دانلود پایان نامه

دوستان اقوام همسر و خانواده باشیم و ژنهای دیگر ما را تحریک می کنند تا به سمت قدرت، آزادی و خوشی برویم. به عقیده گلاسر تکامل یافتگی انسان و پیچیدگی ژنتیکی او در مقایسه با سایر حیوانات در زمینه نیازها حالتی به نام احساس را در او بوجود آورده است و یک توان اساسی تر آنکه می دانید چگونه احساسی دارید و بخاطر خلاقیت و تنوع نیاز دارای دامنه وسیعی از احساسات هستید به علاوه قادر هستید رفتار خود را در هنگام احساس خوب یا بد بخاطر داشته باشید و آنرا ارزیابی کنید. داشتن احساس خوب در دوران کودکی آسان است اما هر قدر انسان از کودکی به جوانی و از جوانی به بزرگسالی انتقال می یابد داشتن احساس خوب و مثبت مشکل است زیرا روابط با مردم مشکل تر و پیچیده تر می گردد. نیازهای ما در ارتباط با دیگران قابل ارضاء است و اگر دوستان خوبی نداشته باشیم بسیاری از آنها قابل ارضا نخواهند بود و در این صورت دوست داشتن رانیز یاد نخواهیم گرفت.(گلاسر 2001،2000،1998).

نیاز به عشق و دوست داشتن:
به نظر گلاسر یکی از نیازهای اساسی ما نیاز به محبت، دوستی، عشق ورزیدن، دوست داشته شدن و تعلق است ( شفیع آبادی 1383 ؛ شارف 1966؛ کوری 1996؛ گلاسر 2001 )
به نظر گلاسر این نیاز نقش زیادی در عشق و ازدواج دارد و می تواند اساس سلامتی یا آسیب پذیری ازدواج گردد. او می گوید هر کتاب رمان را که راجع به عشق می خوانیم ، می بینیم با حالتی از لذت و خوبی شروع می کنند و آنرا به حالتی از کینه، نفرت و انتقام پایان می برند. شروع رابطه دوستانه و عاشقانه سخت نیست و الزامات ژنتیکی ما ایجاب می کند که این را بطه را شروع کنیم، الزامی که تداوم آن با وجود یک دنیای کنترل خارجی بسیار سخت است. با داشتن عقیده مبنی بر کنترل بیرونی، روابطی که در آغاز بسیار خوب بوده است به مرور فاسد می شود و این فاسد شدن ارتباط خوب سرانجام رنج سخت آن است که در ادبیات مورد علاقه واقع شده است. احساس حسادت، بی بند و باری، کینه توزی، نومیدی اغلب بخاطر رفتارهای عاشقانه غاسب می شود. در ذهن بیشتر ما رضایت جنسی و رضایت در عشق همراه هم هستند اما بعد از ازدواج و تعهد به یکدیگر برای زندگی، عقیده نداریم که چقدر همراه بودن آن دو در هر مرحله ا ز زندگی، تلاش برای متوقف کردن همسر از کسب لذت از امور مورد علاقه خود موجب تخریب روابط می شود. وقتی صحبت از عشق می کنیم همیشه اینطور تصور می شود که بیشتر باید محبت بگیریم تا بدهیم. اغلب وقتی از طرف مقابلمان ناراحتی می بینیم سؤال می کنیم آیا مرا دوست داری؟
عشق و دوستی هر دو یک جاده دو طرفه است. پذیرش اصول عشق، محبت و دوستی نیز یک هنر است.(گلاسر،2000).

