مقاومت در برابر تغییر

2006
جهان بینی تنظیمی
تأکید بر رهبری بروکراتیک و حفظ وضع موجود، رواج نظام سلسله مراتبی، وفادار ماندن به نظام، مقاومت در برابر تغییر، احترام به سنت ها و رسوم گذشته
جهان بینی کارآفرینی
تأکید بر رهبری فرصت طلب، نتیجه محور بودن، ارزیابی زیردستان بر اساس نتایج کارکردی، استفاده از تجارب گذشته، توجه و امتیاز دادن به رقابت
جهان بینی اجتماعی
تأکید بر رهبری مشارکتی و انجام فعالیتها به صورت گروهی، پذیرش تغییر از سوی افراد، احترام به نظرات اعضای گروه، محترم شمردن ارزشها و فرهنگ مشترک افراد
جهان بینی شبکه ای
تأکید بر رهبری دانش، تأکید بر توانمند سازی، زیر دستان، توجه ویژه به شایسته سالاری، تأکید بر نوآوری و خلاقیت.
منبع: ترک‌زاده و جعفری، 1391، صص 97-98
2-4-3-4- سبک های رهبری
توجه به رهبری به عنوان یک طبقه بندی رفتاری توجهات را به سمت اهمیت سبکهای رهبری معطوف نمود. سبک رهبری روشی است که رهبر بوسیله آن کارکردهای رهبری را به انجام میرساند و روشی است که به طور کلی مدیریت رفتاری را نسبت به اعضای گروه در پیش می‌گیرد. ابعاد بسیاری برای رهبری و سبکهای بسیاری برای رهبری می‌توان بیان نمود. ولی سبک رهبری مدیریت نسبت به افراد زیر دست را می‌توان به عنوان سه دسته طبقه بندی نمود (مولینز،2002)
سبک اقتداری: زمانی به کار می‌رود که تمرکز قدرت با مدیریت است و تمامی کارها در گروه به مدیر ختم می‌شود.وی به تنهایی برای تشخیص سیاست، رویه های رسیدن به اهداف سازمانی، وظایف کاری و روابط، کنترل، پاداش و تنبیه تصمیم گیری می‌کند.
سبک دموکراتیک: زمانی است که تمرکز قدرت بیشتر با گروه است و تعاملات بیشتری درون گروه وجود دارد. کارکردهای رهبری بین اعضای گروه تقسیم می‌شود و مدیریت یک بخش از گروه تلقی می‌شود.اعضای گروه حرف بیشتری برای تصمیم گیری، تشخیص سیاست، کاربرد سیستمها و رویه ها دارند.
سبک لس-فر: زمانی است که مدیریت مشاهده می‌کند که افراد گروه به تنهایی خوب کار می‌کنند. مدیریت آگاهانه تصمیم می‌گیرد که تمرکز قدرت را به اعضا انتقال دهد. به آنها آزادی عمل دهد تا آنچه که فکر می‌کنند بهتریت است انجام دهند و خود دخالتی نمی‌کند ولی همواره در صورت نیاز به کمک آماده است.
2-4-3-5- نقش رهبری در رفتار
با توجه به آنچه بیان گردید، از نقطه نظر سازمانی رهبری دارای اهمیت حیاتی است. زیرا رهبری نفوذ قدرتمندی بر رفتار فرد و گروه دارد. علاوه بر این، دلیل دیگر اهمیت رهبری آن است که رهبری کوششهای گروه را در جهت هدفی هدایت می‌کند که هدف مورد نظر او نیز می‌باشد و این ممکن است با هدف سازمانی هماهنگ بوده یا نباشد (مورهد و گریفین، 2010). از طرف دیگر رهبری تأثیر چشمگیری بر روی عملکرد دارد (لوتانز، 1992). به این صورت که رهبران برای رسیدن به اهداف سازمانی دو وظیفه مهم دارند. اول اینکه آنچه که سازمان باید آنرا تحقق بخشد را مشخص کند و دوم اینکه محیطی را فراهم آورند که در آن کارکنان بتوانند نیازهای کاری را شناسایی کنند و کار را انجام دهند و به این ترتیب بر رفتار و عملکرد افراد درون سازمان تأثیرگذارمی‌باشند (ویس،2001).
2-4-4- ارتباطات
ارتباطات یکی از پویایی های رفتار سازمانی است که اغلب مورد بحث قرار می‌گیرد، ولی هنوز به درستی درکی از آن وجود ندارد. ارتباطات خون جاری در شریان تمامی سازمانهاست و فرایندی است که افراد، گروهها و سازمان را بهم مرتبط می‌سازد (کیتون، 2011؛ لاننبرگ و اورنستین، 2012). ارتباط بین اعضای سازمان در داخل و بین آنها و مشتریان و ذینفعان در خارج از سازمان اطلاعات حیاتی برای سازمان فراهم می‌آورد و این اطلاعات در درون یک سازمان به حرکت در می‌آید و مبادله می‌شود. این تبادل اطلاعات در سازمان از طریق ساختارهای رسمی و غیر رسمی جریان یافته و به صورت عمودی، افقی و جانبی به حرکت در می‌آید.
2-4-4-1- تعاریف موجود در باب ارتباطات
اغلب تعاریف مربوط به ارتباطات که در ادبیات رفتار سازمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند، بر روی استفاده از علائم برای انتقال مفاهیم و اطلاعات تأکید دارند (لوتانز، 1992). ارتباطات سازمانی فرایندی است که توسط آن معنا را در اذهان افراد دیگر توسط پیامهای کلامی و غیر کلامی ایجاد کرده و این مسئله در محتوا و متن رسمی سازمانی اتفاق می‌افتد (مک کراسکی و مک کراسکی، 2005). به طور حتم ارتباطات ورودیها را از محیط وارد سازمان کرده و خروجی ها را از سازمان به محیط هدایت می‌کند (لاننبرگ و اورنستین، 2012).
2-4-4-2- کارکردهای ارتباطات در سازمان

                                                    .