نظام حقوقی اسلام

خواهند گرفت.
3- دوره ی خاصی از بلوغ و سن قانونی– فرض و اماره قانونی این است که همه افراد در سن معینی دارای رشد جسمی و عقلی کافی گردیده و قوه ی تمیز و تشخیص حسن و قبح اعمال خود را دارند. با عنایت به این که قوه ی تمیز در افراد مختلف در یک زمان حادث نمی شود ، لذا قانون گذاران مختلف سن بلوغ قانونی (و در واقع رشد و تکامل قوای جسمانی و دماغی را برای درک امور) و احراز مسوولیت جزائی را به طرق متفاوتی تعیین کرده اند. در قوانین کشورهای مختلف سن بلوغ بین 14 سال و 21 سال متغیر است ولی اکثریت با آن دسته از کشورهائی است که سن 18 سالگی را سن بلوغ برای آغاز مسئولیت جزایی می دانند.
در کشور ایران ، سن بلوغ برای آغاز مسوولیت کیفری پسران 15 سال تمام قمری و در مورد دختران 9 سال تمام قمری (تبصره ماده ی 1210 قانون مدنی) است. بنابراین، مهمترین مسئله در این بحث، تبیین مفهوم و ضابطه تشخیص بلوغ در فقه و قانون است که به اختصار، آن را مورد بحث قرار می دهیم.
مفهوم بلـوغ
« بلوغ» در لغت به معنی رسییدن است و در اصطلاح به دومین مرحله از مراحل چهار گانه دوران حیات آدمی«1- کودکی 2- بلوغ 3- پیری 4- مرگ» اطلاق می شود. در این مرحله، تحول ناگهانی در اندام و قوای جسمی و غریزه ی جنسی شخص ظاهر می شود. در حقیقت بلوغ دوران تکامل فیزیولوژیک در حیات آدمی است که به موازات رشد سریع ضاهری اندامند، زمینه توانایی و استعداد اعضای تناسلی برای انجام اعمال جنسی فراهم می شود. بعضی از نشانه های بلوغ عبارتند از: کشیدگی قد ، روییدن موی زهار و زیر بغل ، ریش و سبیل و خروج منی در حالت خواب یا بیداری در پسران ، بزرگ شدن پستانها در دختران تغییر صدا، پیدا شدن حالت حیض در آنها، گرایش اطفال به آمیزش و مواشره با جنس مخالف و مشترکاً آمادگی برای تولد و تناسل است.
الف) مفهوم علمی بلوغ
روان شناسان ، رشد نهایی اعضای جنسی را بلوغ تعبیر کرده اند1. این زمان آغاز دوره ی نوجوانی است که به تخمین از 13 تا 21 سالگی در دخترها و از 15 تا 21 سالگی در پسرها طول می کشد2. در این دوره دگرگونی های ژرفی در ساختار روانی و بدنی انسان پدید می آید که در آستانه جوانی به کمال خود می رسد. این دگرگونی ها با نشانه هایی مانند رشد استخوانها، اندام تناسلی، ترشح غددو نشانه هایی دیگری تظاهر پیدا می کند که چگونگی ظهور آنها در هر یک از دو جنس متفاوت است. در دخترها، بزرگ شدن پستانها و روییدن مو بر عانه در سالهای 10 و 11 سالگی است در حالی که قاعدگی در سالهای 11تا 12 سالگی پدید می آید. در پسرها روییدن مو بر زهار و بزرگ شدن بیضه ها در سال های 11تا 13 سالگی ولی بزرگ شدن آلت و قدرت انزال در سالهای 13 تا 17سالگی آشکار می شود1. به طور متوسط ، دخترها ، یک و نیم تا دو سال زودتر از پسرها به مرحله بلوغ پا می گذارند.
در پژوهشی که در باره سن بلوغ ده هزار دختر و پسر نوجوان ایرانی در تهران و شهرستان ها انجام گرفته میانگین سن بلوغ در دخترها 3/13 و پسرها 5/14سال تعیین گردیده است2. این پژوهش و
بررسی های علمی دیگری نشان می دهد که بلوغ پدیده ای نیست که با رسیدن به سن خاصی یکباره حادث شود، بلکه بلوغ فرایندی است که از یک دوره سنی با ظهور بعضی از نشانه ها آغاز می شود و در پایان دوره که زمان آن ممکن است که بر حسب اشخاص کوتاه و یا طولانی باشد پایان می یابد. بلوغ یکی از مراحل حساس رشد آدمی است. در این مرحله به همراه رشد بدنی تواناییهای ذهنی نیز رفته رفته رشد
می یابد. احساسات خفته در این دوران بیدار می شود. دگرگونی های ناگهانی کشمکش ها و نقش های روانی می آفریند، چندانکه نوجوان گام به گام خود را با وضعی تازه رو به رو می بیند. در نتیجه دوره ای با فراز و نشیب های عمیق بخشی از زندگی نوجوان را فرا می گیرد تا آنکه حالت تعادل و ثبات در پایان این دوره فرا رسد.
