دانلود پایان نامه

تشویق می کند اما وسایل مورد نیاز برای رسیدن به آن ها را در اختیار اعضایش قرار نمی دهد، موجب به وجود آمدن ارتکاب جرم می شود.( ستوده، 1389:129) دقیقا همان اتفاقی که برای جامعه ی ایران رخ داده است. همانطور که ذکر شد، کجروی را می توان بر حسب انگیزه ی کنشگر به چهار دسته ی فرهنگی، اجتماعی و ساسی و اقتصادی تقسیم نمود. در عین حال کجروی متغیر است. این متغیر ها قانونمند هستند و بر حسب شرایط فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تغییر می یابند. در نتیجه، کجروی قابل کنترل و پیشگیری است. میزان موفقیت هر کشور در مقابله صحیح با آسیب های اجتماعی و کاهش هزینه های توسعه معرف کارایی آن حکومت در ساماندهی نظم و مدیریت تضادهای اجتماعی انتظاراتش از مردمانش است.
2-6-جرم و عوامل جرم زا
از دیدگاه حقوقی نقض قانون هر کشوری در اثر عمل خارجی در صورتی که انجام وظیفه یا اعمال حقی آن را تجویز ننماید و مستوجب مجازات هم باشد، جرم نامیده می شود(اقتصادیان66:1383) اکثر متخصصان معتقدند که تعامل میان عوامل زیستی، روانی و اجتماعی، پایه خشونت و جرم را می سازند(السان، 54:1385) .جرم دارای انواعی است مثل: جرم جانی، جرم مالی(سرقت)، جرم بدون قربانی(ولگردی) و جرم ناشی از شغل(سوء استفاده از مقام و اختلاس)، جرم سازمان یافته و نیز جرمی قه سفیدها ( کلدی، 24:1383). سرقت از با سابقه ترین جرایم بشری است که در جامعه های مختلف به شیوه های گوناگون دیده می شود. این پدیده در طول زمان دستخوش دگرگون یها و تغییرات زیادی شده، اما تنها چیزی که از بدو پیدایی و شکل گیری تاکنون ثابت مانده زشتی و مذموم بودن ماهیت آن است. برای سرقت تعریف های متعددی شده از جمله ربودن مال غیر، برداشتن شیئی از دیگری بدون اطلاع و رضایت او، گرفتن مال کسی به زور و با مکر و فریب، ربودن متقلبانه شیئی متعلق به دیگری و بالاخره از نظر قانون، سرقت تنها وقتی موجود است که شیئ موضوع جرم بدون آگاهی و بر خلاف میل صاحب آن از تصرف دارنده قانونی آن به تصرف عامل جرم درآید، لازمه آن گرفتن، برداشتن و ک شرفتن است(گلدوزیان، 33:1372) از اینرو سرقت نیز مانند سایر ارتکاب جرمات اجتماعی می تواند دارای علل و انگیزه های گوناگونی باشد(دیویس ،65:1990)
عوامل جرم زا متعددند عوامل جر م زای داخلی و خارجی
از عوامل جرم زای داخلی می توان به عوامل فردی مانند جنس، سن، وضعیت فیزیکی و عوامل روانی مانند حساسیت، ترس، کم هوشی، پرخاشگری و حقارت اشاره کرد. همچنین از عوامل جر م زای خارجی نیز می توان عوامل محیطی مانند اوضاع جغرافیایی و عوامل اجتماعی مانند فقر، ثروت، خانواده، فرهنگ، مهاجرت، اشتغال، بیکاری و وسایل ارتباط جمعی را نام برد(کلدی، 83:1383).

2-7-عناصر تشکیل دهنده جرم
1.عنصر مادی
هر آنچه که از شمول فعل و انفعال ذهنی مرتکب خارج و به نحوی تجلی بیرونی داشته باشد در چارچوب رکن مادی جرم قابل بررسی است. مانند: بروز قتل یا سرقت.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2.عنصر معنوی
عنصر معنوی یا رکن روانی جرم همان فعل و انفعال ذهنی مغایر با قانون جزایی است. بنابراین فردی که ذهنش فعل و انفعال نداشته باشد، موضوع حقوق کیفری قرار نمی گیرد. به عبارت دیگر شخصی قابلیت و صلاحیت داشتن فعل و انفعال ذهنی را دارد که توانایی اندیشیدن و خواستن را دارا باشد (برهانی،13889 :10)

2-8-انواع جرم
جرم قراردادی :جرمی را می گویند که فقط در چارچوب قوانین یک یا چند کشور جرم تلقی شود. مثل: روابط نامشروع جنسی.
جرم طبیعی: به جرمی گفته می شود که در سراسر جهان آن را جرم قلمداد می کنند. مثل: قتل عمد.
جرم مطلق: انجام یک عمل صرف نظر از تحقق نتیجه جرم را جرم مطلق گویند.
جرم به عادت: جرمی است که به دفعات متعدد یعنی حداقل دو بار انجام شود؛ بی آنکه عنوان تکرار جرم را پیدا کند. مانند: اعتیاد.
جرم مقید: چنانچه تحقق یک جرم مقید به ایجاد نتیجه ای باشد، آن را جرم مقید می گویند. هم چون: ربودن مال در سرقت.
جرم مادی صرف: ارتکاب آن دسته از اَعمال مجرمانه عمدی که به محض انجام، عنصر مادی جرم محقق می شود و دیگر نیازی به اثبات قصد مجرمانه فاعل نیست؛ زیرا عنصر معنوی و قصد مجرمانه مرتکب مفروض تلقی می شود. مانند: چک پرداخت نشدنی.
جرم آنی: جرمی است که در برهه ای از زمان شروع شده و به نتیجه رسیده است و یا در نیمه راه متوقف شده است. مانند: ضرب و جرح عمدی.
جرم مستمر: به فعل یا ترک فعلی گفته می شود که در طول زمان ادامه پیدا کند. مانند: اختفای مال مسروقه.
جرم استمرار یافته: عملی را که به طور مکرر و با فاصله زمانی نامشخص از یک فرد سر بزند جرم استمرار یافته گفته می شود. مانند: نگهبانی که در چند شب از انبار شرکت چیزی را سرقت کند.
جرم عقیم: جرم عقیم به جرمی گفته می شود که مجرم به دلیل عدم مهارت یا بی فکری و یا یک عامل غیر قابل پیش بینی، نتیجه ای از عمل خود نگیرد. مانند فردی که نتواند به خاطر عدم مهارت در تیراندازی، فرد مورد نظر خود را به قتل برساند.
جرم محال: برای تعریف این جرم از یک مثال استفاده می شود. مثلاً فردی که به جای استفاده از سمّ، از شکر برای کشتن فرد مورد نظرش استفاده می کند (درویش، 1386 :30).

مطلب مرتبط :   مسئولیت پذیری-خرید و دانلود پایان نامه کامل

2-9-شرایط تحقق جرم
به نظر جرم شناسان، در تحقق جرم 4 پدیده دخالت دارد:
عامل :پدیده ای است که در آفرینش و شکل گیری جرم نقش مؤثری دارد؛ بدون اینکه ایجاد کننده جرم باشد. مانند: وضعیت اقتصادی یا خانوادگی.
علت :چیزی است که مستقیم موجب بروز جرم می شود. در واقع علت، از تجمع چند عامل و تأثیر و تأثر متقابل آنها به وجود می آید. مانند: بی سوادی و شرایط نامناسب خانوادگی.
انگیزه : آن چیزی که در آخرین لحظه مقاومت فرد را درهم می شکند و به عنوان محرکی قوی دست انسان را به جرم آلوده می سازد، انگیزه است. مانند: اختلالات کروموزومی یا نقص عضو.
شرط : پدیده ای است که زمینه را برای ارتکاب جرم فراهم می کند. مانند: بحران اقتصادی که بروز جرم های نظیر بازار سیاه را ایجاد می کند (ستوده، 1386: 42)

