دانلود پایان نامه

بنابراین، ملاک، الحاق مطلق طفل به صاحبان نطفه است، چنان که معتقدان به این نظریه هم، الحاق فرزند به صاحبان نطفه را خالی از قوت نمی‌دانند. یادآوری می‌شود منافع زوجین یا متقاضیان و یا…. ملاک نیست؛ ملاک الحاق، صاحب اسپرم بودن است.
-انتساب و الحاق به متقاضیان و تهیه‌کنندگان اسپرم: بیش‌تر قوانین و حقوق‌دانان کشورهای غربی- البته با رعایت شرایط و ضوابط بسیاری- از حامیان این نظریه‌اند؛ مثل قانون انگلیس، فرانسه، بیش‌تر ایالات آمریکا و استرالیا.
استدلال و نقد سخنان آن‌ها در بحث« انتقال جنین زوجین به رحم زن بیگانه» بیان شد.
نظریه درست، نظریه انتساب فرزند به صاحب اسپرم است که عرف، قانون‌گذار اسلام و تحلیل فقهی و حقوقی و پزشکی آن را تأیید می‌کند. البته قانون‌گذار ایران در مسئله نسبِ فرزندان به دنیا آمده از راه آمیزش، به پیروی از نظریه مشهور فقها، نظر پنجم را ترجیح داده است و از نظر قضایی تا تدوین قانون جدید، همان، قابل اعمال و اجرا خواهد بود. با وجود این، چون در موضوع بحث آمیزشی وجود ندارد و زنا صورت نگرفته است، با عنایت به تحلیل ارائه شده( از جمع مواد 1158و 1167 قانون مدنی) فرزند مذکور، مشروع وبه صاحبان نطفه ملحق می‌شود، چنان که ملاک، ظاهر قانون و مصلحت کودک است.
هم‌چنین اگر زنی که به او تلقیح شده، دارای شوهر نباشد، جز نظر اول، بقیه نظرها نسبت به او قابل طرح و بررسی است.
2-نسب مادری: در نسب مادریِ فرزندِ به دنیا آمده با کمک اسپرم بیگانه می‌توان گفت: چون تخمک زوجه متعلق به خودشان بوده و حمل و ولادت هم به وسیله خودشان صورت گرفته است، مطابق تمام مبانی، صاحب تخمک، مادر به حساب می‌آید، جز نظری که بین علم وجهل تمایز می‌دهد. به نظر می‌رسد درآن صورت هم وی مادر محسوب می‌شود واگربه ظاهر ماده 1167 قانون مدنی هم توجه کنیم، درصورت علم هم وی مادر محسوب می‌شود، مگر این که به ملاک آن توجه کنیم، چنان که این نظریه چنین می‌کنند، لیکن، درآن صورت هم به نظر می‌رسد صحیح نباشد.
3-3-2- فرزندان ناشی از تزریق(کشت) تخمک در اندام تناسلی زن
چنان که گفته شد بعضی اززنان تخمک ندارند، لذا یکی از شیوه‌های درمان آن‌ها، تهیه تخمک از دیگران ( معمولا خواهر یا دوستان) و کشت آن در اندام تناسلی زن و نزدیکی شوهر با وی می‌باشد. در این صورت اگر فرزندی به دنیا آید، وضعیت نسب وی چگونه است؟
پیش از پاسخ به پرسش مزبور تذکر چند نکته ضروری است:
1-تقویت تخمک، مثل تقویت اسپرم، در پزشکی جایگاهی ندارد؛ یعنی تزریق تخمک یا کشت آن در اندام تناسلی سبب افزایش تعداد تخمک‌ها یا تقویت کیفیت آن‌ا نمی‌گردد. اگر تخمک، بعد از آزاد شدنِ ماهانه یا بعد از تزریق، با اسپرم ترکیب نگردد، بعد از اندک مدتی( 24 ساعت) وارد رحم شده واز بین خواهد رفت. بنابراین، کشت آن سبب نمی‌شود که جذب بدن شود، بلکه از نظر ژنتیک متعلق به فرد دهنده است، هم‌چنان که فرض براین است گیرنده تخمک، خود دارای تخمک نیست.
بنابراین طرح آن در برخی از استفتاها و نوشته‌ها از واقعیت علمی است (اراکی، 1385، ص 128).
2-امروزه کشت تخمک به دلیل این که انجماد و قرنطینه آن ممکن نیست و دارای خطرات زیادی، مثل انتقال امراض برای گیرنده و سندرم‌های متعدد برای دهنده در دوران تحریک تخمک‌گذاری است، سعی می‌شود به روش آزمایشگاهی (IVF ) لقاح با اسپرم زوج صورت گیرد.
