کارکرد ایدئولوژی

3. معرفی مجموعه ای جدید از ارزش های فردی، اجتماعی و معنوی.
4. طرح کلی جامعۀ مطلوب.
5. معرفی برنامه های عملی برای رسیدن به اهداف، در جهت ویران کردن وضع موجود و ایجاد نهادهای نوین.
6. ایجاد روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی انقلابی که لازمۀ عملی انقلابی و اقدام سیاسی در بسیج است.
7. ساده سازی جهت پرده پوشی و تسهیل روند بسیج.
8. ایجاد اعتماد به نفس و تعهد به اقدام عملی.
9. ادعاهای مبتنی بر صداقت، حقانیت و عقلانیت برای توجیه پیروان.
10. بسیج همگانی با اجرا کردن موفق کارکردهای فوق.
همچنین باید عنوان کرد که ایدئولوژی از دید جامعه‌شناسان حاوی سه ویژگی و کارکرد اصلی است: اول اینکه هر ایدئولوژی حاوی صورتی منظم و هماهنگ و سازمان یافته است و این نظم باعث می‌شود تا برخی از وجوه واقعیت برجسته شوند و برخی دیگر در حاشیه قرار بگیرند. این همان خصلت یک دست کردن عناصر ناهماهنگ است. به عبارت دیگر، اولین ویژگی و کارکرد ایدئولوژی این است که واقعیت پیچیده را ساده‌سازی می‌کند. دوم ایدئولوژی غالباً به ارزش‌هایی برمی‌گردد که از آن نشأت گرفته است و تلاش می‌کند تا آن را در طرحی ذهنی سازمان دهد، یعنی ایدئولوژی نوعی توجیه عقلانی جهان‌بینی و نظام ارزشی را عرضه می‌کند و بالاخره سوم، ایدئولوژی کارکرد دیگری هم دارد و آن این است که انسان را به عمل ترغیب می‌نماید و یا حداقل با ارائه هدف‌ها و وسایل به افراد امکان می‌دهد که به عمل سیاسی دست بزنند (بشلر،1370: 10).
البته هر ایدئولوژی در جهت توجیه و تفسیر بنیادها، کارکردها و مقبولیت خود احتیاج به ایدئولوگ‌های کارآزموده دارد. شیوایی بیان، رسایی قلم و سلامت ‏شخصیت های ممتاز در تحکیم مبانی یک ایدئولوژی اثر قاطع دارند. هرچه یک ایدئولوژی با نیازهای مادی و معنوی اساسی جوامع انطباق بیشتری نشان دهد و بتواند بر گروه های پایدار و ناپایدار اجتماعی ولی پویا اثر بگذارد از قوام، دوام، کارایی و تحرک بیشتری برخوردار خواهد بود. عواملی که اشاره شد، بی‏شک در پذیرش یا عدم پذیرش یا تالیف ایدئولوژی با عناصر فرهنگی و معنوی دست‏اندرکار هستند (آراسته خو،1370: 175).
«پلامناتز» نیز معتقد است در عصر ما دست کم برای چهار مقصود از ایدئولوژی بهره‏برداری شده است، فی الواقع ایدئولوژی از نظر وی دارای چهار کارکرد زیر است:
1. تشکیل و حفظ انسجام گروه های منضبطی که بتوانند به منظور کسب قدرت، به سرعت از شرایط متغیر سود ببرند.
2. ترغیب مردم به فداکاری های بزرگ در راه آرمان هایی که نزد رهبرانشان به مراتب مهم تر و پرمعناتر است تا نزد خود آنان.
3. بسط دادن قدرت حکومت‏یا سایر گروه های متشکل در خارج از مرزهای کشور یا کشورهایی که قدرت در آنجا در دست چنین گروههایی است.
4. و بالاخره تسلط یافتن یا حفظ سلطه بر احزاب یا دیگر سازمان ها (آراسته خو،1370: 179).
همچنین «ژان بشلر» برای ایدئولوژی پنج کارکرد را مشخص ساخته است که عبارتند از: صف‏آرایی یا جبهه‏گیری، توجیه، پرده‏پوشی، موضع‏گیری و بالاخره دریافت ‏یا ادراک. مطابق نظر وی، اولین کارکرد ایدئولوژی، شناساندن دوستان به یکدیگر و معرفی دشمن به آن هاست. هر جبهه‏ای نیازمند نشانه‏ها، نمادها، شعارها و گفتارهاست تا هواداران را به دور خود جمع کند و مخالفین را طرد نماید. این علایم می‏تواند میل درآمیختن با جمع یا میل غریزی انسان به مستحیل شدن در گروه و پرخاشگری را در افراد به راحتی برانگیزد. جدال سیاسی سازمان‏یافته به ایدئولوژی نیاز دارد تا دوستان را به دور هم جمع کند و صف دشمنان را جدا کرده آن ها را طرد نماید. جدال سیاسی همیشه حالت دو قطبی پیدا می‏کند و در نتیجه دو جبهه یا دو جبهه ائتلافی ایجاد می‏شود (بشلر،1370: 61).
گاه ایدئولوژی ها مواضع فکری ناهمگن را زیر یک چتر جمع می‏کنند به طوری که در هر جبهه ایدئولوژیکی جریان های فکری متفاوت و علایق گوناگون در کنار هم قرار می‏گیرند. زمانی عدم هماهنگی ایدئولوژیکی آشکار می‏شود که جبهه ائتلافی پیروز شود و حریف را نابود کند. در این صورت اختلافات داخلی به تدریج علنی می‏شود و درگیری تا زمانی ادامه پیدا می‏کند که یکی از گروه ها، سایرین را از میدان به در کند و بر آن ها مسلط شود. در تمام انقلاب ها شاهد چنین وضعیتی بوده‏ایم. از این جهت ائتلاف مواضع فکری نامتجانس در مبارزه سیاسی، اجتناب‏ناپذیر ولی موقتی است، اجتناب‏ناپذیر است چون در مبارزه سیاسی، جبهه دوست و دشمن از هم تفکیک می‏شود و موقتی است چون این نوع ائتلاف ها بر اساس شعارهایی شکل می‏گیرد که دو پهلو، مبهم و کلی است. برای مبارزه مشترک و نابودی مخالفین، یک پرچم، یک سرود و چند کلمه به صورت شعار کافی است ولی سایر کارکردهای ایدئولوژی از این پیچیده‏ و به توجه بیشتری نیاز دارند (بشلر،1370: 61).
در توجیه، بازیگر سیاسی تلاش می‏کند برای عمل سیاسی خود دلیل منطقی بیاورد و در این روند می‏خواهد هواداران و مخالفین را توجیه کند. اگرچه سیاست مدار برای رفع تردید نیاز به توجیه خود در برابر دیگری دارد. مخاطبین اصلی هر نوع توجیهی، بیشتر هواداران و افراد بی طرف هستند. توده مردم نیاز به توجیه دارند تا با دلبستگی شدید به ایدئولوژی، حاضر به فداکاری و ایثار شوند.
دیگر کارکرد شناخته شده ایدئولوژی، پرده پوشی است که علایق را
در کلمات زیبا بیان می‏کند و بدین‏ترتیب، سیاست ‏با یاری ایدئولوژی می‏تواند وظایف خود را تمام و کمال انجام دهد (بشلر،1370: 81). آخرین کارکرد ایدئولوژی یعنی دریافت درواقع سه وجه دارد و عمل سیاسی را ساده می‏کند، تمامی جامعه را در خود جای می‏دهد و روندی رو به آینده دارد. از آنجا که عقل و خرد همیشه دچار شک و تردید است، این تنها ایدئولوژی است که به انسان امکان می‏دهد تا واقعیت ها را به صورتی ساده شده، ثابت و منجمد دریافت کند. در ایدئولوژی های انقلابی، تاریخ به صورت توالی حوادثی در نظر گرفته می‏شود که شکاف هایی به نام انقلاب ها آن ها را از هم جدا می‏کند و هر شکاف، نشان‏دهنده دگرگونی عمیق و ریشه‏ای نظام اجتماعی است و این مستلزم داشتن تصوری از جامعه به مثابه کل ارگانیک است. با چنین دیدی از تاریخ، هر شکاف گامی است‏ به جلو، زیرا در غیر این صورت دلیلی برای انقلاب کردن و کشته شدن وجود ندارد. از آنجا که بدون ضابطه نمی‏توان از پیشرفت ‏سخن گفت، باید هدف تاریخ و همین‏طور آغاز و جهت‏ حرکت آن معلوم باشد. پس هر طرح ایدئولوژیک و انقلابی آشکار و نهان بر فلسفه‏ای از تاریخ استوار است. در هر انقلابی برای نابودی جبهه باطل باید مردم آن را محکوم کنند زیرا از یکسو از نظر روانی انسان دست ‏به حرکت انقلابی نمی‏زند مگر عنصر باطل، محکوم شناخته شود و از سوی دیگر باطل در تحول تاریخی مرحله‏ای گذرا و رفتنی تلقی گردد. دریافت انقلابی از جامعه الزاما حاوی چنین عناصری است که به راحتی قابل پرورش هستند. از این رو ایدئولوژی برای ساده کردن و تصریح و فهم واقعیت های مبهم و پیچیده از بین داده‏ها، آنچه را که می‏خواهد برمی‏گزیند تا عمل سیاسی را تسهیل کند. مضافأ بر اینکه، ایدئولوژی با دستورالعمل های خود، نتایج عمل سیاسی را پیش‏بینی می‏کند و مراحل و مقاصدی که باید طی شود را از پیش تعیین می‏سازد (بشلر،1370: 96).
4-1- نفی وضع موجود
وجود تصویری از یک جامعه نامطلوب در ذهن افراد یک جامعه و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است زیرا شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود را با آن می‌سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ کلی به صورت‌های زیر است:
الف) وضع موجود که باعث ایجاد تنش در جامعه شده است در راستای نیازهای جامعه ارزیابی می شود.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد که این اختلاف سطح به مرور زمان بسیار شده و باعث ایجاد یک نوع اعتراض میشود.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد و عدم تطابق، به یک باره زیاد و اساسی و عمیق است.

                                                    .