دانلود پایان نامه

1-6-2 تعاریف عملیاتی
کیفیت زندگی:
در این پژوهش، این متغیر از طریق پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران بالغ مبتلا به صرع (QOLIE-31-P) سنجیده می شود که توسط منتظری و همکاران (1389) در ایران اعتباریابی گردید. پرسشنامه دارای ٣١ سؤال بوده و ابعاد آن عبارتند از نگرانی از تشنج، سلامت روحی، انرژی/خستگی، عملکرد شناختی، اثرات دارویی، عملکرد اجتماعی و کیفیت زندگی کلی می باشد. محدوده امتیاز ها در هر مقیاس از 0-100 بوده و امتیاز بالاتر در هر بعد نشان دهنده وضعیت بهتر است.
کیفیت رابطه زناشویی:
در این پژوهش، این متغیر از طریق پرسشنامه احساسات مثبت نسبت به همسر که یک ابزار 17 سؤالی است و برای اندازه گیری عواطف مثبت یا عشق به همسر ساخته شده، سنجیده می شود. بخش اول پرسشنامه رابطه عمومی با همسر و بخش دوم به سنجش رابطه خصوصی با همسر اختصاص دارد. نمره کل پرسشنامه به آسانی با جمع ارزش سؤال ها به دست می آید.
روابط والد-فرزند:
در این پژوهش، این متغیر از طریق پرسشنامه رابطه والد-فرزند سنجیده می شود. این پرسشنامه دارای 30 سوال و شامل 3 خرده مقیاس تعارض، رابطه مثبت و وابستگی است. هر خرده مقیاس سوالات اختصاصی خود را دارد که سوال های خرده مقیاس های تعارض و وابستگی به صورت معکوس نمره گذاری می شوند.
فصل دوم
پیشینه پژوهشی
2-1 صرع
2-1-1 مقدمه
بیماری های مزمن با عود منظم و داشتن تأثیرات بلند مدت روی فرد مبتلا مشخص می شوند. صرع رایج ترین اختلال مزمن از سیستم عصبی مرکزی است و وقوع صرع در بین نوجوانان خیلی فراوان است (وانگ و همکاران، 2012). صرع از نظر تعریف یعنی حملات مداومی که خود به خودی و بدون پیش بینی بروز می کند (اینگل،1386، ترجمه آرامی و خلقی). صرع نوعی بیماری عصبی مزمن و نمایانگر اختلال زودگذر در عملکرد مغز است که با تخلیه نابجا و سریع نورون ها در مغز مشخص می گردد (اسنایدر، ناسباوم، رابین ، 2006). در این اختلال، تشنج به صورت فرایند تحریک ناگهانی ناشی از تخلیه الکتریکی غیرطبیعی و همزمان دسته ای از نورون ها در قسمتی از مغز اتفاق می افتد و باعث بروز یکسری علائم بالینی می گردد. در صورت تکرار تشنج، حملات در زمان های غیرقابل پیش بینی ایجاد می شود و حاصل این وضعیت تکرار شونده و مزمن، بیماری صرع است (کاپلان و سادوک، 2005). براساس یافته های پژوهشی اخیر، از میان انواع متفاوت صرع، تشنج های موضعی پیچیده با کانون صرع لوب گیجگاهی، عمومی ترین نوع صرع و با بیشترین فراوانی (48 درصد) در بالغین شناخته شده، که مهم ترین نوع آن صرع لوب گیجگاهی میانی محسوب می شود (هرمن، سیدنبرگ ، 2002؛ به نقل از توکلی، 1389). واقعیت این است که حدود 40 درصد از بیماران مصروع دارای حملات صرعی هستند که به سختی قابل کنترل هستند (اینگل،1386، ترجمه آرامی و خلقی).
صرع به عنوان شانزدهمین علت منجر به ناتوانی در طول سالهای زندگی طبقه بندی شده است؛ این نشان می دهد که اختلالات تشنجی به طور معناداری به مرگ و میر نابهنگام و زودرس و مریضی شدید کمک می کند (موری و همکاران، 2012). البته مرگ و میر بیشتر در بین مبتلایان به اختلال صرع مقاوم به چشم می خورد (لکسر و همکاران، 2014).
