منابع تحقیق با موضوع عملکرد شناختی

آنجایی که پسران و دختران شیوه های متفاوتی در یادگیری و بهبود حافظه دارند، دختران در عملکردهای شناختی از جمله حافظهی بینایی بهتر عمل میکنند. هالپرن و لورینگ (2000) نشان دادند که مردان در حافظهی بینایی بهتر از زنان عمل میکنند که این نتایج با پژوهش درور و وکسلین ( 1992) که نشان دادند مردان دارای عملکرد سریعتری نسبت به انتقال مواد در حافظهی بینایی هستند همسو است . در برخی تحقیقات گزارش شده است که زنان در تکالیف کلامی ( برن باوم، باکستر و همکاران، 2000) و حافظهی بازشناسی بینایی ( مک گیورن،2000 ) بهتر از مردان عمل می کنند، اما در تکالیف حافظهی فضایی مردان عملکرد بهتری دارند ( پست ما، جاگر و همکاران ، 2004) علاوه بر تحقیقات مربوط به جنسیت، بخشی از ادبیات تحقیق به بررسی عملکرد حافظهی بینایی در گروه ها و جمعیتهای مختلف پرداخته است. به عنوان مثال تورگسن (2010) بیان میکند که کودکانی که دچار اختلال یادگیری هستند در حافظهی بینایی خود نقایصی دارند.کوهن، وولف و همکاران(2011 ) نشان دادند که بین حافظهی بینایی موسیقی دانان وغیر موسیقیدانان تفاوت معنا داری وجود ندارد. کرسپو، دازا و همکاران (2012) در پژوهشی نشان دادند که افراد کمشنوا به طور عمیق و شدید در تکالیف ارزیابی مربوط به حافظهی دیداری، تأخیر نشان دادند. چن، تسای و همکاران (2012) در پژوهشی نشان دادند که عملکرد کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی در حوزهی حافظهی بینایی به طور قابل ملاحظهای از کودکان گروه کنترل ضعیفتر است. نقص در حافظهی بینایی و توانایی بینایی – فضایی در بیماران وسواسی هم گزارش شده است ( بونه و همکاران، 1991؛ زیلنسکی و همکاران، 1995 ؛ به نقل از پیورسل، ماروف و همکاران، 1998). همچنین دیرسون، سیلوا و همکاران (2003) و شین، پارک و همکاران (2004) رابطه بین نقایص حافظهی دیداری را با شدت علائم وسواسی نشان دادند. تحقیقات آلنسو، لباد و همکاران (2008) آندرس و گاستو ( 2005) نشان میدهد که افراد مبتلا به اختلال وسواسجبری دچار نقص در حافظهی بینایی هستند. دکرسباخ و بارتر (2000) نیز یادآور شدند بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری به طور معناداری در عملکرد حافظهی بینایی به واسطهی اختلالاتی که در سازماندهی استراتژهای دستهبندی کردن معنایی، هنگام رمزگردانی از خود نشان میدهند دچار نقص هستند و همچنین نقایص حافظهی دیداری در میان بزرگسالان مبتلا به اختلال وسواسی – جبری شستشو مشاهده شده است (سیلوا و منزیس، 2003). تحقیقات مولر (2004) نشان داد که افراد مبتلا به وسواس جبری در حافظهی بینایی در مقایسه با گروه سالم علمکرد ضعیفتری دارند. در پژوهش، باتنرو لانگ فلت (1991) حافظهی کوتاه مدت بینایی کودکان و نوجوانان عادی و کمشنوا را مقایسه کردند، آنها دریافتند که وقتی سوالات به صورت دیداری و غیر کلامی باشد و بهطور همزمان اجرا شود، تفاوت معنا داری از لحاظ حافظهی دیداری کوتاهمدت بین افراد عادی و کمشنوا وجود ندارد، اما وقتی سوالات بهصورت زنجیرهای منعکس میشود افراد کمشنوا پیشرفت پایینتری از خود نشان میدهند. تحقیقات هریس و کیل (2006) نشان داد که کودکان کمشنوا در تکالیف حافظهی بینایی عملکرد بهتری دارند . لوپز – کرسپو، مندز و همکاران (2012) نشان دادند که کودکان ناشنوا در تکالیف مربوط به حافظهی دیداری تأخیر نشان دادند. مکلاتچی، گال بریت و همکاران (1987) نشان دادند که ورزش بوکس اثر معناداری بر نقصان حافظهی بینایی دارد. لورنت، دامات و همکاران (2000) نشان دادند که بین حافظهی دیداری بستگان درجه اول بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا با گروه گواه تفاوت معنا داری وجود ندارد. هاس و ما و همکاران ( 2012 ) در مطالعهی خود نشان دادند که بین حافظهی بینایی بیماران اسکیزوفرنی و افراد عادی تفاوت معنا داری وجود دارد. برخی محققان نشان دادند که کودکان مبتلا به بیش فعالی- نقص توجه در مقایسه با کودکان عادی دچار نقص در مهارتهای حافظهی بینایی هستند (گرافورد و دوی، 2008، داگلاس، 2005، گلدشتاین و گلدشتاین، 1998). ولاکس و کاراپیتکساس (2003) نشان دادند که کودکان مبتلا به اختلال نوشتن از مشکلات شناختی که تحتتأثیر حافظهی بینایی است رنج میبرند.در کنار این تحقیقات، بخشی از ادبیات تحقیق مربوط به این موضوع است که محل اقامت ( شهری / روستایی ) چه تأثیری روی تواناییهای شناختی افراد دارد. به عنوان مثال بوت و استونسون ( 2008) نشان دادند که تفاوت در عملکرد شناختی مرتبط با محل اقامت، سن، جنس و حضور در مدرسه است. نتایج زولا ( 2010) نشان داد که اقامت تأثیر زیادی در حوزهی تسلط کلامی و سرعت پردازش اطلاعات دارد اما اثر اقامت در حوزه های حافظهی ضمنی کلامی و بینایی بر توجه متوسط بود و همچنین اثر اقامت در حوزهی اجرایی کوچک بود. لیپینسکی، چیلد و همکاران (1990) در پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که محل زندگی نمیتواند به عنوان توضیحی برای تفاوت در نمرات عملکرد دیداری – فضایی و عملکرد ترتیبی کلامی در بین پسران شهری و روستایی باشد. به طور کلی همانطور که گفته شد، درباره ی مقایسه ی عملکرد حافظه ی بینایی در بین افراد شهری و روستایی مطالعات کمی صورت گرفته، از این رو هدف مطالعهی حاضر بررسی عملکرد حافظهی بینایی در بین گروهی از جمعیت شهری و روستایی با در نظر گرفتن عامل جنسیت است.

1-2- ضرورت و اهمیت پژوهش
شاید بهترین روش برای اهمیت حافظهی بینایی این سوال است که زندگی بدون حافظهی بینایی چگونه است؟
حافظه به صورت قدرتی فوقالعاده در تمام پدیده های هستی وجود دارد و قویترین نوع آن در انسان نهفته است، ولی در همهی افراد یکسان نیست. افرادی که از راه دیدن و تمرکز روی صفحه و تصویربرداری از مطالب بهتر میآموزند، نگه میدارند، یادآوری میکنند و مطالب را دوباره به صحنهی فعال ذهن خود میآورند از حافظهی دیداری برخوردارند. این نوع حافظه در امر یادگیری دخالت دارد
( فنون، 1388). و برای انجام تکالیف محاسبه مسائل ریاضی، کپیکردن اشکال، جورکردن از راه دیدن، یادگیری طرز استفاده از بازیها و وسایل بسیار مهم است. حافظه دیداری در یادگیری در بازشناسی و به یادآوردن حروف الفبای نوشته شده، اعداد خزانهی لغات دیداری به همان اندازه مهم است که تکامل هجیکردن و مهارتهای زبان نوشتاری. بنابراین بسیاری از مشکلات یادگیری( به خصوص خواندن و نوشتن ) به کاستی حافظهی بینایی ارتباط پیدا می کند. (جانت،2005 ). امروزه اعتقاد بر این است که بیش از 70 درصد آموختهها و تجارب از طریق چشم به دست میآید. تجارت دنیای بینایی نقش مهمی در تکوین عملکرد شناختی مغز دارد. اطلاعات دقیق و سریعی که از بینایی به دست میآید برای عملکردهای شناختی مغز حیاتی هستند( ون هاف، وندر کمپ و همکاران 2002). به طور کلی، نارسایی ویژه در یادگیری گروه ناهمگنی از کودکان را در بر میگیرد که مشکلاتی را در حوزه های گوناگون یادگیری دارند. این مشکلات اثرات مادامالعمری را برای فرد ایجاد میکنند که به نظر می رسد خیلی بیش از خواندن، نوشتن و حساب کردن باشد و حوزههایی هم چون سلامت ( باگ هاوان ، 2004)، بهداشت روانی، روابط بین شخصی، ادامهی تحصیل، امکانات استخدامی و …. عمیقاً تحتتأثیر قرار می‌دهند. نکتهی مهمی که در زمینهی این نارساییها وجود دارد، این است که اگر به موقع تشخیص داده شوند، میتوانند موفقیت چشمگیری در زندگی این افراد ایجاد نمایند، به ویژه در حال حاضر که فناوری‌های نوین میتواند در حمایت آموزشی و جبرانی این افراد نقش مهمی داشته باشد ( کاظمی و سیف، 1390).
سیستمهای حسی عامل بسیار مهمی در فرایند رشد زبان و گفتار میباشد. سیستمهای بینایی و شنوایی بسته به این که تحریکات بینایی باشند یا شنیداری آنها را به صورت پیام از محیط بینایی دریافت می کنند ولی باید توجه داشت که صرف دریافت تحریکات از طریق بینایی و شنوایی منجر به ایجاد شناخت و نهایتاً رشد زبانی نخواهد شد بلکه باید این اطلاعات به نحوی ثابت و دائمی ذخیره شده و نگه داشته شود تا در صورت نیاز به این منبع مراجعه کنیم (اگزلی، 2002) .
از طرف دیگر، شرط داشتن شناخت از یک پدیده، درک اطلاعات و جزئیات مربوط به آن است. فرایند درک یک پدیده نیز، بعد از فرایند ذخیرهسازی اطلاعات مربوط به آن پدیده صورت میگیرد. بنابراین فرایند درک که مهمترین عامل زبان محسوب میشود خود به ذخیرهسازی اطلاعات ( حافظه ) بستگی دارد. ذخیرهسازی اطلاعات بر حسب نوع پیام ( شنوایی یا بینایی) توسط حافظهی بینایی یا حافظهی شنیداری و یا هر دوی آنها صورت میگیرد. اگر فردی ضعف در حافظهی بینایی داشته باشد این اطلاعات قابل ذخیره نبوده و هیچ درکی نیز از آن حاصل نخواهد شد و فرد در زمینهی رشد زبانی و گفتاری دچار نقص خواهد شد؛ چرا که دامنهی خزانه حافظهی بینایی کم است و تصاویر اشیاء، حروف، کلمات، جملات در حافظهی وی به طور دقیق ضبط نشدهاند ( افتخاری و سعد اللهی، 1386).
شناخت یک پدیده هم از طریق بینایی است و هم از طریق شنوایی. به عنوان مثال، کودک در عین این که رادیو را میبیند اسم آن را نیز از زبان اطرافیان خود میشنود. پس پیام هم باید در حافظهی بینایی و هم در حافظهی شنیداری ضبط شود که در صورت ضعف حافظهی کودک قادر به برقراری ارتباط بین پیامبینایی و شنیداری نخواهد بود که همین امر در نهایت منجر به مشکلات زبانی و گفتاری خواهد شد
( افتخاری و سعد اللهی، 1386).
در سالهای اخیر، مطالعات مختلفی بر روی افرادی که دچار کاستی و نقص در حافظهی بینایی هستند انجام شده است و دانش ما را دربارهی این نوع حافظه به نحو چشمگیری افزایش داده است. بر اساس مطالعات مشخص شده است که حافظهی بینایی یکی از مهمترین کانالهای حسی برای دریافت اطلاعات است و در برقراری ارتباط انسان با دنیای خارج و تصحیح هر چه بهتر و دقیق تر این ارتباط نقش مهمی ایفا میکند ( مبینی، 1380). در واقع بدون حافظهی بینایی ما قادر به ضبط اماکنی که از آنها عبور کردهایم، شناسایی دوستانمان و حتی آدرس منزلمان نیستیم. در یک کلام نمیتوانیم تمام نکاتیرا که از طریق دیدن برایمان مطرح شده است را ضبط و شناسایی کنیم ( ولاکس و کاراپیتساس، 2008).
1-3- اهداف تحقیق
1-3-1- اهداف علمی:
تبیین تفاوت عملکرد حافظهی بینایی در افراد شهری و روستایی استان فارس.
1-3-2- اهداف کاربردی :
از جمله اهداف کاربردی این پژوهش مشخص کردن نقش محل اقامت ( شهری / روستایی ) در عملکرد حافظهی بینایی افراد میباشد. این پژوهش میتواند یاریگر متخصصان بالینی، روانپزشکان، روان‌شناسان،پژوهشگران، نوروسایکولوژیستها و سایر افراد در جهت شناخت بر ارزیابی مشکلات حافظه‌ی بینایی افراد شهری و روستایی و بدینسان راهنمایی در جهت راهبردهای تقویت حافظهی
بینایی گردد.
1-4- اهداف تحقیق:
1-4-1- هدف کلی:
بررسی عملکرد حافظهی بینایی در بین گروهی از جمعیت شهری و روستایی استان فارس
1-4-2- اهداف جزئی :
1- تبیین عملکرد حافظه بینایی فوری در بین افراد شهری و روستایی.
2- تبیین عملکرد حافظه بینایی تأخیری در بین افراد شهری و روستایی.
3- تبیین عملکرد حافظه بینایی فوری چهره‌ها در بین افراد شهری و روستایی.
4- تبیین عملکرد حافظه تأخیری چهره‌ها در بین افراد شهری و روستایی.
5- تبیین عملکرد حافظه بینایی فوری در بین زنان و مردان.
6- تبیین عملکرد حافظه بینایی تأخیری در بین زنان و مردان.
7- تبیین عملکرد حافظه فوری چهره‌ها در بین زنان و مردان.
8- تبیین عملکرد حافظه تأخیری چهره‌ها در بین زنان و مردان.
1-5- فرضیه ها :
1- بین عملکرد حافظه بینایی فوری در بین افراد شهری و روستایی، تفاوت معناداری وجود دارد.
2- بین عملکرد حافظه بینایی تأخیری در بین افراد شهری و روستایی، تفاوت معناداری وجود دارد.
3- بین عملکرد حافظه فوری چهره‌ها در بین افراد شهری و روستایی، تفاوت معناداری وجود دارد.
4- بین عملکرد حافظه تأخیری چهره‌ها در بین افراد شهری و روستایی، تفاوت معناداری وجود دارد.
1-6- تعاریف نظری
1-6 -1- تعریف نظری حافظهی بینایی:
حافظهی دیداری یک توانایی برای شناسایی موضوعات و حوادث دیده شده قبلی، بدون وابستگی به درون داده های مربوط به حافظهی کلامی است، زیرا درون داده های بینایی زیر بخشهایی از تصاویر شبکهای مشخص و معین هستند. این تصاویر نیاز به ذخیرهشدن در حافظه دارند که در مراحل زمانی مختلف با رویدادهای جدید مورد مقایسه قرار میگیرند. بدون فهم ادراک و شناخت بینایی، این تصاویر تنها مجموعهای از انواع رویدادها و صحنههایی هستند که قادر به یادآوری آنها نخواهیم بود؛ بنابراین حافظه‌ی دیداری برای نگهداری و ثبت اطلاعات ضروری است ( اسلیگت، اسکالت و همکاران، 2009).
1-6-2- تعریف نظری حافظه چهره ها :
منظور از حافظهی چهره توانایی بازشناسی چهرهی افرادی است که قبلاً دیده ایم ( ناکایاما ، 2006).
1-7- تعاریف عملیاتی
1-7-1- تعریف عملیاتی عملکرد حافظه بینایی:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مطالعه حاضر، عملکرد حافظه بینایی نمره‌ای است که فرد در مقیاس حافظه وکسلر فرم تجدیدنظر شده (WMS-R) که در ایران توسط اورنگی و همکاران (1381) هنجاریابی شده است، به دست می‌آورد. این مقیاس دارای 7 آزمون فرعی شامل: آگاهی شخصی در مورد مسائل روزمره، آگاهی نسبت به زمان و مکان (جهت‌یابی)، کنترل ذهنی، حافظه منطقی، تکرار ارقام روبه جلو و معکوس، حافظه بینایی و یادگیری تداعی است.
آزمون حافظه وکسلر در زمینه حافظه علمی، ساده و فوری و همچنین تفکیک میان اختلالات عضوی و کنشی حافظه، اطلاعات پایایی به دست می‌آورد.
در این پژوهش از خرده‌مقیاس‌های حافظه بینایی که شامل 4 آزمون: تداعی‌های زوجی بینایی 1 و 2 (فوری و تأخیری)، بازآفرینی بینایی 1 و 2 (فوری و تأخیری)، حافظه تصویری، فراخنای حافظه بینایی (روبه جلو و عقب) می‌باشد استفاده شده که در ابتدا آزمون‌های فوری گرفته شده و پس از گذشت مدت زمان 20 دقیقه، آزمون‌های تأخیری مورد استفاده قرار گرفت. آزمون به صورت فردی اجرا شده و به صورت 0 و 1 درجه‌بندی می‌شود.
1-7-2- تعریف عملیاتی عملکرد حافظهی چهره ها:
منظور از حافظهی چهره‌ها در این پژوهش نمره ای از سه آزمودنی در آزمون حافظهی چهره ها که توسط حق شناس در ایران ساخته شده است، به دست می آورد و به صورت صفر و یک درجه بندی میشود (حق شناس،1991)
فصل دوم:
پیشینه تحقیق

در این فصل سعی خواهد گردید تا مفاهیم مرتبط با حافظهی بینایی، کارکردهای آن و انواع حافظهی بینایی ارائه شود.
2-1- ماهیت حافظهی انسان
یکی از حوزه های بانفوذ و مورد علاقهی محققان در روانشناسی شناختی مطالعات مربوط به حافظه است ( کرمی نوری، 1390). اصطلاح حافظه مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آنها قادر میسازد، اطلاق میشود ( سولسو، 1991). حافظه روندی است که به وسیلهی آن اطلاعات کد گذاری، ذخیره، و بعداً یادآوری میشود
( توماس و کندل، 2002). در واقع بدون در اختیار داشتن حافظه و مهارتهای آن زندگی با سرعت فزایندهای از هم میپاشید و زیر بنای تمام تفکرات و ایدهها و اساس آنچیزی است که یادگرفتهایم
( ساعد، 1389). قدیمی ترین تعریف از حافظه به دیدگاه افلاطون بر میگردد. وی حافظه را به قفس پرندگان تشبیه کرد: ورود پرندهی جدید به قفس مانند ورود اطلاعات جدید به حافظه است و گرفتن یک پرنده از قفس به مثابه به یادآوردن اطلاعات جدید از حافظه است.
به نظر افلاطون یادآوری اطلاعات به سه دلیل دچار وقفه میشود:
اول آن که پرندهی مورد نظر از همان ابتدا در قفس جای نگرفته باشد، یعنی هیچگونه بازنمایی از حادثه ( مادهی یادگیری ) مورد نظر در حافظه موجود نباشد. در این صورت ناتوانی یادآوری به عدم یادگیری اولیه مربوط میشود.
دوم آنکه ممکن است پرنده در هنگام اقامت در قفس مرده باشد در اینجا ناتوانی یادآوری به مرحلهی
نگهداری اطلاعات مربوط میشود.
سوم آنکه ممکن است پرنده در قفس یکی از هزاران پرندهای باشد که در قفس است، ول

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *