران خود تاکید می کنند و رفتار مثبت آنان را به حساب نمی آورند در حالی که زوجهای غیر درمانده بر اعمال مثبت تاکید می نمایند و اعمال منفی که ممکن است انجام شود را مورد توجه قرار نمی دهند.
گاهی بجای تلاش برای تغییر رفتار نامطلوب همسر، باید انتظارات و باورهای همسر ناراضی دوباره بررسی و احتمالا اصلاح شوند.مطالعات میدانی و پژوهشهای آزمایشگاهی روی تعارض نشان داده که وقتی افراد بدانند در حل مسائل کنترل دارند، بطور موثرتری با حوادث و رویدادهای منفی زندگی سازگار می شوند.

نظریه رفتاری : در مقابل تئوری ادراکی، تئوری رفتاری تعارض معتقدند که فهم و درک عمل و رفتار همسر در زمان تعارض و نیز جستجوی رفتارهای جدید برای کنترل تعارض مهم است.(یونگ ،2000).

کنترل و مدیریت موفق آمیز تعارض موارد زیر را شامل می شود:
روشن شدن وظایف و تعهدها، تعیین مرزهای بین شخصی، کمک به سهیم شدن در تصمیم گیری ها و استفاده از رابطه باز.
موقعیتی که این نظریه را روشن می سازد این است که همسری که دیگری را تحقیر می کند و مورد انتقاد قرار می دهد و او بجای اینکه با رفتار کلامی برخورد کند خانه را ترک می کند و این ترک خانه منجر به افزایش تعارض می شود تا حل آن.تمرکز تئوریهای رفتاری برتغییر رفتار در هر دو همسر است.

نظریه رشد : مطابق این نظریه، تعارض نتیجه تجارب زوجین در زمینه استرس پیش بینی شده و پیش بینی نشده در مراحل تکامل می باشد. بدین معنی که در جریان انتقال از یک مرحله رشدی به مرحله دیگر مشکلاتی بروز پیدا می کند. تولد و پرورش یک کودک تغییرات زیادی در ساختار و استقلال درون خانواده ایجاد می کند.که این مستلزم سازگاری در تمام اعضای خانواده است ( دوفی ، 1999) .
گذر از یک مرحله رشدی به مرحله دیگر پیشرفت خانواده را در بالاترین سطح استرس قرار می دهد. این استرس ها و تغییرات برای سازگاری موفقیت آمیز ساختار جدید مورد نیاز است. انتقال ها لزوما استرس زا نیستند و در محدوده طبقه بندی مراحلی که شخص در دوره زندگی اتخاذ می کند قرار نمی گیرند.سازگاری با استرس بر این مسئله تکیه دارد که خانواده در برخورد با شرایطی که با آن مواجه می شود چگونه می اندیشد و چه می کند و نحوه سازگاری با موقعیتهای استرس آور تحت تاثیر ارزیابی ضرورتها، وظایف آنها و نیز منابع موجود(منابع مادی، فیزیکی ، روانی، اجتماعی) قرار دارد( السون ، 1999؛ به نقل از شفیعی نیا ،1381).

نظریه مذاکره : نظریه گفتگو مربوط به درک علت تعارض زوجهاست. نظریه گفتگو تعارض را در نتیجه شکست استراتژی گفتگو می داند.استراتژی گفتگو و نحوه عمل مثل تشویقهای کلامی در رابطه میتواند موثر باشد.بنابراین شیوه ها و رفتارهای گفتگو بجای نیازهای واقعی علت تعارض می شود.مثلا زن دوست دارد که شوهرش عصر در خانه باشد،بنابراین او شوهرش را با فعالیت جنسی به خاطر ماندن در خانه پاداش می دهد.زن تلاش می کند که نیازهای شوهرش را برآورده کند و او را با بازی فعالیت جنسی بیشتر بعنوان راه حلی که به نفع هر دوی آنهاست در خانه نگه میدارد.اگر موفق نشود وقتی شوهرش با دوستانش بیرون می رود شروع به شکایت و انتقاد می کند و در نتیجه شوهر بیشتر به دوستانش تمایل پیدا می کند، زن نیز ممکن است با کاهش فعالیت جنسی رفتار شوهرش را تلافی کند و با این روش او را وادار به پذیرفتن راه حل خویش کند(یونگ، 2000).

