دسته: علمی

در مورد پیامدهای رضایت شغلی و عدم رضایت شغلی :

رضایت شغلی ،علاوه بر افزایش بهره وری، باعث سلامت فیزیکی و ذهنی، افزایش روحیه فرد می شه.

روحیه

بعضی از شاخصای رضایت شغلی عبارتند از:

-۱-۱- افزایش بهره وری فرد: رضایت مندی ادما از مشاغل خود ، نسبتی مستقیم با بهره وری داره،بازدهی کارگر یا کارمند خوشحال و سرحال زیاده(پارساییان و اعرابی،۲۹۹:۱۳۷۸).

۶-۱-۲-  افزایش روحیه فرد: روحیه حالتیه که یه شخص واسه مساعدت به محل کارش و منافع اون داره و در جهت خواسته های محل کارش حرکت می کنه. یعنی روحیه یعنی رضایت از اهداف سازمان و علاقه به حرکت در اون جهت و علاقه به رسیدن به هدف  سازمان یا گروه مشخصی. بین روحیه فرد با رضایت ایشون رابطه مستقیم هست .

۶-۱-۳- تعهد سازمانی فرد: تعهدسازمانی به  نگاه کلی فرد نسبت به سازمان می گن، در برگیرنده پذیرش اهداف و ارزشای سازمان، تمایل به تلاش واسه سازمان و قصد ادامه عضویت درسازمان و وفاداری به اون هستش (قلی پور،۲۶:۱۳۸۶ ).

۶-۱-۴- تضمین سلامت فیزیکی و ذهنی فرد: پژوهشا نشون داده که کارکنان راضی، از سلامت و عمر طولانی تری بهره مند هستن. افراد ناراضی ازشغل و سازمان  خود، زمینه مناسب بیش تری واسه دچار شدن به ناراحتیای روانی و جسمی دارن و فشارهای روانی به وجود اومده توسط کار، عامل خیلی از بیماریای جسمی کارکنانه. فردی که از شغل خود راضیه در جهت رضایت شهروندان قدم بر می داره و با نگاه مثبت خود به سلامت روانی جامعه کمک می کنه.
سلامت روانی  

۶-۱-۵- افزایش رضایت از زندگی : خوشحالی شغلی بخشی از زندگیه. ذات دور و بر بیرون از کار، بر احساسای آدم در کار اثر میذاره. بر همین روال،چون شغل یه بخش کلی از زندگیه، پس خوشحالی شغلی بر خوشحالی کلی آدم از زندگی نفوذ داره.پس،یه اثر سر ریز  میان خوشحالی شغلی و زندگی وجود داردکه در هر دو سو گسترده می شه. در نتیجه،مدیران باید نه فقط به بررسی دور و بر نزدیک شغل بپردازند و بر اون نظارت کنن ،بلکه از توجه به نگرشای کارکنان خود به دیگر بخشای زندگی غافل نباشن(طوسی،۱۶۸:۱۳۷۵-۱۸۲).

۶-۱-۶- افزایش سرعت آموزش مهارتای جدید شغلی : بررسیای شغلی، روش سود مندی واسه تعیین پاره ای از نیازای آموزشیه. معمولا  به کار کنان این فرصت داده می شه تا احساس خود رو در باره روش کار سرپرستان رو کنن. چون کارکنان به طور نزدیک این جور رفتار سرپرستی رو تجربه می کنن، پس درک اونا می تونه داده های سود مندی در باره نیازای آموزشی سرپرست اونا جفت و جور آورد.

۶-۲- نتیجه های نبود رضایت شغلی:

نبود رضایت شغلی باعث کاهش روحیه کارکنان می شه که روحیه پایین در کار بسیار نامطلوبه. مدیران وظیفه دارن که علائم روحیه پایین و نبود رضایت شغلی رو به طور دائمی زیر نظر بگیرن و در اولین فرصت اقدامات لازم رو بکنن. بعضی از شاخصای روحیه پایین عبارتند از:

۶-۲-۱- استرس: استرس یه شرایط کلیه که ناخشنودی فرد از شغل رو نشون میده و ممکنه به شکلای جور واجور ظاهر شه. فرد ممکنه تمایل زیادی به شغل خود نداشته باشه، در محیط کاری خواب آلود، فراموش کار، در کار بی دقتی کنه، از شرایط کاری شکایت کنه، دیر سر کار حاضر شه و یا غیبت کاری داشته باشه که بر سلامت ذهنی فرد تاثیر منفی بر جای میذاره(مقیمی ،۱۳۷۷: ۳۸۷).

استرس

۶-۲-۲- غیبت کاری: تحقیقات نشون میده، کارکنانی که رضایت کم تری دارن شاید بیشتر غیبت می کنن. دو نوع غیبت هست: یکی غیبت غیر ارادیه که به دلیل مریضی یا بقیه دلایل منطقی و حوادث پیش بینی نشده اتفاق میفته که غیر قابل اجتنابه و ارتباطی با رضایت شغلی نداره. دیگری غیبت اختیاریه که به وجود اومده توسط نبود رضایت شغلی فرده. ضمن اینکه بررسی زیادی در مورد غیبت از کار انجام نشده، دلایل موجود نشون میده که وجود رابطه متعادل برعکس بین رضایت از شغل و غیبت کارکنان از محل کار وجوددارد(محمد زاده ومهروژان،۲۸۰:۱۳۷۵) .

۶-۲-۳-  تاخیر در کار: تاخیر کاری مثل غیبت این باور رو بوجود می آورد که فرد از کارش ناراضیه. این نشون میده که فرد واسه شغل خود اهمیتی قائل نیس و بیشتر اوقات خود رو به استراحت در خونه اختصاص میده. وقتی هم که سرکار حاضر می شه، بیشتر به تلفنای شخصی پرداخته و کلا به دنبال اتلاف وقته. مثلا دانشجویی که دیر سرکلاس حاضر می شه بیان کننده اون هستش که از رشته تحصیلی یا چگونگی تدریس استاد خود ناراضیه(مقیمی ،۱۳۷۷: ۳۸۸).

دانشجو

۶-۲-۴- ترک خدمت: ترک خدمت کارکنان موجب معطلی در عملیات سازمان شده و جانشین کردن افراد واسه سازمان گرون بوده و از نظر فنی و اقتصادی هم نامطلوبه. معلوم شده که رضایت از شغل و ترک خدمت با همدیگه رابطه دارن. بدین سان، ضمن اینکه معلوم شد که عوامل چندی در ترک خدمت تاثیردارن، رضایت از شغل از تاثیر مهمی برخورداره. هم اینکه این تاثیر، بیان گر زیان مستقیم مادی واسه سازمانه (محمد زاده ومهروژان،۲۸۰:۱۳۷۵) .

۶-۲-۵- فعالیت اتحادیه[۱]: تحقیقات نشون میده که کارکنان با رضایت شغلی بالا، تمایلی به عضویت در اتحادیه ندارن و به اون به عنوان یه ضرورت نمی نگرند. دلایلی در دسته که نشون میده، نبود رضایت شغلی دلیل اصلی اتحادیه گراییه. سطح فعالیت اتحادیه ها به سطح نبود رضایت شغلی بستگی داره. هر چی سطح نبود رضایت شغلی کم تر باشه، ممکنه فقط به شکایت اکتفا شه ولی اگه سطح نبود رضایت شغلی بالاتر باشه ممکنه موجبات اعتصاب کارکنان رو جفت و جور آورد(مقیمی ،۱۳۷۷: ۳۸۸).

۶-۲-۶- بازنشستگی زودرس[۲]: تحقیقات اسمیت و مک لن[۳]، رابطه رضایت شغلی و بازنشستگی زودرس رو نشون میده. دلایلی هست، مبنی بر اینکه کارکنانی که درخواست بازنشستگی قبل از موعد رو می کنن، تمایل دارن نگرشای مثبت خود رو کم تر معطوف به کار خود بسازن.

از طرف دیگه کارکنانی که پستای سازمانی عالی تری دارن و دارای فرصتای کاری چالشی هستن، نسبت به مشاغل سطوح پایین تر کم تر به دنبال بازنشستگی زودرس هستن(همون ،۱۳۷۷: ۳۸۹).

رضایت شغلی رو میشه با روشای جورواجور مانند مصاحبه فردی، پژوهشای زمینه ای و مقیاسا و سوال نامها اندازه گیری کرد. به نظر اسمیت و بالزر[۴] (۱۹۷۹)رضایت شغلی مفهومی مرکب از      سازه های متعدده. بدین معنا که ارضای شغل یه معنی واحد نیس و باید اون رو یه سری از وظایف، نقشا، ارتباطا و پاداشای قاطی شده ای دونست که همه با همدیگه رابطه دوطرفه دارن. به باور اسمیت (۱۹۸۹) نباید رضایت رو به شکلی مطلق معنی پردازی کرد. سطح رضایت براساس خصیصه های حاضر در حرفه شخص و موقعیتای شخصی داوری می شه و در واقع به انتخابای موجود در چارچوب منبع شخص ربط داره(هومن ،۱۳۸۱: ۱۱۱).

یافته های تحقیقات اولیه درباره رضایت شغلی نشون میده که کارکنان می تونن جنبه های جدا شغل رضایت داشته و یا نداشته باشن. اولین پژوهشای اسمیت(۱۹۶۹) این جنبه ها رو که بین دو تا بیست سطح شناسایی شده بود به پنج قلمرو اصلی(کار،حقوق،ترفیعا،سرپرستی وهمکاران)کم کرد. مطمئنا یکی از عادی ترین وسایل اندازه گیری رضایت شغلی، شاخص توصیفی شغلی (جی.دی.آی)[۵] است. این اندازه که به وسیله اسمیت، کندال و هالین[۶](۱۹۶۹) ساخته شده که در بیشتر از ۴۰۰ تحقیق به کارگرفته شده (هومن ،۱۳۸۱: ۱۱۴).

بخش دوم

مروری بر پژوهشا و تحقیقات انجام گرفته در مورد رضایت شغلی:

۵-۲: گذشته تاریخی تحقیق

با اینکه بحث رضایت شغلی از حدود دو قرن پیش مورد توجه محققان علوم رفتاری قرار گرفته، ولی شروع تحقیق در این مورد به حدود ۶۰ سال قبل برمیگرده، طوری که می توان گفت بررسی نظام مند رضایت شغلی در دهه ۱۹۳۰ شروع شد.

کارفرمایان مدتهاس که به رضایت شغلی به عنوان دلیلی مؤثر در کارکرد شغلی علاقمند هستن. اولین نظریه در

این خصوص که اعلام می داشت رضایت شغلی منتهی به کارکرد خوب می شه، دیگه طرفداری نداره. پیوند میان رضایت شغلی و کارکرد شغلی پیوند ضعیفیه و ً احتمال اینکه کارکرد خوب شغلی منتهی به رضایت شغلی شه همون قدر درسته که برعکس اون (مک  کورمیک و ایلگن، ۱۹۸۵  ). اما رضایت شغلی با تغییر شغل[۷] رابطه داره. ، رضایت شغلی با غیبت کار و کندی کار  البته به درجات کمتر  اتحاد برعکس داره (مودی، پورتر و استیرز[۸]،۱۹۸۲،به نقل از ساپینگتون، ترجمه شاهی،۱۳۸۲).

 

۱-۵-۲: گذشته تحقیقات و تحقیقات انجام‏گرفته دور و بر رضایت شغلی:

بعد از جنگ جهانی دوم شناخت عواملی که می‏تونه موجب رضایت شغلی و تشویق آدما به کار شه, بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفت. تحقیقات انجام‏گرفته دور و بر رضایت شغلی در سطح جهانی نشون می‏دهد که تا قبل از دهه ۱۹۲۰ تحقیق درباره این مهم در مدیریت صنعتی و به‏خاص در مهندسی صنایع و همزمان با روش مدیریت علمی فردریک تیلور(۱۹۱۵-۱۸۵۶) در مورد عواملی مانند امنیت شغلی, انگیزه و تمایل و عوامل محیطی صورت گرفته. در دهه‏های ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ با روش مدیریت نهضت روابط انسانی, توجه بیشتری به گروه همکاران, گروه های غیر رسمی نظارت و سرپرستی در تعیین اندازه رضایت شغلی معطوف شد, که می‏توان به تحقیقات هاثورن و دیکسون در کارخانه وسترن الکتریک آمریکا به وسیله التون مایور (۱۹۳۲) و رتایس برگر اشاره کرد. در سالهای۱۹۷۰-۱۹۵۰, شغل به‏عنوان عامل تعیین‏کننده در ایجاد رضایت شغلی مورد توجه قرار گرفت. در سال ۱۹۵۲, واکر و گست[۹] نتیجه مطالعه انجام‏شده روی ۱۸۰ نفر از کارگران کارخانه‏های مونتاژ اتومبیل دیترویت رو منتشر کردن. هدف از انجام این مطالعه آزمایش اندازه رضایت کارکنان از ابعاد جور واجور شغل بود. کارگران نشون دادن که به شکل قابل قبولی از چیزایی مانند حقوق, شرایط کاری و کیفیت سرپرستی احساس رضایت می‏کنن. و نبود رضایت خود رو با کاری که ً انجام می‏دادن گفتن. در اون زمان فضای کارخانه‏ها بسیار پر سر و صدا بود و شغلها بسیار تخصصی و استاندارد شده بودن. کارگران از شش جنبه شغل به عنوان علل ایجاد نبود رضایت نام بردن:

۱-     فضای مکانیکی به وجود اومده توسط خط مونتاژ

۲-      تکراری بودن

۳-     نیاز به مهارت کم

۴-     درگیری کار

۵-     از دست دادن کنترل بر وسیله و فنونی که در شغل استفاده کرده می‏شن

۶-      درگیری با بخش کوچیکی از حلقه کامل تولید

مدیران در جواب به یافته‏های واکر و گست و بقیه مشکلات به وجود اومده توسط تخصصی کردن شغل و اشتیاق عمومی واسه جستجوی راه های ایجاد شغلهای غیر یکنواخت, دو نگاه جانشین با عنوان ” گسترش شغل” و ” گردش شغلی” رو ارائه کردن.

گسترش شغل یا غنی کردن افقی شغل یعنی: کارگری که در گذشته فقط انجام وظیفه خود رو رو دوش داشت, حالا علاوه بر وظیفه قبلی, بخشی از وظایف کارگران دیگه رو هم انجام می‏دهدکه این نوع تغییر باعث افزایش تعداد وظایف یه نفر می‏شه, و از یکنواختی و مریضی‏آور بودن شغل می‏کاهد.

گردش شغلی یعنی: تغییر منظم کارکنان از یه شغل به شغل دیگه با این هدف که انگیزه و اشتیاق کارکنان زیاد شه.

یافته های تحقیقات جامعه‏شناسا سازمانی معاصر بر این تأکید داره که کارکنان وقتی از خود بیگانه و از کار بیزار می‏شن که به فعالیتهایی مشغول باشن که جایزه نداره, توانایی‏ها و نیروهای بالقوه اونا بیان نمی‏شه, حق کنترل ندارن و به راه ساده‏ای در ارضای نیازای خارجی مانند پول و … وسیله شده‏ان.

هم اینکه یافته های تحقیقات محققان علوم اجتماعی نشون می‏دهد که شرط لازم و کافی واسه از خودبیگانگی در کار, از دست دادن استقلال و کنترل شدید کارکنان در محل کاره.

در گزارشی آمده که رضایت شغلی معلمان روزنامه‏نگاری در آمریکا بیشتر از بقیه معلمانه, به‏رغم اینکه کارشون بیشتر و سخت‏تره و درآمد هرساله کمتری دارن. شایدً وجود پایگاه های اجتماعی بالاتر این رو توجیه می‏کنه.

۲-۵-۲: پژوهشا و تحقیقات انجام گرفته در مورد رضایت شغلی:

یکی از موضوعات مطرح در ادبیات سازمانی مربوط به”رضایت شغلی” است،رضایت شغلی یکی از مهم ترین و شایع ترین موضوعات تحقیقاتی در مورد تحقیقات رفتار سازمانیه اسپکتر(۱۹۹۷).  تا الان بیشتر از پنج هزار مقاله و پایان نامه، در مورد رضایت شغلی جفت و جور شده (کرانی و همکاران،۱۹۹۲). و بیشتر از ۱۲ هزار و ۴۰۰ مطالعه – تا سال ۱۹۹۱ میلادی درخصوص رضایت شغلی هست( اسپکتر،۲۰۰۶). بیش ا ز ۶ هزار و۳۰۰رساله دکتری در خصو ص رضایت شغلی در چکیده های بین المللی رساله های دکتری موجود بوده و بیشتر از ۳ هزار و۳۵۰  تحقیق در این مورد به چاپ رسیده(توپولوفسکی،۲۰۰۰). بررسی و مطالعه رضایت شغلی ،دارای تاریخی طولانی در روا نشناسی صنعتی و سازمانیه(رایت، ۲۰۰۶).

۹-۲-  مروری بر تحقیقات مربوط در داخل ایران :

  • میرکمالی سیدمحمد,زندگی علی اصغر،نوروزی علی,جراحی نازنین (۱۳۸۸) بررسی رابطه توانمندسازی روان شناختی با رضایت شغلی و تعهد سازمانی در میان کارکنان دانشگاه تهران» به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته. جامعه آماری تحقیق (۲۷۳۱) نفر از کارکنان دانشگاه تهران بود، که تعداد ۱۵۶ نفر (۷۲ نفر مرد و ۸۴ نفر زن) از اونا به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و براساس فرمول کوکران انتخاب شدن. وسایل مورد استفاده در این تحقیق شامل پرسشنامه های توانا سازی روان شناختی اسپریتزر، پرسشنامه رضایت شغلی اسمیت، کندال و هولین و هم اینکه پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر هستن که پایایی اونا از راه ضریب آلفای کرنباخ مورد تایید قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از آزمونای همستگی پیرسون و رگرسیون قدم به قدم استفاده گردید. یافته های آزمون اتحاد پیرسون نشون دهنده اون هستش که توانمندسازی روان شناختی و زیر مقیاسای اون یعنی معناداری، خود تعیینی، لیاقت و تاثیر با رضایت شغلی رابطه مثبت و معناداری در سطح (p<0.01) داشته و به غیر از عامل لیاقت دیگه عامل های توانمندسازی روان شناختی با تعهد سازمانی هم رابطه مثبت و معناداری داشتن. علاوه براین، بین توانمندسازی روان شناختی با دو عامل تعهد سازمانی یعنی تعهد عاطفی و تعهد هنجاری هم رابطه معناداری در سطح (p<0.01) مشاهده گردید و توانمندسازی روان شناختی فقط با عامل تعهد دائمی رابطه با معنی پیدا نمی کنه. در آخر، یافته های تحلیل رگرسیون قدم به قدم هم نشون دهنده این بود که به ترتیب زیر مقیاسای معناداری (۰٫۴۵)، خود تعیینی (۰٫۳۶) و لیاقت (۰٫۲۳)، در پیش بینی رضایت شغلی سهم داشتن و هم اینکه عامل معناداری (۰٫۳۰) و خود تعیینی (۰٫۳۱) سهم در پیش بینی تعهد سازمانی کارکنان داشتن.
  • محمد حسنی و جواد امجدی حور(۱۳۸۹) تحقیق با عنوان بررسی رابطه توانمندسازی با رضایت شغلی و خلاقیت و نوآوری کارکنان و نقش واسطه رضایت شغلی در رابطه بین توانمندسازی و خلاقیت و نوآوریه. نمونه آماری این تحقیق ۱۸۶ نفر کارمند بودن که به روش تصادفی انتخاب شدن. واسه جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه و هم اینکه واسه تحلیل داده ها از ضریب اتحاد پیرسون، رگرسیون چندگانه و اتحاد تفکیکی استفاده شد. یافته های تحقیق نشون داد که بین توانمندسازی با رضایت شغلی و خلاقیت و نوآوری کارکنان و هم بین رضایت شغلی با خلاقیت و نوآوری رابطه معنی داری هست. یافته های رگرسیون چندگانه نشون داد که توانمندسازی توان پیش بینی رضایت شغلی و خلاقیت و نوآوری کارکنان، و رضایت شغلی توان پیش بینی خلاقیت و نوآوری رو دارن. هم اینکه یافته های حاصل از اتحاد تفکیکی نشون داد توانمندسازی از راه افزایش سطح رضایت شغلی کارکنان، قدرت خلاقیت و نوآوری اونا رو زیاد می کنه. در نتیجه رضایت شغلی نقش واسطه در رابطه بین توانمندسازی و خلاقیت و نوآوری کارکنان داره.
  • سید حمید خاتمی، معصومه چم آسمونی،بررسی رابطه زندگی کاری و رضایت شغلی و نقش اون در پیشرفت منابع انسانی استادان دانشگاه شهید بهشتی، که در این تحقیق با بهره گرفتن از راه نمونه گیری تصادفی ۲۱۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی مثلا انتخاب کردن یافته های حاصل از این تحقیق به مورد اشاره داره که استادان دانشگاه از دید کیفیفت زندگی کاری و رضایت شغلی در سطح تقریبا مطلوبی قرار دارن وبین عامل های رضایت شغلی و کفیت زندگی کاری کارکنان رابطه مثبت ومعناداری هست.
  • حسن جوانمردی ،۱۳۸۲، نقش پیشرفت منابع انسانی در امنیت شغلی کارکنان، در این تحقیق به بررسی تناسب و ویژگیهای شغل و شاغلین و تاثیر اون بر رضایت شغلی کارکنان مسکن وشهر سازی استان فارس پرداخته شده. که واسه تحقیق نمونه ۱۰۰ نفری رو با بهره گرفتن از پرسشنامه GDS مورد بررسی قرار دادن. یافته های حاصل از تحقیق به این نکته اشاره داره که رابطه با معنی و مثبتی بین مهارتهای لازم در شاغلین و رضایت شغلی اونا هست، یعنی با افزایش مهارتهای لازم واسه انجام شغل، رضایت شغلی کارکنان هم زیاد میشه. یعنی دیگه، کمبود مهارتهای لازم لازم شغل به کاهش رضایت شغلی کارکنان میرسه. هم اینکه در این تحقیق در فرضیه فرعی که بین گذرانیدن دوره های آموزشی لازم واسه انجام بهتر شغل با رضایت شغلی کارکنان رابطه معناداری هست، که در اون با گذرانیدن دوره های لازمو لازم شغل رضایت شغلی کارکنان زیاد میشه.

 

 

[۱] . Union Activity

[۲] . Early Retirement

[۳] .Smith

[۴] .Smith & Balzer

[۵] .Job Descriptive  Index (J.D.I)

[۶] . Smith,Kendal & Hulin

[۷]Job Turnover .

[۸]

[۹] . C.R.Walker & Guest

نظریه های مربوط به سرمایه فکری

داراییای نامشهود شرکتها عامل مهمی در حفظ و تحقیق مزیت رقابتی پایدار اونا می شن در مقایسه با بقیه داراییای مشخص، محیط کار و کاسبی اونا رو به طور عجیبی تغییر میده. در قرن ۲۱ برروی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک ، نرم افزارها، مارکا، حق الاختراع، تحقیقات و  نوآوریا و www و … سرمایه گذاری می شه که همه جز داراییای نامشهود و سرمایه فکری علم هستن تا جز داراییای مشخص (سالیوان، ۲۰۰۰، ۹۱)[۲].
سرمایه گذاری

در پارادایم صنعتی قدیم شرکتا تحت اصول  اقتصاد کمیابی عمل میکردن ولی امروزه این اصول صدق نمی کنه. و شرکتا در اقتصاد علم تحت اصول اقتصاد زیادی عمل میکنن. که این اقتصاد منابع و داراییا رو به اندازه فراوون در اختیار شرکتا قرار میده که این نوع داراییا از نوع نامشهوده مثل زیادی اطلاعات در اینترنته ( همون منبع، ۹۲) .

اقتصاد

در اقتصاد علم مهمترین دارایی ، نامشهود هستن که به کار گیری اونا از ارزش اونا کم نمی کنه و حتی به ارزش اونا می  افزاید . مثل علم و سرمایه فکری و … هستن. اگر داراییایی مثل زمین، ماشین آلات و سرمایه پولی و… هستن که به کار گیری اونا از ارزش اونا کم می کنه.

امروزه سازمانا نیاز دارن تا بتونن داراییای خود رو از نو طبقه بندی کنن و باید اونا اهداف هدف دار اونا رو پشتیبانی کنن و سهم اونا رو از ارزش سازمان به صورت کمی در بیارن تا بتونن این داراییا رو با داراییای رقبای خود بررسی کنن.

امروزه این داراییای نامشهود دارای ارزش هستن، چون وقتی شرکتا (کسب و کارا) فروخته می شه و بخشی از ارزش اونا به صورت سرقفلی نامگذاری و برچسب می خوره.

که طبق تفکر «هوریب» سرقفلی، فرق بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری اون هستش (بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱)[۳].