نیاز به قدرت:
یک نیاز مشخص و بارز در انسان به قدرت است که اختصاص به انسان دارد. هر چند حیوانات عصبانی و خشمگین می شوند اما این بخاطر نیازهای مربوط به بقا است نه نیاز به قدرت تداوم دوستی با کسی که دارای حرص و آزمندی زیاد در قدرت و امکانات است سخت می باشد. برخی از مردم برای ارضاء نیاز به قدرت از هیچ کاری فروگذار نمی کنند و حاضرند ازدواج یا رابطه دوستانه را قربانی آن کنند. نیاز به قدرت موجب شده است در هر چیزی و هر کاری سلسله مراتب و درجاتی بوجود آوریم برخی از ما نیاز به قدرت را از طریق انجام کارهای خوب که منجر به کمک به دیگران می شود بدست می آوریم. مانند یک پزشک خوب که از طریق ارائه خدمت کارآمد به مردم قدرت بالایی در جامعه کسب می کند. در روابط شخصی قلدری، زورگویی نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت. یک مرد نیرومند که عادت دارد همیشه در برابر همسرش بایستد از آن سود نخواهد برد و در نتیجه وفادار ماندن به یکدیگر برای آنها یک امر غیر معمول و غیر عادی است و به همین دلیل بسیاری از هم طلاق می گیرند. در جامعه گروه یا خانواده ای که نظریه کنترل داخلی جاری باشد همکاری دارای اهمیت است. اجبار کردن وجود ندارد و در عوض مذاکره و گفتگو در بین آنها برقرار است.(گلاسر 2000).

نیاز به خوشی:
خوشی یک پاداش ژنتیکی برای یادگیری است( گلاسر 1998؛ فلانگان و فلانگان 2004) او بین یادگیری و بازی رابطه محکمی می بیند به همین دلیل عقیده دارد زمانی که بازی متوقف شود یادگیری نیز متوقف خواهد شد. به نظر گلاسر آسانترین نیاز از نظر ارضا نیاز به خوشی می باشد. ارضا این نیاز آمیخته با ارضا نیازها ی دیگر است. مخصوصأ در برخی از افراد ارضاء این نیاز با نیاز عشق، دوستی و تعلق در هم تابیده می باشند ( فلانگان و فلانگان 2004 ).
زمانی که در یک ازدواج روابط تیره شود خوشی اولین قربانی آن خواهد بود. یعنی آسانترین نیاز از نظر ارضاء قابل وصول نخواهد بود.(گلاسر 2000).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نیاز به آزادی:

به نظر گلاسر آزادی سعی و تلاش تکاملی است تا به وسیله آن تعادلی بین تابع دیگران شدن و رها بودن از دیگران برقرار سازد. هر جا که آزادی از بین برود جنبه های انسانی بشر کاهش خواهد یافت یا از بین می رود و خلاقیت سازنده محو می شود. زمانیکه احساس آزادی برای بیان خود نداشته باشیم خلاقیت ما در مسیر بیمار گونه و رشد اختلال روانی قرار می گیرد. به نظر گلاسر یکی از علل پیشرفتهای خیره کننده آمریکا آزادی و بخصوص آزادی بیان است (گلاسر 2000 ).

نیازهای مربوط به بقا:
همه موجودات زنده به طور ژنتیکی برنامه ریزی شده اند با برای بقا خود تلاش کنند گلاسر می گوید؛ اصطلاح اسپانیایی گاناس تمایل قوی به این تلاش و کوشش را بهتر از لغت بقا توصیف می کند. گاناس به معنی تلاش شدید است که موجب بقای ارگانیسم می گردد و فراتر از آن به امنیت منجر می شود. نیاز به خوردن، آشامیدن، تنفس کردن، نیاز جنسی و … از جمله این نیازها هستند.(گلاسر 2000)

2-2-9-5) مشاوره زناشویی واقعیت درمانی ساخت یافته:
تخریب و ویران سازی ازدواج حاصل وجود یک روانشناسی کنترل خارجی پیشرفته در روابط زناشویی است. وقتی این نوع روانشناسی بر روابط زن و مرد یا بر یک ازدواج حاکم شده بهترین چیزی که شانس بهبودی و پیشرفت زندگی زناشویی را برای آنها فراهم می کند دایره مشکل گشا است. این دایره شرایط امن و آرامی را فراهم می سازد که ازدواج را از سرطان روانشناسی کنترل خارجی در امان خواهد ساخت. برای آنکه مشاوره اثر بخش باشد بجای آنکه به نیازهای شخصی توجه شود باید به نیازهای مربوط به نحوه ارتباط توجه گردد. در بسیاری از موارد زوجینی که در ازدواج شکست خورده اند خود را مقصر و شکست خورده نمی دانند. آن به این دلیل است که نادانسته چیزهایی را در مورد نظریه کنترل خارجی بر اثر تجربه آموخته اند و از تکرار اشتباهاتی که در گذشته داشته اند اجتناب نمی ورزند. در مشاوره زناشویی ساخت یافته واقعیت درمانی نظریه انتخاب اساس کار است. مشاور نقش بسیار فعال دارد. سوالات مشخص و دقیقی را می پرسد و سپس هر یک از زوجین را جداگانه و با هم ملزم می کند با به سؤالات جواب دهند در غیر اینصورت مشاوره خاتمه پیدا خواهد کرد ( گلاسر 1998 ).
در این مشاوره زناشویی ازدواج یک امر مبتنی بر مشارکت و همکاری است و تنها راهی که می توان از طریق آن به یک زوج آشفته کمک کرد این است که بر چیزی که برای اصل ازدواج مفید است تمرکز داشته باشیم نه برچیزهایی که به طور فردی برای هر یک از زوجین به طور جداگانه مفید می باشد.

2-2-9-6) مقایسه نظریه عقلانی- عاطفی و نظریه واقعیت درمانی:
1-نظریه الیس بر شناخت و باورها تأکید دارد و به طور کلی هر نظریه ای دارای یک کانون و دامنه شمول است(کلی 1968؛ به نقل ازپروین 1998).
کانون شمول نظریه الیس باورها هستند. عقاید، باورها و شناختهای فرد محور هر نوع تبیین برای هر رفتار و حالت روحی است (شفیع آبادی 1383 ؛ الیس، 1976؛درایدن 2003؛کوری 1996 ).
در حالیکه کانون شمول نظریه گلاسر انتخاب، کنترل و رفتار کنونی است. به نظراو هر کس خودش رفتار خود را انتخاب می کند و رفتار بر اساس نیاز درونی فرد در حال حاضر و از درون شخص سرچشمه می گیرد. بنابراین هر کس بر رفتار خود کنترل دارد و رفتارش تابع کنترل خودش است. از نظر گلاسر رفتاری را انتخاب می کنیم که ما را در ارضاء نیازها ی پنج گانه کمک کند.(کوری 1996؛شارف 1996؛گلاسر 1998و2000)
2-از نظر الیس منشاء اصلی اختلالات روانی باورهای غیر منطقی هستند یعنی باورهایی که مانع رسیدن فرد به اهداف، مقاصد، تکامل و پیشرفت شخصی می گردند. از نظرالیس بیماری روانی واقعیتی است که از باورهای غیر منطقی سر چشمه می گیرد ( الیس، 1972؛ میکائیل ، 2002 )
از نظر گلاسر بیماری روانی واقعیت خارجی ندارد و ناشی از رفتار غیر مسئولانه است که خودش آنرا انتخاب کرده است. بیماری روانی تلاش و رفتاری است که خود فرد انتخاب می کند تا به نیازهایش دست یابد. اما این روشها را بسیار نامناسب و به دور از واقعیت انتخاب می کند که مؤثر و مفید نیستند. تعارض زناشویی حاصل ناهمخوانی نیازها و تلاش زوجین برای کنترل همدیگر و رفتار ناکارآمد در این راستا می باشد.
3-از نظر اهداف مشاوره و روان درمانی گرچه هر دو دیدگاه هدفهای کلی مشابهی را دنبال می کنند اما هدف جزئی متفاوتی دارند. در درمان رفتاری، شناختی، عاطفی هدف آن است که مراجع تفکر منطقی رایادگیرد و فرد به مسئولیت عاطفی، خود پذیری، افزایش تحمل ناکامی دست یابد. هدف درمان منطقی، عاطفی، این است که مراجع صفاتی همچون علاقه به خود، علاقه اجتماعی، خود رهبری، بردباری و تحمل، تساهل، ناکامی و خود مسئولیتی در برابر آشفتگی را کسب نماید ( شفیع آبادی 1380 ؛ ساعتچی 1380 ؛ شیلینگ 1985؛ کوری 1996 ).
هدف واقعیت درمانی آن است که راهنمای مؤثری را برای ارضاء نیازها ی اساسی خود بیابد و فرد کنترل رفتار و زندگی خود را به نحو مؤثری بدست گیرد. او باید یار بگیرد رفتار، احساس و عواطف خود در ارزیابی کند. هدف آنست که زوجین از کنترل خارجی دست برداشته و به روانشناسی کنترل درونی روی آورند ( شفیع آبادی 1380؛ ساعتچی 1380؛ شارف 1996 ؛ کرسینی 2001 ).

4-گلاسر تغییر عمل را شروع می کند. او معتقد است که آسانترین چیزی را که می توان تغییر داد و احساس کرد نمی تواند او را به هدف و خواسته هایش برساند و ارضا کننده نیازهای او نیست به آسانی او را کنار می گذارد و رفتار دیگری را انتخاب می کند. بنابراین اکثر فنون نظریه واقعیت درمانی متمرکز بر این است که مراجع خواسته خود را مشخص سازد، واقعی بودن آنرا ارزیابی کند و سپس مشخص کند عمل یا اعمالی را که انجام داده است تا او را به آن خواسته برساند مفید و کارآمد بوده اند یاخیر؟ اگر ناکار آمد بودند فکر کند چه عمل دیگری را می تواند شناسایی یا خلق کند و جایگزین آن نماید. در این نظریه الیس طیف وسیعی از فنون مربوط به نظریه های رفتار درمانی، شناخت درمانی، شناخت درمانی و درمان متمرکز بر عواطف استفاده کرده است. (کوری2005؛گلاسر2003)

مطلب مرتبط :   بازاریابی خدمات

5- فرایند درمان در نظریه عقلانی- عاطفی در فرمول زیر خلاصه می شود.
A B IC BD CD
EB EF
CD CD

کسب رفتار و عواطف مؤثر سازنده: EBو EF
A: شناسایی حوادث فعال کننده
IB:باورهای غیر منطقی
IC : واکنش های رفتاری و عاطفی غیر منطقی مراجع
D: مجادله و مبارزه با حالات رفتاری، عاطفی و شناختی غیر منطقی
فرایند درمان در واقعیت درمانی کاملأ متفاوت است. پذیرش و درگیری عاطفی، ایجاد محیطی گرم و صمیمانه ، بررسی رفتار کنونی مراجع و میزان کارآیی آن، کنار گذاشتن رفتارهای غیر مفید از اجزای فرایند درمان در نظریه گلاسر می باشند.الیس (2000 ) می گوید هر دو نظریه بر مفهوم مکان کنترل درونی تأکید دارند و بر این اصل عمل می کنند که ابتدا مراجع بایدخود را تغییر دهد تا تغییرات مطلوب دیگر رخ دهد ( هوییت 2001؛ الیس 2000) .

2-2-9-7) فنون واقعیت درمانی
لنون (2000) در مقاله “از واقعیت درمانی” تا ” واقعیت درمانی در عمل” که در مجله بین المللی واقعیت درمانی به چاپ رسیده درباره کاربرد فنون درمانی اظهار می دارد: هیچ الگوی خاصی در واقعیت درمانی وجود ندارد، هیچ دستور العملی برای دنبال کردن جلسه وجود ندارد، درمانگر آماده است که در هر جهتی حرکت کند، چیز ترسناکی وجود ندارد، مادامی که ارتباط حفظ شود روش خوب یا بد وجود ندارد.مراجع می تواند از مشاور بپرسد، بخواهد و انتظار داشته باشد که برای هر چیزی توضیحی وجود دارد، اما مشاوران همه جوابها را ندارند. دنیا جای سختی است و ما همه درگیر هستیم، به هر صورت، سخت یا آسان درمانگر پیام خود را می فرستد «ما در اینجا با هم هستیم ، تو تنها نیستی» درمانگر باید شرایطی بوجود آورد که مراجع باور کند که چیزهای خوبی وجود دارد که اتفاق خواهد افتاد. در جلسه درمان، مراجع یاد می گیرد که ما بوسیله نیازهای یکسانی برانگیخته می شویم و همه مردم مانند ما به آنچه ما نیاز داریم نیاز دارند.
لورانس لیتواک (2006) سردبیر مجله واقعیت درمانی، معتقد است که برای اجرای فنون، واقعیت درمانگر با نگاه به یک درمانگر خوب می تواند بیاموزد، مخصوصا زمانی که با مراجع به ایفای نقش می پردازد و با توقف نقش بازی، سوالاتی ماهرانه می پرسد. دیدن نوارهای ویدئویی بسیار خوب و موثر است و بحثهای جالبی را به دنبال دارد. روش دیگر برای یادگیری واقعیت درمانی خواندن گزارشات دقیق جلسات درمان است. برخی از فنون پیشنهاد شده واقعیت درمانی عبارتند از:
1.مواجهه : بالا بردن آگاهی مراجعین از راه نشان دادن اطلاعاتی که به طریقی از آنها چشم پوشی کرده یا در شناسایی آنها کوتاهی کرده اند.کاربرد صحیح این مهارت ، متضمن آگاه کردن مراجعین به نحوی قابل قبول نسبت به اطلاعاتی است که ممکن است برای انان ناگوار باشد و یا از آنها اجتناب کرده و اصلا به آنها توجهی نشان نداده باشند. این فن اغلب زمانی بکار می رود که مراجعین قادر نیستند افکار و باورهای نادرستی که رفتارشان را شکل می دهد رها کنند(گلدارد 1999).
2. آموزش : زمانی که مهارت خاصی برای انجام رفتار جدید لازم است ، آموزش ضرورت می یابد.اگر درمانگر مهارت لازم را داشته باشد آموزش می تواند بخشی از جلسه درمان باشد وگرنه جهت آموزش این مهارت مراجعین باید بجای دیگری ارجاع داده شوند و تشویق شوند که مسئولیت آموزش را بر عهده گیرند.
3.اطلاعات : اگر مراجعین به اطلاعات جدید و خاصی برای برنامه ریزی یک عمل نیاز داشتند، درمانگر بایستی برای فراهم کردن آن آمادگی داشته باشد. اگر درمانگر اطلاعات مورد لزوم را نداشته باشد باید در کسب آن مراجع را یاری دهد مسئولیت درمانگر در اختیار گذاشتن منابع اطلاعات به مراجع می باشد.
4.تکلیف خانه : تکلیف برای ایجاد تداوم در بین جلسات درمانی و تسهیل مشاوره با تشویق مراجع به کار روی مشکلات احتمالی مابین جلسات درمانی بکار گرفته می شود. نمونه های تکالیف عبارتند از : تلاش برای یک رفتار جدید، کاهش یا توقف رفتار کنونی، یادداشت کردن رفتار فعلی ، تحقیق درباره راه حلهای یک مشکل خاص.
5.خودافشایی : این فن معمولا به ایجاد پیوند عاطفی دو سویه (نیاز به رابطه عاطفی با مراجع دارد). از آنجا که واقعیت درمانی شرکت فعال و یکسان مراجع و درمانگر را در جلسه درمان میطلبد مواقعی می رسد که از درمانگر پرسیده می شود آیا مشکلات این چنینی را تجربه کرده است ؟ در این شرایط مشاور می تواند تجربیات شخصی اش را بازگو کند.
6. خلاصه و مرور کردن : گاهی برای مراجعین لازم است که تامل نموده و به بازبینی مسیر طی شده بپردازند.در این فن مشاور به مراجعین این فرصت را می دهد که به جذب و اندیشیدن آنچه گفته است بپردازند (گلدارد 1999).
7. پرسش : کاربرد سوال برای جمع و جور کردن اطلاعات به ویژه روشن ساختن آنچه گفته شده است ، می باشد.سوالات بموقع به مراجعین کمک می کند تا درباره آنچه می خواهند بیاندیشند و نتایج رفتارشان را ارزیابی کنند.
اهداف کاربردی ماهرانه سوال کردن عبارتند از:
الف: ورود به دنیای درونی مراجع
ب:

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید