Comments: 0 Posted by: Posted on:

ب) شدت فشار روانی: لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) براساس نظرات مربوط به حل موضوع و فراگردهای پردازش اطلاعات فکر می کنند، وقتی که سطح فشار زیاده، ظرفیت های فرد واسه روبرو شدن و حل مشکل کاهش می یابد یا دچار اختلال می شه. بنابر این در موقعیت هایی که فشار بالا هستش، افراد بیشتر از راه ­های هیجان مدار استفاده می کنن.

ج) اهمیت حادثه : وقتی که مشکل یا حادثه دارای سطح بالای تهدید زایی واسه افراد باشه، از طرف اونا مهم و مهم آزمایش می شه (لازاروس و دولونگیس، ۱۹۸۳؛ نقل از مدانلو، ۱۳۸۸). در مورد به کار گیری نوعای جورواجور راهبردهای مقابله ای و اهمیت حادثه، وقتی که حادثه مهم بیشتر آزمایش شه، شایدً توجه ادما از خود مشکل به هیجانات در رابطه به اون معطوف می شه و بنابر این در حوادث مهمتر و تهدید کننده تر بیشتر راهبردهای هیجان مدار مورد استفاده قرار می گیرند (فولکمن و همکاران، ۱۹۸۶). پس به نظر می رسد عوامل جورواجور مربوط به افراد و موقعیت و فشار در تعامل با همدیگه بر انتخاب سبکای مقابله ای اثر می گذارد(موس و همکاران، ۱۹۹۳).

۲-۷-۷ اهمیت آموزش مهارت های سبکای مقابله ای

مهارت های مقابله ای یه راه و روش متمرکز بر فرده که هدفش کمک به فرده که زندگی خود رو در سطح مطلوب نگه داره و در مقابله با رقابت های زندگی توانایی خود رو به شکل رفتارای سازگارانه مؤثر و مثبت متبلور سازه و بتونه ظرفیت روانشناختی خود رو بالا ببره مجموعه مهارت های مقابله ای نه فقط به توانا ساختن افراد در زندگی حال می اندیشد بلکه به توانمندی اون ها جهت زندگی آینده هم تأکید می ورزد. کلا هدف از مهارت های مقابله ای کمک به فرد جهت حرکت از ناتوانیها و ضعف های مهارتی به سمت مهارت های توانا و قوی و سازنده س و هدف اصلی اینه که افراد مسئولیت برتری و لیاقت فردی خود رو قبول کنن این لیاقت فردی شامل ( احساس کفایت و لیاقت در سطح بالا، خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردیه) برنامه مهارت های مقابله ای بر این پایه استواره که کودکان و نوجوانان حق دارن توانا شن و نیاز دارن که بتونن از خودشون و علایقشان در برابر موقعیت های سخت زندگی دفاع کنن بنابر این راهبردهای مقابله ای مجموعه مهارت هایی هستن که بر افزایش توانایی های روانی ـ اجتماعی افراد، آموزش داده می شن. و فرد رو آماده می سازه که بطور موثر با مقتضیات و درگیری های زندگی مواجه بشه(نوین و گیجس برس، ۲۰۰۳).

۲-۷-۸عملکرد اصلی مهارتای مقابله ای

سه کارکرد اصلی مقابله ای عبارتند از :

۱-توصیف دوباره از معنی فشار به خاطر اداره کردن موقعیت (آزمایش دوباره موقعیت).

۲-کنترل تنشی که به وجود اومده توسط تجربه فشار هاست(مقابله متمرکز برهیجان .

۳-کارکرد مستقیم واسه کاهش فشارهای موجود در زندگی ویا افزایش منابع به خاطر اداره کردن موقعیت استرس زا پس جهت حل تنشای موجود وارائه راه حلای کار اومد ،سه عامل اساسی یعنی فهم ودرک موقعیت فشار زا،انجام دادن راهکارهای مناسب وبالاخره توانایی در جهت کنترل هیجانات به وجود اومده توسط این فشار ،نقش مهمی رو اجرا می کنن.(بنفشه غرایی،۱۳۸۵)

راه حل

۲-۸ سیستمای مغزی ـ رفتاری

هانس آیزنک۶ و جفری گری در میان اولین پیشگامان فرضیه صفات شخصیت، چشم انداز تازه ای از فرق فردی در این بخش از کار مغز ارائه دادن. هر دو نظریه پرداز با این فرض شروع کردن که میشه فرایندهای مغزی رو به وسیله معانی ساده شده ای از معنی، سیستم عصبی مشخص کرد، به چه دلیل این مفاهیم مدارهای کلیدی مربوط به شخصیت و رفتار رو در بردارن (متیوز و گیلیلاند٧، ١٩٩٩). نظریه گری به عنوان کاهش کننده نظریه آیزنگ در نظر گرفته شده، اما حالا انگار نظریه دیگریست. نظریه شخصیت گری به شکل ((نظریه سیستمای مغزی – رفتاری)) هم مثل نظریه آیزنگ بر وجود رابطه بین ابعاد شخصیتی و فرایندهای مغزی توجه داره و جهت تبیین تفاوتای فردی به نقش عوامل زیست عصبی اشاره میکنه و در همین زمینه سیستمای مغزی / رفتاری، فعالیت، چگونگی قرار گرفتن، غلبه اونا رو در آدما به عنوان عامل ایجاد کننده تفاوتای فردی در توجه و انتخاب محرکا و بروز رفتار در اونا می دونه (جکسون١، ٢٠٠٢).

گری (١٩٨٧) میگه که ساختارهای جور واجور مغزی، سه سیستم انگیزشی اساسی رو راه اندازی می کنن که ایجاد کننده تفاوتای شخصیتی هستن و ضمن اینکه غلبه و فعالیت هر کدوم از این سیستما در فرد، به حالتای هیجانی متفاوت، چون اضطراب، زود انگیختگی و ترس منجر می شه، روش های رویارویی و واکنشای متفاوتی رو هم در بر میگیره. این سه سیستم عبارتند از: سیستم فعال سازی رفتاری، سیستم جلوگیری رفتاری و سیستم جنگ و فرار (بوچین٢، ٢٠٠١).

اضطراب

۲-۸-۱ نظریه شخصیتی گری

بعضی روان شناسا، عقیده دارن که شخصیت، بر اساس کارکرد دستگاه عصبیه و سابقه اینجور بحثایی به کارای پاولف برمیگرده که در تحقیقات فیزیولوژی و شرطی سازی سنتی، گرایش و ویژگیای خاصی رو از نظر شخصیتی مشاهده و جدا کرد. براساس نظریه پاولف، پروسه های رفتاری از راه الگوهای مربوط به تحریک و جلوگیری در سیستم اعصاب، توضیح دادنیه. هر چی محرکای داخلی و خارجی که باعث تحریک و جلوگیری می شه، بیشتر تکرار شه، شکل با ثبات تری در مغز پیدا میکنه و منتهی به رفتارای قالبی پویا می شه که تا اندازه زیادی در برابر تغییر مقاوم ان و به دلیل مشکل تقریباً پایدار خود، شایدً به عنوان بخشی از شخصیت فرد در میان. شخصیت به عنوان قله یافته های روان شناختی در تموم ابعاد آدمی اثر میذاره. قسمت بزرگ یافته های متون روان شناختی با استناد به رگهای شخصیتی بوجود آمده. یکی از نظریه های شخصیت که بر پایه های نظری قوی بنا شده. نظریه حساسیت به جایزه (RST) گری در مورد شخصیت (گری، ۱۹۸۷) هستش که نظریه ای عصب- روان شناختی درباره هیجان، انگیزه و یادگیریه. نظریه گری بر تکامل مجزای مکانیسمای جایزه و تنبیه در مهره داران تاکید می ورزد.

نظریه حساسیت به جایزه گری، یه تئوری زیست محوره که میگه، تفاوتای شخصیتی افراد ریشه در فرق سیستم جایزه افراد داره. سیستم جلوگیری رفتاری به نشونه های تنبیه حساسه و به عنوان دلیلی واسه اخطار به فرد واسه توجه به احتمال خطر و تنبیه عمل می کنه. سیستم فعال سازی رفتاری که به نشونه های جایزه حساسه، فرد رو به سمت رفتار می بره. تفاوتای فردی در سیستمای فعال ساز رفتاری و بازدارنده رفتاری بیان کننده ابعاد اساسی شخصیتی هستن. گری مشکلات رو درخشش بیش یا کم واکنشی در یکی از این سیستما می دونه. طبق این نظریه، شخصیت سالم تو یه پیوستار با آسیب روانی قرار داره. پس قطبیت گرایی در هر کدوم از این متغیرها، به عنوان عامل خطر افزایش آسیب روانی در نظر گرفته شده (پیکرینگ و گری، ۲۰۰۱).

مشکلات

گری (١٩٨٧) میگه که ساختارهای جور واجور مغزی، سه سیستم انگیزشی اساسی رو راه اندازی می کنن که ایجاد کننده تفاوتای شخصیتی هستن و ضمن اینکه غلبه و فعالیت هر کدوم از این سیستما در فرد، به حالتای هیجانی متفاوت، چون اضطراب، زود انگیختگی و ترس منجر می شه، روش های رویارویی و واکنشای متفاوتی رو هم در بر میگیره. این سه سیستم عبارتند از: سیستم فعال سازی رفتاری، سیستم جلوگیری رفتاری و سیستم جنگ و فرار (بوچین٢، ٢٠٠١).

۲-۸-۲سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)

اولین سیستم، سیستم فعال سازی رفتاریه که  نمایانگر حساسیت به نشونه های پاداشه، از نظر ساختاری شامل چندین راه دوپامینرژیک و مدارهای تالامیک و کورتیکو در مغزه. نوروآناتومی این سیستم کورتکس پیشونی، بادامه و عقدهای پایه س و به وسیله محرکای مورد پسند مربوط به جایزه یا حذف تنبیه فعال می شه. دو عامل رفتاری این سیستم شامل روی آوردن (جستجوی فعالانه جایزه) و دوری فعال (دوری از تنبیه) است. حساسیت این سیستم نمایانگر زود انگیختگی فرده و انگار واسه تجاربی مثل امید، وجد و شادی جواب گو باشه. فرض بر اینه که سیستم فعال سازی رفتاری دلیل بنیادی صنعت زود انگیختگیه و با انگیزه، برون گردی و جستجوی احساس ربط داره (کنیازی و همکاران، ۲۰۰۲).

این نظام در خدمت کارکردهای انگیزشی مثبته و رفتارای اجتنابی فعال ورفتار نزدیکی رو موجب می شه وافرادباحساسیت زیادBASگرایش بیشتری به آزمایش مثبت وخوشبینانه از حوادث ومحیط واستعدادبیشتری واسه درگیری در موقعیتای با احتمال جایزه دارن که منتهی به درک شخصی مثبتی از رضایت در زندگی ،خانوادگی وسلامت خود می شه ودر نتیجه فرد در اینجور شرایطی وابستگی در پایین ترین سطح میشه.

۲-۸-۳سیستم جلوگیری رفتاری (BIS)

دومین سیستم، سیستم جلوگیری رفتاریه و حاصل فعالیت مسیرهای آوران نوروآدرنرژیک و سروتونیرژیکه. نوروآناتومی سیستم تنبیه رفتاری در جدار – هیپوکامپی، ساقه مغز، مدار پاپز و کورتکس حدقه ای – پیشونی قرار داره. این ساختارها موجب افزایش تحریک و سطح توجه و تجربه احساسات منفی می شن (هپونینمی، ٢٠٠۴؛هوینگ[۸]،۲۰۰۶). و با نظامایی که اضطراب در اون نقش دارن، همپوشی دارن. در نتیجه سیستم جلوگیری رفتاری با احساس اضطراب، نگرانی و نشخوار فکری مطابقت داره (کنیازی و همکاران، ۲۰۰۲).

گری میگه این سیستم که پایه فیزیولوژیکی داشته و تجربیات اضطراب در عکس العمل به نشونه های وابسته به اضطراب رو کنترل می کنه (واتسون[۹]، ۱۹۹۹). به نظر گری BIS به علائم تنبیه، از دست دادن جایزه و تازگی حساسه. اون رفتاری رو که ممکنه به نتیجه منفی یا دردناک منجر شه، جلوگیری می کنه. پس فعال شدن BIS باعث جلوگیری حرکت به طرف اهداف می شه. هم اینکه گری میگه که BIS مسئول تجربیات احساسات منفی مثل ترس، اضطراب، شکست و ناراحتی در عکس العمل به این نشونه ها هستش (گری، ۱۹۹۰).

برحسب تفاوتای فردی در شخصیت، حساسیت زیاد BIS نشون دهنده مستعد بودن به اضطراب بیشتره، به شرط اینکه فرد در برابر نشونه های محیطی مناسب قرار گیرد. همونطور که در نمودار ١-٢ مشاهده می شه، در این سیستم سه نوع درون داد یعنی نشونه های تنبیه، نشونه های از دست دادن جایزه و محرکای تازه و ترس آور ذاتی به سه نوع برون داد یعنی جلوگیری رفتاری، افزایش تحریک و افزایش توجه منجر می شه (گری، ۱۹۹۰). یعنی، جلوگیری رفتاری سیستمی عصبیه که اطلاعات مربوط به تهدید رو پردازش کرده و اضطراب رو راه اندازی می کنه، از جلو رفتن و ادامه رفتاری جلوگیری به عمل می آورد، انگیختگی رو زیاد کرده و توجه رو در جواب به علائم خطر به طرف تهدید می بره. در حالی که سیستم گرایش رفتاری در خدمت کارکردهای انگیزشی مثبته و رفتار نزدیکی رو موجب می شه (بوچین، ٢٠٠١).

این سیستم به محرک هی شرطی تنبیه وفقدان وهمچنین به محرکای جدید ومحرکای ترس آور ذاتی جواب میده فعالیت این سیستم موجب فراخوانی حالت عاطفی اضطراب وبازداری وبازداری رفتاری ،دوری فعل پذیرخاموشی ،افزایش توجه وبرپایی می شه.وبعنوان سیستم اضطراب شناخته شده .غلبه وحساسیت زیادBISهدایت فرد به سمت درموندگی وافسردگی رو به دنبال داره. آدمایی که این سیستم در اونا غلبه داره احساسات نا باحالی رو تجربه کرده ،درگیر اضطرابند واجتناب از رفتار فعال باعث می شه خیلی از تجارب مورد پسند زندگی رو ازدست بدن ودر نتیجه فردبه سمت اعتیاد جهت پیدا می کنه.(گری۲۰۰۰)

 

١- جلوگیری رفتاریBehavioral inhibition

٢- افزایش تحریک

Increment in arousal

٣- افزایش توجه

Inceased attention

 

داروهای ضد اضطرابی
١- نشونه های تنبیهSignals of punishment

٢- نشونه های از دست دادن جایزه

Signals of non reward

٣- محرکای تازه و ترس ذاتی

Novel stimuli and innate fear

سیستم جلوگیری رفتاریBehavioral inhibition System (BIS)

 

نمودار (۲-۱) نمودار سیستم جلوگیری رفتاری ایجاد مشکل

منبع: اقتباس از گری و مک ناتان (۲۰۰۰)

 

دلایل روانی فیزیولوژیک بیان می­ کنه که هر دو سیستم انگیزشی BIS و BAS تحت تاثیر شاخه سمپاتیک از سیستم عصبی خودکاره. گری میگه که BIS و BAS به طور فعالانه ای مخالف عمل می­ کنن و وقتی که BAS مسلطه به رفتار نزدیکی و دوری فعال منجر می شه و وقتی که BIS مسلطه، احتمال بیشتری هست که دوری منفعلانه رو منجر شه (بوچین، ٢٠٠١).

[۱] – Dolvengis

[۲] . Pickering

[۳]- Behavioral Activation System

[۴]- Thalamic & Cortico

[۵]- Kenyazev

[۶]- Behavioral Inhibition System

[۷]- Heponinemi

[۸] -Howing

[۹] -Watson