دانلود پایان نامه

همکاران (1390) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه حافظه و انگیزه پیشرفت با جنسیت و پیشرفت تحصیلی دانشجویان، 89 نفر از دانشجویان پزشکی و غیر پزشکی موفق و ناموفق از دو جنس مونث و مذکر با اندازهگیری حافظهی کوتاهمدت، بلندمدت و انگیزهی پیشرفت، تحت بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش بین حافظهی کوتاه مدت و بلندمدت دانشجویان دختر و پسر هیچ تفاوت معناداری مشاهده نگردید. بین حافظهی کوتاه مدت و بلند مدت دانشجویان موفق و ناموفق نیز تفاوت معناداری مشاهده نگردید.

نصرتی و کرمی نوری ( 1381) در پژوهشی با عنوان « بررسی انواع حافظه در دانش آموزان دختر حافظ و غیر حافظ قرآن » اظهار داشتند که حافظان قرآن در حافظهی معنایی و حافظه‌ی رویدادی از دو گروه کنترل عملکرد بهتری داشتند اما چنین تفاوتهایی در حافظهی رویدادی و معنایی بین مبتدیان و غیر حافظان قرآن دیده نشد. همچنین نتایج نشان داده است که با افزایش پایه تحصیلی، عملکرد قرآن در انواع تکالیف حافظهی رویدادی و معنایی افزایش مییابد. بنابراین مهارت در حفظ قرآن، حافظه اطلاعات غیر قرآنی را نیز افزایش میدهند و این مهارت با افزایش سن تأثیر بیشتری روی حافظه میگذارد.
مظهری، حق شناس و همکاران ( 1385) پژوهشی با عنوان « حافظهی کلامی، دیداری و در جریان در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و بستگان درجه اول » انجام دادند. یافتههای این بررسی در مورد حافظهی دیداری نشان داد که بیماران و خانوادهی آنها در حافظهی دیداری تأخیری عملکرد ضعیفتر از گروه گواه داشتند، اما در زمینهی حافظهی دیداری اخیر بین بیماران و بستگان هم تفاوت معناداری وجود داشت.
دهکردی، وفایی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان « مقایسه سرعت نامیدن و عملکرد مولفه های سه گانه حافظهی فعال در کودکان نارسا خوان و عادی » انجام دادند. نمونهی مورد بررسی شامل 60 نفر از دانش آموزان پسر ( 30 عادی، 30 نارساخوان ) که به شیوهی تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که عملکرد کودکان نارساخوان در سرعت نامیدن اعداد، در مقایسه با کودکان عادی کند تر است و همچنین در هر یک از آزمونهای حافظه ی فعال به غیر از آزمون یادآوری، مکعب که دارای عملکرد یکسانی هستند، کودکان نارساخوان عملکرد ضعیفتری نسبت به کودکان عادی دارند.
تاراج، زارع و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان « تأثیر نشانگان پیش از قاعدگی در عملکرد حافظه ی روزمره و رویدادی» نشان دادند که سندرم قبل از قاعدگی با تأثیر منفی بر روی عملکرد حافظه، به نوعی موجب کاهش در عملکرد حافظهی روزمره و سپس افت در عملکرد حافظهی رویدادی خصوصاً در مرحلهی یادآوری آزاد همراه بود. نه تنها سندروم قبل از قاعدگی به عنوان نوعی اختلال، در نوسانات خلقی و زوال حافظه موثر است، بلکه بیشترین تأثیر آن در افت عملکرد حافظهی روزمره و سپس حافظهی رویدادی قابل طرح است.
زارع، مهدویان و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان « اثر محتوای عاطفی بر عملکرد حافظهی آشکار و نا آشکار دانشجویان » دریافتند که تکالیف عاطفی ( مثبت، منفی و خنثی) تأثیر متفاوتی بر عملکرد حافظهی آشکار و نا آشکار دارد. در حافظهی آشکار، بهترین عملکرد مربوط به تکالیف عاطفی مثبت و کمترین عملکرد حافظه، در تکلیف منفی بود. عملکرد حافظه‌ی نا آشکار در هر دو نوع تکالیف عاطفی مثبت و منفی بهتر از تکلیف خنثی بود.
حسن شاهی و گودرزی (1383) در پژوهشی با عنوان « اثر خلق بر عملکرد سیستم حافظه » نشان دادند که ساختارهای پردازش عاطفی محرکها اثر تسهیلی دارند و تفاوت گروه ها در یادآوری تکالیف ارائه شده با اطمینان بالایی پذیرفته شده است.
شاهنده و علی پور (1391) در پژوهشی با عنوان تأثیر جانبی شدن مغز بر عملکرد حافظه، 190 دانشجو که به صورت نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب کرده بودند را مورد آزمون قرار دادند. نتایج نشان داد که در میزان حافظهی آشکار افراد راست برتر با چپ برتر تفاوت دارد و این تفاوت بین دختران راست برتر با پسران راست برتر و دختران و پسران چپ برتر است.
سریع القدم، رودسری و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان بررسی نقش سازهشخصیتی سخترویی در تعدیل آثار سوء استرس بر عملکرد حافظه، 60 دانشجو را که به صورت غربال‌گری با مقیاس زمینهیابی دیدگاه های شخصی انتخاب کرده بودند را مورد آزمون قرار دادند. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایشی با سخترویی بالا و آزمایشی با سخترویی پایین به لحاظ نمرهی کلی حافظه تفاوت معنا داری وجود ندارد. همچنین بین گروه آزمایشی و کنترل با سخترویی بالا از نظر نمرهی کلی حافظه تفاوت معنا داری وجود ندارد. بین گروه آزمایشی و کنترل با سخترویی پایین نیز از نظر نمرهی کلی حافظه تفاوت معنا داری وجود ندارد.
طاهری، مرادی و همکاران ( 1390) در پژوهشی با عنوان « علمکرد حافظهی شرح حال در فرزندان نوجوان جانباز مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه » نشان دادند که عملکرد فرزندان جانباز مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، در تکلیف حافظهی شرح حال، ضعیف تر از فرزندان افراد عادی است.به عبارت دیگر، فرزندان جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در مقایسه با فرزندان عادی، قادر به بازیابی کمتر مواد شرح حال اختصاصی از حافظه هستند و خاطرات اختصاصی کمتری از حافظه بازیابی میکنند. سطح افسردگی و اضطراب نیز در فرزندان جانبازان مبتلا به این اختلال بالاتر از افراد عادی بود، در حالی که بین فرزندان جانبازان مبتلا و غیر مبتلا به این اختلال در دو مولفه حافظهی شرح حال و اضطراب تفاوت معنا دار نبود و فقط در مولفه افسردگی تفاوت معنا دار بود.
مرادی، عبدی و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان « عملکرد حافظهی شرح حال در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه » نشان دادند که گروه های آزمایشی در مقایسه با گروه‌های کنترل قادر به دستیابی به جزئیات معنایی و رویدادی اختصاصی کمتری از حافظه بودند.
دهقی، اصغر نژاد و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان « عملکرد حافظهی سرگذشتی در بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی » نشان دادند که بین تأخیر زمانی در بازیابی از حافظهی سرگذشتی در دو گروه بیمار و کنترل تفاوت معنا داری وجودندارد. و بین اختصاصی بودن در پاسخ به محرک واژههای ارائه شده و همین طور بین تعداد کلمات به کار رفته در پاسخ به محرک واژههای ارائه شده بین گروه بیمار و کنترل تفاوت معنا دار وجود دارد.
کاویانی ( 1383) در پژوهشی با عنوان « عملکرد حافظهی سرگذشتی و مسئلهگشایی در پیوستار زندگی، مرگ: پژوهشی از بیماران افسرده » نشان داد که بین گروه های سالم و افسرده‌ی بدون افکار خودکشی ( انگاره ناپرداز ) از یکسو و گروه های افسرده دارای افکار خودکشی ( انگاره پرداز ) و اقدام کنندهی خودکشی از سوی دیگر، تفاوت معناداری وجود دارد، لیکن تفاوت میان عملکرد انگارهپردازان و اقدامکنندگان خودکشی در آزمایههای بازخوانی سرگذشتی و راهبردهای مسئلهگشایی ناچیز است.
نظر بلند، فلاح و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان « بررسی عملکرد حافظهی کاری و برانگیختگی قشری پیشانی با توجه به رگه شخصیتی زود انگیختگی » نشان دادند که عملکرد دو گروه در تکالیف حافظهی کاری تفاوت معنا داری نداشت، در حالی که زمان واکنش آزمودنیهای زود انگیخته در پاسخ گویی به تکالیف کمتر و تعداد خطاهای آنها بیشتر بود. نتایج بررسی برانگیختگی قشری نشان داد که آزمودنیهای زودانگیخته، در حین انجام تکالیف حافظهی کاری، برانگیختگی قشری بیشتری را در قشر پیشانی چپ تجربه نمودند.
در پژوهش فرهنگی ( 1380) با عنوان « بررسی جنسیت و اثر درخشندگی در حافظهی آشکار و حافظهی ضمنی » نشان داده شد که تفاوت بین میزان عملکرد بازیابی حافظهی آشکار در زنان و مردان معنا دار نمیباشد. با توجه به رد شدن این فرضیه، فرهنگی به این نتیجه دست یافت که عامل جنسیت در میزان عملکرد بازیابی حافظهی آشکار موثر نبوده است.

در پژوهشی دیگر نظام آبادی، کرمی و همکاران ( 1381) با عنوان « مطالعه حافظهی کوتاه مدت و بلند مدت در انواع نارساخوانی سطحی و عمیق در کودکان دبستانی شهر تهران» نقش جنسیت به عنوان یکی از متغیرها در این گروه مورد بررسی قرار گرفت، ولی هیچ یک از فرضیات رابطه معنا داری نشان ندادند. بنابراین پژوهشگران به این نتیجه دست یافتند که جنسیت در حافظهی کوتاهمدت و بلند مدت هیچ یک از سه گروه مورد بررسی نقش موثری ندارد.
یوسفی و سیف (1382) در پژوهشی با عنوان « تحول فراحافظه و رفتار حافظه در کودکان و نوجوانان» نشان دادند که توانایی فراحافظه و رفتار حافظه دختران بیشتر از پسران است.
مطالعهی کرمی، منیری و همکاران ( 2003؛ به نقل از نیکدل، 1388 ) نشان دادند که بین دو گروه دانش آموز دختر و پسر در حافظهی رویدادی تفاوت معنا دار وجود ندارد.
تهرانیان، زارع و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان « تأثیر محتوای عاطفی بر حافظهی آشکار و نا آشکار به تفکیک جنسیت» نشان دادند که به طور کلی زنان در حافظهی آشکار بهتر از مردان عمل میکردند. یافتهی دیگر سرعت خواندن متون بود که گروه زنان در متون خنثی از همهی گروه ها عملکرد بهتری داشتند. این پژوهشگران به این نکته دست یافتند که عملکرد حافظهی آشکار و ناآشکار در دو جنس، با توجه به تکلیف با هم تفاوت دارند، به این صورت در هر دو حافظه، مردان در تکلیف مثبت و زنان در تکلیف منفی بهترین عملکرد را دارند.
ضیایی و امیری ( 1385) در پژوهشی نشان دادند که زنان سالمند تعداد بیشتری کلمهی مثبت بر چهره ی منفی را در مقایسه با مردان سالمند به یاد میآورند.میتوان این اثر را به نقش های اجتماعی و انتظارات فرهنگی در چهارچوب خانواده مربوط دانست. به نظر می رسد که زنان در فرهنگ ایرانی به عنوان مادر، به کلام مثبت به منظور کاهش تنش های خانواده و چهرههایی با بار هیجانی منفی توجه بیشتری را نشان میدهند. که این نقش ها در یادآوری موارد هیجانی اثر گذار است، بنابراین به نظر میرسد که افزایش هیجانی با افزایش سن، بی تأثیر از فرهنگ، انتظارات فرهنگی و نقش های اجتماعی نیست. از طرف دیگر به نظر می رسد که این اثر و تفاوت در یادآوری چهره به میزان بالایی وابسته به جنس است.
بیگدلی و ناظمی (1387) در پژوهشی با عنوان « عملکرد حافظه کوتاه مدت بیماران اسکیزوفرنی » نشان دادهاند که بین عملکرد حافظهی کوتاه مدت بیماران اسکیزوفرن و افراد عادی در 4 خرده مقیاس حافظهی وکسلر از جمله حافظهی بینایی، جهتیابی، کنترلذهنی و تکرار ارقام تفاوت معناداری وجود دارد.
حسنی، هادیان فرد و همکاران ( 1389) در پژوهشی با عنوان « مقایسهی پردازش اطلاعات بینایی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی و افراد بهنجار » نشان دادن که بین نمرات حافظهی بینایی بیماران اسکیزوفرن و افراد عادی تفاوت قابل توجهی وجود دارد و بیماران اسکیزوفرن در پردازش اولیه اطلاعات بینایی در مقایسه با افراد بهنجار و افسرده نمرات ضعیف تری کسب میکنند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   فارسی باستان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عزیزیان (1390) تحقیقی به منظور بررسی توازن دو آزمون بنتون و بندرگشتالت برای بررسی مشکلات ادراک بینایی کودکان نارساخوان و عادی انجام دادند. نتایج نشان داد که کودکان نارساخوان در خرده آزمونهای حافظهی بینایی و ادراک بینایی عملکرد ضعیفی دارند.
محمدیان (1386) پژوهشی با عنوان بررسی توان مقیاس هوش کتل (3) و آزمون حافظهی بینایی آندره ری در تشخیص دانشجویان استعداد درخشان و عادی انجام داد، به طور کلی نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگینهای حافظهی بینایی و هوش در دو گروه دانشجویان عادی و استعداد درخشان وجود دارد.
رادفر، جزایری و همکاران ( 1390) پژوهشی با عنوان « بررسی مقایسهای وضعیت حافظه در بین جانبازان مبتلا به اختلال استرس بعد از حادثه توأم با افسردگی و بیماران افسردهی غیر جانباز » انجام دادند بدین منظور صد بیمار مرد ( 50 جانباز مبتلا به PTSD )توأم با افسردگی، 50 بیمار افسرده غیر جانباز ) مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که دو گروه در حافظهی بینایی، حافظهی فوری، حافظهی منطقی، یادگیری تداعیها، بهرهی حافظه، اطلاعات شخصی و عمومی تفاوت معنا داری با یکدیگر ندارند و عامل سن، حافظهی بینایی هر دو گروه را تحتتأثیر قرار میدهد. همچنین بین حافظهی بینایی، کنترل ذهنی، تکرار ارقام، یادگیری تداعیها، بهره حافظه و حافظهی فوری از عوامل حافظه با مدت زمان حضور در جبهه همبستگی معنا داری وجود دارد.
پورحسین، معزز و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان « مقایسهی حافظهی دیداری- تجسمی در کودکان مبتلا به صرع و کودکان سالم: بر اساس تست شکل تجمعی آندره ری » نشان دادند که حافظهی دیداری – تجسمی در بیماران مبتلا به صرع ضعیفتر از گروه سالم است. اما بین سه گروه مبتلا به صرعهای لب آهیانه، گیجگاهی و پیشانی تفاوت معنا داری در میزان نمرات حافظهی دیداری- تجسمی مشاهده نشد. هم چنین بیماران مبتلا به صرع در سنین پایدار، نسبت به بیماران مبتلا در سنین بالاتر، نمرات ضعیفتری در آزمون شکل تجمعی آندرهری کسب کردند.
مولوی و وزیری نسب ( 1379) در پژوهشی با عنوان « مقایسهی عملکرد حافظهی شنیداری دانشآموزان نابینا و عادی و حافظهی دیداری دانش آموزان ناشنوا و عادی» نشان دادند که عملکرد حافظهی بینایی دانش آموزان ناشنوا ضعیف تر از عملکرد حافظهی بینایی دانشآموزان عادی و عملکرد حافظهی دراز مدت، کوتاهمدت و در کل شنوایی دانش آموزان نابینا بهتر از عملکرد دانشآموزان عادی بود.
علیرضایی مطلق، علاقبندراد و همکاران ( 1391) در پژوهشی با عنوان« بررسی و مقایسه عملکرد حافظهی دیداری پسران 6-12 سال دارای نارسایی توجه/ بیشفعال با همتایان عادی» 24 پسر 6-12 ساله مبتلا به اختلال بیش فعالی – کمبود توجه با بهره گرفتن از مقیاس ارزیابی والدین کانرز و مصاحبه ی بالینی به وسیله ی روان پزشک و 23 کودک گروه کنترل انتخاب شدند و حافظهی کلامی و بینایی آنها بررسی شد. برای بررسی حافظهی فوری و تأخیری کلامی، از آزمون فراخوانی داستان و برای بررسی حافظهی بینایی ( فوری و تأخیری)، از آزمون مخصوص حافظهی کلامی و حافظهی فوری بینایی کیم کاراد استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی در حافظه ی دیداری ضعیف تر می باشد.
چراغی، زمانی و همکاران ( 1391 ) با پژوهشی با عنوان بررسی عملکرد تکالیف مربوط به حافظهی دیداری و شنیداری در سطوح اضطراب انجام دادند. 78 دانشجو به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و آزمودنیها بر حسب میزان نمرات اضطراب در پاسخ به سیاهی اضطراب بک در چهار گروه فاقد اضطراب، اضطراب پایین، اضطراب متوسط و اضطراب بالا جایگزین شدند. نتایج نشان داد که اضطراب تنها بر تکالیف حافظهی شنیداری موثر بوده و این تفاوت تنها میان دو گروه با سطح اضطراب متوسط و اضطراب بالا مشاهده شد. به طور کلی یافتهها نشان داد که اضطراب، عملکرد افراد را در تکالیفی که پردازش واجشناختی، حافظهی فعال را درگیری میکند، بیشتر از تکالیف حافظهی دیداری تخریب میکند. و با توجه به اینکه گروه دارای اضطراب متوسط بالاترین عملکرد را در تکالیف حافظهی شنیداری نشان داده، می‌توان گفت که سطح بهینه از برانگیختگی میتواند به بهبود عملکرد منجر شود.
چمن آباد و همکاران ( 1392) در تحقیقی با عنوان نظریه انعطاف پذیری قشر مغز در حوزهی حافظه ی دیداری دانش آموزان ناشنوا و شنوا، 46 دانشآموز که شامل 22 نفر ناشنوا و 24 نفر شنوا بودند را مورد آزمون قرار دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که حافظهی بینایی دانش‌آموزان ناشنوا به طور معنیداری از همتایان شنوای خود بالاتر بود و همچنین کنش حافظهی بینایی دختران ناشنوا نسبت به دختران شنوا بالاتر بوده و دانشآموزان پسر ناشنوا نسبت به دانشآموزان پسر شنوا در روش های اجرایی آزمون حافظهی بینایی بنتون کنش بهتری ارائه دادند.
رضایی، راشدی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان « مقایسهی درک خواندن و حافظهی کاری در کودکان کمشنوا و عادی » نشان دادند که کودکان کمشنوا به

دسته بندی : علمی

پاسخی بگذارید