خویشاوندی هستند اما در گیری مستقیم در حاکمیت یا تولید اقتصادی ندارند بنابر این حداقلی از چنین پیوندهایی لازم است تا سازه اصلی سیاست که همانا حاکمیت دمکراتیک است واقعیت یابد .
وجود سازمانهای اجتماعی و گروههای واسط قوی ضروری است تا سایه قدرت دولت و در دست داشتن ابزار اعمال زور بر سر جامعه سنگینی نکند .
در جریان فرو پاشی سوسیالیسم ، نظریه پردازانی چون کوهن و آراتو۵۷ ( ۱۹۹۲ ) به طور جدی مفهوم جامعه مدنی را مورد توجه قرار داده تلاش کردند اندیشه های جمهوری خواهی افراطی را با اخلاق گفتمانی هابر ماس در هم آمیزند . ایده اصلی این نظریه ها این بود که یک فضای اجتماعی برای بحث عمومی و فعالیت انجمن های داوطلبانه برای شهروندان شناسایی کنند که نه ضمیمه دولت گردد و نه با بازار در هم آمیزد .
زتومکا۵۸ (۱۳۸۶ : ۷۳ ) با در نظر داشتن اروپای شرقی استدلال می کند جامعه مدنی برای پر کردن شکاف ژرف میان قلمروهای خصوصی و عمومی ، اساسی می باشد و شامل پلولاریسم انجمن های داوطلبانه ، گروههای همسود ، سازمانهای سیاسی و دمکراسی نمایندگی به عنوان ترتیبات نهادی است که انتخاب های فردی و عمومی شهروندان فعال و آگاه را به هم پیوند می زند .
اهمیت جامعه مدنی برای فرهنگ سیاسی دمکراتیک به مفهومی که مورد نظر این تحقیق است در نقشی است که درتولید سرمایه اجتماعی ایفا میکند باگناسکو استدلال می کند که مفهوم سرمایه اجتماعی از این جهت برای جامعه شناسی سیاسی ابزار سودمندی است که امکان استخراج رابطه بین دولت و جامعه مدنی را فراهم می کند . (باگناسکو ،۱۳۸۸ )
به باور بسیاری از محققان ، سرمایه اجتماعی نسخه جامعه شناختی تز جامعه مدنی بشمار می آید . در حقیقت اگر بخواهیم میزان قوت و ضعف جامعه مدنی را بسنجیم و پیامدهای وجود آنرا برای شکل گیری فرهنگ و ارزش های دمکراتیک بررسی کنیم باید به سنجش میزان سرمایه اجتماعی بپردازیم . (احمدی ، ۱۳۹۱) به این مفهوم پوتنام نخستین کسی است که به سنجش سرمایه اجتماعی به مثابه مفهومی اثر گذار در حوزه سیاست اقدام کرد وی در کتاب دمکراسی و سنت های مدنی ، بیشترین شواهد تجربی را در تایید نظریات توکویل فراهم آورد . او بعد از انجام مقایسه جوامع مدنی در ایتالیای شمالی و جنوبی نتیجه گیری می کند که حکومت دمکراتیک ، تا زمانیکه با جامعه مدنی فعال و قوی مواجه باشد ضعیف نمی شود و تداوم می یابد (پوتنام ، ۱۳۸۰ : ۱۸۲ ) وی استدلال می کند که حجم وافری از سرمایه اجتماعی به تشکیل جامعه مدنی فشرده خواهد انجامید که همگان آنرا شرط لازم برای دمکراسی لیبرال مدرن فرض کرده اند( تاجبخش ،۱۳۸۹ :۱۷۸).
وجود سرمایه اجتماعی بالا ، اساس و بنیاد جامعه ای را پی میریزد که بیشترین نزدیکی نظری و عملی را با دمکراسی و قواعد اجتماعی و فرهنگی آن دارد . در واقع گسترش هر چه بیشتر سرمایه اجتماعی و نهادها و سازمانهای غیر دولتی و هنجارها و شبکه های مرتبط با آن ، در حقیقت پرورش شیوه زیست یا خلق و خوی دمکراتیک است که هگل از آن بعنوان زندگی اخلاقی یا شکل ویژه ای از فرهنگ یا حیات اجتماعی یاد می کند (مدیسون ،۱۳۷۸ :۲۵ ).
بنابراین تحقیق حاضر نیز در مقام یک پژوهش کمی که بدنبال سنجش میزان تاثیر جامعه مدنی در گرایش افراد به فرهنگ سیاسی دمکراتیک است لاجرم نظریات موجود درباره سرمایه اجتماعی و شاخصه های آنرا بعنوان فراورده بیرونی و قابل سنجش جامعه مدنی در کانون توجه قرار می دهد .
