فارسی باستان

bālist [bˀlst’, bˀlyst’| Av. barəzišta- | M bˀryst]
(تنجیم)
* بالست: شرف، بیت الشرف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژه پهلوی bālist برگرفته از واژه اوستایی barəzišta- (صفت عالیِ barəz-) به معنی «بلندترین» است. در تنجیم، هنگامی که سیاره ای وارد برجی می‌شود، بر اثر تمزیج و آمیزشِ سرشت آن سیاره با آن برج، و بسته به ویژگیهای آن دو، تاثیرات منسوب به آن سیاره گاهی قوت گرفته و گاهی ضعیف می‌شود. در نتیجه، تاثیرات هر سیاره ای در درجۀ مشخصی از برجی معین به اوج خود می‌رسد که آن برج را در تنجیم، خانۀ شرف و آن درجه را درجۀ شرف می‌نامند. در التفهیم (بیرونی، 1352: 397-398) در مورد شرف سیارات آمده است: «این برجهایی است که ستارگان را همچنان است چون ملکان را نشست گاه و جایگاه عزّ، و اندرین برجها نامبردار و بلند همی‌گردند. و اندرین برجها درجات است که شرف بدان منسوب است». مطابق بندهشن (5الف: 10)، هر سیاه ای دارای بالست (شرف)، نشیب (هبوط)، کده (بیت)، و پتیاره (وبال) است. اینکه در اول هزارۀ ترازو، همه سیارات که در خانۀ شرف خود ساکن ایستاده بودند شروع به حرکت کردند، نکته ایست که کلیه منجمان و کتب نجومی آنرا تأیید می‌کنند؛ برای نمونه، در تاریخ بلعمی (1386: 82) آمده است: «چون سال به میزان رسید، … [سیارات] از شرف خود بیرون آمدند». در نجوم سنتی، موقعیت سیارات نسبت به بروج فلکی در آغاز دنیا، در جدولی بنام زایچه کیهان (یا طالع عالم) ثبت شده است. این جدول در نسخه های مختلف بندهشن (5الف: 1-2) ترسیم و تشریح شده است. در این جدول، سیارات و عقدتین به شرح زیر در خانه های شرف خود هستند: 1) خورشید در برج بره؛ 2) ماه در برج گاو؛ 3) مشتری در برج خرچنگ؛ 4) کیوان در برج ترازو؛ 5) بهرام در برج بز؛ 6و7) ناهید و تیر در برج ماهی؛ 8) سرگوزهر در دوپیکر؛ 9) دم گوزهر در نیمسب. در بندهشن درجه های شرف سیارات ذکر نشده است. مطابق بیرونی (1352: 398) شرف سیارات از نظر ایرانیان به قرار زیر است: شرف آفتاب در درجه 19 حمل است و شرف قمر در درجه 3 ثور و شرف مشتری در درجه 15 سرطان و زهره در درجه 27 حوت و عطارد در درجه 15 سنبله و مریخ در درجه 28 جدی و زحل در درجه 21 میزان و رأس در درجه 3 جوزا، ذنب در درجه 3 قوس. همانگونه که مشاهده می‌شود، داده های التفهیم با داده های بندهشن تنها در موقعیت سیاره تیر اختلاف دارند. در نسخه های مختلف بیشتر کتابهای نجومی نیز این اختلاف دیده می‌شود؛ بدین معنی که برخی نسخه ها تیر را در سنبله قرار می‌دهند و برخی نسخه های دیگر از همان کتاب، تیر را در ماهی قرار می‌دهند.
ریشه شناسی: این واژه از ریشۀ barz- «بزرگ شدن، بلند شدن» مشتق شده است (بارتولومه، 1904: 950): هند و ایرانی آغازین: *bharj́h-istHa- «بلندترین، بزرگترین» (لوبوتسکی، 2009: 2)؛ سانسکریت: bárhiṣṭha- (مونیرویلیامز، 1960: 737؛ مایرهوفر، 1996: 232)؛ اوستایی: barəzišta- (نیبرگ، 1974: 43)؛ bərəzišta- «بلندترین» از ریشه barz- «بزرگ شدن، بلند شدن» (بارتولومه، 1904: 950؛ رایشلت، 1911: 243)؛ فارسی باستان: *bardista- (نیبرگ، 1974: 43) از bard- «بالا بودن» (کنت، 1953: 200)؛ فارسی میانه: (مکنزی، 1373: 50؛ بهار، 1345: 97؛ دوبلوا، 2006: 125)؛ «اوج، بالاترین» (نیبرگ، 1974: 43)؛ bālist (مایرهوفر، 1996: 232)؛ فارسی میانه ترفانی: bārist (بویس، 1977: 26)؛ [bˀryst] (نیبرگ، 1974: 43)؛ فارسی نو: بالست «اوج» (دهخدا)؛ معادل انگلیسی: exaltation «شرف» (مکنزی، 1964: 516؛ بارتون، 2003: 96)؛ zenith «اوجِ [آسمان]»؛ معادل عربی: شرف، بَیتُ الشَرَف (دهخدا).
ترکیبات:
bālistān [bˀlstˀn’] «ارتفاعات» (بهار، 1345: 97)
bālistīg [bˀlystyk’] «بلند پایه، عالی» (بهار، 1345: 98؛ مکنزی، 1373: 50)
bālistīh [bˀlystyh] «بلند پایه» (بهار، 1345: 98)؛ «ارتفاع، بلندی» (مکنزی، 1373: 50)
bālist ī ā̌smān «بالست آسمان، اوج آسمان».
§§§
*Baγān [bkˀn] < Bay [ORHYA < A ˀlh; bk', bg | M by]
(احکام بروج: اوتاد)
* خدایان: بیت‌السلطان، وتد وسط السماء، وتد دهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در بندهشن، بجز وتد عاشر که نام دیگر آن mēx ī mayān ī ā̌smān (=وتد وسط السماء) است، دلالت هر دوازده بیت ذکر شده است. در احکام نجوم سنتی، وتد وسط السماء، که خانه دهم است، «بیت‌السلطان» نام دارد (دهخدا؛ بهار، 1375: 105). بهار (1345: 109) نام تنجیمیِ این خانه را در پهلوی Baɣān به معنی «خدایان» حدس می‌زند. در تنجیم سنتی، میخ دهم، خانه شاهان (Kings)، اعمال (Deeds) و افتخارات (Honors) است که معادل آنها در لاتین به ترتیب عبارتند از: Regnum ، Actus و Honores (مکنزی، 1964: 526؛ اسنودگراس، 1997: 9-10). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد در تشریح زایچه کیهان مطرح شده است و در این زایچه برج سرطان، در وتد طالع (وتد اول) واقع است، برج بره نیز در میخ میان آسمان (وتد وسط السماء) قرار دارد. (برای توضیحات بیشتر رک. Mēx)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از اسم baɣ + پسوند نسبت -ān : هند و ایرانی آغازین: از ریشه *bhag-, *bhaǰ- «بخشیدن» (لوبوتسکی، 2009: 23)؛ سانسکریت: bhága-, bhāgá- «بخشنده» (مایرهوفر، 1996: 241)؛ اوستایی: baga-, baɣa- (رایشلت، 1911: 242)؛ فارسی باستان: bāga- «بغ، خدا» (کنت، 1953: 199)؛ فارسی میانه: Baγān (بهار، 1345: 109؛ بهار، 1375: 106)؛ جمع bag [bg, bk’] «بغ، خدا» (نیبرگ، 1974: 42)؛ جمع bay (مکنزی، 1971: 18)؛ فارسی میانه ترفانی: [bˀˀn, bˀn] «خدایان» جمع [by] «بغ» (نیبرگ، 1974: 42؛ مکنزی، 1971: 18)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: [bgˀn] «خدایان» جمع [bg]؛ [ALḤA] «اله، خدا» (نیبرگ، 1974: 42)؛ فارسی میانه کتیبه ای: [bgy] (نیبرگ، 1974: 42)؛ پازند: byąn «بغان، خدایان»، یکبار بجای vehąn آمده است (نیبرگ، 1974: 42)؛ فارسی نو: بغان «خدایان»؛ معادل انگلیسی: regn
um ؛ career ؛ (اسنودگراس، 1997: 9-10)؛ معادل عربی: بیت السلطان (بهار، 1375: 105).
§§§
bām [bˀm | Av. bāma- | M bˀm]
(تقسیمات روز)

                                                    .