دانلود پایان نامه

خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده میشود اما بیشتر محققان معتقدند که باید دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت را به طور جداگانه در نظر گرفت، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانهای هستند.
خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحلۀ وجود دارد، در حالیکه نوآوری دلالت بر آوردن چیزی جدید به مرحلۀ استفاده دارد.(طالب بیدختی و انوری،1384،ص2)به این معنا که خلاقیت بر خلق چیز نو دلالت دارد و یک فرآیند انسانی است که به نتیجۀ نو و مفید (حل مشکل فعلی یا برآورده ساختن یک نیاز) میانجامد. نوآوری به کارگیری ایدههای نوین ناشی از خلاقیت است که میتواند یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد.
خلاقیت: تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 توسط گیلفورد110 ایجاد گردید. گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت های جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف میدانست. لوتانز استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشهها و رهیافتهای افراد یا گروه ها در یک روش جدید تعریف کرده است. بارزمَن خلاقیت را فرآیند شناختی از به وجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع میداند (بیدختی و انوری، 1384، ص5).
خلاقیت از دیدگاه سازمانی: خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود ارتقای فعالیتهای سازمان (بهبود عملکرد) مثلاً افزایش بهره وری یعنی افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینهها، روشهای بهتر و خدمات جدید. چنانچه ملاحظه میشود خلاقیت با بهره وری رابطه مستقیم داشته و موجب بالا رفتن سطح عملکرد در یک سازمان خواهد شد (نوروزی و کاوسی، 1386، ص4).
-ازنظرآمابیل111 نوآوری سازمانی را پیاده کردن و اجرای مؤفقیت آمیز ایدههای خلاق در سازمان تعریف میکند. نویسندگان و محققان سازمان و مدیریت با توجه به مکاتب فکری، دیدگاه نظری و بینشی که دارند اهمیت و اولویت متفاوتی نسبت به این دو مفهوم قائلند. مثلاً روانشناسان به خلاقیت که بیشتر یک مفهوم فردی است اهمیت بیشتری میدهند و آن را عام و شامل نوآوری نیز میدانند و بر عکس، جامعه شناسان و محققان صنعتی برای «نوآوری» که بیشتر یک مفهوم گروهی و اجتماعی است، اهمیت بیشتری قائل شده و آن را عام و خلاقیت را یکی از مراحل نوآوری تلقی می نمایند. برای مثال، یکی از نویسندگان اشاره میکند که خلاقیت به ایجاد ایدههای جدید توجه دارد در صورتی که نوآوری به کاربرد آن میپردازد. پس خلاقیت نقطه آغاز هر نوآوری است و نوآوری تلاش برای تبدیل ایده خلاق به محصولات یا فرآیندهایی است که نهایتاً موجب بهبود خدمات به مشتری، کاهش هزینه و یا ایجاد درآمدهای جدید برای یک سازمان می انجامد، وی نتیجه میگیرد که:
بهره برداری+اختراع+تصوریامفهوم(استنباط)=نوآوری
«تصور» به ایدهای اشاره دارد که ممکن است باتوجه به یک چارچوب مرجع (مثلاًفرد، قسمت سازمان یا مجموعه دانش موجود) جدید باشد «اختراع» به هر نوع ایده جدیدی که به واقعیت تبدیل شده اشاره دارد و واژه «بهره برداری» حداکثر استفاده از یک اختراع را نشان میدهد و بنابراین «تصور» ، «اختراع» و «بهره برداری» همه از اجزای نوآوری هستند.(آمابیل،1998)
تعاریف دیگری نیز دربارۀ خلاقیت در جدول (2-7) و تفاوت آن با نوآوری جدول (2-8) ارائه گردیده است. البته ما در این پژوهش خلاقیت را به معنای نوآوری در نظر گرفتهایم.

آیزنگ،آرنولد،مای لی(1972) منصور(1372)
خلاقیت فرآیندی روانی است که منجر به حل مسئله ، ایده سازی ، مفهوم سازی ، ساختن اشکال ظریف ، نظریه پردازی و تولیداتی می شود که بدیع و یکتا باشند .
فرهنگ روان شناسی وبر
خلاقیت عبارتست از ظرفیت دیدن روابط جدید ، پدید آوردن اندیشه های غیر معمول و فاصله گرفتن از الگوی سنتی تفکر .
تورنس(1979)
خلاقیت فرآیندی است که شامل حساسیت نسبت به مسائل ، کمبودها ، تنگناها و ناهماهنگی ها می شود. حساسیتی که به دنبال تشخیص مشکل یا مشکلات به وجود می آید و به دنبال آن جست و جو برای یافتن راه حل های مشکلات و طرح فرضیه هایی برای این منظور آغاز می گردد. سپس فرضیه ها آزمایش و تعدیل می شود و نتایج نهایی به دست می آید .
فرهنگ روان شناسی سیلامی خان زاده(1358)
خلاقیت همان تمایل و ذوق به ایجادگری است که در همۀ افراد و همۀ سنین به طور بالقوه وجود دارد و با محیط اجتماعی – فرهنگی پیوستگی مستقیم و نزدیکی دارد. شرایطی مناسب لازم است تا این تمایل طبیعی به خودشکوفایی به تحقق پیوندد … .
ویزبرگ(1992)
خلاقیت یعنی پدید آوردن دستاوردهای جدید و ارزشمند ، بر اساس نوعی تفکر که در همۀ افراد ، کمابیش ، وجود دارد .
ورنون(1989)
خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها ، نظریه ها ، بینش ها یا اشیای جدید و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که به وسیلۀ متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی ، زیبایی شناسی ، فن آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد .
جدول(2-7) تعریف خلاقیت از دیدگاه های مختلف (نوروزی و کاوسی،1386،ص5)

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه مدیریت در موردابعاد تعهد سازمانی

تغییر
خلاقیت
نوآوری
ایجاد هرآنچه با گذشته تفاوت داشته باشد.
فعالیت فکری ذهن
جنبه عملی وکاربردی دارد ومحصول نهایی خلاقیت است
تمام تغییرها نوآور نیستند.
ایجاد اندیشه نو
ایده های جدید برای سازمان تمام نوآوری ها نوعی تغییر هستند.
حرکت از وضعیتی
به وضعیت دیگر
بکارگیری توانایی های ذهن برای فکر جدید
خلق ایدۀ خلاق و تبدیل آن به محصولات ، خدمات و روش های جدید
چیزی را به شکل دیگر در آوردن
دستیابی به اطلاعات نو
عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو
جدول (2-8) تفاوت خلاقیت و نوآوری و تغییر(امیریان زاده،1387،ص39)
2-4-2) تعریف مفهومی وعملیاتی نوآوری
-نوآوری، کاربرد ایدهها یا رفتار بدیع است. (لیائو و همکاران، 2008، ص185).
– داروچ (2005) نوآوری را در6 طبقه تعریف نموده است:
آنچه برای دنیا جدید است.
محصولات جدید برای مؤسسه.
اضافه نمودن خطوط فعلی محصول.
بهبود یا اصلاح خطوط فعلی.
کاهش هزینههای فعلی .
موضعیابی مجدد (داروچ،2005،ص107).
-نوآوری سازمانی عبارت است از ایجاد محصولات و خدمات قابل استفاده و ارزشمند در سازمان. (جانسن112، 2008، ص409)
-نوآوری سازمانی تمایل یک سازمان به توسعه محصولات و خدمات پیشرفته و جدید و ارائه آنها به بازار برای کسب مؤفقیت است.(گوموسلاگلووایلسو113،2009،ص464)
-از نظر مورداک114، نوآوری عبارت است از: اتخاذ یک روش جدید توسط فردی واحد که در نهایت توسط سایر اعضاء جامعه پذیرفته یا آموخته می شود.(لاور، 1373، ص198)
-لینک115 میگوید تعریف ما از نوآوری این است که: بهره برداری موفقیت آمیز از ایدههای تازه .(محمدی و نوری، 1387، ص90)
– نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته، نوآوری همانا ارایۀ محصول، فرآیند و خدمات جدید به بازار است، نوآوری به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.(نوروزی و کاووسی، 1386، ص5)
– برای نخستین بار جوزف شومپیتر116 اقتصاددان بزرگ اتریشی «نوآوری» را در سال 1934 چنین تعریف کرده است:
ایجاد کسب و کار جدید با استفاده از یکی از موارد زیر:
مواد یا قطعات جدید
ارایۀ فرایندهای جدید
ایجاد بازارهای جدید
بکارگیری تشکلهای سازمانی جدید.
براساس این تعریف، نوآوریها ترکیب دو مقوله به نام های تجارت و مقوله فنی هستند. هنگامی که تغییری در تکنولوژی تحقق یابد، شومپیترآن را اختراع مینامد و هنگامی که این تغییر به جهان تجارت وارد می شود، نوآوری اتفاق میافتد. (جانسون، 1383، ص4) از آن زمان به بعد و در مدت چهل سال اخیر، مفهوم نوآوری دستخوش تغییرات فراوانی شده است. در دهۀ 1950 در تحقیقات جداگانه محققان، این مفهوم توسعه، مجزا و ناپیوسته تلقی میشد. امروزه دیگر مفهوم نوآوری از نتایج معین تحقیقات انفرادی اقتباس نشده، بلکه بیشتر بر اساس موارد زیر تعریف میشود (هادوی، 1388، ص2):
الف) یک فرآیند و یا دقیق تر بگوییم یک فرآیند حل مشکل.
ب) یک فرآیند تعاملی در روابط شرکتها با بازیگران مختلف.
ج) یک فرآیند یادگیری متنوع. این یادگیری ممکن است از موضوعات گوناگونی ناشی شود. یادگیری به وسیله استفاده ، یادگیری با انجام دادن و یا یادگیری حین تسهیم.
د) فرآیندی که شامل مبادلۀ دانش صریح و ضمنی است.
ر) فرآیند متقابل یادگیری و مبادله، که در آن استقلال بازیگرانِ یک سیستم ابتکاری و یا قالب نوآوری را ایجاد میکند.
بطور کلی و به زعم آرمبروستر117تاکنون مطالعات اندکی، چه به صورت مفهومی و چه به صورت روش شناختی دربارۀ نوآوری سازمانی انجام شده است. لو وچن118نوآوری سازمانی را مشتمل بر تغییرات در ساختار و فرآیندهای یک سازمان در راستای به کارگیری مفاهیم جدید مدیریتی، کاری وعملیاتی مانند به کارگیری کارگروههای تخصصی در تولید، مدیریت زنجیرۀ تأمین یا سیستمهای مدیریت کیفیت در نظرگرفتهاند.(رضوانی و طغرایی، 1390، ص30)
-«دراکر» نوآوری سیستماتیک را جستجوی هدفمند و سازمان یافته برای تغییر تلقی میکند.(دراکر، 1991) پیتر دراکر نوآوری را این گونه تعریف می کند: “نوآوری تغییری است که بعد جدیدی از عملکرد را موجب میشود.” در دنیای پیچیدۀ کنونی، ایجاد تغییر مورد نظر دراکر یکی از مهمترین چالشهای مدیران و رهبران است. از یک سو، بسیاری از افراد ترجیح میدهند کارها را به روش قدیمی و سنتی خود انجام دهند و در برابر تغییرات از خود مقاومت نشان دهند و از سوی دیگر، مدیران بر این واقعیت اذعان دارند که پذیرش ایدههای جدید و به کارگیری رویکردهای نوآورانه جهت انجام امور و خلق سیستم های پویا از لازمههای اصلی فعالیت در دنیای پیچیده و متغیر کنونی است.(باقری، 1387، ص53)