از دهه ۱۹۸۰ به بعد بحث مربوط به سرمایه اجتماعی بطور جدی وارد مباحث جامعه شناسی و علوم سیاسی شده است و مطالعات و تحقیقات متعددی را بر انگیخته است و در برخی موارد به کانون نظریه پردازانی مانند جیمز کلمن۵۹ ، بوردیو ، فوکویاما و پاتنام بدل شده است به موازات آن تعاریف و مفهوم پردازی های متفاوتی از این مفهوم و شاخصه های آن صورت گرفته است .
بوردیو این مفهوم را بعنوان حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی که به مالکیت شبکه پایدار مناسبات کما بیش نهادی شده ارتباط یا شناخت متقابل مربوطند تعریف کرده است ( بوردیو ، ۱۹۸۵ :۱۹۸ ).
کلمن این مفهوم را به عنوان روابطی تعریف کرده است که اعتماد را شکل داده و کنش ها را تسهیل می کند (marsh,2000,184 ).
از نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی عبارتست از مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی که اعضای گروهی که میانشان تعاون و همکاری بر قرار است در آن سهیم هستند . (فوکویاما ۱۳۷۹ :۱۰)
در این میان رابرت پوتنام نظریه پردازی است که مفهوم سرمایه اجتماعی را به شکل منسجمی به دمکراسی و ارزشها و گرایش های مربوط به آن پیوند می زند . تعریف سرمایه اجتماعی از نظر وی عبارتست از مجموعه ای از خصایص و مفاهیم سازمان اجتماعی مانند اعتماد ، هنجارها و شبکه ها که می توانند کارآیی سازمان را تسهیل کنند . وی در طی مطالعه ای که درباره سنت های مدنی و الگوهای دمکراتیک در مناطق مختلف ایتالیا انجام داده به نظریه ای مشخص درباره ارتباط بین فرهنگ های مدنی و میزان گرایش به الگوهای دمکراتیک دست یافته است . سوال اصلی پوتنام در این تحقیق اینست که چرا با وجود یکسان بودن نهادهای حکومتی در مناطق مختلف ایتالیا برخی از این حکومت ها بسیار موفق و برخی نا موفق ( نا کارآمد ، سست و فاسد ) بودند .
پوتنام در طول بررسیهای خود به این نتیجه رسید که برخی از پاسخ هایی که به ظاهر بدیهی بودند درواقعیت بی ربط می باشند . به نظر او عواملی از قبیل سیاست های حزبی ، ایدئولوژی ، ثبات اجتماعی یا هماهنگی سیاسی کلید این مشکل نیستند . بلکه بهترین عامل پیش بینی کننده ، سنت های مشارکت مدنی است . بنظر او بعضی از مناطق ایتالیا که دارای سازمانهای مدنی بسیار فعال هستند شهروندان آن در مسائل عمومی مشارکت دارند . این جوامع مدنی همبستگی ، مشارکت مدنی و درستکاری را ارزشمند می شمارند و گرایش آنها به الگوهای دمکراتیک بالاست . در مقابل برخی مناطق دیگر که از سنتهای مدنی بسیار ضعیف برخوردارند مفهوم شهروندی در آنها از رشد بازمانده است میزان مشارکت در انجمن های اجتماعی و فرهنگی بسیار ناچیز است و از دیدگاه افراد این مناطق مسائل عمومی به دیگران یعنی به روٌسا و سیاستمدارن ارتباط دارد نه به آنها .
پاتنام درباره اینکه چگونه سرمایه اجتماعی به تقویت گرایش های دموکراتیک منجر می شود معتقد است که سرمایه اجتماعی در قالب شبکه های مشارکت مدنی ، هنجارهای رابطه متقابل را تقویت کرده تحکیم می بخشد شبکه های مشارکت مدنی ، همکاری و ارتباط را تسهیل می کند و اطلاعات موجود درباره اعتماد پذیری افراد دیگر را تقویت می کند .
پاتنام از دو واژه سرمایه اجتماعی درون گروهی۶۰ و سرمایه اجتماعی برون گروهی۶۱ استفاده می کند سرمایه اجتماعی درون گروهی را برای انجمن هایی بکار می برد که با تاکید بر انسجام درونی به حذف غریبه ها می پردازد و سرمایه اجتماعی برون گروهی را برای انجمن هایی بکار می برد که الگوی روابط موجود در آنها به افراد عضو کمک می کند تا با گروههای دیگر (غریبه ها) در جامعه ارتباط بر قرار کنند (تاجبخش، ۱۳۸۵ ). از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی میان گروهی از طریق تکثیر انجمن های دارای فرهنگ مدنی ، روحیه اعتماد به افراد خارج از گروه را افزایش داده ، هنجارها و شبکه های روابط اجتماعی را در کلی ترین سطح جامعه گسترده می سازد و از این طریق زمینه را برای استقرار الگوهای دمکراتیک فراهم می سازد .