بطور کلی تقریباً 50-60 درصد کودکان مصروع سرانجام تخفیف و بهبودی در تشنج را دارند؛ به عبارت دیگر حملات تشنج کاهش می یابد یا توسط درمان دارویی قطع می شود. درصد کمی از کودکان مصروع بعلت تشنج یا تصادف یا مرگ غیر منتظره می میرند، البته در بچه های معمولی نیز همین مقدار خطر وجود دارد. بهرحال وقتی حملات صرع در بزرگسالی همچنان ادامه پیدا کند درصد مرگ ناگهانی و غیر منتظره در بزرگسالان مصروع ممکن است افزایش پیدا کند (کامفیلد، کامفیلد، 2014).
پژوهش ها نشان می دهند که محرومیت اجتماعی- اقتصادی، وقوع و شیوع صرع را افزایش
می دهد؛ بدین ترتیب که بیماران مصروع سطح پایین تری از تحصیلات، درآمد خانوادگی و وضعیت سلامتی در مقایسه با جمعیت سالم دارند و بکارگیری این یافته ها برای مصروعین مشکل آفرین است (بارنئو و همکاران، 2009، الیوت و همکاران، 2009، جاکوبای و همکاران، 2013).
2-1-2 تاریخچه
واژه صرع به معنای “تسخیر شده توسط نیروهای بیرونی” است؛ این نامگذاری ناشی از تفکرات دیرینه انسان هاست که بروز صرع را نوعی نفوذ نیروهای ماوراءالطبیعه می دانستند (لویس ، 1934؛ به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387).
یونانیان قدیم صرع را به عنوان یک بیماری مذهبی می دانستند و فرد مبتلا به صرع را به عنوان فردی می دیدند که خداوند بر او مستولی شده است. تنها خداوند می توانست یک فرد بهنجار متعادل را به زمین بیندازد، او را از این حس تعادل محروم سازد، باعث تشنج وی گردد و او را به حالت بهنجارش برگرداند. صرع برای اولین بار توسط بقراط به عنوان یک فرایند عضوی مطرح گردید (براون و هولمز، 1997؛ به نقل از توکلی، 1389).
بقراط در حدود 400 سال قبل از میلاد بیان کرد که :”معمولاً یک فرد مالیخولیایی، صرعی می شود و یک صرعی، مالیخولیایی و آنچه تقدم را تعیین می کند جهتی است که بیماری اثر می کند، اگر بر بدن تأثیر کند؛ صرع تقدم دارد و اگر بر هوش تأثیر بگذارد؛ مالیخولیا” (به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387). سپس وی در کتاب خود با عنوان «بیماری مقدس »، بیماری صرع را همچون دیگر بیماری ها دانسته که علت بروز آن طبیعی و نه مقدس می باشد. او در مورد این که صرع یک بیماری مقدس یا الهی نیست بحث کرده، صرع را یک اختلال مغزی معرفی می کند. از آن زمان به بعد اکثر نویسندگان تشنج ها را نتیجه ای از فشارهای غیر طبیعی در نظر گرفته اند. با این وجود در طول قرون وسطی، پدیده صرع با طیفی از مفاهیم عرفانی، جادویی و مذهبی توصیف می شده است (سوئینکلز و همکاران، 2005). در حقیقت بیماران مبتلا به صرع همواره گرفتار ترس ها، اضطراب ها و احساس شرم بوده اند و بیشتر مشکلات روانشناختی و اجتماعی که امروزه این بیماران تجربه می کنند در این مفاهیم نامناسب داشته است. درک پیش زمینه پزشکی صرع در دوره رنسانس شروع شد، اما به شکل اختصاصی از اواسط قرون نوزدهم ایجاد گردید. در آن زمان سه متخصص مغز و اعصاب انگلیسی به نام های جان هایلینگ جکسون ، راسل رینولد و سر ریچارد ویلیام گاورز تعریف علمی تر و جدیدتری از صرع ارائه کردند. آنان این اختلال را در چهارچوب پزشکی مطرح و بر روی مصروعین شروع به مطالعه کردند. شاید بتوان گفت که پس از قرن ها عقاید خرافی و اشتباه درباره صرع؛ بهترین و کامل ترین تعریف صرع توسط جکسون ارائه شده است. وی در سال 1873 برای اولین بار مفهوم جامعی از ریشه تشنج مطرح ساخت و صرع را به صورت “تخلیه نورونی نابجا، گاهگاهی، ناگهانی، شدید و سریع در ماده خاکستری” توصیف کرد (معظمی، 1388). همزمان با جکسون، گاورز (1881) تنوعی از نشانه های بالینی صرع را با جزئیات بیان نمود و کوشش کرد تشنج های صرعی را از غیر صرعی (هیستریک) جدا سازد. در این راستا متخصص مغز و اعصاب فرانسوی؛ جین مارتین چارکات و گروهش نیز در جداسازی میان صرع و صرع هیستریک فعالیت کردند. به دنبال آن دو متخصص مغز و اعصاب فرانسوی دیگر به نام های بریکه و مورل دریافتند مشکلات روانشناختی که دربرگیرنده کارکردهای رفتاری و شناختی است ممکن است به عنوان بخشی از تشنج، زمان رخ دادن تشنج و یا میان تشنج ها دیده شود. اطلاعات مربوط به صرع تا دهه 1930 با معرفی داروی فنوباربیتال و مهم تر از آن با کشف الکتروآنسفالوگرافی که توسط هانس برگر انجام گرفت، پیشرفت داشته است و مشخص گردید کانون تخلیه های صرعی در مغز و ارتباط آنها با ضایعه مهم تر از هرچیز دیگر همچون تعیین ویژگی تشنج ها می باشد (به نقل از توکلی،1389). با این همه یک مسأله بالینی همچنان باقی مانده؛ مشکلات روانی بیماران مبتلا به صرع بوده با کشف کانون لوب گیجگاهی (و صرع لوب گیجگاهی) درسال 1949، همراه با مفهوم دستگاه لیمبیک به عنوان اساس پردازش هیجان ها، این فکر که اختلالات روانی با آشفتگی های صرعی در مناطق مشخص مغز در ارتباط است، مطرح گردید. افراد مبتلا به صرع از نظر روانی بهنجار در نظر گرفته می شدند، اما فرض می شد که اختلال در کارکرد مغز همان طور که منجر به ایجاد تشنج می گردد، می تواند شکایات روانشناختی را نیز در پی داشته (سوئینکلز و همکاران، 2005). از طرف دیگر، همزمان با سیر تحولی مطالعات انجام شده بر بیماران صرعی، دسته پژوهش های دیگری نیز در حوزه پزشکی بر الگوهای حیوانیِ صرع به منظور بررسی بیشتر در سطح آناتومی، تعیین و تشخیص اثر بافت تشنجی بر ساختارهای بیوشیمی و کارکردهای مغزی و ارزیابی اثرات جراحی و برداشتن بافت تشنجی صورت می گرفته است (لیجتن، آلفرت، وان هلفن، ورمیولن و وان ریجن ، 2005). از این رو استفاده از الگوهای حیوانی، اساس تجربی محکمی برای ارائه فرضیاتی در زمینه مناطق آسیب دیده مغزی، رشد مغز و آسیب های شناختی و تحولی دیگر در بیماری صرع، فراهم ساخته است. درحال حاضر نتایج پژوهش های الگوهای حیوانی در کنار داده های حاصل از بررسی عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به صرع مورد ارزیابی قرار می گیرد (سائین، ساتولا، استافستروم ، 2004).
2-1-3 پاتوفیزیولوژی

مطلب مرتبط :   عوامل اجتماعی و فرهنگی

دسته بندی : علمی