دانلود پایان نامه

2- مشکلات شناختی (زبان، توجه/تمرکز، حافظه)
3- استرس زاهای عمومی مرتبط با صرع (نگرانی از حمله، اثرات دارویی، دلسردی نسبت به سلامت، عملکرد شغلی/ اجتماعی/ رانندگی)
4- سلامت جسمانی (ادراک سلامتی، عملکرد جسمانی، محدودیت های عملکرد که ماهیتاً ناشی از مسائل جسمانی هستند، و درد)
1- بهداشت روانی: آگاهی فرد از اینکه مبتلا به صرع است موجب احساس درماندگی و خشم و رنجش می شود و احساس بی ارزشی و عدم پذیرش نتیجه این درماندگی و واکنش های اطرافیان بیمار است. مصروع به واکنش های منفی دیگران به شیوه ای نادرست پاسخ می دهد و این مسأله خود ممکن است بیشتر موجب طرد شدن و انزوای بیمار شود. محدودیت ها در تجارب و فرصت های عادی زندگی روزمره شامل ورزش ها، تحصیل و رانندگی می تواند آنها را بیشتر از اجتماع جدا ساخته و به انزوای اجتماعی منجر شود. محققان پیشنهاد کرده اند که رویدادهای غیرقابل کنترل، غیر قابل پیش بینی و زیان آور، ممکن است سبب شود که مصروع، اسنادهای علّی شان برای رویدادهای بد، علّیت درونی ثابت و کلی باشد و اسنادهای علّی رویدادهای خوب، بیرونی، متغیّر و غیر ثابت باشد و بیشتر به اسنادهایی بپردازند که سبب افسردگی می شود. به عبارت دیگر رویدادهای منفی مثل حمله های تشنجی که بیشترین سهم را دارند خارج از کنترل فرد بیمار باقی می مانند و ممکن است سبب آشفتگی و درماندگی شده، بیماران به تدریج به این تفکرات گرایش پیدا کنند که مسئولیت آنها در زندگی شان چیست و به رویدادهای بیرونی و درونی چقدر کنترل دارند و این اسنادها اغلب با تحریفات شناختی آمیخته می شود و احساس درماندگی، ناتوانی و عدم کنترل در کوچکترین مسائل را در بیمار افزایش می دهد (اُنیل، 2005).
2- مشکلات شناختی: برای مبتلایان به صرع، مشکلات شناختی یک مسأله مهم است. نقائص شناختی به عنوان برآورد کاهش توانایی های شناختی فرد در مقایسه با همسالان تعریف می شود. رایج ترین مشکلات شناختی شامل مشکلات تمرکز، حافظه و مشکلات یافتن واژه ها است. بعضی مصروعین در آغازگری، برنامه ریزی، سازماندهی فعالیت ها مشکل دارند. مشکلات حافظه می تواند انجام فعالیت های روزانه را دچار مشکل کند و از دست دادن شغل و شکست در انجام تکالیف لازم اغلب از پیامدهای این مشکلات است. وجود داروهای چندگانه می تواند باعث ابرگرفتگی تفکر شده و سرعت فرد را در پردازش اطلاعات پایین بیاورد. این نقائص ممکن است سبب افزایش وابستگی به دیگران، کاهش احساس ایمنی و از دست دادن اعتماد به فعالیت های شخصی خود شود (اُنیل، 2005).
3- استرس زاهای عمومی مرتبط با صرع: چندین متغیر عمومی وجود دارد که به میزان مهمی در افزایش مشکلات خلقی و کنترل کیفیت زندگی بیماران صرعی تأثیر دارد. مصروعین در معرض “برچسب خوردن” از سوی اجتماع هستند؛ به این معنا که این عقیده رایج “که بیماران صرعی نرمال نبوده و یا دچار نقص های شخصیتی هستند”، همواره مطرح بوده است. افسانه ها و اسطوره ها حاکی از این است که بیماران صرعی به عنوان تسخیرشده توسط شیطان، دیوانه و ضد اجتماعی در نظر گرفته می شدند و برای بیش از یک قرن موسسات روانی جداگانه ای برای مصروعین وجود داشته است. در یک نظرسنجی گالوپ، یک نفر از هر 6 نفر معتقد بود که صرع شکلی از بیماری روانی است (اُنیل، 2005).
استرس های مالی به خاطر هزینه ای درمان و مشکلات کاری که نیازهای اولیه این بیماران را تهدید می کند به عنوان منابع مهم استرس مطرح می باشند. نگرانی از وقوع حملات در مکان های عمومی، در اضطراب و ترسی که می تواند سبب اجتناب از مکان های عمومی و فعالیت های اجتماعی شود، نقش دارد. نتیجه اینکه عوامل روانی- اجتماعی به میزان زیادی در کاهش سطح کیفیت زندگی و بهداشت روانی این بیماران نقش دارند.
4- سلامت جسمانی: حمله های تشنجی می تواند فعالیت های روزانه ای را که برای دیگران بدیهی است؛ برای مصروعین محدود کند. بیماران ممکن است هنگام انجام فعالیت ها تحت فشار قرار گیرند؛ برای مثال فقدان خواب، کافئین و الکل، آستانه حملات را پایین می آورد. فعالیت های ورزشی مانند شناکردن، کوه نوردی و… به دلیل وقوع حمله در طول فعالیت برای مصروعین خطرناک است. بعضی بیماران به خاطر حملات؛ درد مزمن و ناتوانی جسمانی دارند که ممکن است با فعالیت های روزمره، تحصیل و کار تداخل نماید. محدودیت های سلامتی ممکن است به خاطر ترس از شکست یا درد، سبب ناکامی و بی میلی برای تجربه های جدید شود. مصروعین بطور کلی در مورد وضعیت سلامتی خود و اینکه حملات چقدر در آینده بر آنها تأثیر خواهد گذاشت، نگران هستند. نگرانی مداوم می تواند به میزان زیادی زندگی روزمره بیمار را درگیر ساخته و فشار آور و سخت شود. پژوهش ها نشان داده است که بیمارانی که به خاطر حمله ای تشنجی، نگرانی بیش از حد در مورد سلامتی خود احساس می کنند، کیفیت زندگی ادراک شده پایین تری دارند (روبرتسون، 2001). در پژوهشی نشان داده شده که ترس و فوبی های مرتبط با حملات، از مشخصه های بارز در بعضی بیماران هستند که در نتیجه افزایش در سطح افسردگی و اضطراب، توأم با مشکلات رفتاری و هیجانی وجود خواهد داشت (مک لاکلان و همکاران، 1997؛ به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387).
در اینجا به بخشی از ابعاد متفاوت کیفیت زندگی این افراد می پردازیم:
فشار روانی: کودکان مصروع معتقدند که دوستان، والدین و پرستاران، درباره این کودکان شاید خیلی زیاد نگران هستند و در کمک به آنها و حفظ ایمنی آنها، خود را بسیار درگیر می کنند (موفات و همکاران، 2011). نوجوانان و جوانان گزارش می کنند که اغلب دوستان آنها، با تشخیص اختلال تشنجی یا مشاهده یک تشنج بسیار درباره ایشان نگران شدند (وایلد، هسلام ، 1996؛ به نقل از کِر، نیکسون، آنجلاکودیتی، 2011). اکثر مبتلایان مخصوصاً در سنین بالاتر، درباره فشار این بیماری که به اطرافیان تحمیل شده است، نگران بودند (سمپل، فرجیسن،واگنر ، 2006) و درباره تأثیر صرع شان در کسانی که اطراف شان هستند، نگران هستند (کلینک، کمپل ، 2009).
افشاء بیماری: گفتن یا نگفتن و افشاء صرع یک مسأله مهم برای بسیاری از بیماران است (رانن و همکاران، 2001 ،کلینک، کمپل، 2009). در مورد کودکان، افشاء بیماری به دوستان یا مسئولین مدرسه ممکن است یک احتیاط ایمنی لازم باشد (موفات و همکاران، 2011). بهرحال افشاء بیماری می تواند به مسائل شغلی ضربه بزند (راتی و همکاران، 2009) و اکثر بیماران تمایل ندارند که صرع شان را افشاء کنند و دلیل آن را کاهش اثرات اجتماعی ذکر می کنند (رودث و همکاران، 2008). البته افشاء بیماری همیشه تحت کنترل افراد نیست، «تجربه اضطراب بیماران درباره افشاء بیماری توسط دیگران یا حملات صرعی شان» معمولاً به صورت یک تشنج در بین جمعیت، ظاهر می شود (مک ایوان، اسپای، مت کلاف ، 2004، موفات و همکاران، 2011). نیاز به مصرف داروهای ضد تشنج و قادر نبودن به انجام فعالیت های خاص (مانند رانندگی یا نوشیدن الکل) بیماران را به صورت های مختلف در نظر دیگران، برجسته می کند و پنهان کردن بیماری شان را سخت می کند (مک ایوان، اسپای، مت کلاف، 2004). افشاء بیماری همچنین یک موضوع مهم برای خانواده بیماران می باشد، مخصوصاً والدین ممکن است عقاید محکمی درباره اینکه «آیا صرع کودک شان باید مخفی باشد؟» داشته باشند (رودث و همکاران، 2008).
احساس ننگ: تأثیر اجتماعی احساس ننگ بر مصروعین از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است (آگاروال و همکاران، 2006). بهتر است تفاوت بین ننگ درک شده و ننگ وضع شده توسط قانون روشن شود. ننگ ادراک شده به احساس خجالت از ابتلاء به صرع و ترس از مواجهه با ننگ وضع شده قانونی مرتبط با صرع اشاره دارد، در حالی که ننگ وضع شده به بخش واقعی از تبعیض اشاره دارد (جاکوبای،2002؛ به نقل از کیم و همکاران، 2010). ننگ تجربه شده و ادراک شده، به عنوان «نتیجه ای از صرع» ضربه مهمی برای بیماران به شمار می رود. بسیاری از کودکان و نوجوانان احساس می کنند که “دیگران فکر می کنند آنها عجیب و غریب اند”، این افراد تجربه اذیت شدن توسط دیگران دارند و احساس می کنند دیگران درباره آنها صحبت می کنند، به آنها می خندند و قلدری می کنند (مک ایوان، اسپای، مت کلاف، 2004؛ به نقل از کِر، نیکسون، آنجلاکودیتی، 2011). کودکان و نوجوانان متوجه هستند که والدین، معلمان و همسالان با آنها، نسبت به خواهر- برادر و همسالان شان، متفاوت رفتار می کنند و مراقبت بیش از حد، محدودیت فعالیت و فقدان حریم خصوصی را تجربه می کنند (موفات و همکاران، 2011). نوجوانان و بزرگسالان معتقدند که تعصب، تبعیض، رفتار قالبی و رفتارهای اشتباه از جانب دیگران را تجربه می کنند (بیشاپ، آلن، 2003؛ به نقل از سمپل، فرجیسن، واگنر، 2006).
در افراد با وضعیت اجتماعی- اقتصادی پایین نسبت به افراد با وضعیت اجتماعی- اقتصادی بالا، سطوح گزارش شده از احساس ننگ بالاتر بود، و متغیرهای روانشناختی زیادی شامل شدت افسردگی، آگاهی از صرع، کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی با احساس ننگ مرتبط بودند. احساس ننگ، به طور معناداری، با کیفیت زندگی در گروه اجتماعی-اقتصادی پایین، و با شدت افسردگی و حمایت اجتماعی در گروه اجتماعی-اقتصادی بالا مرتبط بود. سطوح افزایش یافته از احساس ننگ که توسط افراد مصروع درک می شود، ممکن است بر رفتارهای مرتبط با سلامت شامل درمان مقابله ای و خود مدیریتی تأثیر بگذارد. افراد با سطح اجتماعی- اقتصادی پایین احساس ننگ بیشتری نسبت به افراد با سطح اجتماعی- اقتصادی بالا تجربه می کنند (بگلی و همکاران، 2010).
زمینه و نتایج اجتماعی: طبق تحقیقات، اکثر بیماران تنهایی و انزوای اجتماعی را تجربه می کنند (سمپل، فرجیسن، واگنر، 2006). این وضعیت به عنوان نتیجه ای از دوستی های کم، از دست دادن دوستان و داشتن یک شبکه اجتماعی (فراتر از خانواده) خیلی محدود بود (رودث و همکاران، 2008). برای بعضی بیماران سخت است بیرون بروند و با دیگران در تماس باشند (راتی و همکاران، 2009). بعضی ها اجتناب می کنند و یا در موقعیت های اجتماعی خیلی منفعل بودند و بیشتر به خودشان توجه می کردند (کلینک، کمپل، 2009).
نتایج اجتماعی برای مبتلایان به صرع با هوش نرمال: بیشتر مطالعات روی مصروعین با هوش نرمال تمرکز می کنند. اندازه گیری سنجش نتایج اجتماعی به علت وجود تنوع در فرهنگ ها و محیط ها هنوز آسان نیست. سنجش استاندارد کیفیت زندگی، ادراک خود بیماران را منعکس می کند، اما این ممکن است خیلی پایین تر از انتظاراتی که والدین شان درزمانی که صرع فرزندشان در کودکی شروع می شود، باشد. کامفیلد و کامفیلد (2014) استدلال می کنند که علائم نتایج اجتماعی ضعیف ممکن است عبارت باشند از شکست در تکمیل دبیرستان، بارداری خارج از روابط پایدار، نداشتن یا قرار نگرفتن در روابط عاشقانه بیشتر از 3 ماه، افسردگی یا تشخیص های روانپزشکی دیگر، بیکاری، تنها زندگی کردن، و فقر. این علائم به آسانی کمیّت و کیفیّت را تعیین و محدود می کنند و برای تعیین اعتباری صوری خوب ظاهر می شوند.
پیامد اجتماعی برای بیماران با کم توانی ذهنی: حدود 20درصد از کودکان مصروع کم توانی ذهنی دارند، البته شدت ناتوانی نسبت به آنچه بصورت احتمالی انتظار می رود، بیشتر است. میلر و چان (2008) پیشنهاد می کنند که علائم اجتماعی خوب عبارتند از: حمایت اجتماعی (یک شبکه بزرگ اجتماعی که مطلوب باشد)، عوامل فردی (امکان فرصت برای تصمیم گیری)، کار و یا امکان تولید (انجام کار در جامعه بهتر از یک کارگاه محافظت شده است) و رفتارهای سازگارانه (داشتن مهارت هایی برای رسیدن به استقلال در زندگی روزمره).
وقتی کامفیلد و کامفیلد (2014) بزرگسالان با صرع عمومی با میانگین سنی 21 سال را بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که 22 درصد بیماران عواقب اجتماعی منصفانه را تجربه می کنند؛ به این معنی که آنها نمی توانند مستقل زندگی کنند اما نیاز به مراقبت کلی ندارند. 60 درصد مبتلایان پیامدهای ضعیفی را تجربه می کنند به این معنی که آنها برای همه فعالیت ها در زندگی روزمره به کمک نیاز دارند. اکثر پرستاران آنها نشان دادند که بزرگسالان جوان با علامت صرع عمومی و کم توانی ذهنی فعالیت های اجتماعی خوبی دارند و نیاز به محیط های جداگانه نیستند.
عوامل اجتماعی کلیدی و موثر بر سلامت در مصروعین شامل وضعیت اجتماعی– اقتصادی، نژاد و قومیّت، سن و جنسیت می باشد. برای مثال وضعیت اجتماعی – اقتصادی سطح پایین می تواند با خطر بیشتر صرع، بستری شدن در بیمارستان و اتاق های اورژانس (در مقابل خدمات مغز و اعصاب)، غیر پایبندی به مصرف داروهای ضد تشنج، و درجات پایین تری از عمل جراحی در صرع مرتبط باشد. سایر عوامل اجتماعی موثر بر سلامتی شامل شرایط ساختاری و زمینه فرهنگی- اجتماعی (مانند اقتصاد سلامت، سیاست، تبعیض و ننگ اجتماعی ) و راهکارهای ارتباطی شامل عوامل مادی (مانند مسکن)، عوامل رفتاری-زیستی (مانند پای بندی به مصرف دارو) و عوامل روانی-اجتماعی (مانند ننگ ادراک شده) و سیستم سلامتی (مانند دسترسی) می باشد (اسزافلارسکی ، 2014).
مدارک تحصیلی: برای کودکان و نوجوانان، تأثیرات شناختیِ داشتن صرع و داشتن تأثیرات آن بر روی مدرسه و حضور در امتحان، می تواند به پیشرفت تحصیلی شان ضربه بزند (موفات و همکاران، 2009). برای بزرگسالان انگیزه کمی برای دستیابی به مدارک تحصیلی وجود دارد ؛ البته در صورتی که داشتن صرع به این معنی باشد که هیچ کس آنها را استخدام نمی کند (سمپل، فرجیسن، واگنر، 2006).
در کشورهای درحال توسعه، یک مشکل شایع در مورد کودکان این است که معلّمان اغلب نمی خواهند دانش آموز مبتلا به صرع داشته باشند، حتی اگر حملات آنها به خوبی کنترل شده باشد. بسیاری از دانش آموزان بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی، برای ادامه تحصیل وارد مدارسی می شوند که از خانه های شان دور هستند و خیلی از اوقات تنها زندگی می کنند (اینگل،1386، ترجمه آرامی، و خلقی).
اشتغال: نوجوانان و بزرگسالان مصروع گزارش می کنند که برای به دست آوردن یک شغل (به

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : تحلیل اطلاعات

دسته بندی : علمی