2-1-5) مزایای تعارض:

متخصصان علوم اجتماعی کشف کرده اند که عشق، تنها زمانی تداوم می یابد که با اختلاف عقیده ها به طور باز برخورد شود. کویر اسمیت در زمینه مزایای تعارض عقیده دارد: نخستین مزیت تعارض آنست که ، برخی که اختلاف سلیقه و عدم توافق خود را به طور آشکار بیان می کنند و کودکانی به بار می آورند که از خصوصیات بسیار ارزشمند اعتماد به نفس بالا برخوردارند. فایده دیگر تعارض آن است که از رکود جلوگیری می کند. علاقه و کنجکاوی را بر می انگیزد و خلاقیت را پرورش می دهد. جان دیویی می گوید: «تعارض، خرمگس تفکر است، تعارض ما را به حرکت وا می دارد تا مشاهده کنیم و بخاطر بسپاریم. تعارض ابتکار را بر می انگیزد. ما را از انفعال مطیعانه بیرون می راند و وادار می سازد که به توجه و ابداع روی آوریم. تعارض جزء لاینفک نبوغ و تفکر است» (بولتون ، ترجمه سهرابی 1384).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردجامعه مدنی، فرهنگ سیاسی، ابراز وجود، جامعه شناسی

2-1-6) انواع تعارض:
همه اختلافهای زناشویی، از آزردگی های روزمره تا جنگهای بی امان، در واقع در یکی از این طبقات جای می گیرند.

مشکلات دائمی:
متاسفانه اکثر اختلافات زناشویی یعنی 69 درصد در این طبقه قرار می گیرند. اینها مشکلاتی هستند که علی رغم وجود آنها، زوج ها از زندگی زناشویی خود بسیار راضی اند، زیرا برای کنار آمدن با مشکلات راهی پیدا کرده اند. آنان آموخته اند که این مشکل را در جای خود نگه دارند. این زوجها به طور مشهودی درک می کنند که این مشکلات جزء گریز ناپذیر روابط اند. درست مانند کسالتهای جسمی مزمن که با بالا رفتن سن گریز ناپذیر می شوند. ممکن است از این مشکلات خوششان نیاید. اما با اجتناب از موقعیتهایی که آنها را بدتر می کند و یا به کار گرفتن راهکارها و اموری که در مواجهه با آنها یاری می رساند، با آنها مقابله می کنند(گاتمن، ترجمه مصباح و همکاران 1385).

مشکلات حل شدنی:
این مشکلات ممکن است در مقایسه با مشکلات غیر قابل حل ، نسبتا ساده بنظر برسد اما می تواند به رنج بسیار میان زن و شوهر منجر شود. قابل حل بودن یک مشکل به معنای حل آن نیست. وقتی یک مشکل حل شدنی به تنش بسیار می انجامد، به دلیل این است که زوجها روش های کارآمد برای غلبه بر آن نیاموخته اند (گاتمن، ترجمه مصباح و همکاران 1385).

3- تعارض میان احساسات:
از آنجا که وجود تفاوت میان انسانها امر اجتناب ناپذیری است. در هر روابط مهمی ممکن است احساسات خصمانه نیرومندتر، تعارض هایی بوجود آورند که معمولا با بکارگیری شیوه حل مسئله قابل حل است (بولتون، ترجمه سهرابی 1384).

2-1-7) فرآیند تعارضات زنا شویی:
مرحله ابتدایی: مشخصه این مرحله، نومیدی فزاینده، سرخوردگی، احساس ضربه و خشم است و افکار یک همسر یا هر دو بر ویژگی منفی شریک دیگر آن چیزی نبوده که قابل انتظار بوده است. همسران هنوز درباره آینده ازدواجشان و تلاش برای حل مشکل از طریق ابراز احساسات و یا تلاش برای خشنودسازی همسر دیگر خوش بین هستند ( میلر ، ترجمه بهاری، 1385).
مرحله میانی: طی این مرحله خشم و آزار افزایش و شدت می باید، زوجین انتظار دارند شریکشان به شیوه های منفی مشخص رفتار کنند. در این مرحله شروع بی تفاوتی فزاینده گزارش می شود. بعضی از همسران شروع به سبک و سنگین کردن مزایا و معایب ازدواج خود می کنند و تصمیم می گیرند که آیا به ازدواج خود ادامه بدهند یا آنرا فسخ می کنند. تلاش برای خشنودسازی همسر کمتر دیده می شود اما تلاش برای حل مسئله افزایش می یابد ( میلر ، ترجمه بهاری، 1385).
مرحله پایانی: در این مرحله احساس و ابراز خشم زوجین به خود، دیده می شود. احساس اعتماد کاهش یافته و احساس بی تفاوتی و درماندگی افزایش می یابد. رایج ترین افکار طی این مرحله مربوط به خاتمه ازدواج و تعیین دقیق نحوه انحلال آن است. به هر حال هنوز ممکن است ابهاماتی وجود داشته باشد. قبل از این مرحله مشاوره به ندرت دنبال می شود. اما در این مرحله بسیاری از ازدواج ها به آخرین تلاش خود برای نجات ازدواج یا ترک آن، به زناشویی درمانی اقدام می کنند. ( میلر ، ترجمه بهاری، 1385).

