دانلود پایان نامه

ط زمانی و مکانی که کارمندان تربیت بدنی به سوالات پاسخ داده اند،محدود می شود.
2- برخی از کارمندان تربیت بدنی همکاری محدودی در پاسخ گویی به پرسش نامه ها داشته اند.
1-11) تعاریف نظری متغیرها
الف:تعاریف نظری
هوش سازمانی6: عبارت است از، استعداد و ظرفیت یک سازمان در حرکت بخشیدن به توانایی ذهنی سازمان و تمرکز این توانایی در جهت رسیدن به رسالت سازمانی (آلبرخت،2003).
وی در مسأله هوش سازمانی مدلی را ارائه می‌‌کند که دارای ابعاد هفتگانه ی چشم‌انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، اتحاد و توافق، روحیه، کاربرد دانش، فشار عملکردمی باشد.
1- چشم‌انداز استراتژیک7:قابلیت خلق، استنتاج و بیان هدف یک سازمان است (آلبرخت،2003).
2- سرنوشت مشترک8:احساس داشتن هدف مشترک بین تمام افراد سازمان برای عمل و تلاش به شکلی هم افزا(آلبرخت،2003).

3- میل به تغییر9:سازگاری و تمایل برای تغییر ، جهت تحقق چشم انداز استراتژیک(آلبرخت،2003).
4- اتحاد و توافق10:وجود نظام ها و سلسله قوانین مشخص جهت اجرا برای افراد و گروه ها(آلبرخت،2003).
5- روحیه(جرأت و شهامت)11:روانشناسان سازمانی آن را تلاش دلخواه به عنوان انرژی اعضای سازمان در سطح بالاتر از آنچه که قرار است انجام شود می دانند(آلبرخت،2003).
6-کاربرد دانش12:استفاده موثر از دانش ،اطلاعات و داده ها(آلبرخت،2003).
7- فشار عملکرد13:هر یک از مجریان باید موضع اجرایی خاص خود را داشته باشند(آلبرخت 2003).
8-استرس شغلی:استرسشغلیآمیزه‌ایازفشارزاهایمحلکار،ویژگی‌هایخودفردوفشارزاهایخارجازسازماناست. اینفشارزاهامیتوانندباعلائمبیماریدرمحیطکاربهبیماریواقعیبینجامند (مهنادی،2007).
ب) تعاریف عملیاتی متغیرها
-هوش سازمانی: در این پژوهش، مجموع نمره‌ای که هر فرد از پاسخگویی به سؤالهای پرسشنامه هوش سازمانی کسب کرده است، نمایانگر میزان هوش سازمانی است. این نمره‌ها در مجموع نمره‌هایی که از پرسشهای مربوط به هفت مؤلفه به دست آمده است، محاسبه شده است. هر یک از مؤلفه های هفتگانه زیر با مجموعه‌ای پرسش به صورت عملیاتی تعریف شده اند. که در این تحقیق برای اندازه گیری از پرسشنامه آلبرخت که دارای هفت مولفه در 49 سوال می باشد مورد بررسی قرار گرفت.
– چشم‌انداز استراتژیک:قابلیت خلق، استنتاج و بیان هدف یک سازمان است . که در این تحقیق از پرسشنامه آلبرخت با استفاده از سوالات2-3-15-17-22-42-48اندازه گیری شده است.
– اتحاد و توافق:وجود نظام ها و سلسله قوانین مشخص جهت اجرا برای افراد و گروه ها. که در این تحقیق از پرسشنامه آلبرخت با استفاده از سوالات12-18-20-26-38-39-41 اندازه گیری شده است.
-کاربرد دانش:استفاده موثر از دانش ،اطلاعات و داده ها. که در این تحقیق از پرسشنامه آلبرخت با استفاده از سوالات 7-21-23-29-30-31-35اندازه گیری شده است.
– سرنوشت مشترک:در پژوهش حاضر این مولفه ی هوش سازمانی با توجه به سئوالات4-9 -19-33-36-44-47 مورد بررسی قرار گرفته است.
– میل به تغییر:در پژوهش حاضر این مولفه ی هوش سازمانی با توجه به سئوالات13-14-24-28-34-43-45 مورد بررسی قرار گرفته است.
– روحیه (جرات و شهامت): در پژوهش حاضر این مولفه ی هوش سازمانی با توجه به سئوالات 1-5-6-10-25-37-40 مورد بررسی قرار گرفته است.
– فشار عملکرد: در پژوهش حاضر این مولفه هوش سازمانیبا توجه به سئوالات8-11-16-27-32-46-49 مورد بررسی قرار گرفته است.
– استرس شغلی: در این پژوهش، مجموع نمره‌ای که هر فرد از پاسخگویی به سؤالهای پرسشنامه استرس شغلی HSE کسب کرده است، نمایانگر میزان استرس شغلی است. این نمره‌ها در مجموع نمره‌هایی که از پرسشهای مربوط به هفت مؤلفه(تقاضا،کنترل،حمایت مسئولین،حمایت همکار،نقش،ارتباط و تغییرات) به دست آمده است، محاسبه شده است.

