دانلود پایان نامه

مقدماتی به کسب این نمایندگی. این تداوم است که پیامدهای مهمی برای فرمت بازنمودهای معنایی بر ساختار مغز در پی خواهد داشت.

بالدو، دلیس و همکاران(2002) در پژوهشی با عنوان « بررسی عملکرد حافظه در بیماران مبتلا به ضایعات موضعی فرونتال » نشان دادند که بین افراد دارای بیماری فرونتال و عادی از نظر عملکرد حافظه تفاوت وجود دارد و این بیماران دارای اختلال حافظهی بلند مدت هستند.
شالوم و گنل (2012 ) در پژوهشی با عنوان « تصاویر شی ء در حافظه ی بینایی: گواهی از خطاهای بینایی » نشان دادند که حافظهی کاری بینایی و بینایی دارای تصاویر جداشدنی شکل شیء میباشد و ویژگیهای جهانی صحنهی بینایی قبل از فرایند عناصر محسوس پردازش می شود.
اسپرلینگ (1960 ) اولین کار کلاسیک را بر روی انبارهی دیداری و بینایی انجام داد. و مدت ذخیرهی اطلاعات را یک چهارم ثانیه تخمین زد.
هابر و استاندیگ (1970 ) نشان دادند که مدت زمان ذخیرهی اطلاعات در حافظه ی بینایی تا حدود 100 میلی ثانیه است.
اگزلی (2002) در پژوهشی به بررسی رابطه بین حافظهی بینایی و خطاهای بینایی در هجی کردن بین دو گروه با حافظهی کوتاهمدت معمولی و وضعیت پرداخت. نتایج نشان داد که ضعف حافظهی کوتاه مدت بینایی به خطاهای نوشتن حروف مرتبط میشود. هم چنین گروهی که حافظهی کوتاه مدت بینایی ضعیفی داشتند در سایر مقیاسهای پردازش بینایی نیز ضعیفتر عمل میکردند.
ولف و ایوانز (2010 ) در پژوهشی با عنوان « حافظه ی بینایی تا حدودی تحت کنترل ارادی است» نشان دادند که در اکثر حالتها فرد کنترل محدودی بر روی اقلامی که وارد حافظهی بینایی میشوند، دارد.
جیانگ، انگ و همکاران (2005 ). در پژوهشی با عنوان« حافظهی کوتاه مدت بینایی برای محرکهای بینایی ساده و پیچیده» نشان دادند که زمانی که محدودیتهای رمزگردانی به حداقل میرسند، پیچیدگی ادراکی تحت تأثیر قرار میگیرد. اما ظرفیت حافظهی کوتاه مدت بینایی را تعیین نمیکند.
گلدشتاین و گلدشتاین (1998) نشان دادند که کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- کمبود توجه بدون درمان، در حافظه ی کوتاه مدت بینایی عملکرد ضعیفی دارد و این در حالی است که با مصرف داروی ریتالین میتوان عملکرد آنها را در آزمون کوتاهمدت حافظهی بینایی تا حد کودکان عادی بهبود بخشید.
در تحقیق باتنر و لانگ فلت ( 1991) حافظهی کوتاهمدت بینایی کودکان و نوجوانان عادی و ناشنوا را مقایسه کردند. آنها دریافتند که وقتی سوالات به صورت بصری و غیر کلامی باشد و به طور همزمان اجرا شود تفاوت معناداری از لحاظ حافظهی بینایی کوتاهمدت بین افراد عادی و ناشنوا وجود ندارد، اما وقتی سوال به صورت زنجیرهای منعکس شد افراد ناشنوا پیشرفت پایین تری از خود نشان دادند.
هائو و گائو(2004) در پژوهشی به مقایسه حافظهی حسی و حافظهی کوتاه مدت بینایی در بین افراد جوان و مسن پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد حافظهی حسی به خصوص حافظهی بینایی در افراد جوان ضعیف تر از افراد مسن میباشد. اما افراد جوان دارای عملکرد بهتری در حافظهی کوتاه مدت بینایی هستند.
ولاکس و کاراپیتساس (2003) در پژوهشی با عنوان « نقص حافظهی بینایی در کودکان 6/6 تا 5/12 ساله مبتلا به اختلال نوشتن » به این نتیجه رسیدند که این کودکان از مشکلات شناختی که تحت تأثیر حافظهی بینایی است رنج میبرند.
بارنت، ماروف و همکاران (2005) نمونهی بزرگی از کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- کمبود توجه شامل 62 کودک شامل دارو و 58 کودک تحت درمان دارویی را در مقایسه با 39 کودک بهنجار همسان از نظر سن و جنس مورد مطالعه قرار دادند. در این مطالعه هر دو گروه مبتلا به بیش فعالی- کمبود توجه نقص حافظهی بینایی داشتند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گرافورد و دوی (2008) نیز نشان دادند که نقص در مهارتهای حافظه ی بینایی، یکی از مشکلات کودکان مبتلا به بیش فعالی، کمبود توجه میباشد.
میراندا و مارکوس (2012) در پژوهشی نشان دادند که افراد دارای 60 سال و بالاتر و تحصیلات از 8 سال کمتر دچار نقص در عملکرد حافظهی بینایی هستند. در واقع عامل سن و تحصیلات بر روی عملکرد حافظهی بینایی افراد تأثیر میگذارد.
چن و همکاران (2012) در پژوهشی به بررسی عملکرد حافظه در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی پرداختند. بدین منظور 30 کودک ( 15 دختر، 15 پسر ) مبتلا و 30 کودک (15 دختر، 15 پسر ) غیر مبتلا را مورد آزمون قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی به طور قابل توجهی دچار نقص در حوزهی حافظهی بینایی هستند.
کیلولا، وتر و همکاران (2010) در پژوهشی با عنوان « اثر خودآگاهی شناختی بر بهبود حافظهی بینایی در افراد مبتلا به وسواس جبری » پرداختند نتایج تحقیق نشان داد که افراد مبتلا به اختلال وسواس در مقایسه با افراد، دچار نقایصی در خودآگاهی هستند و با آموزش درمانهای شناختی به افراد میتوان خودآگاهی آنها و در نهایت عملکرد حافظهی بینایی را بهبود بخشید.
کاون، نانسی اس و همکاران (2012) در پژوهشی با عنوان « پردازش احساسات ناکارآمد ممکن است کمبود حافظهی بینایی را در الکسی تایمی توضیح دهد » نشان دادند که افرادی که دچار الکسی تایمی زیاد بودند، نسبت به گروهی که دچار الکسی تایمی کم بودند، نقص در حافظهی کوتاه مدت بینایی را نشان دادهاند.
داگلاسیز (2008) نیز طی تحقیقی عملکرد حافظهی دیداری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- کمبود توجه را مورد بررسی قرار داده و نشان داد که این کودکان در یادآوری آزمون های مورد نظر ضعیف بودهاند.
اسپنسر و اسپنسر (2012) در پژوهشی به بررسی عملکرد حافظهی بینایی در افرادی که دچار ضایعه در لوب تمپورال شده بودند، پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای نقص در لوب تمپورال دچار نقایصی در عملکرد حافظهی بینایی بودند.
مک لاتچی ( 1987) در پژوهشی گزارش کرد که بوکسرهای آماتور دچار نقص در نواحی چون حافظهی بینایی، حافظهی کلامی و توجه میباشند.
کوهن و همکاران (2011) در پژوهشی به مقایسهی حافظهی بینایی و شنوایی در موسیقیدانان و غیر موسیقیدانان پرداختند. بدین منظور 10 نفر (5 موسیقیدان، 5 غیر موسیقیدان) مورد آزمون قرار گرفتند و این افراد را در معرض کلیپهای بینایی ( جهت سنجش حافظهی بینایی) و کلیپهای صوتی ( جهت سنجش حافظهی شنوایی ) قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بین حافظهی بینایی دو گروه تفاوت معنا داری وجود ندارد اما موسیقیدانان در حافظهی شنیداری عملکرد بهتری را نشان دادند.
نیترینی، بروکی و همکاران (2008) در پژوهشی به بررسی تأثیر سن، جنس و سطح تحصیلات بر عملکرد شناختی افراد در آزمون ( BCB- EDU ) پرداختند. در این مطالعه 235 نفر ( 207 زن، 118 مرد ) با یک محدودهی سنی ( 81-19) و سطح تحصیلات معین، مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهی اصلی این مطالعه تأیید داشت که هم سطح سواد و هم عامل سن روی عملکرد شناختی ( حتی تست های ساده ی آزمون BCB-EDU ) تأثیر داشته است. سن بر عملکرد در حافظهی ضمنی، حافظهی فوری، یادگیری و بازیابی تصاویر تأثیر داشته است به طور کلی نتایج نشان داد که سن و میزان تحصیلات همبستگی معنی داری با عملکرد تستهای مربوط به حافظه دارد، اگرچه میزان نفوذ آنها با توجه به ماهیت آزمون حافظه متفاوت است و مردان دارای عملکرد بهتر در حافظه ی بینایی هستند.
دنیس (2004) در پژوهشی به بررسی علوم عصب شناختی مرتبط با پیری پرداخت. نتایج پژوهش نشان داد که اگر چه بسیاری از فعالیت های شناختی با افزایش سن کاهش مییابد، اما عملکرد حافظهکاری و حافظهی بلند مدت ممکن است به شکل متناقضی با افزایش سن، بهبود یابد.
گرادی(1996) در پژوهشی به بررسی تصویربرداری مغز در تغییرات وابسته به سن در مرحلهی رمزگردانی و بازشناسی در حافظهی چهرهها پرداخت. بدین منظور جریان خون مغزی منطقهای در آزمودنیهای جوان و مسن در مراحل رمزگردانی و بازشناسی چهرهها اندازه گیری شد. نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد آزمودنیهای مسن در مرحلهی بازشناسی چهرهها ضعیف تر بود و در مرحلهی رمزگردانی هیچ جریان قابل توجهی خون مغزی منطقهای نشان ندادند. هم چنین نتایج پژوهش نشان داد که آزمودنیهای جوان در مرحلهی رمزگردانی، جریان خون مغزی بیشتری را در قسمت چپ منطقهی هیپوکامپ نشان دادند و در مرحلهی بازشناسی چهرهها هر دو گروه در قشر پیش پیشانی فعال شدند.
فرگوسن و همکاران ( 2007) در پژوهشی به بررسی رابطه بین جنسیت، عادت به بازی های رایانهای و وظایف حافظهی بینایی پرداختند در آزمایش اول جهت سنجش رابطه بین جنسیت و حافظهی بینایی تعداد 72 دانشجو ( 29 مرد، 43 زن ) توسط آزمون آندره ری مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مردان دارای مزیت ذاتی در حافظهی بینایی هستند. در آزمایش دوم جهت سنجش رابطه بین عادت به بازیهای رایانهای و حافظهی بینایی به آزمودنیها بازیهایی جهت تقویت حافظهی بینایی ارائه دادند. نتایج نشان داد که این نوع بازیها موجب تقویت حافظهی دیداری می شود.
گیورن، ماتر و همکاران (2005) نشان دادند که زنان دارای حافظهی بینایی بهتری برای اشکال انتزاعی نسبت به مردان هستند.
سالامرو، بوگت و همکاران (2006) در پژوهشی با عنوان « تفاوت های جنسیتی در فعالیتهای شناختی» نشان دادند که مردان دارای مزیت در مهارتهای فضایی، حل مسائل ریاضی و حافظهی بینایی هستند.
