هند و اروپایی

ریشه شناسی: این واژه معادل واژه اوستایی garōdəmāna- به معنی «خانۀ عشق، فردوس» می‌باشد و مرکب است از: garō- «ستایش» + dəmāna- (در اوستای متقدم) یا nmāna- (در اوستای متأخر) مشتق از dam- به معنی «خانه» (رایشلت، 1911: 227، 228): هند و ایرانی آغازین: *grHa- «ستایش» + *dam- «خانه» (لوبوتسکی، 2009: 45، 30)؛ سانسکریت: gir- «ستایش» + dáma- «خانه» (مونیرویلیامز، 1960: 355، 469)؛ اوستایی: Garō-dəmāna- «سرای ستایش» (نیبرگ، 1974: 81)؛ Garō-demāna- (هوبشمان، 1895: 92)؛ از ریشه gar- «ستایش کردن» (رایشلت، 1911: 227)؛ واژه متضاد آن در اوستا عبارت است از gərəδa- «چال، خانه دیوان» (رایشلت، 1911: 228)؛ فارسی میانه: garōdmān «گرزمان» (بهار، 1345: 85؛ بهار، 1345: 376؛ مکنزی، 1373: 77؛ نیبرگ، 1974: 81)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: garδmān «عرش، بهشت» (دورکین-مایسترارنست، 2004: 163؛ بویس، 1977: 42)؛ پازند: garōϑ-mān (هوبشمان، 1895: 92)؛ فارسی نو: گَرزَمان، گَرَزمان (دهخدا)؛ انگلیسی: domicile مشتق از لاتین domus «خانه»؛ معادل عربی: عرش.
§§§
Gāw¹ [TWRA < A twrˀ | Paz. gāv | Av. gav - | M gˀw, N ~]
(اسامی بروج)
* گاو: دومین برج فلکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: نام این برج به عربی «ثور»، به لاتین «Taurus»، و نشانۀ اختصاری آن «♉» می‌باشد. این برج فلکی، به صورت گاو نری تصور شده است. صورت فلکی گاو برج دوم از دایرهالبروج است و مابین حمل (بره) و جوزا (دوپیکر) قرار دارد. در نجوم سنتی، ورود خورشید به این برج، برابر با آغاز ماه اردیبهشت است.
ریشه شناسی: هند و اروپایی آغازین: *gͧōus- (کنت، 1953: 183)؛ سانسکریت: gó- (مونیرویلیامز، 1960: 363؛ مایرهوفر، 1992: 479)؛ اوستایی: gauu- «گاو» (رایشلت، 1911: 227)؛ فارسی باستان: gav- (کنت، 1953: 183)؛ فارسی میانه: gāw [TWRA] (مکنزی، 1373: 77)؛ gāv [TWRˀ] (نیبرگ، 1974: 81-82؛ بهار، 1345: 160)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: gāw [gˀw] «برج ثور» (بویس، 1977: 41)؛ پازند: gāv (نیبرگ، 1974: 81-82)؛ فارسی نو: گاو؛ انگلیسی: cow ؛ معادل لاتین: Taurus ؛ معادل عربی: ثور.
§§§
Gāw² )Dit-Gāw( [Paz. gā̊ | (TWḆ) TWRA]
(منازل قمر)
* گاو، (گاوِ دوم): خانه بیست و یکم ماه. از 26 درجه و 40 دقیقه قوس تا 10 درجه جدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: نام این منزل قمر در بندهشن (2: 2) فقط یک بار آمده و در کلیه نسخ به صورت پازند gā̊ نوشته شده است (پاکزاد، 2005: 36پ50). املای این واژه در دینکرد سوم (نسخه M، ف 419: ص404) به صورت پهلوی TWG TWRA آمده است. هنینگ (1942: 244) در مورد املای این واژه در دینکرد، معتقد است که کاتب ابتدا به اشتباه TWRA را TWG ثبت می‌کند و سپس بدون خط زدن آن واژۀ درست TWRA را می‌نویسد، دومناش (1972: 376) نیز پس از تایید نظر هنینگ، آنرا به صورت (Gāv) خوانده است. اما نیبرگ (1934: 34) در ترجمه خود از دینکرد سوم، آنرا *dit-gāv [TWḆ TWRA] به معنی «گاو دیگر» می‌خواند. هنینگ (1942: 244) تکرار این واژه را در بندهشن، با صورت پازند gā̊ و صورت پهلوی gāw و به معنی «گاو» ثبت می‌کند. بهار (1375: 60) و بهزادی (1368: 6) نام این منزل را به صورت پازند gā ، انکلساریا (1956: 31) به صورت Gâo ، و یوستی (1868: 127) به صورت gāv و به معنی «گاو» ثبت کرده‌اند. چتلی (1940: 397) نیز ضمن اشاره به تلفظ این منزل قمری به صورت Gau، آنرا هم معنی با معادل چینی آن یعنی Niu به معنی «گاو» می‌داند.
توضیحات: این منزل قمر، خانه بیست و یکم ماه است و در هندی به آن Uttara-āṣādha می‌گویند. معادل عربی آن «بلده» است که بنا بر صوفی (1351: 200) و به تبع او بهار (1375: 60)، جای آن در زیر قلادۀ قوس است و از آنجا که در آن ستاره‌ای نیست آنرا بلده یعنی «بیابان» می‌گویند. هنینگ (1942: 244) جای آنرا در اول جدی محسوب می‌کند. اما در نجوم مدرن نیز، ستارۀ Albaldah (π قوس) با ستارۀ نسر طائر طلوع کرده و قبل از رأس الجدی قرار دارد. دلیل اینکه هنینگ (1942: 244) آنرا با رأس الجدی یکی می‌داند آن است که این منزل در دینکرد سوم، بعنوان نقطۀ انقلاب تابستانی معرفی شده است و در نجوم، رأس الجدی نقطه انقلاب تابستانی محسوب می‌شود. اما، همانگونه که از شکل 9، مشهود است، منزل Gā̊ از قبل از رأس الجدی شروع می‌شود و رأس الجدی در میانه آن قرار می‌گیرد؛ در نتیجه، نظر بهار درست تر است و با موقعیت این ستاره در نجوم عربی و مدرن نیز سازگار است.
ریشه شناسی: (رک. Gāw¹)
§§§
Gazdum(b) [gcdwmb’, gcd(w)m, gzd(w)m]
(اسامی بروج)
* کژدم: هشتمین برج فلکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                    .