2-1 ( مقدمه
این فصل شامل سه بخش است. در بخش اول به مبانی نظری شامل تعریف هوش ، هوش سازمانی، هوش سازمانی از نظر کارل آلبرخت بیان شده است. در بخش دوم ضمن بیان زمینه های نظری موضوع تحقیق، مفاهیمی همچون استرس، و هم‌چنین عوامل پیدایش استرس و پیامدهای آن و حساسیت‌های موضوع استرس با توجه به منابع علمی داده شده است. در بخش سوم به تحقیقاتی که در داخل و خارج کشور در راستای موضوع تحقیق فوق انجام گرفته، اشاره گردیده و جمع بندی از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور صورت گرفته است.
2 -2(تاریخچه هوش سازمانی
درعصرحاضرهرچه زمان به جلوتر می رود با توجه به پیشرفت علوم وفنون وپیدایش نیازها وچالشهای جدید ، سازمانها نیز پیچیده تر واداره آنها نیزمشکل تر می شود. این معنا زمانی پر اهمیت خواهد شدکه بپذیریم درهرسازمان امروزی علاوه برمنبع عظیم وخلاق انسانی هوشمند ، ماشین آلات هوشمند ی نیز درفرآیند عملکردسازمانها نقش مؤثری ایفا می کنند.
بنابراین هوش سازمانی درسازمانهای پیچیده امروزی برآیند وترکیبی از دو هوش فعال انسانی وهوش مصنوعی ماشینی خواهد بودکه بی تردید مدیران سازمانها برای پویائی وافزایش کارائی سازمان خود راهی جز بهره گیری از این دو جریان هوشمند نخواهند داشت (آلبرخت،2003).
تی ماتسودا14 ژاپنی یکی از پدیدآورندگان نظریه هوش سازمانی15، هوش سازمانی را ترکیبی ازدو عامل هوش انسانی وهوش ماشینی می داند. مدل هوش سازمانی که ماتسودا معرفی می کند باعث یکپارچگی پردازش دانش انسان و دانش بر پایه ماشین در توانایی حل مسئله می شود.< br />بر خلاف خیلی ها ماتسودا تاکید می کند هوش ماشینی یک بخش یکپارچه از هوش یک سازمان است.از نظر وی کار سازمانی که در واقع یک کار گروهی و تعاونی می باشد هم شامل عامل حل مسأله انسانی می باشد و هم شامل عامل حل مسأله ماشینی.
از نظر ماتسودا هوش سازمانی، بطور کلی مجموعه توانایی های ذهنی یک سازمان تعریف می شود. بنابراین هوش سازمانی ماتسودا دارای دو جزء است. هوش سازمانی به عنوان یک فرآیند و هوش سازمانی به عنوان یک محصول.
2-2-1)تعاریف هوش سازمانی
بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تقسیم کرد( سرپرچمی،1388).
الف- تعریف تربیتی هوش:
به اعتقاد روان شناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند(سرپرچمی،1388).
ب- تعریف تحلیلی هوش :
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار مؤثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه است.
شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند:هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط (سرپرچمی،1388 ).
ج- تعریف کاربردی هوش:
در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد .
2-2-2( انواع هوش و مولفه های آن
دانشمندان و روان شناسان زیادی در مورد هوش و انواع آن نظرات مختلفی را ارائه کرده اند که به اجمال در مورد برخی از آن نظریه ها و دسته بندی ها بحث میکنیم. دو تن از روان شناسان معروف که در مورد هوش و انواع آن مباحثی را بیان داشته اند گاردنر و آلفرد بینه هستند .
گاردنر هوش را به 8 مولفه و آلفرد بینه هوش را به 10 مولفه تقسیم بندی میکنند.
2-2-2-1(انواع هوش از نظر گاردنر :
1-هوش تصویری : هوش تصویری و یا فضایی یعنی توانایی تجسم تقریبا هر چیزی حتی تجسم فکرها.
2- هوش زبان شناختی : در واقع بخشی از آن چیز است که در میان عامه مردم هم به عنوان هوش پذیرفته شده است.
3- هوش منطقی – ریاضی : منظور از این هوش همان دو دو تا چهارتا کردن است یعنی هوش حل کردن مسائل ریاضی .
4-هوش موسیقیایی:کسی که به زیر وبم آهنگ ها ،ریتم و تن صداها وو نغمه ها حساس است مطمئنا از هوش موسیقیایی برخوردار است.
5- هوش جسمی- حرکتی : استعداد کنترل حرکات بدن و دستکاری ماهرانه اشیاء.
6- هوش میان فردی : توانایی ارتباط برقرار کردن و خوب ارتباط برقرار کردن و خوب درک کردن دیگران است.
7-هوش درون فردی : یعنی درک کردن خود و استفاده از خود شناسی برای انتخاب هدفهای زندگی.
8- هوش طبیعت : کسانی که میتوانند طبیعت را بفهمند در آن کار کنند و از آن لذت ببرند (حیاتی، 1385).
2-2-2-2( انواع هوش از نظر آلفرد بینه:
1- هوش کلامی(زبانی): به درک معانی واژه ها و استدلال از طریق کلمات اشاره دارد . شاعران ، نویسندگان و سخنوران چیره دست به میزان زیادی این توانایی را دارند.
2- هوش عددی : دانشمندان ، حسابداران و فیزیک دانان بیش از دیگران از این توانایی بهره میگیرند .
3- هوش فضایی : نوعی توانایی تجسم و عملیات فضایی است. بدون آن نمیتوان اشکال پیچیده را دستکاری یا خلق کرد . از طریق این هوش میتوان نقشه را خواند وبه مقصد رسید . مهندسان ، ملوانان ، باغبانان و جراحان بیشتر از این هوش بهره میبرند.
4- هوش میان فردی : توانایی مربوط به ارتباط با افراد و درک آنان است.
5- هوش درون فردی : توانایی درک و سر و کار داشتن با خود است .
6-هوش فیزیکی(جسمی):توانایی استفاده درست ازبدن وحرکات بدن است.
7-هوش حسی: توانایی استفاده از حواسی مانند بینایی ، شنوایی و بویایی است.
8-هوش معنوی : توانایی به وجود آوردن زندگی متعادل با جهان ،طبیعت ومحیط اطرافمان است. یعنی توانایی زندگی و هماهنگی با همه انسانها وموجودات دیگر .
9-هوش خلاقانه : توانایی توجه به موضوعات ، اتفاقات و مسائل به شیوه ای کاملا تازه و بدیع حاصل این هوش است . گاهی بعضی از راه حل ها تنها میتواند از یک ذهن خلاق نشات بگیرد.
10- هوش هوش ها : توانایی استفاده از سایر هوش ها و قابلیت استفاده از شیوه ای هدفمند ، حاصل این هوش است . هیچ یک از ما سطوح کافی از این هوش را نداریم(حیاتی، 1385).
2-2-2-3-(هوش چند گانه
در سال 1983، هاوارد گاردنر تئوری خود را تحت عنوان هوش چندگانه معرفی نمود. او این ایده را ایجاد کرد که هوش را نمی توان تحت یک عنوان کلی در نظر گرفت و بعنوان یک چیز منفرد دانست و آنرا با یک ابزار ساده اندازه گیری کرد.
وی هفت نوع هوش را در این تئوری مطرح نمود و در این اواخر هوش طبیعیدان را اضافه نموده و عنوان کرده که ممکن است احتمالات دیگری شامل روحی16و تجربی17 نیز وجود داشته باشد (سرپرچمی،1388).

مطلب مرتبط :   علل توجه استراتژی تجاری به سرمایه فکری

2-2-2-4(انواع هوش چندگانه:
2-2-2-4-1(هوش دیداری / فضایی18
این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می آید. مهارت های آنها شامل مو
ارد زیر است: درک نمودارها و شکل ها، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره ها و تمثیل های تصویری، تفسیر تصاویر دیداری(سرپرچمی،1388).

2-2-2-4-2(هوش کلامی/ زبانی19
این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می کنند. مهارت های آنها شامل موارد زیر می شود: گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، درک قالب و معنی کلمه ها، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها (سرپرچمی،1388).
2-3-3-1-3(هوش منطقی / ریاضی20
هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می کنند. مهارت های آنها شامل این موارد می شود: مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، انجام محاسبات پیچیده

دسته بندی : علمی

پاسخی بگذارید