مطلب مرتبط :   مسئولیت پذیری و پاسخگویی

شکل (2-10) نگرشی سیستمی به نوآوری(مقیمی،1385،ص133)

در تحقیق حاضر نوآوری به عنوان متغیر وابسته شناخته میشود و از نظر عملکردی، بعنوان اولین تلاش برای تحقق بخشیدن یک ایده جدید، فرآیند و محصول یا خدمت است. (زمیتکوفسکی119، 2005) نوآوری شامل، نوآوری محصول یا خدمت و نوآوری فرایند است، که نوآوری محصول بعنوان محصولات یا خدمات جدید است و نوآوری فرایند بعنوان عناصر جدید معرفی شده به تولید یک سازمان یا عملیات، خدمات و فرایندها تعریف شده است.(رولند و همکاران120،2002).
2-4-3) سیرتحول نوآوری
در مقالهای تحت عنوان سازمان خلاق و نوآور نوشتۀ شهرآرای و مدنی پور (1375) سیر تحول نوآوری به شرح ذیل بیان گردید:
موج اول: دیدگاه شومپیتر
شومپیتر، نوآوری را معرفی یک ترکیب جدید از عوامل تولید و حالتهای مختلف یک نظام یا به عبارتی یافتن یک تابع تولید جدید میداند. عوامل این نظام، شناخت یک محصول جدید، یافتن یک فرآیند تولیدی جدید، دستیابی به بازار جدید، بکارگیری منابع جدید. نهایتاً طراحی یک سازمان جدید است.
موج دوم: نوآوری تکنولوژیک
نوآور
ی تکنولوژیکی بین سال های 1960-1950 مطرح شده است و دانشمندان و متفکرین مختلفی در این زمینه اظهار نظر نمودهاند که به دو موضوع تولید و فرآیند نوآورانه توجه بیشتری داشتهاند. در این مرحله ابداع واختراع به مرحله تجاری سازی منجر شده و تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورها داشته است، پس از این مرحله به نوآوری سیستماتیک و فرآیندگرایی توجه بیشتری شده است. به گونهای که دیوید ونورث درسال1971 ، ادعا میکنند که تغییرات سیستماتیک و رشد اقتصادی آمریکا، از این مرحله شروع میشود.
موج سوم: نوآوری صنعتی
نگرش نوآوری صنعتی توسط فریمن بین سال های 1980-1970مطرح گردید. مشخصات این نگرش انجام تحقیقات پایه، اختراع، توسعه و نوآوری است. فریمن از جمله ویژگیهای نوآوری در این دوره را، فزاینده بودن آن اعلام میدارد که این موضوع به دلیل امکانات تولید بهتر در دوران صنعتی، فرصتهای بیشتری برای خلق ایدههای جدید و نیازهای فزایندۀ جوامع بشری ایجاد مینماید.
موج چهارم: نظام نوآوری
درسالهای1997-1987 برنظامهای نوآوری تأکید

دسته بندی : علمی

پاسخی بگذارید