سايت مقالات فارسی – معرفت شناسی از دیدگاه ابن عربی- قسمت ۹

عاقل در کنار جوی پل می جست

دیوانه پا برهنه از آب گذشت

پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین سخت بی تمکین بود

گر درآید عقلی گو راه نیست

ور در آید عاشقی گو مرحبا

اما پس از تحقیق و تفحص در متون عرفانی و اگاه شدن به زیر بنای فکری عرفا مطلب به گونه ای دیگر جلوه می کند که حتی می توان تبلور آن را در زندگی دانشمندان حکیم مشاهده نمود مثلاً ابن سینا با این که رئیس منشأ است و منشأ مظهر جدی عقل و استدلال است . اما می بینیم در اواخر عمر گرایش شدیدی به عرفان و شهود پیدا می کند و در اشارات و تنبیهات در نمط نهم و دهم … مقامات عارفین را شرح می دهد .[۲۲۶]
سهروردی با این که فیلسوف است اما صبغه ی عرفانی او بحدی است که نمی توان او را از حوزه ی عرفان جدا نمود .
در همین عصر معاصر حکیم اندیشمند و استاد فرزانه جناب آقای دکتر غلامحسن ابراهیمی دینانی با این که فیلسوف بزرگ معاصر است به گونه ای در کتاب گرانسنگ خود بنام «دفتر عقل و آیت عشق» درباره ی عرفان سخن گفته است که اگر کسی کتاب های دیگر ایشان را نخوانده باشد و یا با سابقه ی علمی ایشان نباشد گمان می کند که سخنگوی حوزه ی عرفان است .
اما بحق چنان عقل و عشق را درک نموده است که پوسته ی ظاهر را کنار نهاده و به باطن آن رسیده و اثبات نمود که عقل و عشق نه تنها در تضاد نیستند بلکه دو بالی هستند که سالک را بمقصد می رسانند اما چشمی نازنین بین می خواهد که به آن ذوق ظریف رسیده باشد تا مده او او او مکننکنعابنآن عآن عشق عفیف را از آن عشق عفیف را از لا به لای سنگلاخ الفاظ و استدلال درک نماید . و چون حکیم فرزانه استاد دینانی بدین مقام شاخ نایل آمده است . بهتر دیدم در این بحث چکیده ای از کلام ایشان را در ملازمت عقل و عشق انتخاب نمایم چنانکه می فرماید :

«فرشته عشق نداند که چیست قصه مخوان بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

کسانی که با اشعار حافظ آشنایی دارند به روشنی می دانند که این عارف شاعر، سخن بی اساس و ناسنجیده نمی گوید و با موازین فکری و حدود دینی نیز به هیچ وجه بیگانه نیست . او در این بیت ،به یک مسأله ی مهم و اساسی اشاره کرده و می گوید :فرشتگان از عشق بی خبرند و حقیقت آن را نمی شناسند .[۲۲۷] از این سخن می توان به این نتیجه دست یافت که حیوانات نیز با عالم عشق بیگانه اند و به طریق اولی توانایی درک حقیقت آن را ندارند .بنابراین ،انسان تنها موجودی است که عشق را تجزیه می کند و آن را می شناسد . درست است که عشق از یک سو در حوزه ی تجربه در می آید و مورد شناسائی قرار می گیرد ولی از سوی دیگر عشق نیز در شناختن معشوق نقش مهم و تعیین کننده دارد .به همین جهت در شناختن معشوق از جایگاه ویژه ای برخوردار است . برخی از اندیشمندان جنبش روانشناسی جدید به این مسأله توجه کرده و گفته اند :
« عشق تنها راهی است که با آن می توان به ژرفای وجود دیگری راه پیدا کرد . کسی نمی تواند از وجود و سرنوشت فردی دیگر کاملاً آگاه شود مگر اینکه عاشق او باشد . به وسیله ی درک و درایت روحانی عشق است که انسان می تواند صفات شخصی و الگوی رفتاری محبوب خود را به خوبی دریابد تا وقتی که حتی چیزی را که بالقوه در اوست و باید به فعلیت درآید ، درک کند . عشق نتیجه ی میل جنسی و لذت های نفسانی نیست بلکه میل جنسی نیز راهی است که شخص می تواند برای درک معنی عشق از آن بهره جوید .»[۲۲۸]وقتی در جنبش روانشناسی جدید مسأله ی درک و درایت عشق مورد توجه قرار می گیرد معلوم می شود حداقل برخی از اندیشمندان این جریان فکری به انفکاک و جدایی عشق از عقل باور ندارند . ادراک ، کار عقل است و عشق جنبش و جوشش این ادراک را به اوج خود می رساند . تردیدی نمی توان داشت که پندار و گفتار و کردار با یکدیگر تفاوت دارند ولی اگر کسی ادعا کند که همه ی آنها چهره های گوناگون یک حقیقت شناخته می شوند . سخنی از روی گزاف نگفته است . پندار بی گفتار به همان اندازه می تواند بی اثر باشد که گفتار بدون پندار بی معنی شناخته می شود .چنان که کردار بدون پندار و گفتار نیز دارای معنای معقول و محصلی نخواهد بود . این سخن در مورد عقل و عشق نیز صادق است زیرا آنجا که عشق از هرگونه شعور و ادراک متعالی ، خالی در نظر گرفته شود در حد یک غریزه ی حیوانی یا کشش مغناطیسی تنزل پیدا می کند . در این جا ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر عشق و عقل دو چهره ی متفاوت از یک حقیقت شناخته می شوند آن حقیقت چیست ؟ و نام یا عنوان آن کدام است؟ در مقام پاسخ به این پرسش می توان گفت آن حقیقت بی قید و شرط که در جلوه ی عقل و عشق ظاهر می شوند همان جنبه ی معنوی و متعالی انسان است که حد و عنوان معین ندارد و بای سیری صعودی آن نیز پایانی نمی توان در نظر گرفت .[۲۲۹]
دوباره از سخن شیرین حافظ شیرازی بهره می گیریم او در این باب چنین می گوید :

طفیل هستی عشقند آدمی وپری ارادتی بنا تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش که بنده را نخرد کس بیعیب بی هنری

درست است که حافظ در اینجا مانند هر عارف و شاعر دیگری روی مسأله ی عشق تکیه کرده و آن را اساس همه ی امور به شمار آورده است ولی عشق در همان حال که با برخی از مراتب و مراحل عقل در تقابل و ستیز است با مراتب متعال آن به هیچ وجه ناسازگار و ناهماهنگ نیست . در باب رابطه میان عشق و عقل هرچه گفته شود در این مسأله نمی توان تردید داشت که شخص عاشق یا عاقل همواره از تقلید گریزان است و هرگز در قید آن باقی نمی ماند .
برهان الدین محقق ترمذی ضمن اینکه عشق و عرفان را طریق وصول به کمال می شناسد . برای عقل و استدلال نیز اهمیت فراوان قائل شده و آن را موجب نجات می داند . او در تفسیر این آیه ی شریفه «و اوحینا الی موسی ان الق عصاک فاذا هی تلقف ما یأفکون»[۲۳۰]. به نکته ای اشاره می کند که جالب توجه است ،محقق ترمذی معتقد است با ظهور بصیرت و آشکار شدن عشق جایی برای استدلال باقی نمی ماند . ولی در همان حال ، روی این نکته نیز تأکید می کند که قبل از رسیدن به مقام عشق و بصیرت هرگز نباید از استدلال دوری جست ، زیرا کسی که به تقلید روی می آورد و از استدلال دوری می جوید هرگاه مرتکب خطا می شود دیگر نمی تواند خطای خود را جبران کند ولی کسی که با استدلال آشنایی دارد هرگاه مرتکب خطا شود به کمک عصای استدلال خطای خود را جبران می کند .
محقق ترمذی فرو نهادن عصا را در آیه ی شریفه قرآن نوعی شهود و رسیدن به مقام بصیرت دانسته و معتقد است قبل از رسیدن به این مقام هرگز نباید از استدلال دوری گزید . و درست است که جلال الدین مولوی نیز در برخی از اشعار خود پای استدلالیان را چوبین دانسته و پای چوبین را نیز سخت بی تمکین شمرده است ولی در این سخن به این حقیقت اشاره می کند که فقط در مقام شهود قلبی و بصیرت باطنی است که پرداختن به استدلال قیاسی ،وجه معقولی ندارد و در نتیجه سست و بی تمکین به شمار می آید .[۲۳۱]
۴-۳۰ جامعیت و بطون انسان از نظر ابن عربی:
ابن عربی انسان را هم مانند قرآن جامع دانسته و دلایلی را به شرح زیر برای آن آورده است :
الف – از حیث اسماء: غیر از انسان کامل ،هر مظهری ،مجلای ظهور اسم و صفتی خاص از اسما جلال یا جمال است ،اما انسان که به مفاد احادیث بر «صورت رحمن» خلقت یافته ، آیینه جامع صفات الهی و مظهر اعتدال جمال و جلال ربویی است . تفسیری که ابن عربی از «خلق بالدین». (ابن عربی،۱۳۷۳ ، ۷۵)

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.