ماه: اردیبهشت ۱۳۹۸

ادامه تحصیل در کشور کانادا

تحصیل در کشور کانادا یکی از اهداف دانش جویان و دانش آموزان در سرتاسر دنیا است که سالانه آمار قابل توجهی از افراد را روانه این کشور کرده است.شاید شما جزو آن دسته از افرادی باشید که در هدف تحصیلی خود تحصیل در این کشور را داشته باشید.

تحصیل در کانادا

چرا تحصیل در کانادا ؟ شاید بد نباشید بدانید که چرا انتخاب بیشتر افراد در دنیا برای تحصیل کشور کانادا می باشد

  1. کیفیت آموزشی سطح بالا
  2. مدرک با اعتبار بالا در سرتاسر دنیا
  3. در لیست ده کشور برتر دنیا از نظر سازمان کلل متحد برای تحصیل
  4. رده هفتم کشوری مهربان و صلح جو در دنیا می باشد
  5. در گروه جی هفت جزو 5 کشور برتر از نظر اقتصادی در دنیا می باشد
  6. شهر مونترال کانادا به عنوان ششمین شهر هوشمند دنیا می باشد.
  7. از نظر کیفیت زندگی در سایت News & World Report، رتبه اول را بدست آورده است.
  8. در رتبه هفتمین کشور شاد دنیا می باشد
  9. 95 درصد از فارغ اتحصیلان دانشگاه های این کشور مشغول به کار هستند
  10. دومین کشور دنیا از لحاظ داشتن سیستم آموزشی
  11. شانس اخذ اقامت دائم بعد از تحصیل

در ادامه هفده دانشگاه ممتاز کانادا برای گرفتن پذیرش برای تحصیل در کانادا را بیان می کنیم:

  1. Dalhousie دانشگاه
  2. Laval دانشگاه
  3. Montréal School Higher Commercial Studies (HEC Montréal)
  4. دانشگاه مک گیل MCGILL دانشگاه
  5. McMaster دانشگاه
  6. Queen’s دانشگاه
  7. دانشگاه سایمون فریزر(Simon Fraser)
  8. Université de Montreal
  9. Université de Montreal Ecole Polytechnique
  10. دانشگاه Alberta
  11. دانشگاه British Columbia
  12. دانشگاه Calgary
  13. دانشگاه Guelph صرفاً در رشته های کشاورزی و دامپروری
  14. دانشگاه Ottawa
  15. دانشگاه Toronto
  16. دانشگاه Victoria
  17. دانشگاه Waterloo

بعضی از کالج های کانادا کالج داوسون کالج سنکا هزینه تحصیل در کانادا ۲۰۱۹ کانادا با اینکه یکی از کشورهای خوب و ویژگی هایی عالی برای آموزش و تحصیل دارد اما هزینه آن به مراتبط معقول تر از تحصیل در کشور های آمریکا و انگلیس می باشد. یکی از نکات جالب در کشور کانادا این است که دانشگاه ها بیشترین تاثیر در میزان هزینه تحصیل را دارد. سه معیار تاثیر گذار دانشگاه ها برای میزان شهریه :

  1. برنامه تحصیلی که دانشگاه ها ارائه می دهند
  2. دانشجوی بومی یا دانشگاه های غیر بومی
  3. مقطع تحصیلی شما

یکی از نکات مهمی که برای سال 2018 -2019 برای شهریه دانشجویان باید در نظر گرفت هزینه تحصیلی دانشجویان بومی 3/3 و هزینه دانشجویان غیر بومی 6/6 درصد افزایش پیدا کرده است. مقاله های مرتبط با تحصیل در کانادا: انواع بورسیه های کانادا بورسیه تحصیل در کانادا مهاجرت به کانادا از طریق تحصیل بهترین دانشگاه های کانادا در سال ۲۰۱۸ تحصیل در کانادا رابین افتخار گروه رابین رضایت متقاضیان و نتایج درخشان دانشجویان در تمامی مقاطع برای تحصیل در خارج از کشور بوده است. اکثر متقاضیان ما توسط دانشجویان پیشین مان معرفی شده اند چرا که احترام ، پاسخگویی ، سرعت و دقت در کار خط مشی اعضای گروه موسسه بین المللی رابین برای تحقق شعار ” موفقیت دانشجو هدف ماست” می باشد . بخشهای متفاوت گروه رابین(لاوند شامل : بخش مشاوران ، بخش پذیرش تحصیلی و ویزا ، بخش بازاریابی ، بخش مالی و ارز، بخش اداری و بخش IT با ارائه کار تخصصی در کوتاه ترین زمان و با کمترین هزینه شما را در رسیدن به هدفتان برای ادامه تحصیل در کشورهای مقصد یاری می کنند .

ادامه تحصیل در کشور استرالیا

تحصیل در کشور استرالیا این روزها یکی از اهداف دانشجویان و داشن آموزان کشور عزیزمان ایران می باشد.اگر شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که می خواهید کشور استرالیا را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید خواندن این مقاله را از دست ندهید. در ادامه دلایلی را که این کشور برای تحصیل و زندگی انتخاب می شود را برای شما بیان می کنیم.شاید جالب باشد که بدانید پنج شهر کشور استرالیا در 30 شهر برتر دنیا برای ادامه تحصیل از نظر هزینه زندگی , استخدام کار دانشجویی, و کیفیت زندگی مناسب قرار دارد. تحصیل در استرالیا امتیاز قابل توجهی که دانشگاه های استرالیا در بین همه دانشگاه های دنیا کسب کرده 92.6 می باشد که رده چهارم در جهان است.یکی از نکات جالب و قابل توجه برای دانشگاه های استرالیا این است که این دانشگاه های در رزومه خود 15 جایزه نوبل, صد ها جایزه علمی و اختراعات مهمی چون جعبه سیاه هواپیما , اینترنت نوع وایرلس , … می باشد.ویژگی های مهم برای دانشجویان بین المللی یکی از ویژگی های مهم برای دانشجویان خارجی مقیم در استرالیا این است که آنها می تواند بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه های خود برای دریافت اقامت دائم و شغل مناسب در این کشور اقدام کنند.یکی از آمار های مهم در این زمینه رضایت 86 درصدی دانشجویان مقیم این کشور برای تحصیل می باشد. کشور استرالیا رتبه سوم در بین کشورهایی که بیشترین دانشجویان بین المللی را پدیرا می باشند را دارا می باشد. آمارهای مهم که کشور استرالیا به خود اختصاص داده است.

  1. شهر آدلاید استرالیا به عنوان پنجمین شهر مناسب برای زندگی در بین 140 کشور دنیا
  2. رتبه نهم مهربانترین و صلح جوترین کشور دنیا
  3. در بین 100 دانشکاه های برتر دنیا 7 دانشگاه استرالیا قرار دارند
  4. رتبه 5 در 35 کشور عضوOECD (همکاری و توسعه اقتصادی) در زمینه داشتن توانایی دانش آموختگان دانشگاه ها

هزینه های زندگی در استرالیا شما که به عنوان دانشجو یا دانش آموز می خواهید به این کشور برای تحصیل بروید اگر کسی را داشته باشید که قبلا در استرالیا تحصیل کرده باشد می توانید از تجربیات تحصیل در استرالیا استفاده کنید. اما اگر نه بهتر است بدانید چه هزینه هایی را باید تقبل کنید:

  1. مقطع تحصیلی که میخواهید در آن به تحصیل بپردازید

مقاطع تحصیلی که در استرالیا می توانید برای تحصیل در آن اقدام کنید از پیش دانشگاهیی شروه و به دکتری ختم می شود.مسلما مقاطع تحصیلی بالاتر دارای هزینه بالاتر ی هستند.

  1. رشته مورد نظر شما برای تحصیل

یکی از مواردی که در هزینه تحصیل شما بسیار تاثیر گذار است رشته ای است که شما برای تحصیل انتخاب می کنید .

  1. دانشگاه محل تحصیل

یکی از موارد مهم این است که دانشگاه شما در کدام شهر است .یعضی از شهر های استرالیا کلا هزینه زندگی چه دانشجو باشید چه نباشید گران است.شهرهای کم جعیت چون سیدنی ,آدلاید ارزانتر از شهرهایی مثل پرت می باشند. دانشگاه های برتر استرالیا:

  1. Australian National University
  2. Monash University
  3. The University of New South Wales
  4. The University of Queensland
  5. The University of Sydney
  6. The University of Western Australia
  7. University of Adelaide
  8. University of Melbourne
  9. Macquarie University

تحصیل در استرالیا با موسسه رابین افتخار گروه رابین رضایت متقاضیان و نتایج درخشان دانشجویان در تمامی مقاطع برای تحصیل در خارج از کشور بوده است. اکثر متقاضیان ما توسط دانشجویان پیشین مان معرفی شده اند چرا که احترام ، پاسخگویی ، سرعت و دقت در کار خط مشی اعضای گروه موسسه بین المللی رابین برای تحقق شعار ” موفقیت دانشجو هدف ماست” می باشد . بخشهای متفاوت گروه رابین(لاوند شامل : بخش مشاوران ، بخش پذیرش تحصیلی و ویزا ، بخش بازاریابی ، بخش مالی و ارز، بخش اداری و بخش IT با ارائه کار تخصصی در کوتاه ترین زمان و با کمترین هزینه شما را در رسیدن به هدفتان برای ادامه تحصیل در کشورهای مقصد یاری می کنند .

ادامه تحصیل در کشور لهستان

کشور لهستان به عنوان یک کشور حوزه شنگن واقع در مرکز اروپاست‌.در این کشور دانشگاه های انگلیسی زبان متعددی با سطوح کیفی و قیمت های بسیار مناسبی قرار دارند که میتوانند گزینه مهمی برای دانشجویان علاقه مند به تحصیل در خارج از کشور و دریافت اقامت یک کشور اروپایی باشند.کشور لهستان با وجود سطح بالای زندگی و دانشگاه، از نظر هزینه نسبت به سایر کشورهای اروپایی از جمله آلمان ،هلند ، دانمارک و اتریش ، بسیار مناسب تر میباشد.برای آشنایی بیشتر با این کشورو ثبت درخواست مشاوره برای بررسی امکان تحصیل در لهستان می توانید  وبسایت PolandStudy.net  و صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.

برای مشاوره با موسسه رابین کافی است فرم مشاوره تحصیلی جامع را در سایت rabin-education.com کامل کنید تا مشاوران ما با شما تماس بگیرند.

تعمیرات گیربکس

 

گیربکس : ماشینهای ساده وسایلی هستندکه بدون تغییردرمقدارکار،انجام آن رااسان می کنند و یا به تعریف دیگر اینگونه وسایل انسان را قادر می سازد که به کمک نیروی کم اجسام سنگین تری راجابجا کند مانند: اهرمها- قرقره ها- جرثقیل ها- چرخدنده ها و….
گیر بکس یکی از اصلی ترین اجزای وسایل نقلیه می باشد. ارزش آن به قدری است که شاید بتوانیم با موتور در یک جایگاه قرارش دهیم. دو دلیل برای اهمیت بالای گیر بکس وجود دارد؛ اول آنکه هر موتوری دور محدودی داراست و بیشتر از آن نمی تواند کار بکند و نکته دوم گشتاور معینی است که هر موتور با حداکثر دور خود می تواند تولید بکند.
گیربکس ها که درزبان فارسی معادل آن “جعبه دنده “می باشد ماشینهایی هستندکه بعد از موتور یا سر راه وسایل صنعتی قرار می گیرند و می توان با کم و زیاد کردن نسبت توسط مکانیزم داخل گیربکس ،گشتاور مورد نیاز دستگاه را بدست آورد.
گیربکس ها به دو دسته تولید می گردند ؛دسته اول گیر بکس های کاهنده ودسته دوم گیر بکس های افزاینده.
گیربکس یا در عمل سیستم انتقال قدرت به موتور، مکانیزم خاصی دارد که به وسیله آن میزان معینی از دور موتور با استفاده از چرخ دنده های مختلف و سرعت های متفاوت، به تمامی چرخ های وسیله نقلیه منتقل می شود. نتیجه این عمل قابلیت کنترل نیرو و سرعت وسیله خواهد بود.
وجود گیربکس به راننده اجازه می دهد که بدون بالا بردن بیش از حد دور موتور، آن را در حالت دلخواه و مورد نیاز کنترل نماید.
اگر بخواهیم به دنده سنگین و سبک بپردازیم، گفتنی است که تفاوت این دو در قطر و اندازه می باشد. مسلما قطر دنده سنگین بزرگتر از دنده سبک است. دنده سنگین دارای قدرت بالا و سرعت کم می باشد و دنده سبک درست برعکس آن عمل می کند؛ یعنی دارای قدرت کم و سرعت بالا می باشد.
وجود سیستمی برای انتقال قدرت موتور به چرخ های وسیله ضروری ترین بخش یک وسیله نقلیه محسوب می گردد. تا اینجا به خوبی با گیربکس و عملکرد آن آشنا شدید. اکنون باید دید که همچین سیستمی چطور عمل می کند و چگونه تنظیم می گردد.

تعمیرات گیربکس
هنگام خرید خودرو، یکی از مهم ترین مسایل پیش رو انتخاب نوع گیربکس خودرو شماست. در گذشته فقط یک مدل دستی و یک مدل اتوماتیک وجود داشت. اما در دنیای تکنولوژی امروز انتخاب های ما در میان تکنولوژی های نو گسترش یافته است. مخصوصاً از زمانی که خودروهای الکتریکی وارد بازار شده اند که نحوه انتقال قدرت مخصوص به خود را دارند.
با توجه به اینکه گیربکس‌های اتوماتیک انواع مختلفی مانند CVT و تیپ ترنیک دارند که کارآیی هر کدام متفاوت از دیگریست و هم اینکه نگهداری از اینگونه خودروها توجه ویژه‌ و ماهرانه استفاده کنندگان از آن را می‌طلبد، لذا گیربکس‌های اتوماتیک به نسبت گیربکس‌های دستی دچار خرابی بیشتری می‌شوند تعمیرات گیربکس اتوماتیک ماشین در تعمیرگاه تخصصی که تخصص ویژه‌ای در تعمیر گیربکس اتوماتیک ماشین‌های خارجی دارد همواره سعی در کسب رضایت مشتری با استفاده از تجربه چندین ساله کارشناسان خود در عیب یابی و تعمیر و استفاده از قطعات مرغوب تعویضی در اینگونه گیربکس‌ها دارد.

مشکلات اصلی گیربکس های اتوماتیک این موارد هست : تقه زدن گیربکس ، گیربکس زوزه می‌کشد ، گاز هرز خوردن گیربکس ، خلاص شدن گیربکس ، گیر کردن دنده در حالت پارک ، لرزش خودرو هنگام حرکت .

هزینه تعمیر گیربکس اتوماتیک یکی از مواردی است که خیلی سوال می‌شود و افراد تمایل دارند قبل از مراجعه به تعمیرگاه یک دید کلی از هزینه‌های تعمیرات مربوطه داشته باشند. واقعا اعلام هزینه کار دشواریست و با توجه به نیازهایی که برای تعمیر پیش می آید می تواند متفاوت باشد .

تعمیرات گیربکس اتوماتیک ماشین
نرخ اجرت تعمیرات خودرو سال 97
 

هزینه تعمیر گیربکس اتوماتیک برای ماشین های مختلف به ترتیب حروف الفبا
میخواهید قبل از مراجعه به تعمیرگاه بدانید هزینه تعمیر گیربکس اتوماتیک ماشین شما چقدر است
جدول اجرت تعمیر گیربکس اتوماتیک ، هزینه تعمیرات گیربکس اتومات . کلیه قیمت ها به ریال می باشد و مربوط به سال ۹۶ است. برای برآورد تقریبی هزینه تعمیر گیربکس اتوماتیک خودروی خود جدول بالا را مطالعه فرمایید.

سوالات پیام نور

سوالات پیام نور
سایت سوالات رایگان پیام نور جهت ارائه خدمات کامل به دانشجویان دانشگاه اخبار پیام نور ، نمونه سوالات دانشگاه پیام نور را برای هر نیمسال تحصیلی به صورت رایگان در اختیار شما دانشجویان قرار خواهد داد.بانک جامع سوالات پیام نور، دانلود جدیدترین سوالات امتحانی دانشگاه پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی برای تمامی رشته‌های مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد.سوالات حسابداری پیام نور -جزوات دانشگاهی – سوالات رایگان حقوق – سوالات استخدامی-اندیشه اسلامی 1
خدمات سایت نمونه سوالات دانشگاه پیام نور بر اساس موارد زیر می باشد
1 – نمونه سوالات کاردانی دانشگاه پیام نور ، نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور و  آمار و احتمالات نمونه سوالات ارشد دانشگاه پیام نور از نیمسال اول 87-88 تا نیمسال اول و دوم  96 – 97 نمونه سوالات بر اساس رشته تحصیلی و کد درس می باشند در قسمت جستجو کد درس را وارد کنید تا سریعتر به فایل دسترسی داشته باشید
2 – مجموعه آزمونها و سوالات استخدامی برای دانلود و همچنین برای مطالعه آنلاین
3 – مجموعه سوالات مدرسه شامل اول ابتدایی  ، دوم ابتدایی  ، سوم ابتدایی  ، چهارم ابتدایی ، پنجم ابتدایی و ششم ابتدایی ، سال تحصیلی 96 – 97
نمونه سوالات امتحانی و آزمون درسهای آموش قرآن ، کار و فناوری ، تفکر و پژوهش ، ریاضی و ریاضیات تکمیلی ، علوم تجربی و تکمیی ، فارسی ، مطالعات اجتماعی ، نگارش فارسی
4 – آزمونهای راهنمایی شامل هفتم متوسطه اول  ، هشتم متوسطه اول  و نهم متوسطه اول –  نیمسال اول و دوم 96 – 97
پک نمونه سوال و مجموعه آمونهای تستی تشریحی با جواب و پاسخ آمادگی دفاعی ، فرهنگ و هنر ، کار و فناوری ، زبان انگلیسی ، زبان عربی ، دروس تلفیقی و ترکیبی
5 – پکیج نمونه سوال دبیرستان شامل دهم متوسطه دوم  ، یازدهم  و پیش دانشگاهی متوسطه دوم
سوالات اورجینال و پایان ترم درسهای عربی و زبان قرآن ، دین و زندگی ، انقلاب اسلامی ایران،هنر ، کارگاه کار آفرینی و تولید ، جغرافیای ایران ، شیمی ، فیزیک ، زیست شناسی ، هندسه ، اقتصاد ، منطق ، تاریخ ایران و جهان باستان ، ریاضی و آمار ، جامعه شناسی ، علوم و متون ادبی ، زبان آلمانی و فرانسه ، علوم زمین ، تاریخ شناسی ، فلسفه ، علوم اجتماعی ، فیزیک ریاضی ، هندسه تحلیلی و جبر خطی ، حساب دیفرانسیل و انتگرال ، ریاضیات گسسته با پاسخ تستی و تشریحی
6 – رشته های ادبیات و علوم انسانی ، ریاضی فیزیک و علوم تجربی
7 –   سوالات دانشگاهی و آزمونهای اورجینال کنکور سراسری ، آزاد و آزمایشی سال 97
8 – پک آزمونهای اورجینال راهنمایی رانندگی و آیین نامه و کتاب راهنمایی رانندگی
9 –  بیش از ۷۰ درصد سوالات سایت رایگان می باشد

عناصر ایدئولوژی انقلاب

این ها چون با آثار روشنفکرانی مانند «مونتسکیو» ، «روسو» و «ولتر» آشنا شده بودند مایل به انقلاب اجتماعی و مساوات کامل در مملکت بودند تا با طبقات دیگر مساوی بشوند. بعد از طبقه بورژوا صنف صنعت گران یا استادان و کارگرانی بودند که از طریق حرفه های دستی امرار معاش می کردند و اغلب در شهر ها مسکن داشتند.
فرانسه در سال 1789 اغلب از برزگران و دهقانان تشکیل می شد و این ها، نه دهم از ملت فرانسه را تشکیل می دادند. این دهقانان در صحرا و دهات زندگی می کردند و اکثرا به حال بردگی به سر می بردند. رعایا به صورت روز مزد و مزدور بودند یا این که «دهقانان سهیم» نامیده می شدند و در بهره مالکانه با ارباب شرکت داشتند و مانند مالک، مالیات به دولت می پرداختند و عشریه روحانیون را نیز می دادند و ضمنا به ارباب نیز سهم اربابی پرداخت می کردند و پس از وضع این مخارج برای خود آن ها غیر از قرض و بدهی هیچ چیز باقی نمی ماند. این طبقه که اکثریت کامل مملکت را تشکیل می دادند از سایر اصناف بدبخت تر بودند و به عقیده «کاردینال دو ریشلییو»، رعیت، قاطر مملکت محسوب می شد.
همچنین بورژوازی یکی از «اصطلاحات مارکسیستی» در مورد دسته‌بندی‌های مورد استفاده در تحلیل جوامع بشری و در انقلاب فرانسه است. این واژه به دسته بالاتر یا مرفه و سرمایه‌دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوما از اشراف‌زادگی. این دسته بالاتر از طبقه پرولتاریا قرار می‌گیرد. در جامعه سرمایه‌داری این واژه معمولاً به دسته‌های قانون‌گذار و مالک اطلاق می‌شود. چندی پیش جریان فکری در بین تاریخ نویسان فرانسوی ادعا نمود که نمی شود تجزیه و تحلیل جدید طبقاتی را برای فرانسه دروان کلاسیک به کار برد. از نظر «آنری مونیه» جامعه از نظر طبقاتی به طور رسمی به سه بخش اشراف (انجیا)، روحانیت و طبقه سوم (غیر نجبا) تقسیم می شد؛ روحانیون به عنوان اولین صاحبان امتیازات محسوب می شدند اینان خود متشکل از ترکیبی غیر همگن از روحانیون در سطح بالا و پایین بود. سپس اشراف و در آخر طبقه سوم با پوشش کت های سیاه رنگ ساده به ترتیب در هرم قدرت قرار داشتند.
انقلاب فرانسه، محوری عمده در تاریخ سیاسی اجتماعی اروپا است که در آن، نهادهای رژیم قدیم درهم کوبیده شد و نظم جدیدی بر پایه حقوق فردی و نهادهای مبتنی بر نمایندگی مردم پدید آمد و وفاداری به ملت، جای وفاداری به شاه را گرفت. ازاین رو، می‏توان از انقلاب فرانسه به عنوان نهضتی آزادی خواه یاد کرد که با هدف‏گسترش حقوق و قدرت سیاسی بورژوازی، پا به عرصه حیات گذاشت. این انقلاب، که ‏با تشکیل مجلس طبقاتی (مجلس طبقه روحانیان، نجبا و عوام) آغاز و با سقوط «زندان ‏باستیل» (۱۷۸۹) به پیروزی دست یافت. «انقلاب فرانسه» آرمان های سیاسی جدیدی ‏چون «آزادی، برابری و برادری» پدید آورد و نخست فرانسه را دگرگون ساخت و یک دهه ‏بعد (۱۷۹۹ آغاز سلطنت ناپلئون) بخشی از آن، از طریق فتوحات ناپلئون (تبعید۱۸۱۵، متوفی ۱۸۲۱)، طی دوره سلطنت(۱۷۹۹ تا ۱۸۰۴)، و امپراتوری(۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵)، در ممالک دیگر اروپا منتشر شد. گسترش آرمان های سیاسی انقلاب فرانسه به کاهش ‏اهمیت مسیحیت و دین‏گرایی مسیحی تمام شد (میشل وول،1378:۲۲).
لازم به ذکر است مردم فرانسه در اواخر قرن ۱۸ به علت ضعف، عدم ارتباط و انسجام نظام مالیاتی پادشاه، مانند دیگر نظام های پادشاهی مستبد، به طور وسیعی رنج می بردند. فشار مالیاتی و دریافت گزاف مالیات بر مبنای تعلقات گروه اجتماعی صاحبان یا فاقدان امتیاز تشخیص داده می شد. و این اعمال فشار برای مردم غیر قابل تحمل بود.
اما از کجا این زودرنجی و حساسیت نسبت به اعمال فشار به وجود می آید؟ مورخی به نام «فرانسوافوره» اخیرا نوشته است که در زمان اراده اصطلاح طلبانه نظام سلطنت خشک شده بود. با وجود این می توان این چنین توجیه کرد که زمینه ایجاد حاکمیت مطلق استبداد از جانب روشن فکران فرانسوی کم رنگ بود. نقش زنان نیز در این انقلاب بسیار جدی بوده است که در اکتبر 1789 کمبود مواد غذائی و شورش ها ادامه می یابند. در پنجم اکتبر جمعیتی از مردم که اکثر آن ها را زنان تشکیل می دادند از پاریس به سمت قصر پادشاه در ورسای، راهپیمایی و تقاضای نان می کنند. آن ها اعضای خانواده سلطنتی را بعنوان اسیر با خود به پاریس می برند.
از دیگر طبقات، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- سان کولوت: مردم بی چیز پاریس سان کولوت (بدون کولوت ها) خوانده می شدند، زیرا آن ها به جای کولوت (شلوارهایی که تا بالای زانو بودند) که در آن زمان بین فرانسویان ثروتمند مد بود، از شلوارهای عادی استفاده می کردند. افراد برهنه یا دارای شلوارک کوتاه و نشانه ای از زحمت کشان انقلاب فرانسه است.
2- گراف واژه مشخصه اشراف است.
3- واژه آریستوکراسی، آن قشر بالایی در پایان جامعه کمون اولیه را معین می کرد که صاحب درآمد و ثروت شده یا ازاعقاب سران قبیله و فرماندهان و سایر صاحبان نفوذ بودند و در کاخ ورسای ‏رفت و آمد داشتند (یوسفی،1388: 156).
چ- عناصر ایدئولوژی انقلابی
همان گونه که در فصل قبل بیان شد، واژه ایدئولوژی ترکیبی از «ایده» و «لوژی» است و در نخستین کاربرد به معنای دانش «ایده شناسی» یا « علم مطالعه ایده ها» بود. اصطلاح ایدئولوژی نخستین بار در سال 1796 میلادی توسط «دوستوت دوتراسی» استعمال شد. وی متعلق به کانون متفکران فرانسوی عصر روشن گری بود. متفکرانی که از اندیشمندان انقلاب فران
سه به شمار می آمدند. ایدئولوژی نزد مارکسیست های اولیه، نخست به مفهوم آگاهی کاذب و مسخ شده طبقه ای خاص درباره مسائل اجتماعی بود ولی به مرور زمان بار معنایی منفی آن کم شد. سپس مفهوم جامعه شناختی و بی طرفانه ای یافت که به مجموعه اندیشه ها و پندارهایی گفته می شد که توده مردم درباره جامعه دارند (سبیلا،1380: 122-123).
همراه با دگرگون شدن شالوده اقتصادى جامعه، ایدئولوژى ها نیز دگرگونى یافتند. سرچشمه هاى فکرى انقلاب را در نظرات فلسفى اى باید جست که طبقات متوسط از سده هفدهم مطرح ساخته بودند. به یقین آراى فلسفى مطرح شده، جریان انقلاب کبیر را تسریع بخشید و پشتوانه اى نظرى و بس غنى را در کوله بار خود جاى داد. «دکارت» نشان داده بود که مى توان به یارى علم بر طبیعت چیره شد و فلاسفه سده هجدهم که وارث فلسفه او بودند، با هوشمندى بسیار اصول نظمى نوین را ترسیم و ارائه کردند. جنبش هاى فلسفى سده هجدهم که بر پایه ضدیت با کمال مطلوب و ریاضت کشانه و اقتدارطلبانه کلیسا و حکومت در سده هفدهم استوار بود، بر ذهنیت فرانسویان تاثیرى ژرف گذارد. این جنبش ابتدا به بیدارى اذهان کمر بست و سپس شیوه تفکر انتقادى را گسترش داد و نظرات نوینى را فراهم آورد.
جنبش روشن گرى در تمامى زمینه هاى فعالیت بشرى از علم گرفته تا ایمان یا در حیطه اخلاق تا سازمان سیاسى و اجتماعى، اصل «خرد» را جانشین اقتدار و سنت کرد. پس از سال ۱۷۴۸ بزرگ ترین آثار قرن به سرعت و پى در پى انتشار یافتند. «روح القوانین منتسکیو» در ۱۷۴۸، «امیل و قرارداد اجتماعى» در ۱۷۶۲،گفتارهایى درباره منشاء عدم مساوات انسان ها در ۱۷۵۵ از «روسو»، «تاریخ طبیعى بوفن» در ۱۷۴۹، رساله اى درباره حواس «کندیاک» در ۱۷۵۴، «قانون طبیعت مورلى» در ۱۷۵۵، مقاله اى درباره آداب و رسوم و روح ملل «ولتر» در سال ۱۷۵۶ و از همه مهم تر سال ۱۷۵۱ شاهد انتشار نخستین جلد «دایره المعارف» به ابتکار «دیدرو» بود.
«ولتر»، «روسو»، «دیدرو» و اصحاب دایره المعارف و اقتصاددانان همگى دست به دست هم دادند و با وجود اختلاف عقیده هایى که داشتند، رشد اندیشه هاى فلسفى را تشویق کردند. در نیمه اول سده هجدهم دو جریان بزرگ فکرى از حمایت وسیعى برخوردار شده بود؛ یکى جریان فکرى اى که از فئودالیسم الهام مى گرفت و پاره اى از آن در «روح القوانین منتسکیو» انعکاس یافته بود و استدلال هاى لازم را براى پارلمان هاى محلى و مراتب ممتازه جامعه علیه استبداد فراهم مى آورد و دیگرى جریان فلسفى اى بود که گرچه به روحانیت و گاه مذهب مى تازید اما از نظر سیاسى محافظه کار بود. در نیمه دوم سده هجدهم در حالى که دو گرایش مذکور به حیات خود ادامه مى دادند، نظراتى نوین که بیش تر دموکراتیک و مساوات طلبانه بود مطرح شد. فیلسوفان مسائل سیاسى را رها کرده و به مسئله اجتماعى حکومت روى آورده بودند. فیزیوکرات ها گرچه محافظه کار بودند اما با مطرح کردن مسائل اقتصادى به این جنبش جدید فکرى کمک کردند. اگر چه ولتر رهبر جنبش فلسفى پس از ۱۷۶۰ خواستار آن بود که اصلاحاتى در چارچوب سلطنت مطلقه صورت گیرد و حکومت به دست توان گران طبقه متوسط اداره شود، اما روسو منعکس کننده کمال مطلوب سیاسى و اجتماعى خرده بورژوازى و صنعتگران بود.
«روسو» در نخستین گفتار خود تحت عنوان «نقش علوم و هنرها در تهذیب آداب و افکار» تمدن زمانه اش را به باد انتقاد مى گیرد و به دفاع از بى امتیازان برمى خیزد و عنوان مى کند که: اگر زندگى پرتجمل در شهرهاى ما صدنفر از بى چیزان را به نوایى مى رساند در عوض باعث مرگ صدهزار نفر در روستاها مى شود (سبیلا،1380: 257).
و در دومین گفتار خود تحت عنوان «درباره مبانى و سرچشمه هاى عدم مساوات در میان انسان ها» حمله خود را متوجه مسئله مالکیت مى کند و در «قرارداد اجتماعى» نظریه حاکمیت مردم را مطرح مى کند حال آنکه منتسکیو قدرت را براى اشرافیت و ولتر براى قشر بالاى طبقه متوسط محفوظ نگاه مى دارد.
در ابتدا این جریانات فکرى تقریباً با آزادى کامل اشاعه مى یافتند. «مادام دو پمپادور» که یکى از محبوبین شاه و در عین حال زنى توانگر بود، با محفل زهدمآبانه درباریانى که بر گرد ملکه و ولیعهد حلقه زده بودند و از حمایت نظام اسقفى و پارلمان ها برخوردار بودند، تصادم پیدا کرد و از فلاسفه در مقابل این دشمنان دربارى شان حمایت کرد. پس از سال ۱۷۷۰ تبلیغات این جنبش فلسفى به ثمر رسید. هرچند در این زمان بزرگ ترین نویسندگان سکوت اختیار کرده بودند و به تدریج از صحنه کنار مى رفتند اما نویسندگان دیگرى قدم به عرصه گذاردند و به مردمى کردن و اشاعه نظرات نوین کمر بستند و آراى مذکور را در میان تمامى بخش هاى طبقه متوسط و سراسر فرانسه رواج دادند. انتشار دایره المعارف که در تاریخ اندیشه اثرى برجسته محسوب مى شود در سال ۱۷۷۲ به پایان رسید. این اثر که از دیدگاه هاى اجتماعى و سیاسى اعتدالى نوشته شده بود، با تأکید بر اعتقاد به پیشرفت علوم بناى یادبود عظیمى از «خرد» را برپا نهاد.
گرچه تولید فلسفه در دوره لویى شانزدهم کاهش یافت اما به تدریج مجموعه اى از دکترین ها و ترکیبى از سیستم هاى فکرى گوناگون تکوین مى یافت. بدین سان دکترین انقلاب شکل گرفت. «آبه رینال» در کتاب «تاریخ فلسفى و سیاسى موسسات تجارى اروپاییان در هند شرقى و غربى» که در تهیه مقدمات آن، «دیدرو» نقش موثرى ایفا کرد، بار دیگر تمامى مضامین فلسفى را مطرح ساخت؛ نفرت از استبداد، مخالفت با کلیسا و جانبدارى از اداره آن توسط یک دولت غیرروحانى و ستایش لیبرالیسم
اقتصادى و سیاسى (سبیلا،1380: 236).
تاثیر کلام مکتوب را در کلام شفاهى تقویت کرد، تعداد سالن ها و کافه ها افزایش مى یافت و هر روز انجمن هاى جدیدى براى مباحثه و محاوره ایجاد مى شد و دانشگاه هاى ایالتى و محافل مطالعاتى مورد توجهى بیش از پیش واقع شد. در سال ۱۷۷۰ مجمع روحانیت ادعا مى کند که دیگر در فرانسه شهر و قصبه اى نمى توان یافت که «از بیمارى مسرى بى خدایى در امان باشد» این مدعاى مجمع نشان از گسترش افکار فلسفى دانشمندان با تاکید بر محوریت عقل دارد. سده هجدهم شاهد پیروزى خردگرایى بود و خردگرایى بعدها بر تمامى زمینه هاى فعالیت انسانى تاثیر گذاشت. از اعتقاد به محوریت خرد، اعتقاد به پیشرفت زاده شد و عقل رفته رفته تاثیر روشن گرانه خود را گذارد.
بدین سان انقلاب فرانسه با پشتوانه عظیمى از اندیشه هاى ناب فلاسفه و دانشمندان روزگار لقب «کبیر» یافت و تنها انقلابى محسوب مى شود که آرمان ها و فرامین آن نه تنها در عصر خود که در اعصار بعد نیز مورد توجه تمامى آزاداندیشان قرار گرفت و مبدل به الگویى شد که تاکنون نیز جنبش هاى آزادیخواهانه آن را در سرلوحه برنامه هاى خود قرار مى دهند.
همچنین رنگ علمی ایدئولوژی نخست توسط «ناپلئون بناپارت» دگرگون شد، سپس «مارکس» معنای کاملا جدیدی به آن داد. واضعان این اصطلاح می خواستند بر پایه علم نوبنیاد خود، یعنی شناخت اندیشه ها، ذهن انسان را از پیش داوری ها تهی کنند. اما این امر با سلطنت خودکامه ناپلئون در تعارض بود. از این رو ناپلئون که با کمک همین روشن اندیشان روی کار آمده بود پس از شکست در روسیه و سست شدن پایه های قدرتش سعی در مخالفت با این گروه نمود و ایدئولوژی را دانش افرادی بیکار دانست و علم ایشان را نیز امری بیهوده معرفی نمود (دریا بندری،1376: ‌70).
وی این وصف را در مقام تحقیر برای کسانی به کاربرد که دلبسته مطالعه درباره تصورات هستند و چندان که از عمل غافل میمانند، مرد عمل هم نیستند. او این گروه را ایدئولوگ خواند (پارسانیا،1385: 41).
«مارکس» ایدئولوژی را به معنای اندیشه ای دانست که در ارتباط با رفتار اجتماعی و سیاسی طبقه حاکم و برای توجیه وضعیت موجود سازمان می یابد. وی ایدئولوژی را اندیشه ای کاذب می دانست. این اندیشه کاذب شامل مجموعه عقاید، باورها و اعتقاداتی میشود که به عمل اجتماعی جهتی خاص می دهد. گرچه در کاربرد مارکس ایدئولوژی معنایی منفور داشت اما بعدها معنایی مثبت نیز یافت. ایدئولوژی از قرن نوزدهم به بعد همچنان به معنای باورها و اندیشه ها و ارزش های ناظر بر رفتار اجتماعی و سیاسی به کار می رود (پارسانیا،1385: 43).

سلسله مراتب اجتماعی

انقلاب فرانسه در واقع همانند نهضت های دیگر از اوضاع و احوالی که خصیصه تمدن غربی بود، برخاست و آن جنبشها را به خصوص با جنگ های انقلاب که در 1792 آغاز شد، در خود فرو گرفت و صورت مبارزه بزرگی یافت به نحوی که مرزهای سیاسی تاب مقاومت در برابر آن نداشتند با وجود این از همان آغاز مسائلی پیش آمد که مخصوص اوضاع انقلابی در فرانسه بود زیرا فرانسه فعال ترین کانون روشنفکری اروپایی به شمار می‌رفت و این انقلاب در یکی از پیشرفته ترین مراکز تمدن روی داد. انقلاب فرانسه حتی ماهیت و تعریف مالکیت و تاحدودی نحوه توزیع املاک مزروعی را نیز تغییر داد در امور مذهبی و ارتش و روش آموزش و پرورش و موسسات عمومی و ترتیبات قضائی و محاکمات و امور اقتصادی و روابط کارگر و کارفرما نیز تحولاتی پدید آورد و به علاوه قدر و ارزش های اجتماعی تازه اصول نوینی برای مبارزه و رقابت و هدفهای جدیدی را وارد جامع ساخت (روده،1380: 143).
در دوران قرون وسطا و جامعه فئودالی که نوعی جامعه بسته است، تحرک اجتماعی غیرممکن و نقش ها و سلسله مراتب اجتماعی براساس تعلقات خونی و خانواده ای بین افراد تقسیم می شد. تحریک و ارتقا از طبقه ای به طبقه دیگر غیرممکن و تنها ملاک اشرافیت از نظر خانواده ای و خونی تعیین کننده بود. به همین دلیل دربار تبارشناسانی را به کار می گماشت. هدف از این تبارشناسی ایجاد موانع اجتماعی برای تحریک اجتماعی طبقات پایین به سوی بالا بود و در عین حال تثبیت منزلت و شئونات طبقاتی برای اشراف بود (دوتوکویل،1365: 105).
2- شرایط اقتصادی فرانسه در نیمه اول قرن 18و نیمه دوم تا سال 1789
بیش‏تر ممالک اروپایی در بیش‏تر سده هجدهم، تحت حکومت پادشاهی مطلقه ‏باقی ماندند و نیز کم تر کسی در سودمندی این نظام ها، ابراز تردید می‏کرد. خرابی بیش از حد وضع تولیدات زراعی، شرایط نامساعدی را درسال ۱۷۸۸ به وجود آورد، به علاوه قیمت هایی که ثابت بودند به طور ناگهانی افزایش یافتند؛ افزایش قیمت در حد ۱۵۰ % امری استثنایی و نادر نبود. شهرها به آشوب کشیده شدند و در ماه آوریل ۱۷۸۹ «سنت آنتوانت» در حومه شهر فوبرگ، آشوبی مردمی را در یکی از محله ای پاریس برپاکرد و هم چنین در بسیاری از شهرهای دیگر ناآرامی هایی به وجود آمد.
در جزیره « بروتاین» یا در منطقه دشت «دوفینه»، ضرورت ایجاد بسیج عمومی احساس شد و شکل انقلابی به خود گرفت. پادشاه در ماه اوت ۱۷۸۸ تسلیم این خواسته شد و در این زمان «نکر» بانکدار و شخصیت مشهور را به وزارت منصوب و به او هدایت کار وزارتخانه را واگذار کرد (رادگان،1384: 73).
دلایل اقتصادی:
لوئی پانزدهم جنگ‎های بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود و لویی شانزدهم در زمان انقلاب آمریکایی از مستعمره‎نشین‎ها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمه‎های اجتماعی حاصل از جنگ شامل بدهی سنگین جنگ با شکست‎های نظامی سلطنت و کمبود خدمات برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد.
داشتن سیستم اقتصادی بی‎کفایت و منسوخ که قدرت اداره‎ی بدهی ملی فرانسه را نداشت که هم نتیجه و عامل تشدید کننده‎ی آن «سیستم مالیاتی» ناتوان فرانسه بود. رعیت می بایست 55 درصد عایداتش را بابت مالیات بزرگ‎ترین ملک‎دار کشور، بر محصولات مالیاتی به نام «دیمه» وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کم‎تر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیش تر کرده بود (رادگان،1384: 89).
خرجهای اشرافی و اشکار دربار لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در ورسای با وجود فشار مالی بر مردم، در آن زمان پریشانی و قحطی، شاه یا شکار می کند یا به قفل سازی و آهنگری مشغول است و ملکه مشت مشت و صندوق صندوق از خزانه ملت برداشته خرج هوا و هوس خود می کند، اشاره شده است(ملکوتیان،1376: 29).
«فقر عمومی» در فرانسه در طول قرن 18 و بویژه در سال ها و دهه های پایانی آن فقر عمومی رو به گسترش بود. در کتاب «تاریخ انقلاب» فرانسه آمده است که مزد واقعی که نیمی برای نان و به طور کلی دو سوم آن برای غذا صرف می شد، در طول قرن دائما کاهش می یافت. در حالی که در همین زمان دستمزدها 17 درصد افزایش یافت و این بدان معنا است که مزد حقیقی در طول مدت 50 سال به طور متوسط 24 درصد کاهش پذیرفته بود (ملکوتیان،33:1381).
آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث می شد مقداری بیش تری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینه های اقتصادی نرسد. قحطی و سوتغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیش تر می کرد و به طور کلی، فقر عمومی به علاوه فساد محصول در اثر باد و باران و این که سال های 1788 و 1789 سال های کمی محصول بودند، و زمستان سخت سال 1789 افراد را برای شورش تحریک می نمود.
از دلایل دیگر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- نبود بازرگانی داخلی و موانع زیاد گمرکی
2- تجمل فوق العاده در دربار: در اطراف شاه حدود 17 هزار نفر به عنوان درباری و با تجملات فوق العاده زندگی می کردند. حدود 16 هزار نفر از اینان، خدمات شخصی شاه و خانواده اش را به عهده داشتند. بجز شاه، ملکه و فرزندانشان، برادران و خواهران، عمه ها، خاله ها، پسر عموها و دختر عموهای شاه نیز از این خدمات برخوردار می شدند. عده کثیری نیز در دربار وجود داشتند که شغل ثابتی نداشتند و از دربار انعام
و مستمری می گرفتند یا منتظر دریافت مشاغل دیوانی بودند. تجمل فوق العاده دربار نتیجه ای جز خالی شدن خزانه و فقر در بر نداشت.
3- مالیات های سنگین: رعایا و مزرعه داران تنگدست می بایست مالیات های سنگینی پرداخت می کردند و کارگرانی که در شهرها زندگی می کردند نیز همانند آنان در فقر و فلاکت می زیستند. اشراف زادگان وکشیشان مالیات اندکی پرداخت کرده و اغلب یا کار نمی کردند و یا بسیار کم کار می کردند. در سال 1788 افزایش قیمت مواد غذایی بر اثر برداشت اندک محصولات کشاورزی، بسیاری از مردم فقیر را ناتوان از پرداخت مالیات های شان نموده بود (ملکوتیان،1381: 31-30).
از دلایل اقتصادی انقلاب فرانسه می‌توان به دلایل زیر اشاره کرد:
لوئی پانزدهم جنگ‌های بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود و لویی شانزدهم در زمان انقلاب آمریکایی از مستعمره‌نشین‌ها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمه‌های اجتماعی حاصل از جنگ شامل بدهی سنگین جنگ با شکست‌های نظامی سلطنت و کمبود خدمات برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد، داشتن سیستم اقتصادی بی‌کفایت و منسوخ که قدرت اداره بدهی ملی فرانسه را نداشت که هم نتیجه و عامل تشدید کننده آن سیستم مالیاتی ناتوان فرانسه بود(Andress: 1999، 234).
کلیسای کاتولیک بزرگ‌ترین ملک‌دار کشور، بر محصولات مالیاتی به نام «دیمه» وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کم‌تر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیش تر کرده بود.
همچنین خرج‌های اشرافی و آشکار دربار لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در ورسای با وجود فشار مالی بر مردم و آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث می‌شد مقداری بیش تری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینه‌های اقتصادی نرسد وقحطی و سوتغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیش تر می‌کرد و با نبود بازرگانی داخلی و موانع زیاد گمرکی اقتصاد فرانسه رو به وخامت می گذاشت (Cobban: 1970، 58).
3- طبقات اجتماعی فرانسه در زمان انقلاب و چگونگی به وجود آمدن طبقه بورژوازی
ملت فرانسه در این زمان به سه دسته تقسیم می شد. این سه طبقه روحانیون، نجبا و توده مردم بودند. روحانیون که به حکم دین و کلیسا طبقه اول مملکت محسوب می شدند دارای تشکیلات مرتب و منظم بودند و همیشه دو نفر از آن ها در حضور شاه حاضر می شدند تا از منافع این طبقه دفاع کنند. روحانیون دارای ثروت هنگفتی نیز بودند و تقریبا یک پنجم فرانسه را مالک می شدند و مالیات عشریه که از مردم می گرفتند درآمد آنان را تشکیل می داد. مقداری از این مبلغ در اداره ی بناهای خیریه، مریض خانه ها، مدارس و مکتب خانه ها صرف می شد و در سال مقداری نیز به شاه می دادند. البته بایستی این نکته را اذعان کرد که از این طبقه تنها اسقف ها و روسای کلیساها ثروتمند بوده و از تمام امتیازات برخوردار می شدند ولی روحانیون عادی که وظیفه دینی خود را انجام می دادند مردمانی فقیر بودند. این ها نسبت به روحانیون ممتاز بغض و عداوت شدیدی داشتند و چون با طبقه سوم تماس نزدیک داشتند و از درد آنان آگاه بودند در تخریب بنای استبداد فرانسه کمک فراوان نمودند
نجبا که طبقه دوم ملت بودند به دو دسته تقسیم می شدند: ارباب شمشیر و ارباب قلم. دسته اول که از نجبای قدیم و اصیل بودند به القاب «دوک»، «مارکی» و «کنت» ملقب بودند و دسته دوم از طرف شاه به رتبه اصالت می رسیدند. نجبا از پرداخت مالیات معاف بودند و به عنوان این که حافظ جان و مال و ناموس رعیت اند از رعایا حقی دریافت می کردند و مقامات درباری نیز در اختیار آنان بود. بین این نجبا عده ای نیز جزو نجبای بزرگ بودند که مشاغل عالیه در اختیار آنان بود و اینان صاحب املاک بزرگ بوده ظاهرا بسیار ثروتمند بودند. بین این نجبا نیز عده ای صاحب فکر بودند که تحت تاثیر عقاید فلاسفه به نشر اصول آزادی و مساوات می پرداختند. عده ای هم جزو نجبای ولایتی بودند که ترقی آنان در مشاغل دولتی محدود بود. نجبای اهل قلم که از طبقه تجار و اصناف بودند و به رتبه نجابت می رسیدند. این مقام از طرف پادشاه به آنان تفویض می شد و در خانواده آنان به صورت ارثی باقی می ماند. این طبقه از نجبا در مجلس طبقات سه گانه با بزرگان درباری همکاری نزدیک داشته و از دشمنان طبقه سوم به شمار می آمدند.
طبقه سوم یا توده ملت که هیچ گونه امتیازی نداشت خود به چند دسته تقسیم می شد: بورژوا (توانگران)، صنعت گران، کارگران، برزگران. صنف بورژوا که در قرن هفدهم در اثر بسط تجارت به مال و ثروت فراوانی رسیده بودند تا جایی که به شاه نیز قرض می دادند، اکثرا به کارهای حقوقی اشتغال داشتند و کارهایی از قبیل معلمی، طبابت، وکالت عدلیه به عهده آنان بود و اختلال امور مالیه دولت با منافع این طبقه اصطکاک پیدا می کرد، عموما تقاضا داشتند که در عواید مملکت نظارت کامل داشته باشند. آن چیزی که طبقۀ سوم فرانسه را به انقلاب و ضعیف شدن آن دو و در عین حال باقی ماندن امتیازاتی به نفع اشراف، اربابان فئودالی و کشیش ها بود. توکویل با نشان دادن شواهدی از بهبود نسبی وضع روستاییان، کاهش فشارهای سیاسی و تبعیض مالیاتی، کم شدن شکاف های عمیق میان ایالت ها، طبقات و اقشار، مدعی است که علت العلل انقلاب فرانسه را نه در ساخت فئودالی و طبقاتی و نه در حکومت مطلقۀ پادشاهی، بلکه در بالا رفتن سریع سطح مطالبات طبقۀ سوم خصوصاً اقشار فرادست آن، یعنی بورژوازی ن
وپا از یک سو و بی میلی و کُندذهنی اشراف و روحانیون در درک شرایط جدید در سوی دیگر دید.
همچنین در طی انقلاب طبقۀ سوم که علاوه بر فرصت مشارکت در برخی تصمیم سازی های مالی و مالیاتی امتیاز دو برابر شدن تعداد نمایندگانش را نیز به دست آورده بود، به دنبال آن بود تا از این فرصت و امتیاز برای تصویب قوانینی به نفع خویش حداکثر بهره برداری را بنماید، لذا تلاش نمود تا مجلس طبقات را به مجلس ملی بدل سازد (سوبول، 1357 : 193) و قوانین را به جای رأی گیری طبقاتی، با رأی فردی نمایندگان ملت به تصویب برساند، این در حالی بود که پادشاه و نجبا بر تشکیل جلسات جداگانۀ طبقات و رأی گیری طبقاتی به روش پیشین تأکید داشتند. دورانت طرح همین قبیل مطالبات را از سوی نمایندگان طبقۀ سوم که خود را نمایندگان واقعی همۀ ملت فرانسه می دانستند سرآغاز انقلاب فرانسه دانسته است (سوبول، 1357 : 20).

ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی

2ــ درآمد نفتی همواره از ابتدای دهه 1340 سهم بالایی دردرآمدهای دولت داشته و از سال1339این سهم همواره بیش از 42 درصد درآمد دولتبوده است.
3ــ درآمدهای نفتی ایران پیوند کمی با اقتصاد داخلی و نیروی کار داخلیداشته است. در سال 1341، 5 درصد نیروی کار کشور در صنعت نفت مشغول بوده‌اند. اینسهم در سال‌های 1346، 1351 و 1356 بر عدد 6 درصد ثابت مانده است، درحالی‌که بخش‌هایصنعت، کشاورزی و خدمات هر کدام طی این سال‌ها حداقل 20 درصد نیروی کار کشور را بهاشتغال درآورده بودند (کاتوزیان،1384،164).
4ــ درآمد نفتی ایران از منابع خارجی تأمین می‌شده وبه‌‌رغم اینکه مصرف داخلی نفت و مشتقاتش طی آن سال‌ها افزایش یافت، درآمدی را نصیب دولت نکرد و درآمد رانتی دولت حاصل از فروش نفت به خارج بود.
ساخت رانتیر قدرت در ایران پیامدهای خود را نیز بر سیاست، اقتصاد و شرایط اجتماعی کشور تحمیل کرد. دولت، که طی تاریخ ایران، به دلیل نظام پادشاهی، از استقلالی نسبی برخوردار بود، به استقلال مطلق از جامعه دست یافت، به‌طوری‌که تحلیل گران در این دوره رژیم پهلوی را دولتی می‌دانند که به صورت بازیگری مستقل از گروه‌های جامعه، منافع خاص خود را دنبال می‌کرد (حاجی یوسفی،1387: 69).
دموکراسی نیم‌بندی که بر اساس قانون اساسی مشروطه پس از خروج رضاشاه از ایران در کشور اجرا می‌شد با کودتای 28 مرداد از بین رفت و درست از زمانی که درآمدهای نفتی تثبیت شد (سال 1342)، انتخابات مجلس شورای ملّی کاملاً کنترل گردید، به گونه‌ای که نمایندگان ترکیبی از نامزدهای دستچین‌شده شاه و دربار بودند (کاتوزیان،1384: 132).
وابستگی دولت به نوسانات بین‌المللی قیمت نفت آشکارا دیده می‌شد: به‌ طور نمونه با افزایش درآمد نفتی، برنامه پنجم توسعه کشور دچار بازنویسی اساسی شد. دیوان‌سالاری دولتی در این سال‌ها گسترش بسیاری یافت که نتیجه مستقیم افزایش درآمدهای دولت و نیاز دولت به ایجاد طبقه‌ای وابسته به خود برای حفظ مشروعیت نظام سلطنتی بود. تعداد حقوق‌بگیران دولتی در این دوره از 310 هزار نفر درسال 1335 به 630 هزار نفر در سال 1355 (بیش از دو برابر) رسید (شکاری،1375: 73).
2- ترسیم وضع مطلوب
تصور و برداشت جامعه ایران در قبل از انقلاب 1357 از جامعه مطلوب و مورد نظر شان این بود که وضعیت فرهنگی و اعتقادی متناسب با فرهنگ شان باشد و از نظر اقتصادی نیز کشور وضعیت بهتری را به خود ببیند و همچنین در مورد آزادی های سیاسی و حقوق شهروندی وضعیتی را برای جامعه مورد نظرشان ترسیم می کردند که در آن مردم آزاد باشند نظراتشان را مطرح کنند و بتوانند در احزاب سیاسی مختلف حضور داشته باشند. در نظام مورد نظر مردم اقتصاد بر اساس ربا بنا نشده باشد و ساختار حکومت به مثابه مدینته النبی و شهر آرمانی زمان پیامبر باشد. اما در این قسمت از پژوهش به آن چه که در نهایت مردم ایران به دست آوردند توجه خواهد شد.
2-1- ترسیم نظام آتی حکومتی مبتنی بر اندیشه حکومتی تشییع (ولایت فقیه)
نظام جمهوری اسلامی که پس از پیروزی انقلابیون تشکیل شد مبتنی بر ولایت ‌فقیه است، که نخستین بار در اندیشه سیاسی شیعه، همراه با پیروزی انقلاب در ایران تحقق عملی یافته است و آثار و پیامدهای گسترده ای در تاریخ ایران و اندیشه و حیات سیاسی شیعه بر جای نهاده است. همه نظریه‌های فقهی درباره جمهوری اسلامی، از تعریف ولایت فقیه، مبانی مشروعیت، و حدود اختیارات فقیه حاکم در نظام جمهوری اسلامی آغاز شده است. ولایت‌فقیه اساس نظم سیاسی دوره غیبت در اندیشه امام خمینی است. به نظر ایشان، «در عصر غیبت ولی عصر(عج)، نایبان آن حضرت که فقیهان جامع‌الشرایط برای فتوا و قضاوتند و جانشین آن حضرت در اجرای سیاسات و مسائل حکومتی و سایر امور مربوط به امام معصوم (به جز جهاد ابتدایی) هستند» در اندیشه سیاسی امام، تشکیل حکومت اسلامی و حفظ آن مقدم بر همه احکام است، زیرا حکومت ضامن اجرای احکام و مشروعیت همه ارکان حاکمیت به حضور ولی‌فقیه، نائب عام امام معصوم است.
حکومت مطلوب، به قوانین اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی موجود در دین اسلام خلاصه نمی‏شود، بلکه دین از جامعیت برخوردار و نظامات سیاسی حقوقی نیز دارد و این نمونه مطلوب بسط عدالت اجتماعی، تعلیم و تربیت، حفظ نظم، رفع ظلم و جلوگیری از اختلال امور مسلمانان و حفظ مرزهای کشور اسلامی عقلاً و شرعاً واجب است. تحقق این اهداف، مستلزم تشکیل حکومت است.
اما در بیان این نوع حکومت مورد نظر مردم نوعی حکومت به وجود آمد که در چارچوب نظریه ولایت فقیه، قلمرو اختیارات حاکم اسلامی در راستای اهداف حکومت اسلامی تعریف شده است، یعنی بایستی از اختیاراتی معقول و متناسب با آن برخوردار باشد. با توجه به این خواسته امام خمینی، نظریه ولایت مطلقه فقیه را مطرح می‏سازد. منظور از ولایت مطلقه آن است که گستره اختیارات ولی فقیه در اداره امور جامعه، همان اختیارات حکومتی پیامبر و معصومین(ع) است. به عبارت دیگر، می‏توان گفت منظور از «مطلقه» آن است که ولایت فقیه، منحصر در افتاء، قضا و امور حسبیه نیست. جمهوری اسلامی ایران شکل گیری هویتی متمایزی از فرهنگ را در پی داشت. الگویی که تجانس و ارتباطی با ساختار اندیشه سکولار نداشت؛ یعنی مبانی فکری، هدف، فرایند تاریخی و تطوراتی متمایز از گفتمان سکولار داشته و پ
ایه‌گذار فرایندی معرفتی از طریق عرضه گفتمانی جدید بود. غرب با درک این امر در صدد چالش با آن بر آمد. حاصل آنکه، دو متغیر سکولار و اسلام دارای دو نظام معنایی متفاوت‌اند. در اندیشه اسلامی، سیاست بخشی از علوم انسانی است که رفتار انسان‌ها را در زمینه اجتماعی و سیاسی مطالعه می‎کند: «نحوه نگرش غرب به صلح در تفکر اسلامی پذیرفته نیست و نسبت به آن منتقد است» (بوزمان،1382: 340).
در این نوع حکومت که به وضعیت مطلوب نزدیک است، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظیر قوانین اساسی دیگر کشورها برگرفته از فرهنگ حاکم بر جامعه که متجلی در اندیشه اسلامی است، می‌باشد تأمل در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، گویای ویژگی‌های زیر است: مجلس اسلامی، ریاست جمهوری، شورای نگهبان، خبرگان، انتخابات و جایگاه مردم که در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اراده شود. از انتخابات: انتخابات رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر این ها، یا از راه همه‎پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد» (بوزمان،1382: 87).
براساس مبانی اندیشه اسلامی، کارگزاران حکومت، همچون هر نظام سیاسی بایستی به لحاظ رفتاری برخوردار از ویژگی‌هایی باشند. معیارهای حاکم بر رفتار نخبگان سیاسی در هر نظام سیاسی را می‌توان بر اساس مبانی فکری و اهدافی که آن نظام سیاسی تعقیب می‌کند کشف کرد. بر این اساس، هدف غایی نظام سیاسی اسلام، یعنی نیل بشر به حیات طیبه و سعادت و اهداف متوسطی همچون اقامه قسط و عدالت، برپاداشتن ارزش‌ها و اجرای احکام دین اسلام، مقتضی آن است که نخبگان جامعه اسلامی در همه سطوح مدیریتی و به تناسب حوزه ماموریت خود، برخوردار از علم، آگاهی و تخصص نسبت به مسئولیت، عدالت و شایستگی‌های اخلاقی و تدبیر و مدیریت باشند و جمهوری اسلامی بر مبنای همین امر ویژگی‌هایی را برای کارگزاران تعریف کرده است (ملک یار،1382: 71).
هر نظام سیاسی بر پایه معیارهایی که برگرفته از نظام ارزشی آن جامعه است، می‌کوشد بر پایه شاخص‌هایی افراد جامعه را طبقه بندی کنند. در نظام اسلامی نیز بی‌تردید تشکل سیاسی و گروه بندی‌های سیاسی در جهت تحقق ارزش‌های اسلامی امری گریزناپذیر است. نگاهی به تاریخ اسلام نیز حاکی از این گروه‌بندی‌های سیاسی است. در نظام جمهوری اسلامی ایران، با توجه به تجربه تاریخ اسلام، تجربه بشری در مدیریت جوامع و ارزش‌های برآمده از اندیشه اسلامی شکل گیری تشکل‌ها، احزاب و گروه‌بندی‌های سیاسی مجاز قلمداد شده است. طبیعی است که این امر می‌بایست در چارچوب قانون اساسی، منافع ملی و ارزش‌های اسلامی ساماندهی شود. رفتار شهروندان ارتباط مستقیم با رفتار حاکمان جامعه دارد. از این‌رو، در اسلام در راستای تعالی شهروندان سفارش شده که حاکم معصوم(ع) بوده و در صورت عدم دسترسی به آن، فقیه عادل جامع الشرایط باشد. در جمهوری اسلامی ایران از شهروندان انتظار می‌رود بر پایه ارزش‌های اسلامی رفتار خود را تنظیم نمایند و حکومت وظیفه خود می‌داند که اولاً، امنیت، آسایش و معاش شهروندان را تأمین نماید. افزون بر آن، در جهت اعتلاء فرهنگی کوشش و زمینه و بستری را مهیا سازد تا شهروندان در چارچوب آن قادر به رشد و تعالی معنوی باشند (موسوی و حقانی،1388: 69).
2-2- ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی
پی ریزی شهری توسط پیامبراسلام، که برای اولین بار به عنوان یک شهر اسلامی و هسته مرکزی جامعه اسلامی از آن یاد می شود، توجه و اهتمام ایشان را به مدنیت جامعه نوپای اسلامی می رساند.
شهر پیامبر، شهری متفاوت از سایر شهرهای حجاز و عربستان بود؛ متشکل از دو قبیله که سال ها با هم خصومت داشتند و باآمدن پیامبر اسلام دشمنی ها رفع شد و ایجاد امنیت روانی در این شهر و تعامل میان افراد، نیازمند برنامه ریزی خاصی توسط رهبر اسلام بود. پیامبر اسلام با تدوین قوانین مدونی برای جامعه نوپای آن روز، توانستند مدینه النبی را که به لحاظ قومیتی، از یک تشتت فرهنگی رنج می برد و نیز هر لحظه در انتظار توطئه دشمن بیرونی بود، به یک پایگاه مهم اسلامی تبدیل نمایند که ارزش های اخلاقی در روابط انسانی حاکم بر آن تاکنون سرآمد و الگوی رفتاری جوامع اسلامی است.
اسلام به حکم آن که از ناحیه خدا آمده و مبتنی بر فطرت انسانی است، یعنی مبدأ فاعلی آن خدا و مبدأ قابلی آن فطرت انسان هاست، تنها دین حق بوده و کامل و تمام است و جز آن هیچ قانونی از هیچ کس پذیرفته نیست و هر کس غیر از این آیین را دنبال کند، از او به هیچ عنوان پذیرفته نخواهد بود.
شهر اسلامی را مدینه می نامند، زیرا مدینه مکان ظهور دین و مهد تمدن و مدنیت ناشی از دین است و از این رو با حضور پیامبر و پیاده شدن دین در یثرب، مدینه النبی شکل گرفت. از آنجا که دین اسلام خاتم ادیان است و همه نیازهای انسان را بیان کرده، تبیاناً لکل شی(آل عمران / 75 )، و براساس برداشت کسانی که نظام اسلامی را، نظام امامت و امت دانسته و شرط اصلی امام را عصمت می شمارند و در زمان غیبت فتاوی و احکام مجتهد و اسلام شناس را حجت و مطابق با مصالح واقعی دانسته اند، قلمرو دین همه قوانین و مقررات جامعه است.
اسلام به عنوان نظام کامل اجتماعی و سیاسی تمام این ویژگی را داراست که به صورت بالقوه می تواند «عدالت و عدالت اجتماعی» را در زیباترین و اصیل ترین شکل آن در هر جامعه از جوامع بشری متحقق سازد. انقلاب اسلامی ایران – که ریشه در مدینه النبی دارد – با
تکیه بر اصل آزادی» به پیروزی رسید و نظام خود را بر آن استوارساخت و این در حالی است که آزادی یکی از خواست ها و آرمان های فطری بشری است (جمعی از نویسندگان،1386: 510).
جمع بندی
دین و همچنین ایدئولوژی، قدرت بسیج گرایی خویش را در حرکت توده گیر تاریخ میانه به خوبی نشان داده است. این قابلیت و استعداد تا پیش از دوران و فراهم آمدن زمینه و انگیزه هایی دیگر برای خیزش های عمومی انحصاراً در توان و امکان ادیان قرار داشت. در دوران جدید و عصر پرتراکم انتخابات هم که نقش و اهمیت اجتماعی دین به نسبت گذشته اُفول چشمگیری یافته و رقبای قدرتمندتری به جای آن نشسته است، هنوز ادیان، خصوصاً ایدئووژی ها دارای جهت گیری های اجتماعیِ مؤثر قدرتمندترین جریان بسیج گرِ اجتماعی هستند. انقلاب اسلامی ایران توسط کسانی شروع شده و به ثمر نشست که معتقد بـودند حاکمیت تـنها از آن خـدا و پیامبر بوده و هر کس از غیر طریق آنان بـه حـکومت بـرسد طـاغوت وغـیرقانونی خواهد بود و به همین دلیل حاکمیت پادشاهان را در طول تاریخ غیرقانونی و نامشروع می دانستند.
همچنین در همه انقلاب ها مردم تابع رهبری انقلاب بوده و گوش به فـرمانش داده وبـه دستوراتش عمل می کنند اما این مسئله در انقلاب ایران از شدت بیش تری برخورداربود زیرا رهبری انقلاب در لباس مرجعیت و نـمایندگی از نـاحیه امام زمان (عج) بر گرفته از مبانی تفکر شیعی و تأکید بر شعارهای مردم پسند ظهور کرده است که معتقدند، رد حکم او رد حکم امام زمان است و رد حکم امام زمـان رد حـکم خدا است و آن هم موجب کفر و خروج از اسلام است. لذا عـمل بـه بـیانیه ها و دسـتورات رهـبری در طول انقلاب به عنوان عمل به دستورات اسلام تقلی می شد با توجه بـه ایـن که هیچ یک از رسانه های گروهی در داخل کشور و چه درخارج در اختیار انقلابیون نبود احیانأ هم زمان در اسرع وقت پیام رهبری را بـه مردم می رسانده و نـظر رهـبر انـقلاب را برای مردم در روند انقلاب تشریح می کرد، نمونه بارز آن عاشورای سال 42 است که با یک طـرح و نقشه حساب شده طلاب و وعاظ بنا شد همگان در روز عاشورا در سراسر مملکت نظر امام را در رابطه با نظام حاکم به مردم برسانند کـه مـردم بـاید عـلیه نـظام شورش نمایند.

اندیشه ایجادنظام جمهوری اسلامی

4. دفاع از حقوق همه مسلمانان و رفتار مبتنی بر اخلاق حسنه، قسط و عدل اسلامی با غیر مسلمانان (اصل چهاردهم).
5. عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر (اصل یکصد و پنجاه دوّم).
6. داشتن روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب (اصل یکصد و پنجاه و دوّم).
7. ممنوعیت انعقاد قراردادهایی که به نحوی موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور گردد (اصل یکصد و پنجاه و سوّم).
2- اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی)
با نگاهی به تاریخچه ی نظام اجتماعی ایران و ساختار حکومتی آن می بینیم در گذشته مردم به عنوان رعیت از حقوق و امتیازات محدودی برخوردار بودند. چرا که حاکمان خود را از نژادی برتر می دانستند و حکومت رئیس حکومت بر خلق خدا، به اراده و مشیت خداوند شمرده می شد و جنبه ی الوهیت پیدا کرده بود، چرا که در ایران نیز مانند همه ی ممالک جهان قبل از پذیرش اصل حاکمیت ملی و اجتماعی، نظریه ی حاکمیت الهی پذیرفته و اعلام شده بود. به موجب این اصل منشأ دولت، اراده و مشیت خداوند است و سلاطین نمایندگانی هستند از جانب پروردگار که اداره ی امور عمومی به آن ها سپرده شده است و بنا به عرف حکومت، سلاطین در مقابل خداوند مسئول می باشند نه در مقابل ملت .
قدرت شاهنشاهان چه در ایران باستان و چه در دوران بعد از اسلام محدود نبود. تنها عاملی که قدرت اجرایی آنان را می توانست محدود نماید، دستورهای دینی و سنت و اخلاق واحیاناً سازمان هایی همچون شورای سلطنت و مجالس نجبا و اشراف بود. این روند تقریباً تا قرن دوازدهم هجری ادامه داشت از این دوره به بعد نظر به برقراری ارتباط اقتصادی و سیاسی با کشور های اروپایی، و تأثیر انقلاب صنعتی غرب در اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سرانجام سیاسی ایران از یک سو و عوامل داخلی هم چون سیاست داخلی و قیام های نظامی طوایف و سران ایل و حکام محلی از سوی دیگر زیر بنای تغییر نظام سیاسی در ایران را فراهم ساخت. و سر انجام انقلابات عمومی قرن چهاردهم، به حکومت مطلقه ی شاهان ایران خاتمه داد و سلطنت مشروط و محدود به قانون ملی جایگزین آن گردید. نهضت تاریخی و انقلابی ایران در آغاز قرن چهاردهم و به دنبال آن صدور فرمان مشهور مورخ ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ هجری قمری از طرف مظفرالدینشاه سر آغاز فصل نوینی در تاریخ حکومت ایران گردید. حقوق افراد ملت و اصول حکومت به موجب قانون اساسی که به تاریخ ۸ دیماه ۱۲۸۵ شمسی برابر۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴هجری قمری و متمم آن در مهر ماه ۱۲۸۶شمسی برابر با ۲۹ شعبان ۱۳۲۵قمری به تصویب مجلس رسید، تابع اصل حاکمیت قانون گردید. هر چند دیری نپایید که این دستاورد عظیم ملت دست خوش انحراف گردیده و به گونه ای استبداد در جامعه حاکم گردید و روز به روز از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتشان کاسته شد و از قانون فقط سیاهه ای بر کاغذ باقی ماند، و بر فاصله میان مردم و حاکمان افزوده شد، که زمینه ساز وقوع انقلاب اسلامی گردید.
در ادامه اگرچه در مقام ثبوت امکان تصور آزادی به صورت محض و مطلق وجود دارد، اما در مقام اثبات با یکی از ارزش‌ها و ابعاد وجودی انسان انضمامی می‌شود. به گونه‌ای که در عالم خارج در اثر ترکیب ارزش آزادی با سایر ارزش‌های انسانی، انواع مختلف آزادی مضاف تحقق می‌یابد. آزادی اندیشه یکی از مهم‌ترین گونه‌های آزادی مضاف است که نقش تعیین‌کننده‌ای در کمال و سعادت انسان دارد. از سوی دیگر، منافع ملی، به معنای عالی‌ترین آرمانی که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی تعریف و تعقیب می‌کند، یکی از ارزش‌های حیاتی آن به شمار می‌رود. حکومت جمهوری اسلامی ایران از لحاظ پیدایش و ساختار و رهبری غیراستبدادی نامیده شد و در تمام عرصه‌های فوق مردم نقش مستمر در تعیین سرنوشت خود خواهند داشت و به نظر انقلابیون از لحاظ مردم‌سالاری متکامل‌تر و عمیق‌تر از حکومت‌های به اصطلاح دموکراسی خواهد بود زیرا اصول و قوانین و مقررات حاکم بر آن از دین مبین اسلام که کامل‌ترین دین در زمینه تکامل ابعاد مختلف انسان است گرفته شده است که یکی از مسائل این دین آزادی مشروع انسان‌هاست. با توجه به این که جمهوری اسلامی ایران بر اساس آزادی می خواهد بنا شود به تعریف استبداد اشاره خواهد شد تا از آن برای اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی) بهره ببریم. استبداد، یعنی یکه و تنها به کاری پرداختن، خود رأی بودن، به میل و رأی خود کار کردن، خودسری و طرز حکومتی که پادشاهان و فرمانروایان، مقید به قانون نباشند و به میل و اراده خود رفتار کنند (اسلامی، 1369: 37).
اندیشه آزادی در دومین و چهارمین موج از بیداری اسلامی و وقوع انقلاب ایران به مراتب و درجات خاص تأثیرگذار بوده است. این تأثیر در نهضت مشروطیت به صورت نظام‌مند کردن مشروطیت در کنار «جنبش عدالت‌خانه» صورت پذیرفته است؛ هرچند در اثر نفوذ فلسفه‌های سیاسی غربی، اندیشه آزادی از عدالت و متون اسلامی جدا شده و در بستر دیگری افتاد.
در سیر تکاملی اندیشه آزادی، انقلاب اسلامی قرار دارد و متکامل‌تر از مشروطیت، نوعی «نظام مدنی دینی» درست کرد. بدون شک یکی از این عوامل «اندیشه آزادی» است که در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در مرحله سلبی (مبارزه با استعمار و استبداد) و همچنین در مرحله ایجابی (تنظیم قانون اساسی و نظام سیاسی) نقش مهمی ایفا نموده و منزلت خاصی را دارا می‌باشد. هرچند اندیشه آزادی در مشروطه با فقدان «جنبش نرم‌افزاری» و «نظریه منسجم دینی» (مثل ولایت فقیه) و گذار نکردن از لایه‌های عم
یق‌تر تمدن غربی، در نهایت به نوعی آسیب و آفت دچار شده و سرانجام با تأسیس سلسله پهلوی بخشی از میراث خود را تاراج شده دید، اما در انقلاب‌اسلامی همین اندیشه آزادی، بعد از قوام بخشیدن در مرحله نهضت، در تدوین قانون اساسی و همچنین در افق تمدن اسلامی توانست در کنار سایر مفاهیم از سیطره و تفوق تمدن مغرب زمین عبورکرده و خود را در یک موج انقلابی بازیابی نماید و حرکت انقلابی خود را به جلو پیش ببرد.
اما اگر بخواهیم نقش اندیشه آزادی را در مبحث تکامل نظری و عملی در جامعه و سیر تحولات تاریخی ایران پیگیری کنیم، باید بگوییم: صورت‌مسئله و جواب، حوزه تمدنی و فلسفه سیاسی اسلام در مقابل حوزه تمدنی و فلسفه سیاسی غرب است که ما آن را «تکامل بیداری اسلامی» از نهضت تا تمدن می‌بینیم و به تبین آن می‌پردازیم. هرچند این صورت‌مسئله، تاریخی است ولیکن جواب‌ها در حوزه اندیشه سیاسی خواهد بود.
اندیشه آزادی در ایران به قبل از نهضت مشروطیت باز می گردد، این موج که در ایران با جنگ‌های ایران و روس آغاز گردید و تا قبل از قیام تحریم تنباکو ادامه می‌یابد، برخورد ایرانی‌ها با غرب بیش تر یک برخورد سلبی است، زیرا مواجهه غرب با کشورهای اسلامی غالباً نظامی بوده و اروپایی‌ها با جنگ‌افزارهای نظامی خود به سرزمین‌های اسلامی از جمله ایران تجاوز می‌کردند.
با توجه به اینکه عمده مباحث آن دوران، جنگ‌های نظامی بوده و با رویکرد سلبی مسلمانان و به نوعی با نهضت بیداری اسلامی روبه‌رو بوده است، مفاهیمی چون آزادی در این میان جایگاه سازنده و اثباتی ندارد، بلکه صرفاً این وقایع سبب ‌شد تا ایرانیان به این فکر کنند که چرا مغلوب می‌شوند و آهسته آهسته متوجه عیوب ساختارهای قبلی خود بشوند. این صورت‌مسئله زمینه‌ساز وقایع تاریخی مهمی تا قبل از نهضت مشروطیت می‌شود. قتل گریبایدوف، سفیر روس متجاوز، به دست مردم و قیام تحریم تنباکو در سال 1309 ﻫ..ق از نمونه‌های مهم این دوره است (نجفی و حقانی، 1388: 104).
در این زمان که ایران از استقلال قابل توجهی برخوردار است ولی در اثر ضربه معاهده‌های ننگین گلستان و ترکمانچای، ضربه روحی و جغرافیایی و اقتصادی سنگینی را متحمل می‌گردد و در وضعیتی که استعمار خارجی علت مشکلات فزاینده کشور است، جریانی متشکل از دیپلمات‌ها و تحصیل کرده‌های اروپا رفته در حال شکل‌گیری است. این گروه ابتدا آرام و طبیعی ولی کم‌کم به صورت غیرعادی و حتی در مواقعی با حمایت سفارتخانه‌های خارجی به طرح اندیشه‌ها و تأسیس نهادهایی همت می‌گمارند که بیش از آنکه ایرانی و بومی باشد، رنگ خارجی و غیر بومی به‌خود می‌گیرد.
بحث از کم‌وکیف این مسئله در اینجا ضرورتی ندارد اما در بین نوشته‌ها و گفته‌های این جریان و تفکر می‌توان از مبحث جدیدی به نام «آزادی» سراغ گرفت، آزادی که بیش تر در قالب حسرت تجدد و مدرنیزاسیون از اروپای متمدن شکل گرفته است. این آزادی، ایدئولوژیک شده و بعدها به صورت علنی‌تر در رساله‌ها و نوشته‌های روشن فکران و مجامع سری عصر مشروطیت و بعد از آن به مطبوعات و جراید و کتب راه پیدا می‌کند. این ماجرا، آزادی در قالب اندیشه ترقی است.
در حالی‌که آزادی در قالب اندیشه تعالی، هر چند با استبداد قاجاریه مخالف است اما حرکت خزنده استعمار خارجی و تضعیف هویت و غرور ملی بعد از ترکمانچای را هم مهم می‌داند. در این مقطع، آزادی از استعمار خارجی، قراردادهای ضدملی، استبداد داخلی و تضعیف روحیه ملی در قالب نهضت‌های اسلامی که اوج آن ابتدا قیام تحریم تنباکو و بعد از آن نهضت مشروطیت است قابل بررسی می‌باشد.
لازم است در این قسمت از نقش «آزادی‌خواهان مقدس» سخن به میان بیاوریم. این جریان با تأسیس نظام مشروطه توانست گام اول این تکامل را برداشته و بعد از آن با نقد حاکمیت مشروطه و انحراف آن تا عصر پهلوی، به طور کلی حرکت بیداری اسلامی را از حاکمیت مشروطه جدا کرده و تمنای نظام سیاسی و مدنی دینی را نه در مشروطه حاکم، بلکه در افقی بالاتر جستجو کند. این تمنای آزادی‌خواهان مقدس از عصر مشروطیت به پیش‌زمینه‌های تاریخی و فکری و ذهنی روشن فکران و ایدئولوگ های انقلاب ایران رسیده و آن را در مقوله تأسیس یک نظام سیاسی دینی در تشکیل «جمهوری اسلامی» جلوه‌گر نمود؛ جلوه‌ای که با نقد جدی و شالود‌ه‌شکنی در نظام لیبرالیزم و حکومت پهلوی دنبال گردید، این شالوده‌شکنی و افق‌گشایی جدید در تأسیس نظام مدنی دینی و تمدن اسلامی، همان آزادی و رسیدن به فضاها و امکانات جدید است که به نظر انقلابیون با تشکیل نظام جمهوری اسلامی تجلی می یافت.
همچنین با تشکیل دولت اسلامی و پیروزی انقلابیون، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل 9 به موضوع آزادی های انسان اشاره می کند. در روند انقلاب ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کم ترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند. در انقلاب ایران، شعاری که بسیار مورد توجه بوده و هر از گاه آن را بیان کرده اند، شعار «استقلال، آزادی» است. این بخش آزادی از استعمار بیگانگان خارجی و استبداد فردی داخلی را بیان می‌کند. نیروهای آزادی‌خواه در جریان انق
لاب مشروطه پیشرفت و تکامل ایران را در دو امر می‌دیدند؛ از یک سو، قطع ید اجانب از دست اندازی‌هایشان به منافع ملت ایران و از سوی دیگر، برچیدن بساط استبداد و قدرت بی‌حد و حصر فردی. همین مسئله نیز در انقلاب اسلامی باعث گرد آمدن نیروهای آزادی خواه به دور یکدیگر شد. دومین واژه شعار مذکور آزادی است،که یکی از مهم ترین خواسته های مردم ایران در یک قرن اخیر بوده است و در جریان نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت نیزمطرح شد و درجریان پیروزی انقلاب مردم با صدای رساتری آزادی و رهایی از بند نظام استبدادی را فریاد زدند.آزادی حقی است که به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی های طبیعی و خدادادی خود را به کار اندازند، مشروط بر آن که آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند. آزادی در اسلام به معنای آزادی از هر قید و بند و از هرعبودیتی به جز عبودیت برای خدای سبحان است (ازغندی،1382: 30).
3- اندیشه ایجادنظام جمهوری اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 نقطه عطفی مهم در روند تاریخ اندیشه شیعی و جامعه ایرانی به شمار می‌رود. از آغاز عصر غیبت به جز مقاطعی کوتاه، شیعیان همواره تحت سیطره حکومت‌های ستمگر قرار داشتند و مسئله امامت از دغدغه‌های مهم آنان در ساحت سیاست به شمار می‌رفت. این امر موجب شد بود تا آنان هرگاه فرصت می‌یافتند، حاکمیت و رهبری سیاسی جامعه را در قالب نظریه «ولایت فقیه»، که شکل تنزل یافته امامت است، مطرح و در صورت امکان بدان جامه عمل بپوشانند.
برای بررسی فحوا و جهت گیری ایدئولوژی انقلابی در ایران و رفتن به سمت جمهوری اسلامی، به جز تحلیل محتوای بیانیه ها، کتاب ها و سخنرانی و مصاحبه های رهبران بسیج گر و عوامل اقتصادی، می توان سراغ آرمان های درخواست شده از طریق «شعارها»، «اهداف مورد حملۀ» انقلابیون و «روش ها و راهکارهای مورد استفاده» آنان رفت. اهداف مورد تعرض انقلابیون در «تظاهرات شورشی» شهرها، به جز ساختمان های دولتی و مراکز ساواک و شهربانی، اماکنی بوده است که به لحاظ فرهنگی و ارزشی منفی ارزیابی می شدند و برحسب معیارهای ایدئولوژیک انقلابیون مضر و مطرود به شمار می آمدند و عامل گسترش فقر و فساد در جامعه بودند. این اماکن که به عنوان نمادهای فرهنگ غربی و شاهنشاهی مورد حمله قرار می گرفتند، به طور کلی، در سه دسته قابل شناسایی و تفکیک اند: مراکز فساد و فحشا مثل کاباره ها و مشروب فروشی ها، سینماها، به علت سابقۀ نمایش فیلم های مستهجن و بالاخره بانک ها به عنوان شعبات تجهیز کنندۀ اقتصاد سرمایه داری که انقلابیون با طرح شعارهایی مبنی بر اینکه با روی کار آمدن جمهوری اسلامی این مراکز که عامل درماندگی ونماد هجوم فرهنگ غرب و یادآور خاطرات استعمار بودند از میان خواهند رفت و راه برای آزادی و پیشرفت جامعه باز خواهد شد اندیشه ایجاد این حکومت در میان مردم تقویت شد (سیاووشی، 1380: 134؛ کدی، 1377 : 359 و فوران، 1377 : 574- 575).
تاریخ وقایع نگاری شدۀ انقلاب ایران حمله به مراکزی به جز این را از سوی انقلابیون گزارش نکرده است لااقل فراوانی قابل اعتنایی نداشته است. زیرا تظاهر کنندگان شورشی، نگران از بدنام شدن در این تهاجم و تخریب ها، کم تر گزارشی از چپاول و غارت اموال و یا آسیب رسانی به اشخاص دیده شده است (شجاعی زند،1382: 48).
همچنین باید به این بحث پرداخت که جمهوری اسلامی مدلی از حکومت است که پس از انقلاب اسلامی در ایران حاکمیت یافت. «اصطلاح جمهوری اسلامی» ترکیبی از دو واژه «جمهوریت» و «اسلام» است. جمهوریت نشانگر مدل حکومت و اسلامیّت قیدی است که بیانگر محتوای آن است. امام خود در این باره معتقد است: «اما رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی یک رژیمی است متکی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی، و قانون اساسی‏اش قانون اسلام، و باید منطبق بر قانون اسلام باشد» (امام خمینی، 1369: 514).
در ادامه باید به این نکته اشاره کرد که امام خمینی بر این عقیده بود که اسلام دربردارنده بسیاری از شاخصه‌های دمکراتیک نظیر آزادی، برابری، استقلال و غیر آن است. از این‌رو، پیشنهاد برخی گروه‌های سیاسی مبنی بر جمهوری دمکراتیک اسلامی را نپذیرفته و بر جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، تأکید کردند. امام در مصاحبه با «حامد الگار» در توضیح چرایی عدم استفاده از واژه «دموکراتیک» در عنوان جمهوری اسلامی ایران می‌گویند: «برای اینکه این اهانت به اسلام است؛ مثل این که بگویید جمهوری اسلامی عدالتی، این توهین به اسلام است برای اینکه عدالت متن اسلام است» (امام خمینی، 1369: 130).

خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران

جمع بندی
در این فصل به بررسی تفصیلی ایدئولوژی، مفهوم و کارکرد های این مفهوم پرداختیم و گفتیم ایدئولوژی در هر یک از قالب ها مانند: دانش ایده ها آگاهی کاذب، جهان بینی طبقه، جامعه شناسی معرفت مانهایم، دارای چه معانی هستند. سرانجام مفهوم بندی نسبتأ گسترده ای از آن را به عنوان نظامی از ایده ها و باورها و ارزش ها پذیرفتیم و آن را کم و بیش به عنوان مجموعه ای سازگار از ارزش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و نیز باورهایی که می توانند محرک انسان برای عمل باشند، تلقی کردیم که ایده ها را مرتبط با روابط اجتماعی می کند تا برای ابقاء یا تغییر وضع موجود به کار روند. از این منظر ایدئولوژی شامل عناصر متعدد زیر است: مجموعه ای از ارزش های اجتماعی، فردی و معنوی، انتقاد نظام یافته نسبت به ترتیبات اجتماعی موجود، طرح کلی جامعه مطلوب که در آن ارزش های مذکور بارور می گردند.
جنبش ها و ایدئولوژی های انقلابی می توانند به ابزاری برای ابراز نارضایتی اجتماعی رادیکال، گرد هم آوردن احساسات پراکنده و گروه های با التزامات مشترک و تنظیم کردن ارزشها و وفاداریهای مثبت به کار روند. این جنبش ها همچنین می توانند ابزاری برای حمایت از امتیازات، و یکپارچه کردن خواسته ها و علایق عینی و روابط قدرت تحت یک نظام عقیدتی باشند. ایدئولوژی همچنین می توانند نابرابری ها را عقلایی کنند و مردم را تحت پرچم واحدی با هدف تحققِ «برابری اجتماعی» بسیج کنند. ایدئولوژی، زمانی که نخبگان مذهبی راست آیین، جنبش های بدعت گذار و گروه های مذهبی و غیر مذهبی نقش خود را در تشکیل دولت- ملت ها ایفا نمودند، تمام این وظایف را در تاریخ اروپا انجام داد. مانند کاتولیک گرایی که هنوز در اروپای شرقی به عنوان نوعی پیش زمینۀ ملی، در آمریکای لاتین، یعنی جایی که «الهیات آزادی بخش» دارای لحن انقلابی است و در اروپای غربی به عنوان یک التزام سیاسی- اجتماعی برای سازمان های حزب معین، اهمیت دارد.
در ادامه توضیحات پس از مفهوم بندی ایدئولوژی به کارکردهای اصلی آن از دید جامعه شناسان اشاره نمودیم و در نهایت با پذیرش کارکردهای ایدئولوژی بیان کردیم، که شرط تفوق ایدئولوژی در بسیج سیاسی منجر به انقلاب، زیر سئوال بردن وضع موجود، ایجاد تنفر نسبت به آن، و معرفی مجموعه ای از ارزش های فردی و اجتماعی و معنوی و معرفی برنامه های عملی است. و در پایان به نفی وضع موجود که همان وجود تصویری از یک جامعه نامطلوب، در ذهن افراد یک جامعه و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است که مقیاس سنجش افراد جامعه است بیان شد و در پایان، به بحث ترسیم وضع مطلوب و اتوپیایی که انسان ها و جوامع به دنبال آن بوده اند و ایدئولوژی های که از آن سرچشمه گرفته اند اشاره شد که در اکثر جوامع نقش مهمی در تحرک اندیشه و فرهنگ داشته است.
فصل سوم
مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در
انقلاب اسلامی ایران
مقدمه
در این فصل از پژوهش به خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و اندیشه های که زمینه ساز به وجود آمدن انقلاب را فراهم آوردند پرداخته خواهد شد. وهمچنین با نگاهی بر ایدئولوژی شیعه که به نظر می رسد مهم ترین خاستگاه و زمینه ی شکل گیری ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران است به بررسی آن خواهیم پرداخت وسپس به ایدئولوژی های ناسیونالیسم و لیبرالیسم و سوسیالیسم که جزو اندیشه های زمینه ای انقلاب ایران به شمار می آیند اشاره خواهیم کرد، زیرا که پژوهش گر اعتقاد دارد که این اندیشه ها تاثیر بسیاری بر اندیشمندان و ایدئولوگ های مطرح در انقلاب ایران داشته است. همچنین به رهبرانی که از دل این تاثیر پذیری به وجود آمده اند و رهبران مذهبی و یا فرهنگی جامعه شده اند، مانند «امام خمینی»، «مرتضی مطهری»، و «دکتر شریعتی» به عنوان ایدئولوگ های انقلابی و نقش آن ها در گسترش ایدئولوژی انقلاب ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین حرکت مردم شهرهای بزرگ ایران که هم به لحاظ عمق و شدت مقابله و هم به جهت علنی و عمومی سازی مخالفت ها با رژیم بارزتر از حرکت های پیش از خود در همان سال بود، از آن رو که نخستین حلقه از زنجیرۀ چهلم های مکرر در روند نضج گیری و تعمیم بسیج انقلابی در سراسر کشور را سر انداخت، شاید مهمترین نقطۀ عطف خیزش انقلابی مردم ایران به شمار آید (استمپل، 1371: 136- 137 و کدی، 1377: 358).
این حرکت ها به مثابۀ نقطۀ عطف، دو نقش ماندگار از خود باقی گذارد. یک، سمت و سو و انگیزه های خیزش انقلابی در شرف وقوع را مشخص کرد؛ دو، الگوی مؤثر مبارزاتی را به مردم شهرهای دیگر نشان داد. لذاست که از این نقطه به بعد جریان «مذهبی» و خط مشی «توده ای» بر دیگر جریانات و دیگر استراتژی های مبارزاتی پیشی گرفت و تفوق پیدا کرد و توانست ابتکار عمل را در تمامی سطوح در دست بگیرد. وجهه و خاستگاه دینی و سابقۀ ایستادگی و مقاومت رهبری این جریان در برابر رژیم و استفادۀ هوشیارانه از موقعیت به وجود آمده، مجموعه عواملی بود که جریان مذهبی را در پیشی جستن از دو جریان چپ کمونیستی و ملی گرایان لیبرال موفق ساخت.
پس از آن شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان جامعه ایران بررسی خواهد شد، شرایطی که در دهه 40 و 50 رژیم پهلوی با آن روبرو بوده است، و در آمدهای نفتی ایران که باعث تحرکات اجتماعی شد که از نوسازی و رانت نفتی به وجود آمده بود. و در نهایت در این بخش از پژوهش به عناصرایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران مانند، اندیشه نفی سلطه خارجی(استقلال) و اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی
) و شرایطی که منجر به نفی ایدئولوژی شاهنشاهی در کشور ایران شد و همچنین وضع مطلوبی که انقلابیون ترسیم کردند در این بخش به آن پرداخته می شود.
الف- خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران
در این بحث، ابتدا لازم است مراد خود را از عنوان «ایدئولوژی انقلاب ایران» روشن سازیم. در اینجا ما از این مفهوم، نوع نگرش و هستی شناسی ویژه ای را منظور می کنیم که بر اساس آن انسان های عامل و معتقد به آن، آرمان ها، انتظارات و عملکردشان را با آن توجیه یا مدلل می کنند. به این معنی ایدئولوژی انقلاب یعنی نوع نگرش و هستی شناسی برای تمام آحاد مردم ایران و حتی برای همه کسانی که به نوعی در رخدادهای انقلاب کمابیش شرکت داشته اند یکسان نبوده و حتی برای معتقدین به آن نیز از شفافیت کافی برخوردار نبوده است.
در مورد خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران، دیدگاه ها و روایت های متعددی وجود دارد که هر کدام به نوعی خاستگاه انقلاب را وابسته به آن می دانند. ولی با توجه به تعدد دیدگاه ها و مقالات و پژوهش های به عمل آمده، خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران در روند تاریخی و عوامل موثر بر شکل گیری ایدئولوژی انقلاب شیعی، به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفته است.
محققان معتقدند در جستجوی ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، و رخدادهای پیرامون آن، بازگشت (کاتوزیان،1384 :39)، که پس از برکناری «رضاشاه» پهلوی توسط متفقین در هنگامه جنگ جهانی دوم ، ایران در بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، طولانی‌ترین زمان فضای باز سیاسی در تاریخ معاصر را به خود دید. در این دوره روشن فکران و نه روحانیون، دست‌اندرکار بسیج و سازماندهی توده‌ها علیه ساختار قدرت بودند و سازمان های غیر مذهبی، نخست حزب توده و سپس جبهه ملی به رهبری «محمد مصدق»، با موفقیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر شهری را جذب کردند (Abrahamian: 2008، 116-120).
در طی این دوران، مصدق به عنوان یک ملی‌گرای محبوب، خواستار اصلاح سیاست خارجی نادرست و خاتمه بخشیدن به دادن امتیازهای عمده به ابرقدرت های خارجی شد (آبراهامیان، 1387: 232)، او به یاری تظاهرات‌های گسترده طبقه متوسط و همچنین اعتصابات بزرگ کارگری در بخش صنعت نفت به سازماندهی حزب توده، به عنوان اهرم فشاری بر حکومت، توانست نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را با موفقیت به پیش ببرد و تحت تاثیر شور و اشتیاق عمومی به نخست وزیری رسیده و حتی تسلط و اختیار محمدرضاشاه بر ارتش را به خطر افکند. ملی شدن صنعت نفت برای انحصارات نفتی و دولت بریتانیا ضربه‌ای جبران ناپذیر بود، به ویژه که این جنبش، می‌توانست به نیروی محرکه‌ای برای مردم دیگر کشورهای منطقه به منظور کسب حقوق خویش، تبدیل شود و بدین‌سان منفعت دیگر ابرقدرت وقت، ایالات متحده را نیز به مخاطره افکند. سرانجام بریتانیا توانست موافقت آمریکا را برای به راه‌اندازی یک کودتای نظامی علیه دولت مصدق به دست آورده و آمریکا به کمک نیروهای هوادار سلطنت در ارتش ایران و با پشتوانه دستگاه مذهبی (علما و روحانیون طراز اول و وعاظ و پیروان آن ها) و برخی از زمین داران و سیاست مداران محافظه‌کار، دولت وی را سرنگون نمود (کاتوزیان،40:1384).
این رویداد تأثیری به سزا و طولانی مدت بر فضای جامعه به جای گذاشت و در عصر جمهوری خواهی، ملی‌گرایی، گرایش به سوسیالیسم و سیاست خارجی بیطرفانه، اکنون سلطنت پهلوی و ارتش، در افکار عمومی، به عنوان سرسپرده ابرقدرتهای غربی، سرمایه‌داری و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا شناسانده شدند. با وقوع کودتا، سازمان های سیاسی چون جبهه ملی و حزب توده سرکوب شده و اعضای آن ها به حبس های کوتاه و یا بلند مدت و حتی اعدام محکوم شدند و علاوه بر بریتانیا، ایالات متحده نیز به عنوان دشمن جدید امپریالیستی ایران شناخته شد. از سوی دیگر، سرکوبی نیروهای سکولار و غیر روحانی، راه را برای پیدایش جنبش های جدید اسلامی هموار نمود (آبراهامیان، 1387 :654).
در دوران محمدرضا شاه پهلوی، با ورود کالاها و واردات و رواج خبر پیشرفت غربی ها و آشنایی نخبگان و جامعه با دستاوردها و کالاها و تولیدات غرب و همچنین آشنایی اقشار متوسط و تحصیل کرده از نحوه متفاوت اداره امور جامعه و رابطه مردم با حاکمان خود، باعث جذب روشن فکران و بسیاری از اقشار مردم بود. سخن گفتن از وجود «قانون»، مجلس قانون گذاری و احیانأ انتخاب نماینده مجلس و رهبر حکومت از طریق انتخابات، برای کسانی که آنچه دیده بودند «فرمان ملوکانه» بود و اراده سلطان» یا صله و بخشش شاهانه بسیار تأثیرگذارتر بود و اشتیاق داشتن به آن نمی توانست ملال انگیز باشد.
اما برای عده ای که با دقت بیش تر به مناسبات آن دیار نگریسته و تحولات فرهنگی- اجتماعی آن را با عمق بیش تری دریافت کرده بودند مسئله مهمی نیز مطرح بود و آن عاملی اساسی بود که موجب همه تحولات غرب بود و آن به زیر کشیدن دین و و حکم خدا از طریق کلیسا و کشیشان بود که قرن ها بر عالمیان دیکته شده بود .
اگر انسان و عالم غربی از قانون و مجلس و آزادی و مجلس قانون گذاری دم می زد همه این ها را مرهون رهایی از قید بندگی خدای کلیسا و نمایندگان وی می دانست. عده ای از تحصیل کردگان و آشنایان با فرهنگ غرب که در مقایسه با دیگران فرصت و تأمل بیش تری داشتند، این وجه از آن دیار را اخذ کرده بودند، اینان پس از بازگشت به ایران، با نگاهی سطحی به محیط جامعه ایران و به موضعی که احیانا مدافعان دین در مواجهه با مدعیان ضد دین اتخاذ می کردند، ج
نگ بین آن ها و مدافعان دین را تشدید می کرد و جبهه دین باوران تا مدت ها به دلیل جاذبه های تفکرات غربی و حمایت دولت از این تفکرات سنگر به سنگر عقب نشینی می کرد، و مدافعان دین نیز با اندیشه های جدیدی دنیای مدرن آشنایی بیش تری پیدا می کردند که از میان همین کشمکش ها، انتظارات و ایدئولوژی های جدیدی در حال ظهور بود (حاضری، 1377: 112).
عوامل کاهش جاذبه های تجددگرایی
با توجه به مطالب قبل روند تجدد گرایی لااقل در مراحل آغازین با زمینه های نسبتأ مساعدی همراه بود اما در نهایت با گسترش ایدئولوژی اسلامی روبرو هستیم که عمده ترین عوامل موثر در فرآیند معکوس شدن این جریان و کاهش جاذبه تجددگرایی و حرکت انقلاب به سوی سنت ها، را به شرح زیر می توان برشمرد:
1. اولین عامل، ضعف و کاستی هایی بود که این اندیشه در زادگاه خود یعنی غرب با آن مواجه شده بود، همچنین اذهان عمومی در ایران دریافتند که حاصل «علم و آزادی» اندیشه های لیبرالیستی، آزادی و قدرت در جامعه ایران از سوی دولت مردانشان تنها برای غارت هرچه بیش تر دستمزد کارگران فقیر و استثمار مردم است.
2. اقتصاد سرمایه داری در ارتباط با سایر نقاط جهان، توسط کشورهای اروپایی ناخوشایندترین تجارب تاریخ بشری را مانند، برده گیری و اسارت و استعمار منابع بخش اعظم نقاط جهان، را به نمایش گذاشت که باعث شد اذهان جستجوگر مردم ایران، با تردیدهای بسیار جدی در خصوص حقانیت این اندیشه ها مواجه شوند.

قدرت و تصمیم گیری

عقل نظری و نخبگان و افکار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یک از قضایای فوق برسند به تناسب، خط‌مشی‌ها و راهبردهای زیر را توصیه و تجویز می‌کنند:
الف) وضع موجود و روش‌ها و راهبردهای قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی برهم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود.
سه عنصری که باعث ایجاد وضع نامطلوب در جامعه می شود، مربوط به وضعیت معیشت و درآمد و اقتصاد مردم و جامعه می باشد. عناصر مشروعیت بخش ایدئولوژی دولت از دوجنبه درونی و بیرونی دارای تناقص و ناسازگاری باشد (آراسته خو،1370: 61).
از لحاظ بیرونی، عناصر مشروعیت بخش دولت با جامعه و نظام سیاسی جهانی ناسازگار بود و یا عواملی در خارج ویا داخل جامعه با فرهنگ کلی جامعه ناسازگار است که باعث می گردد وضعیت نامطلوب احساس شود و از نظر معنوی مورد نظر اکثریت جامعه قرار نگیرد، از بعد درونی هم ایدئولوژی، سیستمی نامنسجم و تناقص نما بود که کارآیی آن را به شدت کاهش می داد. عناصر این ایدئولوژی با تلفیقی ناهمبسته، نامتقارن، و اجباری از عناصر سنتی و مدرن، سکولار و مذهبی، و دموکراتیک و استبدادی شکل گرفته باشد که هر کدام در تناقص با دیگری قرار داشت و یا در نهایت سیاست حاکمان مورد رضایت مردم نبوده و از وضعیت ایجاد شده ناراضی بوده و در تلاش برای مهار و یا تغییر آن بر می آیند و ارکان حکومت نیز ناراضی خواهند شد. مردم خواهان مشارکت سیاسی و اجتماعی برای ایجاد تغییر در جامعه بودند. با گسترش نوسازی و دگرگونی در ساختار اجتماعی و اقتصادی، ولی نه تنها ساختار سیاسی از هر گونه اصلاحاتی مصون میماند، بلکه بر تمرکز قدرت و تصمیم گیری در همه امور افزوده می شد. در مقابل خواست گروه های سیاسی و نهاد های مدنی برای مشارکت، پاسخ تظاهر به دموکراسی و در نهایت سرکوب آن ها بود. دولت، در موضعی متناقض در مقابل خواست مردم، از یک طرف تظاهر به آزادی طلبی و آزادی خواهی برای ملت می کرد و اقدام به تشکیل احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی می کرد و از سوی دیگر، جلوی فعالیت و کارکرد واقعی آن ها را می گرفت. در این تناقضات و رفتارهای دو گانه میتوان وضعیت نامطلوب را مشاهده کرد(آراسته خو،1370: 89).
4-2- ترسیم وضع مطلوب
نقش ایدئولوژی بسیج گر، در ساده ترین حالت، به ارائۀ تصویری به شدت موحش و بزرگنمایی شده از وضع موجود و صورتی مبهم و در عین حال رؤیایی و شوق برانگیز از آیندۀ مطلوب محدود می شود. بخش مکمل این دو تصویر کاملاً قطبی نشان دادن راههای گذار از «این» و ایصال به «آن» است و در عین حال بالا بردن میزان آمادگی مردم برای تلاش و تضحیه در این راه و افزایش روز به روز جمعیت همراه (اخوان مفرد،1379: 33).
نظریه پردازان سیاسی و فلسفی در اکثر اوقات، کار خود را با وضع موجود آغاز می کنند؛ به عبارت دیگر به بررسی وضعیت جوامع خود می پردازند، و با تبیین آن وضع، مشکلات را نیز روشن می سازند، پس از شناخت وضع موجود و پی بردن به مشکلات، ضروری خواهد بود که این مشکلات، ریشه یابی شوند، چون اگر منشا و ریشه مشکلات و معضلات زندگی سیاسی روشن نشود، برای آن نمی توان چاره جویی نیز کرد. پس ازاین که ریشه مشکلات جامعه مشخص شد، دو حالت را می توان متصور شد؛ یا این که نظریه پرداز، وضع مطلوب و آرمانی خود را ترسیم می کند، و سپس راه کارهای رسیدن به آن را ارائه می دهد، و یا این که در ابتدا راه حل هایی را پیشنهاد می کند تا با عمل به آن ها بتوان به وضعیتی رسید که وضع مطلوب نامیده می شود.
البته این دو مرحله از تفکر سیاسی با یکدیگر عجین هستند؛ و تمایز و مرز گذاری دقیق بین این دو مرحله چندان هم نمی تواند آسان باشد. حتی ممکن است نظریه پرداز سیاسی قبل از آغاز تفکر خود، وضع مطلوب را در ذهن خود داشته باشد، و مرحله بندی تفکر سیاسی بیش تر در جهت روشن تر ساختن مساله صورت می گیرد تا تعیین یک چهار چوب قطعی و الزامی. در هر حال هر نوع تفکر سیاسی و فلسفی با هر منشأ و خاستگاه و هدف و مقصدی که دارد، با ترسیم وضع جامعه آرمانی خود، تلاش می کند تا برای رسیدن به آن وضع مطلوب، راه کار ارائه داده و از این رو نظریه ای منسجم، چهارچوب مند و هدف دار را تدوین می نماید. اندیشه‌ورزان بسیاری به تدوین وضعیت مطلوب و ترسیم آن پرداخته‌اند. در بسیاری از آن مفاهیم مشترکی مانند عدالت‌ محوری، قانون‌ مداری و انسجام همگانی وجود دارد و فقط در خصوصیات و جزئیات است که آن‌ها باهم تفاوت می‌یابند (محمدی منفرد، 1387: 37).
ترسیم وضعیت مطلوب از نظر سیاست ورزان و فلاسفه همیشه در طول قرون بازتاب‏دهنده نگرانی‌ها و نارضایتی‏‌هایی بودند، که خود زاییده‏ همان نگرانی‌ها به‌شمار می‏رفتند. می‏توان گفت هرچه‏ ذهن بشر بیش تر دستخوش خلل و اضطراب باشد، نیاز به وضعیت مطلوب بیش تر به وجود می‏آید (ولز، 1383: 139).
در ادامه باید گفت آدمی موجودی است با دو بعد مادی و معنوی و دارای عقل و اراده و با توان انتخاب گری و هدف گذاری. بنابراین او همواره در افق دید و ذهن خود تصویری از یک وضع مطلوب و آرمانی جامعه را دارد. این تصویر می‌تواند خود ساخته و بعضاً مبهم و تار باشد و همچنین می‌تواند محصول تفکر و اندیشه عقلا، اندیشمندان، مبارزان و غیره بوده و دارای خطوطی مشخص و شفاف باشد و با تبلیغ و تعلیم به ذهن و روح آحاد افراد جامعه منتقل شده و نقش بسته باشد. مدینه فاضله و جامعه مطلوب شامل شاخص‌ها و تجویزهایی درباره سیاست، اقتصاد و فرهنگ خوب و
مطلوب می‌باشد(حشمت‌زاده، 1382: 437).
به طور مشخص، نیاز به وضعیت مطلوب از هزاران سال قبل در قالب دینی و اجتماعی و سیاسی موجود بوده است. «آرمان‌شهر» افلاطون و یا حماسه سومری «گیلگمش» نمونه‌هایی از این مدعایند که بهشتی زمینی را ترسیم می‌کنند که در آن مرگ و پیری معنا ندارد و گرگ و میش در کنار هم زندگی می‌کنند. در افسانه گیلگمش، پادشاه شهر اوروک، در سفر خود به بهشت «دیلمون» می‌رسد که دارای آرامش همیشگی، طبیعت زیبا و زندگی جاودانه و نمادی از شهر آرمانی مردم است(اصیل، 1371: 18).
البته وجود تصویری از یک جامعه مطلوب در ذهن افراد و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است که شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود را با آن می‌سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ کلی به صورت‌های زیر است:
الف) وضع موجود در راستای وضع مطلوب است.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد اما این اختلاف کم، سطحی و صوری است.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد ولی عدم تطابق، زیاد، اساسی و عمیق است.
عقل نظری و نخبگان و افکار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یک از قضایای فوق برسند به تناسب، خط‌مشی‌ها و راهبردهای زیر را توصیه و تجویز می‌کنند:
الف) وضع موجود و روش‌ها و راهبردهای قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی برهم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود (حشمت‌زاده، 1378: 39).
در کل وضعیت مطلوبی که ترسیم می شود در آن همه آرمان‌های بشری از جمله عدالت، آزادی، صلح و امنیت به وقوع می‌پیوندد. از جمله این طرح‌ها اتوپیای «توماس مور»، آتلانتیس« فرانسیس بیکن»، شهر آفتاب «کامپانلا»، اوسئانای «جیمز هرینگتون»، شهر زرین «فرانسوا ماری» ملقب به «ولتر» را می‌توان نام برد. اما در طول تاریخ اندیشه کم تر شخصیتی چون «کارل مارکس» می‌توان یافت که آرمان شهری در انتهای تاریخ برای بشر تصویر کند و راه دستیابی به این بهشت زمینی را نشان دهد(محمدی منفرد، 1387: 37).
در ادامه باید اشاره کرد، اگرچه مارکس خود هیچ گاه تحت عنوان اتوپیا، آینده را ترسیم نکرده است اما تصور او از جامعه کمونیستی بی‌طبقه – که بعد از انقلابات کارگری علیه سرمایه‌داران شکل می‌گیرد- خود نوعی از ترسیم وضعیت مطلوب است که در آن عدالت و آزادی ظهور می‌یابند. نخستین متفکری که اندیشه و ضعیت مطلوب و آرمانی را را بر برهان عقلی استوار کرد، «افلاطون» فیلسوف یونانی بود. او طی تفکرات خود به این نتیجه می‌رسد که عدالت هماهنگی و همگونی با نظم امور است. طبیعت را نباید به سلیقه خود دربیاوریم یا از آن خود کنیم بلکه به‌ویژه در سازماندهی شهر و نقش ویژه طبقات تشکیل دهنده آن باید با طبیعت هماهنگ شویم(روویون، 1385: 190).
در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز تمایل به ترسیم جوامع کامل و بی‌نقص خیالی، همواره بین اندیشمندان وجود داشته است. در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، اندیشه شهر آرمانی خود را در کتاب «اندیشه‌های اهل مدینه فاضله» مطرح ساخت و جامعه‌ای آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلام پی‌ریزی کرد.

کارکرد ایدئولوژی

3. معرفی مجموعه ای جدید از ارزش های فردی، اجتماعی و معنوی.
4. طرح کلی جامعۀ مطلوب.
5. معرفی برنامه های عملی برای رسیدن به اهداف، در جهت ویران کردن وضع موجود و ایجاد نهادهای نوین.
6. ایجاد روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی انقلابی که لازمۀ عملی انقلابی و اقدام سیاسی در بسیج است.
7. ساده سازی جهت پرده پوشی و تسهیل روند بسیج.
8. ایجاد اعتماد به نفس و تعهد به اقدام عملی.
9. ادعاهای مبتنی بر صداقت، حقانیت و عقلانیت برای توجیه پیروان.
10. بسیج همگانی با اجرا کردن موفق کارکردهای فوق.
همچنین باید عنوان کرد که ایدئولوژی از دید جامعه‌شناسان حاوی سه ویژگی و کارکرد اصلی است: اول اینکه هر ایدئولوژی حاوی صورتی منظم و هماهنگ و سازمان یافته است و این نظم باعث می‌شود تا برخی از وجوه واقعیت برجسته شوند و برخی دیگر در حاشیه قرار بگیرند. این همان خصلت یک دست کردن عناصر ناهماهنگ است. به عبارت دیگر، اولین ویژگی و کارکرد ایدئولوژی این است که واقعیت پیچیده را ساده‌سازی می‌کند. دوم ایدئولوژی غالباً به ارزش‌هایی برمی‌گردد که از آن نشأت گرفته است و تلاش می‌کند تا آن را در طرحی ذهنی سازمان دهد، یعنی ایدئولوژی نوعی توجیه عقلانی جهان‌بینی و نظام ارزشی را عرضه می‌کند و بالاخره سوم، ایدئولوژی کارکرد دیگری هم دارد و آن این است که انسان را به عمل ترغیب می‌نماید و یا حداقل با ارائه هدف‌ها و وسایل به افراد امکان می‌دهد که به عمل سیاسی دست بزنند (بشلر،1370: 10).
البته هر ایدئولوژی در جهت توجیه و تفسیر بنیادها، کارکردها و مقبولیت خود احتیاج به ایدئولوگ‌های کارآزموده دارد. شیوایی بیان، رسایی قلم و سلامت ‏شخصیت های ممتاز در تحکیم مبانی یک ایدئولوژی اثر قاطع دارند. هرچه یک ایدئولوژی با نیازهای مادی و معنوی اساسی جوامع انطباق بیشتری نشان دهد و بتواند بر گروه های پایدار و ناپایدار اجتماعی ولی پویا اثر بگذارد از قوام، دوام، کارایی و تحرک بیشتری برخوردار خواهد بود. عواملی که اشاره شد، بی‏شک در پذیرش یا عدم پذیرش یا تالیف ایدئولوژی با عناصر فرهنگی و معنوی دست‏اندرکار هستند (آراسته خو،1370: 175).
«پلامناتز» نیز معتقد است در عصر ما دست کم برای چهار مقصود از ایدئولوژی بهره‏برداری شده است، فی الواقع ایدئولوژی از نظر وی دارای چهار کارکرد زیر است:
1. تشکیل و حفظ انسجام گروه های منضبطی که بتوانند به منظور کسب قدرت، به سرعت از شرایط متغیر سود ببرند.
2. ترغیب مردم به فداکاری های بزرگ در راه آرمان هایی که نزد رهبرانشان به مراتب مهم تر و پرمعناتر است تا نزد خود آنان.
3. بسط دادن قدرت حکومت‏یا سایر گروه های متشکل در خارج از مرزهای کشور یا کشورهایی که قدرت در آنجا در دست چنین گروههایی است.
4. و بالاخره تسلط یافتن یا حفظ سلطه بر احزاب یا دیگر سازمان ها (آراسته خو،1370: 179).
همچنین «ژان بشلر» برای ایدئولوژی پنج کارکرد را مشخص ساخته است که عبارتند از: صف‏آرایی یا جبهه‏گیری، توجیه، پرده‏پوشی، موضع‏گیری و بالاخره دریافت ‏یا ادراک. مطابق نظر وی، اولین کارکرد ایدئولوژی، شناساندن دوستان به یکدیگر و معرفی دشمن به آن هاست. هر جبهه‏ای نیازمند نشانه‏ها، نمادها، شعارها و گفتارهاست تا هواداران را به دور خود جمع کند و مخالفین را طرد نماید. این علایم می‏تواند میل درآمیختن با جمع یا میل غریزی انسان به مستحیل شدن در گروه و پرخاشگری را در افراد به راحتی برانگیزد. جدال سیاسی سازمان‏یافته به ایدئولوژی نیاز دارد تا دوستان را به دور هم جمع کند و صف دشمنان را جدا کرده آن ها را طرد نماید. جدال سیاسی همیشه حالت دو قطبی پیدا می‏کند و در نتیجه دو جبهه یا دو جبهه ائتلافی ایجاد می‏شود (بشلر،1370: 61).
گاه ایدئولوژی ها مواضع فکری ناهمگن را زیر یک چتر جمع می‏کنند به طوری که در هر جبهه ایدئولوژیکی جریان های فکری متفاوت و علایق گوناگون در کنار هم قرار می‏گیرند. زمانی عدم هماهنگی ایدئولوژیکی آشکار می‏شود که جبهه ائتلافی پیروز شود و حریف را نابود کند. در این صورت اختلافات داخلی به تدریج علنی می‏شود و درگیری تا زمانی ادامه پیدا می‏کند که یکی از گروه ها، سایرین را از میدان به در کند و بر آن ها مسلط شود. در تمام انقلاب ها شاهد چنین وضعیتی بوده‏ایم. از این جهت ائتلاف مواضع فکری نامتجانس در مبارزه سیاسی، اجتناب‏ناپذیر ولی موقتی است، اجتناب‏ناپذیر است چون در مبارزه سیاسی، جبهه دوست و دشمن از هم تفکیک می‏شود و موقتی است چون این نوع ائتلاف ها بر اساس شعارهایی شکل می‏گیرد که دو پهلو، مبهم و کلی است. برای مبارزه مشترک و نابودی مخالفین، یک پرچم، یک سرود و چند کلمه به صورت شعار کافی است ولی سایر کارکردهای ایدئولوژی از این پیچیده‏ و به توجه بیشتری نیاز دارند (بشلر،1370: 61).
در توجیه، بازیگر سیاسی تلاش می‏کند برای عمل سیاسی خود دلیل منطقی بیاورد و در این روند می‏خواهد هواداران و مخالفین را توجیه کند. اگرچه سیاست مدار برای رفع تردید نیاز به توجیه خود در برابر دیگری دارد. مخاطبین اصلی هر نوع توجیهی، بیشتر هواداران و افراد بی طرف هستند. توده مردم نیاز به توجیه دارند تا با دلبستگی شدید به ایدئولوژی، حاضر به فداکاری و ایثار شوند.
دیگر کارکرد شناخته شده ایدئولوژی، پرده پوشی است که علایق را
در کلمات زیبا بیان می‏کند و بدین‏ترتیب، سیاست ‏با یاری ایدئولوژی می‏تواند وظایف خود را تمام و کمال انجام دهد (بشلر،1370: 81). آخرین کارکرد ایدئولوژی یعنی دریافت درواقع سه وجه دارد و عمل سیاسی را ساده می‏کند، تمامی جامعه را در خود جای می‏دهد و روندی رو به آینده دارد. از آنجا که عقل و خرد همیشه دچار شک و تردید است، این تنها ایدئولوژی است که به انسان امکان می‏دهد تا واقعیت ها را به صورتی ساده شده، ثابت و منجمد دریافت کند. در ایدئولوژی های انقلابی، تاریخ به صورت توالی حوادثی در نظر گرفته می‏شود که شکاف هایی به نام انقلاب ها آن ها را از هم جدا می‏کند و هر شکاف، نشان‏دهنده دگرگونی عمیق و ریشه‏ای نظام اجتماعی است و این مستلزم داشتن تصوری از جامعه به مثابه کل ارگانیک است. با چنین دیدی از تاریخ، هر شکاف گامی است‏ به جلو، زیرا در غیر این صورت دلیلی برای انقلاب کردن و کشته شدن وجود ندارد. از آنجا که بدون ضابطه نمی‏توان از پیشرفت ‏سخن گفت، باید هدف تاریخ و همین‏طور آغاز و جهت‏ حرکت آن معلوم باشد. پس هر طرح ایدئولوژیک و انقلابی آشکار و نهان بر فلسفه‏ای از تاریخ استوار است. در هر انقلابی برای نابودی جبهه باطل باید مردم آن را محکوم کنند زیرا از یکسو از نظر روانی انسان دست ‏به حرکت انقلابی نمی‏زند مگر عنصر باطل، محکوم شناخته شود و از سوی دیگر باطل در تحول تاریخی مرحله‏ای گذرا و رفتنی تلقی گردد. دریافت انقلابی از جامعه الزاما حاوی چنین عناصری است که به راحتی قابل پرورش هستند. از این رو ایدئولوژی برای ساده کردن و تصریح و فهم واقعیت های مبهم و پیچیده از بین داده‏ها، آنچه را که می‏خواهد برمی‏گزیند تا عمل سیاسی را تسهیل کند. مضافأ بر اینکه، ایدئولوژی با دستورالعمل های خود، نتایج عمل سیاسی را پیش‏بینی می‏کند و مراحل و مقاصدی که باید طی شود را از پیش تعیین می‏سازد (بشلر،1370: 96).
4-1- نفی وضع موجود
وجود تصویری از یک جامعه نامطلوب در ذهن افراد یک جامعه و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است زیرا شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود را با آن می‌سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ کلی به صورت‌های زیر است:
الف) وضع موجود که باعث ایجاد تنش در جامعه شده است در راستای نیازهای جامعه ارزیابی می شود.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد که این اختلاف سطح به مرور زمان بسیار شده و باعث ایجاد یک نوع اعتراض میشود.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد و عدم تطابق، به یک باره زیاد و اساسی و عمیق است.

کارکرد ایدئولوژی انقلابی

3- عناصر ایدئولوژی انقلاب
آنچه انسان را از سایر جانداران جدا می سازد، برخورداری او از موهبت ها و استعدادهای فکری و ذهنی و توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن است. آرمان ها دارای دو بخش جهان بینی به معنی هست ها و نیست ها و به معنی بایدها و نبایدها هستند و همواره رابطه تنگاتنگی بین جهان بینی و وجود دارد. وقتی ما از هست ها و نیست های ویژه ای سخن می گوئیم، بایدها و نبایدهای خاصی را نیز در برابر خود می یابیم و البته واضح است که منطقاً نمی توان از یک گروه هست و نیست (یک جهان بینی خاص) هر نوع از باید و نباید را استخراج کرد. وجود رهبر، تشابه بی حد و اندازه ای با ایدئولوژی دارد. و به صورت مشخص وبارز از عناصر مهم کلیدی ایدئولوژی است. در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی‌شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیح این نیروها در نظر می گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می گردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد.
به صورت کلی ، عناصری که باعث ایجاد یک ایدئولوژی می شود را به شرح زیر می‏آوریم :
1.آگاهی سیاسی برای صف‏آرایی.
2.نقد ترتیبات اجتماعی برای زیر سؤال بردن وضع موجود و ایجاد تنفر نسبت‏ به آن.
3.معرفی مجموعه‏ای جدید از ارزش های فردی، اجتماعی و معنوی.
4.طرح کلی جامعه مطلوب.
5.معرفی برنامه‏های عملی برای رسیدن به اهداف، در جهت ویران کردن وضع موجود و ایجاد نهادهای نوین.
6. ایجاد روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی انقلابی که لازمه عمل انقلابی و اقدام سیاسی در بسیج است.
7.ساده سازی جهت پرده‏پوشی و تسهیل روند بسیج.
8.ایجاد اعتماد به نفس و تعهد به اقدام عملی.
9.ادعاهای مبتنی بر صداقت، حقانیت و عقلانیت‏ برای توجیه پیروان.
10. بسیج همگانی با اجرا کردن موفق کارکردهای فوق (اخوان مفرد، 1379: 40).
4-کارکرد ایدئولوژی انقلابی
ایدئولوژی بسیج دارای کار ویژه های اساسی زیر است :
1. ارائه تعبیری ساده و عامه فهم از دشواری های موجود و تأکید بر وجوه مشترک اعتراض های گروه های مختلف اجتماعی.
2. نکوهش وضع موجود و یافتن ریشه های نابسامانی و ناروایی متصور که اگر بتواند گناه همۀ ناروایی ها را به گردن مقام یا نهاد واحدی بیندازد و همۀ شکوه ها و اعتراض ها را بدان سو متوجه سازد، در امر بسیج کاراتر است.
3. عرضۀ راه حل های عملی هم برای ویران کردن نهادهای موجود و هم برای ایجاد نهادهای نوین.
4. ترسیم وضع مطلوب و تعیین اهداف غایی جنبش و معرفی وسایل دستیابی بدانها، با ذکر این نکته که تصویر وضع مطلوب آینده معمولاً در هاله ای از ابهام است تا نیروی تخیل پیروان ایدئولوژی انقلابی را بیش تر برانگیزد و به نیروی بسیج بیفزاید.
5. عرضۀ تبیین تازه ای از تاریخ به سود جنبش و ستایش از گذشتۀ آن، در نتیجه وضع موجود وضعی منسوه اعلام می گردد که پاسداران آن باید به «زباله دان تاریخ» افکنده شوند.
6. انجام بسیج همگانی البته چنانچه با انجام موفق کارکردهای فوق به عنوان ایدئولوژی کل جامعه پذیرفته شود (بشیریه 1372 : 81 – 83).
با استفاده از مطالب فوق، کارکردهای ایدئولوژی را به شرح زیر می آوریم و تأکید می کنیم که شرط تفوق ایدئولوژی در بسیج منجر به انقلاب، انجام موفق این کارکردهاست :
1. آگاهی سیاسی برای صف آرایی.
2. نقد ترتیبات اجتماعی برای زیر سوال بردن وضع موجود و ایجاد تنفر نسبت به آن.

شرایط اجتماعی و سیاسی

به گفته برینتون:
«هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمی گیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمی تواند آن ها را تحقق بخشد، را نشانه می رود تا هم رضایتی عقلایی از ارضاء آن ها در آینده برای جذب عامیون استفاده کند و هم با آرمان هایش به ساختارهای نخبگان ساخت بدهد و آن ها را در یک جهت هماهنگ کند» (برینتون، 1366: 122).
ایدئولوژی هر انقلاب در چگونگی روندها و چهاچوب‌ها در حال و آینده پیروزی و یا شکست آن انقلاب نقش بسیار اساسی دارد به عبارتی چگونگی پیروزی، حکومت جایگزین، نقش‌های رهبری و دیگر عوامل که با پیروزی یک انقلاب به دنبال آن می آیند از ایدئولوژی آن انقلاب بر می خیزند و هر چه این ایدئولوژی به آرمان‌های آن جامعه نزدیکتر باشد پیروزی نزدیک تر و موفق تر است، پس گسترش روحیه انقلابی آغاز دوران آنارشیستی یک انقلاب است. در این زمان جامعه دیگر به آن قدرت رسیده است که برای رسیدن به خواسته هایش در پی عمل کردن به آن ها باشد.کرین برینتون نیز گفته است: هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه شکل نمی گیرد. ایدئولوژی الگوهای عقاید واظهارات نمادینی هستندکه جهان را تعریف و تفسیر می کنند (برینتون، 45:1366-59).
شورش ها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهرات‌های غیر آرام و… همه و همه از نشانه‌های رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحله دوم، یعنی بروز ایدئولوژی، هنوز مردم عامی نوعی پشیمانی، برای مقابله با تغییرات در آینده و حفظ وضع موجود را با خود همراه دارند ولی در مرحله گسترش روحیه انقلابی دیگر این محافظه کاری به تدریج از بین می رود و به نوعی تنفر تبدیل می شود. هر چه این تنفر ریشه دارتر و بزرگ تر باشد چهره انقلاب‌ها خونین تر و پر اضطراب تر نیز می شوند، زیرا در آن ها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت. به طور کلی به وجود آمدن این دوره شاخصه بروز انقلاب است، هیچ کدام از مراحل قبل این حس را بر کل جامعه القاء نمی کنند که می توانند به انقلاب منجر شوند، ولی ورود به دوره آنارشیستی، بازگشت به عقب را ناممکن می‌کند و از طرفی وجود جهل در سران حکومت که تنها به ادامه سرکوب ادامه می دهند، این روحیه را هر روز بیش تر از پیش می‌کند و تا آن حد پیش می رود که به انقلاب منجر گردد.
همچنین وجود رهبر، تشابه بی حد و اندازه ای با ایدئولوژی دارد. در حقیقت رابطه ی نزدیکی میان اهمیت رهبری، ستیزه جویی ایدئولوژی، پیوستگی و قدرت انقلابی سازمان، قدرت و زمان لازم تا فرآیند انقلابی سازمان، قدرت و زمان لازم تا فرآیند انقلابی مسیر خود را طی می کند، وجود دارد (گرین، 103:1387).
در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیک تر به اکثرت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعال تر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیح این نیروها در نظر می گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می گردد. این رهبر علاوه بر داشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد اگر دولتهای مجاور با حکومت جدید دشمن باشند، احتمال موفقیت حکومت جدید در بازسازی اجتماعی کم تر می‌شود مگر آنکه آن ها از حکومت جدید طرفداری کرده و آماده حمایت از آن باشند (بشلر،1370: 56).
2- خاستگاه ایدئولوژی
خاستگاه هر ایدئولوژی می تواند به دو صورت مورد توجه قرار گیرد، یکی اندیشه های زمینه ای است و دیگری، شرایط اجتماعی و سیاسی است که به این دو مطلب به صورت مجزا پرداخته خواهد شد.
هر طبقه نوعی فکر، اندیشه، اخلاق، فلسفه، هنر، شعر، ادب و غیره را تولید می کند که وضع زندگی و معاش و منافع او ایجاب می کند. همچنان که می توان این اصل را «اصل تطابق میان خاستگاه هر فکر و اندیشه و جهت آن فکر و اندیشه» نام نهاد. یعنی هر فکر و هر اندیشه و هر سیستم اخلاقی یا مذهبی از میان هر طبقه ای که برخاسته باشد در جهت منافع همان طبقه است، محال است که یک سیستم فکری از میان یک طبقه ای در جهت خیر و صلاح و سود طبقه ای دیگر برخیزد و یا از میان طبقه ای در جهت خیر و صلاح انسانیت برخیزد و هیچ جهت گیری خاص طبقاتی نداشته باشد. فکر و اندیشه آنگاه جنبه اومانیستی و انسانی و ماورای طبقاتی پیدا می کند که تکامل ابزار تولید ایجاب کند نفی همه طبقات را، یعنی با نفی تضاد پایگاه طبقاتی، تضاد پایگاه ایدئولوژیکی هم نفی می شود و با نفی تضاد خاستگاه های فکری، تضاد جهتگیری های فکری هم نفی می شود (توحیدفام،1374: 136).
اصل «تطابق میان پایگاه ایدئولوژیکی و پایگاه طبقاتی»، هم چنان که ایجاب می کند که میان خاستگاه یک فکر و جهتگیری آن تطابق باشد، ایجاب می کند میان گرایشهای یک فرد به یک مکتب با خاستگاه طبقاتی خود آن فرد تطابق وجود داشته باشد، یعنی گرایش طبیعی هر فرد به همان اندیشه مکتبی است که از طبقه خودش برخاسته و جهت گیری آن مکتب به سود طبقه خودش است. از نظر منطق مارکسیستی این اصل در شناخت اجتماعی، یعنی در شناخت ماهیت ایدئولوژی ها و در شناخت طبقات اجتماعی از نظر گرایشها، فوق العاده ثمربخش و راهنماست.
همچنین فرمول سیاسی موجودیت و اعمال حکومت، با ارجاع به ارزش های بنیادی چون قدرت منش
عب از خداوند(حقوق الهی)، قانون طبیعت، توزیع نابرابر فضیلت و استعداد(هم چنین مالکیت و ثروت)، یا تصوری از رضایت، بازنمایی و حکومت اکثریت توجیه می کند. در عوض، ایدئولوژی انقلابی این گونه شکل می گیرد که به فرمول سیاسی می تازد و به صراحت آن را نادرست می خواند، و یا چنان چه آن را هم درست بداند، با اجرای وظایف واقعی نظام قابل تطبیق نمی داند. شرارت وبی عدالتی های جامعه کنونی به نخبگان سیاسی ، نظام قانون اساسی و به ساختار خود جامعه پیوند خورده است. ایدئولوژی در نهضت های انقلابی به گونه ای قابل تصور است که با انتقال قدرت از یک نخبه ی سیاسی به دیگری، می توان اشتباه ها را اصلاح کرد. به ویژه جایی که فرمول سیاسی احتمال کارایی شهروند در عملکرد حکومت را گسترش می دهد، ایدئولوژی انقلابی در تلاش است که نشان دهد کارایی بیش تر اسطوره است تا واقعیت و انتخابات و بازنمایی پارلمانی بیش تر ابزار ظریفی برای سرکوب و بهره کشی محسوب می شود (گرین، 154:1387).
باید در ادامه بیان کرد ایدئولوژی محصول نیاز انسان جهت تحمیل نظام عقلانی بر جهان است. ضرورت ایدئولوژی که نیاز به یک نقشه اخلاقی و ادراکی از جهان را تشدید می‌کند.(هرچند به طور نابرابر توزیع شده باشد)، یکی از تمایلات اساسی انسان‌ها است. ایدئولوژی‌ها در شرایط بحران و در بخش‌هایی از جمله که تاکنون تسلط نظریات، پذیرش آن را غیر قابل قبول نموده بود، ظهور یافتند. ایدئولوژی بدین علت به وجود آمد که نیازهای احساسی قوی که به وسیله نظریات غالب ارضاء نشده بودند، برای توصیف تجارب مهم، تثبیت الگوهای رفتاری و دفاعی اساسی یا مشروعیت ارزش و شأن اشخاصی که چنین نیازهایی را احساس می‌کردند، وجود داشت. برای پیدایش یک ایدئولوژی، وجود دیدگاهی به همراه آلترناتیوی مثبت در جهت الگوهای موجود جامعه و فرهنگ آن جامعه عقلانی برای تفصیل آن دیدگاه، به عنوان قسمتی از نظم جهانی ضرورت دارد. برخی از ایدئولوژی‌ها مخلوق شخصیت‌های کاریزماتیک‌اند. کسانی که قدرتمند و توسعه‌طلب بوده، دیدگاه‌های ساده‌ای از جهان دارند و به عنوان قدرت‌های بزرگ فکری و تصوری تلقی می‌شوند. ایدئولوژی‌ها به عنوان یک اعتقاد از جانب کسانی پذیرفته می‌شوند که آن را به عنوان یک حقیقت و واقعیت همیشگی قبول می‌نمایند (توحیدفام،1374: 136).
برخی از شخصیت‌ها اساساً ایدئولوگ می‌باشند. چنین افرادی دائماً برای ارائه تصویری منظم و آشکار از جهان و مکانی که در آن زندگی می‌کنند، نیاز شدیدی احساس می‌نمایند. آن ها نیازمند معیارهای واضح و مشخص‌اند؛ همانند اینکه در هر وضعیتی چه چیز درست و چه چیز غلط می‌باشد.آنان باید قادر باشند تا هر آنچه را که اتفاق می‌افتد با پیشنهادات صریح، آماده و قابل اجرا ( که از پیش فرضی اصولی نشأت می‌گیرد) توضیح دهند. اشخاص دیگر تحت شرایط بحران‌های عمومی و خصوصی که مؤید نیاز برای جهت دادن به نظم ادراکی و اخلاقی می‌باشد، ایدئولوگ گردیده‌اند و زمانی که بحران‌ها فروکش نمایند چنین افرادی نیز کم تر ایدئولوک می‌شوند (توحیدفام،1374: 137).
ایدئولوژی نقش عمده ای در بسیج انقلابی دارد. «کرین برینتون» در کالبد شکافی انقلاب گفته است: «ایدئولوژی ها همواره بخشی ازوضعیت پیش از انقلاب هستند و بدون آن ها انقلاب وجود نخواهد داشت. این بدان معنی نیست که اندیشه ها موجد انقلاب هستند و یا منع اندیشه ها بهترین راه جلوگیری از انقلاب است، بلکه تنها بدین معنی است که اندیشه ها در تحلیل عوامل رفتار جمعی، جزئی ازمتغیرها را تشکیل می دهند» (برینتون، 1370: 49).
همچنین در بسط مطالب بالا می توان به عواملی اجتماعی که در شکل گیری ایدئولوژی از دیدگاه مارکسیست ها دخیل هستند به آگاهی اجتماعی و هستی اجتماعی، زیربنا و روبنا، شیوه تولید، روابط تولید و عامل اقتصاد اشاره کرد.
در ادامه بحث باید گفت یک ایدئولوژی بدون وجود الگوهای عمومی اخلاقی و داوری‌های ادراکی پیشین (یعنی نظریات و اعتقادات وابسته به آن ها) نمی‌تواند به وجود آید؛ و یا به عبارت دیگر، نمی‌تواند یک سنت فرهنگی را به وجود آورد. یک مذهب عقلانی شده پیش شرط‌های ایده آلی را برای ظهور یک ایدئولوژی (که نخستین پیش شرط‌ها مربوط به تقدیس و ترویج آن می‌باشد) فراهم می‌آورد. این واقعیت که یک ایدئولوژی وجود دارد، متضمن دو نکته دیگر است، یکی سنت ایدئولوژیک را شکل می‌دهد و دیگری ایجاد حالت بسیطی از مشرب‌های ایدئولوژیک است که بتوانند بوسیله رقابت تسریع شوند( توحیدفام،1374: 138).
این ایدئولوژی‌ها و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک در تمامی فرهنگ‌های بزرگ وجود دارند. آن ها غالباً در فرهنگ غرب وجود داشته‌اند. تلاش دائمی سنت آمرانه عصر قدیم و سنت رستگاری مذاهب و به ویژه مسیحیت در غرب بدان رجعت شد و دنیوی شدن عصر جدید نیز تغییری در آن ایجاد ننمود. در حقیقت رشد سواد و طبقات تحصیلکرده و فرهیخته و عقلانی شدن سیاست به همراه اعتقادات ایدئولوژیک گسترش یافتند. گسترش آراء و عقاید غربی در آسیا و آفریقا (در خلال مسائل دیگر) موجب گسترش و انتشار فرهنگ ایدئولوژیک نیز گردید (توحیدفام،1374: 139).
2-1- اندیشه های زمینه ای
منظور از زمینه‌ها، عوامل تغییر جوامع کنونی است. در گذشته بیش ترین عواملی که در دگرگونی فرهنگی و اجتماعی نقش داشته‌اند، معمولاً بحران های اقتصادی و اجتماعی و جنگ ها بوده که در میان اقوام صورت می‌گرفته و جریان استعمارگرایی، بیش تر در دگرگونی فرهنگ نقش داشته است؛ بنابراین اصل تغییر فرهنگ، روند طبیعی
و فرآیندی خود را می‌پیماید و چیزی به‌نام ثبوت در ذات فرهنگ و اندیشه وجود ندارد. اگر فرهنگی دگرگون نشود، از رشد و بالندگی باز می‌ماند، پس ایدئولوژی از خلا به وجود نمی آید بلکه شرایط محیطی و شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، حاکم بر هر جامعه باعث می شود در هر جامعه ای با فرهنگ ها و محیط های متفاوت، ایدئولوژی و ایدئولوگ های مختلفی شکل بگیرند. پس ایدئولوژی در طی زمان شکل های گوناگونی به خود می گیرد و همانند یک موجودزنده در حال رشد است و دوران فراز و فرودی را پشت سر می نهد.
از عصر روشنگری تاکنون ایدئولوژی‌ها در تشکیل و بیان افکار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی نیروهای پرتوانی بوده و هست می‌توان گفت: انقلابات بزرگ دنیا همگی‌عمدتاً مظاهری از ایدئولوژی بوده‌اند.ایدئولوژی تنها به شکل نظری محض نیست و به عمل توجه دارد. پس از ایدئولوژی برای مشروعیت بخشیدن به شیوه نگرش، آرمان‌ها و برنامه‌ها و اعمال گروهی بهره‌گیری می‌شود و این مشروعیت نمی‌تواند براساس مصالح شخصی باشند بلکه باید به اسطوره‌ها و تاریخ تمسک پیدا کرد.
وظیفه ی ایدئولوژی انقلابی آن است که به نهضت مشروعیت بخشد، و همچنین مجوزی است برای شیوه ها و اهداف نهضت بر حسب ارزش های بنیادی پیروانش و شاید تمامی انسان هایی که آن را پذیرفته اند. شاید وقتی که انحراف مورد نظر از نظام مستقر و هنجارهای متداول شدیدترباشد، ایدئولوژی بهتر توسعه می یابد و گویاتر می شود. توجیه ایدئولوژیکی برای انقلاب، به ویژه زمانی اهمیت می یابد که خشونت پی گیر به عنوان شیوه ای اساسی مورد استفاده قرار گیرد (گرین،152:1387).
«بشلر» در این رابطه می نویسد: من ایدئولوژی را حالاتی از آگاهی می بینم که با عمل سیاسی پیوند دارد… در مقابل، هر صورتی از آگاهی و شعور می تواند به مجرد آنکه وارد عمل سیاسی شد، جنبه ایدئولوژیکی به خود بگیرد (بشلر، 23:1370-24).
ایدئولوژی از دیدگاه «مانهایم» بازتاب کشفی است که از تضاد وتعارض سیاسی حاصل شد، یعنی این کشف که گروه های حاکم در شیوه های تفکر خویش ممکن است چنان به شدت وابسته یک موقعیت قرار گیرندکه دیگر به آسانی نتوانند واقعیت های مسلمی را که بنیان حس سلطه جویی شان را ویران سازد ببیند. در بطن واژه ایدئولوژی این معنی نهفته است که در برخی از موقعیت ها، ناخودآگاه جمعی برخی از گروه های وضع واقعی جامعه ر ا هم برای خود و هم برای دیگران دستخوش تیرگی و ابهام می سازد و از این راه جامعه را به ثبات و سکون می کشد (مانهایم،80:1380).
مفهوم تفکر اتوپیایی نیز نزد مانهایم بازتاب کشفی است متضاد با ایدئولوژی در پهنه مبارزه سیاسی، بدین معنی که برخی از گروه های ستمدیده، از لحاظ فکری چنان با قوت وشدت به ویرانی وتغییر شکل موقعیت معین جامعه متمایل هستند که ناهشیارانه فقط آن عناصر واجزایی را در محیط می بینندکه به نفی آن گرایش دارند، تفکر اینان از از تشخیص درست وضع موجود جامعه ناتوان است. این گروه ها به هیچ روی دلبسته آنچه واقعأ وجود دارند نیستند، بلکه در این اندیشه اند که وضع موجود را دگرگون سازند (مانهایم،80:1380).