پدیده های اجتماعی

هویت کنشگران و جریان های جنبش زنان چگونه است؟
کنشگران و جریان های مختلف جنبش زنان چه نگرشی نسبت به وضعیت موجود دارند؟
کنشگران و جریان های موجود چه تصویری از تغییر وضعیت موجود دارند؟
چالش های اصلی در مسیر فعالیت آنها چیست؟
تهدیدها و فرصت های پیش رو را چگونه ارزیابی می کنند؟
مزیت روش های میدانی و کیفی در مطالعه جنبش زنان
زنان و مسائل مربوط به زنان عموماً در طرح های تحقیقاتی جایگاه مهمی نداشته اند. در مواردی هم که زنان در تحقیق منظور شده اند، نقش ایشان در حاشیه و از چشمانداز مردان دیده شده است. افزون بر این، غالباً مردان را معیار می گیرند، و زنان هرگاه با این معیار تطبیق نکنند غیرعادی قلمداد می شوند (ابوت و والاس، 1380: 278). از این نظر، باید توجه داشت که انتخاب روش تحقیق مناسب که همراه با کمترین سوگیری جنسیتی باشد، برای شناخت مسائل مربوط به زنان ضرورت دارد. به عبارت دیگر، در طراحی تحقیقی که در زمینه مسائل زنان انجام می شود، نمی توان به سادگی از روش های کلیشه ای تحقیق بهره جست، چراکه بسیاری از آنها «مردانه» هستند. زنان، به دلیل موقعیت فرودستی که دارند، در مقابل بسیاری از روش های کلیشه ای خود را پنهان می کنند، و عینک مردانه جامعه شناسی قادر به دیدن آنها نخواهد بود.
بر اساس یک تقسیم بندی رایج، روشهای عمده پژوهش در جامعه شناسی به دو دسته «کمی» و «کیفی» تقسیم می شوند. روش های کمی عمدتاً وارسی و تحلیل آماری اطلاعات ثانویه است؛ و روش های کیفی عمدتاً مشاهده از راه مشارکت، مصاحبه عمیق و تحلیل کیفی منابع ثانویه اطلاعات را شامل می شود. بنابر تعریف ریمون بودون، با استفاده از روش های کمی می توان اطلاعاتی را جمع آوری کرد که مقایسه میان عناصر یک مجموعه را ممکن سازد؛ و در مرحله بعد به محاسبه و تحلیل کمی داده های گردآوری شده پرداخت (1373: 29). اما هرچه مجموعه های مورد تحلیل پیچیده تر باشد، تعیین عوامل شباهت و اختلاف در آنها دشوارتر و تفسیر بدون ابهام روابط آماری مورد مشاهده مشکل تر خواهد بود (1373: 90). لذا بودون مدعی می شود که در سطحی از تحلیل، حدی وجود دارد که استفاده از روش های کمی منتفی می شود و برای تحلیل پدیده های پیچیده بهتر است که از روش های کیفی استفاده شود (1373: 96).
در واقع، بر خلاف روش های کمی که پژوهشگر به صورت «قیاسی» به آزمون فرضیات برآمده از نظریه ها می پردازد، در روش های کیفی، مبنای طرح تحقیق بر «استقراء تحلیلی» استوار است. بدین صورت که، پژوهشگران ابتدا داده ها را جمع آوری کرده، فرضیاتی بر اساس داده ها طرح می کنند، و سرانجام به سمت تعدیل پیش فرض ها و نظریه ها حرکت می کنند (فرانکفورد و نچمیناس، 1381: 422-423). در روش های کیفی، امکان درک و شناخت پیچیدگی ها بیشتر فراهم است، و در خصوص موضوعاتی که کمتر پژوهیده شده اند، کاربرد روش های کیفی مفیدتر است. جامعه شناسان فمینیست اغلب معتقد بوده اند که در تحقیقات در مورد زنان بهتر است که از روش های کیفی استفاده شود، تا زنان مورد پژوهش امکان «شنیده شدن» را بیابند و امکان نگرش و درک جهان از جایگاه افراد مورد پژوهش فراهم شود (ابوت و والاس، 1380: 280).
البته به گونه دیگری نیز می توان روش های تحقیق را دسته بندی نمود. اگر در دسته بندی دوتایی «کمی/کیفی» ملاک دسته بندی بیشتر بر محتوای یافته ها و نوع داده ها تاکید دارد. در دسته بندی چهارتایی «آزمایشی، پیمایشی، میدانی و اسنادی» بیشتر بر شکل تاکید شده است. پژوهش میدانی ، مهمترین راهبرد در گردآوری داده ها است که ارتباط نزدیکی با روش های کیفی دارد. پژوهش میدانی راهی برای همدل شدن و درک ذهنی موضوعات مورد مطالعه است (فراکفورد و نچمیناس، 1381: 405). در واقع، پژوهش میدانی برای شناخت پیچیدگی ها و پویایی های اجتماعی، روشی بسیار کارآمد است. بعلاوه از آنجایی که در این روش، موضوع مورد مشاهده نه داده های رسمی، بلکه فعالیت های روزمره مردم است، لذا در بررسی جنبش های اجتماعی که اساساً پدیده هایی سیال و لغزنده هستند، روش پژوهش میدانی می تواند بسیار مفید باشد.
یکی از مطرح ترین تجربه روش شناسانه در بررسی جنبش های اجتماعی مربوط به آلن تورن است. وی در مطالعه میدانی که در بررسی جنبش همبستگی لهستان انجام داد، روشی را به عنوان «مداخله جامعه شناسانه » مطرح ساخت. به اعتقاد وی، جنبش های اجتماعی صرفاً «پاسخ به یک وضعیت» نیستند که بتوان آنها را با پیمایش مورد پژوهش قرار داد، بلکه جنبش های اجتماعی «به چالش کشیدن وضعیت موجود» هستند (مشیرزاده، 1381: 195). هدفِ روش مداخله جامعه شناسانه این است که از طریق توجه به خودکاوی یک گروه مبارز در مواجهه با مخالفانش، کنش جمعی را تا سرحد ممکن بطور مستقیم مطالعه کند. در این روش، پژوهشگر با دخالت در شکل گیری مبارزه جمعی به عنوان نیروی دگرگونی اجتماعی؛ سعی می کند از طریق به چالش کشیدن فرضیاتی که کنشگران جنبش با آنها کار می کنند و کنش شان را به سطح بالاتری از مبارزه ارتقاء می دهند، به فهم آن فرضیات نائل آید (نش، 1384: 166). از این طریق پژوهشگر می تواند که با همکاری کنشگرانِ یک جنبش تمام ابعاد ملموس، معانی ذهنی و حتی ظرفیت های آینده یک جنبش را نیز درک نماید. در مجموع، در روشی که تورن از آن استفاده می کند، پژوهشگر سعی دارد معناهایی را که خود کنشگران به اعمال خود نسبت می دهند را بررسی کند (مشیر زاده، 1381: 195).
با توجه به پیچیدگی دوگانه موضوع این تحقیق که از یک سو ناشی از جایگاه زنان در جامعه است، و از دیگر سو بر
آمده از سیالیت و پویایی جنبش های اجتماعی است، لذا در بررسی و پژوهش جنبش زنان ایران، انتخاب روش تحقیقی «کیفی – میدانی» می تواند راهگشا باشد.
روش انجام تحقیق:
الگوی پژوهشی این تحقیق بگونه ای طرح ریزی شده است که جنبش زنان ایران را بطور مستقیم و در جریان عمل جمعی کنشگران آن مورد مطالعه قرار دهد. همچنین، سعی خواهد شد که از طریق استقراء تحلیلی داده ها، به شناخت معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان نائل آمده و «مقدمات» تدوین نظریه ای میدانی فراهم شود. در واقع، تلاش می شود تا داده های جمع آوری شده مقوله بندی گردد، و بر اساس روابط بین مقوله ها فرضیه هایی جدید استخراج گردد. سپس بر اساس این فرضیه ها به بازنگری و اصلاح چارچوب نظری تحقیق پرداخته شود (فرانکفورد و نچمیناس، 1381: 430). در واقع، کار پژوهشگر این تحقیق، پرده برداشتن از داستان های متعددی است که کنشگران گوناگون روایت می کنند و آشکار کردن خصوصیات ویژه جنبش زنان در ایران است.
همانگونه که در بالا به صورت اجمالی اشاره شد، مبنای کلی روش انجام این تحقیق، «کیفی – میدانی» است. بدین معنی که با در نظر داشتن رویکردی کیفی به بررسی و استنتاج داده ها پرداخته شده است، و همچنین این داده ها با رویکردی میدانی از درون عرصه فعالیت کنشگران جنبش زنان گردآوری شده است. البته، از داده های کمی (آماری و تاریخی) نیز در بسترشناسی جنبش زنان استفاده می شود. گردآوری اطلاعات و داده های این تحقیق در چهار مرحله انجام گرفته است. در مرحله اول، تحقیقات تجربی، و اسناد تاریخی درباره جنبش زنان ایران مرور شد؛ در مرحله دوم، مصاحبه هایی عمیق با کنشگرانی در جنبش زنان انجام شد، تا زمینه یابی لازم برای شناسایی آگاهی دهندگان فراهم شود؛ سپس در مرحله سوم، با آگاهی دهندگان جنبش زنان مصاحبه هایی عمیق انجام گرفت؛ و در مرحله چهارم مقالات و مکتوبات آنها برای تکمیل داده ها گردآوری شد. در نهایت، داده ها و یافته های تحقیق با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت.
علاوه بر این مراحل، پژوهشگر تلاش داشت که با حضور مستمر و فعالانه در برنامه های جنبش زنان، منابع معتبر برای گردآوری اطلاعات و همچین فرصت های تعامل با کنشگرانِ تاثیرگذار را بدست آورد. در ادامه، جزئیات هر یک از این مراحل به همراه تکنیک های مورد استفاده توضیح داده می شود:
مطالعه اسنادی و تاریخی
به منظور تحلیل دگرگونی های تاریخی پدیده های اجتماعی لازم است تا به اسناد مکتوب و همچنین داده های کلان آماری مراجعه شود. این قبیل داده های دست دوم امکان بسترشناسی تاریخی – ساختاری را برای ورود به موضوع اصلی تحقیق فراهم می کنند (کیوی و کامپنهود، 1384: 196). اسناد مورد مطالعه در این مرحله از تحقیق را می توان در چهار دسته جای داد:
تحقیقات انجام شده در خصوص جنبش زنان در ایران
تاریخ جنبش زنان از مشروطه تا پایان دهه 60
فعالیت ها، رویدادها و سازمان های موجود در جنبش در 10 سال گذشته

                                                    .