Comments: 0 Posted by: 99 Posted on: می 29, 2020

۲-۲-۲-۱ نظریه های مربوط به اندازه نگهداری وجه نقد

۱- نظریه مساوی نبودن اطلاعاتی 

براساس نظریه نامبرده، یکى از طرف هاى معامله، نسبت به بقیه، از مزیت اطلاعاتى برخورداره. در اقتصاد به اینجور وضعیتى، نامتقارن بودن اطلاعات گفته مى شه. با در نظر گرفتن نظریه نامبرده، مى توان آثار ناشى از فرق بین اطلاعات عمومى و پنهونی رو در بازارهاى مالى دید. در کل، مى توان گفت مساوی نبودن اطلاعات، اثر مهمى در اندازه هزینه تأمین مالى خارجى داره(اسکات[۲]، ۱۳۸۶).

اقتصاد

۲-نظریه نمایندگی

از آنجایى که میان مدیر و مالک، اختلاف منافع هست، در نظریه نامبرده، ساختار قرارداده ها به خاطر هماهنگ کردن منافع مدیران و صاحبان مورد بررسى قرار مى گیرد(اسکات، ۱۳۸۶) مشکلات نمایندگى، یکى از مهمترین عوامل تعیین کننده نگهدارى وجه نقد در شرکتا هستش.

مشکلات

یافته های پژوهشا نشون داده ان در کشورهایى که از حقوق سهام داران به خوبى مواظبت نمى شه، شرکتها نسبت به کشورهایى که سهامداران از پشتیبانی خوبى بهره مند هستن، وجه نقد بیشترى نگهدارى می کنن.

(جنسن و مکلینگ[۳]،۱۹۷۶).

(دیتمار، مهرت- اسمیت و سرویس[۴]۰۰۳ ۲) دو نوع اختلاف منافع رو شناسایى کردن:

الف) اختلاف منافع بین مدیران و صاحبان سهام و ب) اختلاف منافع بین صاحبان سهام و دارندگان اوراق بدهى. اینجور تضادهایى موجب شناسایى هزینه هاى نمایندگى مى شه که مى تونن در توجیه کارکرد مدیریت در نگهدارى وجه نقد مورد استفاده قرار گیرند. درباره اندازه شرکت مى توان گفت که هر چی شرکت بزرگتر باشه، مدیریت اختیار بیشترى داره، به خاطر همین، احتمال نگهدارى وجه نقد مازاد، افزایش مى یابد. علاوه بر این، در شرکتهاى با بدهى کم هم انتظار مى رود وجه نقد بیشترى نگهدارى شه، چون بدهى کم، دلیل مى شه که شرکتها تحت نظارت بازارهاى سرمایه قرار گیرند و اختیار مدیریت بیشتر شه(اپلر، پینکویتز[۵]،۱۹۹۹). زمانى که منافع سهامداران با منافع اعتباردهندگان(دارندگان اوراق بدهی)و هم منافع طبقات جور واجور اعتباردهندگان، فرق داشته باشه، هزینه هاى نمایندگى بدهى ایجاد مى شه(جنسن و مکلینگ، ۱۹۷۶) در شرکتهایى که فرصت هاى سرمایه گذارى مهم هست و هزینه تأمین منابع مالى خارجى اونا زیاده، انتظار مى رود که داراییهاى نقدى بیشترى نگهدارى شن. چون هزینه کمبود وجه نقد، بیشتره و در صورت کمبود وجه نقد، شرکت مجبوره طرح هاى با ارزش بیشترى رو رها کنه (اپلروهمکاران، ۱۹۹۹).

براساس نظریه نامبرده، شرکتها اندازه مطلوب وجه نقد خود رو با ایجاد تعادل میان منافع و نگهدارى وجه نقد، هزینه هاى نگهدارى وجه نقد، تعیین مى کنن(جانى، هوسلى و بندر[۶]،۲۰۰۴). اینطوری احتمال پیدایش بحران مالى رو کاهش مى بدن و ذخیره اى مطمئن در زمان مواجه با زیانهاى غیرمنتظره حساب   مى شه. نگهدارى وجه نقد موجب مى شه که در زمان رویارویى شرکت با محدودیت هاى مالى، پیگیرى سیاستهای سرمایه گذارى مطلوب، ممکن شه و هزینه هاى جمع آورى منابع مالى یا نقد کردن دارایى هاى موجود هم کم بشه(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹).

۲-۲-۲-۲ عوامل تعیین کننده وجه نقد براساس نظریه موازنه

براساس نظریه موازنه، عوامل تعیین کننده وجه نقد شرکتها، در زیر بیان مى شن.

فرصتهاى سرمایه گذارى: هزینه کمبود وجه نقد در شرکت هاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، به دلیل هزینه هاى فرصت ناشى از رها کردن طرح هاى سرمایه گذارى با ارزش، بیشتره.

پس، انتظار مى رود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و مونده وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشه. هم اینکه، در این نظریه پیش بینى مى شه که شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، هزینه هاى بحران مالى بیشترى دارن، چون در بین ورشکستگى، خالص ارزش فعلى مثبت طرح هاى نامبرده از بین مى رود. شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، به خاطر دوری از بحران مالى، مقدار بیشترى وجه نقد نگهدارى می کنن.

اندازه نقدشوندگى داراییهاى جارى: زمانى که شرکتها با کمبود وجه نقد مواجه مى شن، اندازه توانایی تبدیل دارایى هاى جاری به نقد، مى تونه جانشین وجه نقد حساب شه. پس، انتظار مى رود که شرکتهاى با قدرت نقدینگی بیشتر، وجه نقد کمترى نگهدارى کنن.

اهرم مالى: اهرم مالى، احتمال ورشکستگى رو افزایش مى دهد و انتظار مى رود که شرکتهاى اهرمی براى کاهش خطر مالى، وجه نقد بیشترى رو نگهدارى کنن. نسبت اهرم مالى، عاملى براى تعیین توانایى شرکت به خاطر انتشار اوراق بدهى جدید حساب مى شه. از این رو، اگه قدرت برگردوندن هزینه های تأمین مالی در شرکتی زیاد شه، انعطاف پذیری مالی بیشترى هم داره و ممکنه وجه نقد کمتری نگهداری کنه. به خاطر همین، رابطه بین اهرم مالی و اندازه وجه نقد رو، با دقت نمی توان تبیین کرد(فریرا و ویللا،۲۰۰۴).

اندازهبراساس نظریه موازنه، رابطه مورد انتظار بین اندازه شرکت و نگهدارى وجه نقد، منفىه. از آنجایى که شرکتهاى بزرگ، انعطاف پذیرى بیشترى دارن، مى توان جریانهاى نقد پایدارترى رو براى اونا توقع داشت. در نتیجه کمتر با خطر ورشکستگى مواجه مى شن و نسبت به شرکتهاى کوچیک، دسترسى آسون ترى به منابع تأمین مالى دارن(تیتمن و وسلز[۷]،۱۹۸۸). شرکتهاى بزرگى که اعتبار بانکى دارن، به اندازه بیشترى مى تونن استقراض کنن و می تونن که در صورت ضرورت، وجوه رو راحت تر به دست بیارن. علاوه بر این، شرکتهاى بزرگ، همیشه مى تونن بخشى از دارایى هاى غیرضرورى خود رو براى کسب وجه نقد، بفروشن(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). هم اینکه از اندازه به عنوان شاخصى براى مساوی نبودن اطلاعاتى، میان افراد  زمانى که مساوی نبودن اطلاعات سازمانى شرکت کمه، استفاده مى شه.

جریان نقدی: از آنجایى که جریان نقدى، یه منبع نقدینگى در دسترس رو جفت و جور مى کنه، مى تونه جانشین مناسبى براى وجه نقد در نظر گرفته شه. پس، انتظار مى رود که براساس این نظریه، بین جریان نقد و مونده وجه نقد، رابطه منفى وجود داشته باشه(کیم، مارو شرمان[۸]،۱۹۹۸).

نبود اطمینان جریان نقدى: شرکتهاى داراى نوسان هاى بیشتر جریانهاى نقدى، شایدً بیشتر با کمبود وجه نقد مواجه مى شن، چون جریان نقدى ممکنه به طور غیر منتظره کم بشه. پس، انتظار مى رود که بین خاطر جمع نبودن جریان نقد و مونده وجه نقد رابطه منفى وجود داشته باشه(جانى و همکاران، ۲۰۰۴).

سررسید بدهى: اثر سررسید بدهى بر مونده وجه نقد، مشخص نیس. شرکتهایى که بر بدهى کوتاه مدت تکیه مى کنن، قرارداد اعتبارى خود رو باید در هر دوره تمدید کنن و اگه محدودیتی در تمدید قرارداد اعتبارى ایجاد شه، با خطر بحران مالى مواجه مى شن. پس، با کنترل بقیه عوامل مى توان توقع داشت که سررسید به طور منفى، با مونده وجه نقد رابطه داشته باشه. اما بارسلى و اسمیت[۹](۱۹۹۵) نشون دادن که شرکت هاى با درجه اعتبار فراوون، به دلیل سهولت ایجاد بدهى، معمولاً از بدهى کوتاه مدت استفاده مى کنن و مونده وجه نقد کمترى نگهدارى مى کنن که این رابطه رو مثبت مى کنه.

پرداخت سود سهام: شرکتى که الان سود سهام مى پردازه، مى تونه منابع رو با کمترین هزینه از راه کاهش پرداخت سود سهام تأمین کنه. پس، انتظار مى رود که شرکتهایى که سود سهام مى پردازند، در مقایسه با شرکتهایى که سود سهام نمى پردازند، وجه نقد کمتری نگهدارى کنن(فریرا وویللا،۲۰۰۴).

۳- نظریه سلسله مراتب تأمین مالى

براساس نظریه نامبرده، شرکتها تأمین مالى رو از منابع داخل شرکت به تأمین مالى خارجى بهتر می دونن. (درابتز، گرانینگر و هیرچوگل[۱۰]،۲۰۱۰). پس، در بحث تأمین مالى، شرکتها منابع سرمایه گذارى رو اول از منبع سود انباشته تأمین مى کنن، بعد با بدهى هاى کم خطر و بعد با بدهى هاى پرمخاطره و آخرسر با منتشر کردن سهام به تأمین منابع مالى مى پردازند. در نتیجه، از آنجایى که مدیریت، منابع داخلى تأمین مالى رو بر منابع خارجى ترجیح مى دهد، به جمع شدن وجه نقد تمایل داره تا بتونه در مرحله اول، تأمین مالى رو از داخل شرکت انجام بده و به خارج از شرکت مراجعه نکنه(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).

۲-۲-۲-۳ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه سلسله مراتبى

 

فرصتهاى سرمایه گذارى: فرصتهاى سرمایه گذارى بیشتر، براى جمع شدن بیشتر وجه نقد، درخواست ایجاد        مى کنن، چون کمبود وجه نقد، موجب می شه که شرکت، فرصتهاى سرمایه گذارى سود رسون خود رو از دست بده، مگه اینکه به تأمین مالى گرون خارجى برسه. پس، انتظار مى رود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و نگهدارى وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشه.

اهرم مالى: درباره موضوع سلسله مراتب تأمین مالى، زمانى که سرمایه گذارى از سود انباشته تجاوز مى کنه، معمولاً بدهى افزایش مى یابد و زمانى که سرمایه گذارى کمتر از سود انباشته س، بدهى کاهش مى یابد و پس، مونده وجه نقد از الگوى برعکس این روند پیروى مى کنه، یعنى زمانى که سرمایه گذارى از سود انباشته بیشتر مى شه، مونده وجه نقد کاهش مى یابد و زمانى که سرمایه گذاریهاى کمتر از سود انباشته س، مونده وجه نقد افزایش مى یابد. رابطه پیش بینى شده بین این عامل و مونده وجه نقد، براساس نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، معکوسه.

جریان نقدى: با کنترل بقیه متغیرها انتظار مى رود که شرکتهاى با جریان نقدى بیشتر، وجه نقد بیشترى داشته باشن.

اندازهکنترل عامل سرمایه گذارى، شرکتى که بزرگتره، به طور پیش فرض موفق تر بوده و از این رو، وجه نقد بیشترى باید داشته باشه.

فقطً باور به یه نظریه درباره نگهدارى وجه نقد تو یه کشور، نمی تونه کافى باشه، هر چند نظریه هاى موازنه و سلسله مراتبى در ادبیات مالى، نظریه هایى هستن که با همدیگه اختلاف دارن، اما تفاوت بین اونا به طور کاملً روشن نیس. به خاطر کشف رفتار واقعى شرکتها در مورد وجه نقدشان، باید در کوتاه مدت و بلندمدت، بین عوامل تفاوت قایل شد. از آنجایى که شرکتها در بلندمدت به دنبال مونده وجه نقد هستن، در کوتاه مدت از اون، به عنوان ذخیره استفاده مى کنن. از این رو، مونده وجه نقد، در کوتاه مدت به جریانهاى نقدى ورودى و خروجى وابسته که با رفتار سلسله مراتبى مطابقت داره. با این اوصاف، تفاوت بین مدل سلسله مراتبى و مدل موازنه، به صورتى که انتظار مى رود، ممکن نیس و زمانى که اثر هزینه تأمین مالى خارجى در مدل سلسله مراتبى، بیشتر در نظر گرفته شه، این تفاوت کمتر می شه(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). زمانى که مساوی نبودن اطلاعات زیاده، انتظار مى رود که وجه نقد براى شرکتهایى مهم تر باشه که ارزش بازار بیشترى دارن. وقتى که مساوی نبودن اطلاعات زیاده، نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، قادر به توضیح تصمیمهاى تأمین مالى شرکتها نیس(درابتز و همکاران[۱۱]،۲۰۱۰).

۴- نظریه جریان وجه نقد آزاد

براساس نظریه نامبرده که جنسن و مکلینگ(۱۹۷۶) مطرح کردن، وجوه نقد داخلى، بیشتر به مدیران اجازه مى دهد تا از کنترل بازار دوری کنن. در این وضعیت، اونا به موافقت سهام داران نیاز ندارن و در تصمیم گیرى درباره سرمایه گذارىها، طبق اختیار خود آزاد هستن. مدیران مایل به پرداخت وجه نقد براى مثال، سود سهام نیستن، اونا براى سرمایه گذارى انگیزه دارن، حتى زمانى که هیچ سرمایه گذارى با خالص ارزش فعلى مثبت، موجود نباشه(جنسن، ۱۹۸۶) براساس نظریه نامبرده، مدیران، انگیزه دارن که وجه نقد رو جمع شدن کنن تا منابع تحتِ کنترل خود رو زیاد کنن و بتونن در مورد تصمیم هاى سرمایه گذارى شرکت، از قدرت قضاوت و تشخیص بهره مند شن. به خاطر همین با وجه نقد شرکت فعالیت مى کنن تا از این روش مجبور به ارائه اطلاعات کامل به بازار سرمایه نشن)فریرا و ویللا،۲۰۰۴).

 

۲-۲-۲-۴ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه نظریه جریان نقدى آزاد

اهرم مالىمدیران با ایجاد بدهى، مجبور به پرداخت جریانهاى نقدى آتى مى شن و این کار جریان نقد در دسترس رو که مى تونه به اختیار مدیریت هزینه شه، و هم هزینه نمایندگى جریانهاى نقد آزاد رو کاهش  مى دهد و اثر کنترلى داره. در نتیجه، شرکتهاى با اهرم مالى ضعیف، کمتر مشمول نظارت و کنترل هستن. این وضعیت اختیار بیشترى به مدیریت مى دهد، پس انتظار مى رود که اهرم مالى، با مونده وجه نقد رابطه برعکس داشته باشه(جنسن،۱۹۸۶).

فرصتهاى سرمایه گذارى: از مدیران شرکتهاى با فرصتهاى سرمایه گذارى کم انتظار مى رود که وجه نقد بیشترى نگهدارى کنن تا از در دسترس بودن وجه نقد براى سرمایه گذارى در طرحا اطمینان پیدا کنن، حتى اگه خالص ارزش فعلى این سرمایه گذارى، منفى باشه که موجب کاهش ارزش شرکت و ثروت سهام داران می شه و در آخر، نسبت ارزش بازار به دفترى کمى رو داریم.

پس با بهره گرفتن از نسبت ارزش بازار به دفترى، به عنوان عاملى براى فرصتهاى سرمایه گذارى انتظار   مى رود که رابطه بین فرصتهاى سرمایه گذارى و مونده وجه نقد منفى باشه(گارسیا، مارتینز[۱۳]،۲۰۰۹).

اندازه: مدیران معمولاً به رشد شرکت بالاتر از اندازه مطلوب اون تمایل دارن، چون رشد شرکت، قدرت مدیریت رو با افزایش منابع تحتِ کنترل اون افزایش مى دهد(جنسن، ۱۹۸۶).  هم اینکه شرکتهاى بزرگتر به پراکندگى بیشتر مالکیت سهام داران تمایل دارن که این کار به مدیریت، اختیار بیشترى اعطا مى کنه. علاوه بر این، شرکت هاى بزرگ به دلیل مقدار منابع مالى لازم، شایدً کمتر با تملک هاى ناخواسته مواجه مى شن. پس، انتظار مى رود که مدیران شرکتهاى بزرگ در مورد سرمایه گذارى و سیاستهاى مالى، قدرت و اختیار بیشترى داشته باشن که اینکار، موجب ایجاد مقدار بیشترى مونده وجه نقد مى شه(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).

۲-۲-۲-۵ انگیزه نگهداری موجودی های نقدی، سطح بهینه نقدینگی، نقدینگی هدف

کینس سه انگیزه نیاز به انجام معاملات، انجام اقدامات احتیاطی و مقابله با شرایط دارای خطر رو دلیل نگهداری وجه نقد می دونست(کینس،۱۹۳۶).

تحقیقات انجام شده در مورد نگهداری موجودیهای نقدی به وسیله شرکتها، انگیزه انجام معاملات(وجود هزینه های معاملاتی) و انگیزه احتیاطی رو بیشتر مورد تاکید قرار داده ان. انگیزه انجام معاملات بیشتر به دلیل هزینه بر بودن به کار گیری بقیه دارایی ها(بجز وجه نقد) در انجام معاملات تجاریه. بر این پایه،  شرکتهایی که با کمبود منابع داخلی روبه رو هستن، می تونن با فروش دارایی ها، با ایجاد بدهیهای جدید یا انتشار سهام جدید، و یا با نبود پرداخت سود سهام نقدی منابع خود رو زیاد کنن. پس، انتظار می رود شرکتهایی که با هزینه معاملات بیشتری روبه رو هستن، مبالغ بیشتری از دارایی های نقدی رو نگهداری کنن. از طرف دیگه، انگیزه احتیاطی، بیشتر در مورد مقابله با خطر کمبود نقدینگی، به کار گیری فرصتهای تجاری و دوری از ورشکستگیه. بر این پایه، شرکتها موجودیهای نقدی رو واسه روبرو شدن با وقایع پیش بینی نشده نگهداری می کنن و اگر هزینه بقیه منابع تامین مالی بسیار زیاد باشه، واسه تامین مالی سرمایه گذاریهای خود از موجودیهای نقدی نگهداری شده استفاده می کنن(اوزکان،۲۰۰۴).

شرکتی که کمبود موجودیهای نقدی داشته باشه، سرمایه خود رو از راه بازار سرمایه افزایش می دهد، دارایی های موجود خود رو نقد می کنه، تقسیم سودها و سرمایه گذاریای خود رو کاهش می دهد، در مورد قرارداده های مالی خود گفتگو دوباره می کنه و یا ترکیبی از موارد فوق رو انجام می دهد. افزایش سرمایه هزینه بره؛ صرفنظر از اینکه شرکت اون رو از راه فروش دارایی ها یا با بهره گرفتن از بازارهای سرمایه انجام بده و این هزینه از دو جزو هزینه ثابت و متغیر تشکیل شده که قسمت متغیر متناسب با مبلغ افزایش سرمایه س. هزینه ثابت دسترسی به بازارهای سرمایه خارجی، باعث می شه شرکت با احتمال خیلی کم سرمایه خود رو زیاد کنه و معمولا از موجودیهای نقدی و دارایی های نقدی نگهداری شده استفاده می کنه.

البته، نگهداری موجودیهای نقدی هم دارای هزینه فرصته. از طرف دیگه، کمبود موجودیهای نقدی هم باعث وارد شدن ضررهای کلی به شرکت می شه. در نتیجه، واسه مبلغ معینی از خالص دارایی ها، مبلغ بهینه ای از موجودیهای نقدی وجود داره. به عبارت، دیگه حد بهینه و مطلوبی واسه موجودیای نقدی هست؛ به گونه ای که نه زیادتر از اندازه نیاز باشه و شرکت از بی حرکت موندن سرمایه متضرر شه و نه کمتر از دست کم لازم باشه که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه شه(طالبی،۱۳۷۷).

[۱].Ferera &Velala

[۲]. Escatt

[۳]. Jenson&Macleng

[۴]. Detmar&Neherat&Essmit &sarvis

[۵]. Opler&Penkoetaz

[۶]. Jony&Hoseli&Bender

[۷].Tetman&Vesselez

[۸].Kim&Mar&Sherman

[۹]. Barseli&Essmit

[۱۰]. Drabetz&Granger&Herchogel

[۱۱]. Drabetz et al

[۱۲]. Free cash flow theory

[۱۳].Garcia&Martenz