2-10-مراحل ارتکاب جرم
الف- قصد ارتکاب جرم
در بیش تر موارد، بزهکار بعد از میل به ارتکا جرم و ارزیابی میان نفع حاصل از ارتکاب جرم و زیان ناشی از تعقیب، محاکمه و مجازات، تصمیم به ارتکاب جرم می گیرد. آنچه در قوانین کشورهای مختلف مسلم می باشد این است که مقررات جزایی شامل کسانی که فقط در مرحله فکر ارتکاب جرم بوده اند نمی شود. بنابراین اگر اندیشه جرم با عمل توأم نشود، شخص قابل مجازات نیست.
ب- تهیه مقدمات
در این مرحله، بزهکار از مرحله قصد و تصمیم به ارتکاب جرم خارج شده و برای نزدیک شدن به مقصود ارتکاب جرم، مقدمات کار را فراهم می کند. مثلاً برای ارتکاب قتل، اسلحه می خرد. این مرحله نیز اصولاً قابل مجازات نیست؛ زیرا تهیه مقدمات همیشه دلیلی بر نیت مجرمانه عامل آن نیست و اغلب ممکن است عملیات مزبور کاملاً مشروع و مجاز باشد.
پ- عملیات اجرایی
اَعمالی هستند که نفس جرم از آنها ترکیب می یابد. بنابراین باید عملی که از سوی مرتکب انجام شده است با تعریف قانونی جرم معین منطبق باشد تا بتوان آن عمل را شروع به اجرا محسوب کرد.
ت- اجرای جرم
در این مرحله، بزهکار وارد جریان اجرایی جرم شده و مرتکب نفس عمل مجرمانه می شود؛ که البته تحقق جرم مقید به حصول نتیجه است و ارتکاب جرم وقتی تمام می شود که بزهکار تمامی شرایط را که قانون برای تحقق جرم و ارتکاب آن لازم دانسته است انجام داده باشد (درویش، 1386: 54).

2-11-عوامل مؤثر بر بروز جرم و جنایت
نابرابری درآمدی
یکی ازمهمترین عوامل تأثیرگذاربر جرم، نابرابری اقتصادی است. نابرابری اقتصادی عمدتاً از طریق نابرابری درآمدی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. ازجمله عوامل اثرگذار برای ایجاد پدیده جرم می‌توان به نابرابری درآمدی اشاره کرد. زیرا نابرابری درآمدی بیان دهک‌های جامعه منجر به ایجاد فاصله طبقاتی شده و افراددهک‌های پائین برای پرکردن شکاف طبقاتی از طریق عاملی روانی به نام حسادت دست به جرم می‌زنند. برای به دست آوردن این شاخص می‌توان از ضریب جینی یا نسبت هزینه‌های خوراکی و غیرخوراکی دودهک آخر نسبت به دو دهک اول به دست آورد.
نرخ بیکاری
یکی از مهمترین و اثرگذارترین عوامل برایجاد جرم پدیده بیکاری است؛ زیرا بیکاری سبب فقر، نابرابری درآمد، مهاجرت، اختلاف خانوادگی و … می‌شود؛ البته برخی مطالعات وجود دارد که حاکی از عدم ارتباط یا ارتباط منفی بین بیکاری و جرم می‌باشد، اما آنچه که بدیهی است این است که افراد هویت خود را در موقعیت کاری که دارند، جستجو می‌کنند و هرگاه برای تمام افراد جویای کار، شغلی یافت شود، آنگاه انگیزه آنها برای بروز جرم و جنایت کاهش می‌یابد. نرخ بیکاری عبارت است از، جمعیت بیکار به کل جمعیت فعال (شاغل و بیکار) ضرب در 100 یکی از شاخص‌های توسعه یافتگی هر کشوری پایین بودن نرخ بیکاری در آن است.
فقر مطلق
هرچند که نتایج معدودی از مطالعات به عدم وجود رابطه بین فقر و جرمی ا حتی وجود رابطه منفی بین فقر و جرم دلالت دارد، اما به عقیده نکارندگان، فقر یکی از مؤثرترین عوامل در بروز جرم است. به این ترتیب که هنگامی که فرد در شرایط سوء تغذیه، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی و آموزشی، عدم وجود سرپناه مناسب برای زندگی و شرایطی مشابه قرار گیرد، به ناچار گزینه فعالیتهای غیرقانونی (ارتکاب جرم) را انتخاب می‌کند. در ادبیات دینی ما فقر عامل تمام فسادهاست. فقر به دو صورت فقر مطلق و فقر نسبی بیان می‌شود: منظور از فقرمطلق آن نوع فقری است که فرد برای به دست آوردن حداقل نیازهای غذایی (حداقل کیلوکالری غذایی) و حداقل نیازهای بهداشتی خود درمضیقه باشد و منظور از فقر نسبی، آن نوع فقری است که فرد، حداقل نیازها راداشته، اما در مقایسه با سایر افرادجامعه فقیر است.
صنعتی شدن و مهاجرت
ازجمله عوامل اثرگذار، تغییر سریع روند صنعتی شدن و پدیده شهرنشینی و مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ است. افراد به واسطه عواملی ماندبیکاری، فقر مالی و آموزشی و … اقدام به مهاجرت می‌کنند. زمانی که وارد کلان شهرها می‌شوند، به واسطه گسترده بودن محیط، احساس آزادی عمل و خود مختاری کرده و به اعمال ناهنجاری‌های اخلاقی و جرم روی آورند. عامل مهاجرت به همراه خود، تنوع فرهنگها، ارزشها و معیارهای اجتماعی متفاوت را دارد و باعث ایجاد فشارهای اقتصادی زیادی درکشور می‌شود. خالی سکنه شدن برخی از نواحی و بالعکس آن انفجار جمعیتی در برخی از شهرها، کنترل و هدایت امنیتی را دچار اختلال می‌کند و همین طور موجب ناهمگونی توزیع ارکان اقتصادی می‌شود که این خود عاملی تشدیدکننده در امر مهاجرت می‌شود.
تجربه گذشته فرد
چنانچه فردی در گذشته مرتکب جرم شده باشد، به علت پیداکردن چهره منفی درجامعه در بازار کار دچار مشکل می‌شود و از سوی دیگر، فردمجرم به دلیل پیدا کردن تجربه در اعمال مجرمانه خویش، هزینه اجرایی جرم را برای خودکاهش می‌دهد. از منظر دیگر به دلیل مداومت برجرم، وجدان اخلاقی فرد نیز کاهش می‌یابد. بنابراین موارد ذکر شده عواملی هستند که به واسطه تجربه گذشته فرد ایجاد شده و باعث افزایش جرم می‌شوند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : مشکلات رفتاری

سطح آموزش
همین طور که می‌دانیم فقر علمی و آموزشی موجبات ایجاد ارتکاب جرمات هستند. به گونه‌ای که هرچه سطح آموزش افراد درجامعه بالا رود، از میزان ارتکاب به جرم کاسته می‌شود.
از بعد دیگر می توان بیان کرد که هرچه سطح آموزش فردی که مستعد به انجام جرم است، بالاتر رود، میزان ارتکاب به جرم بیشتر می‌شود به عنوان مثال در دنیای کنونی هکرها ازجمله افرادی هستند که با داشتن هوش و سطح آموزشی بالا مرتکب به جرائم اینترنتی می‌شوند.
بنابراین، بطور حتم نمی‌توان بیان داشت که افزایش سطح آموزش علمی می‌تواند به کاهش میزان جرم منجر شود، بنابراین می‌توان عامل رشد سطح آموزشی علمی را همراه با رشد سطح آموزش فرهنگی هم پوشانی کرد به گونه‌ای که با افزایش آموزشهای فرهنگی از طریق بالا بردن اخلاق فردی، در کنار آموزشهای عملی می‌توان از میزان ارتکاب افراد به جرم کاست.
همچنین به لحاظ اقتصادی می‌توان اذعان داشت که افزایش سطح آموزشی، سطح درآمد فرد را بالا می‌برد.
توان پلیسی و قضایی
عوامل دیگری نظیر توان پلیسی و قضایی، احتمال دستگیری، میزان مجازات‌ها و مواردی مشابه می تواند تحت عنوان عامل بازدارندگی بیان شود. طبیعی است که هر چه توان امنیتی و قضایی در جامعه‌ای بیشتر باشد، اعمال کارهای مجرمانه نیز کاهش خواهد یافت. وجود نیروهای پلیس آموزش دیده و خبره و همین طور ایجاد و اعمال قانونهای روزآمد، متناسب با جرائم می‌تواند تأثیری منفی بر ارتکاب جرم داشته باشد.

سایر عوامل
خرده عوامل دیگری نظیر عوامل فرهنگی، مذهبی، جمعیتی (هرم سنی جمعیتی و جنسیت)، اختلافات خانوادگی و مواردی مشابه می‌توانند ازطریق جابه‌جایی درآستانه اخلاقی انسان، انگیزه را برای جرم بوجود آورد(اسماعیلی 1375 ،35).
2-11-1-عوامل اجتماعی و جرم
این نظریه به دنبال تحقق عدالت اجتماعی در جامعه است و گروه هایی که ناهنجار ی های زیادی را مرتکب
می شوند از جامعه طرد و به حاشیه می راند و به حقوق زنان در جامعه بسیار تأکید می کند(ادوارد، 2002). این دیدگاه مقولات گسترده ای را دربر می گیرد از این منظر مهمترین عوامل اجتماعی بازدارنده نابهنجاری و جرم عبارت اند از:
پیوندهای اجتماعی موجه که خود شامل:
الف) علاقه به دیگران
ب) تعهد به خانواده، شغل و دوستان
ج) مشغولیت و مشارکت مداوم در فعالی تهای زندگی
د) اعتقاد به ارز شها و اصول اخلاقی جامعه(فرهمند، 42:1387)
2-11-2-عوامل اقتصادی و جرم
اقتصاد عامل اصلی توسعه یافتگی محسوب می شود، سیاست گذار ی های اقتصادی بایستی به گونه ای باشد
که یک نوع توازن و انسجام اقتصادی را در کشور به وجود آورد(ضرابی و شاهیوندی، 78:1397). در واقع برخی اوقات منظور از توسعه همان رشد اقتصادی بوده است. در این دیدگاه یکی از عوامل عمده و تأثیرگذار در ارتکاب جرم را وضعیت نابسمان اقتصادی خانوارها می داند. به عبارت دیگر ضعف اقتصادی و عدم توان مالی را در ارتکاب جرم بسیار مؤثر می داند. فقر و محرومیت مادی را شاید بتوان گفت از مهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است. فردی که دچار این آسیب اجتماعی است از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می کند و از جامعه طلبکار می شود و از سوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می پندارد نوعی احساس انتقام کشی در او پرورش می یابد(لفت ویچ، 12:1385).

2-11-3-عوامل فرهنگی و جرم
فقر فرهنگی( روان شناسان اجتماعی جرم و کجرو یها را سرپیچی از هنجارها، رسم ها، سنت ها و قوانین جامعه می دانند). رسم ها، سنت ها و قوانین هر جامعه به عنوان مجموع های از ارز شهای فرهنگی آگاهانه یا ناآگاهان های است که از نسل های قبل به نسل

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید