کارکردهای روانشناختی

این فرضیه در پژوهش حاضر تأیید نگردید.
در تبیین نتیجه حاصل شده به نظر می رسد رابطه با فرزند از طرف فرد مصروع بیشتر تحت تأثیر پیشینه ذهنی درباره رابطه والد-فرزند باشد تا نسبت به تأثیرات کنونی صرع.
قابل ذکر است که در این پژوهش مقیاس کیفیت زندگی فقط جنبه های شخصی و ابعاد فردی صرع در زندگی فرد مبتلا را می سنجد و تحت تأثیر روابط یا فرزند قرار نمی گیرد.
فرضیه 13- بین تعارض با فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه معنادار وجود دارد.
این فرضیه در پژوهش حاضر تأیید گردید و جهت رگرسیون منفی بود.
وضعیت اجتماعی- اقتصادی پایین با افزایش استرس، افزایش سطوح افسردگی، کارکردهای روانشناختی ضعیف، به نوبه خود استفاده از نظم ناخوشایند را در تعارضات والد- کودک افزایش می دهد (به نقل از نصر،1391). طبق تحقیقات، بین وضعیت اجتماعی – اقتصادی پایین و شیوه تربیتی مستبد همبستگی وجود دارد. مک لوید نشان داد که مشکلات اقتصادی عموماً موجب تحریک پذیری والدین و رفتارهای خشن، آشفته و غیر حمایت کننده آنان در تربیت فرزندان می شود (اسعدی، 1383).
طبق تحقیق زارع زادگان و همکاران (1392) عزت نفس و سلامت روان در مصروعین پایین تر است. به نظر می رسد این متغیرها، از سویی بر کیفیت رابطه با فرزند و از سوی دیگر بر کیفیت زندگی فرد موثر است.
همچنین طبق پژوهش هان و همکاران (2015) ادراک اطرافیان از فشار روانی و سطح عملکرد خانواده منجر به افسردگی آنها و در نهایت منجر به افسردگی بیمار می شود. افسردگی از سویی بر روابط میان فردی و از سوی دیگر بر کیفیت زندگی (لی و همکاران، 2014) فرد و اطرافیانش موثر است.
این موضوع را که هرچه کیفیت زندگی کاهش یابد، تعارض با فرزند افزایش می یابد، می توان این گونه تبیین کرد که فرزند درحال تحمل یک فشار روانی (برچسب صرع برای خانواده) است، حال وقتی کیفیت زندگی فرد مصروع کاهش یابد (اشاره به مشکلات اقتصادی، کاهش روابط اجتماعی و…)، آستانه تحمل پایین می آید و روابط والد-فرزند به تعارض می انجامد. این وضعیت همچنین در مورد خود فرد مصروع نیز صدق می کند.
از طرف دیگر، فرد مصروع که نگرش منفی نسبت به روابط والد-فرزند دارد، حال با کاهش کیفیت زندگی و افزایش مشکلات اقتصادی و جسمی-روحی؛ به محض برقراری رابطه آن را به تعارض می کشاند.
در تبیین این موضوع که هرچه کیفیت زندگی افزایش یابد، تعارض با فرزند کاهش می یابد، به نظر می رسد افزایش کیفیت زندگی فرد مصروع باعث افزایش امید و آستانه تحمل فرزند شده بنابراین فرزند روابط را مدیریت کرده و مانع تعارض می شود.
از دیگر سو، چون فرد مصروع کیفیت زندگیش افزایش و مشکلاتش کاهش یافته؛ در برقراری رابطه با فرزندش حداقل اگر نمی تواند رابطه مثبت برقرار کند (دلیل آن می تواند پیشینه ذهنی فرد نسبت به رابطه والد-فرزند، ترس فرزند، تمسخر فرزند باشد)، از بروز تعارض ممانعت می کند.
فرضیه اصلی 14- برازش مدل ساختاری رابطه بین سن ابتلاء به صرع، روابط عمومی با همسر، روابط خصوصی با همسر، رابطه مثبت با فرزند، تعارض با فرزند، وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، براساس شاخص های برازش، تأیید می‌گردد.
در تبیین فرضیه های قبل ارتباط متغیرها/مسیرها مفصلاً توضیح داده شد. در کل به نظر می رسد، هرچه سن ابتلاء به صرع بالاتر باشد، پذیرشِ تغییرِ جایگاه اقتصادی –اجتماعی برای فرد مبتلا و همسر و فرزندان او سخت تر است، و این موضوع منجر به کاهش روابط زوجین می گردد. همچنین با توجه به تأثیر روابط زوجین بر روابط والد-فرزند؛ ابتلاء به صرع در سنین بالاتر، بر روابط والد-فرزند نیز اثرگذار است. بنابراین، سن ابتلاء به صرع با تأثیر بر روابط زناشویی و روابط والد –فرزند به صورت غیرمستقیم بر کیفیت زندگی این افراد موثر است.
5-2 نتیجه گیری
خانواده و بهداشت روانی آن، موضوع بسیار پیچیده ای است که می تواند در اثر عوامل مختلف مختل شود. هریک از اعضای خانواده، با ویژگی های خاص خود، می توانند به نوعی بهداشت روانی خانواده را تحت الشعاع قرار دهند. صرع یک موقعیت مزمن، با اثرات بالقوه مهم روی طیف وسیعی از جوانب گوناگون کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی در افراد مصروع نسبت به جمعیت عمومی پایین تر بوده و مانند یا حتی بدتر از کیفیت زندگی سایر بیمارانی است که بیماری مزمن دیگری دارند. زمانی که یکی از اعضای خانواده مبتلا به صرع می شود، حضور وی منجر به تغییر در پویایی سیستماتیک خانواده می شود. مطالعات بیانگر افسردگی و اضطراب بالا در خانواده مصروعین است. شرم و خجالت مداوم پویایی خانواده به دلیل داشتن بیماری مصروع بر الگوهای ارتباطی بین اعضای خانواده تأثیر گذار است. با توجه به اینکه صرع یک بیماری مزمن است و مصروع جهت برآوردن نیازهای خود وابستگی های زیادی به اطرافیان خود دارد. این وضعیت می تواند بر سلامت روان خانواده موثر باشد.
طبق پژوهش حاضر، صرع بر تعامل خرده مقیاس های روابط زناشویی با یکدیگر، تعامل خرده مقیاس های روابط والد-فرزند با یکدیگر و تعامل روابط زناشویی با روابط والد-فرزند بر کیفیت زندگی مصروعین تأثیر گذار است.
امید است با آگاهی بیشتر در این زمینه و با توجه به نقش مهم خانواده و پویایی های آن در شخصیت و آینده انسان ها، زندگی افراد مبتلا به صرع و همسر و فرزندانشان و روابط جاری میان آنان بهبود یابد.
5-3 محدودیت های پژوهش:
هر پژوهش به دلیل مقتضیات زمان
ی و خطاهای انسانی با محدودیت ها و چالش هایی روبروست که آگاهی از آنها در ارتقاء سطح پژوهش های آتی مفید خواهد بود.
از جمله محدودیت های این پژوهش عبارتند از:

                                                    .