مذاهب اسلامی

که از کشته صحرا پر از پشته شد
( ربیع، 1388: 46ر )
همچنین وی کثرت لشگریان و انبوه سلاح های مختلف را که دنیای آهنین ایجاد کرده و درخشش آنها چهرۀ خورشید را تاریک نموده است، به خوبی به تصویر می کشد:
سپاهی چو مور وملخ بی شمار
زبس جوشن و ترک و خود وسنان
درفش حسام و سنان و کلاه
همه غرقه در آلت کارزار
توگفتی مگر آهنین شد جهان
همی کرد خورشید را دل سیاه
( ربیع، 1388: 190 پ )
با توجه به شاهد مثال هایی که از شجاعت های حضرت علی (ع) مطرح شد، می توان گفت که هدف در منظومه دینی علی نامه غالباً دو گانه است: شخصی و اجتماعی. ازجنبۀ شخصی، غرض برکت جویی و شرح مناقب حضرت امیرالمؤمنین (ع) به دلایل اعتقادی است و عمده تر نتیجه آن اقناع نفس است در باز گفت این عظمت و ایجاد زمینه ای است جهت یادکرد موارد عبر ت آموز اخلاقی. امّا از جهات اجتماعی، انگیزۀ اصلی در سرودن این منظومه ها مقابله جویی و معارضه با پیروان مذاهب دیگر است. حوادث مختلف که وسیله و زمینۀ این مبارزۀ دینی و اعتقادی است هم، روی در مخالفان دیگر مذاهب اسلامی دارد و هم پیکار جویی با معتقدان دیگر ادیان است و با روایت های حماسی و عیّاری که بیشتر روی در گذشته دارد، کاملاً متفاوت است.

4-4-6- نمونه هایی از شجاعت بی نظیر علی (ع) در منظومۀ خاوران نامه
در همۀ صحنه هایی که جلوۀ حماسی دارد و فضای رزم و بزم دیده می شود، ابن حسام به اقتضای حال و مقام به کلمات روح می بخشد تا هر کلمه ای گویای مفهومی باشد که با فضای حماسه همسو و همخوان است. در این میدان که جلوه های لسانی و بیانی و آفرینش زبانی طرح می شود، زبان و طرز ادای شاعر هیمنه ای دیگر می گیرد و موسیقی کلام او همنوای چکاچاک نیزه ها و تیغ و شمشیر می شود تا بتواند تداعی کنندۀ همۀ برخوردهای حماسی و لحظه های پر تب و تاب و تپش مرگ و زندگی بوده باشد.بدیهی است قدرت شاعری ابن حسام موجب شده است تا وی بتواند از خاصیّت اصوات و حروف و چگونگی القای حالت های مختلف توسط نیروی کلمه و کلام بهره ور شود و از جادوی لفظ و شگفت آوری اصوات در بیانش سود جوید و در لباس کلمه وکلام، به گاه لحنش با رعد و برق و صاعقه جلوه ای توفنده یابد و به گاه بزم ملایم و نرم و دل بستنی شود.مواردی از این گونه در شعر ابن حسام کم نیست، آن جا که می گوید:
درآن تیره شب ماندحیدر شگفت
برآورد سر سوی چرخ برین
به چنگال دست چپ از سوی راست
هم از دست بگرفت پهلوی چپ
یک نعره ای از جگر بر کشید
سیه شد نیوشنده را مغز و هوش
ده اندر ده از هر طرف جانور
چو آن نعره برداشت مرد دلیر
هم اندر زمان نام یزدان بگفت
همی خواست زور از جهان آفرین

                                                    .