وجود رابطه زوجیت

مقدمه
همگام با گسترش حوزه دانش بشری و ظهور دستاوردهای نو در قلمرو علوم تجربی، مسائل و موضوعات پیچیده فقهی و حقوقی نیز پدیدار آمده، راه‌حل‌های مناسب خویش را می‌طلبند فقه امامیه با برخورداری از اصل «اجتهاد» توانایی رویارویی با مسائل نوپیدا و ارائه بهترین راه‌حل‌ها را داراست. «تلقیح مصنوعی» نیز یکی از مسائل نوپیداست که پیشرفت دانش پزشکی آن را به عرصه فقه و حقوق کشانده و از آنجا که قوانین و مقرّرات حقوقی ما ریشه در احکام مذهبی دارد، هیچ حقوقدان و اندیشمندی در دانش حقوق، نمی‌تواند بدون بهره‌مندی از این منبع عظیم، در جهت قانونی کردن چنین مسائل جدیدی گام بردارد، بلکه نخست باید فقیهان جواز شرعی آن را تایید و حکم وضعی آن را روشن کنند، سپس به صورت ماده یا مواد قانونی دراید. امید به بقاء و تولید مثل در تمام قرون برای انسان ها امری فطری است که برای او یک نوع کمال محسوب می شود. براساس نظام آفرینش بقاء نوع انسان در حالت طبیعى به استمرار تولید مثل او وابسته است که از درهم آمیختنِ دو سلول نر و ماده و گذراندن دوران جنینى خود در رحم محقق مى‏گردد.
قرآن در آیات متعدد به این رمز و راز خلقت با تعابیرى زیبا اشاره مى‏کند: «یا ایها الناس إنّا خلقناکم من ذکر و أنثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا… »(حجرات،13).
حال اگر در این قانون طبیعى که البته در مواردى ممکن است، با اراده خالق هستى خللى ایجاد شود، خواه در سلول نرینه و خواه در سلول مادینه یا در مسیر رسیدن این دو ماده به یکدیگر و یا در رحمى که مى ‏بایست جنین شکل گرفته را بپروراند، امکان تولید هم ‏نوع میسر نخواهد شد (صادقی‌مقدم، 1385، ص80). نازایى که به معناى ناتوانى در تولید مثل است از زمان هاى باستان به عنوان یک معما توجه انسان ها را به خود جلب کرده و همواره در اندیشه فائق آمدن بر آن بوده است. امروزه پیشرفت های علمی سبب شده است که بسته شدن نطفه انسان از راه غیر طبیعی امکان پذیر گردد که این دانش تلقیح مصنوعی نامیده می شود. با توجه به اینکه امروزه پیشرفت‌های علمی امکان تولید مثل به شکل مصنوعی تحت عنوان «تلقیح مصنوعی» را میسر ساخته‌ است و رهیافت‌های مختلفی نسبت به آن ارائه گردیده است، لذا این پژوهش با پرداختن به تلقیح مصنوعی از منظر فقه امامیه و اخلاق پزشکی سعی دارد به شکل مقایسه‌ای این رهیافت‌ها را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد.

فصل اول
کلیات

1- کلیات

1-1- بیان مسأله
یکی از موضوعاتی که امروزه مورد توجه و ابتلای بسیاری از خانواده‌ها و افراد است و سؤال‌های مختلفی را برانگیخته « تلقیح مصنوعی» می‌باشد. این موضوع به خصوص برای کسانی که به دلیل بیماری یکی از زوجین، یا هر دو قادر نیستند به صورت طبیعی بچه‌دار شوند. بیشتر مطرح است.
تلقیح مصنوعی عبارت است از پیوند دادن میان اسپرم مرد و تخمک زن، ازطریق آلات پزشکی ویا هروسیله دیگر، غیر از مقاربت و نزدیکی جنسی به منظور باروری و تولید نسل (لنکرانی، 1389، ص12).
شیوع معضل ناباوری در میان بسیاری از خانواده‌ها، توجه آن‌ها را به تلقیح مصنوعی و بارداری از این راه، معطوف کرده به طوری که با گسترش روزافزون روش‌های تلقیح مصنوعی، همه روزه برشمار سؤال‌های مختلف فقهی و حقوقی پیرامون آن نیز افزوده می‌شود. با توجه به نوپیدا بودن موضوع، سابقه بحث فقهی و حقوقی پیرامون آن نیز به بیش از چند دهه نمی‌رسد.
بی‌تردید در بسیاری از مسائل شرعی، به ویژه مسائل مستحدثه، شناخت موضوع از ارکان ضروری صدور حکم یا فتوا است. با پیشرفت علوم به خصوص علوم تجربی، فراگیری هررشته‌ای سالیان زیادی را می‌طلبد. با وجود این، اگر فقیه در کنار استنباط حکم، در موضوع هم شناخت کافی داشته باشد توفیق او در اجتهاد بهتر و دارای استحکام می‌گردد و در یافتن حکم، جز تطبیق کلیات برموضوعات و یافتن حکم شرعی وظیفه دیگری نخواهد داشت. به موازات توانایی بهره‌گیری از روش‌های تلقیح مصنوعی در علوم تجربی، مسائل پیچیده و خاصی نیز در فقه و حقوق پدید آمده که ضرورت دارد متخصصان این دانش به آن‌ها بپردازند و آثار استفاده ازاین روش‌ها را برپایه مبانی خود مطالعه و ارزیابی کنند و راهکارهای متناسب با آن‌ها را ارائه دهند.
فقه امامیه با توجه به روش‌های متعددی که در تلقیح مصنوعی وجود دارد با توجه به مصلحت و ضرورت، برخی روش‌ها را مجاز دانسته و برخی روش‌ها را تحریم کرده است. البته دیدگاه‌های فقها نیز در این خصوص از تنوع برخوردار است به گونه‌ای که عده‌ای کل روش‌ها را تحریم، برخی همه روش‌ها را مجاز و برخی دیگر تعدای از روش‌های تلقیح را جایز دانسته‌اند. در خصوص اخلاق پزشکی نیز دیدگاه‌های مختلفی در سرتاسر جهان حاکم است. موافقان اخلاقی تلقیح مصنوعی مواردی چون، تکثیر نسل بشر، ایجاد احساس مادری در زنان نازا، رفع مشکلات مربوط به فرزند خواندگی و … را به عنوان دلیل خود بیان می‌دارند ولی مخالفان اخلاقی تلقیح مصنوعی نیز مواردی چون عدم شناخت کافی از استفاده از تلقیح مصنوعی، سوء استفاده همجنس‌گرایان از این روش، استفاده کاسبکارانه و تجاری از تلقیح مصنوعی، عدم تعادل در حیات انسانی، طبیعی نبودن چرخه تولید مثل و … را از موارد اصلی منع استفاده از تلقیح مصنوعی می‌دانند.
در این تحقیق برآنیم تا به برخی از سؤالات مربوط به تلقیح مصنوعی پاسخ دهیم. از آنجا که تلقیح مصنوعی خود شامل روش‌های متعددی است لذا دیدگاه‌های فقهی و اخلاقی گوناگونی نیز پیرامون آن وجود دارد. به عنوان مثال در فقه به هفت صورت تلقیح مصنوعی اشاره شده است که در این پایان نامه بر‌آنیم تا آنها را تجزیه و تحلیل و با اخلاق پزشکی مقایسه نماییم..
1-2- پرسش های تحقیق
ازمنظر فقهی در چه صورتی لقاح مصنوعی جایز است؟
ازمنظر فقهی در چه صورتی لقاح مصنوعی جایز نیست؟
دیدگاه اخلاق پزشکی نسبت به لقاح مصنوعی چیست؟
آیا بین دیدگاه فقهی و اخلاقی اختلاف نظر وجود دارد؟
1-3- فرضیه‌های تحقیق
لقاح مصنوعی به شرط وجود رابطه زوجیت جایز است.

                                                    .