دانلود پایان نامه

د – انتقال مال به دیگری از طریق بیع واجد شرایط ایجاب و قبول است و قاعده تسلیط نیز در این خصوص جاری است. اما اگر انتقال از معاطات با شد در این خصوص میان فقها اختلاف است. اعتقاد مخالفان براین است که این قاعده در زمان اجرای تصرفات ساکت است.
هـ – آیا اعراض ملک امکان پذیر است؟ بنظر فقها اعراض ربطی به قاعده تسلیط ندارد، چون مقتضای قاعده تسلیط این است که مالک می تواند در مایملک خود هرگونه تصرفی داشته باشد نه اینکه بگوییم مقتضای قاعده مالک بودن است یا مالک بودن نیست . اما اعراض، سلب و منتفی ساختن موضوع مالکیت از تصرفات مالکانه است و چنین عملی نیاز به دلیل دیگری دارد. لذا اعراض و اثبات مالکیت شامل قاعده تسلیط نمی شوند.
ح – بنا به تصریح فقها، قاعده تسلیط شامل تصرفاتی که مستلزم انجام دادن محرمات یا ایجاد فساد باشد، مانند اسراف و تبذیر، گرفتن رشوه و ربا،خرید و فروش شراب و … نمی گردد واز سوی دیگر، ادله وجوب خمس و زکات نیز شمول این قاعده را نسبت به همه موارد تخصیص می زدند.
خ- برخی از فقیهان معتقدند که قاعده تسلیط، علاوه بر اموال، حقوق را نیز در بر می گردد. زیرا هرچند روایت نبوی مشهور فقط تسلط بر اموال را بیان کرده است،اما به طریق اولی شامل حقوق نیز می شود و بنای عقلا هم دلالت بر تسلط مردم برحقوق خویش دارد.
ر- قاعده تسلیط تثبیت کننده ارکان مالکیت است و نظر به اهمیت مسئله اموال و مالکیت،تمامی مکاتب حقوقی جدید این قاعده را پذیرفته اند.که در مواد 30 و 31 قانون مدنی نیز آنرا بیان کرده است.
ز- نمونه هایی از موارد استناد فقها به مفاد قاعده تسلیط بدین قرار است، جواز تصرف انسان در ملک خود،هرچند همسایه و دیگران متضرر شوند، مانند کندن چاه در مجاورت چاه همسایه، جواز جاری کردن آب و روشن کردن آتش به صورت متعارف در ملک خود صحت و لزوم بیع معاطاتی و جایز نبودن قیمت گذاری اموال احتکار شده.
مبحث سوم : قاعده لاضرر و لا ضرار فی الاسلام
یکی از مشهورترین قواعد فقهی قاعده لاضرر است. و ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با حق مالکیت دارد. و بیان کننده محدودیتهای جبری مالک می باشد.این قاعده باعث می شود تا مالک در مایملک خود با احتیاط تصرف داشته باشد. هرچند از طرفی قاعده تسلیط این اجازه را به مالک داده که هرگونه تصرف را در ملک خود می تواند داشته باشد. در حالیکه شرع مقدس اسلام قاعده لاضرر را بیان کرده تا مالک در دامنه حدود تصرفات خود احتیاط کرده و هنگام استفاده و انتفاع از ملک خود ضرری به همجواران وارد نیاورد. لذا محدودیتهای مالک بر اساس این قاعده شرعی و قانونی است.
گفتار اول: تعریف قاعده
این قاعده در شرع اسلام براساس یک حادثه، که شخصی از انتفاع ملک خود باعث ضرر به همسایه می شد وضع شد. وفقها آنرا محدود به آن مورد نکردند و به سایر موارد نیز سرایت دادند. در جاهای که از این قاعده استفاده می شود، یکی دراحکام ناظر به روابط انسان با خدواند، دیگری در احکام ناظربه روابط افراد با یکدیگر است. و بیشتر مورد کاربردش هنگامی است که مالک درملک خود نبایستی سوء استفاده از حق کند. وباعث ضرر به همسایه های خود شود.
این قاعده تجاوز از حق و سوء استفاده از حق را محکوم می کند. و باعث محدودیت اجباری مالک در ملک خود می باشد.
گفتار دوم : مستندات قاعده
الف – عقل
مهم ترین دلیل برای نفی ضرر و ضرار، منبع چهارم فقه یعنی عقل است.در واقع باید گفت که مدلول این قاعده جزء مستقلات عقلیه است، که مستقلات عقلیه عبارتند از اموری که بدون حکم شرع خود عقل به آنها می رسد. به عبارتی عقل تشخیص می دهد که تصرفات مالک تا چه حد به نفع او است و همچنین تا چه حد تجاوز از حق است.
ب – کتاب
در قرآن مجید آیاتی وجود دارند که باتصریح به واژۀ «ضرر» و مشتقاتش در موارد خاص، احکامی را ارائه کرده اند.در آیات 12نساء، 231، 233،282 بقره اشاره به کلمه ضرر شده است. اما در موارد خاص مورد استناد قرار گرفته است. که مفاد قاعده لاضرر را بطور واضع نمی رساند. اما آنچه در این آیات تذکر داده شده خود به نوعی بیان کنندۀ آن است که مسلمانان موجب ضرر رساندن به یکدیگر نشوند.
ج – روایات
در خصوص لاضرر، روایات زیادی بیان شده اند، هرچند این روایات مذکور به یک لفظ واحدی نیستند، اما مضمون واحد دارند. معروف ترین این روایاتها، حدیث مربوط به داستان سمره بن جندب است که آخر آن، جملۀ «لاضرر و لاضرار» وارد شده است. البته این داستان به چند قول بیان شده است که در یکی از آنها از پیامبر اسلام (ص) این جمله ذکر شده است- لاضرر و لاضرار علی مؤمن- و در قول دیگر این جمله بدین گونه نقل قول شده است – لاضرر و لاضرار فی الاسلام – در هرصورت در هردو قاعده لاضرر استنباط می شود.
روایت دیگر، روایت شفعه است. که از پیامبر اسلام (ص) این گونه نقل شده است:«در مورد شفعه بین شرکا در زمین و مسکن قضاوت کرد و بعد فرموده اند لاضرر و لاضرار، به عبارتی پیامبر اسلام(ص) حق شفعه را از مصادیق قاعده لاضرر بیان فرموده اند. و این حق را برای شرکاء قائل شده است.
روایت دیگر، روایت دعائم الاسلام از امام صادق(ع) است، که در خصوص دیوار مشترک می باشد.سئوالی که حضور آن حضرت مطرح شده است این است که آیا مالک می تواند به قصد اینکه اگر دیوار خراب شود و امکان ورود ضرر به همسایه وجود داشته باشد، دیوار را خراب کند. جایز است؟ ایشان در جواب فرمودند بنا به قول پیامبر اسلام(ع) لاضرر و ضرار . و روایاتی بسیاری دیگری که وارد شده اند، هرکدام به نوبه خود بیان کننده این واقعیت هستند که شخص مسلمان نبایستی به خاطر منفعت خود به دیگری ضرر برساند. و در هرکدام از این روایات به طور صریح یا ضمنی قاعده لاضرر استنباط می شود.
گفتارسوم: کاربرد قاعده
این قاعده بیان کنند منع تصرفات منفی است. یعنی اینکه مالک در مایملک خود به اندازه یا حد و حدودی می تواند تصرف نماید که موجب ضرر به همسایه و دیگری نشود. هرچند که قاعده تسلیط این آزادی را به مالک داده که همه گونه تصرف اعم از مادی و حقوقی در ملک خود را داشته باشد. اما قاعدۀ لا ضرر، تجاوز از حق را بیان می کند و به مالک اجازه نمی دهد که تصرفاتی کند که باعث ضرر همسایه شود. براساس این قاعده کسی که در تصرفاتش از حق تجاوز کند، مسئول است و بایستی جبران خسارت نماید. همانگونه که پیامبر اسلام (ع) فرموده اند :«لاضرر و لاضرار» مبین این مطلب است که فرد مسلمان نباید به خاطر منفعت خود ضرر به همسایه برساند. نیز این قاعده بیان کننده تحدید مالکیت جبری مالک است. یعنی هم شرع و هم قانون، دامنه تصرفات مالک را براساس این قاعده معین کرده و اختیارات مالک را در تصرفاتش تحدید نموده است. هرچند منع این تصرفات، جنبه منفی دارد اما این منع تصرفات هم به نفع مالک است، از حیث اینکه بعداً بایستی جبران خسارت کند، هم به نفع همسایه یا شریک یا مجاور و غیره است. بعلت اینکه لاضرر و لاضرار فی الاسلام است. و از لحاظ عقلی نیز قابل قبول نیست که کسی از حق خود تجاوز کند و باعث ضرر به دیگر شود.
مبحث چهارم : چگونگی ارتباط بین دو قاعده

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعروانشناسی، عوامل انسانی، رفتارهای ترافیکی، عوامل محیطی

دسته بندی : علمی