در این مورد شرکتها نه فقط نیاز دارن داراییای نامشهود خود رو شناسایی، اندازه گیری و مدیریت کنن بلکه باید همیشه تلاش کنن تا این داراییای  نامشهود رو به طور دائمی ارتقا و بهبود بخشن.   سازمانایی که نتونن داراییای دانشی خود رو به طور دائمی پیشرفت بدن بقاء خود رو با خطر از دست دادن و فنای خود، مبادله می کنن( همون منبع، ۱۰۲).

 

۲-۱-۲- تعاریف جور واجور سرمایه فکری

در مورد سرمایه فکری تعاریف مختلفی ارائه شده که در ادامه به بعضی از اونا اشاره می شه:

۲- بنتیس (۱۹۹۶) و (۱۹۹۹) که سرمایه فکری به عنوان منبع جدیدی واسه سازمان، جهت رقابت و موفقیت در بازار به حساب میاد. در تعریفی دیگه ایشون عقیده داره که سرمایه فکری تلاش واسه استفاده مؤثر از علم در مقابل اطلاعاته (بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱).

۳- روس و روس (۱۹۹۷) که سرمایه فکری کل داراییای مخفی شرکت مانند نمادهای تجاری، حق اختراع و … هستش که در برگیرنده کلیه  دارایی هاییه که در صورتای مالی مشخص   نمی شه. سرمایه فکری به عنوان مهمترین منبع ایجاد مزیت رقابتی شرکت هستش (روس و همکارانش، ۱۹۹۷، ۴۲۶-۴۱۳).

۴- استیوارت در سال ۱۹۹۷ سرمایه فکری رو بدین گونه تعریف کرده که  شامل علم، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه س که به عنوان ذهن برتر با علم کلیدی تلقی می شه(استیوارت،۱۹۹۷).

۵- ادوینسون و مالون  هم در سال ۱۹۹۷سرمایه فکری به فرق بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت اشاره داره تعریف کردن(ادوینسون و مالون،۱۹۹۷).

۶- سیتارامان و بقیه در سال ۲۰۰۲ سرمایه فکری فرق بین ارزش بازاری یه سازمان و هزینه جایگزینی داراییای اون هستش) سیتارامان و بقیه،۲۰۰۲ ،۱۴۸-۱۲۸)[۵].

۷- پابلوس در سال ۲۰۰۴ گفت سرمایه فکری شامل همه منابع علم محوریه که واسه سازمان ارزش تولید می کنن ولی در صورتای مالی وارد نمی شن (پابلوس،۲۰۰۴ ،۶۴۷-۶۲۹)[۶].

۸-  استوارت باور داره، سرمایه فکری مجموعه ای از علم، اطلاعات، داراییهای فکری (Intellectual Property)، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانیه که می تونه واسه ایجاد ثروت استفاده کرده شه. در واقع سرمایه فکری همه کارکنان، علم سازمانی و تواناییهای اون رو واسه ایجاد ارزش افزوده در بر می گیرد و باعث منافع رقابتی دائمی می شه (قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵)

۹-  سرمایه فکری داراییه که توانایی سازمان رو واسه ایجاد ثروت اندازه گیری می کنه. این دارایی وجود عینی و فیزیکی نداره و یه دارایی نامشهوده که از راه به کار گیری داراییهای مربوط به منابع انسانی، کارکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده. همه این ویژگیا باعث ایجاد ارزش به دست اومده به دلیل اینکه یه پدیده به طور کاملً داخلیه، توانایی خرید و فروش نداره (راس و بارونس ،۲۰۰۵) [۷]

 

جدول ۱-۲ : تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری

 

 

 

اقتصادی

نویسندگانتاریختعاریف
ایتامی۱۹۸۷داراییای نامشهود مانند داراییای بر اساس اطلاعات که شامل فناوری ، اعتماد مشتری ،تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری ، فرهنگ سازمانی و مهارتای مدیریتی هستن.
هال۱۹۸۹داراییهای فکری شامل حقوق مالکیت الهی مانند حق امتیاز ، علایم تجاری ، حق مالکیت الهی ، معروفیت ، شبکه های فردی و سازمانی ،علم ، تخصص و مهارتهای کارکنانه
هال۱۹۹۲-۱۹۹۳سرمایه فکری شامل داراییای مانند حقوق مالکیت الهی و معروفیت و مهارت ها یا مزیتایی مانند علم چگونگی و فرهنگ سازمانیه
کلین و پروساک۱۹۹۴هر عنصر فکری که بشه اون رو فرموله و جمع آوری کرد و بشه از اون واسه ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.
ادوینسون و سالیوان۱۹۹۶دانشی که بشه اون رو به یه ارزش تبدیل کرد
بروکینگ۱۹۹۶ترکیبی از چهار جزئ اصلی ، داراییای بازار ، داراییای انسانی ، داراییای مالکیت الهی و داراییای زیرساختی.
اسویبای۱۹۹۷سرمایه فکری مربوط به سه دسته از داراییای نامشهوده. ساختار داخلی ، ساختار خارجی و شایستگیای انسانی.
روس و همکاران۱۹۹۷سرمایه فکری ترکیبی از یه بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یه بخش غیر فکری مانند سرمایه ساختاریه.
روس و روس۱۹۹۷سرمایه فکری کل داراییای مخفی شرکته که در ترازنامه نشون داده نمی شه. بنابر این هم شامل اون چیزیه که در مغز اعضای سازمانه و هم ان چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می مونه.
استوارت۱۹۹۷هر عنصر فکری – علم ، اطلاعات ، مالکیت الهی و تجربه – که بشه از اون واسه ایجاد ثروت استفاده کرد.
ادوینسون و مالون۱۹۹۷سرمایه فکری یه سری از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده ،فناوری سازمان ، روابط با مشتریان و مهارتای حرفه ایه که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات زندگی سازمان در بازار رو جفت و جور می سازه.
بویسوت۱۹۹۸حالتا و تمایلاتی که در افراد و گروه ها هست که در صورت برانگیخته شدن توانایی ایجاد ارزش افزوده ر ا دارن.
تیس۱۹۹۸منابع خاص سازمانی که کپی ورداری از روی اونا اگه نشدنی نباشه بسیار مشکله.
بنتیس و همکاران۱۹۹۹مفهومیه جهت طبقه بندی همه منابع نامحسوس سازمان و شناخت رابطه بین اونا.
سازمان همکاران و پیشرفت اقتصادی۲۰۰۰ارزش اقتصادیه به وسیله دو دسته از داراییای نامحسوس شرکت ایجاد می شه ، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی.
نوناکا و همکاران۲۰۰۰منابع خاص شرکت که وجود اونا واسه ایجاد ارزش لازمه.
لیف۲۰۰۱داراییای ناملموس منابع غیر فیزیکی ارزش هستن که به وسیله نوآوری ، طرحای منحصر به فرد سازمان و یا به وسیله منابع انسانی درست می شن.
ماروشیوما۲۰۰۱یه سری از داراییای دانشی که با ایجاد ارزش افزوده واسه ذینفعان کلیدی این امکان رو واسه سازمان بوجود می آورد تا جایگاه جایگاه رقابتی خود رو پیشرفت دهد. این داراییا شامل دارایی انسانی ، دارایی رابطه ای ، دارایی فرهنگی و فعالیتا و امور روزمره ، داراییای فکری و داراییای فیزیکی هستن.
کاپلان و نورتون۲۰۰۴داراییای نامحسوس شامل سرمایه انسانی مانند مهارت ها ، استعداد و علم ، اطلاعاتی مانند پایگاه های داده ، سیستمای اطلاعاتی و زیرساختای فناوری ، سرمایه سرمایه سازمانی مانند فرهنگ ، سیک رهبری و توانایی تسهیم دانشه.
آی. ای . اس . بی.۲۰۰۴داراییای نامحسوس داراییای ثابت غیرمالی هستن که از جنس ماده نیستن اما وجود اونا به وسیله حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می شه.

 

منبع : ( مار و مستغفر ، نشریه Management Decision دوره ۴۳ ، شماره ۹ ، ص ۱۱۹ ، سال ۲۰۰۵ )

۳-۱-۲- مدلای طبقه بندی سرمایه فکری

در مورد طبقه بندی اجزا سرمایه فکری تا الان مدلای زیادی ارائه شده که هر کدوم از این طبقه بندیا از جهاتی به تبیین اجزای سرمایه فکری پرداخته که در ادامه این طبقه بندیا رو با نام محققان اونا ذکر می کنیم. ولی باید توجه داشت که مثل، سرمایه فکری ، هنوز یه تعریف طبقه- بندی جهان شمولی درباره اجزا سرمایه فکری وجود نداره بنابر این از جهات زیادی شباهتایی بین تعاریف جور واجور مشاهده می شه و همه این طبقه بندیا و تعاریف بر این اصل استواره که سرمایه فکری، کل داراییهای ناملموس سازمان مثل علم بخشی از سرمایه انسانی[۸]،سرمایه ساختاری[۹]، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی[۱۰] است بعضی از طبقه- بندیای ارائه شده به توضیح زیره :

 

جدول ۲-۲ : بعضی طبقه بندیای ارائه شده سرمایه فکری

 

طراحی شده به وسیلهچهارچوبمدل طبقه بندی
ماچلوپ(۱۹۶۲)کار خاص تولید علمسرمایه گذاری در سرمایه دانشی – هزینه های تولید رشد اقتصادی
اسویپی(۱۹۹۷)کنترل داراییای نامحسوسساختار داخلی – ساختار خارجی – لیاقت
کاپلان و نورتون (۱۹۹۲)کارت امتیازی متوازندیدگاه پروسه های داخلی – دیدگاه مشتری – دیدگاه یادگیری و نوآوری – دیدگاه مالی
ادوینسون و مالونه (۱۹۹۷)شمای ارزشی اسکاندیاسرمایه انسانی – سرمایه ساختاری
ببر (۲۰۰۰)کارت امتیازی متوازنعواید کلی ، عواید داراییای محسوس، عواید سرمایه دانشی، سرمایه دانشی

 

۱-۳-۱-۲- ادوینسون و مالونه (۱۹۹۷)

“لیف ادوینسون” یکی از شناخته شده ترین محققین دنیا در مورد سرمایه های فکریه. اون به عنوان اولین مدیر سرمایه های فکری در شرکت اسکاندایا- یه شرکت بین المللی بیمه در کشور سوئد فعالیت داشته.

شرکت اسکاندیا موفق شده که یه نوع طبقه بندی بومی شده از سرمایه فکری رو ارائه کنه. ادوینسون از پایهً سرمایه های فکری رو به عنوان ارزشای نامشهودی تلقی می کنه که می تونه منشأ شکاف و اختلاف میان ارزش بازای و ارزش دفتری شرکتا و سازما نا باشه. بر همین پایه معادله زیر رو واسه تعیین ارزش بازاری شرکت پیشنهاد کرده:

 

سرمایه های فکری +   ارزش دفتری =    ارزش بازاری

 

وقتی شرکت اسکاندیا در سال ۱۹۹۲ شروع یه صورت ورداری و ارزش گذاری روی ارزش نامشهود سرمایه های فکری خود کرد، فهرستی شامل ۵۰  مورد با ارزش مثل نشون تجاری، امتیازات انحصاری، پایگاه داده مشتریان، سیستمای فناوری اطلاعات، افراد و پرسنل کلیدی و اثر گذار، تدوین و جمع آوری کرد. از اونجایی که فهرست نامبرده، بسیار طولانی و مدیریت بر اون سخت بوده، اجزاه و موارد اون در دو گروه ابعاد انسانی و ابعاد سازمانی تقسیم گردید. اینجوری تعریف ساده تری از سرمایه های فکری حاصل شده:

 

سرمایه های ساختاری   +  سرمایه های انسانی   = سرمایه های فکری

 

برابر نظر ادوینسون، مواردی که پس از رفتن کارکنان به خونه، در سازمان باقی می مانند سرمایه های ساختاری سازمان رو تشکیل میدن. اون بر این واقعیت تأکید داره که سرمایه های انسانی سازمان رو   نمیشه تحت مالکیت سازمان در آورد، بلکه اونا رو تنها میشه استخدام یا اجاره کرد. بر عکس اون، سرمایه های ساختاری رو میشه تحت تملک در آورد و خرید و فروش کرد. بر همین پایه سلسله مراتبی رو واسه سازمانای فکری ارائه کرد.

ایشون به همراه محققی به نام مالون ، IC رو به عنوان داراییایی مثل علم، تجارب کاربردی، تکنولوژی سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارتهای حرفه ای دونسته ان که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار می- شه. اونا در طرح ارزش اسکاندیا[۱۱]  ارزش بازاری یه شرکت رو ترکیبی از ارزش مالی اون(شامل داراییای مشخص) و ارزش سرمایه های فکری دونسته ان. بعدا اونا مدل اسکاندیا رو به عنوان یه روش اندازه- گیریIC  معرفی کردن. از دید اونا IC  ترکیبی از دو جزء اصلیه: سرمایه انسانی یا HC و سرمایه ساختاری یا  SC ، این دو محقق سرمایه های ساختاری در سازمان رو عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کرد. SC خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری تقسیم شده و سرمایه سازمانی (شامل سیستما، وسیله ها و فلسفه عملیاتیه که جریان پیدا کردن علم در درون سازمان رو سریعتر می کنه) به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم می شه.
فلسفه

این دو محقق اجزاء متشکله سرمایه های فکری رو این جوری تعریف کرد ه ان:

سرمایه انسانی : به اندازه ارزش، مهارتها و تجاربی که افراد در سازمانها دارن می گن.

سرمایه ساختاری :شامل فرهنگ، توانمندیا،سخت افزارها و نرم افزارهای حامی HCه.

سرمایه مشتری:  در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانشان نمایانگر می شه.

سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمانی و سیستمایی واسه بالا بردن قدرت نفوذ و توانمنیدیهای سازمانیه.

سرمایه نوآوری:  شامل داراییای معنویه که به وسیله قوانین پشتیبانی از حقوق مالکیت الهی شامل کپی رایت، نام تجاری و داراییای نامشهود مورد پشتیبانی قرار میگیره.

سرمایه فرایندیی : شامل تکنیکها، روش ها و برنامه هایه که مواردی مانند تحویل محصول یا خدمات رو آسون کردن می کنه.

 

 

[۱]. Drucker,1993

[۲]. Sullivan,2000

[۳]. Bontis,2000,101

[۴]. Klein,1994

[۵]. Seetharaman,2002,128-148

[۶]. Pablos, Patricia Ordonez de. 2004,629-647

[۷]. Rose and Barrons, 2005

[۸]. Human capital

[۹]. Structural  capital

[۱۰]. External  capital

[۱۱]. Skandia value sheme

شاخص سرمایه فکری

 

۷-۴-۱-۲- اندازه بازده داراییا

اندازه بازده داراییای شرکت نرخیه که با اون میشه متوسط صنعت رو مقایسه کرد تا اختلاف اون با متوسط صنعت بدست آید. اگه اختلاف نامبرده صفر یا منفی باشه، شرکت از سرمایه فکری بهره مند نیس. اگه این اختلاف مثبت باشه، فرض می شه که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخورداره . در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این اندازه بازده اضافی در متوسط  داراییای قابل لمس شرکت ضرب می شه تا متوسط عایدات  اضافی هرساله ۲شرکت، محاسبه شه.

که تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت رو بدست  میده. ضریب کلی این روش ، فرمول ساده اون و قابل دسترس بودن همه اطلاعات موردنیاز در صورتای مالی تاریخی شرکته. عیب کلی این روش در از دست دادن ارائه اطلاعاتیه که مدیران واسه مدیریت مؤثر سرمایه فکریشان به اونا نیازمند هستن.

 

۸-۴-۱-۲- روش تشکیل سرمایه بازار

این روش معیاری از ارزش بازار، سرمایه فکری شرکت رو ارائه میده. در این روش فرض بر اینه که تشکیل سرمایه اضافی یه شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام اون، به درستی نشون دهنده سرمایه فکری موجود در اون هستش. این روش بر اساس عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام  است. در این روش جهت امتحان و اندازه گیری سرمایه فکری لازمه تا صورتای  تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه های جایگزینی اونا کاهش شن. براساس روش یاد شده ، سرمایه فکری در  شرکتای تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، همه ارزش شرکت رو تشکیل میده چون که فرق فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پائین این جوری شرکتا هست.

 

۹-۴-۱-۲- کارگزار تکنولوژی

این نگاه یه جور پیشرفت در کار امتحان و اندازه گیری سرمایه فکری به حساب میاد چون که شرکت رو قادر می سازه تا  ارزش پولی سرمایه فکریشان رو محاسبه کنن. بروکینگ سرمایه فکری رو ترکیبی از چهار جزء داراییای بازار، داراییای بر اساس آدم، داراییای مالکیت الهی، داراییای پایه ای می  دونه( بروکینگ،۱۹۹۷، ۲۰۷)[۱].

داراییای بازار امتیازات بلقوه ای که یه سازمان از داراییای غیرملموس مربوط به بازار دشت می کنه رو متعادل می کنه.

 

۱۰-۴-۱-۲- روش سرمایه فکری مستقیم

تأکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری اول بر شناسایی اجزای جور واجور اون و بعد آزمایش هر کدوم از این اجزا قرار گرفته. با تعیین اجزای سرمایه فکری شرکت و تعیین ارزش هر یک  از این اجزا میشه ارزش کلی سرمایه فکری شرکت رو محاسبه کرد.

این روش پیچیده ترین اما دقیق ترین وسیله اندازه گیری سرمایه فکریه. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد خیلی از اجزا و یا ارزش گذاری هر کدوم از اوناه که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش می شه.

 

۱۱-۴-۱-۲- روشای مالی و مراحل اندازه گیری مالی سرمایه فکری

براساس این روش سرمایه فکری شرکت تشکیل شده از سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاریه و نقاط تلاقی اونا با هم ترکیبی از سرمایه فکری رو نشون میده. ترکیب سرمایه انسانی و مشتری منتهی به روابط افراد و نزدیکی اونا با مشتریان و به کار گیری خلاقیتاشون جهت پاسخگویی به نیازای خاص مشتریان می شه. ترکیب سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری نشون دهنده توانایی شرکت در انتقال اسمای تجاری به مشتریاس و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت میدن ربط داره.

خلاقیت

 

۱۲-۴-۱-۲- مدل مدیریت سرمایه فکری

وقتی که از امتحان و اندازه گیری صحبت می کنیم، اول لازمه تا منابع  غیرملموس و حیاتی شرکت که نیازمند نظارت مدیریت هستن رو به خاطر رسیدن به اهداف هدف دار یا واسه ارتقای مزیت اصلی اونا شناسایی کرده و بعد باید افراد ثابتی که دارای اطلاعات معتبری درباره ارزش واقعی شرکت هستن رو شناسایی کرد. پروسه مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی شناسایی، اندازه- گیری و مدیریت این منابعه.

 

۱۳-۴-۱-۲- کیوتوبین

روش کیوتوبین ، به وسیله جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد پیشرفت داده شد. این نسبت رابطه بین ارزش بازار یه شرکت و ارزش جایگزینی اون شرکت هزینه جایگزینی داراییای اون شرکت رو اندازه گیری می کنه. به صورت تئوری در بلندمدت این نسبت به سمت واحد میل می کنه. اما دلایل تجربی نشون میده که در همین زمان این نسبت می تونه به طور معناداری با عدد یه فرق داشته باشه. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار مثل نسبت بازار به دفتره.

اقتصاد

فرقش اینه که توبین موقع محاسبه هزینه جایگزینی داراییای  فیزیکی رو به جای  ارزش دفتری داراییای فیزیکی به کار میگیره. نسبت حاصله به این شکل به کار میره که اگر نسبت کیوی توبین یه شرکت بزرگتر از مقدار واحد و هم بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشه، شرکت  مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکتای مشابه رو داراس.

کیوی

 

۱۴-۶-۱-۲- هوش سرمایه انسانی

فیتز- انز ۱ روش هوش سرمایه انسانی رو بدین چگونگی پیشرفت داد که مجموعه هایی از شاخصای سرمایه انسانی جمع آوری شده رو از راه یه پایگاه داده ، الگوبرداری کرد. بنا به نظر فیتز- انز [۳]در وقتی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر ۴۰ درصد از هزینه سازمانا رو شامل می شه. فیتز انز مدعیه که وظایف بخش منابع انسانی تو یه سازمان می باید بالاتر از مواردی مثل جذب، آموزش و جبران خدمات باشه. در وقتی که علم به یه عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده، اندازه گیری و مدیریت داراییای فکری یه وظیفه بحرانی کسب و کاره.

اقتصادی

 

۱۵-۶-۱-۲- مدل کارگزار فناوری

این مدل به وسیله بروکینگ پیشرفت داده شده و علم سازمانی رو به چهار طبقه : داراییای آدم- محور، داراییای زیرساختی ، داراییای فکری و داراییای بازار تقسیم می کنه و ارزش سرمایه فکری سازمان رو طی یه پروسه آزمایش مشخص می کنه. و هر کدوم از مدل بوسیله پرسشنامه های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مربوط به طبقه داراییا بررسی می شه.

 

۱۶-۶-۱-۲- روش ارزشگذاری کامل

این روش به وسیله مکفرسون [۴] پیشرفت یافت، رابطه بین اندازه گیری ارزش شرکت سرمایه فکری و مقادیر پولی رو به خاطر ارزش گذاری کامل کار و کاسبی مورد استفاده قرار میدن. این روش سه دسته ارزش زیر رو مورد استفاده قرار میده.

ارزش اصلی که نشون دهنده تاثیر داخلی شرکته.

ارزش فرعی که به وسیله تاثیر پخش شرکت اندازه گیری می شه.

ارزش ابزاری که نشون دهنده فشارها در محیط رقابتیه.

 

۵-۱-۲- آزمایش تحلیلی – تطبیقی و مدلای امتحان سرمایه فکری

جدول ۳-۲نتایج تحلیلی – تطبیقی روشای جور واجور امتحان و اندازه گیری سرمایه فکری ارائه می- کنه. هر کدوم از این روش ها برحسب کمی یا کیفی بودن، بر اساس کارکرد گذشته ویا آینده بودن و قابل الگوبرداری بودن یا نبودن مورد مقایسه قرار می گرفتن.

 

جدول ۳-۲ : مقایسه ارزش گذاری سرمایه های فکری(رودو و لیرت)

 

 

روشکمی یا کیفیکارکرد تاریخی یا آیندهتوانایی استفاده در الگوگیری
ترازنامه نامرئیسرمایه ساختاری

سرمایه فردی

تا حد کمیبر اساس هزینه های تاریخیخیر
کنترل داراییای ناملموسدید خارجی

دید داخلی

لیاقت افراد

داراییای ناملموس

کیفیهر دوخیر
کارت نمره متوازندید مالی

دید مشتری

دید پروسه

دید نوآوری و یادگیری

کیفیهر دوخیر
ارزش افزوده اقتصادیطراحی مالی

بودجه بندی

هدف گذاری ، جبران

کمیبر اساس هزینه های تاریخیفقط داخلی
شاخص سرمایه فکریروش هدف دار و معیارهای مالی و غیرمالیتک معیارهبر اساس عوامل بالقوه ایجاد ارزش کنندهمحدود
کارگذار تکنولوژیداراییای بازار

داراییای انسانی

مالکیت الهی داراییای پایه ای

از نظر کیفی به کمی شدنهر دو نگاهمحدود
اندازه بازده دارایی هاعملکرد کلی داراییاتک معیارهبر اساس هزینه های تاریخیبله
سرمایه فکری مستقیمبازار

 

مالکیت الهی

تکنولوژی

داراییای انسانی

کمیبر اساس اجزای داراییای بازاربله

 

 

۶-۱-۲- طبقه بندی روش اندازه گیری سرمایه فکری از دید کلینت و دارن

روش های اندازه گیری واسه داراییای نامشهود در درون چهار بحث اصلی از راه های اندازه گیری جا داده شده این طبقه بندیا با پیشرفت طبقه بندیای لوثی و ویلیامز[۷]، ۲۰۰۰توسط بارن و همکاران[۸]،۱۹۹۸پیشنهاد شده.

 

۱-۶-۱-۲- روشای محاسبه مستقیم سرمایه فکری

برآورد ارزش دلاری داراییای نامشهود بوسیله شناختن اجزاء جور واجور اون هستش. یه بار این اجزا مشخص می شه، اونایی که میشه مستقیما عرضه کرد، به طور جداگونه و یا به صورت یه ضرب جمع شونده ، آزمایش می شه.

 

۲-۶-۱-۲- روشای برآورد ارزش بازاری سرمایه

فرق برآورد شده بین ارزش بازاری سرمایه یه شرکت و حقوق صاحبان سهام به عنوان ارزش سرمایه فکری و یا داراییای نامشهوده.

 

۳-۶-۱-۲- روشای برگشت داراییا

میانگین  عایدات بعد از مالیات یه شرکت واسه یه دورۀ وقتی، تقسیم بر میانگین داراییای مشخص شرکت شه نتیجه ROA شرکته که پس از اون با میانگین صنعت مقایسه می شه. فرق ایجاد شده با میانگین داراییای مشخص شرکت در برآورد یه میانگین درآمد هرساله از داراییای نامشهوده، با تقسیم  کردن میانگین درآمدها نامبرده بر میانگین هزینه های سرمایه شرکت یا یه اندازه بهره،  میشه برآوردی از ارزش داراییای نامشهود یا سرمایه فکری استنتاج  کرد.

۴-۶-۱-۲- روشای کارت امتیاز

اجزای جور واجور داراییای نامشهود یا سرمایه فکری شناخته شدن و مقیاسا و شاخصای ساخته شده در برگه های امتیازی گزارش شدن ویا به صورت نمودار نشون داده شدن . روشای SC مثل روشای DIC هستن که هیچ برآورد دلاری از داراییای نامشهود ندارن.

 

۷-۱-۲- چگونگی محاسبه سرمایه فکری ( با بهره گرفتن از مدل پالیک ) شاخصای کارکرد مالی شرکتا

۱-۷-۱-۲- محاسبه سرمایه فکری با بهره گرفتن از مدل پالیک

روشای مختلفی واسه محاسبه و امتحان سرمایه فکری هست که امتیازات و مشکلات هر یک بیان گردید . در این کار تحقیقاتی واسه محاسبه و امتحان سرمایه فکری از مدل پالیک استفاده شده که از دلایل به کار گیری این روش راحتی اون در محاسبه سرمایه فکریه که از راه صورتای مالی و یادداشتای همراه اون جهت این کار استفاده می شه و همونطور که میدونیم صورتای مالی چیزی که رو که در واقعیت هست نشون میده و ساخته پرداخته ذهن و تخیل نیس و به چیزی که در شرکت هست از دیدگاه مالی (ریالی) نگاه می کنه.

پالیک در سال ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ ارزش افزوده کارایی عقلایی[۱۳] رو جهت اندازه گیری سرمایه فکری شرکتا نشون داد. در روش (ارزش افزوده کارایی عقلایی) پالیک، واسه گرفتن اطلاعات درباره ارزش کارایی ایجاد شده از داراییای عینی و غیرعینی درون یه شرکت جفت و جور شده. این مدل با توانایی شرکت نسبت به ایجاد ارزش افزوده شده[۱۴]  شروع می شه. ارزش افزوده فرق بین out و INه. منظور از out کل درآمد حاصل از فروش تولیدات خدمات و سرویسای ارائه شده به بازاره و منظور از IN تموم هزینه هاییه که جهت تولید جنسا و خدمات وسرویسا هزینه شده.

باید به این نکته مهم توجه داشت که در مدل پالیک هزینه  کار (کل هزینه حقوق و دستمزد و امتیازات اون) و هزینه استهلاک جز هزینه های IN شامل نمی شه. حقوق و دستمزد نسبت به نقش فعالیت در پروسه ایجاد شده ارزش، عامل بلقوه( که به وسیله هزینه های کار ایجاد می شه) به عنوان یه هزینه به حساب نمیاد.

بدین گونه رمز اساسی در مدل پالیک رفتار کار به عنوان ارزش ایجاد شده شرکت تجاریه. این نتیجه اون هستش که ارزش افزوده شده به وسیله سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری  مشخص می شه. هزینه استهلاک هم به دلیل اینکه وجوهی از شرکت خارج نمی شه در VA جز IN به حساب نمیاد پس VA رو میشه به صورت معادله زیر نوشت:

سود عملیاتی + هزینه  حقوق و دستمزد + هزینه استهلاک = VA

الف) محاسبه کارایی سرمایه فیزیکی :

ارزش افزوده (VA) به سرمایه فیزیکی بکار گرفته شده رو ، کارایی سرمایه فیزیکی می گن که این شاخص واسه نشون دادن ارزش افزوده ایجاد شده (VA) به وسیله سرمایه فیزیکیه.

دارایی مشخص / ارزش افزوده = CEE = VA / CE

داراییای نامشهود = ارزش دفتری داراییای نامشهود – ارزش دفتری کل دارایی = CE

CEE بیان کننده توانایی فکری شرکتا نسبت به استفاده سرمایه فیزیکی جهت ایجاد ارزش افزوده کرده. وقتی که گروه های جور واجور شرکتا با هم مقایسه می شن، شرکتایی که CEE بالاتری دارن نشون میده که نسبت سرمایه فکری شون ارزش افزوده (VA) بیشتری به دست آوردن.

ب) محاسبه کارایی سرمایه انسانی[۱۶]:

کارایی سرمایه انسانی نشون میده که چیجوری  VA بیشتر با ریال صرف شده واسه هزینه حقوق ودستمزد در شرکت ایجاد شده. نسبت VA به HC ، توانایی- HC رو نسبت به ایجاد ارزش تو یه شرکت میگه. نامتناقض با نظریه های دیگه رهبران نویسنده سرمایه فکری(سویبی،۱۹۹۸ و ادوینسون، ۱۹۹۷)[۱۷].

پالیک میگه که کل هزینه های حقوق و دستمزد شاخصی از یه شرکته. پالیک فرض می کنه که چون بازار حقوق و دستمزد رو مشخص می کنه که همون یافته های  عملکرده، پس نسبت VA به HC ، تواناییHC رو واسه ایجاد ارزش در شرکت میگه.

(هزینه حقوق و دستمزد کل شرکت) / (ارزش افزوده) = HCE = VA /HC

کل حقوق  و دستمزد پرداختی به منابع انسانی = HC

به طور مشابه وقتی که HCE در سطح یه گروه از شرکتا  مقایسه می شن، HCE یه شاخص

از کیفیت منابع انسانی شرکت و توانایی هاش نسبت به VA واسه هر ریال صرف شده بر HCه  وشرکتایی که HCE بالاتری دارن نشون دهنده اینه که به نسبت هزینه های حقوق و دستمزد ارزش افزوده بیشتری حاصل شده. یعنی کارایی کارکنان اون شرکت بالا هستش.

ج)  محاسبه کارایی سرمایه ساختاری [۱۸]

سومین رابطه کارایی سرمایه ساختاریه که سهم سرمایه ساختاری رو در ایجاد ارزش نشون میده.

در مدل پالیک SC = VAi – HCi . در اندازه گیری SCE مقداری از SC لازم نسبت به تولید یه دلار از VAه و اون شاخصی از چگونگی موفقیت SC در خلق ارزشه. به خلاف HCE و CEE و VA مقسوم علیه واسه SCEه. بدین گونه سومین رابطه بین VA و SC به صورت زیر محاسبه می شه:

(ارزش افزوده ) /(سرمایه ساختاری)SCE = SC / VA(1 )

(کل هزینه حقوق و دستمزد شرکت) – (ارزش افزوده)  SC = VA – HC       (۲)

آخرین نسبت محاسبه توانایی فکری از یه شرکته و اون خلاصه ای از کاراییای مورد توجه گذشته. این یافته های دریک شاخص جدید و واحد همون VAICه.

VAIC = CEE + HCE + SCE (۳)

۲-۲-بخش دوم :  ادبیات مربوط به خطر

 

۱-۲-۲-تعاریف جور واجور خطر

زیان بالقوه قابل اندازه گیری یه سرمایه گذاری رو خطر می گن. درفرهنگ وبستر[۱۹]، خطر رو «در خطر قر ار گرفتن» تعریف کرده. فرهنگ لغات سرمایه گذاری هم خطر رو زبون بالقوه سرمایه گذاری که قابل محاسبه س می دونه.

گالیتز[۲۰]، خطر رو هرگونه نوسانات در هرگونه عایدی می دونه.

تعریف نامبرده این مطلب رو روشن می کنه که تغییرات احتمالی آینده واسه یه شاخص خاص چه مثبت و چه منفی، ما رو با خطر مواجه می سازه. پس امکان داره که تغییرات ما رو منتفع یا متصور سازه.

گیلب[۲۱]، خطر رو اینطور معرفی می کنه « هر پدیده ای که بتونه نتیجه حاصل از چیزی که سرمایه گذار توقع داره رو منحرف سازه، خطر نامیده می شه»

در زیر به دیدگاه دو نفر از کارشناسان مدیریت مالی در ایران درباره تعریف خطر اشاره می شه:

خطر به معنی احتمال انحراف از رسیدن به هدف مطلوبه .

خطر به شرایطی می گن که یافته های واقعی با یافته های مورد انتظار فرق داشته باشه .

اولین بار هوی مارکویتز [۲۲](۱۹۵۲) براساس تعاریف کمی ارائه شده ، شاخص عددی[۲۳] واسه خطر معرفی کرد. ایشون خطر رو انحراف ملاک چند دوره ای یه متغیر تعریف کرد. مثلا، خطر اندازه ارز در بین سالای ۱۳۸۵-۱۳۷۵ عبارتست از انحراف ملاک اندازه ارز در این چند سال.

بقیه شاخصا هم به همین ترتیب محاسبه می شن، از جمله خطر اندازه بازدهی سهام، خطر تغییرات قیمت و خطر اندازه سود. دیدگاه دیگری در مورد تعریف خطر هست که فقط به جنبه منفی نوسانات توجه داره.

هیون، خطر رو احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می کنه .

پس واسه تعریف خطر میشه دو دیدگاه نشون داد:

– دیدگاه اول : خطر به عنوان هر گونه نوسانات احتمال بازدهی اقتصادی در آینده.

– دیدگاه دوم : خطر به عنوان نوسانات احتمالی منفی بازدهی اقتصادی در آینده (خطر بد).

[۱]. Brooking ,1997,207

[۲]. Tobin’s q

[۳]. Fitz – Enz

[۴]. Mcpherson

[۵]. Rodov & Leliaert

[۶]. ClintB.& DarrenB

[۷]. Luthy & Williams ,2000

[۸]. Barren et al ,1998

[۹]. DIC

[۱۰]. MCV

[۱۱]. ROA

[۱۲]. SC

[۱۳]. VAIC

[۱۴]. VA

[۱۵]. CEE

[۱۶]. HCE

[۱۷]. Sveiby 1998 & Edvinson 1997

[۱۸]. SCE

[۱۹]. Webster’s  New  collegiate  Dictionary

[۲۰]. Galitz

[۲۱]. Gibl

[۲۲]. Markowitz,1952

[۲۳]. Numerical index

با موضوع نهاد آموزش و پرورش و تربیت شهروندی

واسه به دست آوردن جزییات بیشتر و جستجو در بین هزاران پایان نامه

در موضوعات جور واجور و دانلود متن کامل اونا

با فرمت ورد به سایت  zusa.ir  مراجعه کنین

نظام آموزش و تربیت رسمی وظیفه اصلی آموزش و پرورش افراد یه جامعه رو رو دوش داره. این از اونقدر اهمیتی برخورداره که کانت بیان می داره که: بشر فقط در سایه آموزش و تربیت آدم می تونه رشد کنه و آدم چیزی جز چیزی که تربیت از اون می سازه، نیس (شکوهی، ۱۳۸۵). براساس تاثیر زیادی که آموزش و پرورش یه جامعه در جامعه پذیر کردن دانش آموزان داره، آماده سازی نسل جدید واسه اجرای نقش شهروندی در جامعه محلی، ملی و بین المللی هم کاریه که از این نهاد آموزشی انتظار میره. چون اجرای نقش شهروندی لازمه دانایی، آگاهی و کسب نگاه و مهارتای لازم واسه حل صلح آمیز مشکلات و رقابت هاییه که فرد در زندگی اجتماعی خود با اون برخورد می کنه و از مهم ترین بسترهای کسب اینجور شایستگیایی، نظام آموزش و پرورش هر جامعه س (طاهرپور و شرفی، ۱۳۸۷). مطمئنا علم مدنی و آگاهی اجتماعی از منابع زیادی به دست میاد. خونواده، رسانه های جمعی مذهب ، گروه های سیاسی و چیزای دیگه ای به جز اینا در تشکیل علم ، ارزشا ومهارتای لازم شهروندان نقش زیادی دارن. با این حال نظام آموزشی به عنوان نهادی اجتماعی مناسب ترین وسیله واسه ارائه آگاهیای مدنی و تربیت شهروندی هستش. مدرسه کانال و مجرایی موثر واسه انتقال یه سری از علم، مهارت، ارزشا و باورهای خاص اجتماعیه. نظام آموزشی فرصتایی رو واسه فراگیران تدارک می بینه تا بتونن ارزشا و باورهای جور واجور رو از دیدگاه های متفاوت مورد آزمون بذارن.

مشکلات

اینکه شهروندان بتونن از نقش خود آگاهی یافته و اون رو ارج بذارن و هم مشارکتی فعال در مصالح ملی داشته باشن، دلیل محکمیه بر این موضوع که نظام آموزشی باید در مورد شهروندی به آموزش افراد مبادرت بورزد. شهروندی چیزی نیس که بعد از فراغت از مدرسه اتفاق بیفته، بلکه در رفتارها و تعاملات روزانه آموخته شده و تمرین می شه و بهترین مکان واسه تمرین شهروندی، مدرسه س (برلاخ[۱]، ۱۹۹۶). هومانا و بارگر[۲] (۲۰۰۶) عقیده داره که مدارس از نظر تاریخی به دنبال تحقق اهداف چندگانه ای واسه جامعه بوده ­ان. مدارس در عین حالا که نقش اصلی در پرورش توانایی­های علمی افراد دارن به عنوان مکانایی واسه پرورش شناخت اجتماعی فراگیران و تعهد به مشارکت سیاسی و مدنی هم عمل می­ کنن. کارنوی[۳] (۱۹۹۹) عقیده داره که امروزه نظامای آموزشی موجود در جهان دو وظیفه خطیر رو دوش دارن و واسه انجام هر کدوم از این وظایف باید دست­اندرکاران و سیاست مداران جامعه اهتمام لازم رو به کار ببندند. اول اینکه تصمیمات و کوششایی واسه آشنایی نسل جوون به یافته های تجربیات نسلای گذشته همت گمارند تا از این روش تجربیات نسلای متوالی بر هم اضافه بشه تا کم کم به صورت سرمایه های تمدنی بزرگ و گرانقدر در اختیار شهروندان جوون به خاطر استفاده در کیفیت زندگی فردی و اجتماعی شون موثر افتد. دوم اینکه باید نظامای آموزشی اجناس و فراوردهای خود رو که علم آموختگان و شهروندان آینده جامعه ملی و جهانی هستن به شکلی پرورش بدن که در عصر نامعلوم واسه اونا، بعد از تموم شدن تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی خود که معمولا سه دهه زمان می بره به مهارت ها و دانشای تخصصی تجهیز شده باشن تا ضمن توانایی حل موضوع و مشکلات زمونه خود بتونن در آینده مسائل جامعه ملی و جهانی رو به رقابت بگیرن. مدرسه به عنوان بخشی از آموزش و پرورش رسمی واسه آماده سازی آدما به خاطر اجرای نقش شهروندی از دو نوع برنامه درسی مخفی و رسمی استفاده می کنه. بدین منظور به تاثیر هر کدوم از این دو بحث روی تربیت شهروندی می پردازیم. برنامه درسی شامل هدفا، محتوا، و روشای آشکاریه که منتشر شده و مورد پشتیبانی نظام آموزشیه (ایزنر، نقل از فتحی، ۱۳۸۶). یعنی برنامه درسی رسمی دروس معینیه که در نظام آموزشی مورد استفاده قرار می گیردکه میشه به کتابایی مثل تحقیقات اجتماعی، تاریخ، ادبیات و چیزای دیگه ای به جز اینا در مقاطع تحصیلی جور واجور اشاره کرد. این وسط کتابای مانند علوم اجتماعی منبع مهمی به حساب می ایند، چون این درس پایه شناخت فراگیران رو از نه هاده ها و فرایندهای سیاسی و مفاهیم شهروندی  زیاد می کنه و آگاهی فرد رو از حقوق و تکالیف خود و بقیه گسترش میده. شورای ملی تحقیقات اجتماعی  آمریکا و انجمن حرفه ای معلمان تحقیقات اجتماعی، تحقیقات اجتماعی رو به عنوان مطالعه ترکیبی و پیچیده علوم اجتماعی و علوم انسانی واسه پرورش لیاقت­های شهروندی تعریف می کنه. و تاکید می کنه که هدف اولین تحقیقات اجتماعی اینه که به افراد جوون کمک می کنه تا تواناییای خود رو به عنوان شهروندان جامعه ای دمکراتیک و از نظر فرهنگی جور واجور در جهانی به هم وابسته، به خاطر در پیش گرفتن تصمیمات آگاهانه و منطقی واسه مصلحت عمومی، پرورش بدن (هان، ۲۰۰۸). اما برنامه درسی مخفی از یادگیریهایی حکایت میکنه که در چارچوب اجرای برنامه درسی تصریح شده و به دلیل حضور در بطن و متن فرهنگ حاکم بر نظام آموزشی، دانش آموزان تجربه می کنن. تجربه های یادگیری که بدین وسیله بدست میاد بیشتر به شکل یه سری از انتظارها و ارزشها تبلور پیدا میکنه و کمتر معطوف به بخش دانستنیا یا شناخت مربوط دونسته شده. ایجاد یا تقویت روحیه رقابت به جای رفاقت، همکاری و همکاری در سایه نظام ارزشیابی آموزشی حاکم بر مدرسه، ایجاد و تقویت روحیه اطاعت به جای روحیه ابتکار و نوآوری از مصادیقیه که به عنوان عامل های برنامه درسی مخفی معرفی شده (آیزنر، نقل از مهرمحمدی، ۱۳۸۷). اگه قائل به این باشیم که برنامه درسی رسمی بیشتر ناظر بر رشد شناختی علم آموزانه. برنامه درسی مخفی همونجوری که اشاره گردید. بیشتر ناظر بر بعد عاطفی و ارزشی فراگیرانه واموری مثل احترام به بقیه، اطاعت از قانون، تمایل به مشارکت در مسائل، برخورداری از تحمل وسعه بالاترین جایگاه و … از راه این نوع برنامه ها فراگیران نهادینه می شه. در هر حال تو یه نگاه کلی میشه گفت که وظیفه تربیت شهروندان واسه جامعه مدنی بردوش آموزش و پرورشه، آموزش و پرورشی که در اون فراگیران می آموزند چیجوری به بحث و رد و بدل کردن نظر دور و بر کلاسی ،در محیط بیرون هم آموخته های خود رو بکار گیرند و در آخر آدمای نقاد، متفکر، مسئول و آگاه، انتخابگر، و اهل تحلیل، نقد، دلیل آوردن و منطق تربیت شن.

روحیه

 

[۱]- Berlach

[۲]- Homanaand Barger

[۳]- Cornoy

اهداف تربیت شهروندی

 

ملی و جهانی ناراحت می­سازه، آگاهه.

بالطبع شناسایی و ترسیم و اهداف آموزش و تربیت شهروندی در هر کشوری لازمه کسب شناخت از معنی شهروند خوب و هم اینکه عامل های شهروندیه. یعنی در قدم اول باید دست­اندرکاران آموزش و تربیت شهروندی بدونن شهروند خوب کیست؟ و عامل های شهروندی و بالطبع تربیت شهروندی کدامه؟

می­توان به این نکته اساسی اشاره داشت که که بک برنامه درسی شهروند خوب باید اهداف چندگانه­ای رو تحقق بخشه. یعنی برنامه درسی شهروندی باید فراگیران رو در پرورش ویژگی­های چندگانه زیر کمک کرده و فرصت­های مختلفی رو واسه پرورش مهارت­ها نگاه­ها و ارزش­های فراگیران تدارک ببینه.

[۱] – Wolf

[۲]- Cynthiaand & Sung

سازماندهی محتوای برنامه درسی تربیت شهروندی

در راه و روش بر اساس موضوعات جدا از هم، محتوا به بخش­های به طور کامل جدا از هم مثل ادبیات،تاریخ، جغرافیا و چیزای دیگه ای به جز اینا تقسیم می­شه. این نوع راه و روش باعث می­گرددتا دانش آموزان با دقت محتوای خاصی رو آموخته و توانایی تفکر و حل مسائل در اون موضوع خاص درآنان برانگیخته شه (فتحی، ۱۳۸۸). براساس این راه و روش تربیت شهروندی رو میشه به شکل یه برنامه درسی جدا از هم نشون داد و شهروندان رو بوسیله آموزش مستقیم شهروندی ازطریق جا دادن عنوان درسی به همین نام- تربیت شهروندی- واسه ورود به زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آماده کرد.

اقتصاد

دومین راه و روش، راه و روش بین موضوعی می­باشه. در این روش یه مطلب یا معنی انتخاب می­شه که می ­تونه به چند موضوع درسی مربوط باشه. هر کدوم از موضوعات درسی مطلب یا معنی مورد نظر رو به عنوان بخشی از برنامه درسی علم­آموز به بحث و مطالعه می­گذارد (مهرمحمدی و همکاران، ۱۳۸۷). مثلا ممکنه عامل­ها و مفاهیم شهروندی از دیدگاه تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی بررسی شه.

سومین راه و روش، رویکردهای موضوعات عام یا گسترده می­باشه. در این جوری از طرح برنامه درسی تفکیک و مرزبندی بین موضوعای درسی به روشنی و وضوح گونه های قبلی دیده نمیشه. تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، جامعه شناسی در برنامه درسی تحقیقات اجتماعی ترکیب شدن تا دانش آموزان رو در شناخت واقعیات جامعه اش کمک کنه (مهرمحمدی و همکاران، ۱۳۸۷). فلسفه اساسی این الگو یعنی ایجاد اتحاد و رابطه بیشتربین مطالب مختلفی که دانش آموزان در برنامه های درسی مطالعه می­ کنن (فتحی، ۱۳۸۸).
فلسفه

در مطالعه دوم انجمن بین المللی پیشرفت تحصیلی (IEA) که به موضوع تربیت شهروندی اختصاص داشت از معلمان خواسته شد تا اندازه موفقیت خود رو با رویکردهای جور واجور سازماندهی برنامه درسی شهروندی اعلام کنن. یافته ها به دست اومده نشون داد که بیشترین اندازه پشتیبانی مربوط به راه و روش ترکیب و درهم آمیختن شهروندی به شکل محتوا و موضوع علوم اجتماعی می شد. اگر از راه و روش موضوعات جدا از هم و ارائه شهروندی به شکل اینجور موضوعاتی پشتیبانی کمتری انجام شد (کندی، ۲۰۰۸).

در کل همونطور که تحقیقات جور واجور نشون می­دهد کشورای جور واجور رویکردهای چندگونه ای رو نسبت به موضوع تربیت شهروندی در پیش گرفتن. با این وجود به نظر می رسه اتخاذ راه و روش کل گرا نسبت به این موضوع مناسبترین راه و روش باشه. به این صورت مدرسه خود دلیلی واسه تمرین شهروندی هستش. بازم که دیویی عقیده داره مدرسه جامعه کوچکه که در اون دانش آموزان به عنوان عناصر فعال کار می کنن و مدرسه محیطی واسه یادگیری مشارکتیه و کلاسا به عنوان آزمایشگاهیه که در اون ایده الای خاص شهروندی و رفتار شهروندان به وسیله معلمان و شاگردان اجرا و مورد مشاهده قرار می گیرن (بیلریمور، ۱۹۹۳به نقل از برخورداری، ۱۳۸۱).

دانش آموز

 

 

 

 

 

۲-۱۵- روش­های آموزش ـ یادگیری متناسب با تربیت شهروندی

هدف از تربیت شهروندی، پرورش شهروندانی می­باشه که نقشی فعال و مشارکت جویانه در مسائل جور واجور جامعه خود دارن. بنابر این روش­های تدریس این جوری از تربیت هم باید دارای      جهت­گیری مشارکتی و فعال باشن. منظور از راه ­های مشارکتی و فعال روش­های هستن که فراگیران رو به گونه­ای فعال با مسائل و موضوعات جور واجور درگیر می­ کنن و امکان مشارکت اونا رو جفت و جور می­بیارن. در این روش­ها علم­ آموزان در کانون آموزش قرار می­گیرند و به گونه­ای فعال با آموزش درگیر می­شن. مربیان و کارشناسان تربیتی بر تاثیر مثبت راهبردها و روش ­های فعال تدریس و ایجای فضای دمکراتیک واسه یادگیری تاکید دارن. گراس ودنیسون[۴] (۱۹۹۱) به دوازده روش آموزش ـ یادگیری که متناسب با تربیت شهروندان می­باشن، اشاره می­ کنن. اون­ها فکر میکنن که هر کدوم از این راهبردها می ­تونه به صورت جداگونه و یا به صورت ترکیبی از  روش هدف دار­های موثر استفاده کرده شن. این راهبردها عبارتند از:

این روش هدف دار درصدده تا علم­ آموزان رو از راه محتوای علم رشته­های خاص مثل تاریخ به عنوان شهروندان خوب تربیت کنن.

این راه و روش تاکید می کنه که دانش آموزان نیازمند درک روندهای سیاسی و قانونی هستن و این شناخت باعث می شه که دانش آموزان به عنوان یه شهروند در امور اجتماعی مشارکت داشته باشن.

این روش به دنبال پرورش مهارت ها و قابلیتای فراگیران به عنوان تصمیم گیرنده س. این راه و روش بر این فرض مبتنیه که دانش آموزان به عنوان شهروندان خوب باید بتونن نقد کننده فکر کنن و مثل شهروندان خوب در اداره امور مشارکت کنن.

این راه و روش بر اساس این باوره که دانش آموزان از راه مشارکت در جامعه مهارت ها و توانمندی لازم یه شهروند خوب رو به دست بیارن.

این راه و روش از این موضوع پشتیبانی می کنه که باید فراگیران شناختی عمیق و گسترده از بعضی مسائل گرفتار به جامعه مثل صلح بدست بیارن.

این راه و روش بیان می­ کنه که دانش آموزان باید بتونن درباره اینکه چی رو کنترل کنن که شکل دهنده ارزشا باشه، شناخت و آگاهی به دست بیارن.

راه و روش رشد اخلاقی دانش آموزان رو با معضلات اخلاقی جور واجور مواجه می­ کنه و فراگیران دیدگاهشون رو در این مورد به رقابت کشیده و توجیهات خود رو بیان می­ کنه.

این روش آموزش ـ یادگیری بر اساس کل محیط آموزشی بوده و دانش آموزان رو به ارزشیابی از اعمال و فرایندهای خود با هدف هم جهت شدن با رویکردها و روش های دمکراتیک دولتی درگیر می­سازه.

این روش آموزش ـ یادگیری عقیده داره که در جامعه مجموعه ­ای از هنجارهای اجتماعی حاکمه که علم­ آموزان باید این هنجارها رو بیاموزند تا بتونن به عنوان شهروندان خوب مشارکت داشته باشن.

 

 

 

این راه و روش بیشتر بر مسائل و موضوعاتی که به فراگیران ربط داره متمرکز بوده و نسبت به بقیه موضوعات و مسائل اجتماعی از نظر وسعت این موضوعات و رابطه کمی که با فراگیران داره، اهمیتی کم قائله.

این راه و روش علاقمند به پرورش جوانان کارآزموده س. روش هدف دار آموزش ـ یادگیری به دنبال روش هایی واسه پرورش همه جانبه افراده طوری که بتونن نقش خود رو به عنوان یه شهروند خوب بکنن.

کانون تمرکز این راه و روش بر افزایش دامنه ملی تربیت شهروندی بوده و در جهت پرداختن به وابستگی دوطرفه که در اندازه جهانی شکل گرفته، عمل می­ کنه.

[۱]- separate subject

[۲]- interdisciplinary

[۳]- board fields

[۴] – Gross, & Dynesson

مقالات : انعطاف پذیری مالی

دونالدسون[۱](۱۹۶۹،۱۹۷۱) از اصطلاح جست و خیز مالی استفاده می کنه و اون رو این جور توضیح می دهد:

ظرفیت هدایت به کار گیری پول و پله و سرمایه هم جهت با اهداف مدیریت که منتهی به اطلاعات جدید در مورد شرکت و شرایط محیطی می باشه. دونالدسون مخصوصا جست و خیز مالی رو وقتی که هدف شرکت پیدا کردن نقطه بهینه

ترکیب پول و پله و سرمایه می باشه در رابطه با تصمیمات ساختار سرمایه می دونه.

هیث[۲](۱۹۷۸) انعطاف پذیری مالی شرکت رو توانایی اقدام اصلاحی واسه برطرف کردن مازاد پرداختی وجوه نقد بر دریافتهای نقدی پیش بینی شده با دست کم تاثیر بر درآمد فعلی و آینده یا ارزش بازار سهام شرکت توضیح میده.

انجمن حسابداران خبره آمریکا(۱۹۹۳)دیدگاه هیث رو درباره انعطاف پذیری مالی رو این جور می پذیرد: انعطاف پذیری مالی توانایی واسه انجام کارائیه که مازاد نیاز و پرداخته های نقدی بر منابع پیش بینی شده رو حذف می کنه.

انجمن حسابداری عمومی امریکا [۳]در سال ۱۹۹۳ از لحاظ هیس(۱۹۷۸) واسه تعریف انعطاف پذیری مالی استفاده کرده و بیان می داره که انعطاف پذیری مالی به عنوان توانایی واسه انجام کاری به خاطر کاهش نیاز به پرداخته های نقدی از منابع پیش بینی شده می باشه.

برنستین[۴](۱۹۹۳) انعطاف پذیری مالی رو به عنوان توانایی یه شرکت واسه انجام اقدامات به خاطر در نظر گرفتن رکود و توقفات غیر منتظره به هر دلیلی تعریف می کنه طبق این دیدگاه ها انعطاف پذیری مالی به معنی توانایی استقراض از منابع جور واجور به خاطر افزایش سرمایه حقوق صاحبان سرمایه و هم اینکه فروش و نقل و انتقال دارایی واسه تنظیم سطح و هدایت عملیات به خاطر روبرو شدن با تغییر شرایط می باشه.

ول بردا[۵](۱۹۹۸) انعطاف پذیری مالی رو به عنوان توانایی ایجاد فعالیتهای سود رسون در محیط تجاری و هم اینکه سازگاری پیش بینی تغییراتی که اهداف شرکت رو تحت تاثیر قرار می دهد، تعریف می کنه. از نظر بردا انعطاف پذیری مالی دارای دو چشم اندازه:

۱- انعطاف پذیری داخلی مانند اندازه ظرفیت شرکت واسه سازگاری با نیازای محیط

۲- انعطاف پذیری خارجی مانند اندازه ظرفیت شرکت واسه تاثیرگذاری در محیط و در آخر کاهش آسیب پذیری.

کورنهف[۶](۱۹۹۸) انعطاف پذیری مالی رو اندازه توانایی واسه اصلاح و بازبینی عملیات و منابع سازمانی برابر با محیط و اطلاعات جدید به خاطر رسیدن به اهداف مدیریتی و استراتژیکی بیان می کنه.

گامبا و تریانتیس[۷](۲۰۰۵) در تحقیق خود واسه تدوین مدلی واسه اندازه گیری انعطاف پذیری مالی، انعطاف پذیری مالی رو توانایی یه شرکت واسه رسیدن و تجدید ساختار کردن تامین مالی خود با تامین مالی کم هزینه تر تعریف کردن. اونا گفتن شرکتهای دارای انعطاف پذیری مالی دارای توان دوری از درموندگی مالی در روبرو شدن با شوکهای منفی می باشن و وقتی که فرصتهای سود رسون افزایش می یابد با هزینه پایین سرمایه گذاری می کنن.

به دلیل ابهامات زیاد در به کار گیری این واژه، قضاوت در مورد انعطاف پذیری، معمولا ذهنی و غیر رسمی هستن و اندازه انعطاف پذیری هم با احتمال خیلی کم بررسی و اندازه گیری می شه. انعطاف پذیری مالی بیان کننده توانایی یه شرکت واسه رویارویی واسه مواجه شدن با اتفاقات آینده س. انعطاف پذیری مالی به عنوان درجه ای از ظرفیت یه شرکته که می تونه پول و پله و سرمایه خود رو در جهت فعالیتهای واکنشی تجهیز کنه تا ارزش شرکت رو به بیشترین حد تموم کاربرده های انعطاف پذیری برسونه(بایون،۲۰۰۷).

هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی[۸] انعطاف پذیری مالی رو به عنوان توانایی یه شرکت در ایجاد فعالیتهای موثر واسه اصلاح و تنظیم گردش وجوه نقد که می تونه پاسخگوی نیازها و فرصتهای پیش بینی نشده باشه تعریف می کنه(باین[۹]،۲۰۰۷).

در مفاهیم نظری استانداردهای حسابرسی ایران انعطاف پذیری مالی یعنی توانایی واحد تجاری مبنی بر اقدام مؤثر جهت تغییر اندازه و زمان جریانهای نقدی اون می باشه به گونه ای که واحد تجاری بتونه در قبال رویدادها و فرصتهای غیرمنتظره عکس العمل نشون بده. انعطاف پذیری مالی واحد تجاری رو قادر       می سازه تا از فرصتهای غیرمنتظره سرمایه گذاری خوب بهره گیرد و در زمونه ای که جریانهای نقدی حاصل از عملیات مثلاً بدلیل کاهش غیرمنتظره در درخواست برا اجناس تولیدی واحد تجاری در سطح پایین و شایدً منفی قرار داره به زندگی خود ادامه بده.

همه تعاریف انعطاف پذیری مالی موصوف کم و بیش و تا حدودی به معنی توانایی یه شرکت واسه روبرو شدن با نیازای پیش بینی نشده از راه جریان نقدی بالا و اندازه ظرفیت استقراض بلااستفاده یا داراییهای نقدی بالا می باشه. انعطاف پذیری مالی مهمترین قسمت تعیین ساختار سرمایه شرکت می باشه و میشه اون رو به عنوان حفظ ظرفیت استقراض به منظورتحصیل و پیشرفت آینده شرکت یا دست کم کردن بدهیها واسه جلوگیری از درموندگی مالی در مقابل رکودهای اقتصادی به حساب آورد. هم اینکه مهمترین عامل موثر بر تصمیمات استقراضی شرکتها درخواست مدیران واسه انعطاف پذیری مالیه(گراهام و هاروی[۱۰]،۲۰۰۱).

اقتصادی

انگیزه شرکتها واسه رسیدن به انعطاف پذیری مالی به وجود اومده توسط نیاز شرکتها به پول و پله و سرمایه خارجی می باشه و باعث افزایش توانایی هنگام روبرو شدن با رویدادهای غیرمنتظره می شه و به سیاستهای تامین مالی و تصمیمات نقدینگی بستگی داره(ارسلان و همکاران، ۲۰۰۸).

انعطاف پذیری مالی، یعنی توان شرکتها واسه تامین پول و پله و سرمایه جهت عکس العمل مناسب در برابر رویدادها و موارد پیش بینی نشده، واسه بیشترین حد کردن ارزش شرکت(بیون[۱۱]،۲۰۰۸). شرکتهایی که انعطاف پذیری مالی دارن، می تونن در برابر فشارهای مالی مقاومت کنن و وقتی که فرصتهای سود رسون به وجود بیاد، وجوه لازم رو جهت سرمایه گذاری با دست کم هزینه جفت و جور کنن(گامبا و تریستان، ۲۰۰۸).

انعطاف پذیری مالی یه زنجیره گم شده در تئوری ساختار سرمایه س و به وجود اومده توسط ظرفیت بدهی بدون استفاده نسبت به اندوخته های نقدی ذخیره شده می باشه(دنیس و مکیون[۱۲]،۲۰۰۹).

انعطاف پذیری مالی یکی از موضوعات اساسی در مباحث مدیریت مالی و مدیریت سرمایه گذاریه. انعطاف پذیری مالی به تصمیم گیرندگان در در پیش گرفتن تصمیمات بهینه و مناسب در مقابله با فرصتای رشد آینده شرکت به مدیران کمک می کنه و باعث ورود شرکت به بازارهای سرمایه گذاری می شه. انعطاف پذیری مالی به عنوان مبنایی واسه آزمایش توانایی شرکت جهت آزمایش نقدینگی لازمه. این توان تعیین کننده ظرفیت واحد تجاری جهت انجام پرداخته هایی مثل پرداخت حقوق و امتیازات به کارکنان، پرداخت به تامین کنندگان کالا و خدمات، پرداخت مخارج مالی، انجام سرمایه گذاری، برگردوندن تسهیلات دریافتی و پخش سود بین صاحبان سهامه. انعطاف پذیری مالی عامل تعیین کننده ساختار سرمایه بهینه و مطلوبه و بیان می داره چه اندازه از منابع شرکت از راه منابع داخلی و چه مقدار از راه منابع خارجی تامین می شه. انعطاف پذیری مالی باعث افزایش ارزش شرکت می شه و با قیمت سهام هم رابطه مثبتی داره.

سرمایه گذاری

انعطاف پذیری مالی معمولا شامل از دست دادن بعضی منافع در قبال به دست آوردن بعضی مزایاست. بطور مثال نگهداری داراییهایی که خیلی راحت در بازار قابل داد و ستده بیان کننده انعطاف پذیری مالیه اما همین امر ممکنه شامل اکتفا کردن به اندازه بازدهی باشه که به مراتب کمتر از نرخیه که  میشه از سرمایه گذاری در داراییهایی با نقدینگی کمتر بدست آورد.

انعطاف پذیری مالی می تونه مخاطرات مربوط به عملیات رو مثلا  با کاهش خطر ورشکستگی به هنگام سقوط خالص جریانهای نقدی به وجود اومده توسط عملیات کم کنه. کلا در هر سطح خطر عملیاتی یه واحد تجاری که از انعطاف پذیری مالی بالایی برخورداره در مقایسه با واحد تجاری با انعطاف پذیری مالی پایین در کل با خطر کمتری روبرو می باشه. صورتهای مالی اساسی همه با هم اطلاعاتی رو که واسه انعطاف پذیری مالی خوبه ارائه می کنه. بطور مثال صورت جریان وجوه نقد این اطلاعات رو از راه گزارشهای جریان نقدی به وجود اومده توسط عملیات و افشای رابطه اون با سود جفت و جور می آورد.

این اطلاعات می تونه در پیش بینی جریانهای نقدی آینده به وجود اومده توسط عملیات بیشتر باشه. توان اون واحد تجاری واسه مقابله با تغییرات نامساعد در شرایط عملیاتی یا مالی بیشتر میشه. صورتهای کارکرد مالی می تونه اطلاعاتی رو به خاطر کمک به آزمایش توان واحد تجاری جهت کاهش هزینه ها در مواقع سقوط درآمد جفت و جور آورد. ترازنامه اطلاعاتی رو واسه آزمایش انعطاف پذیری مالی از راه مشخص کردن وجود منابع موجود و مبلغ و زمان  ادعاهای موجود براین منابع ارائه می کنه(کمیته تدوین استانداردهای حسابداری ،۱۳۸۶).

۲-۲-۱-۱منابع اساسی انعطاف پذیری مالی

انعطاف پذیری مالی از منابع مختلفی سر می گیرد. براساس بررسی ادبیات موضوع(دی آنگلو و دی آنگلو، ۲۰۰۷٫، دانیل و همکاران[۱۳]،۲۰۰۸)، کمیته تدوین استاندادهای حسابداری،۱۳۸۶) از جمله منابع اساسی انعطاف پذیری مالی، موارد زیر رو می توان بر شمرد.

۱- حفظ ظرفیت استقراض(تامین مالی خارجی یا سهامداران خارجی)

۲- نگهداری وجه نقد در دسترس در سطح بالا

۳- توان رسیدن به وجه نقد از راه فروش داراییها بدون مشکل در عملیات در حال موندگاری یا قطع شدن سرمایه گذاری

۴- کاهش یا نبود پرداخت سود سهام بین سهامداران

۵- افزایش حقوق صاحبان سهام از راه آورده نقدی سهامداران(تامین مالی داخلی)

۶- کسب سرمایه جدید در کوتاه مدت از راه ارسال اوراق مشارکت

۷- توان رسیدن به بهتر شدن سریع در خالص جریانهای نقدی به وجود اومده توسط عملیات

۲-۲-۱-۲  انعطاف پذیری مالی وروشهای اندازه گیری اون

ظرفیت بدهی: تعهدهایی که یه شرکت در مقابل افراد و شرکتهای دیگه داره و از معاملات و رویدادهای گذشته ناشی شده ان و باید از راه پول، تحویل کالا، انجام دادن خدمت یا انتقال دادن بقیه شکل های جور واجور دارایی تسویه شن، بدهی نامیده می شه. ظرفیت بدهی شرکت ، بیشترین حد توانایی ایجاد بدهی مالی به وسیله شرکته؛ به این معنا که در این مقدار بدهی، شرکت می تونه اصل و سود مقادیر بدهی رو برگردوندن کنه. نسبت جمع بدهیها به جمع داراییا، ظرفیت بدهی رو نشون می دهد.ظرفیت بدهی رو اولین بار پژوهشگری با نام میرز این جور تعریف کرد: ظرفیت بدهی حدیه که اگه تأمین مالی از محل بدهی از اون مقدار بیشتر شه، ارزش بازار بدهیای شرکت کاهش می یابد(میرز،۱۹۸۴).

تعریفی که تازگیا میرز(۱۹۸۴)، شیام، ساندر و میرز[۱۴](۱۹۹۹) و چیرینکو و سینگا[۱۵](۲۰۰۰) ارائه کردن اینطوریه که ظرفیت بدهی، مقداری از نسبت بدهیه که هزینه ورشکستگی مالی، فرصت استفاده بیشتر از بدهی رو از بین می برد. براساس تعاریف ارائه شده فوق می توان به طور خلاصه اینجور گفت که ظرفیت بدهی، حدی از ایجاد بدهیه که در صورت افزایش سطح بدهی، هزینه به کار گیری بدهی بیشتر، شدیدا افزایش می یابد(در نقطه ظرفیت بدهی، هزینه ورشکستگی بر بقیه اجزای هزینه تأمین مالی از محل بدهی غلبه پیدا می کنه). البته نظام عرضه و درخواست هم بر تصمیم گیری واسه به کار گیری وسیله بدهی در تأمین مالی تعیین کننده س.

از دیدگاه عرضه، شرکتهای رشدی(شرکتهایی که ارزش اونا بیشتر پیرو فرصتای سرمایه گذاری آینده اوناس) و شرکتهایی که در ایجاد جریان نقدی با ابهام بیشتری مواجه ان، با درخواست کمتری واسه تأمین مالی از محل بدهی مواجه هستن(کوتنر[۱۶]،۲۰۰۴).

از دید درخواست، علاوه بر مشخصه های بیان شده، وام دهندگان واسه شرکتهایی که بین خود و سرمایه گذاران از نظر خطر شرکت مساوی نبودن اطلاعاتی ایجاد کرده ان، محدودیت به کار گیری بدهی در نظر می گیرند (استیکنی[۱۷]، ۲۰۰۷). میرز( ۱۹۸۴ ) و میرز و ماجلوف[۱۸]( ۱۹۸۴ ) نبود تقارن اطلاعاتی بین دارندگان اطلاعات نهانی و بقیه سرمایه گذاران رو اولین مشکل در اراده کردن واسه سیاست گذاری در مورد تأمین مالی    می دونن. در شرایط نبود تقارن اطلاعاتی، بازده مورد انتظار سرمایه گذاران زیاد می شه.

اراده کردن

آکرلوف[۱۹](۱۹۷۰) عقیده داره که در این شرایط، مدیران شرکت بهتر می دونن از سهام داران موجود  درخواست تأمین مالی کنن. پس محل تأمین مالی سود انباشته میشه .

اولویت بعدی اونا در وقتی که بازدهی مورد انتظار مشتریان وسیله بدهی خیلی بالا نیس ، به کار گیری وسایل بدهیه و در شرایطی که بازدهی مورد انتظار مشتریان وسیله بدهی خیلی بالا هستش، انتشار سهام در اولویت قرار میگیره. پس نظریه سلسله مراتب تأمین مالی میگه که منابع داخلی، اولین اولویت تأمین نقدینگی شرکتهاست و در اولویت بعد، به کار گیری منتشر کردن وسایل بدهی در مقایسه با منتشر کردن نشون می دهد سهام، فراگیرترین روش تأمین مالیه. تحقیقات لامونت[۲۰](۱۹۹۷) که سه چهارم سرمایه گذاری در شرکتهای آمریکا، از راه منابع داخلی انجام می شه .

نتیجه تحقیقات گسترده ای که در این مورد انجام شده، نشون دهنده حساسیت بالای سرمایه گذاری در شرکتها به منابع داخلیه. در واقع مزیت هزینه ای و در دسترس بودن منابع داخلی، شرکتها رو از به کار گیری منابع خارجی منصرف می کنه. تحقیقات شیام، ساندرز و میرز در سال ۱۹۹۹ نشون می دهد که شرکتها به کار گیری وسیله بدهی رو در مقایسه با منتشر کردن سهام بهتر می دونن. این موضوع رو لمون و زندر[۲۱](۲۰۰۷) هم تایید کردن.

فرنک و همکاران[۲۲] در سال ۲۰۰۳ نتایجی معکوسی رو از تحقیقات خود به دست آوردن. مطالعه اونا که طیف گسترده ای از شرکتهای آمریکایی رو در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۹ در بر می گرفت، دارای یافته های زیر بود:

الف) منابع داخلی بیشترین سهم تأمین مالی شرکتها رو به خود اختصاص نداده و شرکتها بهتر می دونن از منابع خارج شرکت استفاده کنن؛

ب) به صورت میانگین، به کار گیری وسیله مالکیت(انتشار سهام) درصد بیشتری از تأمین مالی شرکتی رو در مقایسه با بهره گرفتن از وسیله بدهی به خود اختصاص داده.

فرصتهای رشد شرکت: به طور خلاصه، پژوهشا، نشون میدن که تغییرات سرعت رشد، بر مبنای رشد درآمدها و رشد سودها به بازده ها و درآمدهای آینده مربوط می شه. هم اینکه، پتانسیل تغییرات سرعت رشد، که بیشتر روی رشد سهام بازار استواره تا روی رشد درآمدها، یه رابطه با ثبات­تر رو در طول زمان ایجاد می کنه. فاضلی نژاد(۱۳۸۵) به بررسی رابطه بین موقعیت شرکت در ماتریس رشد و سهم بازار با اندازه بازدهی سهام واسه شرکتهای قبول شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختن. هدف اصلی از انجام این تحقیق معرفی ابزاری واسه اراده کردن سرمایه گذاری در سهام شرکتهای تولیدی قبول شده در بورس اوراق بهادار تهران معرفی شد. یافته های آزمون فرضیات این تحقیق نشون داد که:

بورس اوراق

۱) بین بازدهی سهام شرکتهای تولیدی قبول شده در بورس اوراق بهادار تهران و اندازه رشد بازار صنعت رابطه مثبتی هست.

۲) بین بازدهی سهام شرکتهای تولیدی قبول شده در بورس اوراق بهادار با موقعیت رقابتی شرکت رابطه ای وجود نداره.

۳) میانگین بازدهی سهام شرکتهای واقع شده در بخش نگهداری در ماتریس رشد و سهم بازار بیشتر از میانگین بازدهی شرکتهای واقع شده در بقیه بخشهای ماتریسه.

۴) میانگین بازدهی سهام شرکتهای واقع شده در بخش عقب نشینی در ماتریس رشد و سهم بازار کمتر از میانگین بازدهی شرکتهای واقع شده در بقیه بخشهای ماتریسه.

آنتونی و همکاران[۲۳](۱۹۹۲) ارزش بازار رو که واسه کسب بهره بازار در چرخه های زندگی یه شرکته رو مورد بررسی قرار دادن و به این نتیجه رسیدن که عکس العمل سرمایه گذاران  در برابر افزایش سهم بازار، واسه شرکتهای در حال رشد و جوون، بیشتر از شرکتهای بی حرکت و بالغ تره. اونا به این نتیجه رسیدن که بهره رو به افزایش بازار، بیشتر در مراحل اولیه چرخه زندگی محصول به وسیله بازار آزمایش می شه، یعنی وقتی که فرصتهای موجود واسه رشد بیشتره.

امیر و همکاران(۱۹۹۶)مقیاسهای دیگری واسه رشد سهم بازار پیدا کردن که چشمگیرتر از سنجشهای حسابداری سنتی مربوط به کارکرد در صنعتایی با رشد بالای مشخصه. اونا این موضوع رو مورد بحث قرار دادن، که اطلاعات مالی، می تونه تکمیل کننده اطلاعاتی باشه که مربوط به سرمایه گذاران در صنعت هاییه که خیلی سریعً رشد کرده ان. اونا به این نتیجه رسیدن وقتی که متغیرهای غیرحسابداری که اندازه و رشد در سهام بازار رو نشون می دهد، به مدل ارزشیابی شون اضافه می شه، نه فقط این مقیاسها به طور زیادی با ارزش شرکتها در نمونه شون همراه می شن، بلکه جا دادن اونا، مشکل متغیرهای حذف شده رو حل می کنه و ضرایب رو در مقیاسهای حسابداری سنتی درآمدها و ارزش دفتری قابل توجه می کنه.

تسه[۲۴] (۱۹۸۹) این فرضیه رو بررسی کرد که اگه فرصتهای رشد آینده در شرکت متفاوت باشن، اون وقت درآمدهای بدست اومده از صنایع جور واجور، مفاهیم مختلفی واسه جریانات نقدی که در آینده به دست سرمایه گذاران می رسد، داره. تسه دریافت که سرمایه گذاران، بیشتر به درآمدهای واسه شرکتهایی که در صنعتایی با رشد بالا فعالیت می کنن، عکس العمل نشون میدن  تا شرکتهایی که در صنعتایی با درصد رشد پایین هستن و فکر می کنند دلیل اون اینه که افزایش در درآمدها، در صنعتی با رشد بالا نسبت به افزایش درآمدهای مشابه در صنعتی با رشد پایین، افزایش بیشتر جریانات نقدی آینده رو به همراه داره.

جونز و همکاران[۲۵](۲۰۰۰) به این نتیجه رسیدن فرصتهای رشد متفاوتی که واسه صنعتای جور واجور هست، رابطه بین درآمدها و ارزش رو تحت اثر قرار می دهد. اونا به این نتیجه رسیدن که هم فرصتهای رشد آینده و هم دووم درآمدها، رابطه ارزش درآمدها رو تحت اثر قرار می دهد و اینکه، رابطه دوطرفه بین درآمدها و فرصتهای رشد آینده و حتی یه عکس العمل قیمت قویتر به درآمدها رو به وجود می آورد.

یافته های آنتونی و همکاران(۱۹۹۲) نشون داده ان که سهم بازار، رابطه ای مثبت با اندازه گیری ارزش و کارکرد در صنعتایی که انتظار می رود فرصتهای رشد آینده بیشتری داشته باشن، داره. دلایل تسه نشون  جونز و همکاران(۲۰۰۰)، جوس و همکاران(۱۹۹۸) نشون میدن که چندگانگی درآمدها، وقتی که صنعتا، فرصتهای رشد آینده بیشتری داشته باشن، بیشتره.

[۱].Donaldson

[۲].Hech

[۳].American Institute of  certified  public  Accountants (AICPA)

[۴].Bernsten

[۵]. Vel Berda

[۶].Korenhof

[۷].Gamba&Treantess

[۸]. Financial Accounting  standard Board (FASB)

[۹]. Bayen

[۱۰]. Graham&Harvi

 

[۱۱].Beyoon

[۱۲].Denis&makion

[۱۳].Diangleow and Diangleow&Daniel et al

[۱۴]. Meraz

[۱۵].Cherenco&Senga

[۱۶]. Kotner

[۱۷].Estekni

[۱۸].Meraz&Majolof

[۱۹].Akrolof

[۲۰].Lamont

[۲۱].Lamon&Zender

[۲۲].Freank et al

[۲۳]. Anthony et al

[۲۴].Tse

[۲۵].Jones et al

فروش روانشناسی : داراییهای نقدی

۲-۲-۲-۱ نظریه های مربوط به اندازه نگهداری وجه نقد

۱- نظریه مساوی نبودن اطلاعاتی 

براساس نظریه نامبرده، یکى از طرف هاى معامله، نسبت به بقیه، از مزیت اطلاعاتى برخورداره. در اقتصاد به اینجور وضعیتى، نامتقارن بودن اطلاعات گفته مى شه. با در نظر گرفتن نظریه نامبرده، مى توان آثار ناشى از فرق بین اطلاعات عمومى و پنهونی رو در بازارهاى مالى دید. در کل، مى توان گفت مساوی نبودن اطلاعات، اثر مهمى در اندازه هزینه تأمین مالى خارجى داره(اسکات[۲]، ۱۳۸۶).

اقتصاد

۲-نظریه نمایندگی

از آنجایى که میان مدیر و مالک، اختلاف منافع هست، در نظریه نامبرده، ساختار قرارداده ها به خاطر هماهنگ کردن منافع مدیران و صاحبان مورد بررسى قرار مى گیرد(اسکات، ۱۳۸۶) مشکلات نمایندگى، یکى از مهمترین عوامل تعیین کننده نگهدارى وجه نقد در شرکتا هستش.

مشکلات

یافته های پژوهشا نشون داده ان در کشورهایى که از حقوق سهام داران به خوبى مواظبت نمى شه، شرکتها نسبت به کشورهایى که سهامداران از پشتیبانی خوبى بهره مند هستن، وجه نقد بیشترى نگهدارى می کنن.

(جنسن و مکلینگ[۳]،۱۹۷۶).

(دیتمار، مهرت- اسمیت و سرویس[۴]۰۰۳ ۲) دو نوع اختلاف منافع رو شناسایى کردن:

الف) اختلاف منافع بین مدیران و صاحبان سهام و ب) اختلاف منافع بین صاحبان سهام و دارندگان اوراق بدهى. اینجور تضادهایى موجب شناسایى هزینه هاى نمایندگى مى شه که مى تونن در توجیه کارکرد مدیریت در نگهدارى وجه نقد مورد استفاده قرار گیرند. درباره اندازه شرکت مى توان گفت که هر چی شرکت بزرگتر باشه، مدیریت اختیار بیشترى داره، به خاطر همین، احتمال نگهدارى وجه نقد مازاد، افزایش مى یابد. علاوه بر این، در شرکتهاى با بدهى کم هم انتظار مى رود وجه نقد بیشترى نگهدارى شه، چون بدهى کم، دلیل مى شه که شرکتها تحت نظارت بازارهاى سرمایه قرار گیرند و اختیار مدیریت بیشتر شه(اپلر، پینکویتز[۵]،۱۹۹۹). زمانى که منافع سهامداران با منافع اعتباردهندگان(دارندگان اوراق بدهی)و هم منافع طبقات جور واجور اعتباردهندگان، فرق داشته باشه، هزینه هاى نمایندگى بدهى ایجاد مى شه(جنسن و مکلینگ، ۱۹۷۶) در شرکتهایى که فرصت هاى سرمایه گذارى مهم هست و هزینه تأمین منابع مالى خارجى اونا زیاده، انتظار مى رود که داراییهاى نقدى بیشترى نگهدارى شن. چون هزینه کمبود وجه نقد، بیشتره و در صورت کمبود وجه نقد، شرکت مجبوره طرح هاى با ارزش بیشترى رو رها کنه (اپلروهمکاران، ۱۹۹۹).

براساس نظریه نامبرده، شرکتها اندازه مطلوب وجه نقد خود رو با ایجاد تعادل میان منافع و نگهدارى وجه نقد، هزینه هاى نگهدارى وجه نقد، تعیین مى کنن(جانى، هوسلى و بندر[۶]،۲۰۰۴). اینطوری احتمال پیدایش بحران مالى رو کاهش مى بدن و ذخیره اى مطمئن در زمان مواجه با زیانهاى غیرمنتظره حساب   مى شه. نگهدارى وجه نقد موجب مى شه که در زمان رویارویى شرکت با محدودیت هاى مالى، پیگیرى سیاستهای سرمایه گذارى مطلوب، ممکن شه و هزینه هاى جمع آورى منابع مالى یا نقد کردن دارایى هاى موجود هم کم بشه(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹).

۲-۲-۲-۲ عوامل تعیین کننده وجه نقد براساس نظریه موازنه

براساس نظریه موازنه، عوامل تعیین کننده وجه نقد شرکتها، در زیر بیان مى شن.

فرصتهاى سرمایه گذارى: هزینه کمبود وجه نقد در شرکت هاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، به دلیل هزینه هاى فرصت ناشى از رها کردن طرح هاى سرمایه گذارى با ارزش، بیشتره.

پس، انتظار مى رود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و مونده وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشه. هم اینکه، در این نظریه پیش بینى مى شه که شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، هزینه هاى بحران مالى بیشترى دارن، چون در بین ورشکستگى، خالص ارزش فعلى مثبت طرح هاى نامبرده از بین مى رود. شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، به خاطر دوری از بحران مالى، مقدار بیشترى وجه نقد نگهدارى می کنن.

اندازه نقدشوندگى داراییهاى جارى: زمانى که شرکتها با کمبود وجه نقد مواجه مى شن، اندازه توانایی تبدیل دارایى هاى جاری به نقد، مى تونه جانشین وجه نقد حساب شه. پس، انتظار مى رود که شرکتهاى با قدرت نقدینگی بیشتر، وجه نقد کمترى نگهدارى کنن.

اهرم مالى: اهرم مالى، احتمال ورشکستگى رو افزایش مى دهد و انتظار مى رود که شرکتهاى اهرمی براى کاهش خطر مالى، وجه نقد بیشترى رو نگهدارى کنن. نسبت اهرم مالى، عاملى براى تعیین توانایى شرکت به خاطر انتشار اوراق بدهى جدید حساب مى شه. از این رو، اگه قدرت برگردوندن هزینه های تأمین مالی در شرکتی زیاد شه، انعطاف پذیری مالی بیشترى هم داره و ممکنه وجه نقد کمتری نگهداری کنه. به خاطر همین، رابطه بین اهرم مالی و اندازه وجه نقد رو، با دقت نمی توان تبیین کرد(فریرا و ویللا،۲۰۰۴).

اندازهبراساس نظریه موازنه، رابطه مورد انتظار بین اندازه شرکت و نگهدارى وجه نقد، منفىه. از آنجایى که شرکتهاى بزرگ، انعطاف پذیرى بیشترى دارن، مى توان جریانهاى نقد پایدارترى رو براى اونا توقع داشت. در نتیجه کمتر با خطر ورشکستگى مواجه مى شن و نسبت به شرکتهاى کوچیک، دسترسى آسون ترى به منابع تأمین مالى دارن(تیتمن و وسلز[۷]،۱۹۸۸). شرکتهاى بزرگى که اعتبار بانکى دارن، به اندازه بیشترى مى تونن استقراض کنن و می تونن که در صورت ضرورت، وجوه رو راحت تر به دست بیارن. علاوه بر این، شرکتهاى بزرگ، همیشه مى تونن بخشى از دارایى هاى غیرضرورى خود رو براى کسب وجه نقد، بفروشن(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). هم اینکه از اندازه به عنوان شاخصى براى مساوی نبودن اطلاعاتى، میان افراد  زمانى که مساوی نبودن اطلاعات سازمانى شرکت کمه، استفاده مى شه.

جریان نقدی: از آنجایى که جریان نقدى، یه منبع نقدینگى در دسترس رو جفت و جور مى کنه، مى تونه جانشین مناسبى براى وجه نقد در نظر گرفته شه. پس، انتظار مى رود که براساس این نظریه، بین جریان نقد و مونده وجه نقد، رابطه منفى وجود داشته باشه(کیم، مارو شرمان[۸]،۱۹۹۸).

نبود اطمینان جریان نقدى: شرکتهاى داراى نوسان هاى بیشتر جریانهاى نقدى، شایدً بیشتر با کمبود وجه نقد مواجه مى شن، چون جریان نقدى ممکنه به طور غیر منتظره کم بشه. پس، انتظار مى رود که بین خاطر جمع نبودن جریان نقد و مونده وجه نقد رابطه منفى وجود داشته باشه(جانى و همکاران، ۲۰۰۴).

سررسید بدهى: اثر سررسید بدهى بر مونده وجه نقد، مشخص نیس. شرکتهایى که بر بدهى کوتاه مدت تکیه مى کنن، قرارداد اعتبارى خود رو باید در هر دوره تمدید کنن و اگه محدودیتی در تمدید قرارداد اعتبارى ایجاد شه، با خطر بحران مالى مواجه مى شن. پس، با کنترل بقیه عوامل مى توان توقع داشت که سررسید به طور منفى، با مونده وجه نقد رابطه داشته باشه. اما بارسلى و اسمیت[۹](۱۹۹۵) نشون دادن که شرکت هاى با درجه اعتبار فراوون، به دلیل سهولت ایجاد بدهى، معمولاً از بدهى کوتاه مدت استفاده مى کنن و مونده وجه نقد کمترى نگهدارى مى کنن که این رابطه رو مثبت مى کنه.

پرداخت سود سهام: شرکتى که الان سود سهام مى پردازه، مى تونه منابع رو با کمترین هزینه از راه کاهش پرداخت سود سهام تأمین کنه. پس، انتظار مى رود که شرکتهایى که سود سهام مى پردازند، در مقایسه با شرکتهایى که سود سهام نمى پردازند، وجه نقد کمتری نگهدارى کنن(فریرا وویللا،۲۰۰۴).

۳- نظریه سلسله مراتب تأمین مالى

براساس نظریه نامبرده، شرکتها تأمین مالى رو از منابع داخل شرکت به تأمین مالى خارجى بهتر می دونن. (درابتز، گرانینگر و هیرچوگل[۱۰]،۲۰۱۰). پس، در بحث تأمین مالى، شرکتها منابع سرمایه گذارى رو اول از منبع سود انباشته تأمین مى کنن، بعد با بدهى هاى کم خطر و بعد با بدهى هاى پرمخاطره و آخرسر با منتشر کردن سهام به تأمین منابع مالى مى پردازند. در نتیجه، از آنجایى که مدیریت، منابع داخلى تأمین مالى رو بر منابع خارجى ترجیح مى دهد، به جمع شدن وجه نقد تمایل داره تا بتونه در مرحله اول، تأمین مالى رو از داخل شرکت انجام بده و به خارج از شرکت مراجعه نکنه(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).

۲-۲-۲-۳ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه سلسله مراتبى

 

فرصتهاى سرمایه گذارى: فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، براى جمع شدن بیشتر وجه نقد، درخواست ایجاد        مى کنن، چون کمبود وجه نقد، موجب می شه که شرکت، فرصتهاى سرمایه گذارى سود رسون خود رو از دست بده، مگه اینکه به تأمین مالى گرون خارجى برسه. پس، انتظار مى رود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و نگهدارى وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشه.

اهرم مالى: درباره موضوع سلسله مراتب تأمین مالى، زمانى که سرمایه گذارى از سود انباشته تجاوز مى کنه، معمولاً بدهى افزایش مى یابد و زمانى که سرمایه گذارى کمتر از سود انباشته س، بدهى کاهش مى یابد و پس، مونده وجه نقد از الگوى برعکس این روند پیروى مى کنه، یعنى زمانى که سرمایه گذارى از سود انباشته بیشتر مى شه، مونده وجه نقد کاهش مى یابد و زمانى که سرمایه گذاریهاى کمتر از سود انباشته س، مونده وجه نقد افزایش مى یابد. رابطه پیش بینى شده بین این عامل و مونده وجه نقد، براساس نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، معکوسه.

جریان نقدى: با کنترل بقیه متغیرها انتظار مى رود که شرکتهاى با جریان نقدى بیشتر، وجه نقد بیشترى داشته باشن.

اندازهکنترل عامل سرمایه گذارى، شرکتى که بزرگتره، به طور پیش فرض موفق تر بوده و از این رو، وجه نقد بیشترى باید داشته باشه.

فقطً باور به یه نظریه درباره نگهدارى وجه نقد تو یه کشور، نمی تونه کافى باشه، هر چند نظریه هاى موازنه و سلسله مراتبى در ادبیات مالى، نظریه هایى هستن که با همدیگه اختلاف دارن، اما تفاوت بین اونا به طور کاملً روشن نیس. به خاطر کشف رفتار واقعى شرکتها در مورد وجه نقدشان، باید در کوتاه مدت و بلندمدت، بین عوامل تفاوت قایل شد. از آنجایى که شرکتها در بلندمدت به دنبال مونده وجه نقد هستن، در کوتاه مدت از اون، به عنوان ذخیره استفاده مى کنن. از این رو، مونده وجه نقد، در کوتاه مدت به جریانهاى نقدى ورودى و خروجى وابسته که با رفتار سلسله مراتبى مطابقت داره. با این اوصاف، تفاوت بین مدل سلسله مراتبى و مدل موازنه، به صورتى که انتظار مى رود، ممکن نیس و زمانى که اثر هزینه تأمین مالى خارجى در مدل سلسله مراتبى، بیشتر در نظر گرفته شه، این تفاوت کمتر می شه(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). زمانى که مساوی نبودن اطلاعات زیاده، انتظار مى رود که وجه نقد براى شرکتهایى مهم تر باشه که ارزش بازار بیشترى دارن. وقتى که مساوی نبودن اطلاعات زیاده، نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، قادر به توضیح تصمیمهاى تأمین مالى شرکتها نیس(درابتز و همکاران[۱۱]،۲۰۱۰).

۴- نظریه جریان وجه نقد آزاد

براساس نظریه نامبرده که جنسن و مکلینگ(۱۹۷۶) مطرح کردن، وجوه نقد داخلى، بیشتر به مدیران اجازه مى دهد تا از کنترل بازار دوری کنن. در این وضعیت، اونا به موافقت سهام داران نیاز ندارن و در تصمیم گیرى درباره سرمایه گذارىها، طبق اختیار خود آزاد هستن. مدیران مایل به پرداخت وجه نقد براى مثال، سود سهام نیستن، اونا براى سرمایه گذارى انگیزه دارن، حتى زمانى که هیچ سرمایه گذارى با خالص ارزش فعلى مثبت، موجود نباشه(جنسن، ۱۹۸۶) براساس نظریه نامبرده، مدیران، انگیزه دارن که وجه نقد رو جمع شدن کنن تا منابع تحتِ کنترل خود رو زیاد کنن و بتونن در مورد تصمیم هاى سرمایه گذارى شرکت، از قدرت قضاوت و تشخیص بهره مند شن. به خاطر همین با وجه نقد شرکت فعالیت مى کنن تا از این روش مجبور به ارائه اطلاعات کامل به بازار سرمایه نشن)فریرا و ویللا،۲۰۰۴).

 

۲-۲-۲-۴ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه نظریه جریان نقدى آزاد

اهرم مالىمدیران با ایجاد بدهى، مجبور به پرداخت جریانهاى نقدى آتى مى شن و این کار جریان نقد در دسترس رو که مى تونه به اختیار مدیریت هزینه شه، و هم هزینه نمایندگى جریانهاى نقد آزاد رو کاهش  مى دهد و اثر کنترلى داره. در نتیجه، شرکتهاى با اهرم مالى ضعیف، کمتر مشمول نظارت و کنترل هستن. این وضعیت اختیار بیشترى به مدیریت مى دهد، پس انتظار مى رود که اهرم مالى، با مونده وجه نقد رابطه برعکس داشته باشه(جنسن،۱۹۸۶).

فرصتهاى سرمایه گذارى: از مدیران شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى کم انتظار مى رود که وجه نقد بیشترى نگهدارى کنن تا از در دسترس بودن وجه نقد براى سرمایه گذارى در طرحا اطمینان پیدا کنن، حتى اگه خالص ارزش فعلى این سرمایه گذارى، منفى باشه که موجب کاهش ارزش شرکت و ثروت سهام داران می شه و در آخر، نسبت ارزش بازار به دفترى کمى رو داریم.

پس با بهره گرفتن از نسبت ارزش بازار به دفترى، به عنوان عاملى براى فرصتهاى سرمایه گذارى انتظار   مى رود که رابطه بین فرصتهاى سرمایه گذارى و مونده وجه نقد منفى باشه(گارسیا، مارتینز[۱۳]،۲۰۰۹).

اندازه: مدیران معمولاً به رشد شرکت بالاتر از اندازه مطلوب اون تمایل دارن، چون رشد شرکت، قدرت مدیریت رو با افزایش منابع تحتِ کنترل اون افزایش مى دهد(جنسن، ۱۹۸۶).  هم اینکه شرکتهاى بزرگتر به پراکندگى بیشتر مالکیت سهام داران تمایل دارن که این کار به مدیریت، اختیار بیشترى اعطا مى کنه. علاوه بر این، شرکت هاى بزرگ به دلیل مقدار منابع مالى لازم، شایدً کمتر با تملک هاى ناخواسته مواجه مى شن. پس، انتظار مى رود که مدیران شرکتهاى بزرگ در مورد سرمایه گذارى و سیاستهاى مالى، قدرت و اختیار بیشترى داشته باشن که اینکار، موجب ایجاد مقدار بیشترى مونده وجه نقد مى شه(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).

۲-۲-۲-۵ انگیزه نگهداری موجودی های نقدی، سطح بهینه نقدینگی، نقدینگی هدف

کینس سه انگیزه نیاز به انجام معاملات، انجام اقدامات احتیاطی و مقابله با شرایط دارای خطر رو دلیل نگهداری وجه نقد می دونست(کینس،۱۹۳۶).

تحقیقات انجام شده در مورد نگهداری موجودیهای نقدی به وسیله شرکتها، انگیزه انجام معاملات(وجود هزینه های معاملاتی) و انگیزه احتیاطی رو بیشتر مورد تاکید قرار داده ان. انگیزه انجام معاملات بیشتر به دلیل هزینه بر بودن به کار گیری بقیه دارایی ها(بجز وجه نقد) در انجام معاملات تجاریه. بر این پایه،  شرکتهایی که با کمبود منابع داخلی روبه رو هستن، می تونن با فروش دارایی ها، با ایجاد بدهیهای جدید یا انتشار سهام جدید، و یا با نبود پرداخت سود سهام نقدی منابع خود رو زیاد کنن. پس، انتظار می رود شرکتهایی که با هزینه معاملات بیشتری روبه رو هستن، مبالغ بیشتری از دارایی های نقدی رو نگهداری کنن. از طرف دیگه، انگیزه احتیاطی، بیشتر در مورد مقابله با خطر کمبود نقدینگی، به کار گیری فرصتهای تجاری و دوری از ورشکستگیه. بر این پایه، شرکتها موجودیهای نقدی رو واسه روبرو شدن با وقایع پیش بینی نشده نگهداری می کنن و اگر هزینه بقیه منابع تامین مالی بسیار زیاد باشه، واسه تامین مالی سرمایه گذاریهای خود از موجودیهای نقدی نگهداری شده استفاده می کنن(اوزکان،۲۰۰۴).

شرکتی که کمبود موجودیهای نقدی داشته باشه، سرمایه خود رو از راه بازار سرمایه افزایش می دهد، دارایی های موجود خود رو نقد می کنه، تقسیم سودها و سرمایه گذاریای خود رو کاهش می دهد، در مورد قرارداده های مالی خود گفتگو دوباره می کنه و یا ترکیبی از موارد فوق رو انجام می دهد. افزایش سرمایه هزینه بره؛ صرفنظر از اینکه شرکت اون رو از راه فروش دارایی ها یا با بهره گرفتن از بازارهای سرمایه انجام بده و این هزینه از دو جزو هزینه ثابت و متغیر تشکیل شده که قسمت متغیر متناسب با مبلغ افزایش سرمایه س. هزینه ثابت دسترسی به بازارهای سرمایه خارجی، باعث می شه شرکت با احتمال خیلی کم سرمایه خود رو زیاد کنه و معمولا از موجودیهای نقدی و دارایی های نقدی نگهداری شده استفاده می کنه.

البته، نگهداری موجودیهای نقدی هم دارای هزینه فرصته. از طرف دیگه، کمبود موجودیهای نقدی هم باعث وارد شدن ضررهای کلی به شرکت می شه. در نتیجه، واسه مبلغ معینی از خالص دارایی ها، مبلغ بهینه ای از موجودیهای نقدی وجود داره. به عبارت، دیگه حد بهینه و مطلوبی واسه موجودیای نقدی هست؛ به گونه ای که نه زیادتر از اندازه نیاز باشه و شرکت از بی حرکت موندن سرمایه متضرر شه و نه کمتر از دست کم لازم باشه که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه شه(طالبی،۱۳۷۷).

[۱].Ferera &Velala

[۲]. Escatt

[۳]. Jenson&Macleng

[۴]. Detmar&Neherat&Essmit &sarvis

[۵]. Opler&Penkoetaz

[۶]. Jony&Hoseli&Bender

[۷].Tetman&Vesselez

[۸].Kim&Mar&Sherman

[۹]. Barseli&Essmit

[۱۰]. Drabetz&Granger&Herchogel

[۱۱]. Drabetz et al

[۱۲]. Free cash flow theory

[۱۳].Garcia&Martenz

مبنای نظری وابستگی به مواد مخدر-درمان دارویی

در این روش مریض معتاد می تونه با یه برنامه ریزی منظم و دقیق و با اراده ی قوی و محکم، روزانه از ماده مخدری که استفاده می کنه کم کنه تا اون رو در مدت ۲ تا ۳ هفته به صفر برسونه. در این روش مریض نیاز داره که زیر نظر روان دکتر معالج از داروهای تجویز شده استفاده کنه. داروهای تجویز شده بیشتر داروهاییه که در رشته روان پزشکی به کار برده می شه و موجب می شه که علایم وابستگی روانی و جسمی مریض معتاد به اون اندازه کم بشه که فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشه. از خصوصیات این روش اینه که فرد می تونه به فعالیت های روزمره خود بپردازه (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۶؛ ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۶).

معتاد

۲-روش به کار گیری داروهای ترک اعتیار به طور سرپایی

در این روش فرد معتاد به وسیله دکتر، درمان خود رو شروع می کنه و داروهایی واسه ایشون تجویز می شه که شامل داروهای اعصاب و داروهاییه که ماده مخدر نیستن، اما اثراتی مثل ماده مخدر  دارن. در این روش به بیمارتوصیه می شه که اصلا از ماده مخدر استفاده نکنه. اثرات درمانی داروهای تجویز شده و این که به چه اندازه باید تجویز شه بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی و مقدار اون داره. در این روش بیشتر پیشنهاد می شه که مریض معتاد به مدت چند روز تا یه هفته در منزل استراحت کرده و بعد به کارای روزمره خود بپردازه.هم اینکه در این روش از داروهایی استفاده می شه که باعث رفع بعضی از علائم ترک می شن(مانند کلونیدین، بوپرنورفین، …) به همراه این داروها از داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد درد غیر مخدر، داروهای ضد تهوع، داروهای خواب آور هم استفاده می شه. با در نظر گرفتن اینکه مصرف هر کدوم از داروهای گفته شده فواید و مشکلات خاص خود رو داره، نظارت حرفه ای و تخصصی در طول انجام سم زدایی لازمه(کاپلان و سادوک، ۲۰۰۶؛ ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۶).

افسردگی

۳-روش به کار گیری داروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان

اعتیاد

این روش مانند روش دومه. فرقش اینه که فرد معتاد در بیمارستان بستری می شه و کلیه امور درمانی با نظارت دکتر معالج انجام می شه. از امتیازات این روش اینه که مریض معتاد از نزدیک مورد مراقبت های لازم پزشکی و پرستاری قرار داره و چون در بیمارستان بستریه دسترسی اون به مواد مخدر خیلی کم و یا غیر ممکنه و اگه بعضی وقتا مریض نیاز به داروهای خاص خوراکی و یا تزریقی داشته باشه، این داروها خیلی راحت در بیمارستان به ایشون داده شده و یا تزریق می شه و بنابر این هرگونه علایم به وجود اومده توسط ترک، خواه روانی و یا جسمی، سریع تر درمان می شه (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۶؛ ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۶).

۲-۶-۲-۲درمانای غیر دارویی

اصلی ترین مشکل مصرف کنندگان مواد محرک وابستگی روانیه نه جسمی. به همین دلیلی شکل های جور واجور مداخلات روانی، اجتماعی به درمان های عادی اضافه شده و یا به طور جداگونه مورد استفاده قرار می گیرند که به اونا اشاره می شه. باید گفت درمان با متادون باعث کاهش مصرف مواد و بهبود سلامت روانی معتادان می شه. (عارف نسب، ۱۳۸۴) و هر چند که کارکنان آموزش دیده و پشتیبانی کننده می تونن موفقیت درمان نگهدارنده رو تا ۸۰ درصد بالا ببرن. اما با قطع مصرف متادون احتمال دوری دراز مدت بسیار کمه (سلیگمن، ۲۰۰۰؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۷) و ضرورت درمانای غیر دارویی آشکاره.
سلامت روانی  

۱-درمانهای رفتاری  شناختی

در این درمانها که بر مبنای یادگیری شکل گرفته، بر توانایی آدم بر آموختن رفتارای موافق و مخالف و چگونگی تغییر اون تأکید می شه. این درمانها خط اول درمان اعتیاد به حساب می روند و بر اساس سبکایی واسه پیشگیری از برگشت، حل مسأله، آموزشهای لازم و مهارتهای اولیه بهبودی براساس الگوی درمان شناختی – رفتاری می باشن. هم اینکه می توان از راه رفتار درمان عقلانی عاطفی نام برد که به بیماران کمک می کنه باورهای خود رو سبک سنگین کنن. روشی مؤثر هم به وسیله مک مالین با عنوان بازسازی شناختی ارائه شده که بیشتر از راه رفتار درمانی عقلانی – عاطفی ریشه گرفته.

در واقع این مداخلات به معتادان کمک می کنندتا مهارتهای مقابله ای موثر در مقابل مشکلات فردی (تفکر وهیجان )واجتماعی (ارتباطات فردی ،استرس و اختلاف بین افراد)رو بیاموزد ومی تونن وسیله موثری واسه مقابله با خیلی از عوامل شدید شدن کننده وعود باشه.بعبارت دیگه این نوع درمان در شناسایی،دوری ومقابله به بیماران کمک می کنه،هم اینکه ، بیماران باید در شناسایی موقعیتای که احتمال مصرف مواد رو زیاد می کنن ،دقت کنن وبه موقع از این موقعیتای پرخطر دوری ورزند ومقابله موثر با مسایل ورفتارای مشکل آفرین مربوط به سوءمصرف موادرا آموزش ببینن (بوکستین[۱] ،۱۹۹۵).

 ۲-مصاحبه انگیزشیراه و روش روان درمانی در امریکا از سبک مقابله ای به سبک مراجع محور تغییر وجود داده و در درمان اعتیاد تکنیکای مصاحبه انگیزشی اهمیت بالایی پیدا کرده ان. مواردی مثل گوش دادن فعال، اصول مصاحبه همدلانه، ایجاد ناهماهنگی و مغایرات، لغزیدن بر مقاومتهای مریض، بازخورد دادن، پشتیبانی از خودکارآمدی از اصول مصاحبه انگیزشی به حساب می روند (ابراهیمی، ۱۳۸۱).

۳-رفتار درمانی : یکی از مداخلات موجود در درمان اعتیاد مدیریت مشروطه که مبنای اون رفتار درمانی و فرایندهای شرطی سازی عامله. تاثیر این دخالت در تحقیقات زیاد و در شرایط جور واجور نشون داده شده.در این روش به ازای انجام تکالیف درمانی و پیشرفت در رفتارای مثبت تقویت دریافت کرده ودر صورت نبود اجرای قرارداده ها(مثلاً آزمایش مثبت ادرار) با بعضی محدودیتها منطقی می شه(مثلاً باید داروی خود رو در محل مرکز درمانی استفاده کنه) علی رغم تاثیر قابل توجه به دلیلی محدودیتهای موجود در اجرا، ً خیلی کم مورد استفاده مراکز خصوصی درمان اعتیاد قرار میگیره.

۴-خانوداه درمانی یا زوج درمانیدور و بر هر فرد معتاد، خونواده ای در رنجه. در درمان یا ادامه اعتیاد خونواده نقش زیادی داره.خونواده سیستمی اس هر کدوم از اعضای خونواده اون بریکدیگر وبردیگران تاثیر می گذاردواز بقیه هم تاثیر قبول می کنه .در واقع ،هر خونواده براساس برآیند این نیروها دوطرفه ،به تعادل می رسه وگاهی این نیروها یا پویاییا جهت نادرستی دارن ،مثلا تموم نیروا در همین زمینه  قرار می گیرن که یه نفر در خونواده معتاده واو رو مزاحم خوشبختی خونواده معرفی می کنن.واقعا ،خونواده به یه نتیجه گیری غلط می رسه .مثلا شخص معتاد منحرف باقی می مونه وافراد غیر معتاد خونواده تایید می شن(چیریلو وهمکاران ،۱۹۹۷؛ترجمه پیر مردای ،۱۳۷۸)

۵-روان درمانی روانپویشی: در این روش به انگیزه های فردی، ارتباطی و اجتماعی که درزمان دوران رشد بر فرد حادث شده و زمینه ساز پیدایش اعتیاد شده، اشاره می شه.در این روش ،دکتر به تحلیل شخصیت فرد معتاد وبیرون کشیدن عوامل ناخود آگاه که موجب گرایش ووابستگی به مواد وآگاه کردن مریض از دلیل اعتیادش طبق روشها واصول این راه و روش می شه ،به درمان می پردازه در روان درمانی پویشی ، اول سوءمصرف مواد به عنوان پسرفت به مرحله رشد جنسی دهانی تعبیر می شد؛ اما امروزه پزشکان این بخش،این رفتار رو بیشتر یه عمل انطباقی ودفاعی می دونن تا یه جور پسرفت (بزمی ،۱۳۹۱)درحقیقت ،حالات پسرفت ممکناست با مصرف موادعملا برعکس شه؛چون مواد دفاعای ضعف رو برعلیه عواطفی مثل شرم وخشم تقویت می کنن .

۶جامعه درمان مدار(TC): برنامه های اقامتی طولانی یه مدت هستن که ۹ – ۱۲ ماه طول می کشد و بر مبنای خودیاری ان. برنامه های درمانی می تونن همراه با داروهای اگونیست باشن. همین طور برنامه ی بهبودی مراکز اقامتی کوتاه مدت که در بعضی کمپ ها مورد اجرا قرار می گیرد (ابراهیمی، ۱۳۸۱)هدف درمان درTCهمه جانبه س ،هدف اولیه روانشناختی ،یعنی تغییر الگوهای منفی در ،رفتار ،افکار واحساساتی که در مورد مصرف مواد یا دارو هست.از دیدگاهTC، بهبودی یه روند تکاملیه ونیاز به انگیزه زیادفرد ساکن ، خودیاری و کمک خواهی از بقیه و یادگیری اجتماعی داره. اجتماع درمان مدار ،بر اساس ۱۲اصله که رعایت اونا به وسیله مراجعه کنندگان الزامیه (داپونت[۸]،۱۹۹۴)

۷-گروه درمانی

گروه درمانیامکان صحبت در مورد مشکلات و بررسی و بحث و رد و بدل کردن نظر در مورد مسائل مربوط به پروسه درمان رو جفت و جور می کنه. بعضی فکر می کنند گروه درمانی بهترین روش واسه درمان معتادانه.روان درمانی گروهی یه نوع درمان به طور کاملً قبول شده روانشناختیه که از تعاملات سازنده بین اعضاء و مداخلات یه رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد گرفتار به نارضایتی استفاده می کنه. طی دهه های گذشته تعداد قابل توجه ای از بیمارن روانی به وسیله گروه درمانی درمان شده ان. گروه درمانی واسه بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگه از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشه. هم اینکه بعضی اصول روان درمانی گروهی با موفقیت زیادی در مورد های اقتصادی آموزشی و به صورت گروه های رویارویی کاربرد داشته (ابراهیمی، ۱۳۸۱).

از گروه درمانی واسه درمان اعتیاد استفاده های زیادی می شه. معتادان در گروه ها به بازسازی روابط بین فردی، دریافت پشتیبانی، داشتن یه شبکه ی اجتماعی جدید، گرفتن بازخوردهای سالم و مناسب و آموزشهای کم هزینه ای دست پیدا می کنن. خیلی از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما خیلی راحت اتفاق می افتد. تصمیمات درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان گروهیه فقط به گروه درمانی اختصاص نداره بلکه در هر گروه عادی کم و بیش هست. به طور عادی ما در زندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی رابطه داریم که این روابط واسه سلامتی ما لازمه، البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارن و حتی بعضی از روابط هم ناسالم و مریضی زا هستن. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و اصلاح رفتار بیمارگونه نیس. رفتاری که باعث شده بقیه از فرد فاصله بگیرن و اون تنها منزوی شه، شاید یکی از دلیلای رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهایی و بی همدلی افراد باشه. پس روان درمانی گروهی وقتی ضرورت پیدا می کنه که نیاز اجتماعی فرد در رابطه با بقیه برآورده نشده و یا محیط به گونه ایه که هر چند روابط انسانی به حد کافی هست، ولی روابط موجود غلط و ناسالمه(کریمی، ۱۳۸۹).

در بررسی­های کلینیکی به عمل اومده از معتادین مشخص شده که بیشتر اونا قبل از اعتیاد دچار مریضی افسردگی بوده و در روابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستن. معتادین معمولاً با خونواده خود روابط سالمی ندارن. هم اینکه با گروه های طبیعی اجتماعی هم دچار مشکل هستن. پس پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی باید شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنبال شه تا فضای خالی روابط ناسالمی که قبلاً در گروه های طبیعی داشته برطرف شه و روابط بین فردی کم کم بهبود یابد. نگفته نمونه که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان هم دچار تغییر گردیده و نگاه فردی نسبت به خود مثبت شده و در آخرً درمان کامل دنبال می شه (ثقه الاسلام، ۱۳۸۷).

[۱]-Boxtin

 

[۲] – Confrontational

[۳] – Active Listening

[۴] – Empathetic Counseling

[۵] – Feedback

[۶] – Self – Efficacy

[۷] Therapeautic community

[۸] .Dupont

مبنای نظری وابستگی به مواد مخدر-سبک های مقابله ای

الف)  لازاروس، فولکمن [۱](۱۹۸۴) مهارت مقابله ای به تلاش های شناختی و رفتاری گفته می شه که به خاطر کسب کارآیی، کاهش یا تحمل مسائل داخلی یا خارجی به وجود اومده توسط فشار به وجود اومده ان.

ب) مهارت های مقابله ای شامل مجموعه ای از فعالیت های ذهنی یا شناختی و رفتاریه که شخص به خاطر امتحان محرک های فشار زا یا کاهش عوامل فشار زا و تغییر تحریک هیجانی حاصل از فشارها بکار می برد(بلینگ، کرونکایت ـ موس، ۱۹۸۳)

ج) (سولومون، آویتزور، میکولینسر،۱۹۹۱ به نقل از دافعی، ۱۳۸۶) فکر می کنند که مقابله دو عمل ابزاری و هیجانی داره، مقابله ابزاری، همون مشکل مداره، واسه حل مشکل و استفاده منابع و به خاطر کاهش تهدیدات خارجی عمل می کنه و مقابله ی هیجانی واسه خلاص شدن و خلاصی از تنش و تحریک به وجود اومده توسط تهدیدهای خارجی کاربرد داره.

۲-۷-۲ مهارتهای مقابله ای :

یکی دیگه از عوامل شناختی در رفتار سوءمصرف مواده بطور طبیعی ،آدم وقتی که با عوامل فشارزا زندگی مواجه می شن ،تلاش در استفاده امکانات وتوانایی خود در جهت رفع فشار دارن بعضی وقتا روش هاواستراتژیای مقابله ای بکار گرفته واسه رفع استرسا ،به شکل به کار گیری مکانیزمای دفاعی آگاهانه وسنجیدهه اما بعضی وقتا به شکل به طور کامل ناخود آگاهانه ونسنجیده استفاده میشن.وقتی که شخص از روشای مقابله ای نسجیده استفاده می کنه،یعنی نیرو وتوان روانشناختی خود رو برحل موضوع تمرکز می کنه وبصورت مسئله مدار با مشکل مزبور برخورد می کنه. این روشها موجب در هم شکستگی یا ضعف شخص نمی شه ،اما اگه از روشای نا موثر (مثل روشای عاطفی –هیجانی )استفاده کنه،این جور راهکارهای ضعیف باعث در هم شکستن فرد در مقابل عوامل استرس زا می شن فرد احساس شکست،ناامیدی ،درموندگی وناامیدی می کنه.درحقیقت، این احساس منفی و ناخوشایند ،ایجاد کننده سوءمصرف مواد هستن واین گونه افراد واسه خلاص شدن از مشکلات ومسایل زندگی ،بطور موقت از راه مصرف مواد،آرامش رو به دشت می کنن. از دیدگاه رفتاری –شناختی سوءمصرف مواد ،به عنوان شیو ه مقابله نا موثر به حساب می آیدکه درواقع ،نشونه ناتوانی شخص در حل مسئله ،باورها وانتظارات نادرست خوده. در این رابطه ،سوءمصرف مواد ، مکانسیم مقابله ای نا کار اومد ونسنجیده ایه که از ضعف مهارتهای مقابله ای وحل مسئله سر چشمه میگیره(بک،۱۹۹۸،نقل از گودرزی،۱۳۸۰)

مشکلات

در واقع وجود استرسا وفشارهای  اجتماعی ،سلامت روانی آدم رو به خطر میندازه واورا به سمت مشکلات  روانی وانجام رفتارای پر خطر مانند سوءمصرف مواد مخدر می بره . پس اگر فرد راه درست مقابله با استرس رو هنیاموخته باشه وبه عبارت دیگه مهارتهای مقابله با استرس  رو نیاموزد ،دچار مشکلات جدی تر می شه . انتخاب راه های مقابله ای مناسب در برابرفشارهای روانی می تونه از تاثیر این فشارها بر سلامت جسمی وروانی فرد کم کنه (رحیمی ،۱۳۸۹).

سلامت روانی

مقابله به عنوان یه روند روانشناختی ،به کوششهای شناختی ورفتاری افراد واسه حل وفصل شرایط استرس زا می گن . مقابله در برگیرنده تلاشا، مثل عمل محور ودرون روانی ،واسه اداره وتنظیم تقاضاهای محیطی ،داخلی وکشمکش میان اوناس ودو کارکرد مهم داره: تنظیم هیجانهای بد ودر پیش گرفتن کنشی واسه تغییروبهبود موضوعی که باعث ناراحتی شده (لازاروس وفولکمن ،۱۹۸۴) .

استرس

در واقع باتوجه به اینکه مصرف کنندگان مواد با سطوح بالاتری از اضطراب ودرماندگی رو گزارش می کنن،رفتارسوءمصرف مواد ،خود ممکنه به عنوان شکلی از مقابله ناسازکار باشه که در جهت کاهش احساسات منفی عمل می کنه (ویلز وشیفمن[۴]،۱۹۸۵).پس براساس تحقیقات انجام شده از دست دادن راهبردهای مقابله ای موافق ،عامل جهت دهنده های به طرف مصرف مواد وبه موندگاری مصرف مواد کمک می کنه . پژوهشای زیاد نشون دادن که ابعادراهبردهای مقابله ای واسه پیش بینی سوءمصرف مواد،دفعات مصرف ،تکمیل دوره درمان وفرایند برگشت در میان معتادان اهمیت داره(بال ،۲۰۰۵).هم اینکه رابطه بین راهبردای مقابله ای ضعیف وشیوهای حل موضوع ناجور ،با مصرف مواد در معتادان گزارش شده (اپستین ،گریفن،بوتوین،۲۰۰۰؛ابراهیمی).

۲-۷-۳ شکل های جور واجور سبکای مقابله

الف) مقابله ای موثر

چیزی که با عنوان مهارت مقابله ای مطرح می شه همون روش های برخورد با مسائله که از طرف فرد بطور آگاهانه طراحی و به اجرا در میاد و نتیجه ی اون حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد واسه از سرگذراندن موفقیت آمیز بحرانی و دور موندن از آسیب های به وجود اومده توسط بحران های روحی پیش آمده و این همون مقابله ی کارآمده.

ب) مقابله به درد نخور

مقابله به درد نخور هم تلاش هایی هستن که هرچند واسه مقابله با شرایط سخت استفاده کرده می شن ولی ً به بدتر شدن شرایط و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شن، بنابر این نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر کرد. مثلاً فردی که واسه کم کردن از استرس به مواد مخدر روی می آورد گر چه یه جور مقابله با استرس و هیجان منفی در کوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه ی این لذت های کوتاه مدت رو به شکل تحمل اعتیاد و مشکلات شوم اون بپردازه (جون مارشال، ریو، ۱۹۹۷، نقل از مصلایی، ۱۳۸۶).

۲-۷-۴انواع مقابله ی موثر

۲-۷-۴-۱مقابله ی متمرکز بر مسأله

مقابله متمرکز بر مسئله یا مسأله مدار، کوششیه واسه انجام عملی سازنده، در شرایطی خارجی، یا کارکرد های مستقیم فکری و رفتاری فرد می باشه که به خاطر تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می شه، به بیان دیگه مقابله ی متمرکز بر مسئله به تلاش های فرد واسه تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می شه (لازاروس، فولکمن،۱۹۸۴). و فرد با روش هایی مثل ایجاد تغییرات در زندگی، تعیین هدف ها، تصمیم گیری در مورد اولویت ها، مشورت جزئی و بیان وجود، به حل مسأله می پردازه به نظر ی (موس و بیلینگز، ۱۹۸۵) کنار اومدن متمرکز بر مسئله شامل جمع آوری اطلاعات از محیط و راهنمایی خواستن از یه صاحب نظره. این نوع کنار اومدن با مقابله، علاوه بر اخذ جایزه که جانشین حالات مرضی می شه، به وجود آورنده ی اعمالیه که در جهت حل مشکل اتخاذ می شه.

در واقع فرد به جمع آوری اطلاعات مربوط به حادثه فشار زا می پردازه وبا به کار گیری منابع طرح ونقشه ای واسه حل موضوع بکار میره .(هارن ومیچل[۸]،۲۰۰۳)

در مقابله ی متمرکز بر مسئله افراد تدابیری رو به کار می گیرند که به چند مورد از این تصمیمات اشاره می شه:

۱ـ مقابله ی فعال: فرآیندیه که شخص درزمان اون بطور فعالانه واسه تغییر منبع فشار روانی تلاش می کنه.

۲ـ مقابله ی بر اساس برنامه ریزی : در این نوع مقابله فرد واسه کنترل و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود، به آزمایش راه حل های جور واجور می پردازه و بعد از اون با انتخاب بهترین روش به حل مسئله اقدام می کنه.

۳ـ مقابله ی بردبارانه: یعنی خویشتنداری و دوری از فعالیت های ناپخته ای که منتهی به پیچیده تر شدن مسئله و ایجاد مشکل در روند حل مسئله می شه.

۴ـ مقابله ی جستجوی پشتیبانی اجتماعی موثر: وقتی که فرد خود رو واسه حل مسئله ضعیف می بیند خیلی راحت از کمک های یاورانه افراد دیگه استفاده می کنه، این کمک به تناسب نیاز و نوع مشکل می تونه به دست آوردن اطلاعات و جزییات از راه خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امکانات مادی یا الهی از بقیه باشه (لازاروس، فولکمن ۱۹۸۴).

۲-۷-۴-۲مقابله ی متمرکز بر هیجان

شامل کلیه ی فعالیت ها یا افکاری می شه که فرد به خاطر کنترل و بهبود احساسات بد به وجود اومده توسط شرایط فشارزا به کار می گیرند که در واقع منتهی به نظم عمومی، پذیرش دوباره و تخلیه ی هیجانی می شه. در مقابله هیجان مدار فرد بیشتر به تخلیه ی هیجانی خود از راه گریه کردن و دعا کردن، خشونت، مصرف داروها و مواد آرامبخش می پردازه که در دراز مدت می تونه باعث اعتیاد، افسردگی، مریضی جسمی و کشیدن سیگار و  . . . شه. در این روش فرد چیزی که رو اتفاق می افتد درست تشخیص نمی دهد و درک نمی کنه. از جمله این که موفقیت ها رو بطور غیر منطقی و به غلط زیادتر از اندازه فاجعه آمیز تفسیر می کنه بنابر این در خود توان مقابله با مشکل رو نمی بیند و تلاش در فراموش کردن مشکل و تخلیه هیجانی  خود داره (لازاروس، فولکمن، ۱۹۸۴).

راهبردای مقابله ای هیجان مدار روش هایی توصیف می منند ککه براساس اون فرد برخود متمرکز می شه وتمام تلاش اون متوجه کاهش احساسات خویشه .از طرف راهبردهای مقابله ای اجتنابی[۹] هم ممکنه به شکل روی آوردن به اجتماع وافراد دیگه ظاهر شه .بعبارتی فرد با فاصله گرفتن از مشکل مبادرت به فرار واجتناب می کنه (هارن ومیچل،۲۰۰۳).

در مقابله ی متمرکز بر هیجان فرد از مقابله های زیر استفاده می کنه:

۱ـ مقابله ی بر اساس جستجوی پشتیبانی عاطفی: تلاش های فرد واسه گرفتن پشتیبانی اخلاقی، همدلی، همدردی و وجود تفاهم و احساس درک شدن به وسیله بقیه رو شامل می شه.

۲ـ مقابله ی بر اساس تفسیر دوباره مثبت: آزمایش مثبت از حوادث و موقعیت ها که بر اساس نگاه خوشبینانه رویدادهای زندگیه، این مقابله بیشتر واسه اداره و کنترل احساسات و پریشونی روان به کار می رود یا مربوط به منابع استرس می باشه.

۳ـ مقابله بر اساس مذهب: در این مقابله فرد واسه خلاص شدن از ناراحتی های خود با انجام اعمال مذهبی مثل دعا، نیایش، توکل، و توسل به خدا و معصومین(ع) روی می آورد، یافته های تحقیق (مک کری و کوستا) نشون می دهد که این نوع مقابله واسه همه ی مردم به درد بخور واقع می شه. چون به عنوان منبع پشتیبانی عاطفی و هم وسیله ای واسه تغییر مثبت عمل می کنه و بنابر این مقابله های بعدی رو آسون کردن می کنه.

۴ـ مقابله بر اساس پذیرش: یعنی یه جواب مقابله ای کنشی، که در اون شخص واقعیت شرایط فشارزا رو می پذیرد. این در شرایطیه که منبع فشار قابل تغییر نیس مانند (فوت یکی از عزیزان) (کارور  ـ شییر، وین تراب، ۱۹۸۹ ؛ به نقل از کلاینگ، ۱۹۹۱).

این که فرد واسه مقابله با فشار کدوم یکی از این ۲ روش رو مورد استفاده بذاره بستگی به عوامل موثر بر مقابله داره (تری، ۱۹۹۱) عقیده داره هر چند براساس نظریه(فولکمن و لازاروس، ۱۹۸۴) هر دو روش مقابله ای در موقعیت های فشارزا کارآیی دارن. اما دلایل موجود نشون دهنده اون هستش که دو نوع مقابله ی نامبرده آثار متفاوتی واسه مقابله با رقابت ها و مشکلات دارن ایشون در تأیید نظر (فولکمن، لازاروس، ۱۹۸۴ ) و هم اینکه اعلام می داره چون راهبردهای مقابله ای مسئله مدار با حل مشکل بطور کامل همراه ان اثر اون روی فرد مثبت تره، هر چند تحقیق ها نشون دهنده اون نیس که راهبردهای هیجان مدار با سلامتی رابطه ندارن. فلتون و رونسون فکر می کنند که مقابله ی هیجان مدار با سازگاری ضعیف با فشار همراه س، فرد در موقعیت هایی که نمی تونه مشکل و فشار رو حل کنه یا توان اداره اون رو نداره به خاطر آرامش خود به روش هیجان مدار روی می آورد(همون منبع).

۲-۷-۵مقابله ی به درد نخور و غیر به درد بخور

مجموعه ای از راه های مقابله ای رو در بر می گیرد که هر چند واسه تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات به وجود اومده توسط موقعیت فشارزا بکار گرفته می شه، ولی متأسفانه این روش وضع رو بدتر می کنه و بنابر این نمی توان از این عوامل مقابله ای به مهارت مقابله ای تعبیر کرد این مقابله عبارتند از:

در مقابله ی به درد نخور ادما از تصمیمات زیر استفاده می کنن:

۱ـ پرداختن به احساسات دردناک از روش تفکر آرزومندانه: این مقابله روش ای واسه خنثی کردن چیزی که اتفاق افتاده، می باشه. این افکار، ً با عباراتی مثل « اگه فقط . . . یا ای کاش حقیقت نداشته باشه که . . . شروع می شه. بعضی وقتا این افکار به شکل «چیزی که باید اتفاق می افتد»، اگه فقط… به عنوان یه روش مقابله ای مسکن واسه طفره رفتن موقتی از رنج به وجود اومده توسط حقیقته، زیان این حالت اون هستش که هیچ مقدار از آرزوها جای حقایق رو نمی گیره و دیر یا زود واقعیت، چهره ی خود رو نمایان می کنه. در این حالت زمان و فرصتی که می تونست واسه پیدا کردن راه های جدید روبرو شدن با واقعیت و مشکل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیره به هدر می رود(کارور  ـ شییر، وین تراب، ۱۹۸۹ ؛ به نقل از کلاینگ، ۱۹۹۱).

۲ـ به کار گیری دارو واسه فرار از رنج: بعضی وقتا واسه خلاص شدن از رنج به وجود اومده توسط استرس ها و بحران ها از داروهایی مانند الکل، نیکوتین، تریاک، هروئین و مسکن های خواب آور و ضد افسردگی، بدون تجویز دکتر استفاده می کنن. به کار گیری این نوع داروها و داروهایی که تازگیاً به این عامل اضافه شده و با نام های جور واجور به بازار وارد می شه مانند اکستازی که خطرات زیادی رو به همراه می آورد و ضمن مشکل تر کردن روند بازسازی روانی، اکثراً خود منبع جدیدی واسه افزایش رنج واسه فرد استفاده کننده می شن» مثلاً الکل موجب از دست رفتن نیروی کنترل داخلی یا صبوری می شه و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می آورد. استفاده نادرست از مواد، بر فرایندهای ذهنی هم که قبلاً به وسیله استرس و هیجان شدید بی کفایت شده بطور جانبی اثر می گذارد و توانائی هایی مانند قضاوت، برنامه ریزی، دلیل آوردن و تمرکز که واسه حل مشکل لازمه آسیب دوبرابر می بیند (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

۳ـ تفکر منفی: در این حالت فرد بطور غیر واقع گرایانه ای به موارد منفی مشکل تأکید کرده و مشکلات رو بیشتر از چیزی که هست و بطور غیر قابل، حل آزمایش می کنه (پی ستین، می یرد ۱۹۸۹، به نقل از ال کلاینگ، ۱۹۹۱).

۴ـ رفتارای تکانشی: به روش ی خاصی از مقابله گفته می شه که طی اون فرد بدون تفکر و اندیشه و آزمایش درست، از چیزی که اتفاق افتاده یا رخ میده فوراً دست به اقدام می زند و ً منتهی به بدتر شدن وضعیت می شه.

۵ـ نبود درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارای جور واجور و جور واجور، خود رو مشغول می کنه و به این وسیله تلاش می کنه به مسئله فکر نکنه، مثلاً سرگرم شدن با یه فرد دیگه، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به شکل خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم می پردازه(لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

۶ـ مقابله به صورت رد: در این مقابله فرد به گونه ای برخورد می کنه که انگار مسئله ای روی  نداده و در واقع رد واقعیت اتفاق افتاده و حادثه پیش اومده، بر وخامت مسأله می افزاید و مانع مقابله ی موثر بعدی می شه(لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

 

۲-۷-۶عوامل موثر بر انتخاب راهبردهای مقابله ای

۲-۷-۶-۱عوامل مربوط به منبع مقابله

عوامل مربوط به منبع مقابله: فردی که به مقابله می پردازه دارای ویژگی های اختصاصی خود بوده و در محیطی خاص و تحت شرایط خاص با حادثه روبرو شده. چند متغیر شخصیتی که بر انتخاب عوامل مربوط به منبع مقابله اثر می گذارن عبارتند از:

الف) عقاید و باورهای مربوط به کنترل: فلیشمن، پارکز  فکر می کنند که یکی از متغیرهای پیش بینی کننده نوع مقابله؛ اعتماد فرد در مورد داشتن کنترل بر حوادثه. آدمایی که فکر می کنند حوادث زندگی، مربوط به عوامل خارجی و از کنترل اونا خارجند معمولاً به ناسودمندی تلاش های خود در روبرو شدن با مشکل میدونن و بنابر این واسه مقابله با فشار معمولاً کمتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن(نوین و گیجس برس، ۲۰۰۳).

ب) عزت نفس: متغیر دیگه موثر بر انتخاب نوع روش مقابله، عزت نفسه، تحقیق ها نشون داده آدمایی که عزت نفس بالایی دارن از توانایی خود در روبرو شدن با حوادث منفی مطمئن هستن و بنابر این در برخورد با مثل این حوادث تمایل کمتری واسه به کار گیری راهبردهای هیجان مدار دارن اونا بیشتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن (فلیشمن، ۱۹۸۴؛ نقل از دافعی، ۱۳۸۶).

ج) گرایش به نوروزها: دچار شدن به بیماریهای نوورتیک گرایش به نوروز با جواب های هیجانی بسیار در ارتباطه. تحقیقات نشون می دهد که آدمایی که این گرایش در اونا بالاست، با پریشونی های عاطفی ـ هیجانی به وجود اومده توسط یه مشکل فشارآور اشتغال ذهنی بیشتری دارن (کلاینگ، ۱۹۹۱).

بنابر این در مقابله با فشار، بیشتر از راهبردهای هیجان مدار استفاده می کنن. (مک کری، کاستا، ۱۹۸۸) کارور و همکاران، ۱۹۸۹ ؛نقل از مدانلو، ۱۳۸۸) در تحقیقات خود انگار اتحاد مثبت بین اضطراب و به کار گیری راهبردهای هیجان مدار پی برده ان.

د)رد مشکل و دوری از فکر کردن درباره ی اون: تری براساس یافته های فلیشمن نتیجه می گیرد آدمایی که به دوری از تفکر درباره ی مشکل فشارزا گرایش بیشتری دارن و یا مشکل رو مورد غفلت یا رد قرار میدن، در مقایسه با آدمایی که در این باره گرایش کمتری دارن، بیشتر از راهبردهای هیجان مدار استفاده می کنن.

هـ) پشتیبانی اجتماعی: تحقیقات نشون داده آدمایی که محیط خانوادگی پشتیبانی کننده ای دارن یا بافت اجتماعی زندگی اون ها پشتیبانی کننده س بیشتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن (موس و همکاران، ۱۹۹۳).

[۱] – Lazarus & Folkman

[۲] – Belling – Cronkit – Moos

[۳] – Solomon , Avitzar , Mikulincer

[۴] -will&Shiffman

[۵] – Jahn, Marshall, Reeve

[۶] – Lazarus & Folkman

[۷] – Moos & Billingez

[۸] -Haren&mitchell

[۹] -avoidance coping strategies

[۱۰] – Carver – Sheier & Weintraub

[۱۱] – Terry

[۱۲] – Folkman & Lazarus , Gruen, Delonegs

[۱۳] – Pisetin , Miyerd

[۱۴] – Flishman , Parks

[۱۵] – Niven & Gijsbers

[۱۶] – Flishman

[۱۷] – Maccrae & Costa

[۱۸] – Terry

مبنای نظری وابستگی به مواد مخدر-عوامل مربوط به ارزیابی‌های موقعیتی

ب) شدت فشار روانی: لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) براساس نظرات مربوط به حل موضوع و فراگردهای پردازش اطلاعات فکر می کنند، وقتی که سطح فشار زیاده، ظرفیت های فرد واسه روبرو شدن و حل مشکل کاهش می یابد یا دچار اختلال می شه. بنابر این در موقعیت هایی که فشار بالا هستش، افراد بیشتر از راه ­های هیجان مدار استفاده می کنن.

ج) اهمیت حادثه : وقتی که مشکل یا حادثه دارای سطح بالای تهدید زایی واسه افراد باشه، از طرف اونا مهم و مهم آزمایش می شه (لازاروس و دولونگیس، ۱۹۸۳؛ نقل از مدانلو، ۱۳۸۸). در مورد به کار گیری نوعای جورواجور راهبردهای مقابله ای و اهمیت حادثه، وقتی که حادثه مهم بیشتر آزمایش شه، شایدً توجه ادما از خود مشکل به هیجانات در رابطه به اون معطوف می شه و بنابر این در حوادث مهمتر و تهدید کننده تر بیشتر راهبردهای هیجان مدار مورد استفاده قرار می گیرند (فولکمن و همکاران، ۱۹۸۶). پس به نظر می رسد عوامل جورواجور مربوط به افراد و موقعیت و فشار در تعامل با همدیگه بر انتخاب سبکای مقابله ای اثر می گذارد(موس و همکاران، ۱۹۹۳).

۲-۷-۷ اهمیت آموزش مهارت های سبکای مقابله ای

مهارت های مقابله ای یه راه و روش متمرکز بر فرده که هدفش کمک به فرده که زندگی خود رو در سطح مطلوب نگه داره و در مقابله با رقابت های زندگی توانایی خود رو به شکل رفتارای سازگارانه مؤثر و مثبت متبلور سازه و بتونه ظرفیت روانشناختی خود رو بالا ببره مجموعه مهارت های مقابله ای نه فقط به توانا ساختن افراد در زندگی حال می اندیشد بلکه به توانمندی اون ها جهت زندگی آینده هم تأکید می ورزد. کلا هدف از مهارت های مقابله ای کمک به فرد جهت حرکت از ناتوانیها و ضعف های مهارتی به سمت مهارت های توانا و قوی و سازنده س و هدف اصلی اینه که افراد مسئولیت برتری و لیاقت فردی خود رو قبول کنن این لیاقت فردی شامل ( احساس کفایت و لیاقت در سطح بالا، خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردیه) برنامه مهارت های مقابله ای بر این پایه استواره که کودکان و نوجوانان حق دارن توانا شن و نیاز دارن که بتونن از خودشون و علایقشان در برابر موقعیت های سخت زندگی دفاع کنن بنابر این راهبردهای مقابله ای مجموعه مهارت هایی هستن که بر افزایش توانایی های روانی ـ اجتماعی افراد، آموزش داده می شن. و فرد رو آماده می سازه که بطور موثر با مقتضیات و درگیری های زندگی مواجه بشه(نوین و گیجس برس، ۲۰۰۳).

۲-۷-۸عملکرد اصلی مهارتای مقابله ای

سه کارکرد اصلی مقابله ای عبارتند از :

۱-توصیف دوباره از معنی فشار به خاطر اداره کردن موقعیت (آزمایش دوباره موقعیت).

۲-کنترل تنشی که به وجود اومده توسط تجربه فشار هاست(مقابله متمرکز برهیجان .

۳-کارکرد مستقیم واسه کاهش فشارهای موجود در زندگی ویا افزایش منابع به خاطر اداره کردن موقعیت استرس زا پس جهت حل تنشای موجود وارائه راه حلای کار اومد ،سه عامل اساسی یعنی فهم ودرک موقعیت فشار زا،انجام دادن راهکارهای مناسب وبالاخره توانایی در جهت کنترل هیجانات به وجود اومده توسط این فشار ،نقش مهمی رو اجرا می کنن.(بنفشه غرایی،۱۳۸۵)

راه حل

۲-۸ سیستمای مغزی ـ رفتاری

هانس آیزنک۶ و جفری گری در میان اولین پیشگامان فرضیه صفات شخصیت، چشم انداز تازه ای از فرق فردی در این بخش از کار مغز ارائه دادن. هر دو نظریه پرداز با این فرض شروع کردن که میشه فرایندهای مغزی رو به وسیله معانی ساده شده ای از معنی، سیستم عصبی مشخص کرد، به چه دلیل این مفاهیم مدارهای کلیدی مربوط به شخصیت و رفتار رو در بردارن (متیوز و گیلیلاند٧، ١٩٩٩). نظریه گری به عنوان کاهش کننده نظریه آیزنگ در نظر گرفته شده، اما حالا انگار نظریه دیگریست. نظریه شخصیت گری به شکل ((نظریه سیستمای مغزی – رفتاری)) هم مثل نظریه آیزنگ بر وجود رابطه بین ابعاد شخصیتی و فرایندهای مغزی توجه داره و جهت تبیین تفاوتای فردی به نقش عوامل زیست عصبی اشاره میکنه و در همین زمینه سیستمای مغزی / رفتاری، فعالیت، چگونگی قرار گرفتن، غلبه اونا رو در آدما به عنوان عامل ایجاد کننده تفاوتای فردی در توجه و انتخاب محرکا و بروز رفتار در اونا می دونه (جکسون١، ٢٠٠٢).

گری (١٩٨٧) میگه که ساختارهای جور واجور مغزی، سه سیستم انگیزشی اساسی رو راه اندازی می کنن که ایجاد کننده تفاوتای شخصیتی هستن و ضمن اینکه غلبه و فعالیت هر کدوم از این سیستما در فرد، به حالتای هیجانی متفاوت، چون اضطراب، زود انگیختگی و ترس منجر می شه، روش های رویارویی و واکنشای متفاوتی رو هم در بر میگیره. این سه سیستم عبارتند از: سیستم فعال سازی رفتاری، سیستم جلوگیری رفتاری و سیستم جنگ و فرار (بوچین٢، ٢٠٠١).

اضطراب

۲-۸-۱ نظریه شخصیتی گری

بعضی روان شناسا، عقیده دارن که شخصیت، بر اساس کارکرد دستگاه عصبیه و سابقه اینجور بحثایی به کارای پاولف برمیگرده که در تحقیقات فیزیولوژی و شرطی سازی سنتی، گرایش و ویژگیای خاصی رو از نظر شخصیتی مشاهده و جدا کرد. براساس نظریه پاولف، پروسه های رفتاری از راه الگوهای مربوط به تحریک و جلوگیری در سیستم اعصاب، توضیح دادنیه. هر چی محرکای داخلی و خارجی که باعث تحریک و جلوگیری می شه، بیشتر تکرار شه، شکل با ثبات تری در مغز پیدا میکنه و منتهی به رفتارای قالبی پویا می شه که تا اندازه زیادی در برابر تغییر مقاوم ان و به دلیل مشکل تقریباً پایدار خود، شایدً به عنوان بخشی از شخصیت فرد در میان. شخصیت به عنوان قله یافته های روان شناختی در تموم ابعاد آدمی اثر میذاره. قسمت بزرگ یافته های متون روان شناختی با استناد به رگهای شخصیتی بوجود آمده. یکی از نظریه های شخصیت که بر پایه های نظری قوی بنا شده. نظریه حساسیت به جایزه (RST) گری در مورد شخصیت (گری، ۱۹۸۷) هستش که نظریه ای عصب- روان شناختی درباره هیجان، انگیزه و یادگیریه. نظریه گری بر تکامل مجزای مکانیسمای جایزه و تنبیه در مهره داران تاکید می ورزد.

نظریه حساسیت به جایزه گری، یه تئوری زیست محوره که میگه، تفاوتای شخصیتی افراد ریشه در فرق سیستم جایزه افراد داره. سیستم جلوگیری رفتاری به نشونه های تنبیه حساسه و به عنوان دلیلی واسه اخطار به فرد واسه توجه به احتمال خطر و تنبیه عمل می کنه. سیستم فعال سازی رفتاری که به نشونه های جایزه حساسه، فرد رو به سمت رفتار می بره. تفاوتای فردی در سیستمای فعال ساز رفتاری و بازدارنده رفتاری بیان کننده ابعاد اساسی شخصیتی هستن. گری مشکلات رو درخشش بیش یا کم واکنشی در یکی از این سیستما می دونه. طبق این نظریه، شخصیت سالم تو یه پیوستار با آسیب روانی قرار داره. پس قطبیت گرایی در هر کدوم از این متغیرها، به عنوان عامل خطر افزایش آسیب روانی در نظر گرفته شده (پیکرینگ و گری، ۲۰۰۱).

مشکلات

گری (١٩٨٧) میگه که ساختارهای جور واجور مغزی، سه سیستم انگیزشی اساسی رو راه اندازی می کنن که ایجاد کننده تفاوتای شخصیتی هستن و ضمن اینکه غلبه و فعالیت هر کدوم از این سیستما در فرد، به حالتای هیجانی متفاوت، چون اضطراب، زود انگیختگی و ترس منجر می شه، روش های رویارویی و واکنشای متفاوتی رو هم در بر میگیره. این سه سیستم عبارتند از: سیستم فعال سازی رفتاری، سیستم جلوگیری رفتاری و سیستم جنگ و فرار (بوچین٢، ٢٠٠١).

۲-۸-۲سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)

اولین سیستم، سیستم فعال سازی رفتاریه که  نمایانگر حساسیت به نشونه های پاداشه، از نظر ساختاری شامل چندین راه دوپامینرژیک و مدارهای تالامیک و کورتیکو در مغزه. نوروآناتومی این سیستم کورتکس پیشونی، بادامه و عقدهای پایه س و به وسیله محرکای مورد پسند مربوط به جایزه یا حذف تنبیه فعال می شه. دو عامل رفتاری این سیستم شامل روی آوردن (جستجوی فعالانه جایزه) و دوری فعال (دوری از تنبیه) است. حساسیت این سیستم نمایانگر زود انگیختگی فرده و انگار واسه تجاربی مثل امید، وجد و شادی جواب گو باشه. فرض بر اینه که سیستم فعال سازی رفتاری دلیل بنیادی صنعت زود انگیختگیه و با انگیزه، برون گردی و جستجوی احساس ربط داره (کنیازی و همکاران، ۲۰۰۲).

این نظام در خدمت کارکردهای انگیزشی مثبته و رفتارای اجتنابی فعال ورفتار نزدیکی رو موجب می شه وافرادباحساسیت زیادBASگرایش بیشتری به آزمایش مثبت وخوشبینانه از حوادث ومحیط واستعدادبیشتری واسه درگیری در موقعیتای با احتمال جایزه دارن که منتهی به درک شخصی مثبتی از رضایت در زندگی ،خانوادگی وسلامت خود می شه ودر نتیجه فرد در اینجور شرایطی وابستگی در پایین ترین سطح میشه.

۲-۸-۳سیستم جلوگیری رفتاری (BIS)

دومین سیستم، سیستم جلوگیری رفتاریه و حاصل فعالیت مسیرهای آوران نوروآدرنرژیک و سروتونیرژیکه. نوروآناتومی سیستم تنبیه رفتاری در جدار – هیپوکامپی، ساقه مغز، مدار پاپز و کورتکس حدقه ای – پیشونی قرار داره. این ساختارها موجب افزایش تحریک و سطح توجه و تجربه احساسات منفی می شن (هپونینمی، ٢٠٠۴؛هوینگ[۸]،۲۰۰۶). و با نظامایی که اضطراب در اون نقش دارن، همپوشی دارن. در نتیجه سیستم جلوگیری رفتاری با احساس اضطراب، نگرانی و نشخوار فکری مطابقت داره (کنیازی و همکاران، ۲۰۰۲).

گری میگه این سیستم که پایه فیزیولوژیکی داشته و تجربیات اضطراب در عکس العمل به نشونه های وابسته به اضطراب رو کنترل می کنه (واتسون[۹]، ۱۹۹۹). به نظر گری BIS به علائم تنبیه، از دست دادن جایزه و تازگی حساسه. اون رفتاری رو که ممکنه به نتیجه منفی یا دردناک منجر شه، جلوگیری می کنه. پس فعال شدن BIS باعث جلوگیری حرکت به طرف اهداف می شه. هم اینکه گری میگه که BIS مسئول تجربیات احساسات منفی مثل ترس، اضطراب، شکست و ناراحتی در عکس العمل به این نشونه ها هستش (گری، ۱۹۹۰).

برحسب تفاوتای فردی در شخصیت، حساسیت زیاد BIS نشون دهنده مستعد بودن به اضطراب بیشتره، به شرط اینکه فرد در برابر نشونه های محیطی مناسب قرار گیرد. همونطور که در نمودار ١-٢ مشاهده می شه، در این سیستم سه نوع درون داد یعنی نشونه های تنبیه، نشونه های از دست دادن جایزه و محرکای تازه و ترس آور ذاتی به سه نوع برون داد یعنی جلوگیری رفتاری، افزایش تحریک و افزایش توجه منجر می شه (گری، ۱۹۹۰). یعنی، جلوگیری رفتاری سیستمی عصبیه که اطلاعات مربوط به تهدید رو پردازش کرده و اضطراب رو راه اندازی می کنه، از جلو رفتن و ادامه رفتاری جلوگیری به عمل می آورد، انگیختگی رو زیاد کرده و توجه رو در جواب به علائم خطر به طرف تهدید می بره. در حالی که سیستم گرایش رفتاری در خدمت کارکردهای انگیزشی مثبته و رفتار نزدیکی رو موجب می شه (بوچین، ٢٠٠١).

این سیستم به محرک هی شرطی تنبیه وفقدان وهمچنین به محرکای جدید ومحرکای ترس آور ذاتی جواب میده فعالیت این سیستم موجب فراخوانی حالت عاطفی اضطراب وبازداری وبازداری رفتاری ،دوری فعل پذیرخاموشی ،افزایش توجه وبرپایی می شه.وبعنوان سیستم اضطراب شناخته شده .غلبه وحساسیت زیادBISهدایت فرد به سمت درموندگی وافسردگی رو به دنبال داره. آدمایی که این سیستم در اونا غلبه داره احساسات نا باحالی رو تجربه کرده ،درگیر اضطرابند واجتناب از رفتار فعال باعث می شه خیلی از تجارب مورد پسند زندگی رو ازدست بدن ودر نتیجه فردبه سمت اعتیاد جهت پیدا می کنه.(گری۲۰۰۰)

 

١- جلوگیری رفتاریBehavioral inhibition

٢- افزایش تحریک

Increment in arousal

٣- افزایش توجه

Inceased attention

 

داروهای ضد اضطرابی
١- نشونه های تنبیهSignals of punishment

٢- نشونه های از دست دادن جایزه

Signals of non reward

٣- محرکای تازه و ترس ذاتی

Novel stimuli and innate fear

سیستم جلوگیری رفتاریBehavioral inhibition System (BIS)

 

نمودار (۲-۱) نمودار سیستم جلوگیری رفتاری ایجاد مشکل

منبع: اقتباس از گری و مک ناتان (۲۰۰۰)

 

دلایل روانی فیزیولوژیک بیان می­ کنه که هر دو سیستم انگیزشی BIS و BAS تحت تاثیر شاخه سمپاتیک از سیستم عصبی خودکاره. گری میگه که BIS و BAS به طور فعالانه ای مخالف عمل می­ کنن و وقتی که BAS مسلطه به رفتار نزدیکی و دوری فعال منجر می شه و وقتی که BIS مسلطه، احتمال بیشتری هست که دوری منفعلانه رو منجر شه (بوچین، ٢٠٠١).

[۱] – Dolvengis

[۲] . Pickering

[۳]- Behavioral Activation System

[۴]- Thalamic & Cortico

[۵]- Kenyazev

[۶]- Behavioral Inhibition System

[۷]- Heponinemi

[۸] -Howing

[۹] -Watson

 

مبنای نظری وابستگی به مواد مخدر-سیستم جنگ / گریز (FFS)

۲-۸-۵ توصیف سیستم­های مغزی – رفتاری:

توصیف هر کدوم از سیستما لازمه تمایزهاییه که دست کم در سه سطح صورت میگیره.:

 

۱- بعد رفتاری (تحلیل درون شد وبرون شد سیستم)

۲- در سطح شناختی

۳- از دید عصب شناختی

۲-۸-۵-۱ بعد رفتاری:

رفتارهایی که با این محرکها برانگیخته می شوندعبار تند از: جلوگیری رفتاری (دچار اختلال شدن رفتار جاری )افزایش سطح تشکیل طوریکه رفتارای بعدی با قدرت و/یا سرعت بیشتری انجام شن. بایدتوجه داشت که سیستم جلوگیری نمایانگر یه سیستم واحداست، نمیشه توقع داشت که تعدادی رابطه جدا از هم بین هر کدوم از درو نشده ها و برونشدها وجود داشته باشه و در واقع هر درو نشدی همه برونشدها رو تحریک می کنه. هم اینکه مطالعاتی که تاثیر داروها و ایجاد ضایعه در مغز حیوانات رو پیگیری کردن به این یافته رسیدن که میشه با این مداخله ها، همه برونشدهای این سیستم رو دچار اختلال کرد، بدون اینکه درسایرسیستمها اثری بر جای گذاشته شه .

بنزودیاز پینها، باربیتوراتها و الکل سه دسته مهم از داروها یی هستندکه اضطراب رو کاهش میدن.در واقع بررسی آثار این داروها نقش مهمی در تشکیل معنی سیستم جلوگیری ‏داشته. به سخن دیگر آثار انتخابی دار وهای ضدا ضطراب بر عمل وری سیستم جلوگیری، در پذیرش این فرض که فعالیت این سیستم با اضطراب درآمیخته، نقش مهمی رو اجرا کرده، بر این پایه، میشه به صورت نظری، حالت ذهنی خاصی رو که همراه فعالیت سیستم جلوگیری هست، به عنوان اضطراب به حساب آورد. اگه بخوایم با در نظر گرفتن درونشدها و برونشدهای این سیستم به ارائه تعریفی عملیاتی از اضطراب مبادرت ورزیم، باید بگیم حالتیه که در اون فرد به یه تهدید (محرکهایی که با تنبیه یا از دست دادن جایزه همخوانی دارن) یا ابهام (موقعیتهای نامعلوم و جدید) با عکس العمل توقف، خیره شدن،گوش دادن و آمادگی واسه عمل، جواب میده(فلاح و اژه ای، ۱۳۸۵).

اضطراب

۲-۸-۵-۲سطح شناختی

در سطح شناختی، معنی کلیدی سیستم جلوگیری در مقایسه گر خلاصه می شه« یعنی سیستمی که لحظه به لحظه اتفاق احتمالی بعدی رو پیش بینی و این پیش بینی رو با اتفاق واقعی مقایسه می کنه.

در واقع این سیستم:

ا) اطلاعاتی رو که بیانگرحالت الان جهان ادراکی هستن،در نظر میگیره.

۱ ‏) به این اطلاعات، اطلاعات دیگری رو اضافه می کنه که مربوط به برنامه حرکتی الان فرده

۳ ‏) از اطلاعات ذخیره شده حافظه که نمایانگر نظم جوییهای گذشته در ایجاد رابطه بین رویدادهای محرک هستن،استفاده می کنه.

۴ ‏) به همین ترتیب، از اطلاعات ذخیره شده در حافظه که نمایانگر نظم جوییهای گذشته در ایجاد رابطه بین جوابا و رویدادهای محرک بعدی هستن، سود می جوید.

۵) بر مبنای این منابع اطلاعات، حالت بعدی مورد انتظار در جهان ادراکی رو پیش بینی می کنه.

۶) این پیش بینی رو با حالت واقعی جهان ادراکی مقایسه می کنه.

۷) در مورد اینکه بین این پیش بینی و حالت واقعی، توافق یا نبود توافق هست، تصمیم میگیره.

توافق

۸ ‏) اگه بین این دو وضعیت توافق موجود باشه« منو حل یک تا هفت از نو جریان پیدا میکنن.

۹ ‏) اگه بین پیش بینی و حالت واقعی نبود توافق باشه، برنامه حرکتی جاری رو متوقف می سازه و برونشدهای سیستم جلوگیری رو بوجود می آورد تا اطلاعات بیشتری رو دریافت کنه و مشکلی رو که موجب مشکل در این برنامه شده، حل کنه. باید توجه داشت که کاربرد این الگو واسه معنی اضطراب، متمرکز بر قدم شماره ۹ ‏و نتیجه های بعدی اون هستش (فلاح و اژه ای، ۱۳۸۵).

مشکلی

۲-۸-۵-۳بعد عصب شناختی

از دید عصب شناختی، مجموعه ساختهایی که کنشهای سیستم جلوگیری رو برعهده دارن، در سیستم جداری هیپوکمپی قرار دارن. سه بخش اصلی ساختمانی این سیستم عبارتند از: سازمان هیپوکمپی و ناحیه جداری و مدار پاپز(فلاح و اژه ای، ۱۳۸۵).

۲-۹ آسیب شناسی روانی وویژگیای شخصیتی مربوط به وابستگی به مواد

بعضی از نظریه پردازان فکر می کنند که خیلی از آدما به دلیل داشتن شخصیت اعتیاد گرا وخصوصیات روانی –شخصیتی، بیشتر درمعرض خطر وابستگی به مواد قرار دارن . اشخاصی که بیشتر درمعرض خطر هستن، بیشتر نارساییای روانی شخصیتی بسیار زیاد های رو نشون میدن که شاید دارای یه شالوده زیست شناختیه واثر غیر مستقیم بر ایجاد خطر میذاره . در این رابطه کلونینجر ،مطرح کرد که تعامل سه نظام جداگونه ژنتیکی ،عصبی وزیست شناخت در CNS(سیستمای فعال سازی رفتاری ،جلوگیری رفتاری ونگهداری )،زمینه الگوهای منحصر به فرد جواب رفتاری به تجربه نو،جایزه وتنبیهه. این الگویای جواب ،موجب اختلاف شخصیت بهنجار وبه همون اندازه ،ایجاد مشکل  شخصیتی ورفتاری ،از جمله الکلیسم وسایر سوءمصرفای مواد می شه (برگرفته از کاویانی ،۱۳۸۲). هم اینکه،فعال سازی رفتاری یعنی فراخوانی رفتار در جواب به پدیده های نو ونشانهای جایزه یا خلاص شدن از تنبیه . براین پایه ،افراد درچنین فعالیتای رفتاری که نوجویی نامیده می شه.پس ،ادما از نظر توانایی جلوگیری رفتاری ،که آسیبپرهیز نامیده می شه،با همدیگه فرق دارن . رفتاری که در گذشته تقویت دریافت کرده ،حتی در شرایطی که تقویت ادامه نداشته باشه، هم تکرار می شه وافراد در اندازه این این موندگاری رفتاری که پس از قطع تقویت هست وپاداش وابستگی نامیده می شه، هم با هم فرق دارن (کلونینجر ،۱۹۹۱).هم اینکه کلونینجر(۱۹۷۸)برشخصیت به عنوان عامل مستعد کنندهی اعتیاد تمرکز داره. طبق نظریه سه بعدی اساسی چون نوجویی، دوری ازآسیب و وابستگی به تقویت وآسیب پذیری نسبت به اعتیاد دخالت مستقیم دارن(برگرفته از کاویانی،۱۳۸۲)

اعتیاد

۲-۱۰سبک­های هویت

یکی از بحرانای رشدی،بحران نوجوانیه که برابر نظریه اپی ژنتیک اریکسون ،تکلیف بیشتر دوران نوجوونی شکست دادن پریشونی و گیجی نقش وایجاد هویته .در محیطی که غنی وحمایت کننده س ،نوجوون این مرحله رو به سلامت طی می کنه،اما در خونواده های مشکل دار(مهم ترین ازنظر اجتماعی وهم جسمی وروانی )نوجوون بجای اثبات هویت خودبه مصرف مواد کشانده می شه که بدین وسیله هویت کاذب به دست آورد .(بزمی ،۱۳۹۱)

اریکسون[۱] هویت رو تعادلی بین تعهد و پریشونی و گیجی نقش(نقشی که فرد در جامعه بردوش می­گیرد) می­دونه. الگوی پایگاه هویت مارسیا بیشتر براساس نظریه اریکسون و در مورد تشکیل هویت در نوجوانانه. مارسیا[۲] (۱۹۹۶)، معنی هویت من اریکسون رو به عنوان پایگاه هویت، عملیاتی کرده. پایگاه هویت نتیجه دوران بحران هویته که در اواخر نوجوونی، فرد به یه پایگاه هویت جداگونه می­رسد. خود وصفی­های منظم و احساس اعتماد­بنفس جدا شده افراد، شالوده شناختی رو واسه تشکیل هویت جفت و جور می­بیارن (لورابرگ[۳]، ۲۰۰۷؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹). هم اینکه برزونسکی و کوک[۴] (۲۰۰۵) سه نوع سبک­ هویت رو معرفی می­ کنن : سبک هویت اطلاعاتی که با نیاز به شناخت، هشیاری و تمرکز واسه حل مسئله و پیچیدگی شناختی مشخصه. هویتی شناختی و خودکاوشگره ؛ سبک هویت هنجاری که یه جور هویت زودرس و روبرو شدن خودکاره که در اون ارزشای بقیهِ مهم، داخلی می­شه. و در آخر سبک هویت سردرگم/ اجتنابی که در این سبک هویت، اندازه تعهد به خود و بقیه پایینه، اکثراً دست دست کردن در کارا مشاهده می­شه؛ تصمیمات وابسته به موقعیت، ناقص و تحت اثر هیجانات قر ار داره. از حل مسئله دوری می­شه؛ خویشتنداری پایین و کانون کنترل بیرونیه.

مطالعه هویت در رابطه با سوء مصرف مواد، می تونه به ادبیات مربوط به بخش اعتیاد کمک کنه و باعث شناخت بهتر افراد وابسته به مواد شه .خیلی از روان شناسا فکر می کنند که مهمترین موضوعی که ذهن نوجوون و جوونی رو به خود مشغول می کنه مسئله هویت یابی و جواب به سوالات “من کیستم، جایگاه من کجاس، در زندگی چه اهدافی دارم، و واسه رسیدن به اهدافم کدوم راه رو، باید انتخاب کنم” است. عوامل مختلفی در رشد وشکل گیری هویت نوجوون موثره رشد شناختی، فرضیه های فرهنگی، هوش، تجارب اجتماعی خارج از منزل و جنسیت.

۲-۱۰-۱ نظریه های هویت

برزونسکی (۱۹۸۹-۱۹۹۰) به نقل از فرتاش (۱۳۸۴)الگوی رو مطرح کرده که به فرق در فرایندهای شناختی-اجتماعی[۵]جوانان درساخت[۶]،نگهداری[۷]وانطباق[۸]هویت خودشون تاکیددارد.(برزونسکی ۱۹۹۲،۱۹۹۰،،۱۹۸۹،برزونسکی ،نامی ونورمی[۹] ،۱۹۹۹؛به نقل از فرتاش،۱۳۸۴).الگوی برزونسکی برآن دسته از فرایندهای اجتماعی –شناختی مبتنیه که طی اون افرادبراساس روش ترجیحی پردازش اطلاعات مربوط به خود ، گفتگو دربارهی موضوعات مربوط به هویت وتصمیمات فردی ، در وضعیتای متفاوتقرار می گیرن (برزونسکی ،۱۹۹۰؛به نقل از شکری ،۱۳۸۶). فرایندهای متفاوت فرض شده ،دست کم درسه سطح (اطلاعاتی،هنجاری وسردرگم/اجتنابی)بکار میره.بیشتر اجزا اساسی اونا شامل پاسخهای شناختی–رفتاری خاصیه که افراد در زندگی روزمره خود بکار می بره (برزونسکی وفراری [۱۰]،۱۹۹۶،برزونسکی ،۱۹۹۰،۲۰۰۰،۱۹۸۹؛به نقل از برزونسکی ،۲۰۰۴).

مدل پردازش شناختی اجتماعی هویت (برزونسکی،۱۹۸۹)به مطالعه راهبردها وفرایندهایی می پردازه که افراد واسه ساخت واصلاح هویت خود به اون می پردازه یا از اون دوری می کنن. براساس این دیدگاه ،هویت یه ساختار شناختی وچارچوب ارجاعی شخصیه که واسه تفسیر تجارب واطلاعات مربوط به خود وپاسخ به پرسشای  درباره معنی معناداری ومقصود زندگی استفاده کرده می شه مدل شناختی اجتماعی  هویت برمفروضه سازندگی مبتنیه .یعنی افراد نقش فعالی رو در ساختن تفکر خود نسبت به اینکه کی هستن ونسبت به واقعیتی که در اون زندگی می کنن ،اجرا می کنن (برزونسکی ،۱۹۹۳).وقتی که تلاشای سازگارنه موفقیت آمیز نباشه بازخورد منفی، نیاز به باز بینی واصلاح جنبه های از ساختار هویت رو بوجود میاره . براین پایه ؛رشد هویت مبادله دیالکتیکی مداومیه بین فرایندهای جذب که به وسیله ساختار هویت اداره می شه وفرایندای برابری که به وسیله بافتای فیزیکی و اجتماعی که نوجوانان در آنزندگی ورشد می کنه ،هدایت می شه (برزونسکی ،۱۹۹۰و۱۹۹۳) .

اریکسون (۱۹۹۵،به نقل از آدامز ،۱۹۹۸)تعاریف زیادی رو واسه هویت  اریه داده که ناراحت ارتفکر روان تحلیل گری ایشون با تاکید بررشد من  بوده وبراین عقیده استواره که “من”یه شخصیت پیوسته رو سازماندهی کرده ونوعی برابری وپیوستگی ، که به وسیله بقیه درک می شه ، به اون می بخشه اومعتقداست واژه هویت هم بریکسان خود وهم برنزدیکی دائمی بعضی از ویژگیای  اساسی با دیگان دلالت داره. اریکسون (۱۹۶۸،به نقل از آدامز ،۱۹۹۸)نظریه رشدی “من” رو واسه تشریح تعامل بین عوامل روانشناختی ، تاریخی ورشدی در تشکیل شخصیت مطرح می کنه.اریکسون مرحله نوجوونی رو به عنوان فرصتی واسه دوباره هویت از راه ترکیب که یکی سازی شده وتعالی بخش تموم همانندسازیای گذشته س ؛می دونه. این یکی سازی جهت ایجاد یه کل جدید بوده که براساس اون چیز هایه که قبلا وجود داشته (کروگر[۱۱] ،۱۹۹۶؛به نقل از فرتاش ،۱۳۸۴).

بر اساس گفته اریکسون(۱۹۶۸؛به نقل از برزونسکی ونیمییر[۱۲]،۱۹۸۸)وظیفه اصلی نوجوونی ایجاد حس روشن وپایداری از هویته .هویتی که نه فقط با گذشته (کودکی )هماننده بلکه در آینده (بزرگسالی) هم پایدار وبی هماننده (مارسیا،۱۹۸۰)

جمیز مارسیا [۱۳](۱۹۸۷)به نقل از نصرتی (۱۳۸۳)معنی اریکسون در مورد هویت رو از راه گسترش پایگاه های هویت به عنوان وسیله ای واسه مطالعه تجربی هویت پیشرفت داد.اون هویت رو با استفاده دو معنی توضیح داد: تعهد[۱۴]،جستجو[۱۵] .جستجو مربوط به بحران می شه .اون تمایزای شناختی ورفتاری رو نشون میده. تعهد ، یعنی دیگه ، یه فرایندتصمیم گیریه(مارسیا ،۱۹۸۹،به نقل از چلن وکوشدیل،۲۰۰۴)

۲-۱۰-۲ شکل های جور واجور سبکای هویت

براساس نظریه برزونسکی سه سبک پردازش اطلاعات مشخص شده:

۱-سبک هویت اطلاعاتی :هویت اطلاعاتی افراد با این سبک، به صورت فعال وآگاهانه به جستجوی اطلاعات وارزیابی اونا  می پردازن وسپس اطلاعات مناسب رو مورد استفاده قرار میدن (برزونسکی ،۱۹۸۹،۱۹۹۰،۱۹۹۲؛برزونسکی وسالیوان ،۱۹۹۲).ک سازگارانه ترین سبک وسازکارکنار اومدن با موقعیتای روزانه س.نوجوانانی که از این سبک استفاده می کنن، بطور فعال به جستجو وارزیابی اطلاعات مربوط به خود می پردازن اونا تمایل دارن به بررسیای راه حلای  چند گانه وجستجوی درباره نقشه های گونا گون بپردازند ، ، نگاه اونا به ساختار خود همرا ه با تردیده

این سبک شامل مواد زیر می شه:

جستجوی اطلاعات ومقابله متمرکز برمساله (برزونسکی ،۱۹۹۲)جستجوی فعال وتعهد انعطاف پذیر(برزونسکی ونورمی ،۱۹۹۴)نیاز به شناخت ،وسطح بالای عزت نفس ،نورمی،برزونسکی،تومی ،کینی ،۱۹۹۷).خود باز خورد دهندخ،وظیفه شناس ،پذیرای تجارب، مسئله مدار ووقت شناس ووقت شناس وبه اراده کردن حساس هستن برزونسکی ،۱۹۹۰؛برزونسکی وفراری ،۱۹۹۶برزونسکی ۲۰۰۵).خود کاوشی فعال، منبع کنترل داخلی ،نیاز بالا واسه شناخت، پیچیدگی شناختی واضطراب آسون کننده ،همبستهه .  ۲-سبک هنجاری : نوجوانان  با سبک هویت هنجاری ،نسبت به موضوعات هویتی وتصمیم گیریا به همنوایی [۱۶]با انتظارات ودستورای افراد مهم و گروه های منبع می پردازن،اونا به طور خود کار، ارزش هاوعقاید رو بدون آزمایش  آگاهانه قبول می کنن ودرونی ،تحمل کمی واسه مواجه با موقعیتای جدید ومبهم دارندونیازبالایی واسه بسته نگه داشتن ساختار خود نشون میدن(برزونسکی ،۱۹۹۰،۱۹۹۷،۱۹۹۸؛برزونسکی وکینی[۱۷]،۱۹۹۵،برزونسکی وسالیوان ۱۹۹۲).از راه عقب انداختن واجتناب فعلانه از اراده کردن ،شکل دادن تعهد ومذاکره هویت مشخص می شه .اونا وظیفه شناس وهدفمند، اما بسیار ساختار مند هستن ودر برابر اطلاعاتی که ممکنه با ارزشها وعقاید شخص شون در اختلاف باشن ، بسته هستن(برزونسکی وکینی،۱۹۹۵،برزونسکی و کوک ،۲۰۰۰، برزونسکی وسالیوان ،۱۹۹۹، دالینگر،۱۹۹۵؛به نقل از برزونسکی،۲۰۰۶).

این سبک  برپایه تقلید وپیروی از افراد مهم در زندگی فرد نباشه ومعرف تقلید وهمنوایه که عبارت از هدفی با تصور بسته  ، تعهد متعصبا نه وشدید (برزونسکی ۱۹۹۴،نورمی )، خود فکر باثبات (نورمی ،۱۹۹۷)وسرکوب جستجوگری(شوارتز[۱۸]،۱۹۹۶) است این سبک به دلیل تصور بسته وشدت اون با وضعیت زودرس متناظره ، هر چند با هویت موفق هم رابطه داره(برزونسکی،۱۹۸۹). افراد هنجاری وقتی با تصمیمات مهم روبه رو می شن ، به جستجوی مشورت با منابع قدرت وافرادمهم ودیگران می پردازن که بیشتر وقتا این افراد دارای قدرت ، همون کسائی هستن که فرد هنجاری خود فکر اش رو برمبنای استاندارداشون استوار کرده ، بدین تربیت ، شخصی که از سبک هنجاری استفاده می کنه از روبرو شدن با اطلاعاتی که با خود فکر اوتعارض داره، خود داری می کنه در برابر تغییر از خود مقاومت نشون بده.(سلیمانیان،۱۳۹۲).

یت مشخص می شه .اونا  کننده ،همبستهه .اری ،۱۹۹۶برزونسکی ۲۰۰۵).خود کاوشی فعال، منبع کنترل داخلی ،نیاز بالا واسه ۳-سبک هویت سردرگم/اجتنابی: دست دست کردن ودرنگ می کنن وتاحد ممکن تلاش در دوری از پرداختن به موضوعات هویت وتصمیم گیری دارن (برزونسکی ،۱۹۸۹،۱۹۹۹،۱۹۹۹۲؛برزونسکی ونیمیر [۱۹]،۱۹۹۴)در موقعیتای اراده کردن ،اونا ضمن اطمینان کمی که به توانایی شناختی خود دارن،معمولا قبل از اراده کردن ،احساس ترس واضطراب هم دارن ودر اراده کردن معمولا از راهبردهای اراده کردن ناجور مانند دوری کردن ،بهونه آوردن ودلیل تراشی استفاده  می کنن (برزونسکی وفراری ،۱۹۹۶).

افراد سردرگم- اجتنابی همیشه تلاش می کنن که از روبرو شدن با مسایل فردی ، اختلافات وتصمیمات دوری کنن، انتظارات کنترل خارجی ،راهبردهای اراده کردن غیر انطباقی ،تغییر پذیری مقطعی ،روان ناراحتی خویی و واکنشای دپرس گون رابطه مثبت وبا وظیفه شناسی رابطه منفی نشون می ده(برزونسکی ،۱۹۹۰؛به نقل از برزونسکی وفراری ،۱۹۹۶).این سبک با سطوح پایین تعهد (نیومر،۱۹۹۴)هم اینکه عزت نفس پایین وخودپنداره بی ثبات در ارتباطه (نورمی،۱۹۹۷).این افراد کلا ،به آینده یا پیامدای دراز مدت انتخابای خود زیاد توجه نمی کنن ،این افرا دبا روش های مقابله ای هیجان مدار ، خود آگاهی محدود جهت دهی به وسیله دیگری ، راهبردهای ضعیف اسنادی وشناختی ، واکنشای اضطراب ضعیف کننده وکنترل خارجی ، عکس العمل نشون میدن . این افراد بدون اهداف تحصیلی وشغلی ثابت وروشن هستن واز سطح پایین مهارتهای تحصیلی ، خویشتنداری وخود مختاری تحصیلی بهره مند هستن .در وضعیت خطر پذیری بالایی از مشکلات تحصیلی وسازگاری قرار دارن و معمولا انتظار شکست وناکامی دارن . ( احمدی ،۱۳۸۸)افراد سردرگم

۲-۱۰-۳ تعهد :

یه چارچوب ارجاعی از ارزشها وباور هاست که ممکنه خود ساخته یا تجویز شده از طرف بقیه باشه(برزونسکی،۲۰۰۳).تعهد ،درجاتی از سرمایه گذاری شخصیه که فرد نسبت به شغل یا اعتقادات خود میگه (مارسیا ،۱۹۶۶).تعهد برمبنای روند اراده کردن ،شامل اتحاذ نظر،انتخاب ورد کردنقراره.تعهد عبارتست از اثبات واتخاذ تصمیمهای تقریبا بادوام وسرمایه گذاری شخصی روی این تصمیما .به بیان  دیگه تعهدعبارتنداز ایجاد انتخاب به نسبت محکم تو یه بخش هویتی ودرگیر شدن در فعالیتای مهمی که در جهت انجام اون صورت میگیره (کروستی[۲۰]،۲۰۰۹).آدمایی که برسبک هویت اطلاعاتی وسبک هویت قانون تکیه می کنن،تعهدات هویت قوی تر وروشن تری نسبت به افراد مغشوش /اجتنابی به دست آوردن . کمبود تعهدات استوار در افراد مغشوش/اجتنابی، اونا رو در موقعیت آسیب پذیری قرار میده.

[۱] – Erikson

۲- Marcia

[۳]- Laura Berk

[۴] – Berzonsky & Kuk

[۵] -social-cognitiveprosess

[۶]- Construct

[۷]- conserve

[۸]-accommodate

[۹] -Tummi&Nurmi

[۱۰] -Ferrari

[۱۱]- kroger

[۱۲] -Brzonsky&Neymeyer

[۱۳]- jamesMarcia

[۱۴] -commitment

[۱۵] – exploration

[۱۶] -comforming

[۱۷] -Kinney

[۱۸] – Showartz

[۱۹] Neimeyer

[۲۰] -crocetti