Comments: 0 Posted by: Posted on:

الف)  لازاروس، فولکمن [۱](۱۹۸۴) مهارت مقابله ای به تلاش های شناختی و رفتاری گفته می شه که به خاطر کسب کارآیی، کاهش یا تحمل مسائل داخلی یا خارجی به وجود اومده توسط فشار به وجود اومده ان.

ب) مهارت های مقابله ای شامل مجموعه ای از فعالیت های ذهنی یا شناختی و رفتاریه که شخص به خاطر امتحان محرک های فشار زا یا کاهش عوامل فشار زا و تغییر تحریک هیجانی حاصل از فشارها بکار می برد(بلینگ، کرونکایت ـ موس، ۱۹۸۳)

ج) (سولومون، آویتزور، میکولینسر،۱۹۹۱ به نقل از دافعی، ۱۳۸۶) فکر می کنند که مقابله دو عمل ابزاری و هیجانی داره، مقابله ابزاری، همون مشکل مداره، واسه حل مشکل و استفاده منابع و به خاطر کاهش تهدیدات خارجی عمل می کنه و مقابله ی هیجانی واسه خلاص شدن و خلاصی از تنش و تحریک به وجود اومده توسط تهدیدهای خارجی کاربرد داره.

۲-۷-۲ مهارتهای مقابله ای :

یکی دیگه از عوامل شناختی در رفتار سوءمصرف مواده بطور طبیعی ،آدم وقتی که با عوامل فشارزا زندگی مواجه می شن ،تلاش در استفاده امکانات وتوانایی خود در جهت رفع فشار دارن بعضی وقتا روش هاواستراتژیای مقابله ای بکار گرفته واسه رفع استرسا ،به شکل به کار گیری مکانیزمای دفاعی آگاهانه وسنجیدهه اما بعضی وقتا به شکل به طور کامل ناخود آگاهانه ونسنجیده استفاده میشن.وقتی که شخص از روشای مقابله ای نسجیده استفاده می کنه،یعنی نیرو وتوان روانشناختی خود رو برحل موضوع تمرکز می کنه وبصورت مسئله مدار با مشکل مزبور برخورد می کنه. این روشها موجب در هم شکستگی یا ضعف شخص نمی شه ،اما اگه از روشای نا موثر (مثل روشای عاطفی –هیجانی )استفاده کنه،این جور راهکارهای ضعیف باعث در هم شکستن فرد در مقابل عوامل استرس زا می شن فرد احساس شکست،ناامیدی ،درموندگی وناامیدی می کنه.درحقیقت، این احساس منفی و ناخوشایند ،ایجاد کننده سوءمصرف مواد هستن واین گونه افراد واسه خلاص شدن از مشکلات ومسایل زندگی ،بطور موقت از راه مصرف مواد،آرامش رو به دشت می کنن. از دیدگاه رفتاری –شناختی سوءمصرف مواد ،به عنوان شیو ه مقابله نا موثر به حساب می آیدکه درواقع ،نشونه ناتوانی شخص در حل مسئله ،باورها وانتظارات نادرست خوده. در این رابطه ،سوءمصرف مواد ، مکانسیم مقابله ای نا کار اومد ونسنجیده ایه که از ضعف مهارتهای مقابله ای وحل مسئله سر چشمه میگیره(بک،۱۹۹۸،نقل از گودرزی،۱۳۸۰)

مشکلات

در واقع وجود استرسا وفشارهای  اجتماعی ،سلامت روانی آدم رو به خطر میندازه واورا به سمت مشکلات  روانی وانجام رفتارای پر خطر مانند سوءمصرف مواد مخدر می بره . پس اگر فرد راه درست مقابله با استرس رو هنیاموخته باشه وبه عبارت دیگه مهارتهای مقابله با استرس  رو نیاموزد ،دچار مشکلات جدی تر می شه . انتخاب راه های مقابله ای مناسب در برابرفشارهای روانی می تونه از تاثیر این فشارها بر سلامت جسمی وروانی فرد کم کنه (رحیمی ،۱۳۸۹).

سلامت روانی

مقابله به عنوان یه روند روانشناختی ،به کوششهای شناختی ورفتاری افراد واسه حل وفصل شرایط استرس زا می گن . مقابله در برگیرنده تلاشا، مثل عمل محور ودرون روانی ،واسه اداره وتنظیم تقاضاهای محیطی ،داخلی وکشمکش میان اوناس ودو کارکرد مهم داره: تنظیم هیجانهای بد ودر پیش گرفتن کنشی واسه تغییروبهبود موضوعی که باعث ناراحتی شده (لازاروس وفولکمن ،۱۹۸۴) .

استرس

در واقع باتوجه به اینکه مصرف کنندگان مواد با سطوح بالاتری از اضطراب ودرماندگی رو گزارش می کنن،رفتارسوءمصرف مواد ،خود ممکنه به عنوان شکلی از مقابله ناسازکار باشه که در جهت کاهش احساسات منفی عمل می کنه (ویلز وشیفمن[۴]،۱۹۸۵).پس براساس تحقیقات انجام شده از دست دادن راهبردهای مقابله ای موافق ،عامل جهت دهنده های به طرف مصرف مواد وبه موندگاری مصرف مواد کمک می کنه . پژوهشای زیاد نشون دادن که ابعادراهبردهای مقابله ای واسه پیش بینی سوءمصرف مواد،دفعات مصرف ،تکمیل دوره درمان وفرایند برگشت در میان معتادان اهمیت داره(بال ،۲۰۰۵).هم اینکه رابطه بین راهبردای مقابله ای ضعیف وشیوهای حل موضوع ناجور ،با مصرف مواد در معتادان گزارش شده (اپستین ،گریفن،بوتوین،۲۰۰۰؛ابراهیمی).

۲-۷-۳ شکل های جور واجور سبکای مقابله

الف) مقابله ای موثر

چیزی که با عنوان مهارت مقابله ای مطرح می شه همون روش های برخورد با مسائله که از طرف فرد بطور آگاهانه طراحی و به اجرا در میاد و نتیجه ی اون حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد واسه از سرگذراندن موفقیت آمیز بحرانی و دور موندن از آسیب های به وجود اومده توسط بحران های روحی پیش آمده و این همون مقابله ی کارآمده.

ب) مقابله به درد نخور

مقابله به درد نخور هم تلاش هایی هستن که هرچند واسه مقابله با شرایط سخت استفاده کرده می شن ولی ً به بدتر شدن شرایط و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شن، بنابر این نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر کرد. مثلاً فردی که واسه کم کردن از استرس به مواد مخدر روی می آورد گر چه یه جور مقابله با استرس و هیجان منفی در کوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه ی این لذت های کوتاه مدت رو به شکل تحمل اعتیاد و مشکلات شوم اون بپردازه (جون مارشال، ریو، ۱۹۹۷، نقل از مصلایی، ۱۳۸۶).

۲-۷-۴انواع مقابله ی موثر

۲-۷-۴-۱مقابله ی متمرکز بر مسأله

مقابله متمرکز بر مسئله یا مسأله مدار، کوششیه واسه انجام عملی سازنده، در شرایطی خارجی، یا کارکرد های مستقیم فکری و رفتاری فرد می باشه که به خاطر تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می شه، به بیان دیگه مقابله ی متمرکز بر مسئله به تلاش های فرد واسه تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می شه (لازاروس، فولکمن،۱۹۸۴). و فرد با روش هایی مثل ایجاد تغییرات در زندگی، تعیین هدف ها، تصمیم گیری در مورد اولویت ها، مشورت جزئی و بیان وجود، به حل مسأله می پردازه به نظر ی (موس و بیلینگز، ۱۹۸۵) کنار اومدن متمرکز بر مسئله شامل جمع آوری اطلاعات از محیط و راهنمایی خواستن از یه صاحب نظره. این نوع کنار اومدن با مقابله، علاوه بر اخذ جایزه که جانشین حالات مرضی می شه، به وجود آورنده ی اعمالیه که در جهت حل مشکل اتخاذ می شه.

در واقع فرد به جمع آوری اطلاعات مربوط به حادثه فشار زا می پردازه وبا به کار گیری منابع طرح ونقشه ای واسه حل موضوع بکار میره .(هارن ومیچل[۸]،۲۰۰۳)

در مقابله ی متمرکز بر مسئله افراد تدابیری رو به کار می گیرند که به چند مورد از این تصمیمات اشاره می شه:

۱ـ مقابله ی فعال: فرآیندیه که شخص درزمان اون بطور فعالانه واسه تغییر منبع فشار روانی تلاش می کنه.

۲ـ مقابله ی بر اساس برنامه ریزی : در این نوع مقابله فرد واسه کنترل و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود، به آزمایش راه حل های جور واجور می پردازه و بعد از اون با انتخاب بهترین روش به حل مسئله اقدام می کنه.

۳ـ مقابله ی بردبارانه: یعنی خویشتنداری و دوری از فعالیت های ناپخته ای که منتهی به پیچیده تر شدن مسئله و ایجاد مشکل در روند حل مسئله می شه.

۴ـ مقابله ی جستجوی پشتیبانی اجتماعی موثر: وقتی که فرد خود رو واسه حل مسئله ضعیف می بیند خیلی راحت از کمک های یاورانه افراد دیگه استفاده می کنه، این کمک به تناسب نیاز و نوع مشکل می تونه به دست آوردن اطلاعات و جزییات از راه خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امکانات مادی یا الهی از بقیه باشه (لازاروس، فولکمن ۱۹۸۴).

۲-۷-۴-۲مقابله ی متمرکز بر هیجان

شامل کلیه ی فعالیت ها یا افکاری می شه که فرد به خاطر کنترل و بهبود احساسات بد به وجود اومده توسط شرایط فشارزا به کار می گیرند که در واقع منتهی به نظم عمومی، پذیرش دوباره و تخلیه ی هیجانی می شه. در مقابله هیجان مدار فرد بیشتر به تخلیه ی هیجانی خود از راه گریه کردن و دعا کردن، خشونت، مصرف داروها و مواد آرامبخش می پردازه که در دراز مدت می تونه باعث اعتیاد، افسردگی، مریضی جسمی و کشیدن سیگار و  . . . شه. در این روش فرد چیزی که رو اتفاق می افتد درست تشخیص نمی دهد و درک نمی کنه. از جمله این که موفقیت ها رو بطور غیر منطقی و به غلط زیادتر از اندازه فاجعه آمیز تفسیر می کنه بنابر این در خود توان مقابله با مشکل رو نمی بیند و تلاش در فراموش کردن مشکل و تخلیه هیجانی  خود داره (لازاروس، فولکمن، ۱۹۸۴).

راهبردای مقابله ای هیجان مدار روش هایی توصیف می منند ککه براساس اون فرد برخود متمرکز می شه وتمام تلاش اون متوجه کاهش احساسات خویشه .از طرف راهبردهای مقابله ای اجتنابی[۹] هم ممکنه به شکل روی آوردن به اجتماع وافراد دیگه ظاهر شه .بعبارتی فرد با فاصله گرفتن از مشکل مبادرت به فرار واجتناب می کنه (هارن ومیچل،۲۰۰۳).

در مقابله ی متمرکز بر هیجان فرد از مقابله های زیر استفاده می کنه:

۱ـ مقابله ی بر اساس جستجوی پشتیبانی عاطفی: تلاش های فرد واسه گرفتن پشتیبانی اخلاقی، همدلی، همدردی و وجود تفاهم و احساس درک شدن به وسیله بقیه رو شامل می شه.

۲ـ مقابله ی بر اساس تفسیر دوباره مثبت: آزمایش مثبت از حوادث و موقعیت ها که بر اساس نگاه خوشبینانه رویدادهای زندگیه، این مقابله بیشتر واسه اداره و کنترل احساسات و پریشونی روان به کار می رود یا مربوط به منابع استرس می باشه.

۳ـ مقابله بر اساس مذهب: در این مقابله فرد واسه خلاص شدن از ناراحتی های خود با انجام اعمال مذهبی مثل دعا، نیایش، توکل، و توسل به خدا و معصومین(ع) روی می آورد، یافته های تحقیق (مک کری و کوستا) نشون می دهد که این نوع مقابله واسه همه ی مردم به درد بخور واقع می شه. چون به عنوان منبع پشتیبانی عاطفی و هم وسیله ای واسه تغییر مثبت عمل می کنه و بنابر این مقابله های بعدی رو آسون کردن می کنه.

۴ـ مقابله بر اساس پذیرش: یعنی یه جواب مقابله ای کنشی، که در اون شخص واقعیت شرایط فشارزا رو می پذیرد. این در شرایطیه که منبع فشار قابل تغییر نیس مانند (فوت یکی از عزیزان) (کارور  ـ شییر، وین تراب، ۱۹۸۹ ؛ به نقل از کلاینگ، ۱۹۹۱).

