دانلود پایان نامه

از پای درآیند وخیلی زود حیاتشان پایان پذیرد (عشق پور،1376).
در تحقیقی که به همت سازمان بازنشستگی کشوری منتشر شده است مشخص گردید که حدود 46 درصد بازنشستگان معتقدند رفتار خانواده پس از بازنشستگی شان با آنها بدتر شده است ونیز 38 درصد گفته اند رفتار مردم جامعه پس از بازنشستگی شان با آنان نامطلوب تر از دوران اشتغال آنان شده است (اردبیلی، 1379).
برخلاف فرهنگ غرب که وجود سالمندان را در خانواده ها، زائده ای مزاحم می پندارد و می کوشند برای آن که آزادی های شخصی شان محدود نشود به نحوی آنان را از محیط خانه و روابط خانوادگی دور کنند و به خانه سالمندان بفرستند ، اسلام به آنان ارج می نهد و برایشان حرمت قائل بوده و به رعایت حقوق و احترام آنان سفارش کرده و به بهره گیری از تجارب وافکار پخته آنان تشویق می کند از آن جمله می توان به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص)اشاره نمود که می فرماید : کسی که حرمت سالمندی را بشناسد و او را به خاطر کهنسالی اش احترام گذارد ، خداوند او را از بیم روز قیامت در امان می دارد.
در جایی دیگر داستانی از حضرت امیر نقل می نمایند مبنی براین که : امیرالمومنین(ع) پیرمرد کوری از اهل ذمه را دیدند که گدایی می کرد فرمودند : این چرا گدایی می کند ؟ گفتند: مردی نصرانی است، تا وقتی که توانست کارکرد ، حالا که نمی تواند گدایی می کند؟ حضرت امیر درپاسخ فرمودند: عجب ! تاوقتی می توانست کار کرد، حالا که نمی تواند ، گدایی می کند؟! لذا گفتند: تا نیرو داشت از او کار کشیدند و حالا درست نیست او را کنار بزنیم. حضرت دستور دادند از بیت المال چیزی برایش مقرر کردند (مطهری،1363) .
لذا با توجه به اهمیت موارد بالاکه در زندگی بازنشستگان ذکر گردید و همچنین با توجه به اینکه بازنشستگان در مرحله ای قرار دارند که مروری برزندگی گذشته خویش می اندازند وخودشان را ناتوان برای جبران درآینده می بینند دچار نوعی آشفتگی روانی می شوند که در این تحقیق سعی برآن است تا اثربخشی آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی برافزایش امید به زندگی وکاهش احساس تنهایی افراد بازنشسته مورد بررسی قرار گیرد.

اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی برافزایش امید به زندگی وکاهش احساس تنهایی مردان بازنشسته کانون بازنشستگان شهرستان ممسنی می باشد.

سؤالات تحقیق
1-آیا آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی برامید به زندگی مردان بازنشسته تأثیر دارد؟
2- آیا آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی برکاهش احساس تنهایی مردان بازنشسته تأثیر دارد؟

فرضیه های تحقیق

1-آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی باعث افزایش امید به زندگی مردان بازنشسته می شود.

2- آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی باعث کاهش احساس تنهایی مردان بازنشسته می شود.
3- آموزش معنادرمانی به شیوه گروهی باعث تداوم افزایش امید به زندگی مردان بازنشسته در مرحله پیگری یک ماهه می شود.
4- آموزش معنا درمانی به شیوه گروهی باعث تداوم کاهش احساس تنهایی مردان بازنشسته در مرحله پیگری یک ماهه می شود.

تعریف متغیرهای پژوهش
معنا درمانی
1-1– تعریف مفهومی معنا درمانی گروهی : معنا درمانی گروهی دنیای کوچکی از دنیای واقعی است که شرکت کنندگان در آن عمل و زندگی می کنند. اعضا با هدف کشف خودشان به عنوان اینکه علایق وجودی مشترک دارند در گروه شرکت می کنند . می توان گفت اعضا ی گروه یک سفر خود اکتشافی تشکیل می دهند که سه هدف دارد. کسب توانایی برای اینکه با خودشان حقیقی باشند. گسترش دید نسبت به خود و دنیای اطراف و روشن سازی آن چه که به زندگی فعلی و آینده شان معنی می دهد. گروه جایی است که افراد احساس می کنند به طور عمیقی می توانند در راه های معنادار زندگی با هم باشند (کوری ،1995).

2-1 –تعریف عملیاتی : دراین پژوهش منظور از معنا درمانی گروهی جلسات درمانی است که روی گروه آزمایشی طی 10 جلسه 90 دقیقه ای و در طول 10 هفته مطابق دستورالعمل اجرا می گردد.
2– امید
1-2- تعریف مفهومی : امید به معنای تجسم کردن روزهای خوب در آینده یا قبول داشتن تمامیت خود، زیستن به طور سالم و داشتن یک زندگی با مفهوم می باشد(میلر ، به نقل از نیکنامی، 1385).
2-2-تعریف عملیاتی: منظور از امید در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از پاسخ به پرسشنامه امید به زندگی میلر بدست می آورد.

3– احساس تنهایی
1-3- تعریف مفهومی : احساس تنهایی عبارت است از فقدان فرصت برای ایجاد رابطه با دیگران در سطحی صمیمانه ، ناتوانی دراظهار افکار و هیجانات فرد به نحوی آزادانه و بدون ترس از طردشدن یا پذیرفته نشدن از سوی دیگران بوجود می آید ( ولو ، 1978).
2-3- تعریف عملیاتی : منظور از احساس تنهایی دراین پژوهش نمره ای است که آزمودنی از پاسخ به پرسشنامه مقیاس تجدید نظر شده احساس تنهایی ( UCLA ) بدست می آورد.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

مقدمه

در این فصل ابتدا سعی بر آن است پیشینه و ادبیات تحقیق با توجه به رویکرد های مربوط به آن بیان گردد و سپس به تحقیقات انجام شده درمورد موضوع پژوهش در ایران و خارج از ایران اشاره می شود. نظریه های ارائه شده دراین فصل عبارتند از: الف ) درمان وجودی ب) معنادرمانی ج) روان درمانی و مشاوره گروهی د) احساس تنهایی و) امید ی) بازنشستگی می باشد.

