دانلود پایان نامه

سلامتی جسمی نیز تاثیر دارد. همچنین تعارضات زناشویی تاثیر مستقیمی بر فرآیندهای فیزیولوژیک مانند ، کاهش ایمنی بدن ، افزایش فشار خون و… برجای می گذارد ( شیلینگ و شر 1977، به نقل از امید نیا 1376).
تعارض زناشویی با پدیده خشونت نیز مرتبط است. تعارض در روابط زناشویی بر کل رابطه تاثیر می گذارد. پژوهش نشان می دهد زوجین متعارض کمترین میزان رضایتمندی از ازدواج و بیشترین احتمال طلاق را نشان می دهند(فاورز و السون 1992به نقل از سعیدیان1382).
در کشور ما بر اساس آمارهای موجود میزان طلاق در سالهای مختلف بین 11 تا 16 درصد در حال نوسان است که در کل حاکی از افزایش آن می باشد( سالنامه آماری جمهوری اسلامی، 1380).
درباره تعارضات زناشویی نظریه و دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است و روش های گوناگونی بر اساس آنها تدوین گردیده است. دو نظریه مشهور در این زمینه: نظریه عقلانی- عاطفی الیس و نظریه واقعیت درمانی گلاسر است. این دو نظریه مشکلات رفتاری و رابطه بین فردی را بصورت متفاوتی توصیف می کنند و راه حل های متفاوتی برای آنان ارائه می دهند. از دیدگاه الیس علل اکثر مشکلات رفتاری و تعارضهای بین فردی از جمله تعارضهای زناشویی مربوط به باورهای غیر منطقی است (شفیع آبادی 1383؛ فلانگان و فلانگان 2004؛ الیس 1997).
از نظر گلاسر رفتار غیر عادی ناشی از هویت شکست و عدم توجه به واقعیت و ناتوانی در ارزشیابی از رفتار خود و انتخاب رفتارهایی است که پیامد نامطلوبی به دنبال دارد( شفیع آبادی 1385؛ شیلینگ ترجمه آرین 1382؛ شارف 1996؛ گلاسر 2000).
در پژوهش حاضر دو روش درمانی که متمرکز بر دو رویکرد فوق است بر روی دو گروه از زوجین دارای تعارض اجرا خواهد شد تا مشخص شود کدام روش در مقایسه با گروه کنترل و روش دیگر موثرتر خواهد بود.

1-2) بیان مسئله
زوج به عنوان هسته ای اصلی و پایه گذار خانواده بسیار مورد توجه است . سلامت و پویایی خانواده که هسته اصلی و بنیادی سازنده ی جامعه محسوب می شود ، ریشه در سلامت و شادابی زوجین دارد. در هنگام تشکیل زندگی مشترک، کمتر اتفاق می افتد که زن و شوهر به فکر امکان کمرنگ شدن عشق و علاقه خود در آینده بیافتند و یا حتی روزی شدیدا از یکدیگر خشمگین و متنفر شوند. ولی تقریبا همیشه دیر یا زود ، اختلافی کوچک یا بزرگ بین آنها شکل می گیرد که موجب تزلزل زندگی آنها می شود. دو انسانی که دارای عقاید ، نگرشها، اندیشه ها، هیجانها، رفتارها، فرهنگ و فلسفه زندگی متعلق به خود هستند در طی فرایند سازگاری و قدم برداشتن در راه زندگی با حوادث استرس زا و لحظه های پر تنش مواجه می شوند. بنابراین به وجود آمدن اختلاف و تعارض بین زوجین امری طبیعی است ولی موضوع مهم طریقه رویارویی آنها با این مساله است (یزدان دوست 1376).

