دانلود پایان نامه

حالت دوم: انتقال بعد از طلاق باین صورت گیرد: در نسب فرزندان ناشی ازاین راه احتمال‌های گوناگونی را می‌توان تصور کرد:
1-مشروعیت نسب و الحاق آن به صاحب اسپرم و صاحب تخمک:کسانی به این احتمال معتقدند که تلقیح مصنوعی را نوع جدیدی از تولید نسل دانسته و برآن هیچ عنوان حرامی را صادق نمی‌دانند. ازسوی دیگر، نسب رابطه‌ای واقعی و طبیعی است بین والدین و فرزند، به طوری که هریک از والدین درآن سهیم‌اند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد، لذا فرزند به هر دو ملحق می‌شود.
البته تعداد دیگری از فقها معتقد به مشروعیت نسب در این حالت هستند، نه به دلیلی که ذکر شد، بلکه به دلیل این که نسب عنوانی است که احکام شرعی( مانند ازدواج، ارث، نگاه کردن، دفن و کفن مردگان) برآن مبنا استوار است و دلیلی بر تخصیص عمومیت وتقیید اطلاق این دلیل‌ها وجود ندارد (صافی، 1380، ص 223 و سید محمد موسوی بجنوردی، همان، ص 226).
2-تفصیل بین حالت علم و جهل: در صورتی که مردیا زن به حرمت مسئله یا بیگانه بودن مردیا زن آگاهی داشته باشند و به عمد انتقال را انجام دهند، در حکم زنا و نسب، نامشروع است، هر چند که ترکیب آن دو نطفه در دوران زوجیت انجام گرفته، لکن در زمان انتقال، رشد و نمو جنین بیگانه هستند. ولی، اگر جهل یا اشتباهی رخ دهد، نسب در حکم شبهه و مشروع است و به صاحب اسپرم و تخمک ملحق می‌شود.
3-عدم مشروعیت نسب مطلقاً: چون هر دو بیگانه به حساب می‌آیند و انتقال آن ممنوع است، نسب ناشی ازآن هم ملغا و نامشروع است.
4-مشروعیت نسب نسبت به مادر و عدم مشروعیت آن نسبت به پدر: کسانی به این فرض معتقدند که «نزدیکی» را شرط الحاق می‌دانند و بین ترکیب تخمک با نطفه شوهر یا بیگانه تمایزی در مشروعیت نسب نمی‌گذارند.
نظر برگزیده: همان طوری که گفته شد، نسب از عناوین انتزاعی با منشأ واقعی است؛ نسبت مساوی و مشترک با صاحب اسپرم و تخمک دارد و علم و جهل و نیز رضایت و عدم رضایت در صدق عناوین نسبی بی‌تأثیر است. پس وقتی عناوین صادق بود، احکام مترتب بر نسب، شامل فرزند ناشی از این شیوه هم می‌شود. علت این ترتب، نبود تشریع خاصی ازسوی قانون‌گذار اسلام و ایران برای عنوان نسب،
جز اعتبار عرف است و ازسوی دیگر، تخصیصی جز زنا( بنابرنظر مشهور) وجود ندارد. این دلیل خاص، بر فرض بحث صادق نیست، لذا مشمول عمومات ادله احکام نسب باقی می‌ماند.
علاوه براین، در این فرض خصوصیتی وجود دارد که استنباط فوق را تأیید می‌کند و آن، ترکیب اسپرم و تخمک در دوران زوجیت است، به ویژه اگر رضایت شوهر قبلی به همراه باشد و یا دوران آبستنی را توسعه دهیم که شامل آغاز ترکیب آن دو نطفه گردد.
