قوانین موضوعه

در فراگیری این حقوق برای جنین ناشی از تلقیح مصنوعی از زمان انعقادش در رحم و نیز جنین ناشی از لقاح آزمایشگاهی از زمان انتقالش به رحم، تردیدی نیست، زیرا عنوان حمل که در روایات و فقه و نیز قوانین، موضوع دارا شدن حقوقی قرار گرفته، برآن صادق است.
آن چه دارای ابهام و بحث برانگیز است، این است که آیا او در فاصله بین انعقاد نطفه و انتقال آن به داخل رحم( یا دستگاه مصنوعی در صورت امکان علمی و عملی شدن آن)، دارای شخصیت حقوقی و اهلیت تمتع است یا نه؟ ازآن جا که بعد از انعقاد نطفه، گاهی تا سال‌ها منجمد نگه‌داشته می‌شود آیا با زنده به دنیا آمدن می‌توان حقوق مدنی را از همان دوران انعقاد نطفه در خارج از رحم ثابت دانست؟
در پاسخ می‌توان گفت: بارداری و دوران حمل از زمان ترکیب و تلقیح نطفه آغاز می‌شود و عنوان حمل در عرف به جنینی اطلاق می‌شود که در داخل رحم در حال رشد . تکامل باشد و این عنوان، بر نطفه ترکیب شده تا زمانی که در بیرون از رحم است، صادق نیست.
بعضی از پزشکان می‌گویند: « حمل عبارت است از آمیخته شدنِ تخمکِ بارورز زنده با بافت و نسوجِ زنده» (محسنی، 1412ق، ص 97).
با این تعریف، عنوان حمل بر زیگوت تشکیل شده در بیرون از رحم صادق خواهد بود و در نتیجه موضوعِ احکام شرعی قرار خواهد گرفت.
نظر برگزیده:
به نظر می‌رسد در سعه و ضیق یک مفهوم بایستی به عرف رجوع کرد و بعد از اثبات مفهوم، در تطبیق آن بر مصادیق، دقت عقلی نمود، نه مسامحه عرفی. با این توضیح، چون بحث هنوز در مفهوم عرفی است، می‌توان گفت: بعد از انعقاد نطفه در بیرون از رحم، اطلاق عنوان حمل برآن با کمی مسامحه صحیح باشد، چون استقرار در رحم خصوصیتی ندارد و قید غالبی است. لذا ملاک صدق عنوان حمل، در حال رشد و نمو بودن آن است وبه تعبیری ان چه موضوع احکام قرار گرفته « انسان بالقوه می‌باشد، اگر چه در مرحله تکامل در خارج ا رحم قرار داشته باشد» (شهیدیه، همان، ص 171).
لذا باصدق عنوان حمل بر نطفه منعقده در بیرون از رحم موافق هستیم و عنوان حمل به طوری مساوی بر اجزای خودش در حالت‌ها و زمان‌های موسعِ متعدد صادق است و در این جهت نمی‌توان تبعیض و تمایزی قائل شد. با وجود این، به نظر می‌رسد نمی‌توان به طور مطلق حکم کرد که نطفه منعقده در دستگاه مصنوعی، مشمول عنوان حمل می‌باشد، چون گاهی اوقات در رشد آن وقفه ایجاد می‌شود و تخمک بارور منجمد می‌گردد. آیا در این مدت عنوان حمل برآن صادق است یا از زمان آغاز رشد مجدد و انتقال آن به رحم مثلا، ثابت است؟ آن چه ملاک اطلاق عنوان حمل است، در حال رسد و نمو بودن آن است، خواه در رحم باشد یا بیرون از رحم.به اضافه، از نظر علم اصول،زمانی اطلاق مشتق بر موضوعی حقیقت است که آن موضوع حقیقتاً و بالفعل دارای آن صفت باشد، نه به اعتبار این که حمل تقدیری باشد و درآینده مشمول حمل قرار گیرد.
بنابراین، بین دو مورد باید تفیکیک قائل شد: 1- موردی که نطفه منعقده بدون وقفه ( مثلاً انجماد) به رشد خود ادامه می‌دهد، خواه در رحم باشد یا بیرون آن. دراین صورت، عنوان حمل برآن صادق است و با زنده به دنیا آمدن کشف می‌گردد که از زمان آغاز تشکیل نطفه، احکام شرعی و حقوقی برآن مترتب بوده است
و 2-موردی است که نطفه بعد از انعقاد منجمد می‌گردد و شاید تا سال‌ها به حال منجمد باقی بماند، در این صورت به دلیل عدم صدق ملاک حمل و قابلیت از بین رفتن آن و نیز مصلحت تعیین تکلیف ترکه متوفا، رشد مجدد آن، مثلاً زمان انتقال آن به رحم، آغاز دارا شدن حق و تکلیف به حساب می‌آید.
با توجه به این تفکیک، حمل، دارای حقوق مدنی و شخصیت حقوقی می‌گردد که به ترتیب بررسی می‌شود:
2-حق ارث از والدین: در استحقاق ارث فرزند از والدین، شرط است نطفه فرزند در زمان زوجیت والدین منعقد شده باشد. انعقاد نطفه فرزند به شیوه مصنوعی به دو صورت است: 1-به شیوه تلقیح و تزریق مستقیم و 2-به شیوه آزمایشگاهی.
در صورت نخست، تردیدی وجود ندارد که طفل مزبور از والدین خود ارث می‌برد؛ به دلیل ماده 957 قانون مدنی که به طور کلی حمل را به شرط این که زنده متولد شود، دارای اهلیت می‌داند. ماده 875 قانون مدنی نیز در مورد وراثت حمل، مقرر می‌دارد:« شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد». اقتضای این ماده این است که فرزند مزبور ارث می‌برد، البته به شرط زنده متولد شدن. در ایام حمل هم اگر پدر بمیرد، بایستی به میزان مقرر در ماده 878 قانون مدنی برای فرزند مال کنار بگذارند و اگر مانع ارث دیگران گردد، تقسیم ارث به عمل نیاید.
درصورت دوم، انعقاد نطفه در زمان زوجیت والدین رخ داده است؛ به این معنا که ورود سراسپرماتوزویید در اوول، پس از مدت کوتاهی از زمان ورود نطفه مردبه تخمک زن تحقق می‌پذیرد وازآن زمان به بعد تقسیم و تکثیر سلولی و مراحل تکامل جنین شروع می‌شود.با وجود این، بحث در این است که آیا ملاک ارث، انعقاد نطفه در رحم است یا شامل بیرون از رحم هم می‌شود؟
در قوانین موضوعه و روایات به دلیل سابقه نداشتن موضوعِ بحث، حکم صریحی وجود ندارد. با وجود این، روایات و به تبع آن قانون مدنی، استحقاق ارث را از زمان انعقاد نطفه حمل معتبر شمرده‌اند. تعبیر ماده 875 بر عنوان « حمل، انعقاد نطفه آن حین الموت و زنده متولد شدن» استوار است. بنابراین سه مسئله نیاز به اثبات دارد:
یکی، انعقاد نطفه حین الموت که در ف
رض بحث محقق است و درروایات وقانون تصریح نشده که انعقاد بایستی در درون رحم صورت گیرد. لذا با توجه به اطلاق عبارت« انعقاد نطفه» ترکیب اسپرم وتخمک زوجین در آزمایشگاه، آغاز استحقاق ارث فرزند محسوب می‌شود.
