Comments: 0 Posted by: 99 Posted on: می 29, 2020

داراییای نامشهود شرکتها عامل مهمی در حفظ و تحقیق مزیت رقابتی پایدار اونا می شن در مقایسه با بقیه داراییای مشخص، محیط کار و کاسبی اونا رو به طور عجیبی تغییر میده. در قرن ۲۱ برروی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک ، نرم افزارها، مارکا، حق الاختراع، تحقیقات و  نوآوریا و www و … سرمایه گذاری می شه که همه جز داراییای نامشهود و سرمایه فکری علم هستن تا جز داراییای مشخص (سالیوان، ۲۰۰۰، ۹۱)[۲].
سرمایه گذاری

در پارادایم صنعتی قدیم شرکتا تحت اصول  اقتصاد کمیابی عمل میکردن ولی امروزه این اصول صدق نمی کنه. و شرکتا در اقتصاد علم تحت اصول اقتصاد زیادی عمل میکنن. که این اقتصاد منابع و داراییا رو به اندازه فراوون در اختیار شرکتا قرار میده که این نوع داراییا از نوع نامشهوده مثل زیادی اطلاعات در اینترنته ( همون منبع، ۹۲) .

اقتصاد

در اقتصاد علم مهمترین دارایی ، نامشهود هستن که به کار گیری اونا از ارزش اونا کم نمی کنه و حتی به ارزش اونا می  افزاید . مثل علم و سرمایه فکری و … هستن. اگر داراییایی مثل زمین، ماشین آلات و سرمایه پولی و… هستن که به کار گیری اونا از ارزش اونا کم می کنه.

امروزه سازمانا نیاز دارن تا بتونن داراییای خود رو از نو طبقه بندی کنن و باید اونا اهداف هدف دار اونا رو پشتیبانی کنن و سهم اونا رو از ارزش سازمان به صورت کمی در بیارن تا بتونن این داراییا رو با داراییای رقبای خود بررسی کنن.

امروزه این داراییای نامشهود دارای ارزش هستن، چون وقتی شرکتا (کسب و کارا) فروخته می شه و بخشی از ارزش اونا به صورت سرقفلی نامگذاری و برچسب می خوره.

که طبق تفکر «هوریب» سرقفلی، فرق بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری اون هستش (بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱)[۳].

در این مورد شرکتها نه فقط نیاز دارن داراییای نامشهود خود رو شناسایی، اندازه گیری و مدیریت کنن بلکه باید همیشه تلاش کنن تا این داراییای  نامشهود رو به طور دائمی ارتقا و بهبود بخشن.   سازمانایی که نتونن داراییای دانشی خود رو به طور دائمی پیشرفت بدن بقاء خود رو با خطر از دست دادن و فنای خود، مبادله می کنن( همون منبع، ۱۰۲).

 

۲-۱-۲- تعاریف جور واجور سرمایه فکری

در مورد سرمایه فکری تعاریف مختلفی ارائه شده که در ادامه به بعضی از اونا اشاره می شه:

۲- بنتیس (۱۹۹۶) و (۱۹۹۹) که سرمایه فکری به عنوان منبع جدیدی واسه سازمان، جهت رقابت و موفقیت در بازار به حساب میاد. در تعریفی دیگه ایشون عقیده داره که سرمایه فکری تلاش واسه استفاده مؤثر از علم در مقابل اطلاعاته (بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱).

۳- روس و روس (۱۹۹۷) که سرمایه فکری کل داراییای مخفی شرکت مانند نمادهای تجاری، حق اختراع و … هستش که در برگیرنده کلیه  دارایی هاییه که در صورتای مالی مشخص   نمی شه. سرمایه فکری به عنوان مهمترین منبع ایجاد مزیت رقابتی شرکت هستش (روس و همکارانش، ۱۹۹۷، ۴۲۶-۴۱۳).

۴- استیوارت در سال ۱۹۹۷ سرمایه فکری رو بدین گونه تعریف کرده که  شامل علم، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه س که به عنوان ذهن برتر با علم کلیدی تلقی می شه(استیوارت،۱۹۹۷).

۵- ادوینسون و مالون  هم در سال ۱۹۹۷سرمایه فکری به فرق بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت اشاره داره تعریف کردن(ادوینسون و مالون،۱۹۹۷).

