گروه اجتماعی

با سایر افراد گروه های بازدیدکننده که از طریق زبان شیء در یک تقابل فکری مشترک قرار دارند.
با کارکنان موزه که وظیفه فراهم آوردن کلید ادراک بر عهده آنهاست.
بسیاری از موزه ها معتقدند که نحوه مرتب کردن موارد نمایشی برای سه گروه سنی بسیار مفید خواهد بود. دسته اول شامل موارد نمایشی ساده و رنگی است که مخصوص کودکان است. این گروه حداکثر شامل کودکان 12 ساله می شود. این گروه بندی برای آگاهی از نیازهای مربوط به دنیای کودکان است. دنیایی که مملو از عجایب و اکتشافات است. شکل گیری خصوصیات کودک در این دوره در خانه و محیط پیرامونش صورت می گیرد و به وسیع تر شدن افق های دید وی، انجام افکار و درک وی از چگونگی مفاهیم مختلف منجر می شود.
گروه دوم که تا حدودی بزرگترین گروه بازدیدکنندگان نیز می باشند با توجه به امکانات ذهنی جوانان وبزرگسالانی قابل طرح است که فاقد دانش تخصصی هستند. برای این گروه می توان نمایشات نامحدودی را ترتیب داد. از طریق این نمایشات سعی بر ارایه اطلاعات کافی، مناسب و واقعی می شود تا این گروه بتوانند علت نمایش نمونه های به نمایش درآمده را درک کنند. از آنجا که بسیاری از نمونه های نمایشی ممکن است برای بازدیدکنندگان ناآَشنا باشند، از این رو استفاده از موارد نمایشی جذاب، رنگ آمیزی و ترتیب هنری آنها و احتمالاً نورپردازی مخصوص در جذب توجه بازدیدکنندگان بسیار اهمیت دارد. برچسب های همراه نمونه ها از اهمیت توصیفی بسیاری برخوردارند و از این رو می باید جالب توجه باشند. نمونه های نمایشی و برچسب های حاوی اطلاعات هر دو می باید بگونه ای مرتب شوند که نمونه ها را یکی پس از دیگری و بصورت منظمی معرفی کنند. هر گروه از نمونه های نمایشی و یا حتی یک مورد خاص نیز می یابد بگونه ای در موزه قرار گیرند که افکار مردم را به سمت جلو و بطرف نمونه های بعدی هدایت کنند. در صورتی که آرایش نمونه های نمایشی موزه به خوبی علاقه بازدیدکنندگان را تحریک کند.
سومین گروه بازدید کنندگان موزه را متخصصین وکارشناسان تشکیل می دهند که از دانش علمی و نظری چشمگیری درباره موضوعات به خصوصی برخوردار هستند. این گروه در درجه اول علاقمندند تا علاوه بر مشاهده نمونه های بزرگ و مفصل، تا آنجا که امکان دارد تعداد زیادی از نمونه های موزه را نیز ببینند. آنها ضمن آنکه مشتاقانه در جستجوی مواد جدید برای مطالعاتشان هستند، در عین حال همانند سایر بازدیدکنندگان موزه، برای علاقمند شدن و گذاشتن وقت بیشتری در موزه، تیازی به شیوه های هنری و یا ارایه توضیحاتی بر روی برچسب نمونه ها ندارند. آنها مایلند در موزه ها حتی الامکان مواد بیشتر و اطلاعات جامع تری که به طبیعت و ریشه های آنها مربوط می شود را در اختیارشان بگذارند. موزه برای این گروه مجموعه های مطالعاتی و همچنین مواردی را برای مقایسه و تحقیق فراهم می کند و بصورت منظم در ردیف هایی در معرض دید آنها قرار می دهد و یا آنکه آنها را در قفسه ها و کمدها انبار می کند. این گروه از کارشناسانی تشکیل می شوند که از طریق جستجو مایل به تطبیق افکار و یافته های خود با سایر کارشناسان هستند بدین جهت از افراد مختلفی تشکیل می شود. برای مثال نویسندگان رسالات درباره موارد نمایشی مختلف، که با توجه به دانش و تجاربشان قادر هستند تا به سرپرستان موزه ها کمک کنند تا ارزش مواد خام مجموعه هایشان بهتر بشناسند نحوه تعیین محتوی نمونه های موزه و متن برچسب آنها، نتیجه تلاش اینگونه کارشناسان است.
4-1-2-1-2-موزه های کودکان
اینگونه موزه ها اگرچه در بعضی کشورها نهادهایی پذیرفته شده هستند، و در حیطه کار موزه ها بسیار فعال اند، ولی در عین حال در برخی کشورها نیز هنوز پذیرفته نشده اند. این گونه موزه ها در مرحله اول از جذابیت فوری و بسیاری برای کودکان برخوردارند و به دلیل علایق و حمایت عمومی، استقرار اشیاء نمایشی برای خردسالان که در ساختمان های مخصوص و مجهز برای این منظور، قرا می گیرند وهمچنین کارمندانی که خود را واقف علایق کودکان می کنند، مزایا و نکات مثبت بسیاری را دارا هستند. ولی در عین حال لازم است که به این نکته نیز اشاره شود که این موزه ها دارای خصوصیات منفی نیز می باشند. زیرا این موزه ها در دنیایی که بسیار مستعد تخصصی شدن است، تقسیمات بیشتری را به وجود می آورند که بیشتر تصنعی است تا واقعی. آنها کودکان را از بقیه جامعه با تصور تفکیک علایق کودکان از موضوعات بزرگسالان جدا می کنند. این گونه موزه ها همچنین گرایش دارند تا کودکان را از تماس پیش از موقع با اشیاء درجه یک و بسیار ارزشمند جدا سازند، زیرا معتقد هستند که این اشیاء فقط در موزه های عمومی بزرگسالان قابل نمایش هستند. اگرچه موزه های کودکان در موقعیت های خاصی در شرایط ملی بخصوص، نهادهای ارزشمند و با اهمیت هستند، اما می توان گفت که آینده عمومی آموزش عمومی، چه در سطح کودکان و چه در سطح بزرگسالان، بیشتر در بافت موزه های عمومی نهفته است. از اینرو در صورت پیش بینی فضاهایی مخصوص کودکان، بهتر است اینگونه فضا در مجاورت فضاهای بزرگسالان و در ارتباط مستقیم با آن قرار داشته باشد. از این طریق علاوه بر سهولت تلقی کودکان از موزه بزرگسالان امکان استفاده متقابل از فضا نیز به وجود می آید و متعاقباً آزادی و انعطاف پذیری معماری موزه نیز در سطح بالایی تامین می گردد.
4-1-2-1-3-معلولین جسمی
بخش از بازدیدکنندگان موزه را معلولین جسمی تشکیل می دهند، توجه به نیازهای این گروه و دشواری هایی که جهت با
زدید از موزه ها دارند، در معماری موزهها موثر می باشد. این گروه شامل نابینایان و همچنین کسانی می شود که قادر به ترک صندلی چرخدار و حتی رختخواب خود نمی باشند و متاسفانه به دلایل مختلف و از جمله تصادفات رانندگی تعداد آنها رو به افزایش است. پیش بینی فضایی در مجاورت ورودی که اختصاص به نابینایان داشته باشد و همچنین اعمال تمهیداتی در معماری ساختمان موزه از قبیل تعبیه آسانسورها، احداث راه های شیب دار برای اتصال سطوحی که دارای اختلاف سطح هستند، که حداکثر از شیبی معادل 6% برخوردار باشد، ضروری است.
4-1-2-1-4- تبیین معماری موزه
مهم ترین جنبه های روابط با عموم مردم، که از طریق مثال هایی که مبین نمونه های عینی آنها در محیط معماری است، بطور خلاصه به شرح زیر است:
جایگاه موزه
در گذشته مبنای شکل گیری موزه ها، اعتقاد به یک سری ارزش ها بود، در حالی که امروزه موزه به جستجوی ارزشها کمک می کند. به این دلیل به روی دنیای خارج باز است و از آن استقبال می کند، و سعی براین است که بازدیدکننده احساس نکند از آستانه ای عبور می کند. تبیین عینی این امر می تواند انطباق ساختمان های موجود، نمایش یک معماری ویترینی شفاف یا فرم های سمبلیک معنا شناختی باشد.
اطلاعات
درگذشته موزه اطلاعات را تنها از طریق زبان گنگ شیء به شهروندان طبقه متوسط که آماده دریافت آن بودند، منتقل می کرد،امروزه بازدید کننده ناآشنا در هر گروه اجتماعی، توقع ارایه اطلاعاتی را دارد که بتواند هر زمان به آن مراجعه نماید.این امر از نظر مفاهیم صرف معماری، به معنی فراهم کردن اتاق ها یا فضاهای اضافی برای منظورهای اطلاع رسانی است. این امر در موارد افراطی می تواند موجب پیدایش نوعی موزه شود که فقط اطلاعات ارایه می کند و به این دلیل بیش از عمق به وسعت اهمیت می دهد.
توضیح
درگذشته بازدید کننده شیء را به طور ذهنی تفسیر می کرد، در حالی که امروزه شیء با توضیحات آماده همراه است و بر دیدگاه تفکری تاکید می شود زیرا مشکل در خطر فریب روانی است. تبیین معماری این امر به صورت ایجاد سطوح اضافی به منظور کتابخانه، سخنرانی، بحث و وسایل سمعی- بصری است.
فعالیت
فرد باید نه تنها دیدگاه های مصرفی را کنار گذاشته و از طریق عمل به خودآگاهی دست یابد، بلکه ساختار جامعه شناختی جامعه نیز باید از طریق فعالیت گروهی، تحکیم گردد.اتاق های اضافی به منظور تجربه و کارگاه های تکنیکی باز به روی عموم، به فرد کمک می کند که با کار خود و از طریق کیفیت های فضایی خاص آنها، به شناخت برسد. این فضاهای اضافی همچنین می تواند عموم مردم و هنرمندان را در روند خلافه به یکدیگر نزدیک کند.
تفکر و احساس
در حالیکه در روزگاران پیش گرایش به سوی تاکید بیش از حد بر محتوای مجموعه بود، امروزه گرایش در جهت کاستن از اهمیت آن است. با این حال تحقیقات نشان داده است که هنوز نیاز به رو در رویی بدون مزاحمت با شیء وجود دارد. این نیاز را می توان به طور مثال با ایجاد یک محدوده خاص باکیفیت های سطحی و فضاهای استراحت، تحقق بخشید.
مشارکت

                                                    .