اگر تعارض زناشویی سرکوب یا واپس زده شود یا در دل زن و شوهر حبس شود، آنها به دنبال مفری برای ارضای نیازهای شخصی خود خواهند بود. همچنین اگر همسران با حل تعارضات موافق نباشند مشکلاتی پیش می آید که موجب عدم سلامت روان و جسم آنان و به دنبال آن فرزندانشان می گردد. تعارض جنبه های متعددی ازاختلال در رابطه زناشویی همچون باورهای غلط برداشتهای نادرست ،کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنشهای هیجانی ، کاهش رابطه خانوادگی باخویشاوندان همسر ،افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، جدا کردن امور مالی از یکدیگر و اختلال در رابطه را به دنبال می آورد که می تواند به شکل مشاجره، فحاشی، دعوا و کتک کاری، قهر و ترک از خانه بروز نماید و نهایتا منجر به طلاق شود.
طلاق ، جدایی است که در نتیجه تعارضات زوجین پدید می آید و می تواند موجب ناتوانی ، مشکلات پزشکی جدی و مزمن در افراد بزرگسال گردد . طلاق خطر خودکشی مردان را افزایش می دهد. کودکان خانوادهایی که دچار تعارض یا طلاق می باشند در معرض خطر انواع مشکلات رفتاری و عاطفی هستند و علائمی همچون رفتار عنادورزی ، پرخاشگری و علائم افسردگی از خود نشان می دهند.(باری و هترینگتوم 1993 ؛ ژوریلس و همکاران 1991)
تفاوت زیادی بین سلامت زن و مرد مطلقه وجود دارد. زنان نسبت به مردان ناتوانی کمتری را گزارش می دهند . الگوی مشترک تحقیقات در مورد طلاق این است که ازدواج بر سلامت تاثیر مثبت دارد و سطح سلامت را بالا می برد .کرنان و مولر (1998) نیز اعتقاد دارند رابطه پایدار تاثیر خوبی بر سلامت فرد دارد.( کرو ریدلی ؛ ترجمه موسوی 1384)
روند رو به رشد طلاق در جوامع بشری , دانشمندان را بر آن داشته تا به دنبال روشهایی جهت حل تعارضات مخرب زناشویی باشند تا به این وسیله از بروز طلاق و پیامدهای زیان بار آن جلوگیری کنند. در زمینه زوج درمانی و مداخله در روند بهبودی خانواده انواع الگوهای عملی بر اساس دیدگاه ها و نظریات متفاوت بوجود آمده است که هدف عمده آنها کمک به زوجین برای پیشگیری و یا حل تعارضات پیش آمده است که می تواند بر یکی از جنبه های مختلف رفتاری، شناختی، فکری ویا عملی تاثیر گذار باشد.در دیدگاه روانشناختی رویکردها ی مختلفی وجود دارند که بر تاثیر فرآیندهای شناختی بر رفتار تاکید دارند, این رویکردها معتقدند که فرآیندهای شناختی از جمله : انتظارات ، باورها ،سبک اسناد، ادراکات، و برخی سو گیری های شناختی علت اصلی رفتار هستند.مطالعات زیادی انجام شده اند که تاثیرات باورهای ناسازگار را در زمینه روابط را مشخص کرده اند ، بیشترین کار در این زمینه بر اساس عقاید آلبرت الیس(1962,1977) انجام شده است . الیس در نظریه عقلانی- عاطفی خود بر تفکرات غیر منطقی تمرکز کرده و معتقد است که باورهای غیر منطقی منجر به اختلال در روابط زناشویی می شود . تاکید این نظریه بر این است که چگونه زوجها رفتار یکدیگر را تعبیر می کنند ، چگونه فرآیندهای شناختی فرد ، همانند فیلتر رفتار همسر را از طریق علت یابی و معنا دهی ارزیابی می کند و در نهایت چگونه همسران رفتارهای یکدیگر را پیش بینی می کند( اپشتاین و شلز به نقل از دهقان 1380).
همانطور که قبلا ذکر شد تعارضات زناشویی به دلیل گستردگی رفتارها و روابط انسانی جنبه های گسترده و متعددی را نیز شامل می شود که حل جنبه های مختلف آن دغدغه بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان بوده است. دانشمندان زیادی از دیدگاه های مختلف به آن پرداخته اند. یکی دیگر از جنبه های بررسی و حل تعارضات زناشویی از دیدگاه ویلیام گلاسر است:
ویلیام گلاسر بنیان گذار نظریه واقعیت درمانی در دهه اخیر نظریه خود را به مشاوره زناشویی تعمیم داده است.از نظر واقعیت درمانی فقدان توان زوجین در ارضای نیازهای اساسی، احساس ارزشمندی و دوست داشتن و دوست داشته شدن ،غیر واقعی بودن خواسته ها و ناتوانی از رفتار درست موجب تعارض و درگیری می شود (گلاسر 1998,2000).
وجود هویت شکست موجب آشفتگی روابط زناشویی می گردد. رفتار زنان و شوهران آشفته در قبال یکدیگر غیر معقولانه است و آنها توانایی قضاوت و ارزشیابی درست از رفتار خود را در قبال همسر خویش ندارند و نمی توانند میزان سودمندی رفتار خویش را برای مدیریت رفتار همسر و زندگی زناشویی مورد قضاوت و ارزیابی واقع بینانه قرار دهند(گلاسر 1998,2000) .
به گفته گلاسر برای درمان تعارض زناشویی باید به آنها کمک شود تا از طریق قضاوت، ارزیابی، و طرح ریزی، رفتارهایی طراحی کنند که موجب کاهش تعارض و تقویت اصل ازدواج گردد. آنچه که عنوان شد بررسی تعارض در زوجین و عوامل مرتبط و اثرگذار بر آن و همچنین بررسی دو نظریه عقلانی- عاطفی و واقعیت درمانی در حل تعارضات زوجین را نشان می دهد. لذا با توجه به مطالبی که در پیش رو خواهد آمد پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که کدامیک از دو شیوه عقلانی- عاطفی و واقعیت درمانی بیشترین تاثیر را بر روی حل تعارضات زوجین می تواند داشته باشد؟

مطلب مرتبط :   اختلاط کاربری ها

1-3) ضرورت و اهمیت
خانواده، اولین و بادوامترین بستر رشد است. نقش انکارناپذیر خانواده در تحول ، سلامت کارکرد زوجین و بخصوص کودکان درتمام ابعاد شناختی ، اجتماعی ، رفتاری ، عاطفی و تحصیلی به خودی خود از اهمیت وضرورت بسیار بالایی برخوردار است . سنگ بنای تشکیل خانواده ازدواج می باشد. ازدواج بعنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال ، همواره مورد تایید بوده است. ازدواج رابطه ای انسانی ، پیچیده ، ظریف و پویایی می باشد که از ویژگیهای خاصی برخوردار است.همچنین، توجه به کانون خانواده ، محیط سالم و سازنده برای کودکان، روابط میان فردی گرم و صمیمی که می تواند موجب رشد و پیشرفت افراد گردد از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شوند.اما از طرفی زندگی مشترک دو انسان با یکدیگرآن هم از دو جنس متفاوت امری بسیار ظریف و گاه دشوار است، زیرا ارتباطات نا سالم و عدم شناخت صحیح زوجین از نیازهای یکدیگر باعث بروز بسیاری از مشکلات زناشویی به صورت پنهان و آشکار در بستر خانواده می شود و موجودیت خانواده را مورد حمله قرار می دهد(شرفی 1382).
در هر ازدواج باید فرض را بر این گذاشت که بروز تعارض جزئی از رابطه زناشویی و زندگی مشترک برای هر زوجی است. بنابراین باید زن و شوهر ها یاد بگیرند که تعارضات خود را حل کنند تا بتوانند خوشبخت شوند(ثنائی 1375).
افزایش روزافزون طلاق در دنیای کنونی، نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر و از هم گسیختگی کانونهای گرم بسیاری از خانواده ها و تاثیرات سوء این جدایی ها بر افراد خانواده نیاز به رسیدگی و رفع این مشکل را مطرح ساخته است.رسیدگی و رفع مشکلات ناسازگاریهای زناشویی و جستجوی علل آن در قالب خدمات روانشناختی برای زوجهایی که مشکلات و موانع بین فردی و ناآگاهی از شیوه های مناسب رفتاری دارند ضروری بنظر می رسد.
بنابراین کمک به همسران برای تغییر باورهای غیرمنطقی و کنترل اعمال و افکار خود می تواند بینش وسیع تر و روشن تری نسبت به حل مشکلات زناشویی در آنان پدید آورد و پژوهش حاضر در صدد است تا از طریق بررسی مشکلات زناشویی از دیدگاه الیس و گلاسر به افزایش کارامدی ارتباطات زناشویی کمک کرده و از میزان تعارضات زناشویی و طلاق بکاهد.

