دانلود پایان نامه

نمک نداشتن: کنایه از بی لطف و بی‌ملاحت و ناگیرا بودن و «نمک داشتن: گزیده و جذاب و بانمک بودن» (فرهنگ کنایات، ص 490). /ابا: آتش/ نمک نداشتن ابای خوان جهان: کنایه از بی لطف و بی خاصیت بودن نعمتهای این دنیا.
این بیت حدیثی از پیامبر (ص) را به یاد می آورد: لی‌ مع‌الله وقت لایسع معی فیه ملک مقرب و لا نبی مرسل. بین نواله، معده، سیر، خوان، نمک و ابا مراعات النظیر وجود دارد.
معنی بیت: پیامبر (ص) نسبت به نعمتها و لذایذ دنیا و آخرت، بی توجه بود و میل و اشتهایی به خوراک دو جهان نداشت، زیرا که چشم و دلش سیر بود و نعمتهای این دنیا را بی لطف و خاصیت و ناگیرا یافته بود. (اشاره به آن است که حضرت رسول اکرم را میان نعمتهای دو دنیا و فقر مخیر گردانیدند و آن حضرت فقر را برگزید).
47)دلی که زلّه کش عرش اوست روح الله قبول کی کند از دست کودکان خرما
زلّه کش: آنکه ریزه های طعام از خوان کسی برگیرد. (فرهنگنامه شعری)
عرش: آسمانی که بالای همه آسمانها باشد (فرهنگ نفیسی) جسم محیط به عالم را که فلک الافلاک باشد، عرش گویند (فرهنگ لغات و تعبیرات)
روح الله: لقب حضرت عیسی مسیح:
نه روح الله درین دیر است چون شد چنین دجال فعل این دیر مینا(11)
قبول کی کند: قبول نکند (استفهام انکاری).
معنی بیت:‌ در دنباله بیت پیشین (وصف پیامبر (ص)) می گوید: دلی که حضرت عیسی(ع) ریزه خوار در آستان بلند و رفیع اوست، کی از دست مبتدیان حقیری (چون من شاعر)، خرما (این سخنان شیرین و مدح) را قبول خواهد کرد؟
قبول کردن خرما از دست کودکان: ایهاماً می تواند اشاره ای باشد به پذیرفتن اشعار سروده شده توسط مجیر از جانب حضرت رسول اکرم(ص)، که سخن در شیرینی به خرما تشبیه شده است.
48)اثیر غاشیه دار دلش به روز مصاف صبا جنیبه کش نصرتش به روز وغا
اثیر: به معنی خالص است، و به معنی مختار هم آمده و به معنی فلک نیز هست. پیشینیان نیز اجرام سماوی و افلاک را اثیریات می گفتند. بدین جهت اثیر برای چرخ (فلک- آسمان- سپهر) در شعر فارسی صفت آورده شده است. (فرهنگ اصطلاحات نجومی)
به جود و لطف ببرد او لطابت و بسپرد یکی به باد صبا و یکی به چرخ اثیر
(دیوان عنصری، 28)
اثیر به فتح اول و کسر تاء مثلثه به معنی عالی و بلند و به مناسبت بلندی فلک را گویند و به معنی کره نار نیز می گیرند. چرا که کره نار بلندترین عناصر است (غیاث).
سایلی رقیق و تنک، بی وزن که طبق عقیده قدما، فضای فوق هوای کره زمین را فرا گرفته و در اجسام نافذ است، اتر (لغت‌نامه).
غاشیه دار: کنایه از مطیع و فرمانبر و خادم.
جنیبه کش:‌ آن که اسب یدک می کشد و کنایه از مطیع و فرمانبر (فرهنگنامه شعری).

مطلب مرتبط :   کنوانسیون های بین المللی

دسته بندی : علمی