معراج پیامبر

سدره: درخت کنار است بر فلک هفتم که منتهای اعمال مردم و نهایت رسیدن علم خلق و منتهای رسیدن جبرئیل (ع) است و هیچ کس از آن نگذشته مگر پیغمبر (ص) و آن را سدره‌المنتهی گویند. (لغت نامه) و در قرآن آیه ی 15 سوره النجم، 53- در باب معراج، سدره‌المنتهی مذکور است:« و لقد رآه نزله اخری، عند سدره‌المنتهی».
ترجمه: بدید او را یکبار دیگر به نزدیک سدره المنتهی.
هلال بن یساف گفت: عبدالله عباس، کعب‌الاحبار را پرسید از شجره منتهی و من حاضر بودم، گفت: درختی است در اصل عرش و شاخ او و برگ او بر سر حاملان عرش است و علم خلایق تا به آنجا برسد و هرچه ورای آن است غیب است و جز خدای نداند. عبدالله مسعود گفت: به آن منتها خواند آن را که هرچه از بالای آن آید به آنجا رسد و هرچه از زیر بود به آنجا رسد، پس هیچ چیز نباشد از فرمانهای خدای والا به او رسد. دعا که از زمین برشود و قضاء که از بالا فرود آید. بعضی دیگر گفته اند برای آنکه ارواح مؤمنان آنجا رسد و گفتند برای آنکه هر کس بر سنّت رسول بمیرد، به آنجا برسد (تعلیقات دیوان مجیر، ص 441).
منتهی (اسم فاعل): مأخوذ از تازی، به انتها رساننده و به انتها رسیده و به پایان رسیده و تمام شده و محدود شده و منقطع شده و فارغ شده و موقوف شده و موقوف کرده (فرهنگ نفیسی). در اینجا کنایه از پیامبر(ص).
منتها: آخر و آخرین و واپسین و همه و همگی و سراسر (همان).
بین منتهی و منتها جناس اشتقاق وجود دارد.
معنی بیت: درخت سدره مفرد و عاری از لقب بود تا این که، این به انتها رسیده (پیامبرص) به آن رسید و لذا لطف حق تعالی بر آن درخت شامل شد و تاجی از منتها و آخرین حد کمال بر سر آن درخت نهاد و آن درخت سدره‌المنتهی نام گرفت.
31)خواجه روحانیان کرده شب معراج او چشم ابلق شکل را از گرد خنگش توتیا
خواجه روحانیان: حضرت جبرئیل (ع)
چشم ابلق شکل: چشم را به جهت سپیدی و سیاهی‌اش به ابلق تشبیه کرده است.
خنگ سفید: اشهب، اسب خاکستری موی سفید، اسبی که سپیدی بر او غلبه دارد، مطلق اسب (فرهنگ لغات و تعبیرات)
توتیا: پودری سفید رنگ و دارویی بوده است از برای منفعت چشم و نیز رمد یا درد چشم را با آن مداوا می کردند (1)، نیز بیت 8
بین ابلق و خنگ نوعی ایهام تناسب و بین چشم و توتیا تناسب وجود دارد.
معنی بیت: جیرئیل (ع) در شب معراج پیامبر(ص)، گرد و غبار برخاسته از پای اسب ایشان را برای چشم سیاه و سفید و ابلق گون خود، به عنوان توتیا و داروی چشم، به حساب آورده است.
32)علم او چون سر قرآن با حقیقت‌ها قرین نفس او چون عقل کلّی از نقیضتها جدا
عقل کلی: عقل کل، عقل اول؛ آنچه که نخستین بار از ذات حق صادر شده، نور اول (معین)
در این بیت موازنه رعایت شده است.
شاعر در این بیت، از معلومات فلسفی خویش سود جسته و برخی از اصطلاحات فلسفی مانند نفس، عقل کل، نقیض و حقیقت را (که با هم تضاد نیز دارند) آورده است.
در بیت آرایه ی «مقابله» وجود دارد (اکثر کلمات دو قرینه، ضد هم‌اند).

                                                    .