حالت سوم: انتقال بعد از مرگ شوهر انجام گیرد: احتمال‌های گفته شده در حالت دوم، در این جا هم متصور است، با این تفاوت که استدلال پاره‌ای از موارد پیش گفته تفاوت پیدا می‌کند؛ مثلاً نظری وجود دارد که زن در عدّه وفات، در حکم زوجه شوهر متوفا است و تشکیل جنین یا انتقال جنین در زمان زوجیت صورت می‌گیرد. پس فرزند متولد، مشروع وبه پدر و مادر خود ملحق می‌شود، چنان که صحیح هم همین است.
حالت چهارم: انتقال بعد از عده وفات: دراین که زن بعد از عدّه وفات زوجه تلقی می‌شود، احتمال وبلکه نظری ضعیف نقل شده است ولی تقریبا اتفاقی است که زوجه به حساب نمی‌آید.دلیل آن هم، عرف ومصالح خانوادگی و اجتماعی است و…. با وجود این، انتقال بعد از این زمان، اگر چه انتقال به زن بیگانه است، ولی منشأ پیدایش جنین در زمان زوجیت صورت گرفته است. بنابراین فرض، در نسب فرزندان به دنیا آمده از این راه، احتمال‌های پیش گفته مطرح می‌باشد که نظر صحیح به نظر می‌رسد همان مشروعیت انتساب فرزند به صاحب اسپرم و تخمک است. دلایل، همان‌هایی است که ذکرشد.
3-2-2- حمل توسط همسر دوم
اگر همسر مرد به دلیلی قادر به نگه‌داری جنین نباشد وبخواهد بچه‌دارشود، یکی از راه‌های درمانی پیشنهادی، انتقالِ جنین زوجین به رحم زن دیگر است. در کشورهای اسلامی که تعداد زوجات جایز است، برای دفع شایبه هر گونه منع شرعی، توصیه می‌گردد اگر زوج دارای همسر دوم است، به رحم همسر دوم انتقال یابد؛ در غیر این صورت توصیه براین است که صاحب رحمِ اجاره‌ای را عقد موقت نماید.در هرصورت نسب فرزند حاصل، از دو جهت بررسی می‌گردد:
1-نسب پدری: در نسب پدریِ صاحب اسپرم که زوج هم است، هیچ تردیدی نیست، زیرا فرزند از نطفه زوج و درزمان رابطه زوجیت به وجود آمده و حمل و تولد جنین هم در فراش زوج صورت گرفته است و برابرِ همه مبانی، فرزند مشروع است. البته آیت الله حکیم در مسئله تلقیح مصنوعی معتقدند:« اولاد ملحق به مادرند و از پدر ارث نمی‌برند» (مغنیه، همان، ص 376 و سید محمد باقر صدر، 1420ق، ص 197).
مبنای ایشان براین فرض استوار است که شرط الحاق فرزند به مرد مباشرت جنسی او است، چه قادر باشد و چه نباشد (خامنه‌ای، پزشکی در آینه اجتهاد، ص 212 به بعد و سید صادق روحانی، المسائل المستحدثه، ص 7 به بعد).
پاسخ ایشان با عنایت به بحث‌های گذشته این است که این مبنا خلاف قاعده است و نزدیکی خصوصیتی ندارد، چنان که بیش‌تر و شاید همه فقهای شیعه و اهل سنت، نزدیکی را شرط نمی‌دانند، همان طوری که شهید صدر در نقد خود بر کلام ایشان، فرزند را به صاحب اسپرم ملحق می‌دانند و می‌فرمایند: حتی اگر بیگانه باشد (صدر، همان، ج2، ص 300).
2-نسب مادری: در نسب مادریِ این نوع فرزندان، به دلیل شرکت زنی غیر از صاحب تخمک در به دنیا آوردن آن‌ها، نظریه‌های متعددی ابراز شده است: صاحب تخمک؛ صاحب رحم؛ هریک از صاحب‌ تخمک و صاحب رحم، مادر حقیقی و نسبی‌اند؛ هیچ یک مادر نسبی نیستند و هر دو مادر رضاعی‌اند.
استدلال نظریه‌های فوق قبلا بیان شد. با توجه به آن مباحث، آن چه ملاک برای صدق عنوان مادر در نظر عرف و قانون‌گذار اسلام است، صاحب تخمک می‌باشد؛ همو منشأ پیدایش جنین است و صاحب رحم، جز در پرورش و تغذیه و…. جنینِ تشکیل شده و خلقت یافته، تأثیر دیگری ندارد. البته این، منافات با محرمیت بین صاحب رحم و فرزند ندارد( چنان که معتقدان به صدق عنوان مادر بر صاحب تخمکِ تنها یا صاحب رحمِ تنها، دیگری را محرم و مادر رضاعی می‌دانند).
در پایان، یادآوری این نکته لازم است که امام خمینی در فرض بحث، این تفصیل را ذکر می‌کنند که : « اگر حملی ( رویان) به هنگام علقه یا مضغه بودن ویا بعد از دمیدن روح در وی، از رحم زنی به رحم زن دیگر انتقال یابد و درآن رحم رشد نماید تا به دنیا آید،آیا او فرزند زن اولی است یا دومی؟ اگر حمل بعد از این که خلقت وی کامل شده و روح در او دمیده شد، انتقال یابد، بی‌تردید ازآنِ اول است[ به او ملحق می‌شود]، چنان که اگر بیرون آورده شود و در رحم مصنوعی قرار گیرد و درآن جا رشد کند، درآن[ الحاق به زن اول] ایرادی وجود ندارد، اما اگر پیش از این مرحله، مثلا در هنگامی که مضغه است، بیرون آورده شود، درآن اشکال و ایراد است. بله، اگر ثابت شود منشأ طفل، نطفه زوجین بوده است،پس ظاهر این است که به آن دو ملحق می‌شود، خواه به رحم زن« دیگری» انتقال داده شود یا رحم مصنوعی» (امام خمینی، 1408ق، ج2، ص 560).
از مجموع کلام امام، خصوصاً بند آخر برمی‌آید که ملاک، ترکیب اسپرم و تخمک زوجین است و همان‌ها هم پدر و مادر محسوب می‌شوند، چنان که در تلقیح مصنوعی بین زوجین در همه حال حصول چنین یقینی آسان است و نیاز به امارات و قراین دیگر نیست.
3-2-3- حمل توسط زن بیگانه
همان‌طور که گفته شد در کشورهای اسلامی در صورت امکان، زن بیگانه به عقد موقت درمی‌آید تا شایبه منع شرعی از بین برود، ولی در صورتی که ممکن نگردید، قطع نظر از جواز یا منع آن، نسب را بررسی می‌کنیم.
1-نسب پدری: جنینِ انتقال یافته، چون ترکیبی از نطفه زوجین می‌باشد و در زمان زوجیت هم ترکیب یافته، مشروع است، اما عده‌ای از فقهای اهل سنت، چون معتقدند که حمل و ولادت می‌بایست در فراش صورت گیرد و در این فرض، حمل و ولدت در فراش صورت نگرفته است، پس فرزند به زوج که صاحب اسپرم است منتسب نمی‌گردد. این عده در پاسخ به این سؤال که آیا فرزند بدون انتساب است یا نه، دو گروه شده‌اند:
گروهی با استناد به نظر ابن تیمیه و ابن قیم، اعتقاد دارند: « شرط الحاق فرزند به شوهر، نزدیکی وی با همسر (مادر فرزند) است. اگر بعد از انجام نزدیکی، همسر فرزندی به دنیا آورد، به شوهر ملحق می‌شود، هر چند که تصور گردد از راه زنا یا غصب یا وطی به شبهه حامله شده است. دلیل الحاق به خاطر محافظت بر فراش و نسب است که یک نوع حکم احتیاطی یقینی است» (مجله مجمع فقه اسلامی دوره دوم، عدد2، جزء 1، ص 318).

مطلب مرتبط :   عشق و عاشقی
دسته بندی : علمی