این که فرد واسه مقابله با فشار کدوم یکی از این ۲ روش رو مورد استفاده بذاره بستگی به عوامل موثر بر مقابله داره (تری، ۱۹۹۱) عقیده داره هر چند براساس نظریه(فولکمن و لازاروس، ۱۹۸۴) هر دو روش مقابله ای در موقعیت های فشارزا کارآیی دارن. اما دلایل موجود نشون دهنده اون هستش که دو نوع مقابله ی نامبرده آثار متفاوتی واسه مقابله با رقابت ها و مشکلات دارن ایشون در تأیید نظر (فولکمن، لازاروس، ۱۹۸۴ ) و هم اینکه اعلام می داره چون راهبردهای مقابله ای مسئله مدار با حل مشکل بطور کامل همراه ان اثر اون روی فرد مثبت تره، هر چند تحقیق ها نشون دهنده اون نیس که راهبردهای هیجان مدار با سلامتی رابطه ندارن. فلتون و رونسون فکر می کنند که مقابله ی هیجان مدار با سازگاری ضعیف با فشار همراه س، فرد در موقعیت هایی که نمی تونه مشکل و فشار رو حل کنه یا توان اداره اون رو نداره به خاطر آرامش خود به روش هیجان مدار روی می آورد(همون منبع).

۲-۷-۵مقابله ی به درد نخور و غیر به درد بخور

مجموعه ای از راه های مقابله ای رو در بر می گیرد که هر چند واسه تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات به وجود اومده توسط موقعیت فشارزا بکار گرفته می شه، ولی متأسفانه این روش وضع رو بدتر می کنه و بنابر این نمی توان از این عوامل مقابله ای به مهارت مقابله ای تعبیر کرد این مقابله عبارتند از:

در مقابله ی به درد نخور ادما از تصمیمات زیر استفاده می کنن:

۱ـ پرداختن به احساسات دردناک از روش تفکر آرزومندانه: این مقابله روش ای واسه خنثی کردن چیزی که اتفاق افتاده، می باشه. این افکار، ً با عباراتی مثل « اگه فقط . . . یا ای کاش حقیقت نداشته باشه که . . . شروع می شه. بعضی وقتا این افکار به شکل «چیزی که باید اتفاق می افتد»، اگه فقط… به عنوان یه روش مقابله ای مسکن واسه طفره رفتن موقتی از رنج به وجود اومده توسط حقیقته، زیان این حالت اون هستش که هیچ مقدار از آرزوها جای حقایق رو نمی گیره و دیر یا زود واقعیت، چهره ی خود رو نمایان می کنه. در این حالت زمان و فرصتی که می تونست واسه پیدا کردن راه های جدید روبرو شدن با واقعیت و مشکل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیره به هدر می رود(کارور  ـ شییر، وین تراب، ۱۹۸۹ ؛ به نقل از کلاینگ، ۱۹۹۱).

۲ـ به کار گیری دارو واسه فرار از رنج: بعضی وقتا واسه خلاص شدن از رنج به وجود اومده توسط استرس ها و بحران ها از داروهایی مانند الکل، نیکوتین، تریاک، هروئین و مسکن های خواب آور و ضد افسردگی، بدون تجویز دکتر استفاده می کنن. به کار گیری این نوع داروها و داروهایی که تازگیاً به این عامل اضافه شده و با نام های جور واجور به بازار وارد می شه مانند اکستازی که خطرات زیادی رو به همراه می آورد و ضمن مشکل تر کردن روند بازسازی روانی، اکثراً خود منبع جدیدی واسه افزایش رنج واسه فرد استفاده کننده می شن» مثلاً الکل موجب از دست رفتن نیروی کنترل داخلی یا صبوری می شه و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می آورد. استفاده نادرست از مواد، بر فرایندهای ذهنی هم که قبلاً به وسیله استرس و هیجان شدید بی کفایت شده بطور جانبی اثر می گذارد و توانائی هایی مانند قضاوت، برنامه ریزی، دلیل آوردن و تمرکز که واسه حل مشکل لازمه آسیب دوبرابر می بیند (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

۳ـ تفکر منفی: در این حالت فرد بطور غیر واقع گرایانه ای به موارد منفی مشکل تأکید کرده و مشکلات رو بیشتر از چیزی که هست و بطور غیر قابل، حل آزمایش می کنه (پی ستین، می یرد ۱۹۸۹، به نقل از ال کلاینگ، ۱۹۹۱).

۴ـ رفتارای تکانشی: به روش ی خاصی از مقابله گفته می شه که طی اون فرد بدون تفکر و اندیشه و آزمایش درست، از چیزی که اتفاق افتاده یا رخ میده فوراً دست به اقدام می زند و ً منتهی به بدتر شدن وضعیت می شه.

۵ـ نبود درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارای جور واجور و جور واجور، خود رو مشغول می کنه و به این وسیله تلاش می کنه به مسئله فکر نکنه، مثلاً سرگرم شدن با یه فرد دیگه، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به شکل خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم می پردازه(لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

۶ـ مقابله به صورت رد: در این مقابله فرد به گونه ای برخورد می کنه که انگار مسئله ای روی  نداده و در واقع رد واقعیت اتفاق افتاده و حادثه پیش اومده، بر وخامت مسأله می افزاید و مانع مقابله ی موثر بعدی می شه(لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

 

۲-۷-۶عوامل موثر بر انتخاب راهبردهای مقابله ای

۲-۷-۶-۱عوامل مربوط به منبع مقابله

عوامل مربوط به منبع مقابله: فردی که به مقابله می پردازه دارای ویژگی های اختصاصی خود بوده و در محیطی خاص و تحت شرایط خاص با حادثه روبرو شده. چند متغیر شخصیتی که بر انتخاب عوامل مربوط به منبع مقابله اثر می گذارن عبارتند از:

الف) عقاید و باورهای مربوط به کنترل: فلیشمن، پارکز  فکر می کنند که یکی از متغیرهای پیش بینی کننده نوع مقابله؛ اعتماد فرد در مورد داشتن کنترل بر حوادثه. آدمایی که فکر می کنند حوادث زندگی، مربوط به عوامل خارجی و از کنترل اونا خارجند معمولاً به ناسودمندی تلاش های خود در روبرو شدن با مشکل میدونن و بنابر این واسه مقابله با فشار معمولاً کمتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن(نوین و گیجس برس، ۲۰۰۳).

ب) عزت نفس: متغیر دیگه موثر بر انتخاب نوع روش مقابله، عزت نفسه، تحقیق ها نشون داده آدمایی که عزت نفس بالایی دارن از توانایی خود در روبرو شدن با حوادث منفی مطمئن هستن و بنابر این در برخورد با مثل این حوادث تمایل کمتری واسه به کار گیری راهبردهای هیجان مدار دارن اونا بیشتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن (فلیشمن، ۱۹۸۴؛ نقل از دافعی، ۱۳۸۶).

ج) گرایش به نوروزها: دچار شدن به بیماریهای نوورتیک گرایش به نوروز با جواب های هیجانی بسیار در ارتباطه. تحقیقات نشون می دهد که آدمایی که این گرایش در اونا بالاست، با پریشونی های عاطفی ـ هیجانی به وجود اومده توسط یه مشکل فشارآور اشتغال ذهنی بیشتری دارن (کلاینگ، ۱۹۹۱).

بنابر این در مقابله با فشار، بیشتر از راهبردهای هیجان مدار استفاده می کنن. (مک کری، کاستا، ۱۹۸۸) کارور و همکاران، ۱۹۸۹ ؛نقل از مدانلو، ۱۳۸۸) در تحقیقات خود انگار اتحاد مثبت بین اضطراب و به کار گیری راهبردهای هیجان مدار پی برده ان.

د)رد مشکل و دوری از فکر کردن درباره ی اون: تری براساس یافته های فلیشمن نتیجه می گیرد آدمایی که به دوری از تفکر درباره ی مشکل فشارزا گرایش بیشتری دارن و یا مشکل رو مورد غفلت یا رد قرار میدن، در مقایسه با آدمایی که در این باره گرایش کمتری دارن، بیشتر از راهبردهای هیجان مدار استفاده می کنن.

هـ) پشتیبانی اجتماعی: تحقیقات نشون داده آدمایی که محیط خانوادگی پشتیبانی کننده ای دارن یا بافت اجتماعی زندگی اون ها پشتیبانی کننده س بیشتر از راهبردهای مشکل مدار استفاده می کنن (موس و همکاران، ۱۹۹۳).

[۱] – Lazarus & Folkman

[۲] – Belling – Cronkit – Moos

[۳] – Solomon , Avitzar , Mikulincer

[۴] -will&Shiffman

[۵] – Jahn, Marshall, Reeve

[۶] – Lazarus & Folkman

[۷] – Moos & Billingez

[۸] -Haren&mitchell

[۹] -avoidance coping strategies

[۱۰] – Carver – Sheier & Weintraub

[۱۱] – Terry

[۱۲] – Folkman & Lazarus , Gruen, Delonegs

[۱۳] – Pisetin , Miyerd

[۱۴] – Flishman , Parks

[۱۵] – Niven & Gijsbers

[۱۶] – Flishman

[۱۷] – Maccrae & Costa

[۱۸] – Terry