نویسنده: ادمین

زنان موفق چیجوری زمان رو مدیریت می کنن؟ "

لارا وَندِرکَم (Laura Vanderkam) نویسنده ی چندین کتاب در مورد مدیریت زمونه که از بین اونا میشه به کتابِ «۱۶۸ ساعت: شما بیشتر از چیزی که فکر می کنین زمان در اختیار دارین، موفق ترین آدما قبل از صبحانه چه کارایی انجام میدن.» و کتاب گذشته اون «من می دونم اون چیجوری از پس این کار برمیاد: زنان موفق چیجوری بهترین استفاده رو از زمان خود می کنن» اشاره کرد.

اون در گفت و گوی گذشته خود از رازهایی دور و بر زنان شاغل و مدیریت زمان پرده ورداشتهه و ۱۰ راه حل معرفی کرده که با اجرا اونا می تونین به بهترین شکل از زمان خود استفاده کنین.

 

وندرکم می گه که اگه شما زنی شاغل و صاحب بچه هستین، شاید همیشه سرتون شلوغه. با این حال رسیدن به یک زندگی تموم و کمال امکان پذیره. شما می تونین بی اینکه از خواب خود بزنین، زندگی خانوادگی رضایت بخش و شغلی عالی داشته باشین.

با تفکری نو به داستان زن، کار و زندگی فکر کنین

یکی از بزرگ ترین تغییراتی که زنان باید به وجود بیارن اینه که طرز تفکر خود رو در مورد داستانای دور و بر زنان و مدیریت زمان تغییر بدن. همه ما دوست داریم داستانای هیجان انگیزی رو در مورد مدیریت زمان واسه بقیه تعریف کنیم. (مثلا زمانی که به دلیل هوای طوفانی در فرودگاه گیر افتادیم و شوهرمون خارج از کشوره و پرستار بچه هم نمیتونه بیشتر از این پیش کودک مون بمونه.)

این داستانا باعث می شن که شاغل بودن یک مادر، کار غیرقابل تصوری به نظر بیاد و این اینطوریه که به حرفای همیشگی می رسیم: زنان نمی تونن همه چیز رو با هم داشته باشن، واسه موفقیت در کار باید خیلی چیزها رو فدا کنیم و … .

ولی وندرکم باور داره داستانایی که در مورد بحرانای مدیریت زمان زنان شاغل هست دارای ایرادای جدیه.

پروژه موزاییک

هنگامی که وندرکم در شرکتای مختلف درباره مدیریت زمان سخنرانی می کرد، از زنان خواست که به مدت یک هفته به نحوه ی سپری کردن زمان خود دقت و اونو ثبت کنن. هر هفته ۱۶۸ ساعت داره. هنگامی که اون به ۱۶۸ ساعت زنان شاغل نگاه کرد، فهمید حتی هنگامی که سر اونا خیلی شلوغ بوده، زندگی شون خیلی بد به نظر نمی رسه. مثلا بعضیا باید واسه شغل خود سفر می کردن، ولی در تعطیلات آخر هفته با بچه های خود به اسکی رفته بودن، شبا در کنار هم بازیای خانوادگی انجام داده بودن، با همسران شون واسه صرف قهوه به کافی شاپ رفته بودن و … .

در یادداشتای زنان شاغل اون چیزی می دید که با چیزی که به طور عادی گزارش می شد متفاوت بود، ولی اعداد و ارقام لازم رو واسه پشتیبانی از نظریه ی خود در اختیار نداشت. اینجا بود که اون فهمید خیلی از داستانایی که در مورد زنان و مدیریت زمان هست، قصه ای بیش نیس.

وندرکم چیزی که رو پروژه موزاییک می نامید کنار هم گذاشت. اون از ۱۰۰۱ زن که سالیانه درآمدی بالغ بر صد هزار دلار داشتن و صاحب بچه هم بودن خواست نحوه ی سپری کردن زمان خود رو به مدت یک هفته ثبت کنن.

یک دفترچه خاطرات روزانه تهیه کنین و اتفاقات روزمره و کارایی رو که انجام میدید به همراه زمان اتفاق اونا ثبت کنین. مراجعه به دفترچه خاطرات روزمره خیلی دقیق تر از اینه که از مردم بپرسیم روز خود رو چیجوری گذرانده ان. خیلی از مردم واقعا نمی دونن چه مدت واسه انجام کاراشون وقت صرف کردن و معمولا در حدس زمان دچار اشتباه می شن. ما معمولا ساعت خواب خود رو کمتر از مقدار حقیقی و ساعت کارمون رو بیشتر از اون حدس می زنیم. کسائی که ادعا می کنن بیشتر از ۷۵ ساعت در هفته کار می کنن، حدود ۲۵ ساعت غلو می کنن!

یافتهای پروژه موزاییک

زنانی که درآمد سالیانه ی ۶ رقمی و ساعت کاری مناسب دارن، حدودا ۴۴ ساعت در هفته کار می کنن. زنانی که شغل پرمشغله ای دارن و صاحب بچه هستن هم هنوز زمان کافی واسه خواب در اختیار دارن، چیزی حدود ۵۴ ساعت، یعنی ۷ ساعت و ۴۳ دقیقه در شبونه روز. با وجود حجم کارهای زیاد، اونا راهکارهای خلاقانه ای رو واسه سپری کردن زمان با خونواده و رسیدگی به امور شخصی خود پیدا می کنن.

۱۰ راه حل مدیریت زمان

اتفاقایی رو که در روز اتفاق می افتن و زمان اتفاق اونا رو یادداشت کنین

کارایی رو که انجام میدید، یادداشت کنین. زمان خود رو صرف انجام کارهای مختلف کنین، هم کارهای مربوط به شغل تون و هم امور شخصی.

سعی کنین این روند رو واسه یک هفته حفظ کنین، چراکه بیشتر افراد آخر هفته ها وقت شون آزاده. یادتون باشه بین چهارشنبه عصر تا شنبه صبح ۶۰ ساعت فاصله و این زمان زیادی واسه انجام کارهاست. زمان رو واسه انجام امور مختلف تقسیم کنین: کار، خواب، رسیدگی به امور شخصی، بچه ها، همسر، مسافرت و تماشای تلویزیون.

برنامه خود رو مرور کنین و ببینین از چه چیزی در مورد برنامه تون بیشتر خوش تون میاد. بیایید امیدوار باشیم چیزی هست که از اون خوش تون بیاد. بیشتر زنان هنگامی که یادداشتای خود رو مرور می کنن از اینکه می بینن ساعات کار مناسب و زمان کافی واسه خواب و استراحت داشتن، متعجب می شن.

فکر کنین چه کاری رو دوست دارین بیشتر بکنین؟ در یک ستون خالی زمان اونو یادداشت کنین. «وقتش رو ندارم» معمولا به این معناست که «این کار فعلا در اولویت نیس.» زمان یک انتخابه؛ ما زنان باهوشی هستیم و میتونیم زندگی مون رو با چیزایی پر کنیم که شایستهه.

کارا رو جابه جا کنین

شیفتای کاری تون رو تقسیم کنین: یعنی ساعت ۵ بعدظهر دفتر رو ترک کنین، بعدظهر خود رو با خونواده سپری کنین و بعد از اینکه بچه ها خوابیدن، باقی کارهای خود رو بکنین. اگه بچه ندارین می تونین فعالیتایی مثل ورزش، تفریحات مورد علاقه تون و … رو هم بکنین. این کار باعث می شه واسه انجام کارهای شخصی تون وقت آزاد داشته باشین.

بعضی وقتا دورکاری کنین: تعداد خیلی کمی از شرکت کنندگان در تحقیق وندرکم در خونه کار می کردن. وندرکم می گه درسته که شما باید همکاران خود رو ببینین ولی پنج روز در هفته بیشتر از اندازه. بعضی وقتا کارتون رو در خونه شروع کنین و بعد از ساعت اوج شلوغی به دفتر برید. با این کار به بهترین راه از زمان تون استفاده می کنین چون با خودداری از ساعات اوج ترافیک، زمان رفت و اومد رو تا حد زیادی کاهش میدید.

تحقیقات نشون می ده مردها معمولا هروقت و هرطور که بخوان کار می کنن. اونا از کسی اجازه نمی خوان، فقط کارشون رو انجام میدن و در مورد اون با کسی صحبت نمی کنن. اگه به دلیل فشار بیشتر از حد کار و زندگی می خواید تسلیم شید بهتره شمام اون طور که دل تون می خواد کار کنین. ممکنه نتیجه شما رو به شکل دل پذیری غافلگیر کنه.

به ۱۶۸ ساعت فکر کنین، نه ۲۴ ساعت. اینکه فکر کنیم هر روز باید کارهای مشخص و تکراری رو بکنیم اشتباهه. با عجله به خونه رفتن پیش از اینکه بچه ها بخوابن، فشاریه که بیشتر زنان به خود مجبور می کنن، چراکه فکر می کنن یک مادر خوب نباید این فرصت رو از دست بده. سعی کنین دو یا سه روز در هفته به مدت طولانی تری کار کنین تا روزهای دیگر بتونین زودتر به خونه برگردید.

در مورد تعطیلات آخر هفته تجدید نظر کنین: در این تحقیق بیشتر زنان در تعطیلات آخر هفته کار می کردن. بچه های بزرگ تر تموم مدت به شما نیاز ندارن. پنجشنبه صبح یا جمعه شبا، فرصتی گرچه کوتاه واسه انجام کارهایتانه.

مراقب تله ای به نام کار پاره وقت باشین: وندرکم در مطالعه خود فهمید کارمندان پاره وقت بیشتر از ۳۵ ساعت در هفته کار می کنن. درست نیس شما به اندازه ساعتای یک شغل تموم وقت کار کنین و تنها حقوق کمتری بگیرین.

چشم به راه آینده باشین

سعی کنین فهرستی از ۱۰۰ رؤیایی رو که تو سرشونه تهیه کنین و از هم حالا خلاصه ای از کارکرد سال بعدتون رو بنویسین. اگه بدونیم به کجا می خواهیم بریم، رسیدن به اونجا آسون تر می شه. دوست دارین در آخر سال چه کاری رو به انجام برسونین؟ ۵ مورد رو انتخاب کنین.

فهرست ۱۰۰ رؤیا فهرست ویرایش نشده ی کارهاییه که می خواید در زندگی خود بیشتر بکنین، چه جنبه ی شغلی داشته باشه چه جنبه ی شخصی. این فهرست می تونه فرضی باشه مثل تجارب و موفقیتایی که دوست دارین به اونا دست پیدا کنین، یا رؤیاهای کوچیکی مثل سفر کردن و … .

دیده شید

واسه ایجاد روابط در محل کار خود وقت صرف کنین. بعضی وقتا حتی وقتی سخت کار می کنین و تیم تون هم نتایج خوبی رو به دست میاره، ممکنه این طور به نظر بیاد که بقیه خیلی از شما خوش شون نمیاد. اما ممکنه تنها به خاطر این باشه که اونا شما رو نمی شناسند.

کار کردن هیچ وقت تنها منحصر به کار کردن نیس. والدین شاغل هم می تونن ساعات خوبی داشته باشن. واسه خود بودجه ای به اندازه ۳ برنامه در ماه در نظر بگیرین که ۱۰ درصد عصرهای شما رو شامل میشه. اما همین ۱۰ درصد اثرات چشم گیر و طولانی یه مدت داره. هنگامی که اوقات بیشتری رو با مردم سپری می کنن اونا بیشتر به شما اعتماد می کنن.

علاوه بر این باید روی ارتباطات خود در طول روز هم سرمایه گذاری کنین. همه ما در طول ساعات کار زمانی رو واسه استراحت در نظر می گیریم. به جای اینکه این زمان رو با گشت و گذارای بی ثمر در اینترنت هدر بدین، یک استراحت درست و حسابی به خود بدین و با یکی از همکار ان تون به صرف ناهار برید یا با هم قهوه بخورین.

سعی کنین از مسافرتای کاری خود به بهترین شکل بهره ببرین. وقتی در سفر کاری هستین اوقات خود رو با فعالیتای اجتماعی و ملاقاتای شخصی پر کنین. هنگامی که در کنفرانس هستین، سعی کنین با افراد رابطه برقرار کنین. در کنفرانسا این افراد هستن که اهمیت دارن نه پلاکاردها و پوسترها.

فرصت بسازین

استفاده در کارایی که اهمیت ندارن بی معناست. شما می تونین تموم روز این طرف و اون طرف بدوید ولی به جایی نرسید. از زمانای خالی نترسین و فکر نکنین که حتما باید تموم وقت خالی خود رو پر کنین.

وقتای آزاد به فرصتا اجازه ظهور میدن. اگه یک مشتری تازه می خواد با شما صحبت کنه، تموم توجه خود رو به اون اختصاص بدین و نگران باشین که نکنه به فلان کار نرسید.