مسئله دوم، عنوان « حمل» است. همان طوری که گفته شده ملاک حمل بر نطفه منعقده در بیرون از رحم صادق است و نطفه ازآغاز انعقاد تا زنده متولد شدن، بدون این که دررشد آن وقفه‌ای ایجاد گردد موضوع احکام شرعی قرار می‌گیرد و اگر منجمد شده باشد، ازآغاز رشد مجدد آن( مثلا انتقال آن به رحم زن) موضوع احکام شرعی قرار می‌گیرد و با زنده متولد شدن کشف می‌گردد که از این زمان قابلیت دارا شدن حق و تکلیف را داشته است. بنابراین، با صرف انعقاد نطفه، بدون صدق حمل نمی‌توان گفت موضوع ماده 878 قانون مدنی تحقق یافته است؛ یعنی مانع تقسیم ارث یا سبب کنار گذاشتن سهم حمل نمی‌گردد.
بنابراین، ازآن جا که مفهوم خاصی از « حمل» از سوی قانون‌گذار اسلام به ما نرسیده، مفهوم عرفی آن ملاک خواهد بود و معهود نبودن مفهوم خاصی از حمل در زمان صدر اسلام مانع از تمسک به اطلاق واژه « حمل» که در روایات و قوانین موضوعه، موضوع احکام متفاوتی قرار گرفته، نمی‌شود؛ چون سعه و ضیق مفهوم به دست عرف است.
مسئله سوم برای ارث بردنِ حمل، زنده متولد شدن آن است( مواد 957و 875 قانون مدنی). در حقیقت، این شرط، در حکم شرط متأخر است که با تحقق آن کشف می‌شود، انتقال مالکیتِ ترکه به حمل از زمان فوت مورث حاصل گردیده است.
بنابراین، با وجود این سه شرط، هرگاه ثابت شود که جنینِ آزمایشگاهی به طور مستقل در خارج از محیطِ آزمایشگاه می‌تواند زنده بماند یا با انتقال آن به رحم زن، زنده متولد خواهد شد، شخصیت و اهلیت تمتع حقوقی جنینِ کامل شده، استقرار می‌یابد(ماده 957 قانون مدنی) و استحاق ارث را دارد( ماده 875 قانون مدنی).
در فرض پذیرش وسعت مفهومی حمل به خارج رحم، مطابق ماده 878 قانون مدنی، اگر امکان تولدِ نوزاد دو قلو ممکن باشد، سهم دو پسر کنار گذاشته می‌شود، و گرنه سهم یک پسر (شهیدی، ارث و کاتوزیان، ارث).
در مورد ارث فرزند مزبور، نظر دیگری وجود دارد که معتقد است تنها از مادر ارث می‌برد، نه از پدر، چون نسب اوبه پدر نمی‌رسد(چنان که آیت الله حکیم و آیت الله خامنه‌ای چنین عقیده‌ای دارند). بنابراین، با مرگ مادر، حمل ناشی از او چه در رحم باشد و چه در بیرون، جزء وراث او محسوب می‌شود، اما با مرگ پدر، حمل مزبور هیچ تأثیری در ارث، تقسیم آن و … ندارد.
3-صحت وصیت برای حمل: از دیگر حقوق حمل، برخورداری وی از وصیت است( ماده 851 قانون مدنی). مطابق ماده 850 قانون مدنی موصی له موقع وصیت باید موجود باشد و وجود حمل به این است که نطفه‌اش منعقد شده باشد(خواه در رحم یا آزمایشگاه)، زیرا « ایجاب در وصیت انشای تملیک موصی به پس از حصول معلق علیه است و نمی‌توان مالی را به کسی که موجود نیست، تملیک نمود» (درودیان، 1384، 1، ش17، ص 14و 15). بنابراین وصیت برای معدوم مستقلاً صحیح نیست و به تبع موجود هم اختلافی است که به نظر مشهور فقها و قانون مدنی باید موجود باشد. جعفری لنگرودی، وصیت برای معدوم به تبع موجود را صحیح می‌داند (وصیت، 1384 ص273و 274).
آیا وصیت برای رویان منجمد شده صحیح است یا نه؟