مبانی نظری پژوهش
الف)درمان وجودی
روان درمانی وجودی که رویکردی فلسفی درباره مردم و وجودشان دارد به موضوعات و مضامین مهم زندگی می پردازد.روان درمانی وجودی عمدتا نوعی نگرش نسبت به برخی مضامین محسوب می شود تا یک رشته فنون و روش ها. این مضامین عبارتند از: مرگ و زندگی، آزادی، مسئولیت پذیری در قبال خود و دیگران، معنایابی و کنارآمدن با بی معنایی. روان درمانی وجودی بیش از درمان های دیگر به آگاهی انسان ها در مورد خودشان می پردازد و آنان را وا- می دارد آن سوی مشکلات و وقایع را ببینند. انسان ها جدای از دیگران وجود ندارند، در نتیجه برقراری روابط صادقانه و صمیمی با دیگران دردرمان وجودی خیلی مهم است(شارف،2000 ترجمه فیروزبخت،1381) .
تفکر وجودی به این امر اشاره دارد که تفاوت واقعی انسان ها با سایر موجودات در این است که انسان ها ظرفیت و توانایی لازم برای خود رهبری و ارائه رفتارهای آگاهانه و ارادی را در اختیار دارند. به همین سبب لازم نیست که افراد مانند اشیائی منفعل قربانی فشارهای اجتماعی، محرک های محیطی و نیازهای خود باشند(کوری، 1995 ترجمه شفیع آبادی و حسینی،1385).
شاید فیلسوفی که بیشترین تاثیر را در پیدایش درمان وجودی داشته است مارتین هایدگر باشد.کتاب بودن وزمان هایدگر نقش مهمی در درمان وجودی دارد چون روی آگاهی بر زمان یا به قول خودش دیزاین تاکید دارد که معنایش « بودن در این دنیا» است. منظور از دیزاین، رسیدن به سطوح بالای هشیاری و بی نظیری است که با بررسی خود، دیگران و دنیا به دست می آید(شارف، 2000 ترجمه فیروزبخت،1381).
لودینک بیسوانگر ، مدارد باس و ویکتورفرانکل با الهام از فلسفه وجودی جزء اولین طرفداران روان پزشکی وجودی بوده اند. البته آن ها درنوشته های خود نظریه ای دقیق و مشخص در باب روان درمانی ارائه نداده اند. حتی باس می نویسد« امیدوارم روان شناسی وجودی هرگز صاحب نظریه به معنای نوین علوم طبیعی نشود» دغدغه این افراد بیشتر معنای وجود و تاثیرات جانبی آن ها بوده است(هال و لیندزی ،1985).
رویکرد وجودی دیدگاه جبرگرایانه از ماهیت بشر، که به وسیله روان کاوی سنتی و رفتارگرایی رادیکال مورد حمایت واقع می شود را رد می کند. روان کاوی عواملی مانند نیروهای ناخودآگاه، سایق های غیر منطقی و رویدادهای سرکوب شده گذشته را مانع بروز آزادی می داند. در عین حال بر آزادی ما جهت ساختن اوضاع و شرایط تاکید می کنند. این رویکرد بنا را بر این می گذارد که ما آزاد و مسئول انتخاب ها و اعمالمان هستیم. ما سازمان دهنده زندگی خود بوده و خطوط روشنی را برای آینده ی آن طراحی می کنیم. گفتار اساسی این رویکرد این است که ما قربانی اوضاع و شرایط نیستیم. یک هدف اصلی درمان این است که مراجعان را برای تامل کردن بر زندگی خود تشویق نمائیم، تا سلسله مراتب شان را بازشناسی کنند و بر اساس آن تصمیم گیری کنند. به محض این که مراجعان سلسله مراتب بازشناسی روش ها را بدون مقاومت بپذیرند می توانند یک مسیر آگاهانه را در زندگی انتخاب نمایند(کوری، 1990).

مطلب مرتبط :   ﻗﺪﺭﺕ

مقدمه ای بر نظریه معنادرمانی
در شهر وین، پایتخت اتریش و در قاره اروپا سه مکتب روانشناسی بنیان گذاشته شده است.مکتب روانکاوی فروید، مکتب روانشناسی فردی آدلر و مکتب معنادرمانی فرانکل. فرانکل بنیادگذار مکتب معنادرمانی دربیست و ششم مارس سال 1905 در وین متولد و در دوم سپتامبر سال1997 در سن 92 سالگی در گذشت.
آلمانی ها فرانکل را در سن 37 سالگی دستگیر کردند و به اردوگاه وحشتناک آشویتس منتقل کردند. دراردوگاه که همه چیز را از او گرفته بودند؛ این شیوه تفکر در فرانکل بوجود آمد که می گفت:مهم آن نیست که من چه می خواهم باشم؛مهم آن است که من چه کسی باید باشم.در ارتباط با مفهوم بودن برای او سئوال انسان بودن مطرح شد.او معتقد بود که انسان بودن یعنی مسئول بودن، تصمیم گیرنده، موضع گیرنده و ارزشیابی کننده بودن است. لذا از همان ابتدا مفاهیمی چون : مرگ و زندگی، روح و معنا ذهن فرانکل را به خود مشغول کرد. به عقیده او ما انسان ها سئوال کننده نیستیم، جواب دهنده هستیم. ما باید به سئوال هایی که زندگی از ما می کند با آزادی و احساس مسئولیت کامل پاسخ دهیم. در انتخاب جوابی که انسان به سرنوشت خود می دهد و انتخاب نگرشی که در مقابل سرنوشت خود بر می گزیند، آزاد است. در نتیجه مسئول جوابی است که به سرنوشت می دهد و مسئول شیوه تفکر و نگرشی است که انتخاب می کند. انسان باید پاسخی دهد که در شان انسان است. فرانکل روزی به شاگردانش گفت: من معنای زندگی خود را در این می بینم که به دیگران کمک کنم تا آنها در زندگی خود یک معنا بیابند. او همیشه با انسان هایی روبرو می شد که پرسش هایی درباره معنای زندگی مطرح می کردند. فرانکل معتقد بود: مشکل انسان امروز بی معنا بودن زندگی، خلا وجودی و ناکامی وجودی است. انسان سالم از نظر فرانکل، انسانی از خود فرارونده و معنا خواه است. معنا خواهی قویترین نیرودر انسان است. معنا چشمه ای است که هرگز خشک نمی شود اما طراوت انسان بودن بدون آن خشک می شود(کیمبل ، 1989).

قوانین درمعنا درمانی
فرانکل سه قانون بنیادی را درمعنادرمانی مطرح می کند
1-معنا درزندگی وجود دارد و آن را می توان جستجو و کشف کرد؛ اما انسان نمی تواند معنا را به دلخواه بوجود آورد و آن را درافکارش بسازد. انسان جستجو کننده معنا است و نه بوجودآورنده آن.
2-معنا وسیله ای برای کامروایی انگیزه ها ویا دستاویزی برای رسیدن به هدف نیست.تحقق معنا خود هدف است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   ﺷﻬﺮﻱ

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-علت بیماری ها و اختلالات روانی بی معنایی زندگی است. کار و فعالیت زیاد باعث بیماری روانی نمی شود، بلکه علت بیماری بی معنا بودن زندگی است.
فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت رو به رو می شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم. فرانکل در آشویتس و در بند نازی ها با تمام وجود به این نتیجه رسیده بودکه: رنج هر زمانی معنایی دارد، وقتی تو خودت آدم دیگری بشوی. زیر ضربه های چکش سرنوشت و آتش گداخته رنج، زندگی شکل می گیرد.
در معنادرمانی صحبت ار آزادی روح انسان می شود. انسان تحت نفوذ قوانین جبری قرار نگرفته است. انسان حق این انتخاب را دارد که در برابر موقعیتی که قرار می گیرد چه نگرشی برگزیند؟ تصمیم گیری به انسان واگذار شده است. هیچ عاملی این قدرت را ندارد که تعیین کند انسان در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر، چگونه فکر کند و چگونه رفتار نماید. انسان همیشه مسئول اعمال و گفتار خود خواهد بود.

ب) نظریه معنی درمانی ویکتور فرانکل
ریشه های معنا درمانی به نوعی به کارهای آلفرد آدلر برمی گردد. آدلر اولین روانشناسی است که در مورد معنا در زندگی به بحث پرداخت. او در سال 1931 کتاب معنای زندگی را نوشت.ویکتور فرانکل رهبر اصلی معنی درمانی و رولومی از بزرگان وجودگرایی به خاطر وارد کردن این مبحث به روانشناسی نسبت به آدلر ابراز دین کرده اند.
( فرانکل، به نقل از علیزاده،1383 ) در مورد آدلر می گوید:« آنچه او به دست آورد و انجام داد کمتر از یک جریان کپرنیکی نبود بلکه بالاتر بود. او را می توان اندیشمندی وجودی و پیشگام جنبش وجودی-روانپزشکی به شمار آورد».
به هر حال ریشه معنادرمانی به کوشش های اولیه فرانکل برای یافتن معنا در زندگی خودش برمی گردد. فرانکل در رابطه با سنین جوانی اش می گوید:« من مجبور بودم از میان جهنمی از ناامیدی که در ارتباط با یک بی معنایی آشکار در زندگی ام حاصل شده بود عبور کنم. مجبور بودم از میان نهایت پوچی در زندگی بگذرم تا اینکه نهایتا توانستم به یک رشد خوبی در رابطه با مصونیت از پوچی برسم و درنتیجه توانستم معنادرمانی را توسعه دهم(بهفر،1384 ).
معنا درمانی روشی از رویکرد وجودی است که زمینه ی فلسفی و نظری عالی برای کار گروهی فراهم می آورد. معنادرمانی می تواند ساختار مفهومی را برای کمک به مراجعان جهت چالش با یافتن معنی در زندگی شان آماده کند(کوری، 1995، نقل از پورابراهیم،1385 ).
معنادرمانی از لحاظ محتوا کاملا شبیه تحلیل وجودی کلاسیک است، اما فرانکل در درمان، برای معنا جایگاه مهمتری قائل است. در حالی که تحلیل وجودی به نوعی درمان متکی است که شباهت زیادی به روان کاوی دارد، معنادرمانی از نظرشکل، به درمان های کوتاهی چون درمان آدلری نزدیک تر است. معنادرمانگران گر چه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول درباره ی موضوعات فلسفی بحث می کنند، برای این که درمان جو را متقاعد سازند که نگرشی آگاهانه تر و مسئولانه تر نسبت به خلاء وجودی زندگی خود اختیار کند، به شیوه های مختلف او را مواجهه می دهند، به او تذکر می دهند و برایش دلیل و برهان می آورند. نوشته های مربوط به درمان(فرانکل، 1963، 1967) نشان می دهند که فنون درمانی، علاوه بر مواجهه دادن ها و تعبیرها، به مقدار زیاد به قانع سازی و استدلال نیز متکی هستند. به نظر می رسد که معنادرمانی نوعی هشیاری افزایی باشد که به ترکیب پس خوراند شخصی و آموزش قانع سازی در قالب فلسفه وجودی متکی است(پروچاسکا و نورکراس،1957، ترجمه سیدمحمدی،1383).
اصول و روش درمانی فرانکل را لوگوتراپی تشکیل می دهد، لوگوتراپی روشی است که در آن بیمار در جهتی راهنمایی می شود که معنی زندگی خود را بیابد، بنابراین اصول لوگوتراپی تلاش برای یافتن معنی در زندگی است که اساسی ترین نیروی محرکه هر فرد در دوران زندگی اوست. به طور کلی انسان در این دیدگاه، انسان واحدی است که دارای سه جنبه یا بعد بدنی(فیزیکی)، ذهنی(روانی) و معنوی می باشد، دو جنبه اول در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند و مجموعا( روان-تن را تشکیل می دهند و عواملی ارثی و فطری مثل سائق های ذاتی را شامل می شوند. روانکاوی فروید، آدلر و یونگ در درک این ابعاد کمک شایان توجهی کرده اند، بخصوص در بعد روانی آن لکن جنبه معنوی را که یک بعد مشخص انسان است نادیده گرفته- اند.
لوگوتراپی در واقع بر بعد سوم انسان یعنی جنبه معنوی تاکید می کند. بعد معنوی اولین خصوصیت از سه خصوصیت انسان است که او را از سایر حیوانات متمایز می کند واز وجود آن، وجدان، عشق و زیباشناسی مایه می گیرند، دومین خصوصیت وجود انسان آزادی است، اگر چه او از شرایطی که درآن زندگی می کند، آزاد نمی باشد، اما در این که در مقابل آنها چه موضعی بگیرد آزاد است.آزادی انسان نه تنها به مفهوم رها شدن از چیزی است بلکه در تعلق داشتن به چیزی دیگر می باشد و این حالت به گفته فرانکل مسئولیت انسان را تشکیل می دهد، انسان از نظر این مکتب، درمقابل خودش

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید