سامانه پژوهشی – عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت‌های تولیدی استان گیلان- قسمت ۲

  • نشرکن: این فرایند به توسعه یک روح جمعی که در آم افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیتهایشان به یکدیگر وابسته اند، کمک میکند.
  • به کار ببر: چهارمین فرایند، از این ایده آغاز میشود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر اس ت،این عنصر،دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل میکند. .(احمدی و صالحی، ۱۳۸۹،۱۱۲-۱۱۱)
  • ۲-۱-۷-۳- مدل بکمن (۱۹۹۹)
    بکمن (۱۹۹۹) هشت مرحله زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
    ۱٫شناسایی کردن : تعیین شایستگی های درونی و منابع استراتژیک؛
    ۲٫تسخیر کردن : رسمی کردن دانش موجود؛
    ۳٫انتخاب کردن: تعیین دانش های مرتبط و حذف دانش های ناسازگار؛
    ۴٫ذخیره کردن : معرفی حافظه ای یکپارچه؛
    ۵٫تسهیم کردن : توزیع دانش برای استفاده کنندگان؛
    ۶٫به کار بردن : باز یافتن و استفاده از دانش در تصمیم گیری ها و حل مسائل؛
    ۷٫ایجاد کردن : تولید دانش جدید در حین تحقیقات؛
    ۸٫تجارت کردن : فروش و معامله، توسعه و عرضه ی جدید در بازار در قالب محصولات و خدمات.(احمدی و صالحی،۱۳۸۹،۱۱۳)
    ۲-۱-۷-۴- مدل بکوویتز و ویلیامز
    بکوویتز و ویلیامز(۱۹۹۹)، هفت مرحله زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
    به دست آوردن دانش: استفاده از ابزار های مختلف جهت دستیابی به دانش، کتابخانه و بخش اسناد نمونه هایی از این ابزار هستند.
    به کار بردن دانش: استفاده از دانش به دست امده در صورت مفید و مناسب بودن.
    یادگیری: درس گرفتن و آموختن از تجربیات به دست آمده
    تسهیم و مبادله دانش: انتقال و رد و بدل شدن دانش اعضای سازمان بین یکدیگر، تا فرهنگ” تسهیم دانش قدرت است” جایگزین ” دانش قدرت است” شود.
    ارزیابی دانش: مورد سنجش قرار دادن وضعیت دانش و دارایی های دانشی سازمان.
    ایجاد و تثبیت دانش: توانایی سازنان در به وجود آوردن و تولید دانش و همچنین تثبیت و حفاظت آن در سازمان
    استفاده بهینه از دانش: استفاده کامل و بهینه سازمان از دانش موجود در زمانی که فرصت و موقعیت جدیدی برای سازمان به وجود می آید، قبل از اینکه از منابع برون سازمانی استفاده شود.(مقیمی، رمضان، ۱۳۹۲،۴۰)
    ۲-۱-۷-۵- مدل نوناکو و تاکوچی
    محققان مدیریت ژاپنی نوناکا و تاکوچی تأثیر بسیاری بر مباحث مدیریت دانش داشته اند.مفهوم دانش پنهان و دانش آشکار توسط نوناکا برای طرح ریزی نظریه یادگیری سازمانی طبقه بندی شده است.در این تقسیم بندی،با توجه به هم گرایی بین شکل های پنهان و آشکار دانش،آنان الگویی را پایه گذاری کرده اند که به نام خودشان معروف شده است.این الگو برخلاف الگوهای پیشین،تمرکز خود را بر دو نوع دانش آشکار و پنهان مبذول داشته و به نحوه ی تبدیل آنها به یک دیگر و چگونگی ایجاد آن در تمامی سطوح سازمانی(سطح فردی-گروهی و سازمانی)توجه دارد.در این الگوی پویا،نحوه استفاده و تبدیل این دو دانش و چگونگی مدیریت آن در این زمینه،به صورت حرکت مارپیچی(حلزونی)فرض شده است. هم چنین در تفکر یاد شده، فرض بر این است تنها افراد به وجود آورنده دانش هستند، بنابر این فرآیند تولید دانش سازمانی باید به عنوان فرایند مستمری باشد که در آن،دانش ایجاد شده توسط افراد به طور سازمان دهی شده ای،تقویت و هدایت شود.بر پایه الگوی نوناکا و تاکوچی مراحل زیر باید برای انتقال(تبدیل)این دو نوع از دانش،در سطوح گوناگون سازمان انجام شوند: (احمدی و صالحی،۱۳۸۹،۱۱۷-۱۱۶)
    اجتماعی کردن(پنهان به پنهان):انتقال دانش نامشهود یک فرد به فرد دیگر.
    برونی سازی (پنهان به آشکار):تبدیل دانش نامشهود به دانش مشهود.در این حالت،فرد می تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم(سیمینار،کارگاه آموزشی)به دیگران ادامهئ دهد.گفتگوی میان اعضای یک گروه در پاسخ به پرسش ها یا برداشت از رخدادها،از جمله فعالیت های معمولی هستند که این نوع تبدیل در آنها رخ می دهد.
    ترکیب(آشکار به آشکار):در این مرحله،حرکت از دانش آشکارفردی به سمت دانش آشکار گروهی و ذخیره سازی آن انجام می شود و با توجه به استفاده از دانش موجود،امکان حل مسائل از طریق گروه فراهم شده،به دنبال آن دانش توسعه می یابد.
    درونی سازی(آشکار به پنهان):در این مرحله،دانش آشکار به دست آمده در سازمان،نهادینه می شود.هم چنین گذراندن این مرحله برای افراد،آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی را نیز در پی دارد(کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکارموجود) (احمدی و صالحی،۱۳۸۹،۱۱۸-۱۱۶).
    ۲-۱-۸- مدل فرایندهای مدیریت دانش در تحقیق حاضر
    دراین تحقیق برای انتخاب ابعاد مربوط به فرایندهای مدیریت دانش از مدل بوکوتیز و ویلیامز استفاده شده است. این مدل دارای هفت مرحله میباشد.
    به دست آوردن دانش: استفاده از ابزار های مختلف جهت دستیابی به دانش، کتابخانه و بخش اسناد نمونه هایی از این ابزار هستند.
    به کار بردن دانش: استفاده از دانش به دست امده در صورت مفید و مناسب بودن.
    یادگیری: درس گرفتن و آموختن از تجربیات به دست آمده
    تسهیم و مبادله دانش: انتقال و رد و بدل شدن دانش اعضای سازمان بین یکدیگر، تا فرهنگ” تسهیم دانش قدرت است” جایگزین ” دانش قدرت است” شود.
    ارزیابی دانش: مورد سنجش قرار دادن وضعیت دانش و دارایی های دانشی سازمان.
    ایجاد و تثبیت دانش: توانایی سازنان در به وجود آوردن و تولید دانش و همچنین تثبیت و حفاظت آن در سازمان
    استفاده بهینه از دانش: استفاده کامل و بهینه سازمان از دانش موجود در زمانی که فرصت و موقعیت جدیدی برای سازمان به وجود می آید، قبل از اینکه از منابع برون سازمانی استفاده شود.(مقیمی، رمضان، ۱۳۹۲،۴۰)
    ۲-۲- بخش دوم: عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش
    دانش به عنوان منبع اصلی سازمان ها تلقی می شود.چنانچه سازمان ها بخواهند به مدیریت دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی بپردازند، بایستی عوامل زیر ساختی مناسبی را فراهم اورند(حسن زاده، ۱۳۸۷).پس از نزدیک به سه دهه تحقیق، مدل سازی و پیاده سازی آندر سازمان های بزرگ و کوچک، هنوز یک مقوله سازمان-وابسته است و نمی توان ابتکارها، استانداردها ، مدل ها و بهروش های یکسانی را، که قابل تعمیم به سازمان های پرشماری باشند، در این زمینه یافت. بنگاه هایی که می خواهند احتمال بقای خود در نیمه نخست قرن بیست و یکم را افزایش دهند، چاره ای جز جدی گرفتن مدیریت دانش ندارند(دالکیر، ۱۳۹۲،۱)
    زیر ساخت ها نیروهای پیش برنده برای استقرار مدیریت دانش در سازمان هستند که نه تنها کارکنان را تشویق به خلق دانش می کنند بلکه زمینه مناسبی را برای تسهیل در انتقال دانش و تجربیات اعضای سازمان فراهم می کنند و اجازه می دهند دانش سازمانی به صورتی منظم و هماهنگ در سراسر سازمان رشد کند. زیر ساخت های مدیریت دانش ساز و کار هایی هستند که سازمان ها را قادر به کسب،خلق،نگهداری، تسهیم و به کارگیری دانش در سازمان می کنند (یه ولایی و هو ، ۲۰۰۶)
    زیر ساخت های مدیریت دانش به عنوان ستون فقرات مدیریت دانش مورد توجه قرار گرفته اند و تقریبا همه ی سازمانهایی که مدیریت دانش را با موفقیت به کارگرفته اند به نیاز و اهمیت وجود زیر ساختی حمایتگر و اشکار برای پشتیبانی از نظام مدیریت دانش به خوبی واقفند، لذا این واقعیت که کارایی و اثر بخشی کاربرد مدیریت دانش در سازمان نیازمند وجود زیرساخت هایی قوی و مناسب است تایید می شود (زعیم و تاتگلو ، ۲۰۰۷) .
    ۲-۲-۱-مدل های زیرساخت مدیریت دانش
    در پژوهش های مربوط به زیرساخت ها و اجرای مدیریت دانش از مدل های مختلف استفاده شده است که به چند نمونه از این مدل ها اشاره میکنیم.

    منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است