دانلود پایان نامه

داشتن خلق افسرده) یادآوری خاطرات خوشایند اندک و یادآوری خاطرات منفی زیاد است. این تمایل به یادآوری خاطرات منفی به نظر میرسد که نقشی کلیدی در آسیبپذیری شخص در برابر افسردگی بالینی داشته باشد (رویز کابالرو و برمودز، 1995، به نقل از داودی، 1386). وقتی افراد بالا در روان نژندخویی خلق افسرده دارند، تمایلشان به یادآوری رویدادهای منفی بسیار چشمگیر است (برادگی و موگ، 1994). در یک مطالعه روان نژند خویی با نوسان خلق و آسیبپذیری نسبت به افسردگی، حتی در میان نمونه های غیربالینی ارتباط نشان داد (ساکلوفسک، کلی و جانزن، 1995). به نظر میسد روان نژند خویی بالا با اتکا به خود ضعیف چه در مردان و چه در زنان ارتباط دارد (ماروسیک، برتکو و زاروسکی، 1995، به نقل از داودی، 1386). همان طور که از نام این حیطه برمیآید، کسانی که مبتلا به نوروز هستند عموماً در سنجههای روان نژندخویی نمره بالا میگیرند، اما مقیاس روان نژندخویی یک بعد بهنجار از شخصیت را اندازه میگیرد. افراد دارای نمرۀ بالا در روان نژندخویی ممکن است در مخاطره بیشتری برای ابتلا به برخی مشکلات روانپزشکی باشند، اما مقیاس روان نژندخویی را نباید جز آسیب روانی محسوب کرد. ممکن است کسی در روان نژندخویی نمره بالا داشته باشد بدون آنکه دچار یک اختلال روانپزشکی قابل تشخیص باشد. از جهت دیگر همه طبقات بیمارهای روانی با روان نژندخویی بالا همراه نیستند، مانند افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی. افرادی که در این مقیاس نمره کم میگیرند از نظر هیجانی باثبات، معمولاً آرام، راحت و خلق وخوی ملایمی دارند. این افراد بدون پریشانی یا عصبی شدن با موقعیتهای فشارزا روبرو میشوند (کاستا و مککری،1992، به نقل از داودی، 1386).
2- برونگرایی
مککری و کاستا (1987) برونگرایی را مانند روان نژندخویی یک ابرصفت میدانند. سازه برونگرایی و نقطه مقابل آن درونگرایی، تقریباً در تمام نظریههای روان شناسان گرایشی نقشی عمده ایفا می کند. به نظر میرسد در این که برونگرایی یک گرایش کاملاً تأیید شده است (یعنی یکی از ابرصفتها است) تردیدی وجود نداشته باشد. برونگراها، اجتماعی، مردم دوست، قاطع، فعال و پرحرف هستند. هیجان و تحریک را دوست دارند و ذاتاً بشاش هستند. آنان امیدوار، پرانرژی و خوش بین هستند. درونگراها بیشتر مستقلاند تا پیرو، کارها را با سرعت مورد پسند خود انجام می دهند، نه آن که کند باشند. بیشتر خوددار هستند تا سرد و خشک، تنهایی را ترجیح میدهند، اما بدبین و ناشاد نیستند. درونگرایی را باید فقدان برونگرایی دانست نه نقطه مقابل آن (کاستا ومک کری،1992).
3- فراخ ذهنی
افراد فراخ ذهن نسبت به دنیای درون و برون کنجکاو بوده و به دنبال اندیشه های نو و ارزشهای غیرمعمول هستند (کاستا و مک کری، 1992). این افراد به خاطر خود تجربه به تجربه کردن علاقهمندند، مشتاق تنوع هستند و ابهام را تحمل میکنند، زندگی غنیتر، پیچیدهتر و نامتعارفتری دارند. برعکس، افراد بسته در تخیل ضعیف به نظر میرسند، به هنر و زیبایی حساس نیستند، در عواطف محدودند، از لحاظ رفتاری خشک و انعطافناپذیرند و اندیشیدن برایشان خستهکننده است و از لحاظ ایدئولوژیک متعصب هستند.
افراد فراخ ذهن نسبت به افراد دارای ذهن بسته، هیجانهای مثبت و هیجانهای منفی را با شدت بیشتری تجربه میکنند. کسانی که در فراخ ذهنی نمره پایین میآورند رفتارشان تابع عرف است و دیدگاهی محافظهکار دارند. آشنا را به نو ترجیح میدهند. پاسخهای هیجانی آنها نسبتاً خفیف است، تنگ نظرترند و علائقشان محدودتر. افراد فراخ ذهن تابع عرف نیستند، خودکامگی را به زیر سؤال می‌برند، پذیرای اندیشه های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی نو هستند، اما بدین معنی نیست که منضبط و پایبند به اصول اخلاقی نیستند. یک فرد فراخ ذهن ممکن است به همان اندازه که آگاهانه سیستم ارزشی متحول خود را بکار میگیرد، به ارزشهای سنتی نیز پای بند باشد. شاید از دید برخی از روانشناسان فرد فراخ ذهن سالمتر و پختهتر به نظر برسد، اما ارزش فراخ ذهنی یا بسته بودن ذهن به الزامات موقعیت بستگی دارد و هم افراد فراخ ذهن و هم بسته ذهن کارکردهای مفیدی در جامعه دارند (کاستا و مک کری، 1992، به نقل از داودی، 1386).
4- وجدانی بودن
بسیاری از نظریههای شخصیت به ویژه نظریه روانپویشی به کنترل تکانهها توجه دارند. بیشتر مردم در جریان رشد و تحول میآموزند که چگونه تمایلات خود را اداره کنند. ناتوانایی بزرگسالان برای مقاومت در برابر تکانهها و وسوسهها عموماً نشانه هایی از روان نژندخویی بالا محسوب میشود، اما کنترل خود را میتوان به فرآیند فعال برنامه ریزی، سازماندهی و انجام وظایف نیز نسبت داد. تفاوت افراد در این نوع تمایلات اساس وجدانی بودن است. افراد باوجدانتر هدفمند، با اراده و پرانرژی و مصمم هستند و کمتر کسی بدون داشتن مقدار مناسبی از این صفت میتواند موسیقیدان یا ورزشکار شود. وجدانی بودن بالا از جنبه مثبت با پیشرفت تحصیلی و شغلی همراه است و از جنبه منفی با سختگیری آزارنده، آراستگی وسواسی یا اعتیاد به کار رابطه دارد (کاستا و مککری،1992، به نقل از داودی، 1386). دانشآموزان باوجدان  به کسب نمره های بالاتر و انجام تکالیف فوق برنامه گرایش دارند (دیگمن، 1989؛ دالینجر و ارف، 1991، به نقل از داودی، 1386). وجدانی بودن با سلامت و سرحالی جسمی رابطه دارد (هوگان، 1989). قطب مخالف وجدانی بودن “بیبرنامه” است. مککری و کاستا (1987) اظهار میدارند که افراد پایین در وجدانی بودن نه آنقدر کنترل نشده هستند که بیبرنامه باشند و نه آنقدر تحت تأثیر تکانهها که تنبل نامیده شوند.
5- توافق
توافق نیز مانند برونگرایی عمدتاً یک بعد از تمایلات بین فردی است. فرد موافق اساساً نوع دوست، دلسوز و مشتاق کمک به دیگران است و باور دارد که دیگران هم به همان اندازه به دردش میخورند (کاستا و مک کری، 1992). قطب مخالف توافق، “تقابل” است، یعنی تمایل به اینکه فرد خود را در تقابل با دیگران ببیند. افراد تقابلی به عدم اعتماد، شکاک بودن، همحس نبودن، اهل همکاری نبودن، کله شقی و گستاخی گرایش دارند. مککری و کاستا به شباهت میان تقابل و قطب روان پریش خویی آیزنگ اشاره میکنند. خصومت مرتبط با برخی جنبه های خاص از رفتار تیپ A نیز شباهت در خور توجهی با تقابل دارد. تصور میشود توافق نیز مانند “فراخ ذهنی” اساساً حاصل یادگیری و اجتماعی شدن باشد تا پایه زیست شناختی (کاستا و مککری، 1988). افراد موافق در روابط بین فردی به هم حسی، همکاری، اعتماد کردن و حمایتکنندگی تمایل دارند، اما توافق در حالت افراطی ناخوشایند است و به صورت رفتار وابسته و “فراموش کردن خود” در برخورد با دیگران آشکار میشود.
شاید به راحتی بتوان گفت که این حیطه اجتماع پسندتر و از نظر روانی سالمتر است. البته درست است که افراد موافق محبوب تر از افراد مخالف خوان هستند، اما آمادگی برای مبارزه در راه علائق خود نیز فوایدی دارد و توافق در جایی که مبارزه جویی مورد نیاز است، مزیت محسوب نمیشود. به عنوان مثال، در حوزه علوم، تفکر نقادانه و شکاکانه برای تحلیل درست لازم است. بنابراین هیچ کدام از قطب های این بعد از منظر اجتماعی و از نظر سلامت روان ذاتاً بهتر از قطب دیگر نیستند.
بررسی دوقلوها معلوم کرده است که از پنج عامل، این چهار مورد عنصر ارثی نیرومندتری دارند: روان نژندخویی، برونگرایی، گشودگی و وظیفهشناسی و معلوم شده است که خوشایندی عنصر محیطی نیرومندتری دارد (برگمن و همکاران، 1993، به نقل از محسنی، 1388).
بنابراین آنچه اهمیت افزونتری دارد این احتمال است که رابطه میان ویژگیهای شخصیتی و محیطهای کاری، به ویژه میتواند بر عملکرد تأثیر بگذارد (هرتز و دنوان، 2000). به طور کلی در تحقیقات، نسبت به سودمندی آزمونهای شخصیت در انتخاب کارکنان با هدف بهبود عملکرد شغلی با خوش بینی نگریسته شده است و در این مورد که شخصیت بویژه بعد وظیفه شناسی بخوبی عملکرد را پیشبینی می‌کند، توافق نظر وجود دارد (بهیلینگ، 1998).

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : سازمان یادگیرنده

2-17. ویژگی شخصیتی مدیران

افراد زیادی در نوشته های خود یک سری تواناییها و ویژگیهای شخصیتی را برای شخص مدیر و موفقیت او لازم و ضروری دانستهاند که در اینجا به اختصار توضیح داده میشود.
کونتز خصوصیات لازم برای شغل مدیریت را شامل، علاقه و اشتیاق به مدیریت، مهارتهای ایجاد ارتباط با دیگران، درستی و یکرنگی، تجربه شخصی (عملکرد گذشته در سمت مدیریت) میداند (طوسی، 1371).
هنری فایول ویژگیهای زیر را برای مدیریت لازم میداند:
توانایی جسمی: یعنی داشتن سلامت، نیرو یا انرژی و ظاهری مناسب.
توانایی فکری: یعنی داشتن ثبات روانی، اشتیاق به پذیرفتن مسئولیت، ابتکار و وفاداری.
معلومات عمومی: یعنی آشنایی کامل با اموری که ارتباط خاصی با وظایف سازمان دارد.
معلومات شخصی: یعنی داشتن اطلاعات خاص در مورد وظایف شغلی و کار مورد تصدی که ممکن است فنی، مالی یا اداری باشد.
تجربه: یعنی دارا بودن معلوماتی که ضمن انجام کار عاید انسان میشود (ایران نژاد و ساسان کهر، 1371).
رضائیان (1378)، عمده خصوصیات ویژه رهبران را شامل هوش، بیان رسا، رشد اجتماعی و انگیزش درونی میداند.
2-18. شخصیت و کار
بدیهی است افراد دارای شخصیتهای متفاوت اند. مشاغل هم از همین ویژگیها برخوردارند. بر اساس این شیوه استدلال، تلاشهای زیادی انجام گرفته است تا افراد در مشاغل مناسب گمارده شوند (رابینز، 1998، به نقل از پارسائیان و اعرابی، 1387).
بیشترین کاربرد تئوری شخصیت در محیطهای کاری از طریق شناسایی و مطالعه صفاتی بوده که با محیط کار ارتباط مستقیم داشته اند. سه صفت مهم که به طور وسیع مورد مطالعه قرار گرفته اند عبارتند از: مکان کنترل، اقتدارخواهی، خودتنظیمی (مورهد و گریفیین، 1989، ترجمه: الوانی و معمار زاده، 1380).
مکان کنترل عبارت است از باور فرد نسبت اینکه رفتار او تا چه اندازه اثر مستقیم بر پیامد های همان رفتار دارد. این ویژگی شخصیتی به الگوهای رفتاری متفاوتی منجر میشود. افرادی که به باور خود، وقایع و پیامدهای مؤثر بر زندگی را در کنترل دارند، درونکنترل نامیده میشوند و کانون کنترل درونی دارند. در مقابل، افراد برون کنترل بر این عقیدهاند که رفتار و عملکرد آنها نتیجه شرایطی است که خارج از کنترل آنهاست. درون کنترلها در سازمان مسئولیت کارشان را خود به عهده میگیرند و به محیط و دیگران نسبت نمیدهند. برون کنترلها معتقدند که زندگی کاریشان در کنترل مدیران بالاتر است (قلی پور، 1386).
تحقیقات نشان داده است که افراد با کانون کنترل درونی و بیرونی نسبت به عوامل سازمانی، خصوصا˝ با توجه به مشارکت در تصمیمگیری واکنشهای متفاوتی نشان میدهند (رابینز، 1997). مدیر تربیت بدنی یک دانشگاه، رئیس اداره تفریحات سالم یک شهر یا نمایندگیهای ورزشی اگر منبع کنترل درونی داشته باشند بهتر عمل خواهند کرد. از سوی دیگر افراد با کانون کنترل بیرونی در موقعیتهایی که پایبندی زیادی به قوانین و مقررات و نظارت افراد مافوق را میطلبد به خوبی عمل میکنند (رابینز، 1997). بلیط فروشان یک رویداد بزرگ ورزشی نیاز دارند از یک روش مشخصی در توزیع بلیطها تبعیت کنند، بنابراین افراد با منبع کنترل بیرونی احتمالا˝ در این موقعیت اجرای بهتری خواهند داشت و با این شغل سازگاری بیشتری دارند (طالب پور، 1387).
پذیرش آمریت عبارت است از باور فرد به اینکه باید تا اندازهای تفاوتهای قدرت و مقام در یک سیستم اجتماعی مانند سازمان وجود داشته باشد.
متابعت عبارت از درجه تبعیت شخص از رفتار دیگران است. شخصی که متابعت بالایی دارد تمایل دارد رفتارش شبیه رفتار دیگران و تقلیدی از حرکات آنان باشد. شخصی که متابعت پائینی دارد، چندان توجهی به رفتار دیگران ندارد. چنین شخصی وظایف خودش را بدون توجه به روش کار دیگران انجام میدهد (مورهد و گریفیین، 1989 ترجمه: الوانی و معمار زاده، 1380).
پیشینه تحقیقات
2-19. تحقیقات انجام شده در داخل کشور
مهکویی و همکاران(1393) در پژوهشی با عنوان رابطه میان ویژگیهای شخصیتی و مدیریت تعارض دبیران تربیت بدنی ناحیه3 شیراز نتایج یافته ها نشان می دهد همبستگی ساده میان ویژگی های فراخ ذهنی، خوشایندی و وجدانی بودن با راهبرد راه حل گرایی ، رابطه مثبت و معنی داری مشاهده شد . و میان ویژگی های خوشایندی و وجدانی بودن با راهبرد عدم مقابله رابطه منفی معنی داری مشاهده گردید . همچنین میان ویژگی برون گرایی با هیچ یک از سه راهبرد مدیریت حل تعارض ، رابطه معنی داری مشاهده نشود.
خدابخشی (1391) در تحقیقات خود تحت عنوان بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با تعارض کار – خانواده در معلمان منطقه 5 تهران نشان دادند بین ابعاد شخصیتی برون گرایی، خوشایندی، وظیفه شناسی و گشودگی، با تعارض کا ر – خانواده رابطه منفی و معنی دار وجود دارد از طرفی، بین روان رنجور خویی و تعارض کار -خانواده، رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج آزمون t ،تفاوت معنی داری را در میزان ویژگی های شخصیت و تعارض کار – خانواده معلمان زن و مرد نشان نداد .یافته های پژوهش نشان داد بین ابعاد شخصیتی و تعارض کار– خانواده رابطه وجود دارد . همچنین، نتایج پژوهش نشان داد رابطه معناداری بین ویژگیهای شخصیت و تعارض کار– خانواده در معلمان زن و مرد وجود ندارد.

مطلب مرتبط :   تحقیق درموردهوش سازمانی، استان مازندران، ادارات ورزش، ضریب همبستگی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سید حسین سلیمی و همکاران (1390) در مقاله خود تحت عنوان (( ویژگی های شخصیتی ،سبک های مدیریتی و مدیریت تعارض در یک واحد نظامی)) به این نتیجه رسید که سبک آمرانه خیرخواهانه-مشورتی بیشترین سبک رهبری مورد استفاده در بین مدیران ارشد واحدهای نظامی مورد مطالعه و ویژگی شخصیت توافق پذیر بیشترین ویژگی شخصیتی مدیران ارشد واحد میباشد. سبک حل تعارض راه حل جو و سبک اعمال کنترل با ویژگی شخصیتی برون گرایی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین ویژگی شخصیت روان آزرده گرایی با نمره مدیریت رابطه منفی و معنی دار وجود دارد
حیدری نژاد و همکاران (1389) در مفاله خود تحت عنوان ((ارتباط میان ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مدیریت تعارض مدیران تربیت بدنی استان خوزستان)) نشان داد که میان ویژگی روان رنجور خویی با راهبردهای عدم مقابله و کنترل رابطه مثبت و معنادار و با راهبرد راه حل گرایی رابطه منفی معنا دار وجود دارد؛ همچنین میان ویژگی های برون گرایی، خویشاوندی، وجدانی بودن با راهبرد راه حل گرایی ، رابطه مثبت معنا دار نشان داد؛ ومیان ویژگی فراخ ذهنی با هیچ یک از سه راهبرد مدیریت تعارض رابطه معنا داری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد وجدانی بودن، بهترین پیش بینی کننده برای راهبرد عدم مقابله است؛ همچنین برون گرایی و خویشاوندی ، بهترین پیش بینی کننده ها برای راهبرد راه حل گرایی بودند.
یخوابی (1389) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان( بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مساله با پرخاشگری در دانش آموزان دختر و پسر مقطع سوم دبیرستان های شهر تهران) به این نتایج دست یافت که میان ویژگی های شخصیتی ، برون گرایی به جز با پرخاشگری جسمانی با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنی دار ، توافق پذیری و با وجدان بودن با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنا دار و انعطاف پذیری فقط با خصومت ، رابطه منفی معنا دار دارد و روان رنجور خویی با انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنا دار دارد. از میان سبک های حل مساله ، درماندگی و مهارگری با همه انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنا دار و سبک خلاقانه و اعتماد با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار دارد و سبک گرایش فقط با خصومت و نمره کل رابطه منفی معنا دار دارد و سبک اجتناب با هیچ یک از انواع پرخاشگری رابطه معنا دار ندارد.
حسینی نسب (1388) در مقاله خود تحت عنوان ((رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک های حل تعارض بین فردی با سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز)) به این نتیجه رسید که بین ویژگی های شخصیتی (توافق پذیری، برونگرایی، دلپذیر بودن، انعطاف پذیری) و

دسته بندی : علمی

پاسخی بگذارید