منابع مقالات علمی : عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت‌های تولیدی استان گیلان

در اوایل دهه ۱۹۶۰ دراکر نخستین کسی بود که نسبت به ابداع واژه دانشگر اقدام نمود (زرگرپور،۱۳۹۲،۲۲). دراکر و استراسمن به اهمیت رو به رشد اطلاعات و دانش صریح به عنوان منابع سازمانی تاکید کرده اند. از طرف دیگر سنگه به بعد فرهنگی دانش یعنی (سازمان یادگیرنده) تمرکز کرده است. چریس ارجریس ، چریستوپر بارتلت و دورتی لئونارد – بارتون از مدرسه تجاری هاروارد حقایق مختلفی از دانش را به بوته ازمون برده اند. در حقیقت، مورد کاوی مشهور بارتون در شرکت چپرال استیل که از دهه ۷۰ دارای استرتژی مدیریت دانش اثر بخش بوده، در کتاب وی تحت عنوان (ساخت و حمایت از منابع نواوری) ثبت شده است. (فاتح و همکاران، ۱۳۹۰،۱۱)
رچه اچ جی ولز (۱۹۳۸) هیچگاه عملا از واژه مدیریت دانش نام نبرد، اما به تشریح دیدگاه خود از واژه “مغز جهانی” که سازماندهی فکری مجموع دانش جمعی ما را تشکیل می دهد پرداخت. مغز جهانی به معنی تشکیلات جهانیو تشریح کننده ایده ها و دانش می باشد. ولز در آن زمان تشکیل شبکه جهانی ارتباطی را پیش بینی کرده بود . در این ارتباط او جایی می گوید:” ما در جهانی زندگی می کنیم که دانش و مهارت، مورد استفاده و بهره برداری قرار نگرفته اند”(زرگرپور،۱۳۹۲،۲۲)
تا سال ۱۹۹۰ تعدادی از شرکت های مشاوره، برنامه های مدیریت دانش را شروع کرده اند و تعدادی از شرکت های مشهور اروپایی، ژاپنی و امریکایی برنامه های مدیریت دانش را نهادینه کردند. در سال ۱۹۹۱ تام استوارت مقالۀ خود تحت عنوان (قدرت مغز) را در مجله فورچون منتشر کرد و به این ترتیب مدیریت دانش در مطبوعات عمومی معرفی شد. شاید گسترده ترین کار مطالعاتی در زمینه مدیریت دانش مربوط به کار اکوجیرو نوناکا و هیروتاکا تاکه اوچی(۱۹۹۵) در کتاب شرکت دانش افرین با عنوان (شرکت های ژاپنی چگونه پویایی های نواوری را ایجاد می کند) باشد. تا اواسط دهۀ ۹۰ ابتکارات در زمینه مدیریت دانش بواسطه اینترنت در حال اوج گیری بوده است. شبکه بین المللی مدیریت دانش که در سال ۱۹۸۹اغاز شد، در سال ۱۹۹۴ به صورت بهنگام درامد و پس از اندکی به گروه های مدیریت دانش و انتشارات امریکا ملحق شد. با تمرکز سازمان ها بر مدیریت دانش ضمنی و صریح برای رسیدن به مزیت رقابتی، تعداد کنفرانس ها و سمینارهای مدیریت دانش افزایش یافته است. در سال ۱۹۹۴، شبکه بین المللی مدیریت دانش نتایج بررسی های خود در خصوص مدیریت دانش را که در شرکت های اروپایی انجام شده بود منتشر کرد و در سال ۱۹۹۵ جامعه اروپا خواستاراختصاص بودجه به پروژه های تحقیقاتی مدیریت دانش شد( فاتح و همکاران ،۱۳۹۰،۱۳-۱۲).
دوره های مختلفی که ما در آن ها زندگی کرده ایم منظر های دیگری از تاریخچه مدیریت را در اختیار ما قرار میدهد. دوره صنعتی شدن در سال ۱۸۰۰، فن آوری های مرتبط با حمل و نقل در سال ۱۸۵۰، ارتباطات در سال ۱۹۰۰، رایانه در سال ۱۹۵۰، مجازی کردن در اوایل دهه ۱۹۸۰ و تلاش های اولیه برای دسترسی به فن آوری های مرتبط با اطلاعات فردی در سال ۲۰۰۰ آغاز گردید(دلویت، توشه و توماتسو،۱۹۹۹).
۲-۱-۴- چرخه مدیریت دانش
همانطور که در تعریف مدیریت دانش بیان شد، خلق، کسب، سازمان دهی، انتقال و به اشتراک گذاردن دانش از عناصر اصلی تشکیل دهنده مدیریت دانش است، که به عنوان فرایند مدیریت دانش شناسایی می شود. مدیریت دانش فرایندی خطی و ایستا نیست، بلکه فرایندی پویا و چرخه ای است و به کارکنانی نیاز دارد که دائما با اطلاعات سر و کار داشته باشند و به دنبال کسب دانش جدید و استفاده از آن باشند(سرلک و فراتی،۱۳۸۷،۲۲۶). بات(۲۰۰۱) چرخه مدیریت دانش را شامل فعالیت های کسب، ثبت، انتقال، خلق و کاربرد دانش در سازمان می داند. کسب دانش شامل مجموعه فعالیت هایی که به منظور کسب دانش جدید از خارج سازمان صورت می گیرد. فعالیت هایی مانند میزان اشتراک اعضا در انجمن های علمی و میزان شرکت در دوره های آموزشی، همکاری سازمان با دانشگاه ها و سایر مراکز علمی و خریداری دانش جدید برای سازمان نشان دهنده میزان تلاش برای کسب دانش جدید و ورود آن به سازمان می باشد.
کسب دانش با جستجوی داده، اطلاعات و دانش و اعتبار بخشی آن ها از طریق منابع مختلف شروع می شود. از دانشی که قبلا کسب شده است برای طبقه بندی و برنامه ریزی بهتر منابع کسب دانش بویژه منابع خارجی استفاده می شود(سرلک و فراتی،۱۳۸۷،۲۲۶). ثبت و مستند سازی دانش شامل مجموعه فعالیت هایی است که به منظور ثبت دانش موجود در سازمان صورت می گیرد. دانش تولید شده و موجود را باید بتوان در شکلی که برای همه قابل دسترسی و قابل استناد باشد، ذخیره کرد. در واقع با با این کار می توان دانش را از حالت ذهنی خارج کرد ودر حافظه سازمان قرار داد. زیرا در اینصورت ممکن است دانش در ذهن کارمندان، موسسان سازمان و … باقی بماند و با خروج آن ها از سازمان و یا مرگ آن ها دانش از بین خواهد رفت. فعالیت هایی مانند استفاده از پایگاه داده برای ثبت دانش سازمانی، کدگذاری دانش، مستند سازی تجارب موفق و نا موفق از جمله فعالیت های ثبت دانش در سازمان می باشد(بات،۲۰۰۱)
انتقال دانش شامل مجموعه فعالیت هایی که به منظور انتقال دانش سازمان میان اعضا صورت می گیرد، می باشد. انتقال دانش یک جنبه مهم از مدیریت دانش است زیرا دانش هنگامی که در یک سازمان کسب شد بایستی در بین افراد و گروه ها به اشتراک گذارده شودو فرایند انتقال و تسهیم دانش شامل فعالیت های انتقال و توزیع دانش ضمنی و صریح از یک شخص، گروه یا سازمانی به شخص، گروه یا سازمان دیگر است. تحقیقات نشان داده است که از طریق انتقال و تسهیم دانش اثر بخش، سازمان ها می توانند کارایی خود را بهبود بخشیده و هزینه های آموزشی و ریسک های ناشی از عدم اطمینان را کاهش دهند. فعالیت هایی مانند جلسات بحث و تبادل نظر برای ارایه تجارب و شیوه های کاری، تمایل و مشارکت اعضا به همکاری و کمک به همکاران برای بهبود روش های کاری، استفاده از پایگاه داده و در اختیار گذاشتن دانش سازمان برای تمام اعضا، نشاندهنده میزان تلاش سازمان برای انتقال دانش سازمانی می باشد(بات،۲۰۰۱)
به نظر داونپورت و پروساک (۱۹۹۸،۱۰۱) انتقال دانش شامل هم انتقال به گیرنده است و هم جذب و تبدیل آن توسط شخص یا گروهی که اطلاعات را می گیرد(سرلک و فراتی،۱۳۸۷،۲۲۹)
خلق دانش شامل مجموعه فعالیت هایی است که از طریق آن دانش جدید در سازمان تولید و خلق می شود. خلق دانش، منبع کلیدی نوآوری در هر سازمانی است. عامل حیاتی در بحث مدیریت دانش، تولید و انتشار اطلاعات، تفسیر اطلاعات پردازش شده و تبدیل آن ها به دانش است. فعالیت های مختلفی مانند پاداش دهی و تشویق نوآوری ها و ایده های جدید کارکنان، بحث آشکار در مورد تجارب و شکست های سازمان، تشکیل گروه های یادگیری در سازمان، استخدام افراد متخصص با دانش مورد نظر سازمان و حمایت مالی از تحقیقات دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، همگی ازجمله فعالیت هایی است که خلق و تولید دانش جدید را در سازمان تسهیل می کند(بات،۲۰۰۱). دانش از طریق فعالیت هایی مانند خرید، حل مسایل به صورت گروهی، انطباق با تغییرات محیطی، فعالیت شبکه های غیر رسمی و … ایجاد می شود(پیرلسون،۲۰۰۱،۱۹۸)
خلق دانش سازمانی فرایندی بی پایان است و نه تنها به درون سازمان محدود نمی شود بلکه بین سازمان جریان می یابد(نوناکو و تاکه اوچی،۱۹۹۵)
کاربرد دانش نیز شامل فعالیت هایی است که نشان می دهد سازمان دانش خویش را بکار گرفته است. از جمله بکارگیری ایده های جدید کارکنان در فرایندها و روش های کاری سازمان، بهبود عملکرد سازمانی، تصمیم گیری های موثر، حل مشکلات و توجه به فروش دانش سازمانی از جمله فعالیت های کاربرد دانش در سازمان است(بات،۲۰۰۱)
۲-۱-۵- مفاهیم مدیریت دانش
در این بخش برای درک بهتر مفهوم مدیریت دانش، داده، اطلاعات، دانش ونیز فرایند تبدیل داده به دانش را توضیح می دهیم.
مفهوم مدیریت دانش برای مدت‌های مدیدی به صورت عملی اما غیررسمی مورد استفاده واقع شده‌ است. بنابراین به منظور درک بهتر مهفوم مدیریت دانش ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها بپردازیم.دانش، نه داده است و نه اطلاعات، هرچند به هردو مربوط بوده و تفاوت‌ آنها لزوما ماهوی نیست و صرفا از نظر مراتب با هم متفاوتند.داده، اطلاعات و دانش مفاهیمی نیستند که‌ بتوان آنها را به جای هم مورد استفاده قرار داد.درک این سه واژه و چگونگی رسیدن از یکی به دیگری، اهمیت زیادی در موفقیت کارهای علمی دارد.
۲-۱-۵-۱- داده
داده از فعل لاتین do,dare به معنای دادن مشتق شده است و مناسب ترین کاربرد را برای بیان حقایق غیر منظم و ناآگاهانه دارد( سرلک و فراتی،۱۳۸۷،۹) داده، شامل توصیف مقدماتی از اشیا و رویدادها، فعالیت ها و مبادلات است که ثبت، طبقه بندی و ذخیره شده اند، ولی طوری مرتب نشده اند که معنی خاصی را برسانندو می توانند به صورت عددی، حرفی، شکلی و صدایی باشند(توربان و دیگران،۲۰۰۵، ۵۲).
داده شامل حقایق ساختار نیافته درباره رویدادها، اهداف یا افراد است(اریسون و فیتزگراد،۱۷)
داده یک واقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط به دیگر چیزهاست.داده‌ها حقایق و واقعیت‌های خام هستند.داده‌ها منعکس‌کننده تعاملات و مبادلات کامل و واحد و منسجمی‌ هستند که تحت عنوان جزء ناچیز از آنها یاد می‌شود.این اجزاء در پایگاه‌های داده، ذخیره و مدیریت‌ می‌شوند.داده‌ها حداقل متن را دارند و به تنهایی مفهوم موضوع بزرگتری را القا نمی‌کنند، تا زمانی‌ که مورد پردازش واقع شوند.داده‌ها، رشته واقعیت‌هایی عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند.از دیدگاه سازمانی، داده‌ها یک سلسله معاملات ثبت شده منظم تلقی شده‌اند. «۲۱»، «۰۰۱»و«ژاپن»، نمونه‌هایی از داده هستند.بدون ارائه توضیحات بیشتر، هیچ برداشتی از این سه داده صورت نمی‌پذیرد. هریک از این داده‌ها ممکن است بیانگر زمان، مقدار، وزن، مبلغ، اندازه، ماهی از سال و…باشند. (قربانی، ۱۳۸۸)
۲-۱-۵-۲- اطلاعات
اطلاعات از فعل لاتین inform,information به معنای شکل دادن مشتق شده است. اطلاعات عبارتست از مجموعه ای از داده ها هستند که در ذهن دریافت کننده آنها ایجاد معنی می کنند. اطلاعات باید به دریافت کننده چیزی را ارایه نماید که او تا به حال نمی دانست و نمی توانست پیش بینی کند. به عبارت دیگر اطلاعات داده هایی هستند که پردازش، تبدیل و ترکیب شده اندتا شکل معنا داری بگیرند و آگاهی بیشتری را به فرد منتقل کنند ( سرلک و فراتی،۱۳۸۷،۱۰).
اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده‌ها و ارتباط آنها به یکدیگر، موجب شکل‌گیری اطلاعات‌ می‌شود.اطلاعات داده‌های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه‌ و تفسیر آن است.ارتباط داده‌ها ممکن است بیان‌کننده‌ اطلاعات باشد.ممکن است صرفا ارتباط داده‌ها به اطلاعات‌ منجر نگردد.مگر یان که موجب درک مفهوم آنها باشد. اطلاعات در حقیقت داده‌های خلاصه شده را دربر می‌گیرد که گروه‌بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل‌ شده‌اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند.می‌توان با بررسی‌ اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت.اطلاعات معمولا شکل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره‌های انباشته شده را به‌ خود می‌گیرند و اعداد و گزاره‌ها را به صورت خلاصه شده‌ ارائه می‌کنند.(قربانی، ۱۳۸۸) اطلاعات زمانی حاصل می شود که بین داده ها در بعد زمانی و مکانی ارتباط ایجاد گردد. این ارتباط می تواند بین داده ها یا داده ها و اطلاعات برقرار شود. بنابر این اطلاعات تا حدودی دارای زمینه است و اشخاص می توانند بر اساس تطابق داشته های قبلی خود آن را درک و تعبیر کنند. (حسن زاده، ۱۳۸۶،۷-۶)
۲-۱-۵-۳- دانش
اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می‌گردد. خلاصه‌سازی هرچه بیشتر(انباشت)اطلاعات اولیه به دانش منجر می‌شود.دانش را در این حالت می‌توان‌ بینش‌های حاصل از اطلاعات و داده‌هایی تعریف کرد که می‌تواند به روش‌های مختلف و در شرایط گوناگون موثر و قابل تقسیم باشد.دانش به حداقل رساندن جمع‌آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش‌ دسترسی به اطلاعات. دانش کارآمد کمک می‌کند تا اطلاعات و داده‌های ناخواسته حذف شوند.دانش‌ یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می‌شود.زمانی که‌ افراد دانش خود را به اشتراک می‌گذارند، دانش هریک افزایش می‌یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر، دانش جدید حاصل می‌شود.رامپرسد دانش را تابعی از اطلاعات، فرهنگ و مهارت‌ها بیان می‌کند. (قربانی، ۱۳۸۸). دانش همانگونه که که در تعریف داونپورت و پروساک نیز آورده شد ترکیبی از اطلاعات ، تجارب، ارزش ها و پیش زمینه های ذهنی و محیطی شخص است. مطلب مهم این است که در مفهوم دانش یک چارچوب و الگویی نهفته است که چرایی و علت پدیده ها را مورد نظر قرار می دهد، دائما در حال تغییر است و از ترکیب اطلاعات مختلف اطلاعات جدیدی را بوجود می آورد و شخص دانشمند قدرت تحلیل، ارزیابی، و پیش بینی می دهد. شبکه ارتباطات بین اجزای دانش(داده، اطلاعات، زمینه ها، داشته ها، تجارت و ایده ها) از اهمیت بالایی برخوردار است و مادام که این ارتباط برقرار نشود نمی توان داشته های ذهنی را دانش نامید(حسن زاده،۱۳۸۶،۷)
درک تفاوت بین داده،اطلاعات و دانش از ملزومات مدیریت دانش در سازمان است.داده ها و اطلاعات در بسیاری از موارد به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می گیرند،در حالی که مترادف هم نیستند. دادهها شامل واقعیت ها و اشکالی هستند که برای کاربر،بی معنی باشند.ولی اطلاعات،داده های پردازش شده یا داده هایی با معنی باشند.داده ها حقایقی خام هستند که وقتی به طور کارآمدی پردازش شوند،به اطلاعات تبدیل می شوند.(بات،۲۰۰۱،۶۸).
با توجه به اینکه فناوری اطلاعات در بهترین حالت می تواند به عنوان عامل تقویت کننده ها در تبدیل داده ها به اطلاعات عمل کند،ولی مشکل تفسیر همچنان باقی می ماند و این فقط انسان ها هستند که اطلاعات را تفسیر کرده و به دانش تبدیل می کنند.البته قائل شدن این تمایز بین داده ها،اطلاعات را به دانش برگشت پذیر است،بنابراین سازمان باید به سرعت داده را به اطلاعات و اطلاعات را به دانش تبدیل نماید.در همان حال سازمان نباید بیش از حد بر دانش پایه خود تاکید داشته باشد.به محض اینکه قسمتی از دانش با شرایط موجود همخوانی نداشته باشد،سازمان باید سریعاً آن قسمت را از پایگاه دانش کناربگذارد(بات،۱۳۸۱،۷۷).
۲-۱-۶- مکاتب مدیریت دانش
یکی از صاحب نظران سه نوع مکتب مدیریت دانش را مورد بحث قرار می دهد. اومعتقد است که مکتب دیگاه خاصی را دنبال می کند و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد یکی از دیگری بهتر است. این سه مکتب عبارتند از: مکتب اقتصادی، مکتب سازمانی و مکتب راهبردی.
۲-۱-۶-۱- مکتب اقتصادی
این مکتب بر درامد تمرکز دارد و هدف ان بهره برداری از دارایی های دانشی سازمان است. به عبارت واضح تر، این مکتب به طور صریح به حفظ و بهره برداری از دارایی های دانشی یا فکری شرکت به منظور تولید درامد می پردازد. این مکتب به دانش مثابه یک دارایی توجه می کند. دارایی های دانشی یا فکری عبارتند از: حق انحصاری اختراعات، علائم تجاری، حق انحصاری بهره برداری و دانش فنی. بنابراین، این مکتب بیشتر به بهره برداری از دانش توجه دارد تا خلق ان.
۲-۱-۶-۲- مکتب سازمانی
این مکتب استفاده از ساختارهای سازمانی یا شبکه های روابط را برای تسهیم یا ذخیره سازی دانش مورد توجه قرار می دهد. در این مکتب از گروه های تسهیم تجربه استفاده می شود. این گروه های اجتماعی متشکل از افراد درون یا بین سازمانی با منافع، یا مسئله، یا تجربه مشترکند که با یک هدف سازمانی مشخص طراحی و تشکیل می شود. تحقیقات نشان می دهد که افراد اغلب به صورت رایگان و غیر رسمی تجارب خود را تسهیم می کنند. در نتیجه سازمان ها باید این نوع محیط ها را خلق و تقویت کنند. به عبارت روشن تر، گروه های تسهیم تجارب متشکل از افرادی هستند که به طور غیر رسمی در کنار یکدیگر به خلق و تبادل دانش، ودر طی ان به توسعه قابلیت های اعضای خود می پردازند. این گروه ها با تیم های پروژه که اعضای شان توسط مدیریت تعیین می شوند، متفاوتند.
۲-۱-۶-۳- مدیریت دانش و مدیریت استراتژیک
این مکتب مدیریت دانش را به عنوان یک بعد استراتژیک رقابتی در نظر می گیرد. در حقیقت، در این مکتب مدیریت دانش به عنوان جوهره استراتژی شرکت در نظر گرفته می شود. مکتب استراتژیک بر مزیت رقابتی تمرکز دارد که هدف در ان شناسایی، بهره برداری و خلق قابلیت های دانشی است(احمدی و صالحی، ۱۳۸۹،۴۹).
۲-۱-۷- مدل های طبقه بندی دانش
۲-۱-۷-۱- مدل زعیم و تاتگلو (۲۰۰۷)
در این مدل مدیریت دانش شامل فرآیندهای کسب و خلق دانش، طبقه بندی و ذخیره سازی دانش، انتقال و تسهیم دانش و استفاده از دانش می باشد.
توانایی تولید و کسب دانش و اشاعه ی آن در سراسر سازمان به عنوان قابلیت استراتژیک اصلی سازمان برای کسب مزیت رقابتی پایدار شناخته می شود. تولید دانش که در کانون توجه مدیریت دانش قرار گرفته است، شامل همه ی فعالیت هایی است که به خلق ایده های جدید و نو کمک می کند. این فرآیند می تواند به عنوان یک تولید آگاهانه و هدفمند دانش تحت فعالیت های خاصی تعریف شود. دانش زمانی معنا می یابد که دسته بندی شده و در قالب مناسبی ذخیره شود. در این صورت می تواند توسط فردی مناسب، در زمان مناسب و به طریق مناسبی مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین یکی از فرآیندهای اصلی مدیریت دانش دسته بندی آن مطابق با اهداف و ترجیحات سازمانی می باشد. انتقال دانش و مزایای تسهیم آن در سراسر سازمان، یکی دیگر از موضوعاتی است که توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است. بنابراین یکی از مهم ترین موضوعات در مدیریت دانش، توزیع دانش در سراسر مرز های سازمان می باشد، و سازمانهایی که به صورت اصولی دانش خود را تسهیم می کنند، به برتری دست خواهند یافت. یکی از مهم ترین اهداف مدیریت دانش، ایجاد ارزش از منابع دانشی سازمان می باشد. به صورتی که دانش موجود در سازمان به زمینه های عملی و کاربردی تغییر ماهیت دهد. بنابراین فعالیت های مدیریت دانش باید منجر به تغییر در عملکردها شود و ایده ها، فرآیندها و خط مشی های جدید را توسعه دهد. پس می توان نتیجه گرفت، که موفقیت در اجرای نظام مدیریت دانش در سازمان بیش از همه تابع چگونگی استفاده ی موثر و کارا از دانش خواهد بود. (زعیم و تاتگلو، ۲۰۰۷).
۲-۱-۷-۲- مدل هی سیگ
مدل هیسیگ ( ۲۰۰۰ ) از چهار فرایند زیر تشکیل شده است:

  • خلق کن: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر می گرد د. توسعه این قابلیت، تجربه تسهیم دانش،ایجاد ارتباط بین ایده ها و ساختن ارتباط های متقاطع با دیگر موضوعات، از این اهمیت کلیدی برخوردار است.
  • ذخیره کن: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آ ن، قابلیت ذخیره سازمان یافته ای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارمندان دیگر و تسهیم موثر دانش فراهم میشود، به وجود می آید.در این سامانه باید،دانش های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.
  • دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.