به وقتش خونه باشین

خونه و زندگی به اندازه شغل تون به توجه و تمرکز نیاز داره. برنامه ریزی کردن واسه هر دقیقه مهمه. حتی فکر کردن به برنامه هاتون در راه بازگشت به خونه مفیدتر از اینه که به خونه بیایید و روی کاناپه ولو شید.

شاید بخواهید به همراه خونواده به پیاده روی برید، به همراه همسرتون تهیه ی یک غذای جدید رو امتحان کنین یا از کتابخونه کتاب بگیرین اما شک نداشته باشین نمی خواهید مثل شخصی که در خواب راه میره زندگی شخصی خود رو بگذرونین. بیشتر ما وقتی به خونه می رسیم خسته ایم و دل مون نمی خواد هیچ کاری بکنیم ولی نمی تونین هیچ کاری انجام ندین. بالأخره کاری می کنین که شاید اگه حواس تون کامل تر بود اونو انتخاب نمی کردین.

هنگامی که حس و حال انجام هیچ کاری رو نداریم، دل مون می خواد وقت مون رو با فعالیتای آسون ای پر کنیم که در تجدید قوای ما اثر زیادی ندارن مثل گشت و گذار در اینترنت یا تماشای برنامه به دردنخوری در تلویزیون. تماشای برنامه های دلخواه تون هیچ اشکالی نداره، به ویژه اگه به همراه بچه یا همسر تون تماشا کنین و اینطوری می تونین از این فرصت واسه تحکیم کردن رابطه تون با اونا استفاده کنین، اما نباید تموم بعدظهر خود رو صرف تماشای برنامه هایی کنین که اصلا قصدش رو نداشتید.

سخت نگیرید

کار خونه، کارهای خارج از خونه، آماده کردن ناهار و … همه حرف هاییه که ما در مورد اینکه یک همسر خوب، یک مادر نمونه و یک مدیر خونه باید چه کارایی رو بکنه به خود می گیم. درسته که بعضی از اونا درست هستن، ولی یادتون باشه این ما هستیم که زندگی رو سخت یا آسون می گیریم. اگه شما به دلیل استانداردهای بالایی که دارین زندگی رو بر خود سخت می گیرین، عالیه. اگه هر شب کوچیک ترین کارهای آشپزی رو خودتون انجام میدید به خاطر این که انجام این کار خود واسه تون مهمه، عیبی نداره، اما اگه این کار رو انجام میدید چون فکر می کنین یک مادر «خوب» باید این کار رو بکنه، بهتره تجدید نظر کنین.

یک چیز دیگر: تمیز کردن خونه بعد از خوابیدن بچه ها. چرا اسباب بازیا رو جمع می کنین؟ اونا فردا صبح دوباره روی زمین پخش و پلا می شن ولی زمانی که شما صرف منظم کردن اونا کردین هیچوقت باز نمی شه، در حالی که می تونستید اون زمان رو استراحت کنین، کتاب بخونین یا با همسرتون سپری کنین. چیزی به اسم بازرس خونگی وجود نداره که ساعت ۱۱ شب زنگ خونه ی شما رو بزنه و به خاطر اسبا ب بازیایی که جمع کردین به شما امتیاز بده. اگه حقیقتا فکر می کنین پس از جمع کردن آنهاست که می تونین با خیال آسون بخوابید این کار رو بکنین، اما اگه تحت اثر این حرف هستین که در آخر روز خونه باید منظم باشه، فراموشش کنین.

هرچقدر لازمه از بقیه کمک بگیرین

باوری هست مبنی بر اینکه مهد گذاشتن کودکان کار نادرستیه. واسه همین پدر و مادرا تا جای ممکن از این کار خودداری می کنن. اما به یاد داشته باشین که شما با کمک گرفتن از بقیه شرایط بهتری دارین و در محیط کار و به دنبال اون در خونه هم از آرامش خاطر بیشتری بهره مند هستین.

باور نادرست دیگری هم هست که می گه زنانی که به شکل تموم وقت کار می کنن، هیچوقت وقت کافی واسه بچه هاشون ندارن. این حرف هیچ پایه و پایه صحیحی نداره. زنان شاغل زمان زیادی رو با بچه ان شون سپری می کنن. این زمان بعضی وقتا صبح هاست و بعضی وقتا روزهای تعطیل، ولی وقتی در یک بازه ی زمانی نگاه می کنین، می ببینن بیشتر از چیزی که به نظر می رسین با بچه ان تون زمان سپری کردین.

به خودتون اهمیت بدین

در پروژه موزاییک، زنان حدود ۸ ساعت در روز می خوابیدن و حدود ۳,۳۰ ساعت در هفته ورزش می کردن. مراقبت از خود همون چیزیه که به زنان امکان می ده زندگی پرمشغله ی خود رو اداره کنن. اهمیت دادن به خود، انرژی لازم واسه تمرکز و استفاده بیشتر رو در اختیار شما می ذاره.

تا به حال شده به دلیل اینکه می خواستین ورزش کنین یا خواب کافی داشته باشین به کسی آسیبی وارد شده باشه؟ جواب معمولا «نه» است. پس حقیقت رو قبول کنین و مراقب خودتون باشین.

به تموم موزاییکا نگاه کنین

در زندگی هم لحظات خوب هست هم لحظات بد. بین یک زندگی خوب، روزهای پراسترس هم می تونه وجود داشته باشه. یاد بگیرین به اونا در مورد و متن زندگی نگاه کنین. اگه سرِ کار روز پرمشغله ای داشتین که باعث شد چیز مهمی رو در زندگی شخصی تون از دست بدین، سعی کنین روز بعد بهتر عمل کنین. اگه به تصویر کلی نگاه کنین، از زندگی لذت بیشتری میبرین.

برگرفته از: chicagotribune.com

تغییر رو در زندگی خود احساس کنین: در زمان کمتر، چندبرابر بیشتر کار کنین



۱

زنان با اعتماد به نفس چیجوری رفتار می کنن 

اعتماد به نفس یا خودباوری، ارزشیه که افراد واسه تواناییا، افکار و عقاید خود قائل می شن. این ویژگی که در چهره، رفتار و حرکات نمود پیدا می کنه، از عوامل مهم جذابیتِ خانوما به حساب اومده و باعث می شه بقیه از بودن در کنار اینجور زنانی حس خوبی داشته باشن. در این مقاله به ۹ ویژگی مهمِ زنان با اعتماد به نفس، اشاره شده.

۱. نقاط ضعف خود رو قبول می کنن

«هیچکی کامل نیس.» هر چند این جمله تکراری رو زیاد شنیده ایم، ولی خیلی از ما به اون باور قلبی نداریم. از ویژگیای روشن زنان با اعتماد به نفس، «خودآگاهی» است. اونا با آگاهی به این موضوع که قبول کردن ضعفای شون چقدر به محو شدن اونا کمک می کنه، کمبودای خود رو قبول می کنن و با تکیه بر نقاط قوت، واسه بهبود نقاط ضعف خود سعی می کنن. اونا خود رو همونجوریکه هستن دوست دارن و وقت و زمان خود رو صرف بی مشکل بودن و بهترین بودن نمی کنن.

۲. قدرت «نه گفتن» دارن

زنان با اعتماد به نفس می تونن مخالفت خود رو خیلی روشن و البته خیلی قابل احترام بگن.

اونا رُک و صادق هستن و وعدهای بی جا نمی دن؛ چون حقیقت رو بر دروغ مصلحتی و رفتار عجیب بعد از اون ترجیح میدن. به جای انجام کارایی که بقیه رو خشنود می کنه، ترجیح میدن وقت شون رو صرف اموری کنن که واقعا از اون لذت می برن.

۳. شنونده ی خوبی هستن

این زنان در حالی که به قضاوتای خود ایمان دارن، به اعلام نظر بقیه هم خوب گوش میدن. اونا حتما تموم چیزی که رو که می شنون، دوست ندارن ولی از شنیدن دریغ نمی کنن. فکر می کنن انتقاد سازنده و گوش دادن به نظرات بقیه، راهی خوب واسه رسیدن به حل و فصل موضوعاته.

۴. هم رنگ جماعت نمی شن

زنان با اعتماد به نفس در جستجوی علایق داخلی خود هستن و هیچوقت واسه جلب رضایت دور و بریا هم رنگ جماعت نمی شن. اونا به اندازه کافی شجاع هستن که تنها خود رو در نظر بگیرن و هیچ بعضی وقتا کاری رو که به اون باور قلبی ندارن انجام نمی دن.

۵. با شکستای عاطفی مقابله می کنن

زنان با اعتماد به نفس، به اندازه کافی قوی هستن که اگه رابطه عاطفی شون با شکست روبرو شد خود رو نجات دن. اونا به شکست عشقی به عنوان یک تجربه نگاه می کنن و همیشه در جستجوی فرصتای خوب هستن. باورشون اینه که لایق رابطه ای عالی هستن و اجازه نمی دن گذشته، در زندگی حال شون اثر منفی بزاره.

۶. از بقیه کمک می گیرن

زنان با اعتماد به نفس میدونن که انجام تموم کارا به تنهایی ممکن نیس. اونا باور دارن که کمک گرفتن از بقیه چیزی طبیعی بوده و نه تنها نشونه ضعف نیس، بلکه بیان گر قدرت در به دست آوردن خواستهای شونه.

۷. احساسات خود رو میگن

زنان با اعتماد به نفس هیچوقت احساسات شون رو در خود حبس نمی کنن و بی توجه به موقعیت و واکنش بقیه، می کوشند هیجان و احساس خود رو نشون بدن.

۸. خود رو می بخشن

احساس گناه تنها هیجانی موقتی و گذرا واسه بررسی رفتار و کردار، سعی واسه تصحیح کردن اشتباهات و در آخر عذر خواهیه. این احساس بد رو هیچوقت نباید تو ذهن انبار کرد. زنان با اعتماد به نفس، تقصیرات و اشتباهات خود رو قبول می کنن، راه هایی واسه اصلاح اونا پیدا می کنن و بعد از اونا خلاص می شن.

۹. از بقیه حمایت می کنن

زنان با اعتماد به نفس باور دارن که موفقیتِ بقیه مانع موفقیت و پیروزی اونا نیس. از بلندپروازی بقیه خوشحال می شن و با تقسیم تجربه های خود و تشویقای رو راست و صمیمانه، بقیه رو در رسیدن به اهداف شون حمایت می کنن.

جمع بندی:

این نکته رو همیشه در نظر داشته باشین که اعتماد به نفس موجب رشد شما می شه. مورد ۶ رو به یاد بیارین. مهارت در این مورد کلید شما واسه رسیدن به وضعیت مطلوب هستش.

برگرفته از: huffingtonpost.com

 


زمان و علائم دندان درآوردن نوزاد؛ راهکارهایی واسه کاهش درد نوزادان "

 

وزادتان تازگیا بی قرار شده و بداخلاقی می کنه؟ میل به غذا نداره و بی دلیل جیغ می زنه؟ اگه مطمئن هستین که مریض نیس و مشکل دیگری نداره، باید خوشحال باشین. همه اینا از علائم دندان درآوردن نوزاد هستن و معمولا تا زمانی که نوک دندانا از لثه بیرون بزنه، ادامه دارن. درآوردن دندانای شیری درعین حال که یکی از مراحل اصلی رشد کودک حساب می شه، اما سختیا و گرفتاریای خاص خودش رو داره. شما می تونین با بعضی روش ها گذراندن این دوره رو واسه کودک تون آسون تر کنین. در این مطلب، شما رو با زیروبم این دوره شیرین اما دردناک آشنا می کنیم و راهکارهایی واسه آرامش درد و ناراحتی به دلیل دندان درآوردن و کمک به حفظ سلامت دندانای نوزادتان در اختیار شما قرار میدیم.

 

نوزادان چه زمانی شروع به دندان درآوردن می کنن؟

دندان درآوردن نوزادان، مراحل تدریجی و زمان بَره که یک باره اتفاق نمی افته. تبدیل شدن اون لثهای نرم و بی دندان به دهانی پر از مرواریدهای براق، مسیریه که پیمودن اون چندین ماه طول می کشه. تا زمانی که کودک تون ۳ ساله شه، معمولا بیشتر دندان هاش بیرون بین و می تونه خودش اونا رو مسواک بزنه؛ همونجوریکه میدونید مسواکِ دندانا یکی از قدمای اساسی در مراقبت از سلامت فردیه. البته اون اون قدر مهارت نداره که این کار رو درست و بی اِشکال بکنه؛ پس حتما تا زمانی که کمه کم ۶ ساله شه، در مسواک زدن به اون کمک کنین.

هنگامی که نوزاد هنوز داخل رحم مادره، دندانای اون شروع به رشد می کنن. جوانهای دندانی نوزادتان – که پایه ای واسه دندانای شیری اون هستن – در زمانی که شما حامله بودین، تشکیل شدن. در موارد خیلی نادر ممکنه نوزاد با یک یا دو دندان متولد شه یا در چند هفته اول تولد، دندان دربیاورد اما بیشتر نوزادان، اولین دندان شون رو بین ۴ و ۷ ماهگی بیرون میارن.

اگه نوزادتان جزء کودکانی باشه که زودتر از سن شون رشد می کنن، ممکنه اولین دندان شیری اش رو که معمولا یکی از دندانای وسط فک پایینه، در ۳ ماهگی بیرون بیاره اما اگه رشد کودک تون با کمی تأخیر همراه باشه، ممکنه مجبور شید واسه بیرون اومدن دندان هاش تا یک سالگی یا شاید هم کمی بیشتر صبر کنین.

آخرین دندانایی که بیرون بین، دندانای آسیاب دوم هستن که در بالا و پایین قسمت انتهایی دهن رشد می کنن. اونا معمولا در نزدیک سه سالگی ظاهر می شن. مدت کوتاهی پس از اون، کودک شما یک مجموعه کامل، شامل ۲۰ دندان، داره.

علائم دندان درآوردن چیه؟

بعضی نوزادان خیلی آسون و بی هیچ گونه مشکلی دندان درمی بیارن، اما خیلی از نوزادان معمولا در طول این مراحل، احساس ناراحتی می کنن. اینا چند مورد از عادی ترین علائم دندان درآوردن هستن:

  • آبریزش دهن که می تونه به بروز بثورات جلدی در دور دهن منجر شه؛
  • حساسیت و تورم لثه؛
  • تحریک پذیری یا نق زدن؛
  • گاز گرفتن؛
  • خودداری از غذا خوردن؛
  • مشکلات خواب.

دندان درآوردن باعث تب، استفراغ یا اسهال نمی شه. اگه نوزاد شما این علائم یا نشونه های نگران کننده ی دیگری داره، اونو به دندان درآوردن ربط ندین و با دکتر اون تماس بگیرین.

ترتیب رویش دندانای شیری در بیشتر نوزادان از این قراره: اول دو دندان میانی در فک پایین، بعد دو دندان میانی در فک بالا و در آخر دندانای بغل دستی و عقب.

راه هایی واسه کاهش درد به دلیل دندان درآوردن نوزادان

شما نمی تونین واسه بیرون اومدن دندانای نوزادتان کاری انجام بدین، اما می تونین میزان درد و ناراحتی به دلیل اونو واسه دلبندتان کم کنین. اینا بعضی از راهکارهایی هستن که می تونن مفید باشن:

  • به نوزادتان چیزی بدین تا اونو بجود. به اون یک حلقه دندانی یا حوله ی خیسی بدین که قبلا اونو در یخچال گذاشته اید. دندان گیرها رو در فریزر نگذارید، چون با منجمد شدن می تونن اون قدر سفت شن که به لثهای کودک آسیب برسانند.
  • به نوزادتان، غذای سرد بدین. دادن غذاهای سردی مثل پوره ی سیب (کمپوت سیب له شده) یا ماست به کودک می تونه به کاهش درد و ناراحتی لثهای اون کمک کنه.
  • لثهای کودک رو ماساژ بدین. بعد از شستن دست هاتون، لثهای اونو به آرامی اما محکم با انگشت تون ماساژ بدین. این فشار می تونه فشاری رو که نوزاد به خاطر دندانای درحال جوانه زدن احساس می کنه، تا حد زیادی آرامش بده.
  • داروی مُسکن رو امتحان کنین. اگه هیچ یک از این روش ها مؤثر نبود، ممکنه دکتر واسه کاهش درد و نا آرومی، استفاده از قطره ی استامینوفن نوزادان رو پیشنهاد کنه.

استفاده از داروهای بی نسخه مثل ژلا و کر مای بی حس کننده که لثه ی نوزاد رو بی حس می کنن و درد دندان درآوردن رو آرامش میدن، واسه کودکان زیر ۲ سال پیشنهاد نمی شه، پس از مصرف خودسرانه ی این داروها خودداری کنین و فقط تحت نظر دکتر از اونا استفاده کنین. آکادمی دندان پزشکی کودکان آمریکا، اداره غذا و داروی آمریکا و بقیه کارشناسان اخطار میدن که داروهای بی حس کننده ی موضعی شامل بنزوکائین می تونن باعث متهوگلوبینمی ( methemoglobinemia) شن؛ وضعیتی نادر اما خطرناک که در اون مقدار اکسیژن در خون، به شکل زیاد و خطرآفرینی پایین میاد.

چیجوری دندانای کودک تون رو مسواک بزنین

هنگامی که نوزادتان درحال دندان درآوردنه، باید لثها و دندانای درحال رویش اونو تمیز نگه دارین. به محض اونکه دندانای اون بیرون اومدن، اونا رو دو بار در روز با استفاده از یک مسواک اندازه نوزاد یا یک مسواک انگشتی – که مخصوص نوزادانه – و مقدار خیلی کمی خمیردندان، مسواک بزنین. از دکتر یا دندان دکتر اون در مورد استفاده از خمیردندانای شامل فلوراید سؤال کنین. وقتی کودک تون دو ساله شد، مقدار خمیردندان رو به اندازه یک نخود افزایش بدین.

اگه کودک تون چندین دندان درآوردهه و شما نمی تونین با مسواک به تموم سطوح اونا دسترسی داشته باشین، وقت اینه که از نخ دندان استفاده کنین. سعی کنین از نخ دندانای کمانی رنگارنگ که مخصوص کودکان هستن، استفاده کنین تا این کار واسه شما و کودک تون آسون تر شه.

بقیه راه ها واسه مراقبت از دندانای کودک تون

هیچوقت کودک تون رو درحالی که شیشه ی شیر در دهانشه، نخوابونین؛ مگه اونکه شیشه ی شیر پر از آب باشه. قندهای موجود در شیر خشک و حتی شیر مادر در طول شب روی دندانای اون جمع می شن و می تونن به پوسیدگی دندان به دلیل شیشه ی شیر منجر شن که به اون پوسیدگی بطری هم میگن.

راه دیگر واسه خودداری از این وضعیت و کاهش احتمال پوسیدگی دندان نوزاد اینه که سعی کنین به جای بطری، با یک فنجون به اون شیر بدین. بهتره این کار رو از نزدیک یک سالگی انجام بدین تا اون آسون تر بتونه از فنجون شیر بخورد. باید از لیوانای نی دار هم خودداری کنین، چون اونا هم مثل بطری شیر باعث می شن دندانا به مدت طولانی درمعرض قند موجود در شیر قرار بگیرن و درنتیجه احتمال پوسیدگی دندانای نوزاد رو افزایش میدن.

چکاپ شش ماهگی نوزاد، زمان مناسبیه که از دکتر کودک تون بپرسید اون به یک مکمل فلوراید نیاز داره یا نه. این مکملا، به شکل قطرهای شامل فلوراید هستن و به پیشگیری از پوسیدگی دندانای نوزاد کمک می کنن اما فقط در صورتی لازمن که غلظت فلوراید آب آشامیدنی شما کمتر از حد مجاز باشه. از دکتر بخواهید که دندانای نوزادتان رو معاینه کنه.

در نزدیک یک سالگی باید کودک تون رو واسه چکاپ دندان هاش پیش دندان دکتر ببرین. البته اگه دکتر نوزادتان احساس کنه که احتمال پوسیدگی دندانای اون زیاده، ممکنه لازم باشه که نوزادتان رو کمی زودتر پیش دندان دکتر ببرین، یعنی شش ماه پس از بیرون اومدن اولین دندانش یا تا تولد یک سالگی، هر کدوم که موعدش زودتر بود.

در حدود ۱۸ ماهگی می تونین کم کم به کودک تون یاد بدین که چیجوری دندان هاش رو مسواک بزنه. شما باید در این کار به اون کمک کنین، چون اون هنوز مهارت و تمرکز لازم رو واسه استفاده ی درست از مسواک نداره.

شما مجبور نیستین دندانای کودک تون رو در یک جهت خاص مسواک بزنین، فقط سعی کنین ذرات مواد غذایی رو از بین دندانا بیرون بیارین. اگه کودک شما مزه ی خمیردندان رو دوست نداره، نوع دیگری رو امتحان کنین.

سعی کنین به کودک تون بیش ازحد شیرینی و شکلات ندین. وقتی اون در خوردن شیرینی جات زیاده روی کرد (مثلا در یک جشن تولد)، حتما بی معطلی پس از خوردن اونا دندان هاش رو مسواک بزنین.

اگه کودک شما هنوز دندان درنیاوردهه، باید چیکار کنین؟

اگه تا چکاپ ۱۸ ماهگی نوزادتان هنوز هیچ نشونه ای مبنی بر دندان درآوردن اون مشاهده نکردید، این مسئله رو با دکتر یا دندان دکتر اون درمیان بذارین. نوزادان نارس ممکنه چند ماه دیرتر از نوزادان معمولی دندان دربیاورند.

اگه کودک تون همه علائم دندان درآوردن رو داره – آبریزش زیاد از دهن، لثهای متورم – اما به نظر می رسه که علاوه بر اونا درد شدید و غیرعادی رو هم تحمل می کنه (گریهای شدیدی که اصلا آروم نمی شن، یکی از نشونه های درده) با دکتر اون تماس بگیرین. دندان درآوردن نباید مراحل سختی بار و زجرآور واسه نوزاد باشه.

دندانای کودک تون در چه سنی شروع به افتادن می کنن؟

تا زمانی که دندانای دائمی کودک تون آماده ی بیرون اومدن از لثها نباشن، دندانای شیری اون نمی افتند. معمولا دندانای شیری در نزدیک ۶ سالگی شروع به افتادن می کنن.



 


زردی نوزادان؛ از عوامل ایجاد و نشونه ها تا درمان اون

زردی نوزادان یکی از اتفاقات دروغ که در اون، رنگ پوست و رنگ چشمان نوزاد زرد می شه. این اتفاق در اثر افزایش بیلی روبین رخ می ده. در افراد بالغ و کودکان، این ماده معمولا از راه کبد دفع می شه اما ازآنجایی که کبد کودکان هنوز اون قدر توان نداره که بیلی روبین رو دفع کنه، این ماده باعث بروز زردی در نوزاد می شه. از آنجایی که زردی نوزادان یکی از موارد عادی در زمان نوزادیه، در این مطلب به سراغ جزئیات اون خواهیم رفت.

 

خبر خوب اینه که زردی، معمولا پس از اونکه نوزاد شروع به غذاخوردن کرد، به دنبال رشد بیش تر کبد خودبه خود ازبین میره. واسه همین هم معمولا زردی آخرش تا دو یا سه هفته ازبین میره و جای نگرانی خاصی هم نیس. بااین حال اگه این مشکل بیشتر از سه هفته طول بکشه، می تونه ایجاد کننده مشکلات دیگری باشه. ناشنوایی و آسیبای مغزی مختلف ازجمله فلج مغزی، اتفاقاتی هستن که زردی دراز مدت می تونه به دنبال داشته باشه. واسه همین هم آکادمی پزشکی کودکان آمریکا تأکید داره که میزان زردی نوزاد زمانی که هنوز در بیمارستانه، کمه کم در هر ۸ یا ۱۲ ساعت بررسی شه و پس از انتقال اون به خونه هم هر چند روز یک بار این مسئله بررسی شه.

چه مواردی باعث بروز زردی نوزادان می شن؟

بعضی کودکان با استعداد ابتلابه زردی هستن که درادامه با اونا آشنا میشیم:

  • کودکان نابالغ: منظور کودکانی که پیش از رسیدن به ۳۷ هفته به دنیا اومده باشن (به وضع حمل قبل از هفته ۳۷ بارداری، زایمون زودرس گفته می شه که علاوه بر زردی، ممکنه مشکلات دیگری رو هم واسه نوزاد به همراه داشته باشه)؛
  • کودکانی که امکان استفاده از شیر مادر رو ندارن. حال این مسئله ممکنه به دلیل آماده نبودن شیر مادر یا ناتوانی نوزاد در خوردن اون باشه؛
  • کودکانی که گروه خونی اونا با مادرشان متفاوته. معمولا در بدن کودکانی که گروه خونی متفاوتی درمقایسه با مادرشان دارن، مقداری پادتن ترشح می شه که می تونن به گلبولای قرمز خون اونا آسیب برسونه و باعث افزایش شدید بیلی روبین شن؛
  • کبودی یا دیگر خون ریزیای داخلی هنگام تولد؛
  • مشکلات کبدی؛
  • عفونت؛
  • کمبود آنزیما؛
  • ناهنجاری در گلبولای قرمز خون.

نشونه های زردی در نوزادان چیه؟

اولین نشونه زردی در نوزادان، زردشدن رنگ پوست یا چشمان ویه. این زردشدن ممکنه بین دو تا چار روز پس از تولد نوزاد خودش رو نشون بده و معمولا هم اول در صورت دیده می شه و پس از اون، به دیگر نقاط بدن هم می رسه. میزان بیلی روبین معمولا سه تا هفت روز بعد از تولد به بیشترین حد خود می رسه. اگه انگشت خودتون رو روی قسمتی از بدن نوزاد فشار بدین و اون قسمت زرد شه، به احتمال زیاد اون زردی داره.

چه زمانی باید به دکتر مراجعه کرد؟

زردی معمولا مشکلی عادی و البته نه خیلی جدیه، اما بعضی وقتا هم می تونه باعث بروز مریضیا و مشکلات شدیدی شه. زردی شدید می تونه باعث افزایش احتمال خطرِ رسیدن بیلی روبین به مغز شه که می تونه مشکلات مغزی دائمی رو به همراه داشته باشه. پس درصورتی که عوامل زیر رو مشاهده کردین، حتما با دکتر تماس بگیرین:

  • درصورتی که زردی همیشه گسترده تر و شدید تر می شه.
  • درصورتی که تب نوزاد بیشتر از ۳۸ درجه شه.
  • درصورتی که رنگ زرد بچه شما شدید تر شه.
  • درصورتی که نوزاد تون به درستی غذا نخورد، بی حال بوده و گریهای شدیدی هم داشته باشه.

زردی نوزادان چیجوری تشخیص داده می شه؟

بیشتر مادر و نوزادا، معمولا پس از ۷۲ ساعت از تولد نوزاد از بیمارستان مرخص می شن، واسه همین هم، والدین باید حواس شون به این موضوع باشه. ازآنجایی که میزان بیلی روبین معمولا بین ۳ تا ۷ روز به بیشترین حد خود می رسه، باید در این بازه نوزاد رو واسه معاینه پیش دکتر ببرن. معمولا زردشدن رنگ نوزاد واسه تشخیص ابتلای اون به زردی کافیه، ولی معاینهای بیشتر شدت این دچار شدن رو تعیین می کنن.

از طرف دیگر اگه در همون ۲۴ ساعت اول تولد نشونه های زردی در نوزادی دیده شه، میزان بیلی روبین اون باید فورا از راه آزمایش پوستی یا خونی اندازه گیری شه و آزمایشایی هم می تونن واسه امتحان دلیل زردی کودک صورت بگیرن تا مشخص شه که این مسئله می تونه به مشکلات جسمی دیگری هم مربوط باشه یا نه.

درمان زردی چیجوریه؟

زردی معمولی معمولا پس از تکامل کبد نوزاد، خود به خود ازبین میره. شیر خوردن منظم (بین ۸ تا ۱۲ وعده در روز)، می تونه این روند رو سرعت دادن کنه، اما در موارد شدید تر، به اقدامات دیگر هم نیازه. یکی از روشای درمانی، فوتوتراپیه که در اون سعی می شه تا با استفاده از نور بیلی روبینا در بدن ازبین برن. در این روش، کودک درون محفظه ای مخصوص زیر نور آبی قرار میگیره و فقط پوشک می پوشد و چشم بند محافظ مخصوصی هم به چشمانش زده می شه. ضمنا ممکنه پتوی خاصی هم زیر کودک قرار بگیره. در موردای خیلی شدید و خطرناک هم دکتر از روش زدن خون به نوزاد استفاده می کنه؛ به این صورت که مقدار کمی خون از بانک خون یا یک فرد اهدا کننده به بدن کودک وارد می شه تا تعداد گلبولای قرمز خون اون افزایش پیدا کنه و میزان بیلی روبین کم بشه.

روشی واسه پیشگیری از زردی هست؟

روش خاصی واسه پیشگیری از بروز زردی نوزادان وجود نداره. تنها کاری که در این مورد میشه انجام داد، تشخیص گروه خونی مادره تا پس از تولد نوزاد، گروه خونی اون هم مشخص شه و احتمال بروز زردی درصورت نامطابقت گروه خونیا درنظر گرفته شه. اما اگه نوزاد شما گرفتار به زردیه، می تونین با انجام کارایی از شدید تر شدن اون جلوگیری کنین:

  • مطمئن شید که مواد غذایی مختلف به حد کافی ازطریق شیر مادر به نوزاد می رسن. پیشنهاد می شه که کمه کم در روزای اول، بین ۸ تا ۱۲ وعده در روز به اون شیر داده شه تا بیلی روبین بتونه آسون تر از بدن نوزاد خارج شه.
  • درصورتی که امکان دادن شیر طبیعی نیس، هر دو یا سه ساعت به اندازه کافی شیر خشک به نوزاد بدین. البته کودکانی که جثه ی کوچیک تری دارن، شاید به شیر کمتری نیاز داشته باشن. مشورت با دکتر واسه تعیین میزان شیری که باید به نوزاد داده شه می تونه مفید باشه. اگه نوزاد تون درزمان ۲۴ ساعت کمه کم ۸ بار واسه خوردن شیر بیدار نمی شه، این مسئله رو هم با دکتر درمیان بذارین.



زبون بدن چه تاثیری روی اعتماد به نفس شما می ذاره؟ 

همین الان لحظه ای درنگ کنین و به شکل نشستن تون دقت کنین. دست هاتون کجاست؟ حالت صورت تون چیجوریه؟ تصور کنین اگه فرد دیگری در نزدیکی شما باشه، با دیدن زبون بدن شما، چه پنداشتی درباره شما داره؟ اگه فکر نمی کنین که بدن شما زبون خاص خودش رو داره، بهتره تجدید نظر کنین. درصد زیادی از ارتباطات و نحوه ی برداشت بقیه از شما، متأثر از زبون بدن تونه. زبون بدن شامل طرز ایستادن یا نشستن و اشارات و حرکات چشم، صورت و دستا هنگام صحبت کردن می شه. در مقاله زیر به انتخاب ای از مهم ترین نکات درباره زبون بدن می پردازیم.

 

۱. هیچوقت قوز نکنین

اگه قوزکرده وارد اتاق شید، شک نکنین که حتی اگه اعتماد به نفس هم داشته باشین، قوز کردن از اعتماد به نفس ظاهریِ شما کم می کنه (اینجا به حرف مادران دلسوزمان می رسیم که همیشه این نکته رو به ما تذکر میدن). اما نکته ای درباره زبون بدن هست که شاید تا به حال نشنیده باشین: طبق تحقیقات دانشگاه هاروارد، زبون بدن، چه خوب و چه بد، می تونه بر هورمونا و ذهن ما اثر بزاره.

خبر خوب اینه که می تونین ظرف دو دقیقه، ایرادات زبون بدن تون رو اصلاح کنین.

طبق تحقیقات اِیمی کادی (Amy Cuddy) روان شناس اجتماعی، درباره اثر زبون بدن بر نگاه ما نسبت به خودمون، ایستادن با حالت اطمینان و اعتماد به نفس و بزرگ نشون دادنِ فیزیکی خودمون (مثلا با باز کردن شونه ها، صاف ایستادن و قرار دادن دستا روی کمر)، باعث تحریک هورمونای بدن هم می شه. شرکت کنندگان در این تحقیق، تنها با دو دقیقه تمرینِ بزرگ نشون دادن بدن، ۲۰٪ افزایش سطح تستوسترون و ۲۵٪ کاهش سطح کورتیزول داشتن.

برعکس، با انجام تمرین کوچیک نشون دادن بدن (مثلا با قوز کردن)، نه تنها از دید بقیه یک فرد خجالتی و ترسو به نظر میاید، بلکه خودتون هم واقعا این احساسات رو نسبت به خودتون پیدا می کنین. از دید علمی، شرکت کنندگانی که این حالت بدنی ضعیف رو تمرین کردن، ۱۰٪ کاهش تستوسترون و ۱۵٪ افزایش کورتیزول داشتن.

اگه احساس می کنین اعتماد به نفس کافی ندارین، اون قدر حالت بدنی افراد با اعتماد به نفس رو تمرین کنین تا یاد بگیرین!

سه روش پیشنهادی واسه نشون دادن قدرت و احساس کردن اون:

  • مشت گره کرده به نشونه پیروزی: خواه آماده ی مصاحبه واسه شغل ایده آل تون هستین یا راهی شرکت در یک مسابقه ی مهم، واسه آروم کردن اعصاب تون می تونین حرکت قدیمی «مشت گره کرده» رو امتحان کنین.
  • رابطه چشمی مناسب: نگاه کردن به پایین هنگام صحبت با بقیه، القاکننده ی احساس نبود امنیت و استرس شماس. بهتره بین صحبت با بقیه، تماس چشمی تون رو حفظ کنین، اما بعضب وقتا به دور نگاه کنین. نگاه کردن به بالا و پایین وقتی که سؤالی از شما پرسیده می شه و شما نیاز به فکر کردن دارین، یک امر طبیعیه. زل زدن رو از یاد ببرین، چون این سبک نگاه کردن تهاجمیه.
  • باز کردن کف دست: حرکات دست هم خیلی مهم هستن. زمانی که نشسته اید، کف دستان تون رو به آسمان و نوک انگشتان تون رو به فردی باشه که با اون در حال صحبت کردن هستین. باز بودن کف دست می تونه نشون دهنده ی این باشه که شما پذیرای تبادل ایدها و اطلاعات هستین، برعکس، کف دست بسته یا رو به پایین، می تونه گویای این باشه که شما علاقه ای به شنیدن حرفای طرف مقابل ندارین.

۲. طوری لباس بپوشید که اعتماد به نفس تون بالا برود

در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۲ انجام شد و نتایج اون در مجله Experimental Social Psychology به چاپ رسید، امتیاز داوطلبانی که روپوش پزشکان آزمایشگاه رو به تن داشتن، از امتیاز داوطلبانی که روپوش نداشتن، در انجام وظایف حساس و دقیق، بالاتر بود.

نوع پوشش ما بر نوع برداشت ما از خودمون و برداشت بقیه از ما اثر می ذاره. لباس پوشیدن واسه داشتنِ اطمینان و اعتماد به نفس، چیزی بیشتر از پوشیدنِ لباسای مُد روز و شیکه. این طرز لباس پوشیدن واسه رسیدن به یک حسِ خوب، باوقار به نظر رسیدن و اعتماد به نفس در همه موقعیت هاست.

اگه کمد لباس شما چیزی به اعتماد به نفس تون نمی افزاید، اگه شلخته و نامرتب هستین و اگه متناسب با موقعیت لباس نمی پوشید، پس از این حقیقت غافل هستین که لباس شما بخشی از زبون بدن شماس و پیام خاص خودش رو به بقیه منتقل می کنه. بازخورد غیرکلامیِ بقیه به شکل لباس پوشیدنِ شما، به طور غیرمستقیم بر اعتماد به نفس شما اثر می ذاره.

سعی کنین سبک خاص و مورد علاقه خودتون رو پیدا کنین و اگه کمد لباس شما بی لباس هاییه که به شما احساس اعتماد به نفس و قدرت بده، حتما مجموعه لباسای خود رو با اضافه کردن این دست لباسا کامل کنین.

۳. عادتای عصبی خود رو ترک کنین

به گفته بیشتر از ۵۰۰ مدیر که از طرف Adecco USA (شرکت مشاوره منابع انسانی) نظرسنجی شدن، یک پنجم از کاندیداهایی که اونا رد کردن، دچار تیکای عصبی بودن. این رفتارها نشون می داد که فرد، بی اعتماد به نفس و آمادگی واسه مصاحبهه.

تیکای عصبی که در ورجه وورجه کردن، پیچ و تاب دادن به موها، تکان دادن پا یا جویدن ناخنا نمود پیدا می کنه، نشونه واضحی از استرس و عصبی بودنه. این حرکات عصبی مانع توجه بقیه به حرفاتون می شه و نمی ذاره اونا پیام شما رو دریافت کنن.

از لمس صورت، گردن یا موهای خود هنگام صحبت کردن، خودداری کنین، چون نشونه هایی از استرس هستن و این پیامِ روشن و روشن رو به فرد مقابل می رسانند که شما اعتماد به نفس ندارین.

اگه تیک عصبی دارین و در گذشته، بقیه درباره این رفتار از شما انتقاد کردن، به نوع این بی قراری خود هنگام صحبت با بقیه دقت کنین و چیزایی رو که باعث تحریک این بی قراریا می شن، شناسایی کنین. به محضِ روبرو شدن با یکی از این باعثا، به این فکر کنین که چه کاری رو می تونین جانشین این رفتار عصبی کنین. مثلا می تونین دست به سینه شید، از حرکات دست و صورت واسه رساندن معنی استفاده کنین یا یک مداد یا لیوان رو در دست بگیرین. اگه پا یا زانویتان رو تکان میدید، سعی کنین هر دو پای خود رو صاف روی زمین بذارین، چند نفس عمیق بکشین و فکر تکان دادن عصبی پا رو از سرتون بیرون کنین.

۴. به حالت بدنی تون دقت کنین

حالت بدنی شما زمانی درسته که نشستن یا ایستادن شما، کمترین میزان فشار رو به عضلات و رباطِ درگیر وارد کنه. در حالتِ نشسته، کمر شما باید صاف و با پشت صندلی در تماس باشه، پاهایتان صاف روی زمین باشن و زانوهایتان در حالت خم شده زاویه ۹۰ درجه بسازند.

در حالت وایس تاده، باید بتونین یک خط فرضیِ صاف رو از لاله ی گوش تا شونِه ، لگن، زانو و وسط قوزک پا بکشین. حالت بدنیِ درست واسه خودداری از کمردرد، گردن درد، دردهای عضلانی و هم تراز نگهداشتن استخوانا و مفاصل، ضروریه.

حالت بدنیِ درست، باعث باز شدن راه های هوایی و تضمینِ تنفس درست می شه و پس ، تموم اعضا و بافتای بدن به درستی به وظایف خود عمل میکنن. گذشته از این، حالت بدنی خوب از دید بقیه، مشخص کننده ی اعتماد به نفسه. وقتی صاف وای میستین، شونِه هاتون رو عقب میدید و سرتون رو بالا می گیرین، فردی با اعتماد به نفس و متین به نظر می رسین.

همین حالا که در حالِ خوندن این مقاله هستین، به حالت بدنی تون دقت کنین. قوز کردین و کمرتون خم شده؟ گردن تون به جلو کشیده شده و شونِه هاتون افتاده؟ اگه این طوره، از همین حالا، مقابل آینه اشکالات نشستن و ایستادن خود رو برطرف کنین و حالت بدنی درست رو تمرین کنین. می تونین از یک نوار کشی دور کمر واسه تمرینِ نشستن و ایستادنِ درست استفاده کنین.

حتی می تونین از یکی از اعضای خونواده خواهش کنین تا به عنوان ناظر، همیشه حالات بدنی درست رو به شما گوشزد کنه. حتما قبل از ورود به یک جمع یا جلسه، حالت بدنی تون رو اصلاح کنین تا اعتماد به نفس پیدا کنین.

۵. از یک زبون بدن گرم و گیرا استفاده کنین

اگه می خواید محبوب باشین، با کسی به توافق برسین، دل کسی رو به دست بیارین و کسی رو قانع کنین، باید از یک زبون بدن گرم و گیرا استفاده کنین تا اعتماد به نفس و پیام قدرتمندتان رو به فرد مقابل منتقل کنین.

زبون بدن گرم و گیرا شامل استفاده از حالتای بدنی باز، لبخند زدن، سر تکان دادن و تقلید عبارات و حرکات فرد مقابل می شه. زمانی که تونستید با این وسیله به هدف تون برسین، با فرد مقابل محکم دست بدین و «تشکر» کنین.

به موقعیتایی فکر کنین که ممکنه به قانع کردن فرد مقابل نیاز پیدا کنین. پیش از بروز اینجور موقعیتایی، تمرین رو شروع کنین. در صحبتای عادی، عبارات و حرکات قرینه ای رو تمرین کنین تا در مواقع نیاز با اعتماد به نفس اونا رو به کار ببرین.

برگرفته از: prevention liveboldandbloom

 



۴۰۰۰تومن

زبون بدن زنان با اعتماد به نفس چیجوریه؟ 

 

ر قرارهای آشنایی، دنیای کسب وکار و در موقعیتای اجتماعی، زنان باید نشون بدن که به اندازه کافی اعتمادبه نفس دارن. زبون بدن وسیله خوبی واسه نمایش قدرت و اختیاره. زنان در اجرا زبون بدن باید بعضی بایدها و نبایدها رو رعایت کنن. در این مطلب، شما رو با زبون بدن زنان با اعتماد به نفس آشنا می کنیم.

 

نبایدها

۱. سرجنبانک نباشید

یکی از اشتباهای عادی زنا تکان دادن بیش ازاندازه ی سر به نشونه توجه و تأیید طرف مقابل در مکالماته. از دید شخصی خارج از بحث، این کار شما رو کمی مثل عروسکای سرجنبانک می کنه! البته تکان دادن سر اهمیت زیادی داره و نبود اون ممکنه نشونه بی توجهی به طرف مقابل باشه. تأیید با سر می تونه نشونه دوستی و صمیمیت باشه اما ممکنه این پیام رو منتقل کنه که می شه شما رو خیلی آسون قانع کرد. تکان دادن سر به نشونه تأیید نباید وضعیت پیش فرض تون باشه، تنها هنگامی به راستی با کسی موافقید با تکانِ سر اونو نشون بدین.

۲. لبخندتان ساختگی نباشه

دخترها در سن نوجوانی یاد می گیرن واسه اینکه مورد پسند باشن، «لبخند بزنن و سر تکان دن»، اما لبخند ساختگی نه تنها نشونه ضعف بلکه نشونه دوروییه. پس به جای لبخندی ماسیده روی صورت، مرواریدهای خوشگل تون رو فقط در رویارویی اول یا هنگامی که واقعا نکته ای خوب نظرتون رو جلب می کنه، نمایان کنین. این جور لبخند تون به دل می شینه.

۳. از بالای عینک به بقیه خیره نشید

شاید در دور تون کسائی رو دیده باشین که از بالای عینک شون به بقیه خیره می شن. این کار پیام خودبرتربینی و کوچیک شمردن رو به بقیه منتقل می کنه. پس اگه عینک میزنین، این جور به بقیه نگاه نکنین چون شما رو دورازدسترس و افاده ای جلوه می ده.

۴. با لباسا و زیور آلات تون ور نروید

زنا وقتی عصبی هستن با موها یا جواهرآلات شون بازی می کنن یا با لباس هاشون وَر می رن. این کار نشونه اعتماد به نفس پایینه. شاید در موقعیتای غیررسمی بازی با موهاتون کار مقبولی باشه اما در موقعیتای کاری و قرارهای حرفه ای از این کار خودداری کنین چون هیچ نشانی از توانمندی حرفه ای به همراه نداره.

۵. به حالت دست تون دقت کنین

زنا معمولا تمایل دارن درحالی که کج وایس تاده ان و دستی به کمر زده ان، مچ دست دیگر رو طوری شُل آزاد کنن که انگار مچ شون مفصل نداره! این حالت حتی بی ادا و اطوار خاصی، نشونه سلطه پذیریه. زنا معمولا به شکل ناخودآگاه در بین افرادی که مایل به دوستی با اونا هستن، این حالت رو به خود می گیرن. اگه می خواید قدرت تون رو به بقیه نشون بدین، حالت شُل و وارفته به مچ دست تون ندین.

۶. اشاره نکنین

حواس تون باشه به آدما اشاره نکنین یا انگشت تون بی هدف در هوا نچرخه. این کار زنای غرغرو رو به یاد آدم میاره. اگه به دنبال حرکاتی با انگشتا هستین، دستانی با کف گشوده یا اُکی غواصی (کف دست تون رو باز کنین و نوک انگشتان اشاره و شست رو روی هم بذارین) اشارهای مثبتی هستن و شما رو صمیمی تر و با اعتماد به نفس تر جلوه میدن.

بایدها

۷. پاها رو طبق طرف مقابل بذارین

جهت گیری پاها رابطه مستقیم با خواست و میل شما داره. اشاره ی مستقیم پاها به طرف مقابل به معنی علاقه حقیقی شما واسه ایجاد ارتباطه. درمقابل وقتی پاها سمتی دیگر مثلا در خروجی رو نشونه بگیرن، یعنی فرد بیشتر مایل به ترک موقعیته تا شناختن شما. در رویارویی با آدمای قوی و معتبر طوری بایستید یا بشینین که پاهایتان مستقیما به فرد دلخواه اشاره کنن، چون نشون دهنده ی علاقه و احترام شماس.

۸. قلمروتان رو مشخص کنین

اگه می خواید قاطع و ابرازمند جلوه کنین، می تونین پاهایتان رو کمی با فاصله قرار بدین. زنا این نشونه رو که به معنای «مشخص کردن قلمرو» است به شکل ناخودآگاه در برابر مردها واسه نشون دادن اعتمادبه نفس به کار می گیرن. زنا وقتی دستپاچه هستن تمایل دارن تاجایی که ممکنه جای کمتری اشغال کنن! مثلا پاها رو روی هم میندازن، دستا رو روی مبل یا صندلی می ذارن یا روی سینه گره می کنن، اما این نشونه ضعفه. با اعتمادبه نفس وارد جمع شید؛ پاها رو پس نکشید، دست به سینه نباشید و شونِه هاتون رو جمع نکنین. این جور محکم و قوی جلوه می کنین.

۹. سبک باشین

منظور شخصیت تون نیس! تحقیقات نشون دادن افرادی که بیشتر از یک قلم رو همراه خودشون این ور و اون ور می برن (کیف دستی و کیف دوشی، کیف و کت و مثل اون) بی نظم و فراموشکار به نظر می رسن! پس پیش از ورود به جمع یا قرار ملاقات فقط لوازم لازم رو در کیف دستی تون بذارین و لباس روتون رو هم هنگام ورود تحویل بدین یا در جایی بذارین تا مجبور نباشید اونو با خودتون این ور و اون ور ببرین.

۱۰. با دستان تون پیکان بسازین

دستا رو در مقابل هم و نوک انگشتا رو روی هم قرار بدین. این نشونه اعتمادبه نفس و اطمینان به خوده. این کار روش خوبی واسه دمیدن اعتمادبه نفس در خودتون و بقیه، پیش از ملاقات یا مراسم و در طول اینه.

چند پیشنهاد دیگر:

  • پا روی پا انداختن و دست به سینه بودن، نشونه اینه که در وضعیت دفاعی هستین. بعضی هم ممکنه فکر کنن آدم نچسبی هستین! بعضی وقتا ممکنه بقیه این طور برداشت کنن که دارین رازی رو مخفی می کنین و تمایلی واسه ایجاد رابطه ندارین. پس هنگام صحبت با بقیه مراقب حالت بدن تون باشین.
  • نباید پیوسته و در تموم طول صحبت یا جلسه به طرف مقابل بچسبید. اما در موقعیت مناسب با پیش بردن سر و شونِه کمی به اون نزدیک شید؛ طوری که طرف مقابل متوجه حرکت تون بشه. راست قامت نشستن یا ایستادن نشونه اعتمادبه نفسه. در موقعیتای رسمی از خمودگی خودداری کنین و تنها هنگامی که می خواید بر چیزی تأکید کنین کمی سرتون رو مایل کنین.
  • رابطه چشمی یکی از نشونه های مهم زبون بدنه. باید بدونین چه زمانی رابطه چشمی برقرار کنین و چه زمانی دست از اون بکشین. البته رابطه چشمی به معنی خیره شدن به طرف مقابل نیس، فقط بعضی وقتا خیلی طبیعی به اون نگاه کنین.
  • در جلسهای گروهی یا صحبت با گروهی از آدما باید به همه اونا به یک اندازه توجه کنین. نباید این طور به نظر برسه که به بعضی بیشتر توجه می کنین و از بعضی غافل شدین.

  • اگه کمی با فاصله بشینین یا هنگام ایستادن کمی فاصله بگیرین، پیام نامناسبی رو منتقل نمی کنین. این نشون می ده دوست دارین حریم شخصی تون رو حفظ کنین و اینکه نسبت به خودتون حس خوبی دارین.
  • لبخند با خنده فرق داره. لبخند نشونه ای ملایمه؛ خنده محکم تر، رساتر و حتی بلندتره. باید متناسب با موقعیت تصمیم بگیرین لبخند بهتره یا خنده.
  • هیچ وقت سرتون رو پایین نیندازید، چون این کار می تونه نشونه بی احترامی یا نداشتن اعتماد به نفس باشه.
  • هنگام صحبت با بقیه کمی شونه ها رو شل کنین. آروم باشین، تکیه بدین و آزاد باشین.
  • سریع حرف زدن اثر خوبی نداره. باید به آرامی و با صدای مناسب صحبت کنین.



 



۴۰۰۰تومن

زبون بدن در سخنرانی؛ چند ترفند که بر جذابیت گفتار شما می افزاید

اگه از شما بپرسم: «هنگام آماده شدن واسه یک سخنرانی، چقدر از کل زمان خود رو به تنظیم زبون بدن تون اختصاص میدید؟» شاید می گین: «خیلی کم». بیشتر ما بیشتر روی محتویات سخنرانی تمرکز می کنیم و از یاد میبریم تأثیری که روی مخاطبان می ذاریم، بیشتر از راه زبون بدن، نحوه ی صحبت کردن و لحن صدای ماست، نه چیزایی که می گیم. این مقاله رو بخونین تا با اهمیت زبون بدن در سخنرانی و ۵ تکنیکی که بر جذابیت سخنرانی شما اثر می ذارن، آشنا شید.

 

تحقیقات نشون دادن که توانایی ما واسه ایجاد رابطه مؤثر با مخاطبان و اثر گذاشتن روی اونا، به صدا و زبون بدن مون خیلی وابسته. این وابستگی اون قدر زیاده که محتویات سخنرانی جایگاه سوم رو داره و اثر اون در ایجاد رابطه با مردم فقط ۷٪ است! صدا با ۳۸٪ رتبه دوم و زبون بدن با تأثیری ۵۵ درصدی، رتبه اول رو در ایجاد رابطه مؤثر با مردم داره. چرا زبون بدن این قدر مهمه؟

خوب، تا به حال پیش اومده که ایمیل یا پیغامی رو واسه کسی فرستاده باشین و گیرنده، منظور شما رو اشتباهی فهمیده باشه؟ خیلی اوقات از یاد میبریم که لغات بی احساسات، بی معنی هستن.

در هرکدام از دوره های آموزش مهارتای سخنرانی، از شرکت کنندگان می خوام به یادماندنی ترین ارائه ای رو که در تموم زندگی خود دیده ان (خوب یا بد)، به یاد بیارن. خیلی از اونا استادی در دانشگاه یا کارفرمایشان رو به یاد میارن. بعد از شرکت کنندگان می خوام ویژگیای برجسته یا چیزی رو که بیشتر تو ذهن شون مونده، به یاد بیارن. باید بگم که تا به حال نشنیده ام کسی بگه: «محتویات اون سخنرانی باورنکردنی بود». بیشتر اوقات نکته ای که توجه مردم رو جلب می کنه، خودِ سخنران یا روشای خاص اون واسه انتقال اطلاعات هستن. بعضی از این روش ها شوخی، رابطه چشمی، توضیحات کوتاه و مفید، شخصیت گیرا، مثالای ارتباطی، داستانا و … هستن.

با این مقدمه، فکر می کنم بهتر باشه به بررسی راه حلایی بدیم که با استفاده از اونا می تونین اثر مثبت تری روی مخاطبان تون داشته باشین، ویژگیای بدی که شما رو از ایجاد رابطه بازمی دارن، مخفی کنین و ویژگیایی که توانایی هاتون رو بیشتر می کنن، بهبود ببخشین. درنهایت هدف شما اینه که اثر مثبتی روی مخاطب بذارین. واسه این کار باید همه نقاط قوت و ضعف خود رو در نظر بگیرین. اگه همه ضعف هاتون رو از بین ببرین ولی چیزی به نقاط قوت تون اضافه نکنین، فایده ای نداره.

۱. در همون ۹۰ ثانیه ی اول، توجه همه رو جلب کنین

از لحظه ای که اولین بار حضار ما رو می بینن، ۴ تا ۶ ثانیه وقت داریم اثر مثبتی روی اونا بذاریم. حالا چه جوری کاری کنیم که اولین اثر ما مثبت باشه؟ چیجوری می تونیم به حضار بفهمانیم کنترل همه چیز رو در اختیار داریم و در کارمون وارد هستیم؟ واسه این کار، نه تنها با استفاده از محتویات سخنرانی، بلکه باید از راه تسلط خود، شنونده رو تحت اثر قرار بدیم.

وقتی به جایگاه سخنرانی رسیدید، چانه ی خود رو بالا بگیرین، به حضار نگاه کنین، یادداشتای خود رو پایین بذارین، به همه لبخند بزنین و از اونا تشکر کنین که واسه شنیدن سخنرانی شما اومدند. این بهترین روش واسه اثر گذاشتن روی حضاره. ولی شمایی که می خواید حرفه ای تر عمل کنین، بهتره مقدمه ای مربوط به موضوع پیدا کنین و اونو در اول سخنان خود بگید یا جمله ای کوتاه و مفید پیدا کنین که توجه همه رو جلب کنه. این جمله ممکنه درباره آمار یک چیز باشه، یا یک سؤال. می تونین از وسیله کمکی استفاده کنین. هر چیزی که انتخاب می کنین، باید جالب باشه و همه رو واسه ادامه سخنرانی آماده کنه.

۲. حتی اگه به شرایط تسلط ندارین، وانمود کنین مسلط هستین

مادرم همیشه می گفت: «اگه بلد نیستی اداش رو دربیار» و حق با اوست. منظور اون این نبود که باید آبروی خودم رو ببرم یا ادای فهمیدن رو دربیاورم. اون باور داشت بعضی وقتا باید اعتماد بقیه رو جلب کنیم و واسه این کار نباید احساسات واقعی خود رو بروز بدیم. اگه استرس دارم، ترسیده ام یا به خودم اطمینان ندارم، اشکالی نداره، ولی به عنوان یک حرفه ای نباید کاری کنم مخاطبان احساساتم رو بفهمن. وقتی به جایگاه سخنرانی رفتید، هرچقدر هم که استرس داشته باشین، باید ظاهر خود رو حفظ کنین.

۳. درست بایستید

ممکنه فکر کنین ایستادن که دیگر نیاز به آموزش نداره، ولی «درست ایستادن» بزرگ ترین مسئله ایه که دیده ام. متأسفانه، در خیلی مواقع، حالت نشستن و ایستادن ما آدما اشتباهه. با قوز کردن یا پایین نگه داشتن سر خود، نمی تونین اثر مثبتی روی حضار بذارین.

چند تمرین واسه درست ایستادن هست:

از دوست خود بخواهید کمک تون کنه بهترین وضعیت ایستادن تون رو پیدا کنین. از اون بخواهید روبه روی شما بایستد. اول چانه ی خود رو پایین ببرین، بعد سرتون رو آهسته بلند کنین و از دوست خود بخواهید وضعیتی رو که در اون بااعتمادبه نفس به نظر می رسین، به شما بگه. اگه چانه زیاد بالا باشه، ازخودراضی به نظر می رسین و اگه زیاد پایین باشه انگار که ترسیده اید. وضعیتی رو که در اون بااعتمادبه نفس به نظر می رسین، پیدا کنین و تا روز ارائه اونو تمرین کنین.

درمورد پشت و شونه ها، باید فرض کنین یک عروسک خیمه شب بازی هستین و به وسیله نخی که به سرتون وصل شده، کنترل میشید. اگه کسی این نخ رو بِکِشد چه می شه؟ قدتون بلندتر می شه؟ اگه بی اینکه از زمین جدا شید می تونین قد خود رو بلند تر کنین، پس باید پشت خود رو صاف تر نگه دارین.

کار شونه ها کمی سخت تره، چون کسی که به شما کمک می کنه، باید چشمان تیزبینی داشته باشه. دوست شما باید بفهمد که شونِه هاتون رو رو به جلو خم کردین و باید اونا رو عقب تر بدین یا نه. دوباره از دوست خود بخواهید پشت سر شما بایستد. به شکل عادی بایستید، دوست تون دستش رو پشت شونِه شما قرار می ده و کمی با انگشت شست فشار می بده. از دوست تون بخواهید با دستای خود کمی شما رو به عقب بکشه. اگه بی اینکه سینه ی خود رو جلو بدین بتونین شونِه هاتون رو عقب بدین، به این معنیه که باید وضعیت شونه ها رو تغییر بدین.

۴. یک جا نایستید، بعضی وقتا به طرف مخاطبان حرکت کنین

شاید شما جزو افرادی هستین که میدونن یک جا ایستادن موقع سخنرانی خیلی جالب نیس، ولی بازم این کار رو می کنین! دفعه ی بعد که ارائه دارین، نوار چسبی رو روی زمین بین خودتون و حضار بچسبونید. وقتی ارائه خود رو شروع کردین، ببینین چندبار می تونین در طول این نوار چسب راه برید تا به حضار نزدیک شید. بیشتر اوقات اگه سخنران به طرف ما حرکت کنه، حس می کنیم با ما رابطه برقرار کرده.

۵. از دستان خود استفاده کنین

خیلی آسون می تونیم با استفاده از دست هامون، شخصیت و جذابیت خود رو نشون بدیم. دستا بهترین وسایل دیداری ما هستن. مردم همیشه می پرسند: «با دست هامون چیکار کنیم؟» جواب من اینه: «از اونا استفاده کنین». مطمئنا می تونین دست هاتون رو حرکت ندین یا اونا رو در جیب خود فرو کنین یا دست به کمر بایستید، ولی بهتره واسه اثر گذاشتن روی حضار، از اونا استفاده کنین. دستان ما طراحی شدن تا با کمک اونا با دنیای دور رابطه برقرار کنیم، پس بهتره به بهترین روش از اونا استفاده کنیم.

فکر کنین که چه جوری می تونین واسه نشون دادن احساسات (تعجب، خطر، کنجکاوی) از دستان خود استفاده کنین؟ عمق و گستردگی موضوع سخنرانی رو با استفاده از دست هاتون نشون بدین. از یکی از شنوندگان بخواهید به شما کمک کنه. اشارهای دست و بازو چه شکلی هستن؟ چه جوری می تونین از حرکات دست در سخنرانی بعدی خود استفاده کنین؟

دوباره به متن سخنرانی تون نگاهی بندازین و بخشایی رو که می تونین از حرکات دست استفاده کنین، علامت بزنین.

نبایدهای زبون بدن در سخنرانی

  1. زمین یا آسمان رو نگاه نکنین (رابطه چشمی معنی داری برقرار کنین)؛
  2. تا زمانی که به جایگاه سخنرانی نرسیده اید، صحبت کردن رو شروع نکنین؛
  3. با موهای سر و صورت خود بازی نکنین؛
  4. روی یک پا تکیه نکنین؛
  5. با یک انگشت به کسی یا چیزی اشاره نکنین؛
  6. دست به سینه نباشید؛
  7. پاها رو روی هم نیندازید؛
  8. بدن خود رو به دو طرف تاب ندین؛
  9. پاها رو جفت نکنین؛
  10. به حضار پشت نکنین.

به یاد داشته باشین که نمی تونین تموم تکنیکا رو هم زمان یاد بگیرین. باید وقت صرف کنین، تمرین کنین و همیشه سعی کنین راهی واسه تقویت مهارت هاتون پیدا کنین. مثلا می تونین هنگام تمرین سخرانی، از خودتون فیلم بگیرین. بعد درحالی که صدای اونو قطع کردین اونو چندبار نگاه کنین و روی زبون بدن خود تمرکز کنین.

خیلی از آدما به طور طبیعی موقع سخنرانی جذبه و گیرایی لازم رو دارن، ولی بقیه واسه جذابیت بخشیدن به سخنرانی خود، باید روی زبون بدن شون کار کنن.

برگرفته از: newdirectionsconsulting

 



۴۰۰۰تومن

زبون بدن حرفه ای در سخنرانی؛ ۶ ترفندی که بر قدرت تاثیرگذاری شما می افزاید 

زبون بدن نقش مهمی در تأثیرگذاری بر بقیه و کسب نتیجه دلخواه داره. اما چه جوری میشه نشونه های مناسب و مثبت ارسال کرد و نتیجه دلخواه گرفت؟ با مطالعه رهبران موفق درزمینهای مختلف، حالات و نشونه هایی که زبون بدن رو موثر و قدرت مجاب کنندگی اونو افزایش میدن، شناسایی کردیم. درادامه، با حالتای زبون بدن حرفه ای در سخنرانی آشنا میشید.

 

چند سال پیش واسه پیش بینی برنده(ها) به همایشی دعوت شدیم که در این همایش شرکت کنندگان واسه ارائه ایده ی استارتاپی خود باهم رقابت می کردن؛ ۲۵۰۰ کارآفرین بخش ی فناوری واسه کسب هزاران یورو سعی می کردن. درحالی که سخنرانیا و ارائه ها رو مشاهده می کردیم، به جای توجه به ایده ی کارآفرینان تمرکزمان بر زبون بدن و حالتای ریز چهره ی داوران بود.

پیش بینی ما درباره برندها درست از آب درآمد! دو سال بعد واسه شرکت درهمان همایش دعوت شدیم، اما این بار هدف مشاهده و بررسی شرکت کنندگان بود. وظیفه ی ما نه پیش بینی برندها، بلکه توضیح این بود که ارتباطات غیرکلامی شرکت کنندگان تاچه اندازه بر موفقیت یا شکست اونا مؤثره.

ما به هر شرکت کننده، امتیازی بین ۰ تا ۱۵ دادیم. افراد واسه نشونه های مثبت و مطمئن زبون بدن مثل لبخند زدن، حفظ رابطه چشمی و نمایش حالتی قانع کننده امتیاز می گرفتن. درمقابل واسه نشونه های منفی مثل بی قراری، حرکات خشک دست و چشمان گریزان از تماس امتیاز ازدست می دادن. نتیجه ها نشون داد افرادی که جزو ۸ نفر اول بودن، متوسط ۸/۳ امتیاز کسب کردن. درحالی که متوسط نمره افرادی که نتونستن به رتبه های برتر برسن ۵/۵ بود. زبون بدن مثبت رابطه محکمی با موفقیت داره.

ما به نتایج مشابهی در دنیای سیاست رسیدیم! طی مبازرات انتخاباتی سال ۲۰۱۲ به شکل آنلاین، یک هزار شرکت کننده بررسی شد. شرکت کنندگان (از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه) یک ویدئوی ۲دقیقه ای از «باراک اوباما» و «میت رامنی» تماشا کردن که هم محتوای احساسات برانگیز و هم محتوای خنثی داشت. دوربینا حرکات چهره ی شرکت کنندگان رو ضبط کردن و بعد ما اونا رو از نظر ۶ احساس کلیدی روانشناختی بررسی کردیم. این ۶ احساس عبارتند از: شادی، تعجب، بیزاری، خشم و اندوه. ما نوع احساس (مثبت یا منفی) و قدرت اونا رو کدگذاری کردیم. بررسیا نشون داد «اوباما» احساسات منفی کمتری رو همراه با واکنشای احساسی قوی تر برانگیخت. درمقابل «رامنی» حتی از بین هم حزبیای خود ۱۶درصد رو به واکنش منفی واداشت! بررسی زبون بدن نشون داد: «اوباما» و برندهای همایش نامبرده زبون بدن مشابهی رو به کار گرفتن. «اوباما» حالتایی غیرتدافعی، مثبت و مطمئن رو به شکلی همگام و موافق با سخنرانی خود نشون می داد. درمقابل «رامنی» معمولا نشونه های منفی منتشر می کرد و حرکات و حالتای مخالف و مبهم چهره اش باعث محوشدن پیامش می شد.

۱. جعبه

سخنرانیای «بیل کلینتون» در روزهای آسون فعالیت سیاسی اش با حرکاتی پردامنه همراه بود که اونو غیرقابل اعتماد جلوه می داد. واسه کاهش این حرکتا، مشاوران به اون پیشنهاد کردن تصور کنه جعبه ای در مقابل قفسه ی سینه و شکمش قرار داره و سعی کنه حرکات دستش از محدودی این جعبه خارج نشه. از اون زمان «جعبه ی کلینتون» به اصطلاحی معروف در این بخش تبدیل شد.

۲. نگهداشتن توپ

حالتی که فرد رو در وضعی نشون می ده که انگار یک توپ بسکتبال در دستانشه، حس اعتماد و اختیار رو منتقل می کنه؛ انگار همه حقایق در دست تونه. «استیو جابز» در سخنرانی هاش از این حالت خیلی استفاده می کرد.

۳. دستان هرمی

وقتی افراد عصبی و مضطرب هستن، بیشتر دست هاشون بی قرار و پیوسته درحال حرکته. درمقابل اگه مطمئن و با اعتمادبه نفس باشن، دست هاشون آروم و بی حرکته. واسه آروم نگه داشتن دستا اونا رو به شکل یک هرم در مقابل هم قرار بدین. مدیران خیلی این حالت رو به کار می گیرن. البته نباید بیش ازاندازه در این وضعیت بمونین یا حالت چهره ی قاطع و مغرور رو چاشنی اون بکنین؛ هدف، نشون دادن اینه که آروم و مطمئن هستین نه ازخودمتشکر!

۴. حالت ایستادن

طرز ایستادن افراد نشونه ای از طرز فکر آنهاست. هنگام ایستادن بهتره پاهایتان به اندازه عرض شونِه از هم فاصله داشته باشن. اینجور حالت قاطع و محکمی نشون دهنده ی اینه که اختیار امور رو دردست دارین.

۵. کف دستا رو به بالا

این حالت نشونه بی پرده بودن و روراستیه. «اُپرا وینفری» در سخنرانی هاش این وضعیت رو زیاد به کار میگیره. اون که فردی قوی و اثر گذاره، درعین حال نشون می ده مایل به ایجاد ارتباطی رو راست با مخاطبانشه، خواه طرف مقابل یک نفر باشه خواه جمعیتی بزرگ.

۶. کف دستا رو به پایین

عکس حالت قبل هم می تونه اثر داشته باشه. این وضعیت نشونه قدرت، اعتبار و قاطعیته. «باراک اوباما» معمولا پس از یک سخنرانی پرانرژی از این حالت واسه آروم کردن جمعیت استفاده می کرد.

اگه می تونین از سخنرانی یا ارائه تون فیلم ورداری کنین. بعد اونو بی صدا تماشا و فقط بر زبون بدن تون تمرکز کنین. از نشونه هایی که معرفی کردیم استفاده می کنین؟ وضعیت ایستادن تون چطوره؟ به این فکر کنین که دفعه ی بعد چه جوری این حالتا رو نمایش بدین. در مقابل آینه و بعد دوستان تون تمرین کنین تا استفاده از این حالتا واسه تون طبیعی شه.

رابطه غیرکلامی به تنهایی باعث موفقیت یا شکست شما نمی شه، اما ممکنه به کسب نتیجه بهتر کمک کنه.

برگرفته از: hbr

 



۴۰۰۰تومن

خطر پذیری در زنان؛ زنان خطر پذیر موفق ترن؟ 

 

نون اصلا به خطر پذیری شهره نیستن. به دنبالِ رکود اقتصادی، حتی از این محافظه کاری نسبت داده شده به زنان تقدیر هم شده؛ چراکه تحقیقات این سؤال رو مطرح کردن که اگه در دنیای امور پولی، زنان بیشتری بر مسند قدرت نشسته بودن بحران اقتصادی رخ می داد یا نه؟ اما این تفکر که زنان به طور ذاتی از خطر گریزان هستن یک افسانهه. واقعا، نبود خطر پذیری در زنان، بیشتر از اونکه مربوط به ذات زنانه باشه به نحوه ی تربیت اونا مرتبطه.

اما فارغ از دلیل خودداری ما زنان از خطر، خطر گریزی می تونه در درازمدت به ضررمون باشه. خیلی از زنان فوق العاده موفق درباره اینکه چرا زنان نیاز دارن با ترس هاشون رو به رو شن و خطر پذیری بیشتری به خرج دن حرف زده ان. اینجا، از زبون همون زنانی که خطر پذیری رو تموم و کمال در عمل پیاده کردن و از منافع اون بهره مند شدن، هفت دلیلی رو میگیم که چرا خطر پذیری در زنان جزو چیزای مهم رسیدن به موفقیت واسه آنهاه.

۱. فرصتای عالی با خطر پذیری به وجود بین

خطر پذیری فرصتایی عالی رو، که بی خطر پذیری ندیده باقی می مونن، در اختیار فرد قرار می ده. ما زنان تمایل داریم که خطر پذیری رو منفی آزمایش کنیم، بیشتر به اون به دیده خطر یا کار غیرعاقلانه نگاه می کنیم. اما، این رو هم به یاد داشته باشیم که درعینِ حال که بعضی خطرا مفید حتمی ندارن، بعضی خطرا هم جواب میدن. خطر رو نه یک راه منتهی به شکست بلکه فرصتی واسه پیروزی ببینین؛ همون کاری که ساندرا پیترسون (Sandra Peterson)، مدیر ارشد کسب وکار ۱۰میلیاردی بایر کراپ ساینس (Bayer CropScience) -شرکتی فعال در بخش ی کشاورزی علمی و سلامتی- خوب از پسش برآمد. اون در سال ۲۰۱۱ به مجله تجاری فوربز اینجور گفت:

ساندرا پیترسون

«بیشتر زنان موفقی که در دنیای کسب وکار سراغ دارم، موفقیت شون رو مدیون تمایل شون به پذیرش رقابتای خطر داری بودن که بقیه در روبرو شدن با اونا میگن: ! مطمئن نیستم دلم بخواد این کار رو انجام بدهم.” اگه به راه کاری من نگاه کنین می ببینن که نقشای پرریسکی رو پذیرفته ام. این نقشا واسه بعضی خطر به حساب می اومدن اما واسه من اینجور بود: چه عالی! این فرصتی بی نظیره و به من اجازه می ده در سازمان نقشای مهم تری رو برعهده بگیرم.” اما بعضی به من می گفتن: دیوونه شدی؟ تو درباره دیابت، درباره ماشینای شست وشو، یا صنایع غذایی یا اتومبیل یا درباره صنعت کشاورزی چه میدونی؟” »

۲. خطر پذیری نشونه اعتماد به نفس شماس و کمک می کنه جدا شید

علاوه بر چیزی که گفته شد، خطر پذیری فرصت خوبی واسه شما فراهم می کنه که بدرخشید و خودتون رو به عنوان یک رهبر، و نه فقط کسی که به وضع موجود رضایت می ده، به بقیه معرفی کنین. تامارا عبدالجبار (Tamara Abdel-Jaber)، مدیر ارشد شرکت تکنولوژی اطلاعات پالما (Palma) و یکی از ۱۰۰ زن قوی عربِ معرفی شده در مجله تجارت عربی در سال ۲۰۱۱ این طور می گه:

«من قضیه رو این جور می بینم، خیلی از مردم در خاورمیانه منابع و علم زیادی در اختیار ندارن. واسه اینکه برتر باشین، کمی بیشتر به خودتون زحمت بدین … من مشتاق علم هستم و از سنای پایین با سعی سخت در مدرسه به دنبال اون بودم و در طول زندگی ام به این کار ادامه دادم. دانشی که دارم کمکم می کنه تا به خودم مطمئن باشم، و آدم خطر پذیری هستم.»

۳. خطرا به ما درس میدن و این درسا می تونن ما رو به راهی مهم و تازه هدایت کنن

خطر پذیری، علاوه بر فرصتای بیرونی ای که واسه ما فراهم می کنه و موجب به رسمیت شناخته شدن و اعتبار ما می شه فرصتی هم واسه رشد داخلی مون فراهم می کنه. هدر ربتز (Heather Rabbatts)، اولین زن حاضر در مقام مدیریت غیراجرایی انجمن فوتبال در گزارشی گفت:

هدر ربتز

«همیشه احساس کردم که در خطر پذیری چیز واقعا هیجان انگیزی هست. جمله با ارزشی در این باره هست که می گه: ، یادگیری تنها زمانی حاصل می شه که در خطر خطر باشی. من عاشق هر دوی اینا هستم؛ خطر و یادگیری. این علاقه منو به طرف برعهده گرفتن مشاغلی جهت داده که مردم پیش خودشون میگن: از پسش برنمیاد، غیرممکنه.” جواب من اینه که نه اینجور نمیشه.»

۴. موفقیت از آسمان بر شما نازل نمی شه، باید به دنبال اون برید

اون طرف فواید شخصی و شغلی اون، خطر پذیری در زنان می تونه یه قدم لازم واسه رفتن به دنبال موفقیت باشه. زمانی که هافینگتون پست از کِی کپلویتز (Kay Koplovitz) پرسید که چه جوری اولین زنی بود که مدیر ارشد یک شبکه تلویزیونی شد، اون جواب داد:

«واقعا باید یه قدم به جلو وردارین و سفرتون رو شروع کنین. باید با این مسئله، که دقیقا نمی دونین چه جوری باید به نتیجه مطلوب تون برسین، آسون برخورد کنین. در مسیرتون تجربه هایی انتظار شما رو میکشن. و واسه اینکه بتونین راه عبورتون رو صاف کنین و حقیقتا راه جلو تون رو به طرف نتیجه مورد نظر مدیریت کنین، باید آسون باشین. من انتظار موفقیتم رو داشتم. من می خواستم که موفق باشم.»

۵. با ماندن در کنج آسایش تون به رؤیاهایتان نمی رسید

خطر پذیری نه فقط در راه شغلی فعلی شما امتیازات پنهون ای به همراه میاره بلکه واقعا ممکنه راه رو به دنیای احتمالاتی که هنوز می تونین مورد توجه بذارین باز کنه. پاملا بارنز (Pamela Barnes) رئیس و مدیر ارشد اینجندر هلث (EngenderHealth) که سازمانی جهانی طبق تأمین بهداشت باروریه زنان رو تشویق می کنه که از کنج آسایش خود بیرون بیان تا بتونن پتانسیلای خود رو حالا درآورند. اون می گه:

پاملا بارنز

«جهانی که اون طرف کنج آسایش ما هست می تونه واسه همه، و به ویژه زنان جوون، بزرگ و ترسناک باشه. تا قبل اینکه بخوایم از این کنج بیرون بزنیم و خطر پذیر باشیم، هیچوقت نخواهیم تونست به موفقیتای حرفه ای برسیم و پتانسیل هامون رو کشف کنیم. زمان عبور از کنج آسایش مون فرا رسیده؛ زمانِ این فرا رسیده که به دنبال چیزی بریم که مشتاق اون هستیم، زمان رسیدن به رؤیاهایمان.»

۶. پذیرش خطر پذیری کمک می کنه بر ترس از شکست پیروز شدین

آریانا هافینگتون (Arianna Huffington)، یکی از بنیان گذاران و سردبیر اسبق روزنامه هافینگتون پست از خیلی وقت قبل ترس رو به عنوان یک مانع کلی در موفقیت برشمردهه. اون سال پیش به مجله بیزنس اینسایدر اینجور گفت:

«ما زنا کمی خطر فرار تر از بقیه هستیم، چون هروقت کسی می خواد کاری رو شروع کنه احتمال بزرگی هست که با شکست رو به رو شه، و ما زنان با شکست خوردن، بیشتر مشکل داریم… زنان با مسئله ای روبرو ان که من اونو هم خونه ای نفرت انگیزی می اسمم که تو ذهن ما زندگی می کنه و پیوسته شور و شوق رو از ما میگیره، نمی خواد شکست بخوریم چون ما هویت خودمون رو با شکستا و پیروزی هامون تعریف می کنیم. اما به جرأت می گم که شکست پایان راه موفقیت نیس، بلکه، معمولا شروع اینه.»

اون در همین ماه به روزنامه گاردین گفت که مادرش همیشه به اون می گفته که: «شکست عکس پیروزی نیس بلکه یه قدم به طرف موفقیته.»

۷. خطر پذیری در زنان به معنای بی گدار به آب زدن نیس

همونجوریکه خطر پذیری می تونه از دید شخصی و حرفه ای به روشنی مفید باشه، اما این کار بی رفت و امد با دنیای بیرون هم رخ نمی ده. افراد بی داشتن آمادگی و آموزش دادن خودشون درباره احتمالات شکست از خطر پذیری فایده ای نمی برند. جین کیوسی (Jeanne Kucey)، مدیر ارشد بنگاه تعاونی اعتبار جت استریم (JetStream Federal Credit Union) خوب از این حقیقت آگاهه و می گه:

«با وجود اینکه بی شک من آدمی خطر پذیرم، ، کاری رو که لازمه انجام میدم و متوجه اهمیت مراحل اجرایی و پیگیری تا پایان کار هستم. شما نمی تونین چندین ایده رو همین طوری مطرح کنین بی اینکه به کل مراحل پروژه و چیزی که در آخر کار باید به اون برسین نظر داشته باشین.»

برگرفته از: huffingtonpost

 


رکود تورمی چیه و چه تاثیری بر اقتصاد داره؟ 

خطر غیرسیستماتیک رو «خطر مشخص»، «خطر قابل پخش» یا «خطر پسمانده» هم می گن. این خطر یکی از شکلای مختلف خطر سرمایه گذاریه و در شرکت یا صنعتی که در اون سرمایه گذاری می کنین هست. خطر غیرسیستماتیک رو می تونین از راه جور واجور سازی کم کنین. خطر غیرسیستماتیک به اخبار مربوط می شه. اخباری که مختص یک سهم خاصه؛ مثلا وقتی کارکنان شرکتی که شما در اون سرمایه گذاری کردین اعتصاب می کنن.

خطر سیستماتیک رو «خطر بازار» یا «خطر غیرقابل پخش» هم می خونن. این خطر به کل بازار یا کمه کم بخشی از اون مربوط می شه. این خطر که ناپایداری هم نامیده می شه، نوسانات روزانه بازار و اثر اون روی قیمت سهام رو شامل می شه. ناپایداری یک ملاک ریسکه. معیاری که ویژگیا یا «ایجاد و خو »ی سرمایه گذاری رو سبک و سنگین میکنه، نه دلیل این ویژگیا رو. در این مقاله مطالب بیشتری درباره خطر سیستماتیک و غیرسیستماتیک یاد می گیرین.

 

دلیل اینکه مردم از سهام پول در میارن، همین حرکتا و نوسانات بازار هستن. ناپایداری واسه کسب سود ضروریه. هرچه سرمایه گذاری شما بی ثبات تر باشه، احتمال بیشتری هست که شرایط اون به شکل یهویی بهتر یا بدتر شه.

میزان سود بانکی(بهره)، رکود و جنگ همه می تونن دلایلی واسه خطر سیستماتیک باشن. چون که همه این موارد روی تموم بازار اثر می ذارن و جور واجور سازی روی اونا تأثیری نمی ذاره. خطر سیستماتیک رو می تونین از راه پوشش خطر کم کنین.

خطر سیستماتیک در تموم سرمایه گذاریا هست. اگه تورم وجود داشته باشه، می تونین در بخشایی سرمایه گذاری کنین که در برابر تورم مقاوم هستن. اگه میزان سود بالا باشه، می تونین سهام مربوط به بخش انرژی خود رو بفروشین و اوراق بهادار تازه منتشر یافته بخرین. اما اگه اقتصاد کشور مشکل داره، بهترین کار اینه که سرمایه گذاریایی پیدا کنین که از بقیه ی بازار مقاوم تر باشه. مثلا می تونین از سهام صنایع دفاعی یا راه حلای سهام روبه نابودی استفاده کنین.

ملاک ناپایداری یا خطر سیستماتیک

ملاک ناپایداری، «بتا» یا خطر سیستماتیک نام داره. این ملاک مقایسه یک سهام یا پرونده با تموم بازاره. یعنی، بتا میزان کلی خطر بازار بورس رو در مقایسه به بازار کل به ما می ده. بتا خطر بازار بورس رو با بقیه سهام مقایسه می کنه. بررسی سرمایه گذاری از حرف یونانی β واسه نشون دادن بتا استفاده می کنه. بتا در مدل قیمت گذاری داراییای سرمایه گذار (CAPM) هم استفاده می شه.

بتا با استفاده از بررسی رگرسیون محاسبه می شه. از پایه بتا یعنی رابطه میزان سود اوراق بهادار با نوسانات بازار. وقتی بتا ۱ باشه یعنی قیمت اوراق بهادار با نوسانات بازار تغییر می کنه. وقتی بتا کمتر از ۱ باشه، یعنی اوراق بهادار پایدارتر از بازار هستن. اگه بتا بالاتر از ۱ باشه، یعنی قیمت اوراق بهادار ناپایدارتر از بازاره. مثلا اگه بتا واسه سهام ۱.۲ باشه، شاید این سهام ۲۰ درصد ناپایدارتر از بازاره.

راهنمای راحت ی بتا

۱. بتای منفی

اگه بتا زیر صفر باشه، یعنی رابطه اون با بازار عکسه. احتمال وجود بتای منفی خیلی خیلی کمه. درگذشته، بعضی سرمایه گذاران باور داشتن که طلا و سهام طلا بتای منفی داره. این باور به خاطر این بود که وقتی بازار سهام نابودی داشت سهام طلا سود بیشتری به دست میاره. ولی این باور در دراز مدت غلط از آب در اومد.

۲. بتای صفر

پول نقد از پایه بتای صفر داره. یعنی، مهم نیس بازار چه تغییراتی می کنه، ارزش پول نقد همیشه ثابته. البته به شرطی که تورم وجود نداشته باشه.

۳. بتای بین صفر و یک

بتای کمتر از ۱ (و بیشتر از صفر) واسه شرکت هاییه که ناپایداری اونا کمتر از بازار باشه. بیشتر شرکتای خدماتی در این بخش هستن.

۴. بتای یک

وقتی بتا ۱ه، یعنی از ناپایداری یک شاخص به ویژه واسه اشاره به همه بازار استفاده کردیم و این شاخص رو واسه سبک سنگین کردن همه سهام و بتاهای دیگر به کار می بریم. مثلا میشه به شاخص S&P 500 اشاره کرد. اگه یک بتای سهام ۱ باشه، به اندازه و در جهت شاخص منبع حرکت می کنه. پس اگه شاخص سرمایه از S&P 500 پیروی کنه، بتای نزدیک به ۱ داره.

۵. بتای بیشتر از یک

این یعنی اینکه ناپایداری سهام بیشتر از شاخص عمومیه. خیلی از شرکتای وابسته به فناوری در بازار بورس آمریکایی Nasdaq بتای بالای ۱ دارن.

۶. بتای بیشتر از صد

این غیرممکنه، چون بتای بالای صد یعنی ناپایداری سهام، ۱۰۰ برابر بیشتر از بازاره. اگه سهامی بتای ۱۰۰ داشته باشه، با هر نابودی در بازار بورس احتمال این هست که ارزش اون سهام به صفر برسه. ممکنه در سایتای تحقیقاتی بتای بالای صد دیده باشین. در این صورت یا خطای آماری اتفاق افتاده یا بازار به خاطر کمبود نقدینگی دچار نوسانات شدید شده. سهام خارج از بازار بورس معمولا دچار این مشکل می شن. به کم پیش میاد که سهام شرکتای معروف بتای بالای ۴ داشته باشن.

چرا باید با معنی بتا آشنا باشین؟

آماده اید با سرمایه خود خطر کنین؟ خیلی از مردم این آمادگی رو ندارن. پس سرمایه گذاریایی رو انتخاب می کنن که ناپایداری کمی داشته باشه. بقیه افراد ترجیح میدن کمی بیشتر خطر کنن. چون در این صورت احتمال داره سود بیشتری به دست بیارن. واسه همین، سرمایه گذاران حتما باید معنی توان خطر پذیری رو بفهمن. سرمایه گذاران باید بدونن کدوم سرمایه گذاریا با تمایلات اونا واسه خطر پذیری متناسبه.

وقتی از بتا واسه امتحان ناپایداری استفاده می کنین، می تونین اوراق بهاداری رو پیدا کنین که با توجه به میزان خطر واسه شما مناسب تر هستن. سرمایه گذارانی که اصلا خطر پذیر نیستن باید سرمایه گذاریایی رو انتخاب کنن که بتای پایینی داره. اونایی که می خوان بیشتر خطر کنن، می تونن سهامی رو بخرن که بتای بالاتری داشته باشه.

خیلی از شرکتای دلالی بتا رو واسه تموم سهام خرید و فروشی خود محاسبه می کنن. این شرکتا نتایج محاسبات خود رو در کتاب بتا منتشر می کنن. این کتاب بتای حدسی واسه تقریبا تموم سهام قابل عرضه در بازار عمومی رو ارائه می کنه. مشکل اینجاست که بیشتر افراد به این کتابای دلالی دسترسی ندارن و محاسبه بتا حتی واسه سرمایه گذاران باتجربه هم سخته.

هشدارهایی در مورد بتا

مهم ترین اخطار در مورد استفاده از بتا به خاطر تصمیم گیری واسه سرمایه گذاری اینه که بتا یکی از امتحانای تاریخی واسه ناپایداری سهامه. اعداد بتای قدیمی یا ناپایداری تاریخی حتما نمی تونن آینده بتا یا ناپایداری رو پیش بینی کنن. یعنی، اگه بتای سهامی الان ۲ باشه، هیچ تضمینی نیس که سال دیگر این مقدار ثابت خواهد موند.

تحقیقی در مورد قابل اطمینان بودن بتای گذشته انجام شده. این تحقیق به این نتیجه رسید که بتای گذشته واسه سهام شخصی نمیتونه بتای آینده رو پیش بینی کنه. یکی از یافتهای جالب تحقیق این بود که به نظر می رسه بتا به میزان میانگین خود بازمی شه. این یعنی اینکه بتا چه بالاتر و چه پایین تر از یک باشه، ممکنه به طرف ۱ برگرده.

اخطار دوم اینه که بتا میزان خطر سیستماتیک رو نشون می ده. خطری که بازار به شکل کلی با اون روبرو شدن. درواقع، داریم سهام رو با شاخص بازار مقایسه می کنیم. این شاخص تحت اثر خطرای کلی بازار قرار داره. از طرف دیگر، بتا رو با مقایسه ناپایداری سهام با ناپایداری شاخص محاسبه می کنیم. پس بتا فقط خطر به وجود اومده به خاطر تغییرات بازار رو مورد توجه میگیره. سهام ممکنه با خطرای شخصی شرکتا هم روبرو باشن. ولی میزان بتا این خطرا رو نمی شناسه. پس، با اینکه بتا به سرمایه گذاران می گه تغییرات بازار چه تأثیری روی قیمت سهام داره، ولی به خطرای دیگری که شرکتا با اون روبرو هستن توجهی نمی کنه.