یولمن (1997)، در پژوهشی به بررسی رابطه بین جنسیت و حافظه پرداخت. بدین منظور 138 آزمودنی (67 مرد، 71 زن ) مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد هیچ تفاوتی در عملکرد زن و مرد در آزمون های مربوط به حافظه وجود ندارد.
هرلیتز (2000) در پژوهشی به بررسی حافظهی کلامی و غیر کلامی ( حافظهی بینایی ) در بین 99 زن و 88 مرد 20 تا 40 ساله پرداخت. نتایج پژوهش نشان داد که بین حافظهی بینایی زنان و مردان هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. هم چنین نتایج نشان داد که زنان دارای عملکرد بهتری در حافظهی کلامی هستند.
لیپینسکی، چیلد و همکاران (2000) در پژوهشی عملکرد حافظه ی دیداری و کلامی را در بین افراد شهری و روستایی آلاسکا مقایسه کردند و به این نتیجه دست یافتند که وضعیت زندگی نمیتواند به عنوان توضیحی برای تفاوت در نمرات بین دو گروه ارائه شده باشد.
زولا (2010 ) در پژوهشی با عنوان « عملکرد شرکتکنندگان بزرگسال روستایی و شهری در آزمون عصب روانشناسی در زامبیا » با بهره گرفتن از آزمون (ZNTB) نشان داد که اقامت
( شهری / روستایی ) تاثیر زیادی در حوزهی تسلط کلامی و سرعت پردازش اطلاعات دارد اما اثر اقامت در حوزه های حافظهی بینایی و ضمنی کلامی و توجه متوسط بود. و همچنین اثر اقامت در حوزه ی عملکرد اجرایی کوچک بود، بنابراین تأثیر اقامت بر روی عملکرد از هفت حوزه‌ی ZNTB ، در پنج عملکرد بزرگ و یا متوسط و تنها در دو عملکرد کوچک بود.
بوت و همکاران (2000) در پژوهشی با عنوان « تأثیرات مربوط به تأثیر بر اقامت شهری روی تفاوتهای جنسیتی در توانایی شناختی و پیشرفت تحصیلی » با تحقیق بر روی 1151 کودک شهری و روستایی نشان دادند که تفاوت در عملکرد شناختی مرتبط با محل اقامت (شهری / روستایی)، سن، جنس و حضور در مدرسه بود آنها با انجام تست حافظهی بینایی، حافظهی شنیداری، حافظهی داستان، خواندن نقشه و غیره نشان دادند که پسران دارای مهارتهای بینایی و فضایی و کمّی بهتر از دختران و دختران توانایی کلامی بیشتری نسبت به پسران می باشند. و پیشنهاد میکنند که دختران و پسران با به اشتراک گذاشتن تجارت معمولی از طریق تحصیلات خود آنها، تفاوت در عملکرد شناختی آنها و هم چنین در پیشرفت تحصیلی آنها کاهش خواهد یافت.
لاون، جوانا و همکاران (2012) در پژوهشی نشان دادند که زنان تمایل و توانایی بیشتری در به یادآوردن چهرههای افراد ( به خصوص افراد مونث ) دارند. در حالی که مردان تمایلی برای به یاد آوردن چهرههای افراد ( به خصوص افراد مذکر ) از خود نشان نمیدهند. به طور کلی نتایج نشان داد که زنان عملکرد بهتری در به یاد آوردن چهره ی افراد دارد.
گویر، گریم و همکاران(2011) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین افسردگی و اختلال در حافظهی چهرهها در دختران نوجوان پرداختند. بدین منظور 213 دختر در ردهی سنی 9 تا 13 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان اختلال در حافظهی چهرهها در دختران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، بیشتر است.
ملو و دلاتولاس(2005) پژوهشی با عنوان « نقش تفاوتهای میان فرهنگی در حافظهی بینایی» انجام دادند. بدین منظور 127کودک مناطق شهری و روستایی در ردهی سنی 7 تا 10 سال را به وسیلهی 144 تصویر پیچیده مورد آزمون قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که عامل سن با حافظهی بینایی همبستگی مثبت دارد اما تفاوتهای جنسیتی در حافظهی بینایی تأثیری ندارد. هم چنین نتایج پژوهش نشان داد که تفاوتهای فرهنگی در جوامع شهری و روستایی در مرحلهی رمزگردانی و یادآوری تصاویر مربوط به حافظهی بینایی تأثیر دارد.
کلینفیلد (2000) در پژوهشی به بررسی عملکرد حافظهی بینایی در بومیان آلاسکا و کودکان شهری قفقازی پرداخت. بدین منظور، 501 کودک شهری و 125 کودک روستایی بین سنین 9 تا 16 ساله را وارد آزمون قرار داد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان عملکرد افراد روستایی در حافظهی بینایی به طور قابل توجهی از افراد شهری بالاتر است.
رهنمن و هرلیتز (2007) در پژوهشی با عنوان « زنان در مقایسه با مردان چهرههای بیشتری به یاد میآورند» نشان دادند که زنان در یادآوری چهرههای جنس مونث عملکرد خوبی داشته اند، البته در یادآوری چهرههای جنسی مذکر نیز عملکرد بهتری داشتهاند. بنابراین، بدون توجه به سن، قومیت و چهرهها، زنان در مقایسه با مردان دارای عملکرد سطح بالاتری از حافظه در یادآوری چهرههای مونث و مذکر بودند، که این نیز احتمالاً از علاقه ی زیاد زنان به چهرهها به خصوص چهرههای مونث میباشد.
عابدی، ملکپور و همکاران (1386) در پژوهشی با عنوان « مقایسه ویژگیهای عصب روانشناختی کودکان خردسال با ناتوانیهای یادگیری عصب روانشناختی / تحولی و عادی پیش از دبستان» نشان دادند که بین عملکرد کودکان خردسال با ناتوانی یادگیری عصب روانشناختی / تحولی، حافظه، پردازش بینایی – فضایی، کارکردهای حسی- حرکتی، کارکردهای اجرایی / توجه و زبان تفاوت معنادار وجود دارد.
زاهدی (1391) در پژوهشی با عنوان « بررسی تأثیر درمان با آهن خوراکی بر عملکرد شناختی زنان مبتلا به کم خونی فقر آهن » نشان داد که افزایش آهن بدن، منجر به بهبود حافظه (کلامی، بینایی ) و تمرکز در زنان بالغی که مبتلا به کمخونی فقر آهن هستند، میشود.
امساکی، چیت ساز و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان « مقایسه عملکرد شناختی بیماران مبتلا به پارکینسون با افراد سالم » نشان دادند که بین حافظه، توجه و عملکرد دیداری- فضایی و عملکرد اجرایی دو گروه تفاوت معنا داری وجود دارد. در واقع نمرات بیماران مبتلا به پارکینسون در این مقیاس ها به طور معنا داری پایینتر از افراد سالم بود.
کیهانی و شریعت پناهی (1387) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر موسیقی بر عملکرد تمرکز و توجه دانشجویان، 40 نفر از دانشجویان را مورد آزمون قرار دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که گوش دادن به موسیقی میتواند موجب بهبود عملکرد حافظه و توجه شود.
گشتمردی (1384) در پژوهشی با عنوان « نقش حافظه در فرایند یادگیری زبان خارجی» اظهار داشت که شناخت زوایای مختلف حافظه به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه روانشناسی زبان، میتواند در درک فرایند یادگیری و ارائه ی روش تدریس صحیح و مناسب در کلاس زبان خارجی بسیار مفید و راهگشا باشد.

آقا ملایی، جعفری و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان « بررسی حافظه و یادگیری شنوایی- روانی در زنان » نشان دادند که عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی – کلامی در زنان فارسی زبان با جمعیت مشابه در سایر کشورها مطابقت دارد که این امر نشان دهندهی روایی نسخهی فارسی آزمون حافظهی شنوایی- کلامی ریل در این گروه است.
فیضی پور، فرجاه و

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید