هزینه و فایده

ساده محور
اکوآنارشیسم انسانی
مارکسیسم سبز
اکوفمنیسم رادیکال
منبع:(ر.ش به یاری، 1390: 34 به نقل از سعیدی، عباس؛ 1386)
شکل 2-3: دیدگاهها و نظریات مرتبط با توسعه پایدار

2-2-2-1- دیدگاه مدرن
2-2-2-1-1- محیط گرایی با محوریت بازار : محیط گرایی مبتنی بر اصول بازار در واقع معادل تفکر توسعه پایدار مبتنی بر لیبرالیسم است. این تفکر دارای مجموعه قواعدی است که افرادی چون گلسو و لاور آن را محیط گرایی بازار می نامند. این مجموعه عقاید عبارتند از: سودگرایی، فردگرایی و انسان محوری. این تفکر برای بازار به عنوان ابزار دستیابی به توسعه پایدار تأکید خاص نموده و معتقد است با بکارگیری مکانیسم بازار ارتباط بین مردم و ارتباط آنها را با محیط طبیعی تنظیم و کنترل نماید(Adams, 2001 :109).
این رویکرد در پیوند با توسعه، رشد و پیشرفت های تکنولوژی در اقتصاد بازار آزاد به عنوان اصلی اساسی پذیرفته شده است. در این رویکرد موفقیت و کارایی و توانمندی ارزشهای مکانی بازار به کارکردهای محیطی و اقتصادی آن وابسته می باشد. استدلال این رویکرد در تلاش برای همسویی و حمایت از تعاریف WCED است. این رویکرد بر این باور است که با تغییر شکل اقتصاد همانند تحلیل هزینه و فایده امکان توجیه ارزش ها و معیارهای محیطی و اطمینان از برخورداری نسل آینده از مواهب و امکانات همانند مردم معاصر وجود دارد. (Jennifer A. Elliot, 1994,112).
مبتنی بر اصول اقتصاد آزاد، حکمفرمایی شرایط بازار موجب می‌شود که در صورت کمیاب شدن منابع طبیعی، قیمت آن افزایش یابد، این امر باعث خواهد شد تا نخست مصرف آن بهینه شده و در مصرف آن صرفه جویی به عمل آید. دوم آنکه قیمت، انگیزه‌های لازم برای دستیابی به منابع جایگزین را فراهم می‌آورد. سوماً آنکه قیمت ها عاملی است که تکنولوژی برای استفاده بهتر و یا ایجاد و اصلاح منبع مذکور استفاده گسترده‌ای به عمل می آید و با توجه به این که در بکارگیری تکنولوژی هزینه ها اصلی انکارناپذیر است، افزایش قیمت باعث توجیه اقتصادی این موضوع شده و لذا با تکنولوژی امکان حل مشکل ایجاد شده به وجود خواهد آمد. بر این تفکر انتقادات بسیاری وارد است که عمده ترین آنها متوجه مکانیسم بازار است.
2-2-2-1-2- نوگرایی اکولوژیک: نوگرایی اکولوژیک ریشه در تفکرات مدرنیسم دارد و از لحاظ طیف و نوع نگرش به مسایل زیست محیطی می‌توان آن را جز طیف فکری فن محورانه طبقه بندی نمود. نوگرایی اکولوژیک دیدگاهی است که خطرات اکولوژیکی ناشی از عدم واقع بینی و جامعیت بازار را تشخیص داد و عقیده دارد که نوگرایی سرمایه‌داری دارای پتانسیل خود اصلاحی است. منشاء نوگرایی اکولوژیکی عبارت است از یک برنامه تنظیم شده جهت‌دار که توسط دولت آلمان در واکنش به بارانهای اسیدی در دهه 1980 و ژاپن در دهه 70 به کار گرفت. نوگرایی اکولوژیکی از اواسط دهه 1980 در تداوم برنامه پذیرش دستور 21 تبدیل به رویکرد غالب شد (Adams.W,2001,P110). با عنایت به این بنیانهای فکری اساس تفکرات آنها را به شرح زیر می‌توان تشخیص داد:
1) تأکید بر اصلاح تا تغییر (پذیرش روندهای رشد و توسعه موجود)
2) تأکید بر نقش تکنولوژی در حفظ و حمایت از محیط زیست
3) پذیرش نقش بازار علیرغم انتقادات از عملکرد آن
4) تأکید بر عقلانیت
مبتنی بر تئوری عمومی نوسازی، جامعه به دو بخش سنتی و مدرن تفکیک می گردد. مبحث تئوری مدرنیسم بر برشماری ویژگیهای جوامع سنتی و مدرن و نحوه گذار از یک جامعه سنتی به جامعه مدرن متمرکز است.
نوگرایان اکولوژیک دارای دیدگاه اصلاح‌گرایانه‌اند که خطرات اکولوژیک ناشی از عدم جامعیت بازار را درک اما در درون ساختار سرمایه‌داری ویژگی‌هایی وجود دارد که به آن خصیصه اصلاح‌گرایانه می‌دهد. به همین دلیل نیز اسپارگرن و مول اعتقاد دارند که مبتنی بر نوسازی اکولوژیکی امکان غلبه بر بحرانهای زیست محیطی بدون ترک مسیر نوسازی وجود دارد. (Adams,2001,p.112)
بطن تفکرات نوگرایان اکولوژیک را الگوهای فن محورانه تشکیل می‌دهد. نوسازی اکولوژیک فرض می‌کند که روند نوسازی سرمایه‌داری را می‌توان از طریق تنظیم دقیق بازار، دولت و تکنولوژی اصلاح کرد. لذا رویکردی فن محور محسوب می‌گردد که به دنبال بهبود برنامه‌ریزی، مدیریت و تنظیم و بهره برداری بهتر انسان از محیط است. نوسازی اکولوژیکی فرض بر تداوم رشد اقتصادی سرمایه داری دارد اما با دقت به تنظیم موارد تکنولوژیکی و مرزها می پردازد. بر این مبنا، هاجر عنوان می‌کند که نوگرایی اکولوژیکی نیازمند مفاهیم علمی اجتماعی و اقتصادی خاص است که موضوعات زیست محیطی را قابل محاسبه ساخته و انتخاب های اجتماعی عقلایی را تسهیل کند. (Ibid,p.136-111)

                                                    .