۶- سیتارامان و بقیه در سال ۲۰۰۲ سرمایه فکری فرق بین ارزش بازاری یه سازمان و هزینه جایگزینی داراییای اون هستش) سیتارامان و بقیه،۲۰۰۲ ،۱۴۸-۱۲۸)[۵].

۷- پابلوس در سال ۲۰۰۴ گفت سرمایه فکری شامل همه منابع علم محوریه که واسه سازمان ارزش تولید می کنن ولی در صورتای مالی وارد نمی شن (پابلوس،۲۰۰۴ ،۶۴۷-۶۲۹)[۶].

۸-  استوارت باور داره، سرمایه فکری مجموعه ای از علم، اطلاعات، داراییهای فکری (Intellectual Property)، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانیه که می تونه واسه ایجاد ثروت استفاده کرده شه. در واقع سرمایه فکری همه کارکنان، علم سازمانی و تواناییهای اون رو واسه ایجاد ارزش افزوده در بر می گیرد و باعث منافع رقابتی دائمی می شه (قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵)

۹-  سرمایه فکری داراییه که توانایی سازمان رو واسه ایجاد ثروت اندازه گیری می کنه. این دارایی وجود عینی و فیزیکی نداره و یه دارایی نامشهوده که از راه به کار گیری داراییهای مربوط به منابع انسانی، کارکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده. همه این ویژگیا باعث ایجاد ارزش به دست اومده به دلیل اینکه یه پدیده به طور کاملً داخلیه، توانایی خرید و فروش نداره (راس و بارونس ،۲۰۰۵) [۷]

 

جدول ۱-۲ : تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری

 

 

 

اقتصادی

نویسندگانتاریختعاریف
ایتامی۱۹۸۷داراییای نامشهود مانند داراییای بر اساس اطلاعات که شامل فناوری ، اعتماد مشتری ،تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری ، فرهنگ سازمانی و مهارتای مدیریتی هستن.
هال۱۹۸۹داراییهای فکری شامل حقوق مالکیت الهی مانند حق امتیاز ، علایم تجاری ، حق مالکیت الهی ، معروفیت ، شبکه های فردی و سازمانی ،علم ، تخصص و مهارتهای کارکنانه
هال۱۹۹۲-۱۹۹۳سرمایه فکری شامل داراییای مانند حقوق مالکیت الهی و معروفیت و مهارت ها یا مزیتایی مانند علم چگونگی و فرهنگ سازمانیه
کلین و پروساک۱۹۹۴هر عنصر فکری که بشه اون رو فرموله و جمع آوری کرد و بشه از اون واسه ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.
ادوینسون و سالیوان۱۹۹۶دانشی که بشه اون رو به یه ارزش تبدیل کرد
بروکینگ۱۹۹۶ترکیبی از چهار جزئ اصلی ، داراییای بازار ، داراییای انسانی ، داراییای مالکیت الهی و داراییای زیرساختی.
اسویبای۱۹۹۷سرمایه فکری مربوط به سه دسته از داراییای نامشهوده. ساختار داخلی ، ساختار خارجی و شایستگیای انسانی.
روس و همکاران۱۹۹۷سرمایه فکری ترکیبی از یه بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یه بخش غیر فکری مانند سرمایه ساختاریه.
روس و روس۱۹۹۷سرمایه فکری کل داراییای مخفی شرکته که در ترازنامه نشون داده نمی شه. بنابر این هم شامل اون چیزیه که در مغز اعضای سازمانه و هم ان چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می مونه.
استوارت۱۹۹۷هر عنصر فکری – علم ، اطلاعات ، مالکیت الهی و تجربه – که بشه از اون واسه ایجاد ثروت استفاده کرد.
ادوینسون و مالون۱۹۹۷سرمایه فکری یه سری از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده ،فناوری سازمان ، روابط با مشتریان و مهارتای حرفه ایه که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات زندگی سازمان در بازار رو جفت و جور می سازه.
بویسوت۱۹۹۸حالتا و تمایلاتی که در افراد و گروه ها هست که در صورت برانگیخته شدن توانایی ایجاد ارزش افزوده ر ا دارن.
تیس۱۹۹۸منابع خاص سازمانی که کپی ورداری از روی اونا اگه نشدنی نباشه بسیار مشکله.
بنتیس و همکاران۱۹۹۹مفهومیه جهت طبقه بندی همه منابع نامحسوس سازمان و شناخت رابطه بین اونا.
سازمان همکاران و پیشرفت اقتصادی۲۰۰۰ارزش اقتصادیه به وسیله دو دسته از داراییای نامحسوس شرکت ایجاد می شه ، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی.
نوناکا و همکاران۲۰۰۰منابع خاص شرکت که وجود اونا واسه ایجاد ارزش لازمه.
لیف۲۰۰۱داراییای ناملموس منابع غیر فیزیکی ارزش هستن که به وسیله نوآوری ، طرحای منحصر به فرد سازمان و یا به وسیله منابع انسانی درست می شن.
ماروشیوما۲۰۰۱یه سری از داراییای دانشی که با ایجاد ارزش افزوده واسه ذینفعان کلیدی این امکان رو واسه سازمان بوجود می آورد تا جایگاه جایگاه رقابتی خود رو پیشرفت دهد. این داراییا شامل دارایی انسانی ، دارایی رابطه ای ، دارایی فرهنگی و فعالیتا و امور روزمره ، داراییای فکری و داراییای فیزیکی هستن.
کاپلان و نورتون۲۰۰۴داراییای نامحسوس شامل سرمایه انسانی مانند مهارت ها ، استعداد و علم ، اطلاعاتی مانند پایگاه های داده ، سیستمای اطلاعاتی و زیرساختای فناوری ، سرمایه سرمایه سازمانی مانند فرهنگ ، سیک رهبری و توانایی تسهیم دانشه.
آی. ای . اس . بی.۲۰۰۴داراییای نامحسوس داراییای ثابت غیرمالی هستن که از جنس ماده نیستن اما وجود اونا به وسیله حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می شه.

 

منبع : ( مار و مستغفر ، نشریه Management Decision دوره ۴۳ ، شماره ۹ ، ص ۱۱۹ ، سال ۲۰۰۵ )

۳-۱-۲- مدلای طبقه بندی سرمایه فکری

در مورد طبقه بندی اجزا سرمایه فکری تا الان مدلای زیادی ارائه شده که هر کدوم از این طبقه بندیا از جهاتی به تبیین اجزای سرمایه فکری پرداخته که در ادامه این طبقه بندیا رو با نام محققان اونا ذکر می کنیم. ولی باید توجه داشت که مثل، سرمایه فکری ، هنوز یه تعریف طبقه- بندی جهان شمولی درباره اجزا سرمایه فکری وجود نداره بنابر این از جهات زیادی شباهتایی بین تعاریف جور واجور مشاهده می شه و همه این طبقه بندیا و تعاریف بر این اصل استواره که سرمایه فکری، کل داراییهای ناملموس سازمان مثل علم بخشی از سرمایه انسانی[۸]،سرمایه ساختاری[۹]، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی[۱۰] است بعضی از طبقه- بندیای ارائه شده به توضیح زیره :

 

جدول ۲-۲ : بعضی طبقه بندیای ارائه شده سرمایه فکری

 

طراحی شده به وسیلهچهارچوبمدل طبقه بندی
ماچلوپ(۱۹۶۲)کار خاص تولید علمسرمایه گذاری در سرمایه دانشی – هزینه های تولید رشد اقتصادی
اسویپی(۱۹۹۷)کنترل داراییای نامحسوسساختار داخلی – ساختار خارجی – لیاقت
کاپلان و نورتون (۱۹۹۲)کارت امتیازی متوازندیدگاه پروسه های داخلی – دیدگاه مشتری – دیدگاه یادگیری و نوآوری – دیدگاه مالی
ادوینسون و مالونه (۱۹۹۷)شمای ارزشی اسکاندیاسرمایه انسانی – سرمایه ساختاری
ببر (۲۰۰۰)کارت امتیازی متوازنعواید کلی ، عواید داراییای محسوس، عواید سرمایه دانشی، سرمایه دانشی

 

۱-۳-۱-۲- ادوینسون و مالونه (۱۹۹۷)

“لیف ادوینسون” یکی از شناخته شده ترین محققین دنیا در مورد سرمایه های فکریه. اون به عنوان اولین مدیر سرمایه های فکری در شرکت اسکاندایا- یه شرکت بین المللی بیمه در کشور سوئد فعالیت داشته.

شرکت اسکاندیا موفق شده که یه نوع طبقه بندی بومی شده از سرمایه فکری رو ارائه کنه. ادوینسون از پایهً سرمایه های فکری رو به عنوان ارزشای نامشهودی تلقی می کنه که می تونه منشأ شکاف و اختلاف میان ارزش بازای و ارزش دفتری شرکتا و سازما نا باشه. بر همین پایه معادله زیر رو واسه تعیین ارزش بازاری شرکت پیشنهاد کرده:

 

سرمایه های فکری +   ارزش دفتری =    ارزش بازاری

 

وقتی شرکت اسکاندیا در سال ۱۹۹۲ شروع یه صورت ورداری و ارزش گذاری روی ارزش نامشهود سرمایه های فکری خود کرد، فهرستی شامل ۵۰  مورد با ارزش مثل نشون تجاری، امتیازات انحصاری، پایگاه داده مشتریان، سیستمای فناوری اطلاعات، افراد و پرسنل کلیدی و اثر گذار، تدوین و جمع آوری کرد. از اونجایی که فهرست نامبرده، بسیار طولانی و مدیریت بر اون سخت بوده، اجزاه و موارد اون در دو گروه ابعاد انسانی و ابعاد سازمانی تقسیم گردید. اینجوری تعریف ساده تری از سرمایه های فکری حاصل شده:

 

سرمایه های ساختاری   +  سرمایه های انسانی   = سرمایه های فکری

 

برابر نظر ادوینسون، مواردی که پس از رفتن کارکنان به خونه، در سازمان باقی می مانند سرمایه های ساختاری سازمان رو تشکیل میدن. اون بر این واقعیت تأکید داره که سرمایه های انسانی سازمان رو   نمیشه تحت مالکیت سازمان در آورد، بلکه اونا رو تنها میشه استخدام یا اجاره کرد. بر عکس اون، سرمایه های ساختاری رو میشه تحت تملک در آورد و خرید و فروش کرد. بر همین پایه سلسله مراتبی رو واسه سازمانای فکری ارائه کرد.

ایشون به همراه محققی به نام مالون ، IC رو به عنوان داراییایی مثل علم، تجارب کاربردی، تکنولوژی سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارتهای حرفه ای دونسته ان که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار می- شه. اونا در طرح ارزش اسکاندیا[۱۱]  ارزش بازاری یه شرکت رو ترکیبی از ارزش مالی اون(شامل داراییای مشخص) و ارزش سرمایه های فکری دونسته ان. بعدا اونا مدل اسکاندیا رو به عنوان یه روش اندازه- گیریIC  معرفی کردن. از دید اونا IC  ترکیبی از دو جزء اصلیه: سرمایه انسانی یا HC و سرمایه ساختاری یا  SC ، این دو محقق سرمایه های ساختاری در سازمان رو عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کرد. SC خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری تقسیم شده و سرمایه سازمانی (شامل سیستما، وسیله ها و فلسفه عملیاتیه که جریان پیدا کردن علم در درون سازمان رو سریعتر می کنه) به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم می شه.
فلسفه

این دو محقق اجزاء متشکله سرمایه های فکری رو این جوری تعریف کرد ه ان:

سرمایه انسانی : به اندازه ارزش، مهارتها و تجاربی که افراد در سازمانها دارن می گن.

سرمایه ساختاری :شامل فرهنگ، توانمندیا،سخت افزارها و نرم افزارهای حامی HCه.

سرمایه مشتری:  در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانشان نمایانگر می شه.

سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمانی و سیستمایی واسه بالا بردن قدرت نفوذ و توانمنیدیهای سازمانیه.

سرمایه نوآوری:  شامل داراییای معنویه که به وسیله قوانین پشتیبانی از حقوق مالکیت الهی شامل کپی رایت، نام تجاری و داراییای نامشهود مورد پشتیبانی قرار میگیره.

سرمایه فرایندیی : شامل تکنیکها، روش ها و برنامه هایه که مواردی مانند تحویل محصول یا خدمات رو آسون کردن می کنه.

 

 

[۱]. Drucker,1993

[۲]. Sullivan,2000

[۳]. Bontis,2000,101

[۴]. Klein,1994

[۵]. Seetharaman,2002,128-148

[۶]. Pablos, Patricia Ordonez de. 2004,629-647

[۷]. Rose and Barrons, 2005

[۸]. Human capital

[۹]. Structural  capital

[۱۰]. External  capital

[۱۱]. Skandia value sheme