درباره راههای تاثیر گذاری سرمایه اجتماعی بر شکل گیری ارزش ها و فرهنگ سیاسی دمکراتیک دو دیدگاه کلی وجود دارد :
یک دیدگاه که بیشتر بر وجوه ساختاری سرمایه اجتماعی تاکید دارد و تحت عنوان اجتماع گرایان یا نئوتوکویلی ها شناخته می شوند برآنست که سرمایه اجتماعی ذاتاً خیر بوده و وجود سطح بالایی از آن بر رفاه ، کار آمدی نهادی و روند دمکراسی تاثیر مثبت دارد . در این دیدگاه ، سرمایه اجتماعی با سازمانهای محلی ، مانند انجمن هاو تشکل های مدنی برابر انگاشته می شود . (شجاعی باغینی ،۱۳۸۷ :۹۳ ) از نظر طرفداران تز اجتماع گرایی هنگامی که تعداد این انجمن های داوطلبانه و تعداد اعضایشان در جامعه زیاد باشد، آنها به انتشار ارزش های اخلاقی و اجتماعی از جمله اعتماد کمک خواهند کرد . این ارزش ها به همراه ارزش های مدنی که در جامعه انتشار می دهند عامل کلیدی در عملکرد دموکراسی هستند . در سطوح بالای عضویت در تشکل ها و نهادها ، ایده ها و افکارنو سریعتر امکان انتشار و توزیع میان جمعیت را یافته و افکار رادیکال و افراطی نیز آسان تر به چالش کشیده می شود ( Paxton , 1999 ). همچنین ، مهارت هاو هنجارهای اعتماد ، نگرش برابری خواهانه و نیز تساهل در برابر غریبه ها که در زندگی انجمنی کسب شده و تقویت می شوند ، در جامعه بزرگتر انتشار یافته و به جزئی از فرهنگ سیاسی تبدیل می شوند . این امر بدان دلیل روی می دهد که تجربه زیست در انجمن های مدنی ، افراد را در برابر احساس ضعف بدنی و بی قدرتی و انتظارات نوکر مسلکانه که منجر به دولت اقتدار گرا و پدر سالار می شود ایمن خواهد کرد (offe , 2002 :20 ) .
در واقع نهادها از طریق تجمیع توانایی ها و پتانسیل های افراد و کانالیزه کردن و معطوف نمودن به مورد و یا موارد ویژه ای از حوزه عمومی ، قدرت و توانایی ایجاد تغییرات در این حوزه توسط شهروندان را افزایش خواهد داد (Malony ,2008 ). همین امر سبب توانمند سازی شهروندان و احساس مفید و موثر بودن در آنها می شود . همچنین نهادهای داوطلبانه از طریق ایجاد بستر گفتگو ، هم در درون خود و هم به سبب رقابت بین گروهی با نهادهای دیگر ، تقویت فرهنگ گفتگو ، تساهل و بده و بستان را در پی خواهد داشت . آنها از همین طریق تمایلات خودخواهانه افراد و فردگرایی شهروندان را نیز مهار و توانایی ها و مهارتهای آنها را بهبود می بخشند ( Hooghe , 2008 ).
دیدگاه دوم : این دیدگاه بیشتر بر جنبه های نگرشی سرمایه اجتماعی توجه دارد در این میان مفهوم اعتماد یکی از مهمترین جنبه ها و شاخص های سرمایه اجتماعی است که مورد تاکید اکثر دیدگاههای مطرح درباره سرمایه اجتماعی است . در ادبیات فرهنگ سیاسی بر این تاکید می شود که تطور و بقای دمکراسی مبتنی بر توده به وجود برخی از رسوم و گرایش های حمایتی در میان عامه مردم نیاز دارد . یکی از اساسی ترین این گرایش ها احساس اعتماد بین فردی است (زتومکا ،۱۳۸۶ ، ۳۲ ).
زتومکا از اعتماد بعنوان پیش شرطی برای دمکراسی یاد می کند . از نگاه او فرهنگ اعتماد نه تنها به پایداری دمکراسی کمک میکند بلکه بدون وجود میزانی از اعتماد اولیه ، اجرای رویه های بنیادین دمکراسی عملا غیر ممکن است (همان منبع :۲۶۳).
آلموند و وربا نخستین کسانی بودند که اعتماد را به عنوان عنصری مهم از فرهنگ سیاسی دموکراتیک مورد توجه قرار دادند و در

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردفرهنگ سیاسی، طبقه بندی، عوامل موثر، جامعه آماری
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید