مقاله دانشگاهی – معرفت شناسی از دیدگاه ابن عربی- قسمت ۸

ایشان برایعقل معانی مختلفی را ذکر می کند ۱- ممیز بین امورحسن و قبیح؛ ۲- احکام کلی تجربی وآرای محموده ؛۳- تصورات وتصدیقات فطری ؛ ۴- عقل نظری ؛ ۵- عقل عملی ؛ ۶- عقل هیولای ؛ ۷- عقل مستفاد؛ ۸- عقل بالملکه ؛۹- عقل فعال .
در فرق بین عقل بالقوه و عقل بالفعل می گوید :عقل بالقوه توانایی پذیرش معقولات را دارد ، اما عقل بالفعل واجد معقولات است .
برای نفس انسان مراتبی قائل است که از عقل بالقوه شروع و به عقل بالفعل منتهی می شود و مراتب عقل نظری را بهترتیب : عقل هیولایی ، بالملکه ، مستفاد و فعال نام گذاری کرده است .
و نیز انسان را دارای نفس ناطقه و عقل را قوه ی مدرک صور کلیات می داند.
۴-۲۵ یقین:
یقین در نظر ابن عربی مراتبی دارد : مرتبه ی حصول برهانی ؛ مشاهده حضوری ؛ واتصال وجودی.
ایشان در مورد درجات علم ویقین معتقد است : مرتبه ی اول و علم الیقین است ؛
نکته ی مهم دیگری که در سخنان ایشان در این باره وجود دارد ، بازگشت همه ی علوم به علم نفس می باشد . ملاصدرا در این مورد می فرماید : معرفت هر چیزی بعد از معرفت ذات عالم است و انسان هیچ چیز را نمی شناسد مگر به واسطه ی آنچه در ذات او یافت می شود وعلم ما به اشیاء به حضور صورت آنها نزد نفس ماست .۲- از طرف دیگر ایشان علم نفس به خود ، حالات و قوا را حضوری می داند ۳- نکته ی مهم دیگری که باید بدان توجه کرد ، این است که ابن عربی علم واقعی را علم شهودی می داند نه علم حسی ، خیالی ،عقلی و یا استدلالی و معتقد است که در فرق بین ادراکات حسی ، خیالی وعقلی می گوید : صور محسوس همراه با عوارض ماده هستند ؛ صور خیالی از بعضی از عوارض ماده مجردند ؛ و مفاهیم عقلی هم از همه ی عوارض ماده مجرد هستند .( ابن سینا ،۱۳۳۶ ،۱۷۱)
حاصل آنکه ، شیخ ، علم را شامل انواعی از جمله حصولی و حضوری دانسته علم حصولی را هم دارای انواعی از جمله حسی ، خیالی و عقلی میداند. وحی را نیز محسوس به حس ظاهر و باطن میداند . و پس از درجه بندی معارف بشوی» همه ی علوم را همرتبه نمی داند و بالاترین مرتبه در علوم حصولی را به درک معقولات و کلیات اختصای می دهد.
۴-۲۶ ابزار ادراک:
ابن عربی ، در کتابهای مختلف خود ،حس و عقل را دو وسیله برای ادراک می شمارد وحس را هم اعم از حس باطنی و ظاهری می داند . درنتیجه ، ابزار علم را حس و عقل ، و مبدا معرفت را حس ، و مرتبه ی عقل می داند .
یکی از ابزار معرفت در نظر ابن عربی حس است و مفاهیم کلی ، مسبوق به حس هستند یعنی نفس به واسطه ی احساس وادراک صور جزئی ، توان ادراک کلیات و معقولات را پیدا می کند .
ابن عربی معتقد است: که تصور معانی کلی و رسیدن از معلوم به مجهول ، اختصاص به انسان دارد.[۲۲۲]
ایشان بین علم ومعرفت فرق قائل است و معرفت نزد ابن سینا عبارت است از درک جزئیات و علم عبارت است از درک کلیات ؛ برای همین ایشان علم حسی را معرفت می داند نه علم .
در مجموع ، ابن سینا در تصورات جزئی ، زمینه ی پیدایش علم و معرفت را حس می داند ؛ ولی درک کلیات و تصدیقات ، عقل را وسیله ی اصلی به حساب می آورد و در معرفت شناسی هم به عقل بهای بیشتری می دهد.
۴-۲۷ انواع علوم از منظر ابن عربی:
ابن عربی به اعتباری علوم را بر سه نوع می داند : علم عقل ، علم احوال و علوم اسرار.علم عقل را هم به دو قسم تقسیم می کند : علم ضروری وبدیهی ، و علم کسبی و نظری که این قسم به دنبال نظر در دلیلی حاصل می شود ، و شرط حصولش اطلاع بر وجه آن دلیل وامثال آن می باشد ، و علامتش این است که هر اندازه عبارتش گسترده آید معنایش بهتر فهمیده شود و شنونده ی فهیم را گواراتر گردد.
اما علم احوال ، علمی است که جز با ذوق به دست نمی آید و هیچ عاقلی را قدرت تحدید و اقامه ی دلیل بر معرفت آن نمی باشد ، علم به شیرینی عسل و تلخی صبر و لذت جماع و وجد و شوق ونظایر آنها از این نوعند که جز از راه ذوق و جز به وسیله اتصاف به آنها پدیدار نمی گردند .
اما علم اسرار ، علمی است فوق طور عقل ، آن القای روح القدس است[۲۲۳] در قلب و مختص به نبی و ولی است ، و بر دو قسم است : قسم اول علمی است که مانند قسم نظری علم عقل است ، به عقل درمی آید و عقل آن را در می یابد، اما نه از راه فکر ونظر ، بلکه از طریق وهب و عطا. قسم دوم بر دوگونه است. گونه ای به علم احوال می پیوندد ، ولی اشرف از آن است ، گونه ای از نوع علم اخبار است که ذات ام حتمل صدق و کذب است .مگر این که صدق و عصمت مخبر ثابت شده باشد، مانند اخبار انبیا که احتمال کذب در آنها روا نباشد . گفتار صاحب علم اسرار که می گوید : بهشتی است ، از نوع علم اخبار است ، و گفتارش درباره ی قیامت که : در آن جا حوضی است که شیرین تر از عسل است ، از نوع علم احوال است و آن علم ذوق است. و بالاخره وقتی که می گوید : خدا بود و با او چیزی نبود ، از نوع علم عقل است که مدرک به نظر است .
بنابراین علم به علم اسرار ، عالم به همه ی انواع و اقسام علوم و مستغرق در جمیع آنهاست . علم اسرار ، وهبی است .علم احوال ،ذوقی است . علم عقل بدیهی ، فطری است ، علم عقل نظری ، کسبی است .علم احوال ، واسطه میان علم اسرار وعلم عقل نظری است که البته به علم اسرار نزدیکتر می نماید .علم عقل ، اعم از بدیهی ونظری ، بامیزان عقول سنجیده می شود ، به لفظ و بیان در می آید ، و ارائه اش با دلیل و برهان ممکن می نماید .علم احول صرفا به تجربه در می آید ، اما تعریف و تحدیدش – چنان که شاید – و نیز اقامه دلیل برای شناساندنش امکان نمی یابد.
درک و فهم علم اسرار از دایره ی فهم عادی دور است ، عقول با نیروی افکارشان به ان دست نمی یابند و چه بسا عقلهای ضعیف ناتوان ، یا متعصب و نادان که حق بحث ونظر را ایفا نکرده اند آن را طرد می نمایند ، این علم در عبارت نگنجد واگر به زحمت به قید و بند عبارت درآید زشت نماید وحق مطلب ادا نگردد. آنان که می خواهند این علم را به اغیار بفهمانند ، از رساندن آن به فهم های ناتوان احساس عجز می نمایند ، مگر به نوعی از امثله و مخاطبان شعری . این علم ، علوم دیگر را نیز شامل است و عالم به آن ، محیط بر سایر علوم است ، و کسی که به مقام این معرفت نایل آید جامع جمیع علوم ومعارف باشد. علم انبیا و اولیا و اکثر علوم اکمل از این قبیل است . گفتنی است به نظر ابن عربی علم ضرورات عقول (بدیهیات عقلی ) از سوی خداست نه حاصل فکر و استدلال ، و لذا شبهه و شک بر نمی دارد .»(ابن عربی، ۱۳۸۲، ۱۴۰)
انواع ادراکات واین که حواس خطا کار نیستند ، بلکه فقط عقل است که خطا کار است ، آن هم در ادراکات غیر ضروری ، نه ضروری.
ابن عربی بر این است که معلومات و مدرکات و نیز مدرکات و ادراکات ، از حیث ذات مختلفند و خداوند عاده نه حقیقه برای هر چیز که ادراکش ممکن است مدرک خاصی قرار داده است و مدرکات بر شش گونه اند : پنج حس شاهد یعنی سامعه ، باصره، شامه ، لامسه و ذائقه و یک عقل حاکم .این مدرکات جز عقل هرگز خطا نمی کنند و ادراکشان ضروری است . ادراک عقل نیز بر دو قسم است :
قسمتی مانند سایر ادراکات ضروری است و در آن خطایی رخ نمی دهد و پنج گانه ی مذکور و قوه ی مفکره نیازمند است ، و دراین قسم ادراک است که عقل احیانا به اشتباه می رود و خطا می کند . برخی از عقلا به غلط حواس را خطا کار پنداشته اند ، در صورتی که خطا و غلط مخصوص عقل حاکم است نه حس شاهد. (همان منبع ،ص ۲۱۴)
۴-۲۸ معرفت و امور خرق عادت از دیدگاه ابن عربی:
نظر ابن عربی به دنبال سخنان مذکور که دیدیم ارتباط میان مدرکات و ادراکات را امری عادی دانست نه امری ضروری و حقیقی ،می افزاید : خداوند را بندگانی است که برای آنها در ادراک امور خرق عادت کرده است ، مثلا برای بعضی از ایشان باصره را طوری قرار داده که به وسیله ی آن جمیع مدرکات را از معقولات و محسوسات ادراک می نمایند ، برای بعضی دیگر سامعه را و به همین قیاس است سایر قوا و همچنین غیر آنها از قبیل ضرب و حرکت و سکون چنان که نبی – صلی الله علیه و آله – فرمود :
« ان الله ضرب ببیده بین کتفی فوجدت برد انامله بین ثدیی فعلمت علم الاولین والاخرین »[۲۲۴]. دراین علم ، داخل است هر معلوم معقول و محسوسی که مخلوق از آن آگاه میگردد ، ولی آن به وسیله قوه ای از قوای حسی و معنوی معمول حاصل نمی شود ، پس باید جز این قوای عادی سبب دیگری در کار باشد تا به وسیله آن این نوع علم به دست آید . خلاصه ، علوم گاهی به وسیله ی قوا و اسباب عادی کسب می گردند و گاهی نیز از راه وسایل و اسباب غیر عادی حاصل می شوند.
انبیا واولیاء امور را به طریقی غیر از طرق عادی ادراک می نمایند و به آن انتساب می یابند ، چنان که گفته می شود فلانی « صاحب نظر »است ، « صاحب سمع » است ، یا « صاحب طعم » است، یا « صاحب نفس و انفاس » ( یعنی شم ) است و یا « صاحب لمس » است ، یعنی که جمیع معلومات را به نظر یا سمع یا طعم یا شم و یا لمس در می یابد ، اسمای الهی نیز این چنینند که هر اسمی حقیقت خاصی را عطا می کند و آنا ن که مثلا مختص به اسم « الله » اند معارفشان الهیه است و آنان که مختص به اسم « الرحمن » اند معارفشان رحمانیه است ولی با وجود این در قدرت هر یک از اسماء است تا اعطا کند تمام آنچه را که جمیع اسما عطا می نمایند و جهتش احدیث مسلم است.[۲۲۵]
عقل خطا می کند ، مقلد قوای دیگر است و انسان را قوه ای ورای طور عقل است .
۴-۲۹ تقابل عقل و عشق :
در نگاه اول به متون نظم و نثر عرفانی خواننده گمان می کند که عارف یکسره دست رد به سینه عقل می زند و پای آن را چوبین می پندارد و عاقل را نه کار افتاده می داند و نه آزاده ، بلکه او را به دنبال پلی می داند که با خطر کمتر می خواهد تنها خود را به مقصد برساند . چنانچه در اشعار زیر می بینیم .

عقل در سودای عشق استاد نیست عشق کار عقل مادر زاد نیست
مرد کار افتاده باید عشق را مردم آزاده باید عشق را …
آزمودم عقل دور اندیش را عاقبت دیوانه سازم خویش را
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است