2-1-8) فرایند حل تعارض:
میلر و همکاران معتقدند : قبل از رسیدن به هر نتیجه ای، زن ها و شوهرها فرایند تلاش برای برخورد کردن با مشکلات را طی می کنند. شیوه عمل آنها معمولا یکی از موارد زیر است:
اجتناب کردن: در رویارویی با مسئله ای بالقوه تعارض انگیز، برخی زن و شوهرها سعی می کنند از طریق پرحرفی، از کنار آن گذشتن، یا تغییر موضوع، آن را تلطیف کنند. آنها برای اجتناب از تعارض، سعی می کنند اهمیت موضوع را نادیده بگیرند یا حتی انکار کنند .
ترغیب کردن: گاهی مواقع زن و شوهرها می کوشند یکدیگر را به فکر کردن درباره روش برخورد با مسئله ترغیب کنند. یکی از همسران ممکن است با قدرت بیشتر و با زور و کلک، دیگری را راضی یا ترغیب و طرف مقابل نیز سرانجام اطاعت کنند. این روش برخورد می تواند مسئله را حل و فصل کند اما حاصل آن «غالبا» احساسات منفی دو طرف است.
آشتی کردن: راه دیگر برای رفع تعارض، آشتی کردن است. یعنی رسیدن به راه حل از طریق مصالحه، در اینجا هر یک از زن و شوهرها خاصعانه به یکدیگر امتیازاتی می دهند که برای دیگری مهم است. این راه حل ممکن است موثر افتد اما ممکن است برای هر دو طرف کاملا رضایت آمیز باشد یا نباشد.
بلاتکلیفی: با این فرایند همسران درباره راه حل ها بحث می کنند و بدان ها نزدیک می شوند، اما هرگز به جواب نمی رسند. آنها در حین جر و بحث های خود صورت مسئله را پاک می کنند. ساعتها حرف می زنند اما ذره ای عمل نمی کنند. این روش در دراز مدت رضایت بخش نیست .
مشارکت جویی: این فرایند از مصالحه فراتر می رود. در این فرایند، هر یک از زوجین درصدد هستند که راه حلی برای مسئله پیدا یا ابداع کنند که به نفع هر دوی آنهاست. در این فرایند، زن و شوهر هر دو با هم هماهنگ می شوند و کل اطلاعات و آگاهی خود را برای درک و فهم تعارضاتشان به کار می گیرند و یک راه حل عملی ابداع می کنند. اساس توافق و وفاق است. تصمیم گیری به نفع هر دوست . (میلر و همکاران، ترجمه بهاری، 1385).

مطلب مرتبط :   مسئولیت پذیری و پاسخگویی

2-2) نظریه عقلانی- عاطفی الیس
درمان عقلانی- عاطفی نوعی درمان شناختی است که براصول رفتار درمانی تاکید دارد. این رویکرد جامع و کامل بر نوع تفکر، شیوه های قضاوت اشخاص ، تصمیم گیری ها و فعالیت تمرکز دارد.ماهیت این رویکرد آموزشی و دستورالعملی است (روش مستقیم) و به میزان مساوی بر فعالیتهای شناختی، پاسخهای عاطفی و واکنشهای رفتاری توجه دارد.درمان با تمرکز به عواطف و رفتارهای آشفته و مختل زوجین مراجعه کننده شروع شده و با بحث و مجادله با افکار غیر منطقی تولید کننده این عواطف و رفتارها پایان می پذیرد.(کوری ،1996).

2-2-1) مروری بر نظریه درمان عقلانی- عاطفی آلبرت الیس
آلبرت الیس در سال 1913 در سن پترزبورگ متولد شد و در نیویورک پرورش یافت. در اوایل کودکی 9 باربه بیماری نفریت مبتلا شد، در سن 19 سالگی به بیماری قند مبتلا شد. و در سن 40 سالگی دیابت گرفت. می توان گفت وی دارای یک زندگی استثنایی بود اما از نیرو و انرژی فراوانی بهره می برد. (کوری ، 1996).
در 16 سالگی علاقه زیادی به فلسفه داشت. فلسفه مطالعه کرد تا به افراد کمک کند نقطه نظر فلسفی خود را تغییر دهند و روشهایی برای کاهش رفتارهای خود تخریبی ایجاد نمایند (شارف ، 1996).
الیس دریافت که رایزن خوب و با مهارتی می تواند برای مردم باشد و از این کار لذت ببرد. بنابراین تصمیم گرفت در رشته روانشناسی به فعالیت بپردازد (کوری،1996).
وی به دیدگاه فلسفی رواقی، نظرات کانت و دیدگاه های اسپینوزا ، برتراندراسل ، شکسپیر ، علاقمند شد و آنها را با علاقه دنبال کرد. (کریستی ، 1989؛ شفیع آبادی، 1383؛ شارف، 1996).
او کار خود را در زمینه مشاوره ازدواج، خانواده و مسائل جنسی شروع کرد. در سال 1956 در همایش سالانه انجمن مشاوره آمریکا مقاله «درمان منطقی» مورد توجه قرار گرفت. بعد از کاربرد اصطلاح «درمان منطقی» پشیمان شد، زیرا برای برخی روانپزشکان سوء تفاهم ایجاد کرده بود که در این نظریه عواطف نادیده گرفته شده است به همین دلیل نام نظریه خود را به درمان «عقلانی- عاطفی» تغییر داد. (شارف، 1996 ).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اپیکتتوس یکی از پیروان مکتب رواقی در نظریه خود توصیه هایی را می نماید که به مقدار زیادی با مبانی نظری درمان عقلانی، عاطفی همخوانی دارد. او اعتقاد دارد :هیچ چیزی وجود ندارد که خوب یا بد باشد،بلکه تفکر ماست که آنرا خوب یا بد می کند. در حیطه مذاهب، چند تن از متفکران آیینهای باستانی تائو و بودا نیز بر دو نکته اصلی از فلسفه رواقیون تاکید کرده اند:اول آنکه بنظر آنها ، عواطف انسان اساسا زاده فکر است و دوم آنکه، درمانگر برای تغییر و کنترل احساسات مراجع باید عقاید فرد را دگرگون کند(کرسینی ، 1973 ؛شفیع آبادی،1383 ).

2-2-2) تعارض های زناشویی و حل آن از دیدگاه درمان عقلانی- عاطفی:
آلبرت الیس ابتدا کار خود را با مشاوره ازدواج و زناشویی آغاز کرد. او در سال 1940 به درمان مشکلات روابط زناشویی و مسایل جنسی پرداخت و در اثر کار کردن دریافت در اکثر موارد آشفتگی زناشویی حاصل وجود افکار غیر طبیعی در هر دو همسر است. او دریافت اگر مردم برای یک زندگی سعادتمندانه همکاری کنند، زندگی صلح آمیزی خواهند داشت (درایدن ،1988؛ به نقل از الیس، 2000).
الیس اولین قدم برای کاربرد زوج درمانی عقلانی _ عاطفی در درمان مسایل و مشکلات زناشویی را ،از طریق انتشار کتاب «چگونه با یک فرد عصبی زندگی کنیم» برداشت . او این کتاب را در سال 1957 نوشت که به شدت مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت. در سال 1961 به همراه هارپرکتاب راهنمای ازدواج موفق را نوشت. او در این کتاب این نظر را مطرح کرد که آشفتگی زناشویی و نارضایتی زناشویی با هم فرق دارند. به نظر آنها انتظارات غیر واقعی درباره روابط صمیمانه نقش مهمی در ایجاد و تداوم نارضایتی و آشفتگی زناشویی دارد. به نظر آنها وجود باورهای غیر منطقی در زوجین حالتی را ایجاد می کند که آنها را نوروتیک دو نفره می نامند. در نظریه عقلانی- عاطفی بین تعارض زناشویی و نارضایتی تمایز قائلند. به نظر آنان نارضایتی زناشویی زمانی رخ می دهد که یکی یا هر دوی زوجین چیزی را از طرف مقابل انتظار دارد که بدست نمی آورند، در نتیجه دچار احساس نارضایتی می گردد. آشفتگی زناشویی زمانی رخ می دهد که یکی یا هر دو زوج بخاطر این نارضایتی دچار آشفتگی عاطفی می شوند. بنابراین آنها ممکن است خود را مضطرب، عصبانی، کینه توز و افسرده سازند و یا احساس گناه، نفرت، کینه، حسادت در خود ایجاد نمایند. در نتیجه، این حالات در فرآیند مذاکره، ارتباط سازنده و حل مسئله که موجب حل مشکل نارضایتی می گردد مداخله کرده و اوضاع را بدتر می سازد. به علاوه وقتی یکی

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید