بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی- قسمت ۲۱

«پس از از کاووس و قبل از کیخسرو پادشاه مقتدر یکی از نواحی شرقی مثلاً بلخ بوده و در جنگ با قبایل مهاجم آریایی ماوراء جیحون که در داستانهای ما به تورانیان معروفتند کشته شده است. در متون پهلوی سیاووش را پسر کاووش و پدر کیخسرو دانسته اند در شاهنامه سیاووش صاحب اسبی به نام شبرنگ بهزاد است.» (صفا، ۱۳۳۳: ۵۱۱- ۵۱۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گویی بن آزری که در آذر بود مقامت یا نی سیاوشی که در آتش گذار داری

 

۷۷۰/۱۸
شاعر در آن از سه شخصیت ابراهیم(ع) و آزر و سیاوش نام می برد و یک بار در مصرع نخست ممدوح خود را به پسر آزر و یک بار هم در مصرع دوم به سیاوش تشبیه می کند. شخصیت ابراهیم(ع) در بیت مستتر است زیرا مستقیماً از او نام برده نشده بلکه به صورت بن آزر آمده یعنی پسر آزر. شاعر در بیت اول چنین می گوید به ممدوح خود که گویی تو ابراهیم آزر هستی که جایگاهت در آتش است و از گرمی و سختی آن خم به ابرو نمی آوری و در مصراع دوم می گوید یا اینکه تو سیاوش هستی که از آتش می توانی به سلامت بگذری. مصرع دوم اشاره به گذر سیاوش از آتش و جان به سلامت بردن از این گذاره دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چو در میدان سیاوش وش نماید عزم گوبازی سر نه آسمان سرگشته بینی پیش چوگانش

 

۴۵۹/۱۲
این بیت در ستایش حسنعلی میرزا است.مضمون این بیت ترسیم فضای میدان چوگان بازی است شاعر می گوید وقتی ممدوح در میدان چوگان، قصد بازی می کند مانند سیاوش است که نه آسمان پیش بازی او حیرت زده و سرگشته می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سخن از بوسه آن لعل لب نوش افتاد بمیان بار دگر خون سیاووش افتاد

 

۸۹۸/۱
این بیتی است در میانه‌ی غزلی عاشقانه سخن از بوسه ای است که شاعر با دیدن سرخی لب یار به یاد سرخی خون سیاووش می افتد. این تقابل دو تصویر است که رنگ سرخی در هر دو تصویر وجود دارد. تصویر سرخی لب یار و تصویر سرخی خونِ سیاوش.
به ابیات دیگر که نام سیاوش آمده است ذکر می شود:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درکش می چون خون سیاووش
به بهمن
کز نیرویش از دست رود رستم دستان

 

۶۶۷/۴
نیز:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*