فرهنگ نامه

طره شب: کنایه از تاریکی شب، در جای دیگر دیوان چنین آمده است:
زیور گردون گسست، آینه آسمان سوخت ز عکس رخش، طره شب هر زمان
(دیوان مجیرالدین، 164)
یلدا: لقب سریانی است به معنی میلاد عربی، چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده اند از این رو بدین نام نامیده اند. (دهخدا)
شب آخر پائیز است که اول جدی و آخر قوس باشد . آن درازترین شبها است در تمام سال… گویند آن شب بغایت شوم و نحس و نامبارک می‌باشد (تعلیقات دیوان مجیر از برهان)
شب یلدا: شب اول زمستان که شبی دراز و طولانی و تاریک باشد (فرهنگ نامه شعری)
عنان خرد: اضافه استعاری، عنان… دادن: کنایه از اختیار… دادن.
شب و روز به معشوقه‌ای زیبا روی تشبیه شده است که آدمی را گرفتار خویش می‌گرداند.
معنی بیت: اگر تو فریفته چهره زیبای روز و طره دلفریب شب شده‌ای (روزگار و خوشی‌ها و لذات آن ترا فریفته است) جای هیچگونه تعجب نیست، چرا که تو اختیار عقل و خرد خویش را به دست زمانه که همچون معشوقی فریبنده و زیباروی در نظر تو هست، داده‌ای.
24)تو طفلی و شب و روز از مثال سرمه و شیر ز شیر و سرمه بود طفل را امید بقا
سرمه و شیر طفل: نیاز طفل به شیر خوردن آن است.
سرمه یا کحل: ماده‌ای سرمه‌ای رنگ است که از معدن استخراج می‌شد و سرمه اصفهان معروف بود. سرمه را در سرمه دان می‌ریختند و با میل سرمه به چشم می‌زدند تا تاریکی چشم را با آن مداوا کنند. سرمه رنگ چشم را سیاه و نور آن را افزون می‌کرد. (فرهنگ اشارات، ص 631-630 با اندکی تلخیص). سرمه را از همان اوان طفولیت، قدما به چشم کودک می کشیدند تا به زعم خود، نور چشم او را زیادت گردانند. امروزه نیز در روستاها به چشم اطفال شیرخواره سرمه می کشند. تیرگی سرمه و سپیدی شیر در تشبیه به شب و روز مورد نظر بوده است.
معنی بیت: تو به منزله طفلی هستی که به شب و روز تیره و سپید همچون سرمه و شیر که امید بقای طفل به آن بسته است، امیدواری،
به عبارت دیگر:‌ تو طفلی هستی که شب و روز سیاه و سپید مانند سرمه و شیر برای تو گمان شده است که امید بقای طفل به آنها بستگی دارد. (شب و روز و لذات و شیرینی‌های ظاهری آن تو را فریفته است).
-تو همچون طفل، شب و روز را مانند سرمه و شیر، مایه روشنی چشم و بقای خود می‌دانی. (دکتر احمد شوقی نوبر)
25)چه عاقلی که زند خنده در برابر آن که هست زهره شکاف از نهیب آن شیدا
زهره شکاف: پاره کننده زهره و کنایه از سخت ترساننده (فرهنگنامه شعری. شاهد خود بیت). به نظر بنده در اینجا بدین معنی نیست.
زهره شکاف: صفت مفعولی مرکب مرخم، زهره شکافته شده.
خنده زدن: روی خوش نشان دادن، توجه کردن.
نهیب: 1)ترس، بیم، 2)آواز مهیب، نعره.
بین عاقل و شیدا آرایه طباق وجود دارد.
معنی بیت: کدام انسان عاقل و دانایی است که به دنیا و لذات آن که آمیخته با انواع رنجهاست روی خوش نشان دهد. در حالی که دنیا بر سر دوستدارش آنچنان نهیب و فریاد و نعره می‌کشد که از ترس آن زهره دیوانه هم می ترکد.
معنی دوم بیت: کدام آدم عاقلی است که در برابر مرارت دهر و گذشت عمر خنده سر دهد در حالی که حتی انسانهای دیوانه و بی بهره و یا عاشق از نهیب و هراس گذشت عمر و ناملایمات دهر زهره‌شان می‌شکافد. یعنی زشتی و هراس انگیزی دنیا به قدری آشکار است که انسان دیوانه عاشق زمانه نیز از آن می‌هراسد چه برسد به عاقل.
26)نه وقت تکیه خوابست، مار بر بالین نه جای نزهت و عیش است، شیر بر بالا

                                                    .