قانون حمایت از خانواده

قسمت سوم این فصل، به فعالیت های زنان در دوره پهلوی دوم اختصاص دارد. رنجبر، این دوره را در امتداد سیاست های پهلوی اول می داند، با این تفاوت که برای سال های 1320 الی 1332 اندکی تفاوت قائل است. به اعتقاد وی در این فاصله زمانی برخی از گروه های مستقل زنان این مجال را یافتند که به فعالیت خارج از چارچوب دولتی بپردازند. رنجبر به انجمن هایی مانند «جمعیت راه نو، جمعیت زنان ایران، انجمن حقوقدانان زن، و حزب زنان ایران» اشاره می کند. اما، با تاسیس «سازمان زنان ایران»، فعالیت اکثر سازمان های مستقل با مشکل مواجه شد و بسیاری از آنها در داخل سازمان زنان هضم شدند. البته شمار نشریات پیرامون مسائل زنان در این دوره افزایش یافت، اما اغلب آنها از دستورات دولتی پیروی می کردند. در اواخر سلطنت پهلوی، رنجبر به پیدایش زنانی اشاره می کند که در قالب تشکل های چپگرا یا اسلامی مشغول فعالیت انقلابی بودند. خواسته های مطرح جنبش زنان در دوره پهلوی دوم، «کسب حق رای» و «تغییر قوانین خانواده» بوده است. هر دو این خواسته‌ها البته با حمایت از بالا تاحدودی متحقق شدند. در سال 1342، حق رای به زنان داده شد، و در دهه 50 نیز «قانون حمایت از خانواده» تصویب گردید که اصلاحاتی جزئی در قوانین ازدواج و طلاق به نفع زنان انجام داده بود (1383: 83-104).
بخش پایانی فصل چهارم، اختصاص به دوره نظام جمهوری اسلامی دارد. رنجبر، در ابتدای این بخش به ذکر آماری پیرامون وضعیت زنان در عرصه های مختلف می پردازد. از برجسته ترین این آمار، می توان به این موارد اشاره داشت: 1) افزایش تحصیلات زنان پس از انقلاب، 2) کاهش نرخ اشتغال زنان در دهه 60، 3) افزایش مجدد این نرخ در دهه 70، 4) حضور گسترده زنان در بخش خدمات، 5) نرخ پائین حضور زنان در پست های مدیریتی (3 درصد) و … (1383: 104-121). در ادامه، وی به برخی از مشکلات زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی اشاره می کند. پس از آن به حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی پرداخته و به تدریج وارد حوزه فعالیت جنبش زنان پس از انقلاب می شود. بر اساس یافته های رنجبر، پس از انقلاب حدود 25 نشریه اختصاصی در حوزه زنان، در مقاطع مختلف منتشر می شده است. برخی از این نشریه‌ها عبارتند از: «زن روز، ندا، جنس دوم، فصل زنان، زنان، پژوهش زنان، حقوق زنان، و صدای زن» (1383: 138-143). در ادامه، وی به بررسی گفتمانهای موجود در ارتباط با مسائل زنان می پردازد. می توان این گفتمان ها را در قالب جدول زیر خلاصه کرد:
جدول شماره 1: گفتمان های موجود در ارتباط با مسئله زن (بر اساس تحقیق حسین رنجبر)
گفتمانهای موجود در ارتباط با مسئله زنان
گفتمان های بیرون از جنبش زنان سنتگرایان دینی
روشنفکران دینی
گفتمان های درون جنبش زنان خارج از کشور: براندازانه
داخل کشور فمینیست های غربی
فمینیست های اسلامی
پس از آن، برخی از سازمان های زنان در دوره نظام اسلامی معرفی می گردد: «بسیج زنان، انجمن داوطلبان سلامت، جمعیت زنان جمهوری اسلامی، شورای فرهنگی – اجتماعی زنان، خانه ریحانه، مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری، و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست» (1383: 152-157).
فصل پنجم این تحقیق، اختصاص به جمعبندی یافته های پایاننامه دارد و با اشاره ای به محدودیت های کار، پیشنهاداتی برای آینده ارائه می گردد. این تحقیق از این جهت که به مسئله زنان و جنبش زنان توجه نشان داده است، قابل توجه می باشد. اما در مجموع، تنها به گردآوری اطلاعات آماری، تاریخی و توصیفی اکتفاء کرده است. بعلاوه، سوگیری ارزشی نیز در بخش های از تحقیق قابل ملاحظه است، و بی طرفی ارزشی محقق در قضاوت درباره وقایع تاریخی جای سوال است.
سعید زاهد زاهدانی
سعید زاهد زاهدانی، استاد جامعه شناسی دانشگاه شیراز است که در مقاله ای با عنوان «نظریه ای ترکیبی در مورد جنبش های اجتماعی»، تلاشی داشته است در جهت تدوین رویکردی ترکیبی به موضوع جنبش های اجتماعی. این مقاله که در فصلنامه «فرهنگ» منتشر شده از معدود تلاش های نظری توسط جامعه شناسان ایرانی به شمار می آید که در خصوص جنبش های اجتماعی انجام گرفته است. وی در ابتدای متن آورده است «در این مقاله سعی شده است از مبنای اصالت «فرد – رابطه – جمع» به پدیده جنبش های اجتماعی پرداخته شود، و بر این اساس امید است که در این مقاله نظریه ای جامع تر ارائه شود» (1377: 245).
وی در بخش آغازین مقاله به بررسی سه گرایش «فردگرایی»، «جمع گرایی»، و «رابطه گرایی» در جامعه شناسی می پردازد، و با نقد این سه گرایش، رویکردهای ترکیبی همچون نظریه «ساختیابی » گیدنز را راهگشا ارزیابی می کند. سپس به دسته بندی نظریه های ویژه جنبش های اجتماعی می پردازد و آنها را مورد بررسی قرار می دهد. وی نظریه پردازانی همچون دیویس، اسملسر، تاک، بلومر، ویلسن، تیلی، اسکات، مک کارتی و زالد، تورن و ملوچی را بر اساس فردگرایی، رابطه گرایی و جمع گرایی از یک سو، و نگاه تحلیلی یا تجربی از سوی دیگر مورد دسته بندی قرار می دهد. نمودار زیر نتیجه کار زاهدانی است:
نمودار شماره 1: ماتریکس نظریات جنبشی (زاهد زاهدانی، 1377: 258)
فردگرایی رابطه گرایی جبرگرایی اجتماعی
تحلیل تجربی
مککارتی و زالد
تاک دیویس اسملسر
بلومر
ویلسن

                                                    .