1-4) اهداف تحقیق
1-4-1) هدف اصلی:
بررسی اثر بخشی مشاوره زوجی به شیوه عقلانی- عاطفی و واقعیت درمانی بر کاهش تعارضات زناشویی

1-4-2) اهداف فرعی:
1.مقایسه تعیین اثربخشی مشاوره زوجی به شیوه واقعیت درمانی (گلاسر) نسبت به شیوه عقلانی- عاطفی(الیس)در کاهش تعارضات زوجین
2. مقایسه تعیین اثر بخشی مشاوره زوجی به شیوه واقعیت درمانی(گلاسر) در کاهش تعارضات زوجین به تفکیک جنسیت
3. مقایسه تعیین اثر بخشی مشاوره زوجی به شیوه عقلانی _عاطفی(الیس) در کاهش تعارضات زوجین به تفکیک جنسیت
4. مقایسه تعیین اثربخشی مشاوره زوجی به شیوه عقلانی _عاطفی و واقعیت درمانی برکاهش مولفه های تعارضات زناشویی

1-5) فرضیات تحقیق
مشاوره زوجی به شیوه های عقلانی- عاطفی (الیس) و واقعیت درمانی (گلاسر) بر کاهش تعارضات زوجین تاثیر دارد.
مشاوره زوجی به شیوه واقعیت درمانی (گلاسر) بیش از مشاوره زوجی به شیوه عقلانی- عاطفی (الیس) تعارضات زوجین را کاهش می دهد.
مشاوره زوجی به شیوه واقعیت درمانی(گلاسر) بر کاهش تعارضات زنان بیش از مردان موثر است.
مشاوره زوجی به شیوه عقلانی- عاطفی(الیس) بر کاهش تعارضات زنان بیش از مردان موثر است.
مشاوره زوجی به شیوه عقلانی- عاطفی(الیس) و واقعیت درمانی (گلاسر) بر کاهش مولفه های تعارضات زوجین تاثیر دارد.

مطلب مرتبط :   شاخص های توسعه پایدار

1-6) تعاریف متغیرهای تحقیق
1-6-1) تعاریف نظری متغیرها:
1-6-1-1) نظریه عقلانی- عاطفی
نظریه عقلانی- عاطفی تاکید زیادی بر فرایند تفکر و امور عقلانی فرد دارد .این نظریه فرد را مسبب و بوجود آورنده شخصیت سالم و یا غیر سالم خود می داند. در این نظریه نگرانیها و تشویقهای انسان زاده طرز برداشت و تفکر انسان نسبت به امور است(ساعتچی 1379).

1-6-1-2) نظریه واقعیت درمانی:
واقعیت درمانی، که در آن بر واقعیت قبول مسئولیت و شناخت امور درست و نادرست و ارتباط آن با زندگی روزمره فرد تاکید دارد، بر چگونگی “هویت” و تشکیل و تغییر آن تاکید دارد.
“هویت توفیق” در کسانی پدید می آید که به دو نیاز اساسی خود یعنی “دوست داشته شدن” و “دوست داشتن” پاسخ دهند و عدم ارضا این نیازها “هویت شکست” را پدید می آورد(گلاسر 2000).