بلوغ دوران گذر از کودکی به بزرگسالی است. نوجوان که در دوران پیش از بلوغ مطیع و وابسته به پدر و مادر بود رفته رفته میل به استقلال پیدا می کند. این نیاز جدید نوجوان را بر آن می دارد که با هر آنچه به او پیشنهاد می کنند به مخالفت برخیزد. نوجوان طالب تجارب نویی است که هرگاه رنگ ماجراجویی به خود می گیرد. به این ترتیب ، افق زندگی که تا آن هنگام به دلبستگی های خانوادگی محدود بود وسعت بیشتری پیدا می کند و نوجوان علایق جدید نشان می دهد. در دوران نخستین نوجوانی ، نیروی جسمانی آدمی فزونی می یابد. بنابراین ، نوجوان احتیاج پیدا می کند که بخشی از نیرو را از راه فعالیتهای بدنی از خود دور سازد. چه بسا، تخلیه ی این نیرو رفتارهایی را موجب شود که به نظر بزرگسالان دور از نزاکت و آداب و قوانین اجتماعی باشد. زیرا، قید و بندهای اجتماعی به نظر نوجوان اصلاً بی معنی و گاه ظالمانه است. ولی در هر حال این اعمال به خودی خود برای رشد شخصیت نوجوان لازم است.
ب) معیار بلوغ در فقـه
اصولاً بحث مسوولیت به طور اعم و مسوولیت جزایی انسان به طور اخص از نظر علم فقه، بر پایه ی وجود تکلیف تحلیل می شود. از این دیدگاه یکی از قواعد مشهور و معتبر فقهی که مبنای هر گونه مسوولیت انسان را در زندگی فردی و اجتماعی تشکیل می دهد ، شرایط عامه تکلیف» است. یعنی حدوث یا زوال مسوولیت انسان اعم از مسوولیتهای عبادی ، مدنی و جزایی منوط به وجود بلوغ، عقل، اراده و اختیار و علم به حرمت احکام تکلیفی و احکام وضعی است. به طوری که با فقدان هر یک از این شرایط از جمله بلوغ ، مساله ی مسوولیت زایل خواهد شد. بر این مبنا در نظام حقوقی اسلام و سایر نظامات یکی از شرایط تحق
ق مسوولیت جزایی اطفال رسیدن به سن بلوغ است. به دیگر سخن، مرتکب جرم وقتی جزاء مسوول شناخته می شود که بالغ باشد. پس اگر مرتکب جرم طفل باشد از مسوولیت جزایی مبری است.
اینک برای درک ضابطه ی تشخیص بلوغ در فقه، ابتدا به آیاتی که در زمینه بلوغ وارد شده است، مراجعه می کنیم و سپس احادیث و روایات بلوغ را مورد بحث قرار داده و سخنان فقها را در این زمینه نقل می کنیم و سرانجام به نتیجه گیری بلوغ در اسلام می پردازیم.
بند اول- معیار بلوغ در کتاب
لفظ بلوغ در قرآن به معنی پایان دوران کودکی و ظاهر شدن رشد و تکامل جنسی و گرایش کودک به نکاح و انجام عمل زناشویی با جنس مخالف آمده است1 و مراد از این آیه این است «یتیمان را امتحان و آزمایش کنید تا اگر از تمایل به نکاح دارند و به مرحله بلوغ رسیده اند و قادر به درک مصالح زندگی خود یافتید اموال آنان را در اختیارشان قرار دهید».
آنچه از مفاد این آیه استشهاد می شود این است که کلمه نکاح به معنی رشد و تکامل قوای جنسی است که هر گاه با آثار خارجی همراه باشد بلوغ شناخته می شود. در برخی دیگر از آیات قرآن کریم، برای تشخیص بلوغ ، لفظ «حلم» استعمال شده است. چنانکه در آیه 59 از سوره نور آمده است2: «وقتی که کودکان شما بلوغ احتلام رسیدند، مانند سایر بالغان از آن پس باید با اجازه وارد شوند…».
در تفسیر«المیزان» در ذیل آیه ی مذکور آمده است: احلام جمع حلم است و آن عبارت است از آنچه که شخص نائم در خواب می بیند3. پس رسیدن به حلم همان بلوغ است که پایان دوره کودکی و ورود به مرحله بلوغ می باشد. مستفاد از آیات فوق الذکر این است که تحقق اصطلاحات بلوغ و حلم رابطه مستقیمی با رشد قوای جسمی و جنسی و قدرت شخص بر انجام عمل زناشویی دارد و نمی توان آن را در سن معینی محدود کرد.
بند دوم- معیار بلوغ در سنت
صرفنظر از معدود روایاتی که در آن به سن بلوغ هم در کنار سایر علائم رشد جنسی اشاره شده است1، در اکثر احادیث و روایات وارده ، معیار بلوغ در نزد زن و مرد، پایان دوره ی کودکی و تکامل
غریزه ی جنسی و رسیدن به حد حلم و احتلام است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
1- حدیث« رفع القلم عن الصبی حتی یحتلم» کودکان تا زمانی که قدرت و توانایی جنسی به حد احتلام را پیدا نکرده اند از مسوولیت مبری هستند.
2- در صحیحه ی هشام از امام صادق (ع) نقل شده است که آن حضرت فرموده است: پایان یافتن دوران کودکی با رسیدن کودک به حد احتلام حاصل می شود2.
3- امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که آن حضرت در وصیت خود به امام علی در مورد بلوغ فرموده است: « لایتیم بعد الاحتلام» یعنی بعد از دوران احتلام، یتیم بودن نیست.

                                                    .