3-ازآن جا که در کشورهای اسلامی تعدد زوجات جایز است، برای برطرف نمودن محذور ترکیب اسپرمِ زوج با تخمکِ بیگانه، از تخمک همسر دوم(دائم یا موقت) استفاده می‌شود و درصورت فقدان همسر دوم، زنی را موقتاً عقد نموده و از تخمک وی استفاده می‌شود. در این صورت ترکیب بین اسپرم وتخمک زوجین جایزاست و فرزند ناشی ازآن هم مشروع و ملحق به صاحب اسپرم (زوج) و صاحب تخمک (زوجه دهنده تخمک) است و حمل کننده جنین (همسر اولی) با فرزند، محرم می‌باشد، اما آیا مادر رضاعی محسوب می‌شود یا نه، به مبحث بعدی واگذار می‌شود.
حال اگر عقد زنی برای همسریِ دوم ممکن نشد و یا مثل کشورهای غربی جرم محسوب شد، آیا استفاده از تخمک بیگانه و کشت آن در اندام تناسلی زوجه، تأثیری در مشروعیت نسب دارد یا نه؟
1-نسب پدری: در مورد نسب پدریِ فرزندان به دنیا آمده با این شیوه، چند احتمال متصور است:
-انتساب به صاحب اسپرم: که شوهر زن تلقیح شده است: با توجه به مبانی یاد شده در فرض نخست( کفایت عقد زوجیت یابه شرط نزدیکی ویا به ملاک انزال و ریختن منی در اندام تناسلی زن)، می‌توان گفت مطابق همه این مبانی، شوهر، عمل خلاف یا گناهی انجام نداده است و فرزند هم از نطفه او پیدا شده است، لذا به حکم قاعده فراش، فرزند به او ملحق می‌شود.
-عدم انتساب به شوهرِ همسر تلقیح شده: به دلیل این که ملاک الحاق فرزند به شوهر، ترکیب اسپرم وی با تخمک همسرش است، نه تخمک زن بیگانه، لذا چون فرزند از راه حرام ذاتی به دنیا آمده است در حکم زنا است و به وی ملحق نمی‌شود.
-تفصیل بین صورت علم و آگاهیِ شوهر از کشت او و سیت و بین عدم آگاهی یا اشتباه وی، که به دلایلی که ذکر شد تنها در صورت اخیر به شوهر ملحق می‌شود.
به دلایلی که پیش از این بیان شد نظر صحیح، نظر نخست است. شایان ذکر است که در فرض بحث چون مرد با همسر خود نزدیکی می‌کند مطابق نظریه فقهای اهل سنت و آیت الله حکیم نیز فرزند به شوهر ملحق می‌شود. حال، اگر نزدیکی نکند طبق نظریه حکیم به شوهر ملحق نمی‌شود، اما طبق نظر اهل سنت، به دلیل عقد زوجیت و یا احتمال نزدیکی، فرزند به شوهر ملحق می‌شود. از نظر قانون مدنی ( اگر به ظاهرش روح قانونی مدنی التفات شود- چنان که گروه سوم چنین نظری دارند- با توجه به ملاک مجموع مواد 884، 1158، 1159، 1160، 1165، 1166 و1167، تنها در صورت عدم آگاهی یا اشتباه ، فرزند به او ملحق می‌شود.
از نظر قضایی به نظر می‌رسد، ملاک، ظاهر قانون است و با مصلحت کودک سازگارتر است، چنان که دکتر امامی می‌فرمایند:«… آن چه از اصول حقوقی و مخصوصاً مواد قانونی مدنی ایران استنباط می‌شود، آن است که هر فرزند طبیعی، قانونی است، مگر آن که قانون تصریح برخلاف نموده باشد و موردی را که قانون نشناخته ولدالزنا است که ملحق به کسی که مرتکب زنا شده نمی‌گردد و در بقیه موارد طفل ملحق به پدر و مادر است و فرقی هم بین پدر و مادر از جهت آن که به وسیله طبیعی منی در رحم زن قرار گرفته یا به وسیله مصنوعی، نمی‌توان گذارد» (امامی، 1374، ج5، ص 186).
2-نسب مادری: فرزند ناشی از این شیوه بنابر نظر برگزیده در این تحقیق به صاحب تخمک ملحق می‌شود، هرچند که احتمال‌های بیان شده در مسئله انتقال جنین در این جا هم قابل طرح است. البته اگر صاحب تخمک مجهول و ناشناخته باشد، فرزند در حکم لقطه است و اگر تخمک وی با تخمک صاحب رحم(در فرضی که وی همسر و دارای تخمک باشد) اشتباه شده باشد ویا علم به حرمت موجود نباشد، فرزند به همسر ملحق می‌شود.
3-3-3- فرزندان ناشی از تزریق اسپرم و تخمک بیگانه به اندام تناسلی زن
در مواردی که زن و شوهر هر دو عقیم باشند، ازاین شیوه بهره گرفته می‌شود. وضعیت نسبِ فرزند به دنیا آمده، تابع مبانی ذکر شده است.
1-نسب پدری: اگر تلقیح به زن شوهردار صورت گرفته باشد، امکان دارد فرزند به شوهر آن زن، صاحب اسپرم، مادر تنها ( که صاحب رحم باشد) ویا متقاضیان ملحق شود نیز ممکن است زن درصورت علم وعمد یا مطلقاً در حکم زانی تلقی شود.

مطلب مرتبط :   وزارت امور خارجه
دسته بندی : علمی