1-6-1-3) تعارضات زناشویی:
ارتباط صحیح اساس یک زندگی زناشویی موفق است. زن و مردی که از داشتن یک ارتباط صحیح محروم هستند نشانه های رفتاری خاصی از جمله یاس و ناامیدی را از خود بروز می دهند( عامری 1383).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعارض زناشویی از دیدگاه یانگ و لانگ ناشی از واکنش نا مطلوب نسبت به تفاوتهای فردی است و زمانی آنقدر این واکنش شدت می یابد که احساس خشم ،کینه، نفرت، حسادت ، سوء رفتار کلامی ، سوء رفتار و خشونت فیزیکی در روابط زن و شوهر حاکم می شود (لانگ و یانگ به نقل از سودانی 1385).
همچنین تعارض زناشویی می تواند شامل اختلال در عوامل زیر نیز باشد:
1.همکاری: هر گونه بی تفاوتی ، نادیده گرفتن و بی توجهی به نیازهای همسر برای حمایت از او در مقابل مشکلاتی که او را احاطه کرده است، اعم از مشکلات داخل یا خارج از منزل که بر همسر فشار روانی وارد می کند و تحمل او را به طرق مختلف پائین می آورد.
2.کاهش رابطه جنسی: منظور قطع شدن و یا کم شدن رابطه جنسی به سطحی کمتر از معمول است . در این حالت رابطه جنسی بصورت کوتاه ؛ مکانیکی و بعضا تحمیلی بوده و با رضایت کامل صورت نمی گیرد (جی هی لی 1377).
3.واکنش هیجانی: عبارت است از رفتارهایی همچون قهر، خشم، پرخاشگری، تهدید، و برانگیختگی هیجانی که زوجین هنگام تعارض از خود بروز می دهند.
4.افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود: عبارت است از رفت و آمد بیشتر با اعضای خانواده اصلی و طرح اسرار و مشکلات زناشویی خود با آنها
5.رابطه با خویشاوندان همسر: عبارت است از قهر و قطع رابطه ، بد رفتاری و اهانت به خانواده اصلی و اقوام همسر
6.جداسازی امور مالی از یکدیگر: عبارت است از توافق در نحوه توزیع و مصرف پولی ، در مضیقه قرار دادن همسر ، بی مبالاتی در خرج کردن و تلاش برای اختصاص حساب مالی جداگانه برای خود.
7.افزایش جلب حمایت از فرزندان: عبارت است ازتلاش هر یک از زوجین برای نزدیک شدن به فرزندان و جلب حمایت آنان بر علیه زوج دیگر
8. اختلال در روابط:عبارت است از ایجاد هرگونه مشکل در روابط زوجین که باعث ایجاد فاصله و عدم صمیمیت در آنها می گردد.(ثنایی 1387)

1-6-1-4) مشاوره زوجی:
برگزاری جلسات درمانی مشترک با زوجین برای تغییر دادن روابط میان همسران را زوج درمانی می گویند. خیلی از رویکردهای رواندرمانی فردی با انواع زوج درمانی سازگار است و بعضی از رویکردهای روان درمانی مخصوص زوج درمانی است ( هالفورد 2001، ترجمه تبریزی ، 1384).

1-6-2) تعاریف عملیاتی متغیرها:
1-6-2-1) نظریه عقلانی- عاطفی
محقق در این پژوهش از فنون مربوط به نظریه شناختی الیس در درمان زوجی بهره می برد که شامل آموزش اصول A-B-C ، استفاده از خود ابرازی مقابله ای منطقی ، استفاده از روش های معانی بیان، تصویر سازی ذهنی، استفاده از ضبط نوار و فیلم ، فنون هیجانی زنده ، پذیرش غیر مشروط، آموزش مهارتها، تحمل ناکامی ، تغییر زبان فرد می باشد.

1-6-2-2) نظریه واقعیت درمانی:
محقق در این پژوهش از فنون مربوط به نظریه واقعیت درمانی گلاسر در درمان زوجی بهره می برد که شامل ارتباط و درگیری عاطفی، پرسش، توجه و تاکید بر رفتار کنونی و نه بر احساسات و تاکید بر زمان حال، قضاوت ارزشی، طرح ریزی ، تعهد نسبت به طرح تهیه شده و نپذیرفتن هرگونه عذر و بهانه و استفاده از دایره مشکل گشا می باشد.

1-6-2-3) تعارضات زناشویی:
در تحقیق حاضر منظور از تعارضات زناشویی، آندسته از تعارضاتی است که به دلایل گوناگون خطر بروز جدایی را در زوجین افزایش میدهدو اثرات منفی آن بر سلامت روانی زوجین و فرزندان آنان تاثیر منف

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید