دانلود پایان نامه

دیگری از دانشمندان وابسته به مجلّۀ‌ هاروارد حقایق دیگری از مدیریت دانش را آشکار نمودند. در حقیقیت دانشمند معروف لئونارد بارتون توانست مورد کاوی قابل توجهی را از شرکت استیل چاپارل ارائه دهد. در دسته بندی ای که از سوی صاحب نظران کسب و کار ارائه گردیده، دهه 1980 را دهۀ جنبش کیفیت (تاکید بر اینکه برای دستیابی به کیفیت بهتر، همه کارکنان باید از قدرت فکری خود بهتر استفاده کنند )، دهۀ 1990 را دهۀ  مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب و کار و کاهش هزینهها) و دهۀ 2000 را دهۀ مدیریت دانش لقب دادهاند. (فتحیان و قوامی فر، 1384)
نهایت اینکه مدیریت دانش آمده است تا جایگاه خود را با ارائه راه‌ حلهای متنوع و متفاوت در مقابل مفاهیم مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدد باز نماید بطوریکه امروزه شرکتهای مشاوره‌ای معتبر و بزرگی همچون ارنست، یانگ، بوزآلن و هامیلتون کسب و کار وسیعی در این زمینه به راه انداخته‌اند.
پیتر دراکر47، با به کارگیری این واژگان (مدیریت دانش)، خبر از ایجاد نوع جدیدی از سازمانها میدهد که در آنجا به جای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد. بر اساس این نظریه، در آینده جوامعی میتوانند انتظار توسعه و پیشرفت را داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند. به این ترتیب برخورداری از منابع طبیعی نمیتواند به اندازۀ دانش، مهم باشد. در دهه‌های پیشین با ظهور انقلاب صنعتی، تمامی توجهات معطوف به صنعت و تولید انبوه و ارائه راهکارهایی در جهت بهبود و توسعه آن بوده است، اما هم‌اکنون با انقلاب دیگری به نام انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات رو‌به‌رو شده‌ایم که دریچۀ جدیدی را به روی ما گشوده و باعث تغییر نگرش ما شده است. در این نگرش، دانش به عنوان یک منبع ارزشمند در کنار منابعی که قبلاً در اقتصاد مورد توجه قرار بود (کار، زمین، سرمایه) به عنوان یک دارایی ارزشمند مطرح می‌شود. در نگرش جدید، صنعت ‌محوری جای خود را به دانش‌ محوری داده است. در دهۀ‏ اخیر دانش و مدیریت آن به‌طور گسترده‌ای مورد کنکاش و تدقیق قرار گرفته‌اند و در همین راستا زمینه کاری گسترده‏ای هم برای تحقیقات آکادمیک و هم برای کاربردهای عملی ایجاد شده است.(دراکر،1992)

شکل (2-3) مراحل توسعه مدیریت دانش (دالکر،2005ص14)
2-3-3) مدلهای مدیریت دانش
مدلهای مدیریت دانش طیف وسیعی از دیدگاههای مختلف را توصیف میکند، که توصیف این مدلها میتواند در پژوهشهای ساختاری و کارکردهای سازمانی مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای مدیریت دانش باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد. در مورد مدیریت دانش تاکنون بیست و شش مدل ارائه شده است. این مدلها شامل دو تا هشت مرحله هستند و بیشتر آنها از نظر محتوایی، تقریباً مشابه یکدیگرند، اما دارای واژهها و فازهایی با ترتیبات متفاوت میباشند.(رفعتی شالدهی و حسنوی و به آذین ، بنی طبا ،1387، ص240).
2-3-3-1) مدل های کلی مدیریت دانش
بطورکلی در برخی از منابع سه نوع از مدلهای کلی برای مدیریت دانش از میان مدلهای مختلف بیان شده که عبارتنداز: (لی وجانگ وگول48،2001)
*مدل های طبقه بندی دانش **مدل های سرمایه فکری ***مدل های ساختارهای اجتماعی
2-3-3-1-1)مدلهای طبقهبندی مدیریت دانش
این مدلها، دانش را به عنوان عنصری مجزا میپندارند. برای مثال مدل نوناکا وتاکائوچی مفهومی سطح بالا از مدیریت دانش رانشان می دهد و مدیریت دانش را به عنوان فرآیند خلق دانش تلقی میکند.

شکل (2-4) مدل نوناکاوتاکائوچی،1995
براساس این مدل، دانش از عناصر عینی و ضمنی تشکیل شده است. در این مدل فرض شده که دانش ضمنی میتواند از خلال فرآیند جامعهنگری به دانش ضمنی فرد دیگری منتقل شده و در فرآیند برونسازی به دانش عینی تبدیل شود. همچنین براساس این مدل دانش عینی میتواند از طریق فرایند درونیسازی به دانش ضمنی تبدیل شود و از طریق ترکیب شدن و انتشار میتواند به دانش عینی دیگری تبدیل شود. البته انتقال دانش بسیار پیچیدهتر از ماتریس ساده پیشنهادی نوناکا است و به راحتی قابل تفسیر در پارادایم جدید مدیریت دانش نمیباشد. نسخه بهینهای از این مدل در مدل نوناکا و هدلاند49(به نقل ازهیسکوک50،2004) نمایش داده شده است. براساس این مدل چهار سطح مختلف از حاملین یا عاملین دانش در سازمانها وجود دارد (محور هستی شناسی51)که شامل افراد، گروههای کوچک درون سازمان یا بیرون سازمان (مشتریان اصلی، تهیه کنندگان، رقبا و…) میباشد. مدل دیگری که در این حوزه مطرح شده مدل بویسوت52 است که براساس این مدل وی دانش سازمانی را به دانش تدوین شده، تدوین نشده و منتشر شده، منتشر نشده تقسیم کرده است. دانش تدوین شده دانشی است که برای هدف انتقال ایجاد شده نظیرداده های مالی، و دانش تدوین نشده دانشی است که به راحتی قابل انتقال نیست نظیرتجربه، دانش منتشر شده دانشی است که آماده به اشتراک گذاری است. دانش منتشر نشده به آسانی قابل اشتراک گذاری نیست. اگر دانشی تدوین نشده و منتشر نشده باشد تنها به عنوان دانش شخصی (ادراک، دیدگاه، تجربه) تلقی می شود. دانش تدوین شده و منتشر نشده تنها براساس”نیازبه دانستن” در گروههای کوچک قابل انتقال است. تنها دانش تدوین شده و منتشر شده میتواند از طریق مجلهها، کتابها، کتابخانهها قابل دسترس باشد. دانش منتشر نشده و تدوین نشده را عقل سلیم53 میداند این نوع دانش براساس نظر بویسوت در فرآیند کند و آهستۀ جامعهپذیری، عادات و شهود ایجاد میشود. شباهتهای زیادی بین مدل نوناکا و بویسوت وج
ود دارد.(هیسکوک،2004)
شاید بتوان جدیدترین مدلی که در این راستا مطرح شده را مدل لاستری54دانست. مدل ارائه شده توسط وی بیانگر این است که دانش فردی نقطه آغاز خلق دانش سازمانی است. اطلاعات، ماده خام دانش فردی است که دانش سازمانی را تشکیل میدهد. همانگونه که داونپورت اظهار کرده دانش فردی از ترکیب اطلاعات، تفسیر، انعکاس و تجربه در یک موقعیت خاص ظهور میکند. برای خلق دانش سازمانی، دانش فردی (عینی وضمنی) باید برونی شود.(داونپورت، 1379) دانش سازمانی از ترکیب این دو بعد ایجاد میشود. دانش فردی باید به افراد وگروههای دیگر منتقل شود تا دانش سازمانی بهبود یابد. انتقال دانش فردی به دانش سازمانی با جامعه پذیری، برون سازی، درونیسازی و ترکیب اتفاق میافتد. این فرآیند میتواند از فرد به فرد، از فرد به گروه و یا در درون گروهها اتفاق افتد. دو مورد اخیر می تواند برای انتقال دانش مؤثرتر باشد. این مدل مفهومی دارای 6 مرحله است:
خلق معنا یا دیدگاه مشترک در رابطه با هدف توسعه دانش
تهیه اطلاعات
ایجاد فرآیند درونیسازی برای خلق دانش فردی
تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی
اشاعه دانش به دیگر سطوح سازمانی
جنبههای عملی دنش (لاستری،2007)
به طورخلاصه این مدلها فرآیند تغییر شکل دانش را مورد بررسی قرار میدهند اگرچه برخی از فرآیندهای ذکرشده در آن بسیار مکانیکی و شکلی است.
2-3-3-1-2)مدلهای سرمایه فکری
تعدادی از مدلهای مدیریت دانش در این مقوله دسته بندی میشوند. از معروفترین این مدلها، مدل ارائه شده در شرکت اسکاندیا55 میباشد.

مطلب مرتبط :   از دست دادن فرصت

شکل(2-5) مدل سرمایه فکری مدیریت دانش اسکاندیا(Skandia)برگرفته از(Chase,1997)
این مدل پیش فرضی با رویکرد علمی در رابطه با دانش مطرح میکند که میتواند پیوندی بین سرمایههای سازمانی برقرار نمایند. اسکاندیا نخستین شرکتی است که در گزارش سالانه خود فعالیتها و فلسفه سرمایه فکری شرکت را مورد توجه قرار داد. در این مدل جنبههای اجتماعی مدیریت دانش نادیده گرفته شده است. این مدل طبیعت مکانیکی دارد و چنین فرض شده که دانش میتواند همانند سایر داراییها و در کنار آنها قرارگیرد.(چاس56،1997)

2-3-3-1-3)مدلهای ساختار اجتماعی :
این مدلها دارای پیوند ذاتی با فرآیندهای اجتماعی و یادگیری در سازمانها میباشد. این مدلها با وجود شباهتهای زیاد، سعی در جستجوی بیان مفهوم سازمان یادگیرنده یا یادگیری سازمانی دارند. مدل دمرست57(1997) از این نوع مدلها میباشد.
دراین مدل بر چهار بعد مدیریت دانش تأکید شده است:
ساختار دانش در سازمان، این ساختار تنها به اطلاعات علمی موجود در سازمان محدود نمیشود بلکه ساختار اجتماعی مدیریت دانش را نیز شامل میشود.
پیش فرض مدل این است که ساختار دانش موجود در سازمان تنها از خلال برنامههای عینی فراهم نمیآید بلکه میتواند حاصل فرآیند تبادل اجتماعی نیز باشد.
فرآیند پشتیبانی کنندهای از اشاعه دانش در سازمان و محیط سازمانی وجود دارد.
استفاده اقتصادی دانش از بروندادهای سازمانی

شکل (2-6)مدل مدیریت دانش دامرست،1997

پیکانهای سیاه نشان دهندۀ جهت جریان اصلی است. درحالی که پیکانهای سفید جریانهای بازگشتی، متناوب و تکرار پذیر را نشان میدهد. این مدل همۀ مفاهیم دانش را در بر نمیگیرد ولی رویکردی کلی به ساختار دانش دارد. بخش مربوط به”استفاده” در این مدل به بروندادهای سازمان محدود شده و پیشرفتهای رهایی بخش را شامل نمیشود. این عاملها میتواند به عنوان مکمل در نظرگرفته شود، نه این که جمع ناپذیر فرض شود. پیکانهای دوسویه نشان میدهد مدیریت دانش فرآیندی ساده و خطی نیست. ساختار اجتماعی یکی از بخشهای اساسی مدیریت دانش است. عوامل مؤفقیت در این حوزه شناسایی آن چه را که در سازمان به عنوان دانش شناخته می شود و چگونگی رشد این دانش در سازمان و کارکنانش میباشد. نوناکا و تاکائوچی این بخش از مدیریت دانش را “خلق دانش سازمانی” نامیدند. دو پارادایم متفاوت در رابطه با ساختار دانش وجود دارد. پارادایم نخست وجود دیدگاه عملی در رابطه با دانش یا دیدگاه “دانش در برابرحقیقت” است که در اینجا دانش به منزلۀ واقعیت و قوانین خردمندانه مطرح است. دوم این که آن چه مربوط به پارادایم اجتماعی ساختار دانش میشود میتواند براساس تعاملات کارکنان از نظر اجتماعی ساختار یابد. ساختار دانش از نظر پارادایمهای علمی و اجتماعی باید در تجسم یافتن و اشاعه دانش به عنوان بخشی از رویکرد مدیریت دانش در سازمان تلقی شود. بسیاری از سازمانها در تجسم و اشاعه دانش به دلیل این که فقط به رویکردهای پارادایم علمی توجه میکنند و به پارادایم ساختار دانش از نظر اجتماعی بیتوجه هستند دچار شکست میشوند. (مک آدام و مک کریدی58، 1999)
دراین مدل هدف اصلی مدیریت دانش “استفاده” است. دامرست استفاده را “تولیدارزش تجاری برای مشتری” توصیف کرده است. درحالی که ویلکنسون و ویلموت59 چنین استدلال کردهاند که روشهای بهبود تجارت باید توسعه یابد تا به اهداف پشتیبانی دو جانبه در رابطه با تجارت توسعه یافته و بهره وری کارکنان دست یابند. مدل اصلاح شده دامرست به عنوان مدلی مفید برای مطالعه و پیاده سازی مدیریت دانش در بخشهای خصوصی و عمومی میباشد.(لی وجانگ وگول،2001)
2-3-3-2) مدلهای دیگرمدیریت دانش
درجدول زیرخلاصهای از26 مدل مدیریت دانش از سوی نویسندگان و مؤسسات مختلف در جهان آمده است و بدنبال آن به چند مدل دیگر از مدلهای مدیریت دانش به اختصار بیان میگردد. نکت
های که تقریباً در تمامی این مدلها به چشم میخورد تأکید بر استفاده و به کارگیری دانش است و دیگر مراحل، به مثابه مقدمهای در ایجاد بسترهای لازم و مناسب برای به کارگیری دانش هستند. از این رو، در اجرای مدیریت دانش در سازمان، باید همواره این جهت گیری لحاظ شود.

مطلب مرتبط :   ایمان مذهبی

جدول (2-2) مروری بر مدل های مدیریت دانش(افرازه،1384)

2-3-3-2-1) مدل مارکمک60:
وی با همکاری دیگر اعضای کنسرسیوم بین المللی مدیریت دانش (2002) برای این نوع از مدیریت، چهار چوب فکری با نام ” دوره عمر دانش ” تعریف کرده که در آن، علاوه بر نظریه نوناکا و تاکائوچی (1995) بر نکته مهم دیگری نیز تأکید شده است: (احمدی و صالحی ، 1391، ص147)
” دانش تنها پس از اینکه تولید شد، وجود دارد و بعد از آن میتوان آن را مهار، کدگذاری یا تسهیم نمود”. بنابراین مارکمک فرایند فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند بزرگ یعنی تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می کند: (احمدی و صالحی ،1391، ص147)
تولید دانش: فرایندخلق دانش، سازمانی جدید است که به

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید