دانلود پایان نامه

خود را برای به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند. انتشار پیشرفت و ارتقا نیز، تا هنگامی که بستر مناسب برای پرورش نیروهای خلاق و فراهم آوردن امکانات برای نوآوری مهیا نباشد، بیهوده است. ضرورت وجود خلاقیت و نوآوری به حدی است که برخی منابع نبود خلاقیت و نوآوری را با نابودی درازمدت سازمان یکی دانسته اند(تفرشی , همکاران،1391،ص92). زیرا که در دنیایی که به سرعت در حال حرکت است، توقف، شایسته نیست و به زوال منتهی خواهد شد. سازمان های ما نیز برای حفظ بقای خود در چنین محیطی، ملزم به پذیرش تغییر و استقبال از آنند. جان لاک در مورد این گونه افراد ،اشاره جالبی دارد و میگوید: «ثبات از خواص اذهان تنگ است»و به این ترتیب ثبات را از ویژگیهای تنگ نظران میداند(زاهدی،1386،ص40).
نوآوری یک بهره برداری تجاری از کالا، فرآیند، بازار، مواد اولیه یا سازمان جدید(احمدپور داریانی،1379). چرا که پیشرفتهای علمی و فنی ای که از آغاز این قرن تا کنون در جوامع بشری به وقوع پیوسته است ذهن آدمی را دچار حیرت وشگفتی می سازد. برخی از جوامع،در نتیجه این پیشرفت ها، به جامعه های پویای صنعتی متحول شده اند ؛ سطح آموزش وپرورش وسطح زندگی عمومی در آنها از حد انتظار فراتر رفته است. بخش عمده نیروی کار مورد استفاده سازمان ها تحت تاثیر مستقیم این پدیده قرار گرفته اند ( هرسی و بلانچا رد، 1384،ص138).
سازمانهای موفق امروزی باید در پی نوآوری باشند و برای تداوم حیات افراد را تشویق به نوآوری نمایند و پدیده تغییر را با آغوش بازبپذیرند . همواره موفقیت نصیب سازمانهایی می شود که از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشند ولی چالشی که مدیران سازمان ها همواره با آن مواجه اند مقاومت کارکنان در برابر تغییر می باشد, در نتیجه باید مدیریت کارکنان را به تغییر تشویق کرده و از راهکارهایی استفاده کند که افراد سازمان در برابر این پدیده شکیبایی و بردباری بیشتری به خرج دهند(اصغری ,1386,ص22). و کیفیت محصول و یا خدمات خود را بهبود بخشد و بتوانند در برابر رقبا که به صورت دائم کالا و محصولات یا خدمات جدید ارائه می کنند ، مقاومت نمایند. ریشه همه این اصلاحات در نوع فکر و روش فکری انسان نهفته است (فقیهی فرهمند،1382،ص323).

سبک های تفکر به عنوان عمل ترجیحی فرد برای استفاده از توانایی های فکری به منظور اداره فعالیت های روزانه شامل فهمیدن و حل مسائل و چالش ها تعریف شده است( مبتنی دهکردی و همکاران،ص2). که می توانیکی از گام های اساسی در جهت افزایش بهره وری کارکنان، شناخت سبک های تفکر مدیران سازمان است. با شناخت سبک های تفکر مدیران، در می یابیم که چرا بعضی از آن ها در مشاغل خود موفق و برخی ناموفق اند.تفکر همیشه به یک شکل انجام نمی گیرد، از آنجا که مسوولیت نظام تعلیم و تربیت بخصوص معلم پرورش قوه ی تفکر فراگیران است، آن شناخت لازم و ضروری است. سبک های تفکر، ما را قادر می سازند به توانایی های خود پی ببریم و متناسب با آن عمل کنیم. افراد با سبک های تفکر متفاوت مایلند از توانایی هایشان به طرق مختلف استفاده کنند و متناسب با نوع تفکرشان ، واکنش های متفاوت ارائه دهند. افراد به مشاغلی نیازمندند که نه تنها با توانایی هایشان بلکه به همان نسبت و شاید بیشتر با سبک تفکرشان تناسب داشته باشند(فتاح و رحمتی،1387,صص 55و54).
سازمان باید همواره کارکنان خود را به نوآوری و ایجاد تغییر تشویق و ترغیب نماید، چون در غیر این صورت با مشکلات و مسا ئلی روبرو خواهند شد . چالش، مسأ له یا مشکلی که پیش روی مدیران قرار دارد این است که باید کارکنان و اعضای سا زمان را وادار به خلاقیت بیشتر نمایند و دربرابر پدیده تغییر شکیبایی و بردباری بیشتری به خرج دهند ( رابینز ،1378،ص 14 ) .

2-2- تعریف سبک
مطالعه در مورد سبک ها , به دلیل علاقه به تاثیر تفاوت های فردی در فرآیند یادگیری در دهه ی 1950 و اوایل دهه ی 1960 آغاز گردید(گریگورنکو و استرنبرگ ,1995). واژه سبک ، معادلstyle انگلیسی است. این واژه خارجی را در زبان و ادبیات فارسی به شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم و میله ترجمه کرده انددر فرهنگ لغت وبستر واژه سبک به معنای رفتار شاخت و متمایز و شیوه عمل و اجرا آمده است.در اصطلاح تخصصی، سبک شناسی شیوه ای است که فرد اطلاعات را پردازش می کند و توسط روانشناسانی که در زمینه تواناییهای حسی- حرکتی تحقیق می کرده اند توسعه دادهاند ( رضوی وشیری،1384،ص88).
یکی از این روانشاناسان که اولین بار واژهی سبک راوارد ادبیات روانشناسی کرده آلپورت است که اشاره به شیوه های خاص پردازش اطلاعات افراد دارد و متاثر از صفات و تیپ های شخصیتی است. در دهه ی 50و70 میلادی سبک ها به عنوان متغییری، توجیه گر تفاوت های فردی و رفتاری مورد توجه اندیشمندان و محققان قرار گرفت(جوکار،1385،ص32). و همچنین به دلیل علاقه به تاثیر تفاوت های فردی در فرایند یادگیری مورد مطالعه قرار گرفته است. سبک ها پلی را بین مطالعه و شناخت فرایند هایی نظیر ادراک، یادگیری، تفکر، مطالعه شخصیت ایجاد کردند. از نظر آلپورت سبک ها ، ابزار یا وسیله ای برای تشخیص انواع متمایز شخصیت یا رفتار است. امروزه اصطلاح سبک به الگو های از رفتار که در مدت زمان طولانی و در بسیاری از حوزه های فعالیت ثبات دارند، اشاره دارد. به طور کلی اصطلاح سبک با توجه به نظریه ها و رویکرد های متفاوت به الگو های عادتی یا غالب فرد در انجام کار اشاره دارد(محمودی،1390 ،ص28). بر این اساس مدل ها و نظریه های متعدد پیرامون آن شکل گرفت. در دهه های اخیر برخی نظریه پردازان با دو رویکرد تحقیقاتی اقدام به منسجم نمودن نظریه های موجود نمودند. در رویکرد اول تلاش شد تا چهارچوب های مفهومی موجود در نظریه ها منسجم گردند. رویکرد دوم، شامل تحقیقات تجربی پیرامون چگونگی ارتباط نظریه های مختلف بود(زانگ ،2000). استرنبرگ (1997)با رویکرد اول، نظریه ها و مدل های موجود در زمینه سبک های تفکر را به سه گروه دسته بندی نمود که عبارتند از: شناختی محور، شخصیت محور، فعالیت محور(جوکار،1385،ص32).
واژه تفکر را می توان اندیشیدن، فکر کردن، تخیل، گمان کردن و مورد تامل قرار دادن و مانند اینها است. گرچه از نطر اصطلاح شناسی میان نظریه پردازان در زمینه سبک تفکر اختلاف نظر وجود دارد، اما همگی در این مورد اتفاق نظر دارند که افراد برای رمزگردانی، ذخیره و پردازش اطلاعات در ذهن، شیوه ثابت و متمایزی دارند که این شیوه مستقل از هوش است(رضوی و شیری،1384،ص88).

مطلب مرتبط :   کشورهای درحال توسعه

2-3- تعریف تفکر
رفتار انسان، مولود طرز تفکر و نگرش و باورهای او است. به سخن دیگر: تفکر مقدم بر عمل است( مرعشی ,همکاران،1388،ص17). اظهار نظر کلی درباره ی فرایند های اندیشیدن اشخاص دشوار است ، به خاطر این که افراد تمایل دارند که به وضعیت های متفاوت به روش های متفاوت واکنش نشان دهند(موئی و همکاران،1386،ص33). بنابراین پیش از قضاوت در مورد اعمال و رفتار، بایستی به منبع تغذیه آن یعنی نوع تفکر پرداخت. زیرا انسان همان گونه که می اندیشد، رفتار می کند و بدیهی است که اگر، فکر مثبت، نابسامان، بدون ابهام و مبتنی بر توهم و خیال باشدعمل نیز ناهنجار، بدون تناسب ، فاقد کارایی و از نظر اجرا، غیر ممکن خواهد بود؛ هر چند به طور کلی معمول انسانها از چنین حالت افراطی تفکر برخوردار نیستند. شکل گیری تفکر، چگونه صورت می گیرد؟ یعنی چه چیزی تفکر را می سازد و تفکر چگونه مسیر پیچیدگی با بالندگی را طی می کند . تفکر از دانش و دانش از علم سرچشمه می گیرد(تمنائی فر و منصوری نیک ،1390،ص266). سبک های تفکر برای موفقیت های شغلی مهم می باشد( احدی و همکاران،1390،ص19).
به سهولت می توان درک کرد که تفکر و عمل صرفا دارای پیوندی خطی از دید علت و معلول نیستند، بلکه دارای پیوندی غیر خطی هستند که در بلند مدت، موجب پیچیدگی و بالندگی یکدیگر می شوند. یعنی اگرچه نوع رفتار و عمل را تغییر می دهد، بلکه تغییر رفتار خود موجد تغییر شرایط می شود و محیطی جدید به وجود می آورد که بقای در آن، مستلزم تغییر تفکر خواهد بوداز نظر روانشناسان هر نوع تفکر با علامت هایی سروکار دارد که جانشین اشیا می باشند. آنها می گویند اگر ما تفکر خود را تجزیه و تحلیل کنیم. می بینیم که هنگام اندیشیدن درباره یک مسئله یا مشکل، نشانه ها یا رمز ها را جانشین اشیا و اشخاص می کنیم،مثلا «کتاب»را به جای خود کتاب قرار می دهیم(لسانی فشارکی و پورمحمدی،1388،ص138). دانشمندان تفکر را رکن اساس وهم محرک رفتار موجود انسانی میدانند، در نتیجه افکار نقش اساسی در رفتار بازی می کند(ناطقیان،1387،ص2).
نظریه خودگردانی ذهنی بیان می کند که سبک های تفکر می توانند در طول زندگی و از طریق اجتماعی شدن،به واسطه تاثیرات محیطی و یادگیری تغییر کنند ( دماوندی و محمودی,1390،ص3).

2-4-اشکال تفکر
ممکن است تفکر و اندیشیدن در زندگی آدمی به چند صورت تحقق پذیرد از جمله:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یک نوع تفکر ساده‌انگارانه که صاحب اندیشه خود را دور از واقع نگه میدارد و تا از کاهی کوهی بسازد؛ مثلاً یک فرد عادی خود را بزرگ تصور نماید که خیالی بیش نیست.
نوع دوم تفکر و اندیشیدن، تفکر کاربردی است که صاحب اندیشه را تنها در حل مسائل و مشکلات روزمره و زود گذر کمک نماید.
نوع سوم تفکری است توجیه گرانه، که آدمی خود را در برابر کارهای انفعالی و احیاناً تجاوزکارانه خود، توجیه نماید.
نوع دیگر و آن تفکر خلاق و تولید کنندهای است که هدفش حل مشکلات بزرگ و پیچیده است و چنین اندیشههایی است که به ابتکار، ابداع و تحول میانجامد(نزهت،ص 146).

2-5- خصوصیات تفکر
تفکر عبارت است از فعالیت های جهت دار ذهن، برای حل مساله، یا به عبارت دیگر اندیشیدن و تفکر به آن نوع فهالیت یا رفتار ذهنی گفته می شود که به حل مساله ای متوجه باشد. که دارای خصوصیات زیر می باشد.
برخورد با مساله: تفکر اساسی وقتی شروع می شود که فرد با مساله یا مشکلی برخورد نماید و نتواند راه حل ثابت و مشخصی را در تجربیات قبلی خود پیدا کند. در این صورت باید فعالیت کند تا راه حل مناسب را در یابد و با اجرای آن مشکل را از میان بر دارد.
تفکر به عنوان عکس العمل: تفکر مانند سایر اشکال رفتار فرد عکس العملی است که در مقابل موقعیت های مختلف با مسائل گوناگون از افراد سر می زند. فرق تفکر با سایر رفتار مربوط به محرک است.
جنبه تجریدی تفکر: تفکر طبعا جنبه تجریدی دارد و جزء اعمال غیر قابل مشاهد است.
جهت مشخص: آنچه فرد در جریان تفکر انجام می دهد در جهت و مسیر معینی قرار دارد. بنابراین حل مسائل جهت فعالیت فرد را در موقع تفکر مشخص می سازد.
هدف معین: در جریان تفکر معمولا فرد می خواهد مشکل یا مساله ای را که مانع رسیدن به هدف است از میان بر دارد و خود را به هدف نزدیک کند. محرک اساسی فرد در تفکر هدف مشخص است که می خواهد به آن برسد(ناظم،1388،ص12)
2-6- سبک تفکر
استرنبرگ (1987) بیان می کند که سبک های تفکر روش های ارجح برای استفاده از توانایی های شناختی هستند. بر اساس نظریه استرنبرگ، روش های مختلف پردازش اطلاعات توسط مردم “سبک تفکر” نامیده می شوند. در واقع، سبکهای تفکر روش ترجیح استفاده مردم از توانایی هایشان می باشد(استرنبرگ و گریگورنکو,1997 .(استرنبرگ بر این باور که مطالعه سبکهای تفکر یک پل بین شخصیت و ایجاد دانش مفید و لازم را برای پیش بینی علمی و موفقیت حرفه ای می باشد(صمدزاده , همکاران,2011,ص287).
تمامی نظریه ها و مدلها در این موضوع توافق دارند که تفاوتهای قابل توجهی در روش یادگیری و پردازش اطلاعات افراد، وجود دارد.این موضوع نشان می دهد که افراد به طور یکسان به جهان نمی نگرند و ممکن است هر فردی نسبت به دیگری در شیوه ی یادگیری و تعامل با جهان بیرونی، رویکرد متفاوتی داشته باشد. انسانها با برخی از استعدادهای طبیعی شناختی متولد می شوند . با این حال، آنها یاد می گیرند برای رسیدن به پاسخ حل مشکلات و موفقیت نسبتا بالا و از طریق تجربه ازمهارت های خود استفاده کنند(کرنا و اوزدمیر,2010, ص2131).
استرنبرگ (1994) شیوه های متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را به عنوان”سبک های تفکر” نامگذاری کرده است.از نظر وی سبک تفکر، روش رجحان یافته ی تفکر است. سبک های تفکر به مجموعه راهبردهای استدلالی که توسط افراد به کار برده می شوند ، مربوط می شوند(تمنائی فر و منصوری نیک ،1390،ص266).
سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه چگونگی استفاده فرد از توانایی های خود است. توانایی به “خوب از عهده برآمدن” اشاره دارد، در حالی که سبک به این امر که “فرد دوست دارد،چگونه کاری را انجام دهد” اشاره دارد.دو فرد با توانایی های یکسان ممکن است سبک های متفاوتی داشته باشد.سبک های متفاوت نه خوب هستند و نه بد، بلکه متفاوت اند( آقا یوسفی و شریف،1389،ص86).

سبک های تفکر می تواند علت های عملکردهای متفاوت افراد باشد.اگر ما به پیشرفت افراد امیدواریم باید سبک های تفکر آنان را مد نظر قرار بدهیم.همخوانی بین سبک های تفکر و توانایی ها یک نیروی افزایشی ایجاد می کند که بسیار افزون تر از مجموع اجزاء آن است پس افرادی که تصور می شود از انجام کاری ناتوانند ممکن است بخاطر فقدان توانایی نباشد بلکه سبک های تفکر آنان یا کسانی که آن را ارزیابی می کنند همخوانی ندارد.افراد در ارائه ی سبک های تفکر انعطاف پذیری دارند و متغییرهایی مثل فرهنگ، جنسیت، سن، سبک تفکر والدین و معلمان نیز در تغییر و تحول سبک های تفکر موثر است( محرر و همکاران،1391, ص4). با این حال افراد به نوعی نیازمند سبک های تفکر برای مدیریت یا اداره کردن فعالیت های روزمره یشان هستند. استرنبرگ بر اساس نظریه، خود حکومتی ذهنی سیزده سبک تفکر را مطرح می کند.
اندیشه اساسی نظریه او این است که انواع حکومت های موجود صرفا به صورت تصادفی و اتفاقی پدید نیامده اند، بلکه آنها انعکاس های بیرونی از آن چه در ذهن افراد روی می دهند، هستند. یعنی آنها منعکس کننده روش های متفاوتی هستند که افراد با آن ها ذهن خود کنترل و سازماندهی می کنند بنابراین،حکومت ها، آئینه هایی از ذهن افراد هستند. استرنبرگ اصطلاح حکومت را به صورت استعاره ای به کار می برد تا نشان دهد که بین سازماندهی فردی و سازماندهی اجتماعی توازن هایی برقرار است( امامی پور، سیف،1382،ص37و2).
استرنبرگ در نظریه خود حکومتی ذهنی ادعا می کندکه سبک های تفکر ما در یک ساختار روشی مشابه دولت عمل می کند این نظریه بیان می کند مفهوم سبک یک اولویت به جای تواتایی فراهم می کند و یک چارچوب وحدت بخش برای یکپارچه سازی سبک های مختلف تفکر است(سوفو و برزینس ,2009ص277). که می توان سبک تفکر را از لحاظ کارکرد، شکل، سطح،گرایش و دامنه تقسیم بندی کرد(اعراب شیبانی و قیصری،1390،ص99)
و همچنین استرنبرگ و زانگ 13سبک تفکر را بر اساس معیار هایی همچون پیچیدگی شناختی و غیره به سه نوع اصلی تقسیم بندی نموده اند؛ سبک های نوع اول که شامل پنج سبک تفکر قانونی ، قضایی، سلسله مراتبی،کلی و آزاد اندیش است. این دسته از سبک ها مولد خلاقیت بوده و پیچیدگی شناختی زیادی دارند. سبک های تفکر نوع دوم فرد را به تبعیت از هنجارها رهنمون ساخته و سطوح پایین تری از پیچیدگی شناختی را در بر می گیرند و شامل سبک های تفکر اجرایی، جزئی، سلطنت طلب، و محافطه کارانه هستند؛ و در نهایت سبک های تفکر نوع سوم شامل سبک های آنار شیست ، اولیگارشی ، درونی و بیرونی هستند. این سبک ها با توجه به استلزام ها سبکی هر تکلیف خاص، می توانند ویژگی های سبک های نوع اول ودوم را نشان دهند.( زارعی، میر هاشمی، 1391, ص389-395).
استرنبرگ براساس نظریه ی خود مدیریتی ذهنی خود بر این باور است که ما یک سبک خاص نداریم بلکه دارای نیمرخی از سبک ها هستیم. افراد ممکن است از توانایی های مشابه، اما سبک های تفکر متفاوتی برخوردار باشند.این نظریه13 سبک تفکر را توصیف می کند که در پنج بعد از یکدیگر متمایز می

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید