فارسی باستان

(نجوم: مقیاسات)
* دقیقه: یک شصتم از درجه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات و ریشه شناسی: در محاسبات نجومی، دایرهالبروج به 360 درجه (sūš) تقسیم بندی می‌شود و هر درجه عبارت است از 60 دقیقه (lipī) و هر دقیقه عبارت است از 60 ثانیه. اصطلاح lipī وام گرفته از واژۀ یونانی λεπτό به معنی «دقیقه» است. در بندهشن، تنها دو اصطلاح هندسیِ، درجه (suš) و دقیقه (lipī) بکار رفته است. از آنجا که صفحۀ ساعت نیز، یک دایره است، تقسیم بندی آن به دقیقه و ثانیه، مشابه تقسیم بندی دایره است؛ اما، در دایرۀ ساعت به جای اصطلاح «درجه» از اصطلاح «ساعت» (zamān)، که از قبل رایج بوده است، استفاده شده است. در سانسکریت، اصطلاح «دقیقه» liptā- نام دارد و اصطلاح ثانیه (ví-liptā-) از آن مشتق شده است (مونیرویلیامز، 1960: 902، 952). در یونانی نیز اصطلاح «ثانیه» (δευτερό-λεπτο) مشتق از اصطلاح «دقیقه» (λεπτό) است: سانسکریت: liptā (مونیرویلیامز، 1960: 902)؛ فارسی میانه: lipīh دقیقه (در محاسبات هندسی) (بهار، 1345: 265)؛ lipī [lpyh] یک دقیقه (از یک قوس) (مکنزی، 1971: 53)؛ معادل انگلیسی: minute ؛ معادل عربی: دقیقه (بیرونی، 1352: 34).
§§§
M
Māh [BYRH < A b-yrḥ; mˀh | Av. māh-, māŋha- | Prth. YRḤA | M mˀh, N ~]
*(نجوم: سیارات) «ماه تاریک»: سیارۀ ماه، قمر؛
*(تنجیم: ایزدان اختری) «ایزد ماه»: ماه گوسپند تخمه؛
*(گاه‌شماری: تقسیمات سال) «ماه»: برابر با سی روز؛
*(گاه‌شماری: اسامی روز) «ماه روز»: نام روز دوازدهم از هر ماه اوستایی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: مطابق بندهشن (26: 22)، یک ماه قمری دارای شش پنجه است که سه پنجۀ فرد آن (یعنی، پنجه اول، سوم، پنجم) دارای نام است: 1) از یکم تا پنجم، که ماه قوت می‌گیرد را اندرماه (andar-māh) می‌نامند؛ 2) از دهم تا پانزدهم، که ماه کامل می‌شود را پرماه (purr-māh) می‌نامند؛ 3) از بیستم تا بیست و پنجم، که ماه رو به خاموشی می‌رود را وِشَفته (wišafdah) می‌نامند. همین طبقه بندی در دینکرد سوم (دومناش، 1972: 262) و اوستا نیز آمده است. برای نمونه، در ماه یشت (4: 4)، پنجه اول aṇtarəmā̊ŋha- به معنی «ورود به ماه»، پنجه سوم pərənō.mā̊ŋha- به معنی «ماه کامل»، و پنجه پنجم vīṣ̌aptaϑa- به معنی «یک هفته مانده»، نامیده شده‌اند. بنابر بندهشن (26: 21-22)، ماه در سه پنجه اول که هر روز بر نور آن افزوده می‌شود، فرّه ‌بخش است و «به جهانیان نیکی می‌بخشد»، و در سه پنجه آخر که روز به روز از نور آن کاسته می‌شود، «اعمال نیک جهانیان را می‌ستاند». همین نکته در احکام نجوم سنتی (بیرونی، 1352: 358)، به صورت سعادت و نحوستِ قمر بیان شده است: «چون نور او همی‌فزاید سعد بُوَد و چون نور او همی‌کاهد نحس». اما در بندهشن بر نحوست نیمه دوم ماه تاکیدی نیست، و تنها مسئله این است که در نیمه دوم، ماه «اعمال نیک جهانیان را می‌ستاند و به گنج ایزدان می‌سپارد». در حالی که در بندهشن (26: 21-22)، سه پنجه اول «نیکی بخشنده» معرفی شده است؛ مطابق دینکرد سوم (دو مناش، 1972: 262-263) منظور از پنجه های نیکو، پنجه های اول، سوم، و پنجم است و در مقابل، پنجه های دوم، چهارم و ششم، به ترتیب چنین نامگذاری شده‌اند: 1) پنجه ضد-اندرماه، از 6م تا 10م ماه؛ 2) پنجه ضد-پرماه، از 16م تا 20م؛ 3) پنجه ضد-وِشَفته، از 26م تا 30م ماه (برای توضیحات بیشتر رک. wišafdah و Gōzihr).
مطابق نجوم سنتی، سیارۀ ماه، یک سیارۀ آبی است (فراولی، 2005: 33). دلیل اصلی این سرشت آبی به احتمال زیاد این است که نیروی جاذبۀ ماه باعث ایجاد جزر و مد آبهای موجود بر سطح زمین می‌باشد. از آنجا که مسیر ماه کمابیش بر دایرهالبروج منطبق است و دایرهالبروج برای ساکنان نیمکرۀ شمالی، در جنوب قرار می‌گیرد؛ در نتیجه، تأثیر آن نیز بر دریاهای ناحیه جنوب است. دربارۀ رابطۀ ماه با ستارۀ سدویس و دریای سدویس، در بندهشن (10: 10-11) آمده است: «بند این دریا [=دریای سدویس] به ماه و باد پیوسته است، [یعنی] با افزایش و کاهشِ ماه برآید و فرو شود [و] از آن روی که گردشِ او [=ماه] به نیمروز است، بندِ دریایِ سدویس نیز به ستارۀ سدویس بسته است که دریاها و ناحیت نیمروز در پاسبانی اوست». در بندهشن (10: 12-13)، «دربارۀ جزر [ōgār] و مد [purr] گوید که: از پیشِ ماه، (به) هر گاه، دو باد می‌وزد که جایگاه ایشان در دریای سدویس است. یکی را فرودآهنگ و یکی را بَرآهنگ خوانند. هنگامی که برآهنگ وزد، مد، [و] هنگامی که فرودآهنگ وزد، جزر باشد. به دیگر دریاها، از آنجا که گردش ماه بدیشان نیست، جزر و مد نباشد» (بهار، 1378: 74).
ریشه شناسی: هند و ایرانی آغازین: *maHas-, *maHas-ia- (لوبوتسکی، 2009: 66)؛ سانسکریت: mā́s-, mā́sa- (مونیرویلیامز، 1960: 814)؛ اوستایی: māh- «ماه»، Måŋha- «ایزد ماه، نام روز دوازدهم از هر ماه» (بارتولومه، 1904: 1170)؛ فارسی باستان: māha- (کنت، 1953: 203)؛ فارسی میانه: māh [mˀh] اغلب به معنی «سیارۀ ماه، قمر»، māh [BYRḤ] اغلب به معنی «ماه، ایزد ماه» (نیبرگ، 1974: 123؛ مکنزی، 1373: 102؛ بهار، 1345: 268؛ دوبلوا، 2006: 136)؛ mah (مایرهوفر، 1996: 352)؛ فارسی میانه ترفانی: māhān [mˀhˀn] «ماهها» (بویس، 1977: 55)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: māh [mˀh, YRḤA] «ماه؛ سیارۀ ماه»، māhīgān [mˀhygˀn] «ماهها» (نیبرگ، 1974: 123)؛ فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی ترفانی: māh [mˀh] «ماه؛ سیارۀ ماه» (بویس، 1977: 55)؛ māh [mˀẖ, mˀ] «ماه (دوازده‌گانه)» (دورکین-مایسترارنست، 2004: 224)؛ māh [mˀẖ] «سیارۀ ماه، ایزد ماه» (دورکین-مایسترارنست، 2004: 224)؛ فارسی میانه کتیبه ای و پهلوی اشکانی کتیبه ای: māh (ژینیو، 1972: 68، 21)؛ فارسی نو: ماه «ماه سی روزه؛ قمر»؛ انگلیسی:
moon, month ؛ معادل عربی: قمر، [qamarun] (دوبلوا، 2006: 71)؛ شَهر «ماه دوازده‌گانه» از سریانی [šhrˀ] (دوبلوا، 2006: 13).
ترکیبات:
andar-māh «اندرماه»
purr-māh «پُرماه»
māh ī gōspand-tōhmag «ماه گوسپند تخمه، ایزد ماه، مینوی ماه»

                                                    .