دانلود پایان نامه

• سیستم پاداش
٨ -از نظر کارکنان تا چه حدی تخصیص پاداش در مرکز بر اساس شاخصهای عملکرد آنان می باشد نه سابقه

خدمت )ارشدیت ( و تبعیض؟
• سازش با پدیدهء تعارض
٩ -از نظر کارکنان تا چه حدی آنان تشویق می شوند با تعارض بسازند و پذیرای انتقادهای آشکار باشند؟
• الگوی ارتباط
١٠ -از نظر کارکنان تا چه حدی ارتباطات سازمانی در مرکز به سلسله مراتب اختیارات رسمی محدود می شود؟
1-7 قلمرو پژوهش :

1-7-1 قلمرو مکانی:
این پژوهش در شهرستان کاشان و در جمع شرکتهای صنعتی (صنایع سنگین) با بیش از 100 نفر پرسنل انجام گردید.
تنها شرکت دولتی , شرکت تولید خودرو سایپا کاشان, و شرکتهای دنیای مس,هامون نایزه,ایران غلطک,گالوانیزه و فولاد کویر کاشان بعنوان شرکتهای با مالکیت خصوصی در نظر گفته شده است.
1-7-2 قلمرو زمانی :
نیمه دوم سال 1389

1-8 تعریف واژه ها و اصطلاحات
• مطالعه تطبیقی
مطالعه تطبیقی یکی از روش‌های پژوهش کمی و کیفی است که در آن دو یا چند متغیر یا فرایند همگون که می‌توانند نمونه‌ها و موارد محسوس یا نامحسوس باشند، بررسی می‌شوند؛ با این هدف که با توصیف و تبیین اشتراک‌ها و اغلب تفاوت‌ها، بتوان آن پدیدارها را شناسایی کرد و به تفسیرها و احتمالا تعمیم‌های تازه دست یافت.
• شرکت دولتی :
تعریف شرکت دولتی مطابق با ماده 4 قانون محاسبات عمومی بشرح زیر است :
شرکت دولتی واحد سازمانی مشخصی است که با اجازه قانون به صورت شرکت ایجاد شود و یا به حکم قانون یا دادگاه صالح ملی شده و یا مصادره شده و به عنوان شرکت دولتی شناخته شده باشد و بیش از 50 درصد سرمایه آن متعلق به دولت باشد. هر شرکت تجاری که از طریق سرمایه‏گذاری شرکتهای دولتی ایجاد شود ، مادام که بیش از پنجاه درصد سهام آن متعلق به شرکتهای دولتی است ، شرکت دولتی تلقی میشود .
• شرکت سهامی خاص :
شرکتى است بازرگانى که تمام سرمایه آن منحصرا توسط موسین تامین گردیده و سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمى سهام آنها است و تعداد سهامداران نباید از سه نفر کمتر باشد. عنوان شرکت سهامى خاص باید قبل از نام شرکت یا بعداز آن بدون فاصله بانام شرکت بطور روشن و خوانا قید شود .
• فرهنگ سازمانی :
فرهنگ سازمانی “شیوه ء انجام گرفتن امور در سازمان” را برای کارمندان مشخص می کند ادراکی است تقریبًا یکسان از سازمان که در همهء اعضاء وجود دارد و نمایان گر مشخصات معمول و ثابتی است که یک سازمان را از سازمان دیگر متمایز می سازد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به طور کلی ابتکار فردی ، ریسک پذیری(خطر پذیری) ،هدایت و رهبری ،یکپارچگی ،حمایت مدیریت ، کنترل ،هویت ،سیستم پاداش ،سازش با پدیدهء تعارض ، الگوی ارتباط شاخص های فرهنگ سازمانی می باشند.

فصل دوم:
مبانی نظری تحقیق
(ادبیات تحقیق)

2-1 مقدمه
در اوایل دهه ۱۹۸۰ صدها محقق شروع به پژوهش در خصوص فرهنگ سازمانی نمودند و دهها مقاله و کتاب در این خصوص به چاپ رسید و اکثر مجلات معتبر دانشگاهی مباحث خود را به این پدیده اختصاص دادند و امروزه فرهنگ سازمانی تبدیل به عنوان فراگیری در مباحث مدیریت شده است و انبوه مطالعات انجام گرفته تاکنون توانسته است نگرش دانش پژوهان و مدیران را نسبت به سازمان تغییر داده و تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی را به یکی از مهمترین تخصص ها در زمینه رفتار سازمانی مبدل نماید.
امروزه سازمانها در محیط متلاطم و طوفانی تغییر به حیات سازمانی خود ادامه داده و برای تحقق بخشیدن به رسالت های خویش، ناچار به تحول و همگون سازی ساختار و فرایندهای خود با نیازهای محیطی می باشند و برای تنظیم مؤثر و آگاهانه فرایند تغییر، قبل از هر چیز ناچار به تغییر بنیادی در بینش ها و تحول در سطوح فردی ، گروهی و سازمانی به تغییر در شیوه ء زندگی (فرهنگ یا جوّ) حاکم بر سازمان می پردازند و قبل از هر تحولی باید فرهنگ سازمان خود را شناسائی و بررسی نمایند.
2-2 تعریف فرهنگ سازمانی
فرهنگ همانند بسیاری از مفاهیم علوم انسانی، معانی و تعاریف متعددی دارد. جامعه شناسان، مردم شناسان و صاحبنظران که در حیطه اجتماع به تحقیق و تفحص پرداخته اند تعاریف متعددی را از این مفهوم ارائه نموده اند. استانلی دیویس معتقد است انسانهائی که در یک نظام اجتماعی کوچک یا بزرگ زندگی می کنند دارای باورها، اعتقادات، ارزشها، سنتها و هنجارهای مشترکی هستند که در مجموع فرهنگ آن نظام اجتماعی را تشکیل می دهند. ( استانلی دیویس، ۱۳۷۳ ، ص۵)
دکتر علی شریعتی در تعریف فرهنگ چنین مینویسد:
فرهنگ شامل مجموعه ای از تعابیر فکری غیر مادی، هنری، تاریخی، ادبی، مذهبی و احساسی در شکل علائم، سمبولها، سنتها، رسوم و شعا ئر یک مّلت است که در جریان تاریخ به شکل واحدی انباشته شده است. (احمدی، ۱۳۷۰. ص ۵۴)
فرهنگ در قالب بحث تخصصی خود در حدود اواسط قرن ۱۹ در نوشته های علمای مردم شناسی پدیدار شد.استعمال علمی کلمه انگلیسی معادل فرهنگ در اواخر قرن نوزدهم توسط تایلر مردم شناس انگلیس برقرار شد، مفهوم فرهنگ در نگاه او برای بیان یک مجموعه تکامل یافته از عقاید و چیزهای که بر اثر تجارب تاریخی شکل گرفته اند, بکار رفته است. (باقری زاده، ۱۳۷۵ ، ص ۲۶ )
فرهنگ در کشورهای مختلف و در اکثر زبان ها وجود داشته و معانی خاص خود را دارد). در عربی به معنای پیروزی، تیز هوشی و مهارت بوده ؛ درفرانسوی به معنی بارور کردن زمین تولید، و معنای مجازی افزایش قوای فکری، مجموعه دانشهای دریافت شده توسط فرد، مجموعه ای است از فعالیتهایی که تابع قواعد اجتماعی و تاریخی گوناگون بوده ؛ در آلمان فرهنگ مجموعه مظاهر زندگی فکری و هنری و شکل زندگی ظریف است؛ در بریتانیا فرهنگ ویژگی رفتاری نوع بشر؛ در رومی، مجموعه ای از دستاوردهای جامعه در زمینه پیشرفت مادی و معنوی؛ در هند واژه ای در انسان شناسی که شامل همه چیز می شود؛ در چین، مجموعه ثروت مادی و معنوی بشر در فرایند عمل تاریخ اجتماعی خود تلقی شده است؛ در آمریکا از آن به عنوان الگوی تفکر و انجام دادن فعالیت فردی نام میبرند و بر محتوای رفتاری جامعه دلالت دارد؛ در آفریقا، فرهنگ راه و روش زندگی مردمانی است که در برهه ای از زمان به منظور برخورد با چالشهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد؛ در آرژانتین، فرهنگ مجموعهای از منابع مالی و معنوی است که یک گروه انسانی تولید یا تحصیل میکند و همزیستی و هماهنگی جامعه ملی را تشکیل میدهد. (Keorass, 2005, P12)
همانطور که مشاهده میشود تقریباً در اکثر زبانها از واژه فرهنگ به عنوان یک ارزش اجتماعی و ارزش عملی یاد شده است که نشان دهنده اهمیت آن میباشد. پس آیا میتوان از آن غافل شد؟!
گی روشه جامعه شناس نامور معاصر کانادا در کتاب کنش اجتماعی، تعریف نسبتًا جامعی از فرهنگ ارائه مینماید، وی معتقد است:
فرهنگ مجموعه به هم پیوسته ای از شیو ه های تفکر، احساس و عمل است که کم و بیش مشخص است و توسط تعداد زیادی افراد فرا گرفته می شود تا این اشخاص را به جمع خاص و متمایز مبدل سازد.(گی روشه، ۱۳۷۴, ص ۱۲۳)
تعریف فوق دربر گیرنده مفاهیم مختلفی است از جمله اینکه فرهنگ مجموعه یا سیستمی از شیوه های تفکر واحساس و عمل می باشد که کم و بیش مشخص بوده و یا متأثر از هنجارها و الگوهای رفتاری و ارزشها می باشد که بصورت معین و مشخص بعنوان عناصر فرهنگ به شمار می روند و اعضای جامعه آنها را طی روند جامعه پذ یری می آموزند.Tylor (1882-1917)
بدیهی است ، تحول در هر سازمانی (کم یا زیاد) متاثر از فرهنگ حاکم بر آن شکل می گیرد، بنابراین ،فرهنگ هر سازمانی شامل ارزشها، هنجارها، باورها و نمادهایی است که توسط اعضا آن به صورت مشترک پذیرفته شده است . به عبارت دیگر فرهنگ عبارتست از مجموعه ای از ارزشها، باورها، درک و استنباط وشیوه تفکر و اندیشیدن که اعضای سازمان در آنها وجوه مشترک دارند . (RICHARD.L.DAFT, 1955:621)
به علاوه ، بسیاری از صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی ، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند وهمین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود . (ROBBINS|.P.STEPHEN,| 1987:357).
آنجا که فرهنگ های سازمانها با یکدیگر متفاوت است، درمیان فرهنگهای مختلف نسخه واحدی برای تحول پیدا نمی شود. (تسلیمی ، 1377، ص10) .از این رو در یک سازمان ، فرهنگ کارکردها و نقشهای متفاوتی ا
یفا می کند : اولا،فرهنگ تعیین کننده مرزسازمانی است ، یعنی سازمانها را از هم تفکیک می کند . ثانیا، نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می کند . ثالثا، فرهنگ باعث می شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود بیاید که آن بیش از منافع شخصی فرد است . رابعا، فرهنگ موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می شود .فرهنگ ازنظر اجتماعی به عنوان نوعی چسب به حساب می آید که می تواند ازطریق ارائه استاندارد مناسب (دررابطه با آنچه باید اعضای سازمان بگویند یا انجام دهند )، اجزای سازمان را به هم متصل می کند . و نهایتا فرهنگ به عنوان یک عامل کنترل به حساب می آید که موجب به وجود آمدن یا شکل دادن به نگرشها ورفتار کارکنان می شود . این آخرین وظیفه یا نقش نهایی فرهنگ است که موردتوجه ما در این بحث است .
(استیفن رابینز، ترجمه : پارسائیان و همکار، 975ص1374)

مطلب مرتبط :   فایل پایان نامه پیشرفت تحصیلی

نمودار2-1 : کارکردهای فرهنگ سازمانی

به علاوه ، همان گونه که در نمودار 2، شیوه شکل گیری فرهنگ سازمانی و حفظ ونگهداری آن ارائه شده است ، منشاء فرهنگ سازمانی نمی تواند چیزی جز فلسفه بنیانگذاران آن باشد . این فلسفه به نوبه خود بر شاخصهایی اثر می گذارند که در فرایند استخدام مورد استفاده قرار می گیرند . اقدامات یا کارهای کنونی مدیریت عالی سازمان موجب می شود تا جو کلی (رفتار مورد قبول) شکل بگیرد . اینکه تاچه اندازه افراد بتوانند با فرهنگ سازمان آشنا گردند، به این مساله بستگی دارد که در فرایند گزینش افراد، سازمان تاچه اندازه بتواند ارزشهایی را که افراد دارند با آنچه موردنظر مدیریت سازمان است ، تطبیق دهد . (استیفن رابینز، 1374ص990 )

نمودار 2-2: شکل گیری فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی همچنین به وسیله فرایند گزینش ، شاخصهای ارزیابی عملکرد،شیوه های تخصیص پاداش یا پرداخت حقوق و دستمزد، اجرای برنامه های آموزشی وسیاست ارتقای کارکنان و اعضای سازمان تایید، تثبیت و تقویت می شود. (رابینز، 1374ص 980 )
گروهی از پژوهشگران فرهنگ را مجموعه ای از دانش، باور ، هنر، اخلاق، قانون و رسوم و هر گونه قابلیت و عادات کسب شده توسط انسان به عنوان عضوی از جامعه می دانند و ویژگی های زیر ر ا درباره آن برمی شمرند . (کالاهان و دیگران، ۱۹۸۶ ، ص ۵۵۲ )
h فرهنگ، رفتاری اکتسابی است.
h این رفتار در جهت دستیابی به نتایج و برآوردن نیازهاست.
h فرهنگ در طول زمان تحقق می یابد.
h فرهنگ در بین افراد مشترک است.
h فرهنگ اصولا قانونمند است.
تعریف ادگار شاین از فرهنگ این چنین است:
فرهنگ مجموعه ای است از اصول اساسی و راه حل های مشترک برای مشکلات جهانی، تطابق بیرونی ( چگونه زنده بمانیم ) و انسجام درونی (‌چگونه کنارهم بمانیم ). این مفروضات و اصول اساسی در طول زمان تکامل می یابند و از نسلی به نسل دیگرمنتقل می شود.
“شاین براین باور است که فرهنگ مجموعه ای است از رفتارها، ساخته ها، ارزش ها و باورها، نظام‌های معنا و روش های یادگیری مشهود و نا مشهود.” کارل‌ رادریگز، خانواده، موسسات‌ آموزشی‌ و مذهب‌ را از مهمترین‌ منابع‌ یادگیری‌ فرهنگ‌ می‌شمارد. و بر این‌ باور است‌ که‌ خانواده‌ اساسی‌ترین‌ واحد پرورش‌ و توسعه‌ فرهنگ‌ است‌ و مذهب‌ به‌طور تنگاتنگی‌ با ارزشهای‌ فرهنگی‌ مرتبط‌ می‌شود و بر فعالیتهای‌ روزانه‌ افراد نظیر شروع‌ و پایان‌ زمان‌ کار، ایام‌ تعطیلی، آداب‌ و رسوم‌ و نوع‌ تغذیه‌ تاثیر می‌گذارد. (کارل‌ رادیگز، مدیریت‌ در عرصه‌ بین‌المللی، زاهدی، دانایی‌ فرد، 1380، ص‌ 32-29)
‌ استیفن‌ رابینز می‌گوید: افراد از نظر شخصیت‌ دارای‌ نوعی‌ ثبات‌ رویه‌ هستند که‌ می‌توان‌ براساس‌ آن‌ نوع‌ نگرش‌ و رفتار آنها را پیش‌بینی‌ کرد. سازمان‌ هم‌ مانند انسان‌ دارای‌ ویژگیهایی‌ است‌ که‌ این‌ ویژگیها می‌توانند به‌ صورت‌ صمیمی، خلاق، نوآور یا محافظه‌ کار باشند. براساس‌ همین‌ ویژگیها می‌توان‌ نگرشها و رفتارهای‌ کسانی‌ را که‌ درون‌ این‌ سازمانها هستند، پیش‌بینی‌ کرد. مقصود این‌ است‌ که‌ می‌خواهیم‌ بگوییم‌ در سازمان‌ یک‌ متغیر سیستمی‌ وجود دارد و آن‌ پدیده‌ را نمی‌توان‌ به‌ راحتی‌ تعریف‌ کرد ولی‌ به‌طور حتم‌ وجود دارد و افراد برای‌ معرفی‌ سازمان‌ از اصطلاحات، عبارات‌ و کلمه‌های‌ مشابه‌ استفاده‌ می‌کنند، ما این‌ متغیر را فرهنگ‌ سازمانی‌ می‌نامیم.
رابینز در یک‌ تعریف‌ دیگر، فرهنگ‌ سازمانی‌ را نظام‌ معانی‌ مشترکی‌ می‌داند که‌ به‌وسیله‌ اعضای‌ سازمان‌ حفظ‌ و به‌ تمایز سازمان‌ از سازمانهای‌ دیگر منجر می‌شود.
«جرج‌ گردن» نیز فرهنگ‌ سازمانی‌ را نظام‌ فرضیات‌ و ارزشهای‌ مشترکی‌ می‌خواند که‌ به‌طور گسترده‌ رعایت‌ می‌شود و به‌ الگوی‌ رفتار خاصی‌ منجر می‌شود.
استانلی‌ دیویس‌ فرهنگ‌ سازمانی‌ را الگوی‌ ارزشها و باورهای‌ مشترکی‌ می‌شمارد که‌ به‌ اعضای‌ یک‌ نهاد معنی‌ و مفهوم‌ می‌بخشد (طوسی، 1376، ص‌ 156)
‌ دیویس‌ استانلی شاخصهای‌ عمده‌ تشخیص‌ فرهنگ‌ سازمانی‌ را به‌ شکل‌ زیر برشمرده‌ است: هویت‌ عضویتی، منافع‌ فردی‌ سازمانی، تاکید بر وظایف‌ افراد، کنترل‌ (زیاد/کم) ، هماهنگی‌ واحدها (زیاد/کم) ، ریسک‌پذیری‌ (زیاد/کم) ، سیستم‌ پاداشی، تحمل‌ تعارضی، تاکید بر (هدف‌ / وسیله‌) نگرشی‌ سیستمی‌ و ارتباط‌ با محیط‌. خلاقیت‌ و ابتکار فردی، الگوی‌ ارتباطات، ریسک‌پذیری ساختار سازمانی، سبک‌ مدیزیت. ‌ ‌ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ لیتوین‌ واسترینگر به‌ عناصری‌ چون‌ مسئولیتها، رسمیت‌ و هویت‌ نیز اشاره‌ کرده‌اند و کرت‌ لوئین‌ به‌ مواردی‌ مثل‌ فرایند رهبری، انگیزه، تصمیم‌گیری، هدف‌گذاری‌ و فرایند کنش‌ متقابل‌ به‌عنوان‌ عناصر تشکیل‌دهنده‌ فرهنگ‌ سازمانی‌ اشاره‌ کرده‌ است.‌
موضوع فرهنگ سازمانی،در واقع اولین بار در اوایل دهه 80 مطرح شد،زمانی که آمریکایی ها تلاش می کردند دلیل موفقیت ژاپنی ها در عرصه رقابت بین الملل را پیدا کنند و توضیح دهند.در واقع آنها فرهنگ شرکت یا فرهنگ سازمانی را اسلحه مخفی و رمز موفقیت ژاپنی ها می دانند.محبوبیت نظریاتی چون نظریه زد و هنر مدیریت ژاپنی معلول همین گمان و طرز تفکر است.این مطالعات به این نتیجه رسید که ژاپنی ها سیستم مدیریت آمریکایی را در مدیریت کپی نکرده اند، بلکه در حقیقت آنان سیستمی از مدیریت را کامل

مطلب مرتبط :   ﻗﺪﺭﺕ

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید